سيماى عاقلان و جاهلان در قرآن
پروردگار مهربان عالم در آيه 19 مردم را با معيار آگاهى و ناآگاهى به دو گروه تقسيم مىكند: گروه دانا و به تعبير خود قرآن صاحبان خرد و مغز؛ و گروه اعمى.
گروه اول با مطالعه و شنيدن و فكر و تحصيل علم آنچه را كه بر پيغمبر نازل شده است حق مىيابند و از آن پيروى مىكنند، اما گروه اعمى كه در قرآن مجيد وصف آنان در آيات مختلفى آمده است اعمى به معناى كوردل، جاهل، نادان، و نفهم استكسانى هستند كه مىتوانستند بيمارى جهل و نادانى و نفهمى خود را با گوش دادن و مطالعه و تحصيل علم علاج كنند، اما خودشان چنين نخواستند. كوردلان قرآن را حق نمىبينند و صحيح و درست نمىانگارند و در هر دورهاى تعابيرى درباره قرآن دارند كه در قرآن كريم نيز نقل شده است.
عاقلان خردمند و دانايان بينا در همه شئون زندگى به كتاب خدا اقتدا مىكنند و از اين منبع عظيم خير بهره مىبرند و خودشان را با تمسك به قرآن كريم تبديل به عبد اللّه مىكنند و از طريق بندگى توفيق جلب رضايت پروردگار را پيدا مىكنند و نعمت ابدى الهى را در قيامت نصيب خويش مىنمايند، چون همه خيرات از طريق قرآن مجيد به دست مىآيد؛ اما انسانهاى كوردل محروم از هر خيرى هستند. نكته عجيب اين است كه به فرموده پروردگار همه همّت كوردلان صرف شكم و لذّتشان مىشود. قرآن مجيد درباره اين دسته از انسانها مىفرمايد:
«فالنار مثوى لهم».
جايگاه اينان براى هميشه آتش دوزخ است، چون خيرى كسب نكردهاند. پيغمبر اكرم، صلى اللّه عليه و آله، در روايتى مىفرمايد:
«شرّ العمى عمى القلب».
بدترين كورى و نابينايى كورى دل است.
زيرا اگر انسان بيدار و بينا باشد و بصيرت و نورانيت داشته باشد، قرآن را حق مىداند و از آن پيروى مىكند. قرآن از مردم سوال مىكند:
«أفمن يعلم أنما انزل اليك من ربّك الحق؟».
اين آيه از مردم سؤال مىكند، اما چه كسانى جز عاقلان، خردمندان، دانايان، و بينايان مىتوانند به آن جواب مثبت بدهند؟ آنان كه حق را از باطل، نور را از ظلمت، زشتى را از خوبى، و درستى را از نادرستى تمييز مىدهند به حقانيت قرآن يقيين دارند و هيمن يقيين وادارشان مىكند از حق پيروى نمايند.
خداوند در قرآن خطاب به پيامبر خود مىفرمايد:
«و اتبع ما يوحى اليك».
يعنى به شخص پيامبر امر مىكند كه از آنچه بر او نازل شده پيروى كند، زيرا خير پيامبر در اين است و به طور كلى خوشبختى و سعادت و كمال در پيروى از قرآن است.
تمام عظمت پيغمبر اسلام به همين مطيع بودن و عبد اللّه بودنش است.
اگر به آياتى كه در رابطه با پيغمبر است دقت كنيم، مىبينيم قسمت عمدهاى از اين آيات از پيغمبر اكرم تعبير به «عبد» كردهاند. بنده و عبد كسى است كه پيرو قرآن و مطيع محض پروردگار است و ازاينرو اين بالاترين مقام يك انسان در پيشگاه خدا نيز هست. به سبب داشتن چنين مقامى است كه در هر نمازى بر ما واجب كردهاند كه به اين مقام بندگى توجه كنيم. اين مقام نردبانى بود براى رسيدن به مقام رسالت:
«عبده و رسوله».
در واقع، اگر پرسيده شود كه خداوند چه كسانى را به پيغمبرى انتخاب كرده است؟ در پاسخ بايد بگوييم: آن كسانى كه تابع محض حق بودند.
English