های ظالمی هستند که از جاده حق و حقیقت بیرون رفته و بی منطق نسبت به هر چیزی ستیز می کنند؛ زیرا این افراد پیش از گفت وگو و مناظره خود را در موضعی قرار می دهند که به نتایج و توصیه های پایانی مناظره پای بند نیستند. از این رو ممکن است حتی در روش گفت وگو نیز به سبب همان خصلت ستمگرانه و خروج از جاده حق و عدالت به بیراهه
15 مطلب یافت شد
حضور در جبهه های نبرد
جاده زیر آتش بود و دشمن در فاصلۀ 200 متری ما بود . زمانی گلوله باران چنان شدید شد که به ناچار از حرکت ایستادیم و زیر ماشین پناه گرفتیم . مرگ را جلوی چشمان خود می دیدیم . ساعت چهار بعداز ظهر مقداری وضعیت آرامتر شد و ما از بیابان و بیراهه وارد جادۀ اهواز شدیم و خود را به شهر رساندیم . من با بچه های
آثاراعتدال گرايي
های او برخوردار می شود زمانی می تواند سپاسگزار نعمت باشد که در مصرف آن چیز دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپیماید؛ چون سپاسگزار نعمتی بودن به معنای درست مصرف کردن و بهره گیری مثبت و سازنده از آن چیز در راستای کمال شخصی و جمعی بلکه همگانی است که معنای اخیر شامل همه موجودات هستی می باشد؛ زیرا انسان به عنوان خلیفه الهی موظف است تا در مقام ربوبیت طولی با تغییر و تصرف در اشیا و چیزها آن ها را به کمال شایسته و بایسته خود برساند.از نظر اسلام هرگونه گرایشی به سوی افراط و تفریط به معنای خروج از جاده حقیقت وحقانیت و رهسپاری در بیراهه
آثاراعتدال گرايي
های او برخوردار می شود زمانی می تواند سپاسگزار نعمت باشد که در مصرف آن چیز دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپیماید؛ چون سپاسگزار نعمتی بودن به معنای درست مصرف کردن و بهره گیری مثبت و سازنده از آن چیز در راستای کمال شخصی و جمعی بلکه همگانی است که معنای اخیر شامل همه موجودات هستی می باشد؛ زیرا انسان به عنوان خلیفه الهی موظف است تا در مقام ربوبیت طولی با تغییر و تصرف در اشیا و چیزها آن ها را به کمال شایسته و بایسته خود برساند.از نظر اسلام هرگونه گرایشی به سوی افراط و تفریط به معنای خروج از جاده حقیقت وحقانیت و رهسپاری در بیراهه
رازی برای سعادت دنیا و آخرت
های عدم را هم بنوشاند و پر کند ... اکنون سال ها که نه قرن ها گذشته است ... اما زمان همچنان بی وقفه در حرکت و تکاپوست و من و تو نیز به همراه زمان و پا به پای آن در رفتن و حرکت و تکاپو؛ آنگونه که نه لحظهای می مانیم و نه قدمی به سوی عقب باز می گردیم ... می رویم و می رویم و می رویم تا آخرین دقیقهای که مهلتمان دادهاند اما آیا فکر کردهایم که به کدام سو؟ ... جهان پیرامون من و تو پر از خطر است پر از بیراهه هایی که من و تو را به تباهی می کشانند.برای در امان ماندن از این بیراهه ها و آسیب ها و آزارهایش برای پیمودن راه درست بی حزن و اندوه و آسوده خاطر باید به ریسمانی چنگ زد که خدا برایمان قرار داده است از چراغ های روشن باید مدد گرفت.خدایی که چند راهه ها و زمان گذرنده را بر من و تو مقدر کرده پس به یقین راهنمایانی آشنای راه و دلسوز هم برایمان قرار داده که راه را از بیراهه بشناسیم و به واسطه آن ها به مقصد برسیم.این مقام آخرین مرحله سیر تکاملی انسان و به تعبیر قرآن عهد خداست که به جعل و یقین الهی است ـ نه به رای و شورا و انتخاب مردم ـ حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز مستقیما نمی تواند امام را معرفی کند؛ بلکه این امر به دست خالق جهان استکسانی که از همه خلقت باخبرند ... اینکه در این جهان چیزی آفریده نشده که علم آن در قرآن نباشد و در قرآن ـ کتاب خدا ـ چیزی نیست که امام معصوم علیه السلام از آن بی خبر باشد وجودمان را لبریز آرامش می کند ...آری باید به امام معصوم علیه السلام اقتدا کرد؛ او که راه ها و بیراهه ها را می شناسد؛ از اسرار خبر دارد؛ آسیب ها خطرها و راه چاره ها را می داند؛ باید و نبایدها را می شناسد و از رمز حکمتشان آگاه است... وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بآیاتنا یوقنون 2 ...واژه امام در قرآن واژه امام و جمع آن ائمه مجموعا دوازده بار در قرآن به کار رفته است که هفت بار به صورت مفرد و پنج بار به شکل جمع است.لوح محفوظ و کل شی احصیناه فی امام مبین ؛ و هر چیزی را در کارنامهای روشن برشمردیم . 3 جاده
براي برآورده شدن حاجت چه بايد بكنيم ؟
های ماه رمضان و رجب و دهه اول ذیالحجه و غیر آن دعا را به اجابت نزدیک می کند.9 - توسل به چهارده معصوم علیهم السلام و آنها را بر پایه آیه شریفه وابتغوا الیه الوسیله وسیله و شفیع قرار دادن.10 - غسل توبه نماید سپس با وضو چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه توحید و یک مرتبه سوره الناس و یک مرتبه فلق را بخوانید. بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و بعد از هفت مرتبه لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم سپس بگویید یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت. به این ترتیب شخص در جاده دعا قرار می گیرد و باید مراقب باشد تا راه دعا را درست بپیماید و به بیراهه
آقا من خودم را گم کرده ام!
های اخلاقی و دینی هستیم و با این حال به سراغ صاحبان علم و عمل می رویم و از آن ها طلب دستور العملی می کنیم تا ره صد ساله را یک شبه طی کنیم.امام صادق علیه السلام فرمودند العلم مقرون الی العمل فمن علم عمل و من عملعلم. 9 علم و عمل به هم بسته شدهاند هر که بداند عمل کند و هر که عمل کند بداند. اگر کسی به معلوماتش عمل کرد دیگر روشن می شود دیگر توقف ندارد. استاد تو علم توست؛ به آن چه می دانی عمل کن آن چه را که نمی دانی کفایت می شود. آقایانی که طالب مواعظ هستند از ایشان سؤال می شود آیا به مواعظی که تا به حال شنیده اید عمل کرده اید یا نه؟ . . . آیا اگر عمل به معلومات - اختیارا - ننماید شایسته است توقع زیادتی معلومات؟ 1 کسی که قصد حرکت ندارد چرا بی جهت وقت و فکر و نشاط خود را صرف یافتن و آموختن نقشه ی مسیر می گرداند؟ همان بهتر که در بی خبری بماند زیرا دانستن مقدمه ی انجام دادن است و عمل نتیجه علم. 1. هر آن چه یاد می گیری بدان عمل کنهر کس برای آینده تصمیم گرفته تا آن چه را یاد می گیرد انجام دهد به گذشته باز گردد که تاکنون چه یاد گرفته؟ به همان عمل کند. پس علم به تنهایی کافی نیست و هرکس باید تصمیم بگیرد که آن چه یاد می گیرد انجام دهد و بر این تصمیم صادق و استوار باشد. در روایت آمده است که نقش انگشتر مبارک امام حسین علیه السلام این جمله بود علمت فاعمل 2 دانستی پس عمل کن.امام علی علیه السلام می فرمایند علی العالم ان یعمل بما علم ثم یطلب تعلم ما لمیعلم 3 بر عالم است که آن چه را می داند به کار بندد سپس به دنبال دانشی رود که نمی داند. نباید توقع داشته باشیم استادی خبیر توصیه ی ویژهای برای ما صادر کند که هیچ پیامبر و امام و عالمی آن را بیان نفرموده و در هیچ کتاب و دفتری سابقه نداشته است 2. به آن چه نمی دانی عمل نکنکسی که بدون علم عمل کند آن چه خراب می کند بیش از آن است که درست می کند. 4 پس به فرموده رسول اکرم صلی الله علیه و آله جامه عمل بپوشانیم و به هر چه که می دانیم صحیح و مفید است و فقط به هر چه که می دانیم صحیح و مفید است عمل کنیم. امام صادق علیه السلام العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق فلایزیده سرعه السیر الا بعدا 5 کسی که بدون بینش عمل کند همچون کسی است که در بیراهه رود چنین کسی هرچه تند رود از راه دورتر می افتد. 3. عمل کنی می یابیحضرت آیه الله بهجت در دستور العمل های خود به طالبان حقیقت بیان می فرمود آیا می دانید که هر که عمل کرد به معلومات خودش خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید؟ 6 رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند هر کس به آن چه می داند عمل کند خداوند آنچه را ندانسته به او می آموزد. 7 بدین ترتیب یکی از راه های کسب و افزایش علم عمل به معلومات است. عمل نور دانشی جدید فرا راه انسان می تاباند و مسیر حرکت او را روشن می کند. در قرآن کریم آمده است و ان تطیعوه تهتدوا 8 اگر خدا را اطاعت کنید هدایت خواهید یافت.امام صادق علیه السلام فرمودند العلم مقرون الی العمل فمن علم عمل و من عمل علم. 9 علم و عمل به هم بسته شدهاند هر که بداند عمل کند و هر که عمل کند بداند. اگر کسی به معلوماتش عمل کرد دیگر روشن می شود دیگر توقف ندارد. استاد تو علم توست؛ به آن چه می دانی عمل کن آن چه را که نمی دانی کفایت می شود. 10 برای درک بهتر این واقعیت شگرف رانندهای را در نظر بگیریم که قصد دارد در تاریکی شب به مسافرت رود. لامپ های اتومبیل تنها مسافت بیست متری پیش روی او را روشن نموده و راننده فراتر از این مسافت دید ندارد. اگر این شخص به بهانه اینکه تمام مسیر جاده
سه مطلب ضروری در فهم تمثیل های قرآن
های بی راهی هستند. انسان در صراط مستقیم انعمت علیهم می شود و در قیامت من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین قرار می گیرد که در آیه 69 سوره نسا بیان شده است. خداوند می خواهد ما را به صراط مستقیم به توحید به بهشت و به امنیت از دوزخ هدایت کند و در این هدایت از هر راه حکیمانه ای استفاده می برد. با نشان دادن خلقت اسب و قاطر و الاغ که بنگریم از چه خلق شده اند برای چه خلق شده اند و چه کاربردی در زندگی ما دارد. با این محبت هایی که خداوند به ما کرده است وادار می شویم که او را بپذیریم و راهش را بپذیریم و به عواقب و نتایج عالی دست پیدا کنیم. بعد میگوید و منها جائر بعضی جاده ها یعنی آن هایی که خلاف صراط مستقیم است جاده انحرافی است. سالک در جاده انحرافی رباخور رشوه گیر دزد غاصب ظالم و فاسق است و عاقبتش هم دوزخی است. این فرد از تمام نعمت های پروردگار به نحو حیوانی استفاده کرده است یعنی سال ها اسب و قاطر و الاغ نگهداری کرده است اما یک بار هم در این شصت ساله به خلقت این موجودات تفکر نکرده است تا دلش به سمت خداوند جهت گیری پیدا کند. و منها جائر غیر از صراط مستقیم که بر عهدۀ خداست راه های دیگر انحرافی است و معمار این راه های انحرافی یا هوای نفس بشر است و یا شیطان. یضل به کثیرا ویهدی به کثیرا 11 در تفسیر این قسمت آیه ادامه آیه 9 سوره نحل که توضیح دادیم به ما کمک می کند. خدا می فرماید و لو 12 شا لهداکم اجمعین من اگر می خواستم بدون به رخ کشیدن نعمتها و مثالها شما را اجبار به هدایت می کردم تا یک نفر در بیراهه
تاملی در وجوه دراماتیک واقعه عاشورا و بازنمایی تصویری آن در هنر سینما
های متنوعی که در پس دنیا و مافیها به تجلی است. تدارک این موضوع و معنی البته جز با خرق حجاب تکنیک فراهم نمی آید که بسیارند جا ماندگان و دست و پا زنندگان در وادی فرم و نقل که هر دو به اشتباه افتاده و بیراهه می روند. خبط تکان دهنده ای ست اگر کسی بپندارند هم آنچنان که برای کشته شدگان جنگ کره و ویتنام فیلم و ادبیات ساخته وپرداخته اند می توان بر شهدای عاشورا هم همان کرد و نمود و نمادها را تنها جابه جا کرده و به مقصود رسید. در جایی که خداوند خود را مصیبت خوان حسین بن علی ع می داند چه جای این صناعتها و مجازگویی ها که به هرزه درایی و بیهوده گویی شبیه تر است تا هنرورزی. اینکه انبان سینما و رسانه ما درتولید محصولاتی که با خرق حجاب تکنیک به مثابه آینه ای گویا وجویای حقیقت هنری باشند که عاشورا جلوه تام و تمام آن استتهی و قریحه اش ناکام است علاوه بر دلایل متعدد دیگر حاصل همین فقدان مصیبت بار است که مولفان وکارگردانان ما یا در بازی فرم گرفتار و مشغولند یا در ساحت مکتب ظاهر و ظاهر مکتب در بند و غافل. بال های هم افق معرفت بصری و بینش اندیشگی که لوازم ذاتی و موجودیت ماهوی آثار خارق حجاب تکنیک اند جز برای انسان های سالک گرد نمی آیند و این سلوک منبعث و مرهون آن دو فضای به شدت درهم تنیده است که سیستمی یکپارچه را می آفریند. هنرمندی که قرار است درباره عاشورا ورزیدگی فکری و خلق اثر کند بی تردید بایستی از سوز معرفتی این آوردگاه هماره تاریخ بهره مند باشد. خاصه آنکه عاشورا در گذر از صورت یک حادثه یک روزه خود متنی از تاریخ بلند جهاد انسان با نفس اماره خویش است و این مضمون بکر آن حدیث قدسی است که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. این سوز که جانمایه حیات معرفتی هنرمند است در تلاقی و هم پوشانی جامع و مانعی با فهم و بینش بصری و سینمایی موقعیتی را فراهم می کند تا سلوک هنرمند شکل بگیرد. اینکه کدامیک از این دو ورطه همپوشان و متلاقی سوز عاشورایی و فهم بصری بر دیگری می چربد و بر آن تفوق می یابد جدال عبثی است که معرکه گیران لفظ و بازیگران ظاهر را باید و شاید و الا اهل نظر و سالکان راه دیده و جاده
برترین درودها
های او بازایستند و هیچ پیشی گیرنده ای از او پیشی نگیرد و هیچ بازمانده ای از او بازنماند. پس او نگهدارنده پناهندگان و پناهگاه مؤمنان و دستاویز چنگ زنندگان و ارجمندی جهانیان است. دینک منظور از آن اسلام است که خداوند اسلام را در تمامی زمان ها بنابر قاعده لطف عقل و نقل به وجود امامی که از جنس بشر و جانشین خداوند بر روی زمین می باشد تایید می نماید. بامام کسی است که نایب و جانشین کامل رسول خدا صلی الله علیه وآله باشد و این جانشینی و نیابت در تمامی اموری که امت اسلامی در امور دنیا و آخرت به آن نیاز دارد جاری است و آن شخص بایستی علم القرآن فهم ظاهر و باطن قرآن و اطلاع از تفسیر و تاویل آن و جمیع علوم انبیا را دارا بوده و از تمامی گناهان معصوم و پاک باشد. علما لعبادک یعنی مردم به سبب امام به امور دنیا و آخرت و معاش و معاد خود آگاه می شوند. همانگونه که علم نشانه ای بود برای اینکه اهل کاروان به وجود کاروان و سمت و سوی حرکت آن پی ببرند و نیز مبارزان در میدان نبرد با وجود علم و حرکتی که در آن ایجاد می شد از دستورات فرمانده خود در ادامه مبارزه یا عدم ادامه آن آگاه می شدند. منارا فی بلادک در شهرهای قدیم جهت مشخص بود. در شهر برای کسانی که در بیابان حرکت می کردند مناره ای بلند ساخته می شد و آتشی در بالای آن افروخته می گشت تا از فرسخ ها این آتش نمایان باشد و در شب نشانه ای از وجود شهر باشد تا کسی به بیراهه نرود. امام نیز مشعل های هدایت به سوی خداوند است. یعنی مردم به سبب ایشان هدایت می شوند و روایات و آثار امام قلب های مردم را روشن و نورانی می کند و موجب هدایت آنان می گردد. همانگونه که مشعل آتش در برج ها راه را به مسافران می نمایاند. شکر نعمت اللهم فاوزع لولیک شکر ما انعمت به علیه و اوزعنا مثله فیه و آته من لدنک سلطانا نصیرا و افتح له فتحا یسیرا و اعنه برکنک الاعز و اشدد ازره و قو عضده و راعه بعینک و احمه بحفظک و انصره بملائکتک و امدده بجندک الاغلب. خداوندا پس به ولی خود شکر آنچه را که به او نعمت داده ای الهام فرما و مانند آن شکر را در نعمت به ما الهام نما و او را از جانب خود سلطنتی پیروزمند عطا فرما و برای او پیروزی به آسانی بگشای و او را به ستون نیروی خود یاری فرما و پشتش را محکم ساز و بازویش را قوت ده و تحت نظر خود از او نگهداری کن و با حفظ خویش او را پشتیبانی کن و با فرشتگانت یاری اش نما و با چیره ترین لشکرت به او کمک رسان. اوزع به معنای الهام است و منظور از آن الهامی نیست که اگر خداوند عنایت نکند انسان به حسب طبع خود به آن علم پیدا نمی کند بلکه منظور الهام عملی است و آن به معنای وادار کردن و دعوت باطنی به عمل خیر و شکر نعمت و بالاخره عمل صالح است. پس جمله فاوزع لولیک شکر ما انعمت و جمله اوزعنا مثله بر این مطلب اذعان دارد که نعمت ثنا و شکرگذاری را به ولی خود و به ما الهام دار که هم شکرگذار قولی و زبانی تو باشیم و هم شکرگذار عملی تو گردیم. شکر عملی آن است که بدانیم نعمت از سوی خدای سبحان است. لازمه این کار آن است که از طرفی عبودیت و مملوکیت خود را به درگاه الهی در گفتار و عمل هویدا ساخته و به وظایف خود عمل کنیم و از سوی دیگر امام حقوق زیردستان را رعایت کرده ما نیز حق امام را ادا نماییم. وظیفه های ولی خدا و اقم به کتابک و حدودک و شرائعک و سنن رسولک صلواتک اللهم علیه و آله و احی به ما اماته الظالمون من معالم دینک و اجل به صدا الجور عن طریقتک و ابن به الضرا من سبیلک و ازل به الناکبین عن صراطک و امحق به بغاه قصدک عوجا. و کتاب خود و احکامت و قوانینت و روش های پیامبرت را - خداوندا درودهایت بر او و خاندانش باد- به وسیله او به پا دار و با او آنچه ستمگران از نشانه های دینت را محو می کنند زنده گردان و با او زنگار ستم را از راهت بزدای و به سبب او سختی را از راهت دور کن و به وسیله او منحرفان را از جاده
شرایط صحّت و قبولی عبادات
بیراهه فرمود مقصود آن است که هر کاری را از راهش وارد شده و انجام دهید و طبق دستور عمل کنید. 6 انگیزه های تغییر شکل عبادتقرآن نمونه های متعدد یاد می کند که چگونه اقوام پیشین با تغییر شکل عبادت دچار قهر و غضب الهی شدند. انگیزه این تغییر شکل ها متفاوت بوده که از هر کدام یک نمونه قرآنی ذکر می کنیم 1. لجاجتخداوند به بنی اسرائیل دستور داد هنگام ورود به سرزمین مقدس کلمه حطه را بر زبان جاری کند یعنی خدایا ما را ببخش و گناهانمان را بریز .آنان را روی استهزا و لجاجت تغییر داده و گفتند حنطه یعنی گندم . خدا بر آنان غضب کرد و هلاکشان نمود. 7 2. روشنفکر زدگیدر اسلام چهار ماه حرام است که جنگیدن در آن ممنوع است. این آتش بس اجباری در سه ماه پیاپی ذیقعده ذیحجه محرم و یک ماه جدا رجب است که قرآن همه را به عنوان اربعه حرم 8 یاد کرده و جنگیدن را ممنوع ساخته است مگر آنجا که حالت دفاعی باشد. برخی به نظر روشنفکرانه خود و روی سلیقه ماه های حرام را جابجا می کردند عقب جلو می کردند و می گفتند چه فرق می کند هدف آن است که سالی چهار ماه نجنگیم. قرآن این تغییر در ماه های حرام را نکوهش کرد وآن را فرو رفتن در کفر دانست. 9 3. مقدس مآبیمنظور کار کسانی است که با سرپوش مذهب و حیله های شرعی به خواسته های دل خود می رسند و بدینوسیله می خواهند بر سر وجدان و قانون خدا کلاه بگذارند.نمونه اش در داستان بنی اسرائیل است که چون خداوند صید ماهی را روز شنبه برای آنان تحریم کرده بود با احداث حوضچه هایی کنار آب ماهی ها را بدرون آن می کشیدند ولی روز بعد ماهی ها را می گرفتند و می گفتند ما که روز شنبه ماهی نگرفته ایم ... ماجرای فوق در آیاتی از قرآن بیان شده و مورد مذمت قرار گرفته است. 10 شرایط قبولی عباداتعبادات غیر از شرایط صحت شرایط قبول و کمال هم دارد. یعنی آنچه که مراعاتش انسان را به قرب خدا و رشد معنوی می رساند و در فرد و جمع تاثیر می گذارد.گاهی عبادت صحیح است ولی رشد آور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست. گاهی عبادت از کیفر می رهاند ولی ما را محبوب خدا نمی سازد.در آیات و روایات شرایطی برای قبولی اعمال و عبادات بیان شده که نمونه هایی از آنها از این قرار است. 11 1. شرط اعتقادی.2. شرط سیاسی.3. شرط اخلاقی.4. شرط اقتصادی.5. شرط اجتماعی.6. شرط بهداشتی و ...قبل از توضیح این موارد تاکید می شود که انسان باید به مسئله قبولی عبادت عنایت خاصی داشته باشد تا از تلاش معنوی اش بهره بیشتر ببرد.علی ـ علیه السلام ـ می فرماید کونوا علی قبول العمل اشد عنایه منکم علی العمل 12 به قبولی عمل بیش از اصل عمل توجه داشته باشید.انسان ممکن است برای پذیرش در جایی هم کارت ورود بگیرد هم طبق مقررات ظاهری عمل کند ولی در مصاحبه به دلائلی مانند فساد اخلاق یا سو سابقه یا ... رد شود. عبادات هم ممکن است از نظر مقررات الهی درست انجام گیرد ولی به دلایلی مورد قبول خدا نشود. مگر نه این است که گاهی کارهای صحیحی از طرف افراد غیر مسئول انجام می گیرد ولی به جای تشکر از آنان انتقاد هم می شود؟ پس شرط قبولی کار چیزی دیگر است. اینک به بیان آن شرایط می پردازیم 1. شرط اعتقادی ایمان به خدانداشتن ایمان مایه تباهی اعمال است و من یکفر بالایمان فقد حبط عمله 13 کسانی مساجد خدا را آباد می کنند که ایمان به خدا و معاد داشته باشند انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر 14 و عمل صالح از زن و مرد مؤمن است که موجب زندگی پاک می شود من عمل صلحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه 15 کسی که خدا را قبول ندارد برای او کاری نمی کند تا انتظار پاداش داشته باشد. قرآن کریم اعمال کافران را همچون خاکستری می داند که در یک روز طوفانی در برابر باد قرار گیرد. که چیزی از آن باقی نمی ماند.2. شرط سیاسی ولایتولایت و رهبری صحیح و آسمانی همه بندگان خدا و بندگی ها و نماز و حج و جهاد و ... را در مسیر الهی قرار می دهد و به آنها جهت شایسته می بخشد. مثل ایران امروز که با برخورداری از ولایت فقیه راه رو به رشدی را می پیماید. در مقابل کشورهای اسلامی دیگر با آنکه نماز و روزه و ... دارند ولی به خاطر انحراف در خط سیاسی و رهبری در ذلت اند.رهبری جامعه همانند راننده در یک ماشین است. اگر همه سرنشینان شیک و مرتب و مؤدب باشند ولی راننده مست باشد یا جاده
نگرشي مقايسه اي بر قيام امام حسين (ع) و عبدالله بن زبير
های بارز حرکت مورد نظر آشکارتر گردد.از آن جا که حسین بن علی و عبدالله بن زبیر پس از مرگ معاویه در قضیهبیعت با یزید در موقعیت مشابهی قرار داشتند بر حسب مدارک و روایات اهتمام یزید بیشتر بر بیعت این دو نفر بوده است. مسلما مقایسه مواضع رفتار و چگونگی رویارویی هریک با قضیه بیعت ما را در شناخت بهتر شخصیت اهداف انگیزه ها و ارزیابی قیام هرکدام یاری خواهد کرد.مرگ معاویه و مسئله بیعت با یزید یزید پس از مرگ معاویه و استقرار بر جای پدر نامه ای به مدینه فرستاد که همزمان خبر مرگ معاویه و ماموریت ولید بن عقبه مبنی بر گرفتن بیعت از عبدالله بن زبیر و حسین بن علی را ابلاغ می نمود.پس از آن که ولید نامه را دریافت کرد کس فرستاد و هر دو را که در آن هنگام در مدینه بودند نزد خویش فرا خواند. ابومخنف آورده است که هر دو در مسجد مدینه نشسته بودند 1 که فرستاده ی ولید آمد و از آنان خواست تا نزد ولید بروند در حالی که هر دو دانستند که ولید برای چه منظوری احضارشان کرده است. ابن زبیر از حسین بن علی پرسید چه تصمیمی داری و حسین ع جواب داد همین ساعت جوانانم را جمع می کنم و نزد او خواهم رفت. و چون به دارالاماره رسیدم از آنان می خواهم آن جا را محاصره کنند. سپس داخل خواهم شد. ابن زبیر گفت از این که داخل شوی بر تو می ترسم و حسین ع گفت داخل نخواهم شد مگر این که قادر باشم دفع او کنم و سپس همان گونه که گفته بود عمل کرد. چون به نزد ولید رفت در مجلسی که مروان نیز حضور داشت از او خواسته شد تا با یزید بیعت کند و او عنوان کرد که چون بیعت امثال من در نهانی کفایت نمی کند وقتی در میان مردم آمدی و آنان را به بیعت فراخواندی مرا نیز بخوان تا کار یکجا صورت گیرد. ولید پذیرفت. مروان که ظاهرا به خوی و مرام حسین بن علی بیشتر آگاه بود به ولید توصیه کرد که نگذارد حسین ع خارج شود مگر این که بیعت نماید یا گردنش را بزند. حسین ع برخاست و گفت ای پسر زن کبودچشم تو مرا می کشی یا او؟ به خدا قسم دروغ گفتی واشتباه کردی و پس از این برخورد تند و خشمگینانه به خانه رفت. 2 از طرفی عبدالله بن زبیر به خانه رفت و از رفتن به نزد ولید تعلل می نمود. فرستادگان ولید پیوسته به خانه او در رفت و آمد بودند تا این که برادرش جعفر بن زبیر را به نزد ولید فرستاد. و او به ولید گفت امروز را دست از عبدالله بازدارید فردا خودش خواهد آمد. چون روز به پایان رسید عبدالله بن زبیر به همراه برادرش جعفر از بیم تعقیب نیروهای ولید شبانه و از بیراهه به مکه گریخت 3 . ابن زبیر چون به مکه رسید به خانه خدا پناهنده شد و گفت من پناهنده ام. 4 به استناد روایات او یک روز قبل از حسین بن علی ع از مدینه خارج شده است و قاعدتا از آن جهت که از ترس تعقیب نیروهای ولید سریع تر حرکت کرده و هم بدان جهت که دو نفر مرد بودند و به صورت کاروانی حرکت نکرده اند قبل از امام حسین ع به مکه رسیده است.حسین بن علی ع برخلاف ابن زبیر همراه با فرزندان برادران و برادرزادگان و بیشتر افراد خاندان خویش به جز محمد ابن حنفیه 5 از مدینه خارج و از طریق اصلی عازم مکه شد. 6 او حتی توصیه مسلم بن عقیل مبنی بر رفتن از جاده
اللهم خذ لنفسك من نفسى ما یخلصها، و ابق لنفسى من نفسى ما یصلحها، فان نفسى هالكه او تعصمها
جاده از بیراهه کسی که چشم سالم دارد اگر موقع راه رفتن پلکها را روی هم بگذارد یا با پارچه آن را ببندد با انسان فاقد چشم فرقی ندارد او که با چشم بسته راه می رود مانند انسان نابینا هر لحظه ممکن است با دیوار یا درختی برخورد کند و زخمی شود یا در گودالی فروافتد و استخوانش بشکند. کسی که عقل دارد و از گرانبهاترین نعمتهای الهی که فصل ممیز انسان و حیوان است برخوردار می باشد اگر آن را در راه احیای انسانیت و تعالی و تکاملی که شایسته ی انسان است به کار نگیرد به خیر و شر انسانی خود نیندیشد و از چراغ عقل برای یافتن راه صلاح و رستگاری خود استفاده ننماید. و تنها به زندگی حیوانی و منافع و لذایذ مادی قانع باشد او بعد انسانی خود را که معیار برتری و فضیلت اوست عملا پایمال نموده و مانند انسان فاقد عقل زندگی کرده است. به کار گرفتن عقل وسیله ی نیل به مقام رفیع انسانیت است تعقل و تفکر راه حق را ارائه می کند آدمی را به پیروی از آن ترغیب می نماید و موجبات تعالی و تکامل وی را فراهم می آورد. استفاده ننمودن از عقل و بی اعتنایی به تعقل و تفکر آدمی را در محیط تیره و تاریک جهل زندانی می کند از پیشرفتهای سعادت بخش محرومش می نماید و سرانجام پرونده ی عمرش با بدبختی و تیره روزی بسته می شود. عن علی علیه السلام قال العقل یهدی و ینجی و الجهل یغوی و یردی. علی ع فرموده عقل هدایت می کند و نجات می بخشد. جهل گمراه می کند و به پستی سوق می دهد. نتیجه آنکه دارا بودن عقل یک مطلب است و به کار بستن عقل مطلب دیگر. کسی که عقل دارد و به شایستگی تعقل می کند و با اندیشه و فکر عقاید صحیح و باطل را تمیز می دهد اخلاق انسانی را از درنده خویی و صفات حیوانی جدا می کند اعمال روا و ناروا را از هم تفکیک می نماید و خلاصه در پرتو عقل به حق و صواب گرایش می یابد و از ناحق و خطا اجتناب می کند بیگمان به یکی از عوامل مهم اصلاح نفس و احیای انسانیت نایل آمده و خویشتن را به شایستگی می سازد. اما کسی که واجد عقل است ولی آن را در پرده های
جبر و اختيار در حادثه ي کربلا
جاده ای اند؟خداوند هرگز تقدیر و سرنوشت کسی را به گناه و معصیت ثبت و ضبط نکرده است. این حدیث را بسیاری از پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده اند که خداوند لعنت کند کسانی را که دم از تقدیر زده و می پندارند معصیت و عذابشان از تقدیر و سرنوشتی است که خدا برای آنان مقدر کرده است 7 .از این رو؛ متکلمین گفته اند خدا به طاعات و معصیت بندگان علم دارد و این علم کاشف 8 و تابع 9 آن کردار بندگان است. 10 3. در تقدیر خارجی نیز یکی از شرایط و اجزای علت در افعال اختیاری اختیار و اراده ی فاعل آنهاست پس تقدیر خارجی هم نمی تواند جبری را در پی داشته باشد.4. قضای خارجی نیز با افعال اختیاری منافاتی ندارد؛ توضیح این که اگرچه بر اساس توحید افعالی همه موجودات عین ربط به الله هستند هیچ استقلالی نه در وجود و نه در افعال از خود ندارند؛ و قضا و اتمام نهایی کار به دست حق تعالی است اما این تفسیر به هیچ وجه به معنای نفی فاعلیت سایر موجودات در طول فاعلیت خداوند و سلب اختیار و اراده انسان ها نیست. 11 به عبارت دیگر؛ اتمام و ضرورت معلول تحقق عینی پدیده ها در گرو تحقق علت تامه است و دانستیم که در افعال اختیاری آخرین جز علت تامه اراده و اختیار وجود مختار است اما بر طبق توحید افعالی این علیت و اتمام در طول علیت و اتمام خداوند است. بنابراین در تحقق عینی افعال هم جایگاه اختیار انسان و هم انتساب نهایی افعال به خدای متعال تؤامان حفظ شده است.از آنچه گفته شد روشن گردید که اگر چه خداوند از ازل می دانست چه کسی معصیت می کند اما این بدان معنا نیست که انسان در انجام معصیتمجبور باشد؛ زیرا دانسته شد که متعلق علم الهی صدور معلولات از علل خاص خود آنهاست و علت ها نیز در نظام عینی خارجی گاهی طبیعی و گاهی شعوری هستند؛ یعنی در بعضی از علت ها ارائه و اختیار جز العله است مثل آنچه را که انسان انجام می دهد و اگر علم ازلی خداوند به افعال و اعمال انسان تعلق گرفته است به این معناست که او از اول و ازل می داند که چه کسی به موجب اختیار و آزادی خود اطاعت می کند و چه کسی معصیت بله انسان در داشتن اختیار مجبور است یعنی نمی تواند مختار نباشد.3. خلقت انسان های بد و چرایی آنممکن است گفته شود حال که خدا می داند کسانی با اختیار خودشان اهل جهنم می شوند پس چرا خلقشان می کند؟ در جواب باید گفت اولا اصل خلقت انسان لطفی است که از طرف خداوند که نصیب انسان شده است تا در پرتو آن به مدارج کمال راه یابد و از بهشت رضوان و نعمت های الهی برخوردار گردد؛ مثل این که میزبانی سفره ای را پهن کند و عده ای را دعوت کند که بیایند و از غذاهای آماده روی سفره میل کنند. حال اگر در این بین کسی با اختیار خود از این غذا نخورد و این گرسنگی عوارض جبران ناپذیری را بر او تحمیل کند آیا اشکالی بر میزبان وارد است و باید او را بازخواست کرد که چرا چنین مهمانی را دعوت کرده است؟ یا باید این حرکت را دلیل بر بی لیاقتی مهمان دانست و او را بر این کار سرزنش کرد چه این که اگر میزبان دعوتش نمی کرد و به علم خود که فلان میهمان از غذا نمی خورد بسنده می کرد ممکن بود از طرف همان مهمان مورد مؤاخذه قرار بگیرد که چرا از من دعوت به عمل نیاورده ای و اگر از من دعوت می کردی من از آن غذا می خوردم و... .ثانیا این اعتراض وقتی موجه است که خدا هیچ وسیله و سببی را برای هدایت و رهیابی انسان به کمال نفرستد اما زمانی که خداوند نعمت خلقت راارزانی انسان می کند او را از کتم عدم به دار وجود می آورد و این لطف را با لطفی دیگر تکمیل می نماید پیامبر و راهنمای درونی عقل سالم و فطری و هدایت گران بیرونی انبیا و ائمه علیهم السلام و کتاب و علمای ربانی را برای او تدارک می بیند مقصر کیست؟ آن که صدها چراغ دارد و بیراهه
دومین همایش بین المللی خوشنویسی قرآنی 13 تیرماه در دبی آغاز می شود
های من رحمت آور. 033 16 خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و مرا از گناهان در امان دار و به فرمانبرداری خود وادار و توفیقم ده که به نیکی از بیراهه ی معصیت به راه طاعت بازگردم. با آب توبه پاک ساز و یاری ام ده که گناه نکنم و به تندرستی حال و روزم را بهتر کنم و شیرینی آمرزشت را به من بچشان و مرا آزاد کرده ی بخشایش و رحمت خود گردان و از خشم خود برای من امان نامه ای بنویس و از مژده ی این نعمت ها در این جهان پیش از رفتن به آن جهان شادمانم ساز؛ مژده ای که آن را بشناسم؛ و برای من در آن نشانه ای بگذار که به آن آگاه شوم. 034 16 این خواسته ها بیش از تو توان تو نباشد و با وجود قدرت و بردباری ات بر تو دشوار نیاید و با آن بخشش های بزرگ که آیات قرآنت دلیل بر آنهاست تو را به سختی نیندازد که تو هر چه خواهی همان کنی و هر چه اراده کنی به همان فرمان دهی. و تو بر هر کاری توانایی. 001 17 نیایش آن حضرت در نفرین بر شیطان 001 17 خدایا پناه می برم به تو از وسوسه های شیطان رانده شده و فتنه ها و فتنه انگیزی های او و تکیه کردن بر آنچه در دل ها می افکند و نویدها و فریب های او و افتادن به دام های او. 002 17 و طمع ورزیدن او در این که ما را از جاده
English