لطفا منتظر باشید

طلبكار سوم: اهل وعيال‏

حس غريزه جنسى كه به منزله ابزار زندگى محسوب و هر فردى از افراد بشر آنرا داراست، به هر يك از دو جنس مرد و زن اجازه داده (بلكه لازم شمرده) كه‏ وقتى به حد رشد رسيدند و اين حس در آنها به فعليت رسيد، همسرى براى زندگى خود انتخاب نمايند تا شريك زندگيشان باشد و در تمام حالات پست و بلند روزگار دست از هم برندارند و چون همسر خود را در گرفتارى و شكنجه روزگار ببيند او را دلدارى داده و تسلى خاطر او را فراهم نمايد و اين وظيفه بيشتر به عهده زن است؛ چرا كه آفريدگار جهان خلقت زن را براى پرورش بنى‏آدم و تفقد بيچارگان و درماندگان آفريده و غريزه رأفت را در آنان بيشتر قرار داده؛ امّا مرد را براى نبرد زندگى خلق فرموده و هر يك را بر فطرت خود سرشته است.

نخستين و مهمترين مؤسسه در جامعه انسانى محيط خانواده است. بنياد جامعه كوچك خانواده و پيدايش افراد آن بازناشويى زن و مرد برقرار مى‏شود.

محيط خانواده مؤسسه پر قيمتى است كه تمام افراد بشر آنجا تربيت مى‏شوند و در اين محيط كوچك است كه آنها را به منظور محبت و برابرى و خيرانديشى براى تحمل عواقب تمدن انسانى مهيا مى‏سازند. خانواده مؤسسه‏اى است كه گردانندگان آن از صميم قلب دوست دارند افراد نيك و صالح از خود به يادگار گذارند.

اساساً انسان مسئول اعمال خويش است؛ امّا به حكم ارتباط افراد جامعه، نسبت به يكديگر، نمى‏توان افراد جامعه را مستقيماً مسئول اعمال ديگران ندانست.

آيا فرزندى كه نادان و بى تربيت بار آمده مسئوليتش متوجه مربى او نيست؟

بديهى است كه بى انتظامى خانواده را مردم منتسب به رئيس خانواده مى‏دانند.

خلاصه هركس نسبت به حوزه‏اى كه در آن مى‏تواند بيشتر اعمال نفوذ كند مسئوليت دارد.

از آيات اوليه قرآن اين آيه مكى است كه مى‏گويد:

«وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» .

و همچنين:

«قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً» .

بنابراين حقيقتى را كه نمى‏توان انكار كرد اين است كه خانواده ريشه اصلى تمدن بشرى است و صحت و سلامت تمدن وابسته به سلامت اين ريشه است؛ از اين جهت مى‏بينيم اسلام از ميان تمام مسائل به آن اهميت بيشترى داده و قوانينى وضع كرده كه سازمان خانوادگى را بر اساس صحيح و محكمى استوار سازد.

از نظر اسلام يگانه مرحله صحيح معاشرت، در ميان زن و مرد اين است كه هر يك از آنها با خشنودى كامل آنچه را كه به نتايج زندگى و خانواده وابسته است تقويت نمايند، تا بر اساس آن بنياد خانوادگى استوار گردد.

از طرفى تأثيرات عوامل مختلف در جهان خلقت بويژه تأثيرات غذايى از نظر ظاهر و باطن، بر احدى پوشيده نيست سلامت بودن غذا از نظر بهداشتى ضامن صحت بدن و از نظر حلال بودن ضامن سلامت روح است.

اين مسئله يعنى تهيه خوراك حلال بر عهده مدير خانواده است؛ زيرا خاندان هر كسى واجب‏النفقه آن فرد است، پس بر پدر خانواده لازم است كه براى زن و فرزند خود غذاى حلال را فراهم آورد تا اين غذا بر نورانيت روح آنان بيفزايد و از آوردن غذاى حرام بپرهيزد كه غذاى حرام باعث كسالت و تنبلى روح از عبادت حق است و اين سستى در عبادت و اطاعت براى جامعه بزرگتر كه از خانواده تشكيل شده است عواقبى خطرناك دارد.

منبع :
نظرات کاربران (1)
اسرافیل علیپور ( 20 دى 1394 )
مطالب خوبی دارید ممنون.
ارسال دیدگاه