یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین ع این است که ماهیت این نهضت چه بوده است؟ چون نهضتها هم مانند پدیده های طبیعی ماهیتهای مختلفی دارند. … حسین ع نیز عکس العمل نشان می دهد یک عکس العمل منفی. بیعت می خواهید؟ نمی کنم.عمل امام حسین ع عملی منفی اما از سنخ تقواست از سنخ این است که هر انسانی در جامعه خویش مواجه می شود با تقاضاهائی که به شکلهای مختلف به صورت شهوت به صورت مقام به صورت ترس و ارعاب از او می شود و باید در مقابل آنها بگوید نه یعنی "تقوا". ماهیت … ماهیت این نهضت را نمی شناسیم شناخت علل فاعلی . بعد باید علل غائی آن را بشناسیم یعنی این نهضت چه هدفی دارد؟ سوم باید عناصر و محتوای این نهضت را بشناسیم که در این نهضت چه کارهائی چه عملیاتی صورت گرفته است؟ و چهارم باید ببینیم این عملیاتی که صورت گرفته است مجموعا چه شکلی پیدا کرده است؟نهضت امام حسین ع
207 مطلب یافت شد
پیوند با ابیعبدالله(ع)، تنها راه پیروزی در سلوک الیالله
حسین ع نمیخواهم الآن و به این زودی در این ده روز وارد بعضی از مسائل شوم که خیلی موشکافی لازم دارد. بحث این نبود که بچهشان را نگاه میکردند و میگفتند عجب لذتی دارد ولی با نگاه به حسین ع همه لذت عالم را میبرد. چرا؟ چون خدا را میدید قیامت را میدید ارزشهای الهی را میدید. عسل چیست؟ مغز گندم چیست؟ چهچیزی کم داشت که با اینها لذت ببرد؟ خدا هم به او حرام نکرده بود اما لذتش در این نبود و لذت نمیبرد. -اهل دل در پی رحمت خداوندخیلی از چیزها بر خیلی از انسانها حرام نیست اما لذت نمیبرند؛ یعنی آن معده لذتخواه را ندارند و یک معده دیگر دارند یک حال دیگری دارند یک دل دیگری دارند یک وضع دیگری دارند. آنهایی که اهلش هستند دربهدر بهدنبال رحمت خدا هستند؛ آنهایی که اهلش هستند بهدنبال انبیا میدویدند تا به رحمت برسند. آنها نمیخواستند که حالا هفتهای دو-سه روز در دنیا به خانه انبیا بروند و داخل اتاق روبهروی انبیا بنشینند بلکه آنها بهدنبال انبیا بودند که راهی به رحمت خدا پیدا کنند؛ اما امیرالمؤمنین ع میدیدند که خداوند رحمتاللهالواسعه را در دامنشان گذاشته است. حالا بهدنبال چه لذتی بگردند؟ بهدنبالش نمیدویدند پیش ایشان بود در دامنشان و کنارشان بود. الا ان اولیا الله و نظروا الی باطن الدنیا ؛ یقینا ابیعبدالله ع برای امیرالمؤمنین ع کل باطن دنیا بود و اذا نظر الناس الی ظاهر الدنیا یعنی دیگر چشمی برای علی ع نمانده بود که به ظاهر دنیا نگاه کند چون چشم ایشان با حسین ع پر بود. ماهیت … حسین ع -حسادت ابلیس به انسانای کاش بعید و دور هم نیست به ما هم میفهماندند -البته نه بهاندازه آنها بلکه بهاندازه خودمان- تا از خیلی لذتها متنفر بشویم؛ نه اینکه بخواهیم و بهدنبالش نرویم بلکه از هرچه خدا نمیخواهد نفرت پیدا میکنیم. همه این لذتهایی که در دنیا موج میزند شیطان همه را میخواهد برای خودش هم نمیخواهد؛ چون ابلیس جسم نیست که برای خودش بخواهد. شیطان کمال حسادت را نسبت به انسان دارد و برای انسان میخواهد تا انسان را از هفت حقیقتی که خدا برای او قرار داده است اگر خدا بخواهد بعدا میگویم انسان را محروم کند؛ چون خودش محروم است و خودش خودش را محروم کرد نمیخواهد یکنفر به آن هفت حقیقتی برسد که در آیات قرآن است. -ابیعبدالله ع راه میانبر در رسیدن به هفت حقیقتنزدیکترین راه به آن هفت حقیقت و به تعبیر دیگر راه میانبر؛ الآن جادههایی را میزنند که میانبر میگویند. الآن یک جاده جدید زدهاند و یک شهر را به شهر دیگری 150 کیلومتر نزدیک کرده است. فاصله آن شهر به این شهر نزدیک چهارصد کیلومتر بوده و الآن 150 کیلومتر کم کردهاند. مقصد فرقی نکرده و همان است ولی جاده میانبر شده است. از دو راه میشود به این هفت حقیقت رسید که یک راهش همان سیصد کیلومتر است اما یک راهش بسیار راه میانبری است و آدم از آن هفت حقیقت کم هم نمیآورد. آن راه میانبر حالا به حق خودش که بالاترین قسم ابیعبدالله ع است آن را بعدا میگویم . این راه میانبر را هم پروردگار قرار داده است چون کار کس دیگری نبود. او باید حسین ع را خلق میکرد که این راه میانبر تحقق پیدا میکرد و اگر او نبود این راه میانبر در 124هزار پیغمبر و یازده امام دیگر وجود نداشت؛ لذا همهچیز او انگار یک گونه دیگر و یک ماهیت
حسین وجدان جاویدان ادیان
حسین ع بیان کرده است...قال الحسین علیهالسلام و لکم فی اسوه من الگوی شما هستم چراغ او شعلهی ایزدی است. تشعشع انوار او جلوهی جاویدان هدایت است و نغمه او صدای رسای همیشگی موحدان. او آیینهی تمام نمای حقیقت شد تا بار دیگر جذبهی تام الهی با بال فرشتگان فرود آید و انسان خود را در چشمهی زلال اندیشه ببیند. او را نه به بیان و نه به زبان میتوان شناخت. او را به جان باید حس کرد چون آنان که بر سرای او جان دادند. ویلیام لونتس باستانشناس و مورخ انگلیسی میگوید حسین بن علی ع پربارترین شهادت را در تاریخ انسانیت ارائه داد و با تراژدی غم بارش به اوج قهرمانی رسید. کارل بروکلمان خاورشناس آلمانی میگوید حق این است که مرگ شهادت طلبانۀ حسین ع سبب پیدایش تحولی دینی و شتاب مردم برای پیوستن به حزب علی ع گردید و آرامگاه حسین ع را به صورت مقدس ترین زیارتگاه درآورد.هر امتی خواه مسلمان و خواه غیرمسلمان که به راه و رسم حسین ع معتقد باشد پیروز خواهد شد زیرا درواقع از حق پیروی کرده و راه آن را شناخته است. گاندی پیشوای مردم هند برای من روشن شده است که هند اگر قصد پیروز شدن دارد باید از راه و رسم حسین ع پیروی کند. تاملاس توندون رئیس سابق کنگرهی ملی هند فداکاریهای بزرگی همچون شهادت امام حسین ع فکر انسان را بالا میبرد و شایسته است که یاد و خاطره آن همواره باقی بماند. جان آشر پژوهشگر انگلیسی میگوید فاجعۀ حسین متضمن والاترین مفاهیم شهادت در راه برقراری عدالت اجتماعی بود. سرپرستی سایکس خاورشناس انگلیسی این گروه دلیر و شرافتمند حسین -ع- و یارانش آوازهای بلند جاوید و زوال ناپذیر از خویش بر جای نهادند.دکتر برتلماوس عجمی اسقف اعظم مسیحیت میگوید مسیحیت حسین -ع- را شهیدی برای مسیحیت و اسلام و دیگر ادیان الهی میداند زیرا شهادت او دارای اهداف انسانی و فراگیر بود نه متعلق به یک فرد یا دیانت خاص. توماس کارلایل نویسندۀ انگلیسی بعد از حضور در یکی از مراسمهای عاشورا نوشته است در آنجا هیچ نمونهای از وحشیگری و بربریت و مهار نکردن اراده دیده نمیشود. من در آن لحظه و در ضمن آن مراسم احساس کردم که اعمالی نیک و سرشار از حیات بخشی اسلام را میبینم و یقین کردم تقوایی که در این مردم وجود دارد و اعمالی که از ایشان سر میزند اگر به نحوی صحیح هدایت شود و راه مستقیم را برگزینند میتواند همۀ جهان را به حرکت درآورد. جای تعجب نیست زیرا همۀ اینان دارای فطرت دینی الهی هستند. آنتوان بارا دربار ماهیت
زمينههاي قيام عاشورا
حسین ع را نتیجه کردار وی و تقدیر خداوند شمرد.نمونه دیگر وقتی حضرت علی ع عبدالله بن عباس را برای گفتگو با خوارج فرستاد به او سفارش کرد “با این مردم از قرآن گفتگو مکن چه آیات قرآن تاب معانی گوناگون دارد. تو چیزی میگویی خصم قرآن را به معنی دیگری تفسیر میکند و تو در میمانی.” 3 6- موروثی کردن حکومتحکومت در اسلام براساس نص است که رسول خدا در واقعه غدیر خم آن را اعلام کرد اما پس از حضرت به نوعی رای و مشورت جایگزین نص شد. این امر از زمان معاویه بن ابی سفیان به کلی عوض شد و رسم قدیم قبیلهای دوباره زنده شد. یعنی هرگاه رئیس قبیلهای میمرد فرزند ارشد او جای وی را میگرفت. معاویه تلاش زیادی کرد تا فرزندش یزید را به جای خود به حکومت بنشاند.جاحظ مینویسد “امویان به اسلام گردن ننهادند مگر برای مصالح و منافع شخصی خود و نخستین کسانی بودند که آشکارا در تاریخ اسلام رسوم و آداب غیر اسلامی را بدعت گذاشتند و کوشیدند تا از شاهنشاهان ایرانی و بیزانس تقلید کنند و خلافت را به امپراتوری کسری و قیصر تبدیل سازند. 4 7- جعل حدیثبنیامیه سعی کردند با جعل احادیث اندیشه دینی مسلمانان را نابود کنند و مطابق آنچه خود میخواهند افکار عمومی را جهت دهند و در این راه از عمرو بن عاص ابوهریره مغیره بن شعبه و ... بهره گرفتند.8- سب حضرت علی ع و خاندان پیغمبر ص پس از شهادت حضرت امام حسن مجتبی ع سب خاندان پیامبر ص چنان رواج یافته بود که مردم نذر روا شدن حاجاتشان را لعن خاندان پیامبر ص تعیین میکردند عمق این جریان تا آن اندازه بود که وقتی عمربن عبدالعزیز تصمیم به قطع این لعنها گرفت بسیاری در برابر او به مخالفت برخاستند9- کشتن دوستان و محبان حضرت علی ع معاویه به کارگزاران خود نوشت “آن کس که جرم او ثابت شد که دوست و محب علی است نه تنها وی را بکشید و نام او از دفاتر و دیوانها محو نمایید بلکه آن کسی را که به جرم محبت علی متهم نمودید به قتل برسانید هرچند شاهد و مدرک علیه او نداشته باشید و بالاتر آنکه به کسی که شک دارید یا گمان میبرید از دوستان و محبان علی است در هرجا و حتی در پناه هر سنگ و کلوخی او را یافتید به قتل برسانید و یک نفر از آنها را زنده مگذارید.” 5 10- ایجاد فرقههای مذهبیبنیامیه برای توجیه حکومت خود و رواج تفسیرهای گمراه کننده از دین فرقه مرجئه را ایجاد کردند. “نخستین کسی که از جبر 6 سخن گفت و از آن دفاع کرد معاویه بود.” 7 حال با توجه به موارد مذکور اوضاع در زمان امام حسین ع کاملا فرق کرده بود اگر در زمان حضرت علی ع در جنگ صفین بحث بر این بود که چه کسی فرماندار مسلمین باشد در زمان امام حسین ع دیگر بحث زمامدار نبود بلکه موضوع بدعت بود که باعث شده بود سنت اسلام و رسول خدا ص بمیرد و از اسلام جز پوستهای باقی نماند.حال باید بدعتها را از بین برد باید وجدان مردم را که غرق در مسائل دنیوی و مادی شده بودند بیدا کرد و آنان را به حقیقت دین و ظلمی که بر آن میرود آگاهی بخشید اینجاست که حضرت امام حسین ع وظیفه خود میداند که قیام کند تا سنت جدش را زنده نماید. او در وصیتنامه خود به برادرش محمد حنفیه مینویسد “قیام من قیام اصلاحطلبی است خروج کردم که امت جدم را اصلاح کنم من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.” 8 پینوشتها 1- شهیدی جعفر قیام حسین بن علی دفتر فرهنگ اسلامی چاپ یازدهم 1366 ص 382- همان ص 313- همان ص 664- ادیب عادل زندگانی تحلیلی پیشوایان ما ائمه دوازدهگانه ع ترجمه اسدالله مبشری دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1365 ص 1185- لواسانی حاج میرزا سید حسن اجمالی از زندگانی چهارده معصوم برگردان سیدعلی لواسانی مرکز فرهنگی انتشاراتی شبر 1378 ص 876- طریقهای که پیروان آن معتقدند که اعمال انسان با اراده خدای تعالی انجام میگیرد و بندگان هیچگونه اختیاری از خود ندارند.7- ادیب عادل پیشین ص 1338- مطهری مرتضی ماهیت
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری
مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین ع اگر چه ریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهداف قیام … حسین ع بوده و این مفاهیم مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهتر علل اهداف و انگیزه های قیام امام حسین ع می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امام حسین ع از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در مورد مهم ترین هدف قیام امام حسین ع یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت این مفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیح از قیام باز خواهیم ماند. ● با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین ع در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دین پایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر اموی در تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثر قریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز روزه حج زکات و ... را ادا می نمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودن دین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر می کرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت که امام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا که در اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت. شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق و فجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود بزرگترین منکری باشد که امام حسین ع در نظر داشتند و برای نهی یزید از منکرات به پا خاسته بودند. توضیح اینکه یزید به عنوان خلیفه مسلمین به کار های شنیع و غیر اخلاقی و غیر اسلامی از جمله بازی با سگان و بوزینگان لهو و لعب شراب خواری و ... دست می یازید و بر هر مسلمانی واجب بود که به محض مشاهده این افعال و اعمال از سوی هر مسلمان یا منتسب به اسلامی امر به معروف و نهی از منکر نموده فرد خاطی را نصیحت نموده وتنبه نماید. در چنین شرایطی یزید با فرو رفتن در کام لهو و لعب نماد انکار ناپذیر منکر و باطل بود. اما مسئله اینجاست که آیا امام حسین ع صرفا برای امر به معروف شخص یزید و نهی از منکری که توسط او انجام می گرفت قیام کرد؟ در چنین شرایطی می شود تصور کرد که به فرض انصراف یزید از اعمال منافی اسلام امام با وی بیعت نموده و خلافت و حکومت یزید بر مسلمین را می پذیرفت با چنین رویکردی قطعا قیام امام را بسیار تنزل داده ایم. بنابر این شایسته است که از حوزه فرد و فردیت پای را بیرون نهاد و قیام امام را در عرصه کلی اجتماع تاویل و تفسیر نماییم تا واقعیت اهداف امام از قیام مشخص گردد. به همین منظور در ادامه به بیان فراز هایی از وصیت نامه و سخنان امام حسین پرداخته می شود تا روشن نماییم که قیام امام هدفی بسیار بزرگ تر وسیع تر و والا تر از مواردی است که به اصلاح شخص خلیفه بازگردد. امام حسین ع در قسمتی از وصیت نامه خویش فرمودند "من نه برای سرکشی و طغیان و نه بر بنیاد هوی و هوس نه به اندیشه فساد و ستمکاری خروج کرده ام. قیام من منحصرا برای اصلاح امت جدم محمد ص است. من بر آنم تا امر به معروف کنم و از منکر اجتناب دهم و راه و روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب را پی گیرم." و در کلام دیگری فرمودند "آیا نمی نگرید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی داده نمی شود. پس در چنین شرایطی شایسته است که مؤمن در اندیشه دیدار خداوند باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز خواری نمی یابم." تردیدی نیست که برای بازماندگان عصر پیامبر صحابی پیامبر و نیز برای کسانی که عصر پیامبر را به یک واسطه درک کرده بودند تابعین سخنان امام حسین ع کاملا روشن و بی نیاز از شرح و توضیح و تفسیر بوده به همین دلیل نیز چه موافقان و همراهان امام و چه مخالفان ایشان در این باب پرسشی از امام حسین ع در جهت رفع ابهام خود نکردند چرا که در واقع ابهامی وجود نداشته است. عبارت منقول از امام حسین ع به صراحت مفهوم اصلاح را از حوزه فرد یعنی شخص خلیفه خارج دانسته و آن را با نظام اجتماعی پیوند می دهد و تاکید دارد که آن حضرت با ملاحظه تفاوت ماهیت
آثار سیاسی عاشورا–شكست يزيديان
از این رو اگر چه امام حسین ع و یارانش پس از یک نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظیم شهادت رسیدند اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنی از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف این بود که به تکلیف عمل شده و ماهیت … حسین ع به حدی بالا گرفت که سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هیچ کس از آل امیه جرات نداشت نسبت خود را آشکار سازد بلکه بدنهای مردگان آنها را هم از قبر بیرون کشیدند و با آتش سوزاندند . آری راه پیشرفت و پیروزی که داشت با سرعت فراوان برای آن دودمان کثیف در بین امت هموار می شد بعد از واقعه کربلا یکباره درهم ریخت و با رسوایی بسیار بساط ابوسفیانیان برچیده گشت. استادنیکلسون گوید حادثه کربلا حتی مایه پشیمانی و تاسف امویان شد زیرا این واقعه شیعیان را متحد کرد و برای انتقام امام حسین هم صدا شدند و صدای آنان در همه جا و مخصوصا عراق و ایرانیانی که میخواستند از نفوذ عربها آزاد شوند انعکاس یافت . 2 یکی دیگر از شواهد شکست یزیدیان و بنی امیه زمانی است که امام سجاد ع در کوفه خطبه خواند و ماهیت … حسین ع را در خون کشیدند و نای حقیقت گوی او را بریدند اما در حقیقت امام حسین زندهتر شد او بزرگ مردی است که با شهادتش حرکتی عظیم و تحولی بزرگ در تاریخ ایجاد کرد و یزید و یزیدیان را رسوا نمود. پی نوشتها 1- نهج البلاغه , صبحی صالح , حکمت 333 2- ترجمه تاریخ سیاسی اسلام , ج 1 ص 352. به نقل از کتاب ماهیت
روزشمار نهضت حسینی
حکومت یزید و بنیامیه شهادت امام حسین ع و حوادث پس از آن ماهیت … حسین ع در صحرای کربلا در محاصره سپاهی بسیار بزرگتر قرار گرفته بودند.آرایش سپاه امام حسین ع امام حسین ع زهیر بن قین را در جناح راست و حبیب بن مظاهر اسدی را در جناح چپ سپاه قرار داد و پرچم را به حضرت ابوالفضل العباس ع سپرد.در پشت خیمهها نیز برای جلوگیری از حمله دشمن تدابیری اتخاذ شد.عمر بن سعد نیز سپاه خود را سازماندهی کرد و فرماندهانی را برای بخشهای گوناگون آن تعیین نمود.آخرین خطبهها پیش از جنگپیش از آغاز نبرد امام حسین ع زهیر بن قین بریر بن خضیر و حر بن یزید ریاحی که از سپاه دشمن جدا شده و به امام پیوسته بود با مردم سخن گفتند.محور این سخنان معرفی جایگاه اهلبیت پیامبر ص یادآوری مسئولیت مردم و هشدار درباره پیامدهای جنگ با فرزند رسول خدا ص بود.امام حسین ع تا آخرین لحظه کوشید حقیقت را برای مخالفان روشن کند و راه بازگشت را به روی آنان نبندد.آغاز نبرد و شهادت یارانپس از آغاز جنگ یاران امام حسین ع با وجود شمار اندک خود با سپاه دشمن مقابله کردند.تا ظهر عاشورا گروهی از آنان به شهادت رسیدند. افراد باقیمانده نماز ظهر را به امامت امام حسین ع به جا آوردند و سپس نبرد ادامه یافت.بهتدریج یاران و خاندان امام یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. حضرت عباس ع نیز در راه دفاع از امام و تلاش برای رساندن آب به خیمهها به شهادت رسید.حتی طفل خردسال امام حسین ع نیز در این روز به شهادت رسید.شهادت امام حسین ع پس از شهادت یاران و بستگان امام حسین ع اهلبیت خود را به صبر و بردباری سفارش کرد و خود آماده میدان شد.آن حضرت در آخرین سخنان خود بار دیگر سپاه دشمن را به اندیشه و تدبر فراخواند و جایگاه خویش و خاندان پیامبر ص را به آنان یادآور شد.امام حسین ع تسلیم ذلت نشد و با شجاعتی کمنظیر به نبرد ادامه داد تا اینکه بر اثر زخمهای فراوان ناشی از شمشیر نیزه و تیر به شهادت رسید.درباره فردی که سر مقدس آن حضرت را از بدن جدا کرد در منابع گزارشهای متفاوتی نقل شده و نام شمر بن ذیالجوشن و سنان بن انس در این زمینه آمده است.پس از آن سر مطهر امام به کوفه و نزد عبیدالله بن زیاد فرستاده شد.حمله به خیمههاپس از شهادت امام حسین ع سپاهیان دشمن به خیمههای خانواده آن حضرت حمله کردند اموال را به غارت بردند و خیمهها را به آتش کشیدند.زنان و کودکان خاندان پیامبر ص در آن شرایط سخت در بیابان باقی ماندند.واقعه عاشورا با شهادت امام و یارانش پایان یافت؛ اما پیامدهای آن تازه آغاز شده بود.کوفه یک بار دیگر چهرهای دردناک و عبرتآموز از بیوفایی و تسلیم در برابر قدرت را در برابر تاریخ به نمایش گذاشت.یازدهم محرم سال ۶۱ هجری؛ حرکت کاروان اسرا به سوی کوفهدر روز یازدهم محرم به دستور عمر بن سعد زنان و کودکان اهلبیت ع گردآوری شدند.پس از آنکه سپاهیان عمر بن سعد کشتههای خود را دفن کردند کاروان اسرای اهلبیت ع را به سوی کوفه و نزد عبیدالله بن زیاد حرکت دادند.در کوفه خطبههای حضرت زینب س و امام سجاد ع نقش مهمی در افشای حقیقت واقعه کربلا و رسواکردن سیاست بنیامیه داشت.حرکت کاروان اهلبیت ع به شامپس از وقایع کوفه اسرای اهلبیت ع به شام فرستاده شدند.بر اساس گزارش نقلشده در این مقاله کاروان در آغاز ماه صفر وارد دمشق شد و در برابر یزید بن معاویه قرار گرفت.حضور خاندان امام حسین ع سخنان حضرت زینب س و امام سجاد ع و بازتاب واقعه عاشورا تاثیر مهمی بر افکار عمومی گذاشت و بخشی از اهداف تبلیغاتی حکومت اموی را با شکست روبهرو ساخت.در ادامه اهلبیت امام حسین ع از شام به سوی مدینه بازگشتند.نتیجهگیریبررسی منابع و مآخذ تاریخی نشان میدهد که نهضت امام حسین ع حرکتی آگاهانه و هدفمند بود و زمینهها و انگیزههای متعددی در شکلگیری آن نقش داشت.مهمترین این زمینهها و انگیزهها را میتوان چنین برشمرد قدرتگیری بنیامیه بخشی از زمینههای نهضت امام حسین ع به گسترش نفوذ بنیامیه و تسلط تدریجی آنان بر بخشهای مهم جهان اسلام بازمیگشت.خودداری از بیعت با یزید امام حسین ع حاضر نبود خلافت یزید بن معاویه را که او را شایسته رهبری جامعه اسلامی نمیدانست با بیعت خود تایید کند.امر به معروف و نهی از منکر مقابله با انحرافات موجود و تلاش برای اصلاح جامعه اسلامی از مهمترین اهدافی بود که در سخنان امام حسین ع مورد تاکید قرار گرفت.پاسخ به دعوت مردم کوفه نامههای فراوان کوفیان و اعلام آمادگی آنان برای حمایت از امام یکی دیگر از عوامل حرکت آن حضرت به سوی عراق بود.مهمترین آثار و پیامدهای نهضت عاشورانهضت امام حسین ع آثار گستردهای در تاریخ اسلام بر جای گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد ۱-افشای ماهیت … حسین ع ؛ از ولادت تا عاشورامقدمهحادثهای همچون رویداد خونین نینوا که رهبر قهرمان آن حسین بن علی ع است یکی از بزرگترین ذخایر معنوی و تاریخی انسانیت در گذر قرنها به شمار میآید. واقعه عاشورا تنها یک جنگ نابرابر داستانی غمانگیز یا فاجعهای تاریخی نبود؛ بلکه جلوهای از کمال و جمال الهی بود که در سیمای انسانهایی والا تجسم یافت و در برابر دیدگان تاریخ به نمایش درآمد.عاشورا را نمیتوان صرفا در شمار نهضتهای عدالتخواهانه و اصلاحطلبانه انسانهای مجاهد قرار داد؛ بلکه این واقعه را میتوان عصارهای از بعثتها نهضتها و انقلابهای مردان الهی دانست که در سرزمین تفتیده طف تجلی یافت. در این حادثه دو اندیشه دو اعتقاد و دو جریان تاریخی در برابر یکدیگر قرار گرفتند امام نور در برابر امام نار انسان صالح و مصلح در برابر انسان فاسد و مفسد و فضیلتها در برابر رذیلتها.این واقعه با آنکه بیش از نیمروز به طول نینجامید در طول تاریخ به موضوع مجالس پژوهشها و گفتوگوهای فراوان تبدیل شد. تاریخ جنگهای بزرگ کشمکشهای طولانی و خونریزیهای سهمگین بسیاری به خود دیده است؛ اما کمتر حادثهای را میتوان یافت که با چنین مدت کوتاهی تا این اندازه بحثانگیز اثرگذار و عبرتآموز باشد.اندیشه و رفتار امام حسین ع در ابعاد گوناگون الگویی برای انسانهاست. راهی که آن حضرت در تعریف زندگی نشان داد راه حریت و عزت بود و پرچمی که برافراشت تا قیامت در برابر آزادیخواهان و عزتجویان قرار خواهد داشت. رسالت سیاسی امام حسین ع در آن دوران تاریک افشای ماهیت
ظهور گفتمان عاشورايي
حسین ع در طول تاریخ فقط منبر و موعظه و وعظ نبوده و با عاطفه و عمق وجود انسان ها سروکار داشته. ما جاهایی داریم که هویت دینی فقط معرفت صرف نیست ایمان است عقد قلبی و علقه قلبی است و این چیزی است که در هیات ها و مراسم عاشورایی باز تولید می شود. هم نظریه و معرفت منتقل می شود و هم پیوند قلبی وجودی احساسی و باطنی برقرار می شود.تاثیرات متفاوت نهضت عاشورا در دوره هایی نهضت عاشورا دلالت هایش برای شیعیان فرق داشته و نوع مواجهه آنها با واقعه عاشورا متفاوت بوده. روایت داستان عاشورا و امام حسین ع برای شیعیان در دوره های مختلف متفاوت بودهدر ابتدای دوران بنی امیه و بنی عباس روایت شیعه از فاجعه عاشورا شبیه روایت امروزی ما یعنی انقلاب اسلامی بوده یعنی همان روایت انقلاب و ظلم ستیزی و عدالت طلبی اجتماعی و طلب حکومت حق که اصل آن بوده انتقال قدرت از بنی امیه به بنی مروان محصول نهضت عاشورا است و واکنش هایی که نسبت به جنایات یزید ایجاد شد و بعد از آن انتقال قدرت از بنی امیه به بنی عباس که قیام عمومی مردم به بهانه بازستانی حق آل محمد بود؛ اینکه حکومت قرار بود به آل محمد و اهل بیت علیهم السلام برسد و در این بین منازعات سیاسی باعث شد بنی عباس سو استفاده کند و حتی با پرچم دوستی اهل بیت علیهم السلام جلو آمدند و بعد این نگاه را کنار گذاشتند. پیش از امام حسین ع باب قیام باز نبود درست بعداز رحلت پیامبر ص حکومت از امام سلب و غصب شد اما قبل از نهضت امام حسین ع قیامی برای اعاده حکومت برای امام بحق شکل نگرفته بود چون خود ائمه بابش را باز نکرده بودند و احساس می کردند ضرورت یا شرایط و زمینه اجتماعی اش بین مسلمین فراهم نیست و مصالح حکومت اسلامی اقتضا نمی کند. در عین حال خلفا آنقدر فاصله نگرفته بودند تا اهل بیت علیهم السلام به این نتیجه برسند که به هیچ وجه قابل سازش نیستند. مثلا امیرالمومنین ع می توانستند با خلفای سه گانه در حدی که می شد امور حکومت اسلام پیش برود سازش کنند اما بعد از یزید انحرافات به حدی رسید که نیاز بود چنین حرکتی انجام شود؛ و این انحرافات ادامه یافت و نهضت امام حسین ع در دستور کار قرار گرفت. این پتانسیل همیشه برای شیعه وجود داشت که از ماهیت
فرهنگ عاشورا(16)
ماهیت قیام امام حسین ع را از منابع مستند و خدشه ناپذیر زیر میتوان شناخت الف خطبههای امام و اهل بیتکه در مکه و بین راه حجاز و عراق و در کربلا … ع قیامت و رسالت و آزادگی نهفته بود.و این محتوا چه خوب در این اشعار حسین الاعظمی بازگو شده است شهید العلی ما انت میت و انمایموت الذی یبلی و لیس له ذکر و مادمک المسفوک الا قیامهلها کل عام یوم عاشوره حشر و مادمک المسفوک الا رسالهمخلده لم یخل من ذکرها عصر و مادمک المسفوک الا تحررلدنیا طغت فیها الخدیعه و المکر و هدم لبنیان علی الظلم قائمبناه الهوی و الکید و الحقد و الغدر 21 و این اهداف و آرمانها در فارسی چنین سروده شده است بزرگ فلسفه قتل شاه دین این استکه مرگ سرخ به از زندگی ننگین است حسین مظهر آزادگی و آزادی استخوشا کسی که چنینش مرام و آیین است نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم بروکه این مرام حسین است و منطق دین است همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی استاگر چه گریه بر آلام قلب تسکین است ببین که مقصد عالی وی چه بود ای دوستکه درک آن سبب عزو جاه و تمکین است ز خاک مردم آزاده بوی خون آیدنشان شیعه و آثار پیروی این است 22 یکی از زیباترین سرودههایی که ماهیت … حسین ع چهار بعدداشت ویران کردن ساختنتجدید و آفریدن و ابداع.اما توضیح مختصر این ابعاد ویران کردن در هم شکستن و ویران کردن هیکل و اسکلتی که به امویان امکان دادهبود به اسم دین ستمگری کنند و به نام خلافتکاخهای عیاشی خود را بر استخوانها وجمجمههای محرومان و آزادیخواهان بنا کنند و آزاد مردان را از صحنه کنار بزنند یا بهشهادت برسانند. انقلاب کربلابنیان ستم و تحمیق و تزویر را در هم شکست و پایههایآن را متزلزل ساخت. ساختن دمیدن روح شهامت و بیداری در کالبد جامعه اسلامی و پروراندن نسلیخداجوی و شهادت طلب و ستیزهگر با سلطه ستمبه دلیل حرکتهای انقلابی پس ازعاشورا. تجدید ارزشهای اسلامی که با نقشهها و توطئههای بنی امیه کهنه و فراموش شده ومفاهیم دینی که به دست آنان تحریف گشته بوددوباره احیا شد.دیدگاه اصلی دین دربارهحکومت و حاکم و بیت المال و حقوق مردم مطرح گشت و بنای عقیده و ایمان روحیتازه یافت و تحریفها زدوده گشت و روحهای کوچکآن عظمت را یافتند که در برابرطاغوت بایستند و امر به معروف و نهی از منکر کنند. ابداع نمونههای زنده و بزرگ و قهرمان برای بشریتساخته شد که همواره خار سرراه متجاوزان به حقوق محرومان بودند و ایجاد یک خط آزادیبخش که با روح تقوا واخلاص خدایی اشباع شده بودخطی که در طول تاریخخواب از چشم جباران متکبرربودهو بستر نرمشان را خشن ساخت.این خطدر سایه ایجاد هویت جدید انسانی واسلامی در جامعه پدید آمد و امام حسین ع به همه انسانهاحتی غیر مسلماناندرسآزادگی و غیرت داد. ماهیت
صلح امام حسن(ع) زمینه ساز نهضت کربلا(شهید مرتضی مطهری )
جنگیدم نه برای دین.مساله دیگر این است که امام حسین ع یک منطق بسیار رسا داشت؛ میفرمود کسی که سلطان ظالمی را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و در مقابل چنین ستمگری سکوت کند گناهکار است. اما برای امام حسن ع این مساله مطرح نیست؛ زیرا هنوز ماهیت … حسین ع چنان است که اگر هر یک جای دیگری باشد همان کاری را میکند که دیگری انجام داده بود.اسلام بنا به نص قرآن هم دین صلح است و هم دین جنگ؛ یعنی هر دوی اینها را جایز شمرده؛ اما نه عنوان یک اصل ثابت و همیشگی. چه بسا جنگهایی که مقدمه صلحی هستند و چه بسا صلحی که مقدمه جنگی پیروزمند است. صلح تابع شرایط است؛ تابع اثری است که از آن گرفته میشود. باید دید که در شرایط خاص کدام یک ما را به هدف اسلام نزدیکتر میکند.این نکته نیز قابل توجه است که اگراسلام جهاد را جایز میشمارد بدین معنا نیست که آن را در تمام شرایط لازم میداند و بالعکس. جواز صلح نیز به معنای رد جنگ و طرفداری همیشگی از صلح نیست.اما بحث اصلی ما درباره تفاوتهای شرایط زمان امام حسن و امام حسین ع است. تفاوتهای بسیاری موجود است که در این جا به بعضی از آنها اشاره میشود اولین تفاوت این است که امام حسین ع در مسند خلافت بود و معاویه به عنوان یک طاغی قیام کرده بود و عمل خود را هم توجیه اسلامی می کرد و خود را بعنوان یک معترض به حکومتی که بر حق نیست معرفی میکرد و تا آن زمان هم ادعای خلافت نمیکرد. کشته شدن امام حسن ع در این شرایط به معنای کشته شدن خلیفه مسلمین وشکست مرکز خلافت بود. ولی وضع امام حسین ع وضع یک معترض بود در برابر حکومت موجود. پس وضع آنها درست بالعکس هم است. امام حسن ع اگر کشته میشد خلیفه مسلمین در مسند خلافت کشته شده بود و این همان بود که امام حسین ع هم از آن احتراز داشت و برای حفظ حرمت مکه آن را ترک کرد؛ تا جانشین پیامبر در این مکان مقدس کشته نشود و حضرت علی ع هم به همین خاطر از عثمان دفاع میکرد تا بیاحترامی به مسند خلافت نشود.تفاوت دیگر این که درست است که در زمان امام حسن ع نیروهای کوفه ضعیف شده بود اما نه بدان معنی که بکلی از بین رفته باشد. روحیهها خراب بود؛ اما اگر امام حسن ع ایستادگی میکرد میتوانست لشکر انبوهی فراهم آورد که تا حدی با لشکر جرار معاویه برابری کند اما نتیجه چه بود؟ در صفین که نیروی عراق بهتر و بیشتر بود معاویه را تا سر حد شکست بردند و آن نیرنگ صورت گرفت و کار بینتیجه ماند. این جا هم اگر امام حسن ع میجنگید جنگی چند ساله بین دو گروه عظیم مسلمین رخ میداد و چندین ده هزار نفر از دو طرف کشته میشدند و نتیجه نهایی آن با خستگی دو طرف بود که بروند سر جای خود یا مغلوبیت امام حسن ع و کشتهشدنش در مسند خلافت. اما امام حسین ع یک جمعیت دارد که تنها هفتاد و دو نفر است تازه آنها را هم مرخص میکند و میگوید اگر که میخواهید بروید بروید من خودم تنها هستم. آنها ایستادگی میکنند تا کشته میشوند یک کشته شدن صد در صد افتخارآمیز.در سایر شرایط نیز این دو امام خیلی با یکدیگر فرق داشتهاند. سه عامل اساسی که در قیام امام حسین ع دخالت داشته هر کدام در زمان امام حسن ع به شکل دیگری میباشد اول این که از امام حسین ع تقاضای بیعت شد؛ آن هم بیعتی که یزید به والی مدینه دستور داده بود که بدون رخصتی از امام حسین ع بیعت بگیرد ولی از امام حسن ع تقاضای بیعت نشد و طبق تاریخ کسی از نزدیکان امام هم با معاویه بیعت نکرد. مساله بیعت امام حسین ع را وادار به مقاومت شدید کرد؛ که این مساله در جریان کار امام حسن ع وجود ندارد.عامل دوم قیام امام حسین ع دعوت کوفه بود به عنوان یک شهر آماده اگر امام حسین ع جواب آن هجده هزار نامه را نمیداد مسلما در مقابل تاریخ محکوم بود و میگفتند که زمینه مساعدی را از دست داد؛ در حالی که از نظر تاریخی برای ایشان اتمام حجت و اعلام آمادگی شده بود؛ اما در کوفه امام حسن ع اوضاع کاملا بر عکس بود؛ کوفهای خسته و متفرق یعنی اتمام حجت بر خلاف شده بود و مردم کوفه نشان داده بودند که ما آمادگی نداریم و حتی قصد جان حضرت را میکردند.عامل سوم در قیام امام حسین ع مساله امر به معروف و نهی از منکر است که اگر دعوت مردم هم نبود حضرت قیام میکرد؛ زیرا که در این 20 سال حکومت معاویه ماهیت
قیام امام حسین (ع) برای چه اهدافی بوده است؟
حسین ع در روز عاشورا میباشد و اگر نبود قیام امام حسین ع یزید و یزیدیان نه از اسلام و قرآن اثری باقی گذاشته بودند و نه از مساجد و تکایا و شاهد این مطلب فرمایش امام سجاد ع است که وقتی از آن حضرت پرسیدند آیا در نتیجه قیام عاشورا یزید پیروز شد یا پدرت امام حسین ع آن حضرت در پاسخ فرمود صبر کن موقع اذان بشود آنگاه خواهی دید چه کسی پیروز شده چرا که هدف یزید از بین بردن تمام شعائر اسلام بوده و او اراده کرده بود شهادت به توحید و رسالت پیامبر را از همه مساجد و تکایا و غیره محو و نابود کند و این عمل پدرم حسین بود که این نقشه را نقش بر آب نمود.بنابراین حال که بقا حیات اسلام به امام حسین است پس نام این حضرت نیز تا وقتی اسلام باقی است باید بقا و دوام داشته باشد و بهترین راه باقی ماندن امام حسین ع اقامه مجالس عزا و ذکر مصیبت و گریهو زاری بر آن سید مظلومان میباشد چرا که وقتی نام مقدس همچون حسین دردلها و قلبها نفوذ کرد و اشکهای دیدگان را جاری ساخت و این عمل همگانی و عمومی شد دیگر هیچ دست قدرت و نقشه دشمنی نخواهد توانست چنین حیات و جاودانگی را از بین ببرد.تنها وظیفه مسلمان واقعی برای حفظ زحمات بی دریغ اولیای الهی انجام واجبات الهی و ترک محرمات است.امام حسین ع بخوبی می دانست که یزید بهر شکل و به هر صورتی قصد کشتن و شهادت رساندن امام را دارد و لذا در مرحله اول یزیدبن معاویه از حاکم و والی خود در مدینه خواست که از امام حسین ع بیعت بگیرد و یا او را مخفیانه و آرام بکشد که سرو صدایی در جامعه ایجاد نشود وقتی امام حسین ع از نقشه شوم یزید مطلع شدند نیمه شب از مدینه مهاجرت کرد و بسوی مکه آمد در شهر مکه هم متوجه شدند یزید عده ای را اجیر کرده که درحال احرام و طواف دور خانه آنحضرت را بطور نا آشنا و مخفی ترور کنند امام حسین ع در حدیثی میفرماید من هر کجا بروم یزید مرا پیدا کرده و به شهادت خواهد رساند و نقشه یزیدبن معاویه در کربلا هم این بود که ایشان را طوری بکشند و به شهادت برساند که اثر و جنجالی ایجاد نشود و جامعه متوجه عمل زشت او نشود.امام حسین ع که مردی مدیر و مدبر و سیاستمداری با تجربه و متدین است برای اینکه این نقشه یزید را خنثی کند تصمیم می گیرد این مبارزه و شهادت را به میدان جنگ بکشد تا لا اقل همه جوامع بشری پی به ماهیت
خطابه تأثیرگذار حضرت «ام کلثوم» در بین کوفیان
ع از شخصیتهای قهرمان در کربلا و اثرگذار در تاریخ تشیع و امامت و پایداری حماسه کربلا در کوفه بودهاند. خطابههای این ۳ بانوی علوی از اسناد و مدارک معتبر برای پژوهشهای محققانی است که دغدغه شناخت ابعاد و ماهیت و رازهای تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی عصر امامت امام حسین
امر به معروف و نهي از منكر، مبناي مقاومت و قيام امام حسين(ع)(2)
حسین ع می دانست که شهادتش و خونش در طولانی مدت اسلام ناب محمدی را حفظ می کند؛ لذا امام ع سوی شهادتش را به گونه ای طراحی و تدبیر نموده بود که زینب سلام الله علیها بعد از شهادتش بماند؛ زینبی که پس از شهادت امام حسین ع حسین دیگری بود؛ در حقیقت با کشته شدن حسین ع اولین کسی که حسینی شد و حسینی عمل کرد زینب سلام الله علیها و این تدبیر زیبای امام حسین ع راز به همراه آوردن آل الله توسط امام ع بود.سوی دیگر حرکت حسین ع رسیدن به کوفه بود. امام ع بر اساس امامتش علومی دارد که دیگران ندارند. حضرت ع بر طبق علم امامتش خبر از شهادت خودداشت در عین حال امام ع می داند که خداوند متعال علوم مخزونی دارد که حتی امام و پیامبر نیز نمی دانند؛ علمی که بدا را نیز در خود دارد. امام حسین ع بر اساس همین مخزون خداوند احتمال رخ دادن بدا و به سلامت رسیدن خود به کوفه را می دادند.بدون تردید رسیدن پای امام ع به کوفه مساوی با عینیت یافتن امامت امام ع و پیروزی گسترده اسلام ناب بود؛ زیرا یزید هرگز پیچیدگی و مکر معاویه را نداشت و عمرو عاصی هم در کار نبود ودر عین حالی که یزید بسیار جسور بود بیش از جسارتش احمق بود. آمادگی مردم کوفه ـ که در آن روز مرکز اصلی قدرت نظامی در عالم اسلام بود ـ نیز بیش از هر زمان دیگر برای پذیرش امام معصوم از اهل بیت علیهم السلام آمادگی داشت؛ لذا امام ع بر این اساس تدبیر و برنامه ای ویژه داشت.در واقع براساس علم امامت و شهادت ایشان ع پیروزی از آن امامت امام ع بود و اقدام حضرت ع در حفظ اسلام ناب در طولانی مدت ثمر می داد و بر اساس احتمال علم مخزون خداوند و بدا در اراده حق متعال پیروزی از آن امام و امامت بود؛ لذا در حرکت امام حسین ع بین شهادت و اتمام تا کربلا و امید به رسیدن به شهر کوفه تدبیر و برنامه ریزی مشاهده می شود.5. تجلی شور و شعور حسینی در قیام حسین ع در قیام امام حسین ع شوری بی نهایت همراه با شعوری گسترده تر وجود دارد. شور قیام حسین ع یکی از سرمایه های شیعه و هر شیعی است که آن حضرت ع پدید آورد و برای مسلمانان به ارث گذاشت. این سرمایه مهم ترین ابزار در اختیار اسلام ناب محمدی تا قیام حضرت حجت عج است؛ اما شعور حسینی راه استفاده از این سرمایه و ابزار را نشان می دهد.شور حسینی امری ابدی و بی نهایت است وشعور حسینی با استخدام آن شور همه چیز را در مسیر اعتلای کلمه الله و احیای حقوق الله و حقوق الرسول قرار می دهد.نماد شور حسینی ع این است یا ابن النبی المصطفی یاابن الولی المرتضییا ابن البتول الزاکیه تبکیت عینی لالاجل مثوبه لکنما عینی لاجلک باکیهو نماد شعور حسینی این است قد غیرالطعن منهم کل جارحه الا المکارم فی امن من الغیرضربه شمشیر بدن نازنین تمام شهدای دشت نینوا را مجروح و متلاشی کرد؛ اما راهی به عظمت و کرامت های روحی آنان پیدا نکرد.وانگهی خود از منی و آلودگی شستشو کن شستشو کن شستشوای خدا این نهر جان را از هوس رفت و رو کن رفت و رو کن رفت و رودر قیام سیدالشهدا ع شور در خدمت شعور و شور برآمده از شعور است. در عرفات یک دنیا شعور ابراز می شود و در کربلا همان شعور خود را به شکل شور نشان می دهد و باز شور کربلا در همان معرکه شعور می آفریند و در دل کربلا عرفات پدید می آید. مناجات ها و دعاهای ابی عبدالله ع و گفتمان حضرت ع با اصحاب در آخرین لحظات وداع حاکی از این شعور بود.در نهضت کربلای حسین ع با شور فراوان شعور منحصر به فردی به مفاهیمی مانند پیروزی حیات و سعادت داده شد. این سه واژه به معنی حقیقی حق شعور یافت. حیات مرادف با مرگ با عزت و مرگ با عزت مرادف سعادت و پیروزی مرادف با سعادت گردید و مرگ حیات سعادت و پیروزی در نهایت زیبایی در این عالم دیده می شوند. 6. گریه ظهور اولین مرحله امر به معروف و نهی از منکر افزون بر اینکه مهم ترین عنصر ماهیت
عدالت خواهى در نهضت عاشورا
در زیارت اباعبدالله الحسین ع نیز می خوانیم اشهد انک قد امرت بالقسط و العدل و دعوت الیهما شهادت می دهم که تو به قسط و عدالت دستور دادی و به این دعوت کردی .ماهیت عدالتخواهی در قیام عاشورا و ظلم ستیزی امام حسین … ع سرمایه الهام ملت ما در قیام بـر ضـد طـاغوت بود. امام خمینی ره بر این ماهیت در نهضت سیدالشهدا ع تصریح کرده می فرماید سـیـد الشـهـدا سـلام الله عـلیه از همان روز اول که قیام کردند برای این امر انگیزه شـان اقـامـه عـدل بـود . سیدالشهدا سلام الله علیه که همه عمرش را و هـمـه زنـدگـیـش را بـرای رفـع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حـکـومـت ها در دنیا ایجاد کردند تمام عمرش را صرف این کرد و تمام زندگیش را صرف این کرد که این حکومت حکومت جور بسته بشود و از بین برود. عدالت به معنای برخورداری همه از حقوق اسلامی و انسانی و رعایت یکسان حق میان همه و هـمـه را بـه یک چشم دین نیز در نهضت عاشورا متجلی است . امام حسین
نهضت عاشورا ماندگارترین الگوی مبارزه حق علیه باطل (3)
ع با این تصویری که از مرگ در برابر انسان ها قرار می دهد لذت شهادت طلبی را که گام اول آن نترسیدن از مرگ است به کام جان افراد دیندار می چشاند.عمربن حجاج زبیدی که از جمله فرماندهان ارشد سپاه عمر سعد در کربلاست وقتی که می خواهد رشادت یاران سالار شهیدان حسین بن علی ع را برای سربازان اموی در دوری جستن از جنگ و نبرد تن منع کند این گونه بیان می کند و به آنان هشدار می دهد هان ای بی خردان صبر کنید آیا می دانید با چه کسانی می جنگید؟ شما با بهترین سوارکاران و افراد با بصیرت و با ایمان ترین قومی که عاشق شهادت هستند می جنگید طبری بی تا ج5 435 .درس آموزی از عاشوراباور به کارآمدی شهادت در احیای دینشهید مطهری قدس سره در تحلیل عاشورا شهادت و شهید را یک موضوع و عنوان بزرگ اجتماعی می داند که با الگو قرار دادن آن مردم می توانند نهضت مبارزه خواهانه و ظلم ستیزانه ای را بر پا دارند وی در این رابطه می نویسد حسین ع یک سوژه ی بزرگ اجتماعی است. حسین بن علی ع در آن زمان یک سوژه ی بزرگ بود هرکسی که می خواست در مقابل ظلم قیام کند شعارش یالثارات الحسین بود. امروز هم حسین بن علی ع یک سوژه ی بزرگ است سوژه ای برای امر به معروف و نهی از منکر برای اقامه ی نماز برای زنده کردن اسلام برای این که احساسات و عواطف عالیه ی اسلام در وجود ما احیا شود مطهری 1366 ج1 175 .به اعتقاد شهید مطهری سالار شهیدان حسین بن علی ع به اندازه ای به تاثیرگذاری شهادت اطمینان و اعتماد داشت که هیچ گاه حاضر نشد لحظه ای در آن تردید کند و یا حتی آن را به تاخیر اندازد. ایشان در تبیین این مطلب می فرماید امام ع وقتی خبر شهادت مسلم و هانی را شنید این آیه را تلاوت کرد من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا احزاب 23 . در چنین موقعیتی اباعبدالله ع نمی گوید کوفه را گرفتند مسلم و هانی که کشته شدند پس کار ما تمام شد و شکست خوردیم لذا باید برگردیم؛ بلکه آیه ای که متضمن وفاداری نسبت به خداست را تلاوت کرد یعنی مسلم وظیفه ی خودش را انجام داد و اکنون نوبت ماست همان 304-303 .بر این مبنا خود شهادت وسیله ای برای احیای دین محسوب می شود که جایگزینی هم نمی توان برای آن فرض کرد. بنابراین به تعبیر شهید مطهری به من امام حسین می گویند نرو ولی خواهم رفت. می گویند کشته می شوم مگر مردن برای جوانمرد ننگ است؟ مردن آن وقت ننگ است که هدف انسان پست باشد و بخواهد برای ریاست و آقایی کشته شود... اما برای کسی که برای اعلای کلمه حق و در راه حق کشته می شود ننگ نیست... .از این رو شهادت آن حضرت ع تنها یک جریان خونین و مظلومیت تنها نیست که فراتر از غم و اندوه پیامی در بر نداشته باشد بلکه نهضت و انقلابی عظیم است که در عین غمبار و غم انگیز بودن مانند چشمه ای جوشان و خروشان کام جان حق جویان و حق طلبان را سیراب سازد. شهید مطهری خود در این باره می گوید اگر شهادت حسین بن علی ع صرفا یک جریان حزن آور یا یک مصیبت می بود و خون آن حضرت ع به ناحق ریخته می شد و شخصیت آن حضرت ع در واقع نفله می شد هرگز آثار بزرگی به بارنمی آورد. بلکه شهادت او از آن جهت این آثار را به دنبال می آورد که نهضت او یک حماسه ی بزرگ اسلامی و الهی بود همان 162 .به اعتقاد شهید مطهری قدس سره قیام شهادت طلبانه با هدف عظیم و مهمی چون احیای دین و تداوم بخشی به آن در تمام قرون و اعصار برای خودش منطق خاصی دارد که با منطق دیگر کشته شده ها فرق بسیاری دارد که هرگز قابل مقایسه نیستند. منطق شهید چیزی جز تزریق خون به جامعه نیست. خود در این باره چنین می نویسد منطقه شهید منطقی کسی است که برای جامعه ی خودش پیامی دارد و این پیام را جز با خون با چیز دیگری نمی خواهد بنویسید همان 280 .بر مبنای پیام داری و پیام آوری شهادت است که سید حسین محمد جعفری که به تجزیه و تحلیل قیام کربلا پرداخته می نویسد حسین ع با آگاهی کامل از وسعت ماهیت
پیام های عاشورا از دیدگاه روایات
ماهیت پیام امام حسین ع احیا اسلام بود که در معرض نابودی قرار گرفته بود آن دینی که قرآن به عنوان کامل ترین دین تعبیر می کند. … حسین ع در سال 60 هـ.ق بود. امام حسین ع با خون مطهر خود پیام بندگی اطاعت الهی تسلیم هوای نفس نشدن ظلم ستیزی صبر بردباری امر به معروف و نهی از منکر تسلیم محض در برابر حضرت حق جل و اعلی و اینکه مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است را برصفحه تاریخ نوشت. امام حسین ع با شهادت خود به جهانیان فهماند که حکومت مشروع از آن آل پیغمبر ص است نه آل ابوسفیان. خطبه های آتشین امام سجاد ع در مسجد شام و حضرت زینب ع در بازار کوفه ماهیت … ماهیت پیام برای خود پیام رسان واضح گردد. ثانیا مهارت لازم در پیام رسانی داشته باشد. عظمت و شجاعت امام حسین ع
جهاد در مکتب سیدالشهدا(ع)
حسین ع در عاشورا آفرید با خون و شمشیر توام نبود؛ بلکه حضرت در تمامی مسیر حرکت از مکه به سوی کربلا به بیان خطابه و روشنگری جهت بیداری غافلان و گمراهان پرداخت و حتی در صحنه کربلا نیز تا قبل از حمله دشمن به خیمههای اهلبیت همواره درصدد دفاع و حفاظت از اصحاب و اهل خیام بود. برخی کجاندیشان و نابخردان درصدند چهره اسلام را توام با جنگ و پیکار نشان دهند و از نهضت حسینی تنها خون و شمشیر را الم کرده و معنویت و عرفان ناب نهفته در این حماسه عزتآفرین را نادیده بگیرند. حالآنکه در قیام و نهضت سید و سالار شهیدان ع هیچ رد پایی از تهاجم و یا ظلم و ستم بر حقوق دیگران و حتی دشمنان وجود ندارد. بنابر نقل منابع موثق کاروان امام حسین ع و اهلبیت به سوی کربلا در حرکت بودند که ناگاه سپاهی با هزار سوار به فرماندهی حربنیزید ریاحی خود را به ایشان رسانید و گفت ای پسر رسول خدا ابنزیاد مرا امر کرده که از تو جدا نشوم تا از تو بیعت بستانم و تو را نزد وی برم. من نمیخواهم که به شما آسیبی برسد. اکنون مصلحت چیست؟حضرت که همواره در پی اصلاح امور بود علت هجرت و حرکت خود را نزد سپاه حربنیزید ریاحی بیان کرده و فرمود ای مردم این سخنم به پیشگاه خدا و اتمام حجت بر شماست. من به سوی شما حرکت نکردم؛ مگر زمانی که نامههایتان به من رسید و فرستادگانتان نزد من آمدند تا بگویند که ما امامی نداریم نزد ما بیا تا شاید خداوند در پرتو وجود شما ما را بر محور هدایت جمع کند. اینک اگر بر دعوتتان پایبند هستید من آمدهام و اگر عهد و پیمانی که موجب اطمینان من بشود به من بسپارید به شهرتان وارد میشوم و اگر این کار را نکنید و ورودم را خوش نداشته باشید به همان جایی بازمیگردم که از آنجا به سوی شما آمدهام. 2 حضرت این مسئله را دو مرتبه یعنی یک بار هنگام نماز ظهر و بار دوم هنگام نماز عصر خطاب به لشکریان سپاه حر اعلام نمود ...اگر ما را نمیپذیرید و نسبت به حق ما جاهل هستید و نظرتان غیر از آن چیزی است که در نامههایتان نوشته شده بود و فرستادگانتان براساس آن نزد من آمدند از نزد شما بازگردم. 3 زمانی که نامه ابنزیاد برای متوقف کردن امام به حر رسید زهیربنقین احساس خطر کرد و به امام گفت تا عده اینان بیشتر نشده با آنان بجنگیم. اما آن حضرت اجازه نداد و فرمود نمیخواهم آغازکننده نبرد باشم. 4 صبح روز عاشورا نیز که شمربنذیالجوشن به امام اهانت کرد و مسلمبنعوسجه خواست او را با تیر بزند آن حضرت مانع شد و فرمود نمیخواهم آغازگر جنگ باشم. 5 آن حضرت در کربلا چندین مرتبه با فرماندهان لشکر مخالف به گفتگو نشست. اولین مذاکره به پیشنهاد عمربنسعد انجام شد و نمایندهای از طرف او به سوی امام حسین ع آمد و از علت آمدنش به کوفه سؤال نمود. 6 بار دوم خود حضرت سیدالشهدا ع به عمربنسعد پیغام داد که برای مذاکره در میانۀ دو سپاه حضور یابند. در این گفتگو امام عمر را از شعلهور کردن آتش نبرد نهی کرد و وی را به بازگشت تشویق نمود و وعدههایی هم به او داد اما ابنسعد نپذیرفت. 7 مذاکره سوم توسط جریربنخضیر بود که از امام حسین ع اجازه خواست تا به سوی سپاه کوفه برود و با آنان گفتگو کند اما این مذاکره هم نتوانست ابنسعد را از تصمیم نافرجامش بازدارد. 8 علاوه بر این موارد طبری گزارش میکند که سه یا چهار بار میان امام حسین ع و ابنسعد گفتگوهایی انجام شد 9 و خود امام با سپاه عمربنسعد بهطور مستقیم سخن گفت تا آنان را از جنگ منصرف کند. در یکی از خطابهها حضرت از نسبت خودش با پیامبر ختمیمرتبت ص یاد کرده و فرمود ای مردم در کار خود شتاب نکنید. بنگرید که من کیستم. به خدا سوگند از شرق تا غرب عالم فرزند دختر پیامبری جز من وجود ندارد... وای بر شما آیا من کسی را کشتهام؟ مالی را از شما بردهام؟ جراحت یا زخمی به کسی وارد کردهام؟ به چه گناهی و با چه بهانهای میخواهید خون مرا بریزید...؟ 10 سخنان سید و سالار شهیدان ع هرگز برای جلب ترحم دشمنان و یا ترس از جنگ و کشته شدن نبود بلکه او بارها از مرگ با عزت سخن گفته بود. در حقیقت حسینبنعلی ع میخواست ماهیت
حضرت ابوالفضل(ع) حامی ولایت
ع و مادر خود اسما روایت کرده است. 7 . برای اطلاع بیشتر به کتابهای بحارالانوار 44313؛ موسوعه کلمات الامام الحسین7 25-9 و ماهیت قیام مختار 169 مراجعه نمایید. برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا ع نوشته استاد حسین
عصر امام حسين (ع )
حسین در جلو یک صف بود قیام حسینی یک قیام مقدس و جاویدان نبود. این چراها در همه قیام های مقدس و تاریخی هست . قیام های مقدس بشری درای دو تشخص است یکی از نظر هدف قیام یعنی این قیام ها برای مقامات عالی انسانیت است برای توحید است برای عدل است برای آزادی است برای رفع ظلم و استبداد است نه به خاطر کسب جاه و مقام با تحصیل ثروت و به قول حنظله باد غیسی کسب مهتری و یا حتی برای تعصب وطنی قبیله ای نژادی دیگر اینکه این قیام ها برقی است که در ظلمت های سخت پدید می آید شعله ای است که در میان ظلم ها و استبدادها و استیثارها و زورگویی ها می درخشد ستاره ای است که در تاریکی شب در آسمان سعادت بشر طلوع می کند نهضتی است که مورد تصویب عقلای قوم قرار نمی گیرد. 335 330- مقایسه قیام قبلا لقب سید الشهدا از آن حمزه عموی رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود و بعد با ابا عبدلله اختصاص داده شد. شهادت ابا عبدلله فراموشاند آنها را. وضع اصحاب ابا عبدالله هم طوری بود که بر همه شهدا پیشین سبقت گرفت و خود ابا عبدالله فرمود انی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی و لا اهل بیت اوصل و لا افضل من اهل بیتی اصحاب ابا عبدالله هم از طرف دوست آزاد بودند هم از طرف دشمن . خود ابا عبدالله فرمود آنها به غیر من کاری ندارند و خودش هم شخصا اجازه رفتن به آنها داد و فرمود از تاریکی شب استفاده کنید. سر را هم پایین انداخت که تلاقی نگاهها موجب حیا آنها نشود.بنابر این آنها نه در تنگنای دشمن واقع شده بودند مثل اصحاب طارق بن زیاد که طارق کشتی ها و خواراکی ها را مگر به مقدار یک روز سوزانید و نه درست از آنها خواهش و التماس کرده بود و آنها را در روز بایستی گذاشته بود. حتی از اینکه نگاهش در آن ها تاثیر کند اجتناب کرد. 336 فصل سیزدهم تحلیل ماهیت نهضت و حادثه عاشورا 331- چهار مرحله قیام پس از تامل کامل در مدارک تاریخی چنین معلوم می شود که قیام امام با تهاجم دستگاه حکومت شروع شده و در چهار مرحله مختلف انجام یافته است 1- از وقتی که آن حضرت از مدینه به مکه هجرت فرمود تا وقتی که به تصمیم ماندن در مکه باقی بود. 2- از وقتی که تصمیم گرفت به کوفه برود تا وقتی که با حر بن یزید ریاحی برخورد کرد. 3- از برخورد با حر بن یزید ریاحی تا شروع جنگ 4- مرحله جنگ . 337 332- ماهیت نظام حسینی یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین علیه السلام این است که ماهیت این نهضت چه بوده است ؟ چون نهضت ها هم مانند پدیده های طبیعی ماهیت های مختلف دارند. اشیا و پدیده های طبیعی از معدنی ها گرفته تا گیاهان و انواع حیوانات هر کدام ماهیتی طبیعی و وضع بالخصوصی دارند. نهضت ها و قیام های اجتماعی عم این چنینند. یک شی را اگر بخواهیم بشناسیم ؛ یا به علل فاعلی آن می شناسیم یا به علل غایی آن که امروز شناخت به علل غایی را چندان قبول ندارند یا به علل مادی آن یعنی اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن و یا به علت صوری آن یعنی به وضع و شکل و خصوصیتی که در مجموع پیدا کرده است . اگر یک نهضت را هم بخواهیم بشناسیم ماهیتش را بخواهیم به دست آوریم ابتدا باید علل و موجباتی را که به این نهضت منتهی شده است بشناسیم . تا آنها را نشناسیم ماهیت این نهضت را نمی شناسیم شناخت علل فاعلی . بعد باید علل غایی آنرا بشناسیم . یعنی این نهضت چه هدفی دارد؟ اولا هدف دارد یا هدف ندارد و اگر هدف دارد چه هدفهایی دارد؟ سوم باید عناصر و محتوای این نهضت را بشناسیم که در این نهضت چه کارهایی چه عملیاتی صورت گرفته است ؟ و چهارم باید ببینیم این عملیاتی که صورت گرفته است مجموعا چه شکلی پیدا کرده است ؟ 338 333- ماهیت های گوناگون قیام حسین ع … حسین در درجه اول باید بدانیم که انقلاب آگاهانه است هم از ناحیه خودش و هم از ناحیه اهل بیت و یارانش . انفجار نیست . انقلاب آگاهانه می تواند ماهیت های مختلف داشته باشد. اتفاقا در قضایای امام حسین عوامل زیادی مؤ ثر بودند که این عوامل سبب شده است که نهضت امام حسین یک نهضت چند ماهیتی باشد نه تک ماهیتی . یکی از تفاوتهایی که میان پدیده های اجتماعی و پدیده های طبیعی هست این است که پدیده طبیعی باید تک ماهیتی باشد نمی تواند چند ماهیتی باشد یک فلز در آن واحد نمی تواند که هم ماهیت طلا داشته باشد و هم ماهیت مس را.ولی پدیده های اجتماعی می توانند در آن واحد چند ماهیتی باشند. 339 334- ماهیت های قیام گوناگون حسینی پدیده اجتماعی می تواند چند ماهیتی باشد اتفاقا قیام امام حسین از آن پدیده های چند ماهیتی است چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است مثلا یک نهضت می تواند ماهیت عکس العملی داشته باشد یعنی صرفا عکس العمل باشد؛ می تواند ماهیت عکس العمل داشته باشد یعنی صرفا عکس العمل باشد؛ می تواند ماهیت آغازگری داشته باشد. اگر یک نهضت ماهیت عکس العملی داشته باشد میتواند یک عکس العمل منفی باشد در مقابل یک جریان و می تواند یک عکس العمل مثبت باشد در مقابل جریان دیگر. همه اینها در نهضت امام حسین وجود دارد. این است که این نهضت یک نهضت چند ماهیتی شده است . 340 335- نهضت انفجاری یا آگاهانه ؟ یکی از مسائلی که در مورد نهضت امام حسین علیه السلام مطرح است این است که آیا این قیام و نهضت از نوع یک انفجار بود؟ از نوع یک عمل ناآگاهانه و حساب نشده بود؟ نظیر اینکه به دیگری حرارت بدهند آبی که در آن هست تبدیل به بخار بشود منافذ هم بسته باشد بالاخره منفجر خواهد شد. و نظیر انفجارهایی که برای افراد انسان پیدا می شود که انسان در شرایطی قرار می گیرد حالا یا به علتی که همان جا پیدا می شود یا به علل گذشته یک درون پر از عقده و ناراحتی دارد که در حالی که هرگز نمی خواهد فلان حرف را بزند ولی یک مرتبه می بینید ناراحت و عصبانی می شود و از دهانش هر جه که حتی دلش هم نمی خواهد بیرون بیاید بیرون می آرد. این را می گویند انفجار. بسیاری از قیامها انفجار است . یکی از جاهایی که در آن راه مکتب اسلام با راه مکاتب مادی امروز فرق میکند این است که مکاتب مادی امروز روی اصول خاص دیالکتیکی می گویند تضادها را تشدید بکنید ناراحتی ها را زیاد بکنید شکافها را هر چه می توانید عمیق تر بکنید حتی با اصلاحات واقعی مخالفت کنید برای اینکه جامعه را به انقلاب به معنی انفجار نه انقلاب آگاهانه بکشانید. اسلام به انقلاب انفجاری یک ذره معتقد نیست . اسلام انقلابش هم انقلاب صد در صد آگاهانه و از روی تصمیم و کمال آگاهی و انتخاب است . 341 336- انقلاب اسلامی نه انفجاری آیا جریان امام حسین علیه السلام یک انقلاب انفجاری و یک انفجار بود؟ یک کار ناآگاهانه بود؟ آیا به این صوبت بود؟ در اثر فشارهای خیلی زیادی که از زمان معاویه و بلکه از قبل از آن بر مردم و خاندان امام آورده بودند دوره یزید که رسید دیگر اصلا حوصله امام حسین سر آمد و گفت هر چه بادا باد هر چه می خواهد بشود؟ العیاذ بالله گفته های خود امام حسین که نه تنها از آغاز این نهضت بلکه از بعد از مرگ معاویه شروع می شود نامه هایی که میان او و معاویه مبادله شده است سخنرانی هایی که در مواقع مختلف ایراد کرده است از جمله آن سخنرانی معروفی که در منی صحابه پیغمبر را جمع کرد و حدیثش در تحف العقول هست و خیلی مفصل است و خطابه بسیار غرایی است نشان می دهد که این نهضت در کمال آگاهی بوده انقلاب بوده انقلاب است اما نه انفجار انقلاب هست ولی انقلاب اسلامی نه انفجار. 342 337- دلایل انفجاری نبودن قیام حسین ع
ریشههای خیانت کوفیان
حسین ع وضعیت دیگری پیدا کند یا دستکم شمار بیشتری از یاران آن حضرت بتوانند خود را به کربلا برسانند.این واقعیت نیز نشان میدهد که نمیتوان همه مردم کوفه را در یک گروه قرار داد؛ زیرا بسیاری از هواداران امام یا در زندان بودند یا به دلیل کنترل شدید راهها امکان خروج از شهر را نداشتند. ۳. تطمیع مردم با پول مقام و وعدههای حکومتیسومین عامل بیرونی استفاده گسترده عبیدالله بن زیاد از پول جایزه مقام و وعدههای حکومتی بود.عبیدالله بهویژه رؤسای قبایل اشراف و شخصیتهای اثرگذار کوفه را با پول و مقام تطمیع کرد. وعدههای مالی چنان برخی افراد را شتابزده کرده بود که برای دریافت آنها از یکدیگر پیشی میگرفتند.وعده دستیابی به منصبهای حکومتی نیز گروهی را چنان شیفته قدرت ساخته بود که قدرت اندیشیدن به پیامدهای رفتار خود را از دست داده بودند.یکی از مشهورترین نمونهها عمر بن سعد بود. او برای از دست ندادن حکومت ری حاضر شد فرماندهی سپاه اعزامی به کربلا را بپذیرد.علامه مجلسی مینویسد عبیدالله بن زیاد پس از دریافت نامه امام حسین ع بهشدت خشمگین شد و به عمر بن سعد دستور داد برای جنگ با آن حضرت حرکت کند. این در حالی بود که پیشتر حکومت ری را به او واگذار کرده بود.عمر بن سعد در آغاز از پذیرش این ماموریت عذر خواست. ابن زیاد به او گفت پس فرمان حکومت ری را به ما بازگردان. عمر بن سعد یک شب مهلت خواست اما سرانجام از ترس آنکه حکومت ری را از دست بدهد حرکت بهسوی کربلا و جنگ با امام حسین ع را پذیرفت. 17 شمر بن ذیالجوشن و ده نفری که پس از شهادت امام حسین ع با اسب بر پیکر مطهر آن حضرت تاختند نیز در انتظار دریافت جایزه از عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه بودند. 18 ترکیب نیروهای کوفه در واقعه کربلاافرادی که از کوفه بهسوی کربلا حرکت کردند همگی دارای یک هدف و انگیزه نبودند. آنان را در یک تقسیمبندی کلی میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد. دسته نخست یاران امام حسین ع گروهی از کوفیان برای یاری امام حسین ع بهسوی کربلا حرکت کردند. با وجود آنکه راهها بهشدت تحت کنترل بود و ماموران حکومت مانع خروج نیروهای کمکی از کوفه میشدند شماری از شخصیتهای مؤمن و سرشناس خود را به امام رساندند و در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند.از جمله آنان میتوان به این افراد اشاره کرد حبیب بن مظاهر اسدی انس بن حارث کاهلی مسلم بن عوسجه رافع بن عبدالله مسلم بن کثیر ازدی زهیر بن سلیم ازدی جابر بن حجاج نعمان بن عمرو ازدی حلاس بن عمرو ازدی و گروه دیگری از شیعیان و مردم وفادار کوفه. 19 بنابراین کوفه تنها محل زندگی قاتلان امام حسین ع نبود؛ بلکه شماری از برجستهترین شهدای کربلا نیز از همین شهر برخاسته بودند. دسته دوم نیروهای سپاه عمر بن سعدکسانی که در سپاه عمر بن سعد قرار گرفتند نیز به چند گروه تقسیم میشدند ۱. کسانی که در کربلا تغییر موضع دادندگروهی در آغاز با هدف جنگ با امام حسین ع از کوفه خارج شدند اما پس از رسیدن به کربلا و روشن شدن حقیقت تغییر موضع دادند و به سپاه امام پیوستند.از جمله این افراد میتوان به جوین بن مالک بن قیس قاسم بن ابیحبیب ازدی مسعود بن حجاج عبدالرحمن بن مسعود بن حجاج تمیمی و ضرغامه بن مالک اشاره کرد. آنان سرانجام در کنار امام حسین ع به شهادت رسیدند. 20 ۲. کسانی که در میانه راه گریختندبرخی افراد از ترس عبیدالله بن زیاد همراه سپاه عمر بن سعد از کوفه خارج شدند اما در میانه راه یا پیش از آغاز نبرد از سپاه جدا شدند و گریختند. ۳. هواداران آگاه حکومت امویگروهی از حاضران در کربلا از هواداران شناختهشده حزب اموی بودند و آگاهانه برای جنگ با امام حسین ع حرکت کردند.عمر بن سعد شمر بن ذیالجوشن حصین بن نمیر شبث بن ربعی عزره بن قیس عمرو بن حجاج زبیدی حجار بن ابجر و زجر بن قیس از جمله این افراد بودند.هر یک از آنان فرماندهی گروهی از سپاه عمر بن سعد را بر عهده داشتند. ۴. دشمنان اهلبیت ع گروهی نیز از دشمنان دیرینه اهلبیت ع بودند و با هدف انتقام گرفتن از خاندان پیامبر ص و امیرمؤمنان علی ع در جنگ شرکت کردند. ۵. مرعوبشدگان سیاستهای عبیداللهدستهای دیگر تحت تاثیر سیاستهای خشونتآمیز و تهدیدهای عبیدالله بن زیاد قرار گرفته بودند. آنان از ترس مجازات قطع حقوق زندانی شدن یا تشکیل پرونده امنیتی به اجبار یا با اختیاری بسیار محدود به سپاه عمر بن سعد پیوستند.بخش قابل توجهی از تودههای عادی حاضر در سپاه را میتوان در این گروه جای داد؛ هرچند فشار حکومت مسئولیت اخلاقی انسان را بهطور کامل از میان نمیبرد. ۶. افراد غافل و فریبخوردهگروه دیگری افراد غافل و بیخبری بودند که نه جایگاه اهلبیت ع بهویژه امام حسین ع را بهدرستی شناخته بودند و نه از ماهیت
English