امید واهی مشرکان مکهاین افراد چه امیدی داشتند؟ سیزده سال در مکه امید داشتند چراغ اسلام را خاموش کنند امید داشتند خورشید نبوت غروب کند امید داشتند … و برای انسان سودمند نمیباشد.کتاب خدا آیاتی را درباره امیدهای منفی و آرزوهای منفی دارد که از لحن آیات استفاده میشود دارندگان امید منفی و آلودگان به آرزوهای واهی … امید و آرزویشان ارزش ندارد. امر بهمعروف کردن یا رهاکردن؟یکی از آن آیات این آیه شریفه است که خداوند متعال به پیغمبر عظیمالشان اسلام که دارندگان آرزوهای منفی و امیدهای واهی
45 مطلب یافت شد
آیت الله انصاریان: کسی که دینی به مردم دارد تا دینش را ادا نکند مورد لطف و رحمت الهی قرار نمی گیرد
السلام خود را در مسیر قرب الهی افقر الفقرا می داند پس دیگر انسانها باید در این مسیر و نیل به مقام علیین به طور جدی گام برداردند و داشتن امید واهی
مبدأ و منتهای حقیقت فضل و رحمت
هیچ عاقلی نیز در کارهای دنیایی چنین امید واهی ندارد چه برسد به عاقلانی که توجه به عالم آخرت دارند.
استاد انصاریان: امید بدون عمل، بدون کار و بدون زحمت؛ بیارزش و یک سراب است
اسلام که دینی زنده و دین حیات دین رشد دین کامل و دین تکامل بنده است مردم را از امید واهی از امید بیعمل و از امید بدون کوشش نهی میکند.
این روش امیدوار بودن به رحمت خدا نیست!
هیچ عاقلی نیز در کارهای دنیایی چنین امید واهی ندارد چه برسد به عاقلانی که توجه به عالم آخرت دارند.
قم حرم حضرت معصومه(س) دههٔ دوم رجب 1396 سخنرانی هفتم
اسلام که یک دین زندهای است و دین حیات است و دین رشد است و دین کامل است و دین تکاملدهنده است مردم را از امید واهی از امید بیعمل از امید بدون کوشش
فضل و رحمت الهی - جلسه هفتم - (متن کامل + عناوین)
هیچ عاقلی نیز در کارهای دنیایی چنین امید واهی ندارد چه برسد به عاقلانی که توجه به عالم آخرت دارند.
چگونه زمان ظهور را جلو بیندازیم؟
دعا میکنیم؛ چراکه پیامبر صلی الله علیه واله به ما آموخته که بلاها را با دعا رفع کنیم. 2 بعد از دعا نیز امید استجابتش داریم که این امید نه از سر خیال واهی
شفاعت در آیات قرآنی
اینگونه مغروران از مردمی که دین بر آنها حاکم نیست و تنها قوانین و وجدان بر آنها حکومت میکند گناه و قانونشکنیشان بیشتر میگردد زیرا اینان به امید واهی … واهی و گمان باطل خود به آن معتقد است و خطاب واتقوا در هر دو آیه میخواهد به آنان بگوید از آن روزی که با این گونه ماهیت شما هیچ شفاعتی نسبت به شما پذیرفته نخواهد شد پروا کنید.آنان از روی اعتقاد نامعقول میگفتند ما چون فرزندان پیامبران از بنیاسرائیل هستیم هر اندازه هم گناه ما زیاد و فراوان و سنگین باشد پدران ما که دارای مقام نبوتاند از ما در قیامت شفاعت خواهند کرد در صورتی که قرآن پیوند نسبی اینگونه معاندان و متجاوزان را در دنیا و آخرت گسسته و قطع میداند و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسئلن ما لیس لک به علم انی اعظک ان تکون من الجاهلین 6 و نوح پیش از آن طوفان همه منطقه را فرا بگیرد و تمام دشمنان و منکران را به کام مرگ کشد پروردگارش را ندا داد و گفت پروردگارم به راستی که فرزندم از خاندان من است و یقینا وعدهات به نجات خاندانم حق است و تو بهترین داورانی.خدا فرمود ای نوح به یقین او از خاندان تو نیست او سرا پا کرداری ناشایسته است پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه همانا من تو را اندرز میدهم که مبادا از ناآگاهان باشییک بار دیگر با دقت عقلی به هر دو آیه نظر کنید نوح با کمال اطمینان به خدا میگوید فرزندم از خاندان من است و تو وعدهات برای نجات خاندانم قطعی است پس شفاعت مرا نسبت به پسرم قبول کن و او را نجات بده و خداوند هم قاطعانه به نوح گفت او از خاندان تو نیست و هیچ پیوندی میان تو و او وجود ندارد او عملی ناشایسته است و بهمین خاطر پیوندش با تو گسسته است و سپس نوح را به شدت مورد خطاب قرار میدهد که من نصیحتت میکنم که مبادا از ناآگاهان باشیبه راستی در این دو آیه شریفه چه درسها و پندها و عبرتهای بسیار مهم و باارزشی است و با توجه به این دو آیه آیا ادعای یهود که ما نسب به پیامبران میبریم پس هر چه باشیم و هر گناهی بر عهده ما باشد پدرانمان که دارای مقام نبوت هستند در قیامت از ما شفاعت میکنند ادعائی درست و صحیح است؟مسلما پیوند یهود و هر گناهکار حرفهای با آبا و اجداد پاکش گسسته و بریده است و خدا به خاطر پاکان به ناپاکان معاند و کافر در دنیا و آخرت توجهی نخواهد کرد.پسر نوح با بدان بنشستخاندان نبوتش گم شد جج سگ اصحاب کهف روزی چند جپی نیکان گرفت و مردم شد جج قرآن مجید درباره بدکاران حرفهای و کافران و معاندان و تکذیب کنندگان آیات حق میفرماید حتی اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسالون اینان از دشمنی با حق باز نمیایستند و از گناه و جنایت دست بر نمیدارند تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد میگوید پروردگارم مرا برای جبران گناهان و تقصیرهائی که از من سر زده به دنیا باز گردان امید
شفاعت
اینگونه مغروران از مردمی که دین بر آنها حاکم نیست و تنها قوانین و وجدان بر آنها حکومت میکند گناه و قانونشکنیشان بیشتر میگردد زیرا اینان به امید واهی … واهی و گمان باطل خود به آن معتقد است و خطاب واتقوا در هر دو آیه میخواهد به آنان بگوید از آن روزی که با این گونه ماهیت شما هیچ شفاعتی نسبت به شما پذیرفته نخواهد شد پروا کنید.آنان از روی اعتقاد نامعقول میگفتند ما چون فرزندان پیامبران از بنیاسرائیل هستیم هر اندازه هم گناه ما زیاد و فراوان و سنگین باشد پدران ما که دارای مقام نبوتاند از ما در قیامت شفاعت خواهند کرد در صورتی که قرآن پیوند نسبی اینگونه معاندان و متجاوزان را در دنیا و آخرت گسسته و قطع میداند و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسئلن ما لیس لک به علم انی اعظک ان تکون من الجاهلین 6 و نوح پیش از آن طوفان همه منطقه را فرا بگیرد و تمام دشمنان و منکران را به کام مرگ کشد پروردگارش را ندا داد و گفت پروردگارم به راستی که فرزندم از خاندان من است و یقینا وعدهات به نجات خاندانم حق است و تو بهترین داورانی.خدا فرمود ای نوح به یقین او از خاندان تو نیست او سرا پا کرداری ناشایسته است پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه همانا من تو را اندرز میدهم که مبادا از ناآگاهان باشییک بار دیگر با دقت عقلی به هر دو آیه نظر کنید نوح با کمال اطمینان به خدا میگوید فرزندم از خاندان من است و تو وعدهات برای نجات خاندانم قطعی است پس شفاعت مرا نسبت به پسرم قبول کن و او را نجات بده و خداوند هم قاطعانه به نوح گفت او از خاندان تو نیست و هیچ پیوندی میان تو و او وجود ندارد او عملی ناشایسته است و بهمین خاطر پیوندش با تو گسسته است و سپس نوح را به شدت مورد خطاب قرار میدهد که من نصیحتت میکنم که مبادا از ناآگاهان باشیبه راستی در این دو آیه شریفه چه درسها و پندها و عبرتهای بسیار مهم و باارزشی است و با توجه به این دو آیه آیا ادعای یهود که ما نسب به پیامبران میبریم پس هر چه باشیم و هر گناهی بر عهده ما باشد پدرانمان که دارای مقام نبوت هستند در قیامت از ما شفاعت میکنند ادعائی درست و صحیح است؟مسلما پیوند یهود و هر گناهکار حرفهای با آبا و اجداد پاکش گسسته و بریده است و خدا به خاطر پاکان به ناپاکان معاند و کافر در دنیا و آخرت توجهی نخواهد کرد.پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد جج سگ اصحاب کهف روزی چند جپی نیکان گرفت و مردم شد جج قرآن مجید درباره بدکاران حرفهای و کافران و معاندان و تکذیب کنندگان آیات حق میفرماید حتی اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسالون اینان از دشمنی با حق باز نمیایستند و از گناه و جنایت دست بر نمیدارند تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد میگوید پروردگارم مرا برای جبران گناهان و تقصیرهائی که از من سر زده به دنیا باز گردان امید
قبول مسائل متكى به دليل و برهان
امید مثبت داد که بهشت نه این که در انحصار این دو گروه نیست بلکه اینان بخاطر این ادعاهای کذب و نیتهای شومشان علیه دیگران و تحریف حقایق از رفتن به بهشت محروماند و بهشت برای کسانی است که به خدا و قیامت ایمان دارند و اهل عمل صالح و اخلاق حسنه هستند و از آروزهای بیپایه و عقاید بیمایه و ادعاهای کذب دورند و جز پاکی و صداقت و شرافت و کرامت و امیدهای مثبت که میوه درستی و فضیلت است سرمایه کسب نکردهاند.آنان به تبعیت از قرآن و پیامبر و امام معصومشان امیرمؤمنان جز بر حق و حقیقت و دلیل و برهان و حکمت و معرفت و تعقل و تفکر تکیه ندارند و از امور واهی
عاشورا و انتظار( تحليلها)
پیوستن و جدا شدن یاران به کاروان حسین ع کسانی پیوستند که امید پیوستنشان نبود همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی ع شمشیر زده و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود. و کسانی به بهانههای واهی
آرزوها و ادعاهاى بىدليل
واهی کرده بود و پندارشان این بود اگر این آرزوها و امیدها را که منحصرا نسبت به نجات خود و ورودشان به بهشت دارند به شدت تبلیغ کنند روحیه اهل ایمان را نسبت به عقایدشان سست و شخصیت آنان را در هم میشکنند و نهال اسلام را از ریشه و بنیان بر میکنند غافل از این که آنچه بر دلیل و برهان و بر حق و حقیقت استوار است ماندنی است و هیچ شبیخونی نمیتواند آن را سست و از هم بگسلد.یهود و نصاری تا به امروز که قرن دو هزار میلادی و پانزدهم هجری است همه ترفندهای خود را با در دست داشتن انواع ابزارها برای نابودی اسلام و تضعیف امت محمد بکار گرفتند ولی در نقشه و طرحشان موفق نشدند و اسلام روز به روز گسترش یافت تا جائی که هم اکنون گرایش به اسلام در اروپا و افریقا و آمریکا به شدت پا گرفته و بیتردید آینده از اسلام است و عمر ادیان دیگر نزدیک به پایان رسیده است.در رابطه با آرزوهای باطل و دست نیافتنی روایات بسیاری رسیده که در توضیح آیات دیگر به آن اشاره خواهد شد در اینجا به دو روایت برای تکمیل شرح آیه بسنده میشود رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود الکیس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من تبع نفسه هواه و تمنی علی الله 1 زیرک و زرنگ کسی است که خود را محاسبه کند و برای پس از مرگش عمل نماید و ناتوان و عاجز کسی است که خود را به دنبال هوای نفس و تمایلات بیمهار ببرد و بر خدا و رحمتش آرزوی باطل و دست نیافتنی بندد. قبول مسائل متکی به دلیل و برهاناسلام آئین آسمانی و فرهنگ وحی و دین خداست که جز حق و حقیقت و مسائل هماهنگ با فطرت و دعوت به تعقل و تفکر چیزی در آن نیست.اسلام برای خردمندان عالمان اندیشمندان متفکران صاحبان بصیرت ارزشی فوقالعاده قائل است.اسلام در مبارزهای بیامان با جهل و نادانی است و خردورزی را عبادت دانسته و تحصیل دانش و بینش را فریضه به حساب آورده است.اسلام گفتگو و بحث و جدال به بهترین روش را با دیگر فرهنگها و مکاتب اجازه داده زیرا با توجه به دلایل و براهینی که برای اثبات حقانیت خود داردواهمهای از رویاروئی با دیگر ادیان ندارد.اسلام در جدال و بحث با هر طایفه و گروهی و حتی با دشمنان سرسخت و حسود مکتب وحی پیوسته پیروز بوده و پاسخی که سبب شکستش باشد تاکنون دریافت نکرده و از این پس هم دریافت نخواهد کرد.دانشمندان بزرگ اسلام به ویژه علما و اندیشمندان پرورش یافته در مکتب اهل بیت کتابهای پربار علمی استدلالی فنی در زمینه بحثهای دینی و عقلی و منطقی تدوین کردهاند که حقانیت این آئین متکی بر دلیل و برهان را اثبات میکند.کتابهائی نظیر احتجاج دلایل الصدق الفین عبقات شرح تجرید کفایه الموحدین شافی شیخ طوسی الغدیر المراجعات و صدها کتاب کلامی و اعتقادی دیگر دلیلی بر صدق این ادعاست. اسلام از ابتدای ظهورش در برابر تبلیغات و ادعاهای مکتبها به ویژهمکتب یهود و نصاری طلب دلیل و برهان کرد.قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقینو چون در برابر اسلام از آوردن دلیل و برهان بر اثبات مدعای خود عاجز بودند حقانیت خود و بطلان ادعاهای طرف مقابل را ثابت نمود.اسلام با محکوم کردن یهود و نصاری بخاطر نداشتن دلیل نسبت به این مسئله که میگفتند بهشت در انحصار یهود و نصاری است تبلیغاتشان را از اثر انداخت و به مسلمانان و مؤمنان دلگرمی و امید
آرزوها و ادعاهاى بیدليل
واهی کرده بود و پندارشان این بود اگر این آرزوها و امیدها را که منحصرا نسبت به نجات خود و ورودشان به بهشت دارند به شدت تبلیغ کنند روحیه اهل ایمان را نسبت به عقایدشان سست و شخصیت آنان را در هم میشکنند و نهال اسلام را از ریشه و بنیان بر میکنند غافل از این که آنچه بر دلیل و برهان و بر حق و حقیقت استوار است ماندنی است و هیچ شبیخونی نمیتواند آن را سست و از هم بگسلد.یهود و نصاری تا به امروز که قرن دو هزار میلادی و پانزدهم هجری است همه ترفندهای خود را با در دست داشتن انواع ابزارها برای نابودی اسلام و تضعیف امت محمد بکار گرفتند ولی در نقشه و طرحشان موفق نشدند و اسلام روز به روز گسترش یافت تا جائی که هم اکنون گرایش به اسلام در اروپا و افریقا و آمریکا به شدت پا گرفته و بیتردید آینده از اسلام است و عمر ادیان دیگر نزدیک به پایان رسیده است.در رابطه با آرزوهای باطل و دست نیافتنی روایات بسیاری رسیده که در توضیح آیات دیگر به آن اشاره خواهد شد در اینجا به دو روایت برای تکمیل شرح آیه بسنده میشود رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود الکیس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت و العاجز من تبع نفسه هواه و تمنی علی الله 1 زیرک و زرنگ کسی است که خود را محاسبه کند و برای پس از مرگش عمل نماید و ناتوان و عاجز کسی است که خود را به دنبال هوای نفس و تمایلات بیمهار ببرد و بر خدا و رحمتش آرزوی باطل و دست نیافتنی بندد. قبول مسائل متکی به دلیل و برهاناسلام آئین آسمانی و فرهنگ وحی و دین خداست که جز حق و حقیقت و مسائل هماهنگ با فطرت و دعوت به تعقل و تفکر چیزی در آن نیست.اسلام برای خردمندان عالمان اندیشمندان متفکران صاحبان بصیرت ارزشی فوقالعاده قائل است.اسلام در مبارزهای بیامان با جهل و نادانی است و خردورزی را عبادت دانسته و تحصیل دانش و بینش را فریضه به حساب آورده است.اسلام گفتگو و بحث و جدال به بهترین روش را با دیگر فرهنگها و مکاتب اجازه داده زیرا با توجه به دلایل و براهینی که برای اثبات حقانیت خود داردواهمهای از رویاروئی با دیگر ادیان ندارد.اسلام در جدال و بحث با هر طایفه و گروهی و حتی با دشمنان سرسخت و حسود مکتب وحی پیوسته پیروز بوده و پاسخی که سبب شکستش باشد تاکنون دریافت نکرده و از این پس هم دریافت نخواهد کرد.دانشمندان بزرگ اسلام به ویژه علما و اندیشمندان پرورش یافته در مکتب اهل بیت کتابهای پربار علمی استدلالی فنی در زمینه بحثهای دینی و عقلی و منطقی تدوین کردهاند که حقانیت این آئین متکی بر دلیل و برهان را اثبات میکند.کتابهائی نظیر احتجاج دلایل الصدق الفین عبقات شرح تجرید کفایه الموحدین شافی شیخ طوسی الغدیر المراجعات و صدها کتاب کلامی و اعتقادی دیگر دلیلی بر صدق این ادعاست. اسلام از ابتدای ظهورش در برابر تبلیغات و ادعاهای مکتبها به ویژهمکتب یهود و نصاری طلب دلیل و برهان کرد.قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقینو چون در برابر اسلام از آوردن دلیل و برهان بر اثبات مدعای خود عاجز بودند حقانیت خود و بطلان ادعاهای طرف مقابل را ثابت نمود.اسلام با محکوم کردن یهود و نصاری بخاطر نداشتن دلیل نسبت به این مسئله که میگفتند بهشت در انحصار یهود و نصاری است تبلیغاتشان را از اثر انداخت و به مسلمانان و مؤمنان دلگرمی و امید
دعاى روز عرفه امام سجاد (ع)
او شیطان و دیو رجیم هم او را بر به مخالفتت کمک و یاری داد و به وسوسه و نویدهای دروغ و شبهات واهی باطل او را به مخالفتت برگماشت پس بر معصیتت با آنکه به وعده عذاب و انتقام تو آگه بود اما به امید
فرهنگی زیبا به نام صله رحم!
واهی ترک کند و خودش را از آثار زیادی که در دنیا و آخرت دارد محروم و بی نصیب سازد.در آیه 21 سوره ی رعد از کتاب زندگی آمده است والذین یصلون ما امر الله به ان یوصل ویخشون ربهم ویخافون سو الحساب و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده می پیوندند و از پروردگارشان می ترسند و از سختی حساب بیم دارند. این آیه بر هر صله ای که خداوند متعال به آن امر فرموده است دلالت و اطلاق دارد از معروف ترین مصادیق آن صله رحم است که خدای مهربان به آن امر کرده است و ترک آن را گناهی بزرگ می شمارد.به راستی چرا؟ اگر مثلا ما رابطه ی خود را با تمام نزدیکان قطع کنیم خللی به کسی وارد می آید؟این مهربانی ها را خدا می بیند و در روزی که همه نیازمند ذره ای لطف و مهربانی او هستند ما را از نعمات بی منتهایش بهره مند می سازد و به سعادت دنیوی و اخروی می رساند. .... واتقوا الله الذی تسالون به والارحام ان الله کان علیکم رقیبا .... و از بریدن و قطع رابطه با خویشاوندان پروا کنید که همانا خداوند پیوسته بر شما مراقب و نگهبان است با اندکی تدبر در می یابیم این رفت و آمدها تاثیرات شگرفی در زندگی فردی و اجتماعی ما خواهد داشت و سطح امید
کربلای انتظار
واهی از یاری امام سر باز زدند و یا در میانه راه از مولایشان بریدند چه آنانی که در میانه راه جداشدند و یا کسانی که از میدان نبرد گریختند.در مورد قیام حضرت مهدی علیه السلام نیز امام صادق علیه السلام می فرمایند اذا خرج القائم خرج من هذا الامر من کان یری انه من اهله و دخل فی سنه عبده الشمس و القمرهنگامی که قائم قیام کند از امر ولایت او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید که از یاران او باشند و به امر ولایت او در میایند کسانی که مانند خورشید پرستان و ماه پرستانند 7 .امام محمد باقر علیه السلام نیز درباره امتحان شیعیان در آخرالزمان می فرماید ای گروه شیعه شیعه آل محمد شما همچون سرمهای که به چشم میکشند خالص می شوید. زیرا کسی که سرمه به چشم می کشد می داند سرمه کی وارد چشم میشود ولی نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز روزگاری خواهید داشت که یک نفر از شما صبح خود را در راه دین حق میبیند ولی شب از دین بیرون رفته است و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولی صبح از دین خارج شده است. 8 امید
يارى خدا
امید قطعی پیشگاه حضرت رب العزه بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین.محققان از اهل بصیرت و دانایان حوزه طریقت و واصلان به حریم حقیقت گویند عبادت آن است که دل به آثار معرفت حق سبحانه مشغول باشد و روح به انوار مشاهده و تن به لوازم خدمت وی و زبان به شکرگزاری نعمت او رضا به قضایش نشانه بندگی است شکیبائی بر بلایش علامت دل زندگی. 10 عزیزی گفته گفتن این کلمات آسان است ولی متحقق شدن به معانی آن کار مردان است به هنگام نماز از دعوی دروغی که در ایاک نعبد میکنی شرم دار نمازگزار با خدای راز میگوید اهل راز کسی است که در هیچ زمان خلاف فرمان صاحب راز نکند و پاسبان افعال و اقوال خود باشد از سر غفلت به جایگاه نماز در آمدن و به طریق عادت در نماز ایستادن و به هزار اندیشه باطل و خیال واهی
يارى خدا
امید قطعی پیشگاه حضرت رب العزه بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین.محققان از اهل بصیرت و دانایان حوزه طریقت و واصلان به حریم حقیقت گویند عبادت آن است که دل به آثار معرفت حق سبحانه مشغول باشد و روح به انوار مشاهده و تن به لوازم خدمت وی و زبان به شکرگزاری نعمت او رضا به قضایش نشانه بندگی است شکیبائی بر بلایش علامت دل زندگی. 10 عزیزی گفته گفتن این کلمات آسان است ولی متحقق شدن به معانی آن کار مردان است به هنگام نماز از دعوی دروغی که در ایاک نعبد میکنی شرم دار نمازگزار با خدای راز میگوید اهل راز کسی است که در هیچ زمان خلاف فرمان صاحب راز نکند و پاسبان افعال و اقوال خود باشد از سر غفلت به جایگاه نماز در آمدن و به طریق عادت در نماز ایستادن و به هزار اندیشه باطل و خیال واهی
يارى خدا
امید قطعی پیشگاه حضرت رب العزه بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین.محققان از اهل بصیرت و دانایان حوزه طریقت و واصلان به حریم حقیقت گویند عبادت آن است که دل به آثار معرفت حق سبحانه مشغول باشد و روح به انوار مشاهده و تن به لوازم خدمت وی و زبان به شکرگزاری نعمت او رضا به قضایش نشانه بندگی است شکیبائی بر بلایش علامت دل زندگی. 10 عزیزی گفته گفتن این کلمات آسان است ولی متحقق شدن به معانی آن کار مردان است به هنگام نماز از دعوی دروغی که در ایاک نعبد میکنی شرم دار نمازگزار با خدای راز میگوید اهل راز کسی است که در هیچ زمان خلاف فرمان صاحب راز نکند و پاسبان افعال و اقوال خود باشد از سر غفلت به جایگاه نماز در آمدن و به طریق عادت در نماز ایستادن و به هزار اندیشه باطل و خیال واهی
English