لطفا منتظر باشید

سر به فرمان او

در مسئله عبادت، آنچه مطرح است اين است كه بر تمام انسان‏ها واجب، لازم عقلى و شرعى است كه همچون تمام موجودات هستى، سر به فرمان او باشند و فقط از اوامر و نواهى آن حضرت، بى چون و چرا اطاعت كنند، و بندگى كسى جز او را ندانند، كه در عبادت او ظهور كمالات و استعداد حتمى، و در بندگى غير او هلاكت و شقاوت ابدى است.

تسليم امر و نهى او نبودن، كفر، شرك، زندقه و فسق، ضلالت و شقاوت مى‏باشد، در اين عبادت است كه سراسر ميدان حيات، مظهر فساد و افساد و فحشا و منكرات مى‏گردد.

انسان نبايد جز به عبوديت حق تن دهد، و خويش را كه گوهر گرانبهايى از خزانه خلقت است، چونان مرده به دست غسالانى كه سردمدار كفر و نفاقند دهد، كه تسليم غير او شدن، و به نوكرى و خدمت غير برخاستن، محصولى جز ذلّت در دنيا و آخرت ندارد.

بندگى حقيقى حق، نفى بندگى شيطان و اولياى شيطان است، و اسلام را از مسئله عبادت جز اين مقصودى نيست، كه در اين بندگى خير دنيا و آخرت لحاظ شده و آبادى امروز و فرداى انسان درنظر گرفته شده است.

نماينده ارتش ستمگر ساسانى، چون از نماينده سپاه اسلام علت محاصره ايران را سؤال مى‏كند، جواب مى‏شنود:

جِئْنا لِنُخْرِجُ الْعِبادَ مِنْ عِبادَةِ الْعُبَّادِ الى‏ عِبادَةِ اللَّهِ، وَمِنْ ضِيْقِ الدُّنْيا الى‏ سِعَتِها وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيانِ الى‏ عَدْلِ الْاسْلامِ.

«آمده‏ايم تا بندگان حق را از بندگى بندگان، بسوى بندگى حضرت رب درآورده، و از تنگناى دنيا به پهنه وسيع، و از بيداد فرهنگ‏هاى غلط به‏ عدالت انسان درآوريم».

امام باقر عليه السلام در بيان وظيفه انبيا و امامان، و سلحشوران جبهه حق عليه باطل مى‏فرمايد:

الدُّعاءُ الى‏ طاعَةِ اللَّهِ مِنْ طاعَةِ الْعِبادِ، وَالى‏ عِبادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبادَةِ الْعِبادِ وَالى‏ وَلايَةِ اللَّهِ مِنْ وَلايَةِ الْعِبادِ .

«دعوت به اطاعت خدا و رهانيدن از طاعت بندگان، نجات ازبندگى بندگان و هدايت به عبادت حق، بيرون آودن از زمامدارى مردمان و قرار دادن ايشان در مدار ولايت اللَّه».

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» .

«حكم فقط ويژه خداست، او فرمان داده كه جز او را نپرستيد. دين درست و راست و آيين پابرجا و حق همين است».

در حق حاكميت، آنچه مطرح است اين است كه فرماندهى بر تمام هستى‏بر حيات و شئون انسان‏ها، خاص حضرت اوست، چه آنكه جنابش مستجمع جميع صفات كمال، و غير او فاقد آن است و غير را با آن همه نقص و محدويت نرسد كه بر ديگران سلطه و حكومت داشته باشد، و براى جامعه انسانى تعيين نظام‏مقررات نمايد.

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» .

«حكم فقط ويژه خداست، [تنها] بر او توكل كرده‏ام، و [همه‏] توكل‏كنندگان‏ بايد به خدا توكل كنند».

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ».

«فرمان و حكم فقط به دست خداست، همواره حق را بيان مى‏كند و او بهترين داوران و جداكنندگان [حق از باطل‏] است».

«فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ» .

«پس [اكنون‏] داورى ويژه خداى والامرتبه و بزرگ است».

در حق اطاعت، آنچه مطرح است اين است كه تنها او بايد مطاع انس و جن باشد، و احدى را نرسد كه از غير او اطاعت نمايد.

چون حق اطاعت، در صحنه حيات، براى وجود مقدس او لحاظ شود، سعادت دنيا و آخرت تأمين مى‏گردد و خير دنيا و آخرت تحقق مى‏يابد.

دخالت در اين حق، از جانب هر كس باشد، عين شرك و مطيع غير حق، مشرك و فاسد و مفسد است. تمام انسان‏ها ملزمند از حضرت حق و آنان كه حق به اطاعت از آنان دستور داده اطاعت كنند و هر فرمانرايى جز او و امامانِ هدايت را از ميدان زندگى محو كنند، كه اطاعت از غير، مساوى با ذلّت دنيا و عذاب آخرت است.

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ» .

«اى اهل ايمان! پيامبر را اطاعت كنيد و اعمالتان را [با تخلف از دستورهاى خدا و پيامبر، شرك، نفاق، منت گذارى و ريا] باطل مكنيد».

«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ» .

«بگو: از خدا و پيامبر اطاعت كنيد. پس اگر روى گردانيدند [بدانند كه‏] يقيناً خدا كافران را دوست ندارد».

«وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ» .

«و بى‏ترديد اگر بشرى مانند خود را اطاعت كنيد، يقيناً زيانكاريد».

«وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ» .

«و اگر از آنان پيروى كنيد، يقيناً شما هم مشركيد».

«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» .

«و از كسى كه دلش را [به سبب كفر و طغيانش‏] از ياد خود غافل كرده‏ايم و از هواى نفسش پيروى كرده و كارش اسراف و زياده‏روى است، اطاعت مكن».

در حق الوهيت، آنچه مطرح است اين است كه وجود مقدس اللَّه، كه مستجمع جميع صفات كماليه است، محبوب حقيقى و هميشگى انسان قرار گيرد، و انسان تمام شئون حيات و امور زندگى را، بر مبناى اسما و صفات او بسازد، و از تمام رذايل، آلودگى‏ها، پستى‏ها، پوچى‏ها و اسارت‏ها، چون حضرت او كه مبرّا و منزه است، مبرّا و منزه بماند، چنانچه در حديث نبوى آمده:

تَخَلَّقُوا بِاخْلاقِ اللَّهِ‏ .

«به صفات و خصال حضرت او، در سايه پيروى از دستورات و فرامينش، آراسته شدن به عبادات با معنا خود را زينت دهيد».

به مثل هم چون او كه به مؤمنين، رؤوف، رحيم، غفور و كريم است، شما هم همان خصال را نسبت به مؤمنان به كار بريد، و چون او كه در برابر كفار و سركشان همچون رعد، صاعقه و طوفان بنيان‏بركن است، شما هم آنگونه باشيد.

با معرفت به او عشق ورزيد، و در تمام صحنه‏هاى حيات از او درس بگيريد و نياز و حاجت خود را، به سوى او بريد، و بر معيار صفات جلال، جمال و كمال او حركت نماييد.

جز او هيچ جاندار و بى‏جانى در هر حيثيتى كه باشد، نمى‏تواند به عنوان معبود، معشوق، محبوب، اله و اللَّه تجلى كند، كه غير او فاقد نقيصه و جامع كمالات نيست.

«إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ».

«و خداى شما خداى يگانه است، جز او خدايى نيست، رحمتش بى‏اندازه و مهربانى‏اش هميشگى است».

«وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» .

«و با خدا معبودى ديگر قرار ندهيد، يقيناً من از سوى او بيم‏دهنده‏اى آشكارم».

«لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا» .

«با خدا معبودى ديگر قرار مده كه [نزد شايستگان‏] نكوهيده و [در دنيا و آخرت‏] بى‏يار و ياور شوى».

آرى! حقِّ ولايت، با آن وجود مقدسى است كه قرآن مجيد درباره او مى‏فرمايد:

«وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ مُحِيطاً» .

«و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد».

«وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ» .

«و او در آسمان‏ها و در زمين، خداست».

«هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» .

«اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چيز داناست».

«كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» .

«هر چيزى مگر ذات او هلاك شدنى است».

«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» .

«و او با شماست هرجا كه باشيد».

«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» .

«و ما به او از رگ گردن نزديك‏تريم».

«ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» .

«آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست».

«أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» .

«آگاه باشيد كه آفريدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات‏] مخصوص اوست».

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه