لطفا منتظر باشید

تسويل نفس زليخا

شاه، افرادى را به دنبال زن عزيز مصر كه با يوسف عليه السلام درگير بود و زنانى كه در ميهمانى شركت داشتند مى‏فرستد و بعد به زنان مى‏گويد: برنامه چه بوده است؟

زليخا تعريف كرده و به دروغ متوسل نمى‏شود. راست مى‏گويد؛ چون شديداً گرفتار عذاب وجدان است و نه سال است كه بيگناهى را به خاطر اين كه قدرت داشته، به زندان انداخته و حال ناراحت است و حقيقت را بيان مى‏كند. به پادشاه مى‏گويد: من از يوسف عليه السلام كامجويى خواستم، او نيز در برابر من كاملًا مقاومت كرد و جواب مرا نداد. اكنون حق آشكار شد كه مقصّر كيست، سلطان! من مقصّر بودم و او پاك است.

بى‏ گناهى، كم گناهى نيست در ديوان عشق                 يوسف از دامان پاك خود به زندان مى‏شود

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه