كرسىّ
لغت كرسى در كتابهاى لغت و در معارف الهيه به معانى گوناگونى آمده است.
1- علم 2- جرم بزرگ كيهانى 3- قدرت و تسلط.
1- اگر گفته شود: هومن اهل الكرسى، فلانى اهل كرسى است، يعنى از زمره عالمان و دانشمندان است.
پارهاى از روايات كلمه كرسى را در آيه شريفه به علم و دانائى و دانش و آگاهى معنا كردهاند:
«عن المفضل بن عمر قال: سألت ابا عبد الله عليم السلام عن العرش و الكرسى ما هما؟ فقال: العرش هو العلم الذى اطلع الله عليه انبيائه و رسله و حججه، و الكرسى هو العلم الذى لم يطلع الله عليه احدا من انبيائه و رسله و حججه:»
مفضل بن عمر مىگويد از حضرت صادق (ع) پرسيدم عرش و كرسى چيست؟ پاسخ داد: عرش دانشى است كه خداوند، انبيا و پيامبران و حجتهاى خود را به آن آگاهى داده، و كرسى دانشى است كه ويژه ذات مقدس خداست، و احدى از انبيا و رسولان و حجتهاى خود را به آن آگاه نساخته است.
«عن حفض بن غياث قال سألت ابا عبد الله (ع) عن قول الله عزوجل «وسع كرسيه السماوات و الارض» قال: علمه».
حفض بن غياث مىگويد: معناى وسع كرسيه السماوات و الارض را از حضرت صادق (ع) پرسيدم، در پاسخ فرمود: دانش و آگاهى خداوند است.
با توجه به اين معنا بايد گفت آيه شريفه اعلام مىكند دانش خداوند گنجايش همه آسمانها و زمين دارد و نسبت به همه آنها فراگير است.
و از آنجا كه علم از كمالات معنوى است و ظرفيت آن نيز جنبه معنوى دارد، خداوند با اين جمله به انسان مىفهماند كه دانش نامحدود او به همه آسمانها و زمين احاطه كامل دارد.
آرى وجود مقدسى كه خود پديد آوردنده آسمانها و زمين است دانشش نسبت به همه آنها فراگير و محيط است.
با توجه به اين كه كرسى به معناى دانش و علم باشد، مىتوان ارتباط اين جمله را با جملات سابق اين چنين بيان كرد: خداوند با ذكر جمله: لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ اعلام كرد كه همه مخلوقات جهان هستى، و كليه محتويات آسمانها و زمين ملك حقيقى ذات حق است، و با جمله يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ خاطرنشان ساخت كه مالك حقيقى از ملك خود غافل و بى خبر نيست، او از گذشته و آينده و ظاهر و باطن، از پيش رو و پشت سر و خلاصه از جميع شئون مادى و معنوى مملوكهاى خود آگاه و با خبر است و به همه جزئيات و خصوصيات آنها احاطه جامع و كامل علمى دارد.
2- چنان كه در روايات اهل بيت آمده، كرسى نام يك جرم بزرگ كيهانى است كه از نظر وسعت و عظمت محيط به همه آسمانها و زمين است، و به عبارت ديگر كرسى آن مخلوق عظيمى است كه گنجايش فراگيرى همه آسمانها و زمين را دارد!!
«عن الفضيل بن يسار قال: سألت اباعبدالله (ع) عن قوله الله جل و عز «وسع كرسيه السماوات و الارض» فقال: يا فضيل كل شىء فى الكرسى، السماوات و الارض و كل شىء فى الكرسى:»
فضيل بن يسار مىگويد: از حضرت صادق (ع) معناى وسع كرسيه السماوات و الارض را پرسيدم در پاسخ فرمود:
همه چيز در كرسى است، آسمانها و زمين و همه اشياء در كرسى قرار دارند.
روى الاصبغ بن نباته ان عليا (ع) قال: ان السماوات و الارض و ما فيها من مخلوق فى جوف الكرسى: «2» اصبغ بن نباته از على (ع) روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: آسمانها و زمين و همه مخلوقاتى كه در آنها هستند همه در داخل كرسى قرار دارند.
از حضرت صادق (ع) روايت شده است:
«العرش فى وجه هو جملة الخلق، و الكرسى وعاءه:»
عرش به يك بيان مجموعه جهان هستى است و كرسى ظرف آن مجموعه است.
به راستى براى انسان در هر درجهاى كه از علم و دانش باشد تصور يك چنين جرم با عظمتى به نام كرسى كه گنجايش همه آسمانها و زمين را داشته باشد بسيار مشكل است، ولى مهمتر از اين، كلام اولياى گرام اسلام است كه ظرفيت كرسى را به مراتب بيش از حجم مجموعهآسمانها و زمين معرفى نمودهاند، و علاوه بر اين مخلوق بزرگتر از كرسى را نيز در قلمرو آفريدههاى پروردگار بزرگ گوشزد نمودهاند:
«عن ابىعبدالله (ع) انه قال: ما السماوات و الارض عند الكرسى الا كحلقة خاتم فى فلاة و ما الكرسى عند العرش الا كحلقة فى فلاة:»
حضرت صادق (ع) فرموده است: همه آسمانها و زمين در برابر كرسى مانند حلقه انگشترى است كه در بيابان پهناورى افتاده باشد، و اين كرسى بزرگ و با عظمت در برابر عرش الهى نيز مانند حلقهاى در عرصه بيابان است!!
از نظر علمى جهان كيهان و كهكشانها با عظمت براى دانشمندان امروز ناشناخته و مجهول است، و از آغاز و انجام آن بىخبرند.
دانشمندان محقق در قرون اخير با كمك تلسكوبهاى نيرومند به مطالعه كتاب تكوين و مشاهده اجرام كيهانى پرداخته و از اين راه پيروزىها عظيمى به دست آوردهاند، ولى با همه پيشرفتهاى علمى كه نصيبشان شده، اعتراف دارند كه تنها قسمتى از اين راه دور و دراز را با قدمهاى علمى پيمودهاند و هنوز مناطق ناشناخته در جهان آفرينش بسيار است.
«مسافت خورشيد تا نزديكترين ستارگان تقريباً 2/ 4 سال نورى است، با وجود اين ما در منطقه شلوغ آسمان زندگى مىكنيم كه كهكشان نام دارد و مجموعهاى است از سيصد ميليون ستاره، اين مجموعه كهكشان يكى از كهكشانهاى عديدهاى است كه در حدود سى ميليون از آنها تاكنون شناخته شده است و شايد تلسكوپهاى بهتر تعداد بيشترى را نشان دهند!!
فاصله متوسط يك كهكشان تا كهكشان ديگر، تقريبا دو ميليون سال نورى است ولى ظاهراً هنوز جاى كافى ندارند زيرا به عجله از يكديگر دور مىشوند.
بعضىها با سرعت متجاوز از 000/ 14000 ميل در ثاينه يا بيشتر از ما دور مىشوند، دورترين آنها تا آنجا كه مشاهده شده به اعتقاد اهل فن در فاصله پانصد ميليون سال نورى قرار دارد، به طورى كه آنچه ما اكنون مىبينيم عبارت از شكل آنها در پانصد ميليون سال پيش است» «بشر روى سومين سياره يك ستارهى صغير واقع در كهكشانى به نام كهكشان داخلى زندگى مىكند با اين جود آن چنان هوشمند است كه مىخواهد عظمت خيره كننده تمام جهان را درك كند.
نمودارهاى زير نشان مىدهد كه او تا چه اندازه در اين كوشش خود موفقيت حاصل كرده است، مسافاتى كه در اين مقاله داده مىشود بر اساس سال نورى است، يعنى براى احتساب آن بايد در نظر بگيريم كه نور در هر ثانيه 186000 ميل معادل سيصد هزار كيلومتر مىپيمايد، با اين حساب يك سال نورى بالغ بر شش تريليون ميل است.
مسافات اين جهانهاى تو درتو از يكديگر آن قدر زياد است كه هر طبقه فضائى، به نوبهى خود فقط لكه خالى در ميان طبقه ديگر فضا محسوب مىشود، مثلًا منظومه شمسى كه فضاى نخست ناميده مىشود در داخل فضاى 2 تنها يك خال تلقى مىشود و همين طور فضاى 2 در برابر فضاى 3 تا آخر» تشبيه يك مجموعه بزرگ كهكشانى به يك خال، يا يك نقطه نورى، كه نتيجه تحقيقات علمى پىگير و مداوم دانشمندان اين قرن است، و مقايسه آن با حلقهى انگشترى كه در حديث حضرت صادق (ع) آمده است، اين حقيقت را براى ما روشن مىكند كه اولياى بزرگوار اسلام در 15 قرن قبل از اين واقعيتهاى ناشناخته بشر آگاهى داشتهاند و اين منازل عالى و رفيع علمى را در آن روزگار تيره و تاريك از بركت وحى دارا بودهاند.
3- مجمعالبيان كه از تفاسير ارزنده اسلامى است دربارهى معناى سوم كرسى مىگويد:
«ان المراد بالكرسى ههنا الملك و السلطان و القدرة كما يقال اجعل لهذا الحايط كرسيا اى عمادا يعمد به حتى لا يقع و لا يميل فيكون معناه احاط قدرته بالسماوات و الارض و ما فيها:»
مراد از كرسى سلطه و حكومت خداوند بر جهان هستى است، در لغت عرب به ستون قوى و محكمى كه تكيهگاه ديوار قرار مىدهند تا از تمايل و سقوطش نگاهدارى كند كرسى مىگويند، روى اين حساب معنى آيه اين مىشود كه قدرت خداوند و سلطنت و حاكميتش به همه آسمانها و زمين احاطه دارد.
اگر كلمه كرسى را به اين معنا بگيريم، ميتوان ارتباط اين جمله را با جملات سابق به اين صورت بيان كرد:
خداوند با جمله لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مالكيت خود را نسبت به همه موجوداتى ارضى و سمائى اعلام نموده و با جمله يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ از دانش جامع و كاملش نسبت به موجودات خبر داده و با بيان وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ اين معنا را مىفهماند كه خداوند نه تنها مالك همه موجودات است و از احوال و اوضاع آنها با خبر است بلكه سراسر جهان هستى با همه موجوداتش تحت سلطه و قدرت حضرت اوست و بر تمام ذرات جهان وجود فرمانروائى و حكومت دارد. «1» خداوندى كه حى لا يَمُوتُ و زنده دائم و بىفناست، خداوندى كه قائم به ذات خود است، خداوندى كه چرت و خواب كه از عوارض موجود مادى است هرگز به او راه ندارد، خداوندى كه مالك و مدبر و كارگردان همه هستى است و دانش و علمش نسبت به ظاهر و باطن همه موجودات احاطه دارد، خداوندى كه مستجمع جميع صفات كمال است، و قدرتش لا يزال و بىانتهاست از محافظت و نگاهدارى آسمانها زمين تا زمانى كه برپا بودن آنها را اراده داشته باشد خسته نمىشود وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما، زيرا خستگى از عوارض موجود مادى است و حضرت او منزه از ماده و ماديات و مبراى از نقايص و عيوب و عوارض جسمانى است، او از هر چيزى برتر و عظمتش بىنهايت است وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.
English