به ابیعبدالله ع پیغمبر ص کم داشت؟ پیغمبر ص که مقام جمعالجمعی دارد. پیغمبر ص که بدو ختم آمده پایان این راه در او منزل شده ادعو الیالله کم نداشت. همهچیز پیغمبر ص جامع بود؛ جامعترین کتاب بر او نازل شد ختم نبوت بود خدا بالاترین و بهترین داماد جهان را به او داد خدا بهترین دختر عالم را به او داد خدا بهترین نوههای عالم را به او داد خدا بهترین حال را در این عالم به او داد و چیزی کم نداشتند؛ اما انگار در لحظه مرگ احساس میکردند که چیزی میخواهند خودشان که دستور داده بودند وقتی احساس کردید طرف شما به جان دادن نزدیک شده است سینهاش را سبک کنید. خودشان دستور داده بود اما چشمشان را باز کردند و به امیرالمؤمنین ع فرمودند حسین را روی سینه من بگذار من میخواهم با وصل به حسین از دنیا بروم. زهرا س هنوز جان در بدن داشت و هنوز جان از بدن بیرون نرفته بود که امیرالمؤمنین ع میگویند من دویدم و به داخل اتاق آمدم دیدم حسین صورت بر کف پای زهرا س گذاشته است. مردن برای زهرا س شیرین بود اما با اتصال … به حسین ع همه لذت عالم را میبرد. چرا؟ چون خدا را میدید قیامت را میدید ارزشهای الهی را میدید. عسل چیست؟ مغز گندم چیست؟ چهچیزی کم داشت که با اینها لذت ببرد؟ خدا هم به او حرام نکرده بود اما لذتش در این نبود و لذت نمیبرد. -اهل دل در پی رحمت خداوندخیلی از چیزها بر خیلی از انسانها حرام نیست اما لذت نمیبرند؛ یعنی آن معده لذتخواه را ندارند و یک معده دیگر دارند یک حال دیگری دارند یک دل دیگری دارند یک وضع دیگری دارند. آنهایی که اهلش هستند دربهدر بهدنبال رحمت خدا هستند؛ آنهایی که اهلش هستند بهدنبال انبیا میدویدند تا به رحمت برسند. آنها نمیخواستند که حالا هفتهای دو-سه روز در دنیا به خانه انبیا بروند و داخل اتاق روبهروی انبیا بنشینند بلکه آنها بهدنبال انبیا بودند که راهی به رحمت خدا پیدا کنند؛ اما امیرالمؤمنین ع میدیدند که خداوند رحمتاللهالواسعه را در دامنشان گذاشته است. حالا بهدنبال چه لذتی بگردند؟ بهدنبالش نمیدویدند پیش ایشان بود در دامنشان و کنارشان بود. الا ان اولیا الله و نظروا الی باطن الدنیا ؛ یقینا ابیعبدالله ع برای امیرالمؤمنین ع کل باطن دنیا بود و اذا نظر الناس الی ظاهر الدنیا یعنی دیگر چشمی برای علی ع نمانده بود که به ظاهر دنیا نگاه کند چون چشم ایشان با حسین ع پر بود. ماهیت ویژه حسین ع -حسادت ابلیس به انسانای کاش بعید و دور هم نیست به ما هم میفهماندند -البته نه بهاندازه آنها بلکه بهاندازه خودمان- تا از خیلی لذتها متنفر بشویم؛ نه اینکه بخواهیم و بهدنبالش نرویم بلکه از هرچه خدا نمیخواهد نفرت پیدا میکنیم. همه این لذتهایی که در دنیا موج میزند شیطان همه را میخواهد برای خودش هم نمیخواهد؛ چون ابلیس جسم نیست که برای خودش بخواهد. شیطان کمال حسادت را نسبت به انسان دارد و برای انسان میخواهد تا انسان را از هفت حقیقتی که خدا برای او قرار داده است اگر خدا بخواهد بعدا میگویم انسان را محروم کند؛ چون خودش محروم است و خودش خودش را محروم کرد نمیخواهد یکنفر به آن هفت حقیقتی برسد که در آیات قرآن است. -ابیعبدالله ع راه میانبر در رسیدن به هفت حقیقتنزدیکترین راه به آن هفت حقیقت و به تعبیر دیگر راه میانبر؛ الآن جادههایی را میزنند که میانبر میگویند. الآن یک جاده جدید زدهاند و یک شهر را به شهر دیگری 150 کیلومتر نزدیک کرده است. فاصله آن شهر به این شهر نزدیک چهارصد کیلومتر بوده و الآن 150 کیلومتر کم کردهاند. مقصد فرقی نکرده و همان است ولی جاده میانبر شده است. از دو راه میشود به این هفت حقیقت رسید که یک راهش همان سیصد کیلومتر است اما یک راهش بسیار راه میانبری است و آدم از آن هفت حقیقت کم هم نمیآورد. آن راه میانبر حالا به حق خودش که بالاترین قسم ابیعبدالله ع است آن را بعدا میگویم . این راه میانبر را هم پروردگار قرار داده است چون کار کس دیگری نبود. او باید حسین ع را خلق میکرد که این راه میانبر تحقق پیدا میکرد و اگر او نبود این راه میانبر در 124هزار پیغمبر و یازده امام دیگر وجود نداشت؛ لذا همهچیز او انگار یک گونه دیگر و یک ماهیت دیگری است. -با کریمان کارها دشوار نیستیکبار ظاهرا گفته باشم دوبار هم نه؛ یکبار در این چهل سال گفته باشم که به حضرت صادق ع عرض کرد میخواهم چیزی بگویم اما شیعهام و حریم و احترام قائلم خجالت میکشم. امام فرمودند وقتی به ما میرسید نگویید حیا میکنیم و خجالت میکشیم حرفتان را بزنید و ما هم راحت قبول میکنیم؛ یا میگوییم درست است یا اینکه میگوییم نه درستش این است. این انبیا و ائمه هستند که به صدق به ما میگویند با ما راحت باشید ولی دیگران صادقانه نمیگویند با ما راحت باشید.تو مگو ما را به آن شه بار نیست××××× با کریمان کارها دشوار نیستمیشد همه ما امروز یهودی باشیم یا نه؟ میشد؛ میشد مسیحی باشیم؟ میشد؛ میشد لائیک باشیم؟ میشد؛ اما چرا اینطوری شدیم؟ چه شده است که ما به رحمهاللهالواسعه راه پیدا کردهایم؟ حسین جان چقدر هم ما را راحت راه دادهاند. -عشق به ابیعبدالله ع کار خداوندامام فرمودند حرفت را راحت بگو او گفت یابنرسولالله من پیغمبر ص فاطمه مرضیه س امام مجتبی ع زینالعابدین ع پدرتان امام باقر ع و شما را با همه وجود دوست دارم اما حسین ع را یکجور دیگر دوست دارم و یک حال دیگری دارم. برای من اتفاقی افتاده است؟ فرمودند نه برای تو اتفاقی نیفتاده است و ما هم همینطوری هستیم. ما اهلبیت هم حسین ع را یکجور دیگر دوست داریم و این هم کار ما نیست بلکه کار خداست. اینها که نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها هستند نه اینکه شنیده باشم هم دیدم و هم در نوشتهها خواندهام میگویند راه فوز پیروزی سعادت و رسیدن به مقصد در سلوک الیالله بهصورت صد درصد فقط و فقط حسین ع است. شیرینی مرگ برای اهلبیت علیهمالسلام با اتصال
98 مطلب یافت شد
ارزش والای مؤمن نزد پروردگار
به قول امیرالمؤمنین ع منبع چه ارزشهایی است ؟ 2 به قول پیغمبر ص قلب مؤمن چه حرمی است ؟ 3 به قول امام صادق ع شخصیتی است که پروردگار عالم فرموده من مشتری مؤمن هستم هیچ کس هم نمیتواند مشتری مؤمن شود برای اینکه قیمتش را ندارد .کسی کنار در ورودی کعبه داشت به خودش دعا میکرد در دعایش خدا را به کعبه قسم داد پیغمبر ص هم در طواف بودند یکمرتبه ایستادند و به او گفتند خدا را به قسم بالاتر قسم بده اگر میخواهی مشکلت حل شود . این روایت را مهمترین کتابهایمان نوشتهاند. گفت خدا را به چه کسی قسم بدهم مهمتر از کعبه؟ فرمودند اگر مؤمنی خدا را به خودت قسم بده فان المؤمن اعظم حرمه من الکعبه ارزش مؤمن بزرگتر و سنگینتر و بالاتر از ارزش کعبه است . 4 در حالی که ما میدانیم روزی میلیونها نفر صبح و ظهر و شب رو به کعبه خدا را عبادت واجب میکنند اما مؤمن عجب مایهای است. امام عسکری ع میفرمایند روز قیامت -این را هم کتابهای معتبرمان نقل کردهاند- اگر صدوبیستوچهار هزار پیغمبر و ما دوازده امام در یک صف نشسته باشیم و یک مؤمن از جلوی صدوبیستوچهار هزار پیغمبر و ما دوازده نفر رد بشود ما به احترام او همه از جا بلند میشویم. فروشنده به پروردگار باید بیرزد به پروردگار و مؤمن میارزد به پروردگار که جنسش را به او بفروشد هیچ کس هم نمیتواند مشتری مؤمن باشد چون قیمت مؤمن دست هیچ کس نیست جز پروردگار عالم او میداند چقدر میارزد حالت دلسردی در این بحثها برایتان نیاید به طور یقین شما مؤمن هستید البته مؤمنین با همدیگر از نظر درجات و ظرفیتها فرق میکنند ولی مؤمن مؤمن است. خب ظرفیت سلمان او بود که سلمان شد یا مقداد یا عمار یا ابوالهیثمبنتیهان ظرفیت ما هم همین است که هست. البته بیشتر میتوانیم کسب ارزش کنیم بیشتر هم میتوانیم ظرفیت را بالاتر ببریم. علامه طباطبایی چگونه علامه طباطبایی شد؟من در قم زیاد مرحوم علامه طباطبایی ره را میدیدم گاهی در صحن حضرت معصومه س یا در مدرسه حجتیه که درس تمام شده بود و تکوتنها میرفت. میآمدند از ایشان چیز میپرسیدند یکی به ایشان گفت چه شد شما علامه طباطبایی شدید؟ ایشان فرمودند با دوتا سرمایه یک سرمایه نماز شب نماز سحر یازده رکعت با اینکه یک کار مستحبی است اما خدا در قرآن فرموده فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین 5 پاداش نماز شبخوان را به احدی در این عالم خبر ندادم هیچ کس نمیداند. معلوم میشود از نماز شب خیلی انرژی و نیروی الهی میشود گرفت. مایه دومم توسل قلبی اشکی به حضرت سیدالشهدا ع من با قدرت نماز شب و اتصال به معنویت ابیعبدالله
وصیت امام مجتبی(ع) به ابیعبدالله(ع)
امام مجتبی ع در وقت شهادتشان به ابیعبدالله ع فرمودند هر سه بچه مرا ببر کربلا من هم میخواهم در کربلای تو شریک باشم. این یعنی اتصال
حرکت همهجانبۀ اهل تقوا در خودنگهداری
این شب به ابیعبدالله ع عین اتصال … به او میدهند امام صادق ع میفرمایند باب عفو رحمت بحارالانوار را ببینید بحارالانوار هم این روایات را از خودش ننوشته و از قدیمیترین کتابهایمان نقل کرده است پرونده را میبیند و به پروردگار میگوید آنهایی که این پرونده را برای من نوشتهاند اشتباه نکردهاند؟ خداوند میفرماید چه اشتباهی؟ میگوید برای اینکه یکپارچه در پرونده من درستیها نوشته شده است. من خودم میدانم که گناهانی هم در دنیا داشتهام آنها کجا هستند؟ آنها را به پرونده چه کسی بردهاند؟ خطاب میرسد در پرونده کسی نبردهاند و من بهخاطر ایمان عبادت گریهها و توبهات کل گناهانت را بخشیدهام. درحالیکه به آنها میگوید و لا یزکیهم تصفیهحساب نمیدهم و ریزترین گناهشان هم به پایشان حساب میکنم. ج عذاب درناک و لهم عذاب الیم عذاب دردناکی ویژه اینهاست و وضعشان هم خاموش نمیشود. اسم اینها را مرد و زن متوقف بگذارید؛ چراکه نه قلبشان حرکت ایمانی داشته نه بدن و جانشان حرکت عبادتی داشته و نه حرکت مالی داشتهاند. این افراد متوقف بودهاند و وزن شخصیتیشان در هشتادسال عمرشان با آنوقتی که از مادر بهدنیا آمدهاند یکی است و بالا نرفته است. جنینی هستند که با خوردن و گذر زمان باد کردهاند و حالا هشتاد کیلو شدهاند. همان حالت جنینی هستند و هیچ حرکت رو به جلویی نکردهاند. شناخت خطرات دنیا و آخرت بالاترین معرفتآنکه میخواهد تقوا را رعایت کند از چهچیزی باید خودنگهدار باشد؟ از خطرات دنیا و آخرت. این شخص باید عالم به خطرات هم باشد وگرنه خودش را نگه نمیدارد چون خطری حس نمیکند. دین ما یعنی مکتب اهلبیت علیهمالسلام به ما میگوید بالاترین و برترین عبادت المعرفه این است که بفهمی و بشناسی و معرفت پیدا کنی. معرفت به چهچیزی؟ این معرفت واجب عینی است. دین نمیگوید بالاترین معرفت این است که تمام داروها و بیماریها را بشناسی؛ اینکه دههزار تا از بچههای این مملکت میروند و دکتر متخصص میشوند و ما هم وقتی مریض میشویم به آنها مراجعه میکنیم. وجوبی ندارد که کل ملت همگی دکتر مهندس روحانی یا تاجر بشوند. اگر کل ملت در یک مرحله قرار بگیرند که زندگی نمیچرخد؛ اما واجب است کل ملت به خطرات دنیا و آخرت معرفت داشته باشند. دکتر آخوند رئیسجمهور وکیل وزیر یا مرجع تقلید همگی باید این معرفت را داشته باشند؛ چون من اگر خطرشناس نباشم وقتی خطر به من بخورد بدنم سر است و هرچه خطر زهر میزند دردش را حس نمیکنم. بیمعرفت یعنی بیهوش اگر سیتا مار و دهتا هم عقرب روی او بیندازی وقتی بدن به کلی سر و کرخت است گاهی او را بگزند وقتی چشمش را باز کند بگوییم چه خبر؟ میگوید هیچچیزی خبری نیست میگوییم سیتا مار و دهتا عقرب به تو زدهاند میگوید نه چقدر دروغ میگویید اینجاست که بیمعرفتها به انبیا گفتند دروغ میگویید؛ اینجاست که به قرآن گفتند ان هذا الا اساطیر الاولین سوره مؤمنون آیه 83 دروغ و ساختگی پیشینیان است؛ به پیغمبر ص هم گفتند دیوانه و دروغگو هستی. وان جهنم لمحیطه بالکافرین سوره عنکبوت آیه 54 محیطه اسم فاعل است و فعل مضارع نیست؛ یعنی همین الآن آتش جهنم بر کافران احاطه دارد و انواع آتش و عذاب به آنها میزند؛ ولی اینها میخندند و عرقشان را میخورند ظلمشان را میکنند مال مردمخوریشان را میکنند و حس نمیکنند. اما آنکه معرفت دارد حس او بهطور عجیبی زنده است که قسم والله میخورد. امیرالمؤمنین ع میفرمایند والله اگر کل هفت اقلیم عالم را ملک من تنها بکنند و بگویند بیا به محضر برویم و هفت آسمان را با هرچه که زیر آن است به نام تو ثبت بکنیم و سند بدهیم. در مقابل تو خم بشو و مورچهای که یک پوست جو به لانهاش میبرد آن را بگیر. والله من آن سند را نمیگیرم که این پوست جو را ظالمانه از دهان مورچه بیرون نکشم. او خطر را خیلی خوب حس میکندتقوا یعنی حرکتی همهجانبه؛ چون وقتی بدانم که پیش روی من چه در دنیا و چه در آخرت خطر هست حرکاتی میکنم که خطر از من رد بشود؛ هم حرکت قلبی هم بدنی هم روحی و هم مالی. کلام آخر؛ عظمت شب جمعه در روایاتچه شب بزرگی است به قول خارجیها یک پوئن هم امشب و فردا به مؤمن دادهاند که اگر امشب یا فردا بمیرد قطعا بهخاطر عظمت امشب مورد آمرزش پروردگار است. من در حال ترجمه کتاب کاملالزیارات هستم که از بهترین کتابهای شیعه درباره زیارت است و بخش عمدهای از این کتاب راجعبه ابیعبدالله ع است. من این روایت را نمیفهمم ولی این دلیل نمیشود که نگویم؛ پیغمبر ص میفرمایند و رب حامل فقه الی من هو افقه منه تو نمیفهمی ولی حرف را بگو خیلیها هستند که بفهمند. خیلی روایت سنگینی است امام صادق ع به شخصی فرمودند حسین ما را در شبهای جمعه زیارت میکنی؟ عرض کرد یابنرسولالله خود شما زیارت میکنید؟ فرمود زیارت نکنم کسی را که خدا هر شب جمعه او را زیارت میکند؟ اتصال
استاد انصاریان: شیعیان از اهل بیت(ع) جدایی ناپذیرند/ عزاداری برای امام حسین(ع) باعث شادی حضرت زهرا(س) خواهد شد
به جدایی ناپذیری شیعیان از اهل بیت ع اشاره کرد و گفت اگر امکان جدا شدن شیعه از اهل بیت ع بود که در این سال ها با هجوم هایی بدتر از زلزلهها و طوفانهای جهانی باید از اهلبیت ع جدا میشدیم؛ اما این چنین نشد حتی اگر کسی مسیر خلاف و منحرفی هم رود چون از اهل بیت ع است پس از مدتی دوباره به خواستگاه خود برمی گردد. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه هدایت اظهار کرد لازم است با توجه به وضعی که در قلب عمل رفتار کردار و اشکمان داریم نگاه عمقی به قیامت خودمان بیندازیم؛ چون ائمه ما فرمودهاند در شک و تردید به سر نبرید. قرآن مجید و روایات این شک و تردید را معالجه میکنند البته اگر کسی گرفتارش باشد. دو کتاب بسیار مهم از غیر شیعه یکی مناقب خوارزمی و دیگری ربیعالابرار زمخشری و چهار کتاب از شیعه که معانیالاخبار عیون اخبارالرضا بحارالانوار و به احتمال قوی خصال قیامت ما را با نقل یک روایت مستند از رسول خدا ص به ما نشان میدهد. 114 کتاب آسمانی و 124هزار نفر خبر قیامت را دادهانداستاد برجسته اخلاق حوزه های علمیه در مورد اخبار مربوط به قیامت گفت 114 کتاب آسمانی و 124 هزار نفر خبر قیامت را دادهاند شاید بیش از هزار آیه در قرآن و گاهی سورههایی بهطور کامل از قیامت خبر دادهاند و تمام انبیا ائمه ع و اولیا براساس اعتقاد به قیامت و باور آن زندگی کردهاند. انسانی که قیامت را باور داشته باشد معتقد است که و من یعمل مثقال ذره شرا یره سوره زلزال آیه 8 اگر کسی عمل بد او به وزن دانه ارزن باشد در قیامت جلوی چشمش قرار میگیرد گم نمیشود و موجود است. ای کاش تمام مردم زندگی خود را براساس باور به قیامت تنظیم میکردندوی ادامه داد امیرالمؤمنین ع میفرمایند و الله قسم اگر مرا شب تا صبح روی تیغهای تیز گیاه سعدان عریان بخوابانند صبح هم همه بدنم را به زنجیر بکشند و بدن مرا روی این تیغها بکشند احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه برای من محبوبتر بهتر و راحتتر است که مرا در قیامت در پیشگاه خدا و حضور پیغمبر ص نگه دارند و به من بگویند در تمام 63 سال عمرت بهاندازه شی ناچیزی از حق مردم غصب کردهای و به کسی ستمی روا داشتهای. این بزرگان براساس ایمان به قیامت زندگی میکردند و ای کاش نه فقط مردم مسلمان بلکه مردم دنیا هم نگاهی به این حقیقت میانداختند و زندگیشان را براساس باور به قیامت تنظیم میکردند که نمیکنند و نکردهاند در آینده هم چنین نمیکنند همانطور که خداوند در قرآن میفرماید اعملوا آل داوود شکرا و وقلیل من عبادی الشکور بهعنوان شکر من عمل کنید خیلیها در دنیا به حرف من گوش نمیدهند و گوشدهندگان به حرف من کم و اندک هستند. کل سعادت نجات و رهایی انسان ها در نور پروردگار استاستاد انصاریان با بیان اینکه زندگی انبیا و ائمه ع بر مبنای باور قیامت بوده است تصریح کرد رسول الهی که طبق معارفمان ظاهر و باطن هستی زیر نظر اوست یعنی نگاهشان نگاه فراگیری است و چیزی از این نگاه خارج نیست خطاب به امیرالمؤمنین ع -که امام در آن زمان در عنفوان جوانی بود- فرمودند یا علی اذا کان یوم القیامه اخذت بحجزه الله وقتی قیامت برپا شود تکیه تمسک و توسل من در قیامت فقط و فقط به نور پروردگاراست. کیفیت و آثار این نور عظیم بینهایت و قیامتی را نمیدانیم اما میتوان از سخن رسول خدا ص استفاده کرد که کل سعادت نجات و رهایی در این نور است. آثار نور پروردگار در رسول خدا ص و حضرت علی ع وی ادامه داد سپس پیامبر می فرمایند و اخذت انت بحجزتی علی جان تو در قیامت به نور من متوسل و متمسک خواهی بود. نور رسول خدا ص در آثار و طول نور پروردگار مهربان عالم است. در آنجا تابش کامل هست و امیرالمؤمنین ع به فرموده پیغمبر ص به این تابش کامل متوسل است. و اخذ ولدک بحجزتک علی جان یازده امام بعد از تو هم در قیامت به نور تو متصل متمسک و معتصم هستند چون نور خدا که کامل در من تابیده و نور کامل از من به تو میتابد فرزندانت یعنی ائمه طاهرین ع به این نور متمسک هستند. شیعیان به نور ائمه طاهرین ع اتصال دارندمبلغ برجسته عرصه بین الملل با اشاره به اینکه شیعه به نور ائمه طاهرین ع اتصال دارند گفت رسول خدا خطاب به امیرمؤمنان می فرماید و اخذت شیعتک بحجزهم شیعیان شما هم به نور ائمه طاهرین ع متوسل هستند که نور ابیعبدالله
وجود شیعیان در سیطرهٔ اهلبیت(علیهمالسلام)
به امیرالمؤمنین ع که امام در آن زمان در عنفوان جوانی بود فرمودند یا علی اذا کان یوم القیامه وقتی قیامت برپا بشود قیامتی که 114 کتاب آسمانی و 124هزار نفر خبر آن را دادهاند شاید بیش از هزار آیه در قرآن و گاهی سورههایی بهطور کامل از قیامت خبر دادهاند و تمام انبیا ائمه و اولیا براساس اعتقاد به قیامت و باور آن زندگی کردهاند. اگر آدم قیامت را باور داشته باشد قیامت این است و من یعمل مثقال ذره شرا یره سوره زلزال آیه 8 اگر کسی عمل بد او به وزن دانه ارزن باشد در قیامت جلوی چشمش قرار میگیرد گم نمیشود و موجود است. با چنین نگاهی به قیامت زندگی کردهاند؛ امیرالمؤمنین ع میفرمایند و الله قسم اگر مرا شب تا صبح روی تیغهای تیز گیاه سعدان عریان بخوابانند صبح هم همه بدنم را به زنجیر بکشند و بدن مرا روی این تیغها بکشند احب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامه برای من محبوبتر بهتر و راحتتر است که مرا در قیامت در پیشگاه خدا و حضور پیغمبر ص نگه دارند و به من بگویند در تمام 63 سال عمرت بهاندازه شی ناچیزی که پول در برابرش نبود یعنی نه کشیدنی و نه خریدوفروشی بود از حق مردم غصب کردهای و به کسی ستمی روا داشتهای. مرا روی آن تیغها بیندازند بعد هم به زنجیر بکشند و روی این تیغها ببرند که قطعهقطعه بشوم این برای من راحتتر است که در قیامت به من نگویند در دوره عمرت شی بیارزشی بهاندازه یک نخ ته سوزن را از ملک مردم بردهای یا تلنگری ناحق به کسی زدهای. اینان براساس ایمان به قیامت زندگی میکردند و ای کاش نه فقط مردم مسلمان بلکه مردم دنیا هم نگاهی به این حقیقت میانداختند و زندگیشان را براساس باور به قیامت تنظیم میکردند که نمیکنند و نکردهاند در آینده هم نمیکنند این خبر پروردگار است که در قرآن میفرماید و وقلیل من عبادی الشکور سوره سبا آیه 13 . شکور در اینجا یعنی مؤمنینی که هر حقی را رعایت میکنند نه بهمعنای تسبیح انداختن و الحمدلله گفتن است؛ چون ما قبل از این قسمت آیه میبینیم که خدا میفرماید اعملوا آل داوود شکرا بهعنوان شکر من عمل کنید بعد میگوید و وقلیل من عبادی الشکور خیلیها در دنیا به حرف من گوش نمیدهند و گوشدهندگان به حرف من کم و اندک هستند. نجات و رهایی انسان در پرتو تمسک به نور خداوند-تمسک رسول خدا ص در قیامت به نور پروردگاررسول خدا ص در این روایت به امیرالمؤمنین ع خطاب میکنند یا علی اذا کان یوم القیامه اخذت بحجزه الله تکیه تمسک و توسل من در قیامت فقط و فقط به نور پروردگا راست. خیلی عجیب است که پیغمبر ص نمیگویند تمسک و توسلم به نمازهایم روزههایم جنگهایم و نماز شبهایم است بلکه میفرمایند توسلم به نور الله است بسیاری از بزرگان دین حجزه را نور معنی کردهاند. حالا ما کیفیت و آثار این نور عظیم بینهایت و قیامتی را نمیدانیم اما میشود از حرف رسول خدا ص استفاده کرد که کل سعادت نجات و رهایی در این نور است. -توسل امیرالمؤمنین ع در قیامت به نور رسول خدا ص و اخذت انت بحجزتی علی جان و تو در قیامت به نور من متوسل و متمسک خواهی بود. این نور یعنی نور رسول خدا ص در آثار و طول نور پروردگار مهربان عالم است. در آنجا تابش کامل است و امیرالمؤمنین ع به فرموده پیغمبر ص به این تابش کامل متوسل است. -اعتصام امامان معصوم به نور امیرالمؤمنین ع در قیامت و اخذ ولدک بحجزتک علی جان یازده امام بعد از تو هم در قیامت به نور تو متصل متمسک و معتصم هستند. چرا؟ چون نور خدا که کامل در من تابیده و نور کامل از من به تو میتابد بچههای تو یعنی ائمه طاهرین علیهمالسلام به این نور متمسک هستند؛ یعنی من به خدا وصل هستم تو به من وصل هستی و یازده فرزندت هم به تو وصل هستند. -اتصال شیعه به نور ائمه طاهرین علیهمالسلام و اخذت شیعتک بحجزهم شیعیان شما هم به نور ائمه طاهرین علیهمالسلام متوسل هستند؛ یعنی خدا من تو یازده امام و قسمت پنجم هم شیعیان فرزندان تو. رسول خدا ص نمیگویند شیعیان من یا شیعیان تو؛ یعنی میگویند اتصال به من تنها یا تنها به تو هیچ کاری نمیکند بلکه اتصال شیعه باید به ائمه طاهرین علیهمالسلام باشد که نور ابیعبدالله
استاد انصاریان: 4 حلقه اتصال/ پایههای تقوا بر روی ترک گناه استوار است
به خودت دغدغه راه نده؛ تو برای دوزخ نیستی تو برای کسان دیگری هستی که آنها هم کنارت هستند خودم هم کنارت هستم و هو معکم و من با شما هستم این حرف خداست انبیای من صدیقین و شهدا هم با شما هستند ومن یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین والشهدا والصالحین وحسن اولئک رفیقا النسا 69 .نویسنده کتاب ارزشمند سید الشهدا ع و یارانش گفت در این محشر چه رفیقهایی کنار تو هستند و چه نیکو هستند تو تنها نیستی و انبیا هستند صدیقین هستند صالحین هستند شهدا هستند و تو در زمره آنها هستی؛ این اتصال چنین نتیجه عظیمی را بهبار میآورد. شما را قسم هم نمیدهم که اینگونه آیات مثل آیه هشتم اعراف و آیه دوم و شصتونهم سوره نسا را خیلی راحت باور بکنید کنار آن چونوچرا نگذارید بحث نکنید خدا جای بحث و چونوچرا و شک و تردید در کنار این دو آیه قرار نداده است؛ اگر هستید آرام باشید راحت باشید مثل آرامشی که همسن شما جوانها وجود مبارک حضرت علیاکبر داشت.حدود 30 سال است که از خدا خواستهای دارماستاد اخلاق حوزه علمیه عنوان کرد وقتی ابیعبدالله … ع در راه سرشان را روی زین اسب گذاشتند و خوابشان برد بیدار که شدند گفتند انا لله و انا الیه راجعون علیاکبر در کنارشان بود گفت بابا سفر بوی مرگ میدهد؟ فرمودند آری پسرم؛ ما داریم میرویم و کل کاروان با شهادت به کام مرگ میافتد. گفت پدر اولسنا علی الحق ما در همه زندگیمان به حق متکی نیستیم؟ حق یعنی خدا یعنی وحی یعنی انبیا یعنی صدیقین یعنی شهدا یعنی صالحین. قال علیه السلام نعم یا بنی ما در همهچیزمان به حق متکی هستیم؛ این جوان هجده ساله به پدرش گفت اذا - یعنی بنابراین- لا نبالی بالموت هیچ باکی از مردن نداریم.وی خطاب به حاضران در جلسه تصریح کرد شما جوانهای عزیزم که من خیلی عاشقتان هستم درحالیکه شما را نمیشناسم و کاری هم با شما ندارم. یک نان و پنیر خوبی خدا به من داده که دارم میخورم و بعد هم میروم کاری به شما ندارم که حالا بگویید یک آخوند عاشق ماست برویم ببینیم که کاری دارد بکنیم یا چیزی میخواهد نه من هیچ کاری ندارم و هیچچیزی هم نمیخواهم. یک چیز میخواهم آنهم نه از شما؛ این را بالای سیسال است بین خودم و خدا دارم میگویم و او میداند. دروغ نمیگویم آنهم این است که به او گفتهام موکل مرگ را که فرستادی پیش از اینکه جان من را بگیرد یک قلم قرمز بر روی کل پرونده من بزن و بگو شتر دیدی ندیدی هیچوقت نگفتهام نماز دارم روزه دارم؛ فقط یک قلم قرمز همین من هیچ خواسته دیگری در دنیا ندارم. بارکالله بر باباطاهر بارکالله چهچیز خوبی با زبان شعر یاد ما داده است.وی با اشاره به مصرعی از ابیات باباطاهر افزود از آن روزی که ما را آفریدی به غیر از معصیت چیزی ندیدی. اگر دروغ است بگویید دروغ است این قسمی که در شعر دومش است خدا به عزت و جلالش قسم خورده که هرکسی من را اینجوری قسم بدهد رد نمیکنم و قبول میکنم . خداوندا به حق هشت و چهارت ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی. برای تو کاری ندارد خیلیها در جلسه هستند که من با آنها هم کاری ندارم. صاحبان مناصب مهم هستند که میان مردم نشستهاند. برای آنها هم خیلی نکته مهمی است برای شما هم مهم است.عشق واقعی علامه جعفری ره به امام حسین ع او را نسبت به قیامت آسوده خیال کرداین مترجم و مفسر قرآن کریم بیان داشت یکروز بعدازظهر تلفن زنگ زد برداشتم و دیدم استاد باکرامت عالم کمنظیر فیلسوف الهی علامه جعفری ره است. به من گفت حسین کاری نداری؟ گفتم نه امرتان؟ گفت بلند شو به خانه ما بیا خب از اینطرف تهران شرق به غرب حدود بلوار آیتالله کاشانی رفتم. تنها بود گفت چه خوب شد آمدی امشب دوازده شب دارند من را بهخاطر بیماری به اروپا میبرند احتمال میدهم برنگردم؛ تو را خواستم تا یک چیزی به تو بدهم و یک چیزی بگویم. یک پولی را درآورد و به من داد و گفت این را چهار قسمت کن و بعد از رفتن من هر جا خودت صلاح دیدی که هزینه شود هزینه کن. گفتم چشم گفت پس آنچه که میخواستم به تو بدهم دادم؛ اما یک چیزی میخواهم به تو بگویم. تو من را میشناسی و از سال پنجاه با هم رفیق بودهایم درست است؟ گفتم بله گفت رفتوآمد هم با هم زیاد داشتهایم؛ جای این را من غیر از تو نداشتم که بگویم وگرنه میگفتم. خیلی استاد دانشگاه با من و خانوادهام رفیق هستند ولی جای آن تو هستی.من تا الآن نماز قضا ندارم روزه قضا ندارم حج را رفتهام و در عبادتم بدهی ندارم؛ اما همه عباداتم را که دارم میروم اینها را کنار گذاشتهام و گفتهام بروید نمیخواهم پیش من باشید؛ هیچ امیدی به شما ندارم این یک مسئله بود.وی ادامه داد علامه جعفری ره افزود چندسال در قم درس خواندهام بعد به نجف رفتهام و بزرگترین استادها مثل آقاشیخمرتضی طالقانی آیتاللهالعظمی خوئی این آدم کمنظیر در علم را دیدهام. الآن که میخواهم به خارج بروم به عمر تحصیلم هم گفتهام کنار بروید که هیچ امیدی به شما ندارم؛ اما خیلی طلبه و دانشگاهی را درس دادهام و بالاخره آنها با زبان من با اسلام با حکمت و با قرآن آشنا شدهاند. حالا که 73-74 ساله هستم به آنها هم گفتهام دارم میروم شما هم من را رها کنید و کنار بروید که ابدا به شما امیدی ندارم. بعد به من گفت حسین میدانی امید صد درصد من به قیامتم که هیچ نگرانیای ندارم به چیست؟ گفتم نه استاد گفت فقط به ابیعبدالله ع است.4 حلقه اتصال … به بیان چهار حلقه اتصال بدون توضیح و شرح که بزرگترین اهل دل اهل حال اهل قرآن اهل نبوت اهل ولایت اهلبیت ع براساس آیات و روایات ردیف کردهاند پرداخت و گفت عزیزانم خواهرانم مادرانم اولی بسیار مهم است و در قرآن شانی دارد الاول ترک المعاصی آن عقول کلیه و ارواح طیبه متصله دوست ندارند که ما گناه - مالی بدنی زبانی غریزی- بکنیم دوست ندارند وهذا هو الذی بنی علیه قوام التقوی واسس علیه اساس الآخره والاولی وما تقرب المتقربون اعلی وافضل منه پایههای تقوا بر روی ترک گناه است ریشههای خیر دنیا و آخرت بر روی ترک گناه است و بندگان مقرب خدا چیزی را در این عالم برتر و شریفتر از ترک گناه نمیشناختند. گناهان خلا ایجاد میکند گناهان زندانها را پر میکند گناهان بار سنگینی بر روی دوش ملت میگذارد گناهان عقل را میکشد روح را میکشد دل پدر و مادرها را میسوزاند خانوادهها را از هم میپاشد و خیلی خطرناک استشغل خودتان را طاعتالله قرار دهیدوی دومین حلقه اتصال را الاشتغال بالطاعات یعنی شغل خودتان را طاعتالله قرار بدهید طاعتالرسول ص قرار بدهید طاعت ولیالله ع قرار بدهید برشمرد و اظهار داشت یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم . حلقه سوم اینکه عدم الغفله خدا را در هیچجایی یادتان نرود حلال و حرام را در هیچجایی یادتان نرود حسنات الهیه را در هیچجایی یادتان نرود. این استاد قرآن عنوان کرد چهارمین حلقه الحزن الدائم است؛ نسبت به گذشتهتان واقعا غصهدار باشید که خدایا با این گذشتهای که من داشتهام نمیدانم وضعم چه میشود. خدایا از آینده نگران هستم نکند از تو ببرم؛ غصهدار هستم الحزن الدائم نسبت به گذشتهام و آیندهام غصه دارم. خدا فرموده است انی لا اسکن الا فی قلب محزون من را میخواهید در جایی پیدا بکنید جای من در دلهای شکسته است در دلهای غصهدار است که نسبت به گذشتهشان غصه میخورند نسبت به آیندهشان غصه میخورند و این غصه با آنهاست. الحزن الدائم کی برطرف میشود؟ وقتی در بستر افتادهاند و نفسها دارد به آخر میرسد فرشتگانم را نازل میکنم تتنزل علیهم الملائکه که قبل از اینکه جانشان را بگیرند به آنها بگویند ان لا تخافوا ترس تمام شد ولا تحزنوا غصه تمام شدوی ابراز داشت یک روایت هم برای آنهایی بگویم که امسال جدید آمدهاند؛ چون نسلبهنسل یک عده میمیرند و یک عدهای هنوز جلسه را ادامه میدهند و یک عدهای هم جدید میآیند. همین بچههای خودتان هستند بچههای قبلی هستند شما را میگویم باور بکنید خدا به ملکالموت میگوید عمر این بنده من تمام است برو و از او اجازه بگیر؛ همینجوری بالای سر او نرو جانش را بگیر؛ سلام کن و اجازه بگیر اگر اجازه داد جان او را بگیر. ائمه ع میگویند شما نمیتوانید اوضاع محتضر را ببینید که چه اتفاقاتی دارد میافتد. شما میبینید یکی دارد نفسهایش به آخر میرسد اما نمیدانید چه مسائلی در جریان است ولی او خودش میبیند.گفتوگوی ملکالموت با انسان در حال احتضارمترجم و مفسر قرآن کریم به شرح لحظات حضور ملکالموت بر بالین انسان مؤمن پرداخت و گفت ملکالموت میآید السلام علیک اتاذن لی ان اقبض روحک به من گفتهاند به تو سلام کنم و اجازه بگیرم میتوانم جان تو را بگیرم؟ میگوید نخیر بارکالله به قدرت شما خیلی جالب است آدم خیلی شجاعانه به ملکالموت میگوید نخیر نمیتوانی جان من را بگیری چرا؟ امام صادق ع میگویند نیت او این است که بیشتر بماند بیشتر عبادت بکند به این خاطر میگوید نه عرض میکند خدایا شنیدی که میگوید نه خطاب میرسد عیب ندارد پرده را کنار بزن و جای او را نشان بده. پرده کنار میرود چهچیزی را نشان میدهد؟ آیه را ببینید وابشروا هنوز در بهشت نرفتهاند میگویند به تو مژده میدهیم وابشروا بالجنه التی کنتم توعدون فصلت 30 یادت هست در آنوقتی که سرپا بودی چقدر خدا در قرآن وعده بهشت داده بود؟ این همان بهشت است؛ حالا جانت را بگیرم؟ میگوید نخیر شماها عجب روحی بزرگی دارید نه یعنی بهشت هم میبینید و نمیخواهید بمیرید؟ نه ملکالموت میگوید خدایا شنیدی که جای او را هم نشان دادم و نمیآید. میگوید ملکالموت پرده دوم را کنار بزن و رفیقهایش را نشان بده. پرده دوم کنار میرود میبیند پیغمبر ص زهرا س امیرالمؤمنین امام مجتبی زینالعابدین امام صادق امام باقر تا امام عصر عج را چهاردهتا را میبیند ولی به ابیعبدالله
تباهی دنیا و آخرت، پیامد پذیرفتن معبودان باطل
به قم بروم یعنی چه؟ امیرالمؤمنین ع میفرمایند مردم در آن زمان فکر میکنند که اینطور آدمها را دیوانهاند اما دیوانه نیستند و مردم آنها را درک نمیکنند.گفت استاد الآن میخواهی بروی؟ آقای علوی میگفتند که من رفیق این طرف بودم. خیلی آسان گفت بله الآن میروم؛ مگر الآن چطور است؟ الآن طوری نیست؛ میخواهی تو را هم ببرم؟ تو دلت نمیخواهد که حضرت معصومه س را زیارت کنی؟ بسم الله الرحمن الرحیم گفت دیدم در ایوان آینه حضرت معصومه س هستم به من گفت درست نگاه کن اینجا قبر دختر موسیبنجعفر ع است؛ خیالاتی نباشی چه زیارتی کردیم استاد چه حالی داشتتو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار××××××که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند این کارها از هیچکس دیگری برنمیآید و فقط از یک خدا برمیآید که آنهم خدای بر حق است .خاکنشینان عشق بیمدد جبرئیل××××××× هر نفسی میکنند سیر سماوات راراه دهید امشبم مسجدیان تا سحر××××××مستم و گم کردهام راه خرابات رازیارت کردیم بعد مهری از داخل جانماز برداشتم و نمازم را خواندم استاد هم گوشهای در حال بود تمام شد و گفت داخل حرم کاری نداری؟ گفتم نه گفت به تهران برگردیم؟ گفتم برگردیم حالا چطوری در این برف و بوران و سرما و نصفشب برگردیم؟ بسم الله الرحمن الرحیم گفت دیدم دوتایی زیر کرسی در مسجد سپهسالار هستیم. آرام به من گفت هر وقت توفیق پیدا کردی که به قم بروی آن مهری که از حرم حضرت معصومه س داخل جیبت جا مانده وقف است ببر و سر جایش بگذار.-گریه بر ابیعبدالله ع نیرویی قدرتمنداین را رفیق من میگفت که یک ویژگیاش گریه خاص بر ابیعبدالله ع است؛ البته این را به شما بگویم که باید اهل توجه باشید کارهای زیادی از گریه بر ابیعبدالله ع میآید. شاید توجهی به این گریههایتان نداشته باشید اما گریه نیروی بسیار پرقدرتی است. خود ابیعبدالله ع -نه حالا خیلی- مقداری در کربلا گریه کردند این سیهزار نفر به دو سال نکشید که دودمان همه آنها به باد رفت؛ حتی آنهایی که زودتر از دو سال مردند مختار گفت سر قبر همه مردههایشان بروید جنازههایشان را دربیاورید و دم قبر آتش بزنید.-ظاهر و باطن اذکار الهیرفیقم گفت آقا شیخ مجتبی به من گفت که هنوز در مشهد برق 24ساعته نیامده بود حتی برق محلی هم نیامده بود و من طلبه بودم. اصلا برق در مشهد نیامده بود و فقط در خیابان امیرکبیر تهران برق بود. من و همشاگردیام آقا شیخهاشم قزوینی در کوچههای تنگ و تاریک و پیچ در پیچ مشهد میرفتیم؛ اذان مغرب و عشا را گفته بودند و ما در مسجد محل یا جای دیگری نماز خوانده بودیم و دوتایی به حرم امام هشتم میرفتیم. یکدفعه دیدیم که از سر کوچه برقی میزند و خاموش میشود. تازه از این چراغقوههای خارجی از این چهارگوشها آمده بود. گفتیم این چه کسی است که از سر کوچه چراغقوه میزند؟ حالا به او میرسیم مرتب برق میزند و خاموش میشود برق میزند و خاموش میشود. نزدیکش رسیدیم و دیدیم آقا شیخعباس قمی است چراغقوه هم ندارد. سلام کردیم و جلوی او را گرفتیم گفتیم آقا چراغقوه داری؟ گفت نه گفتیم ما از ته کوچه دیدیم تا الآن که به شما رسیدیم داخل کوچه برق میزد و هوا هم که اصلا ابری نیست این برق چیست؟ گفت به حرم میروید؟ گفتیم بله گفت راهتان را ادامه بدهید و به حرم بروید. گفتیم ما که به حرم میرویم. گفت نه مشرف بشوید و کاری نداشته باشید. گفت ما مصر شدیم آقا شیخعباس گفت پس هر دوی شما رو به حرم بایستید و ما هم رو به حرم ایستادیم گفت پیش من به صاحب این قبر قسم بخورید که تا من زندهام به کسی نگویید. حالا که شما دو طلبه متدین و با تقوا قسم میخورید که داستان چیست من برایتان بگویم ولی مرا پیش مردم لو ندهید تا مردم برای ما امامزادهسازی نکنند؛ از فردا جلوی ما را نگیرند آقا التماس دعا آقا یکذره از این استکان چای را بخور و بقیهاش را به ما بده؛ برای زندگی ما زحمت درست نکنید. و الله به پیر به پیغمبر ما کسی نیستیم ما یک روضهخوانیم و هیچکس نیستیم. ما هم روبهروی حرم حضرت رضا ع قسم خوردیم که تا شما زنده هستید سخنی نگوییم؛ فرمود کارم به جایی رسیده است که هر وقت ذکر خدا را به زبان جاری میکنم نور ذکر از دهانم بیرون میزند. ظاهر لا اله الا الله نور دارد و باطنش خود پروردگار است. ابیعبدالله ع ترانس اتصال … به کورههای ذوب فلز میدادند. مردم ضریح امام هشتم یا حضرت حسین ع یا امامزادهها را با یکتن قفل قفل میکردند. قفل کردن چه مشکلی را میگشود؟ اینها چه بود؟بتپرستان این کارها را در یک سطح بالاتر به مردم در طول تاریخ تحمیل کرده و پروردگار عالم را از زندگی حذف کرده بودند کتابهای آسمانی را محجور و احکام الهی را تعطیل کرده و بهجای آن احکام بتپرستی را حاکم کرده بودند. چنین فرهنگهایی هم دنیای مردم و هم آخرت مردم را تباه کرده بود؛ چون مردم در دنیا با خدا معامله نداشتند و با بتهای ساختهشده یا با بتهای جاندار معامله داشتند. بتهای جانداری که هیچ نقش مثبتی در زندگی مردم نداشتند و وقتی هم مردم میمردند رابطهشان با هر نوع بتی قطع میشد؛ دنیای آنها خراب میشد و آخرتشان هم خراب میشد. اعلام انبیا مبنی بر وحدانیت پروردگارانبیای الهی با چه هدف مقدسی برای خیر دنیا و آخرت مردم آمدند؟ برای حذف خدایان قلابی و اتصال دادن مردم به پروردگار عالم و صاحب هستی و چنانکه کرارا در قرآن آمده است به مردم اعلام کردند فالهکم اله واحد سوره حج آیه 34 شما یک خدا و معبود بر حق دارید و این شعار همه انبیا بود. چقدر این پیکره نماز عالی است. نمازی که اهلبیت علیهمالسلام به ما یاد دادهاند همان نماز پیغمبر ص است؛ چون بیگانگان نماز پیغمبر ص را بعد از مرگش بهتدریج تغییر دادند بیگانگانی که مرکب از سه گروه بودند و من الآن فرصت ندارم که برایتان هم از روایات و هم از تاریخ ثابت کنم؛ اگر فرصت بود با دلایل تاریخی و روایتی ثابت میکردم.-مشارکت منافقین یهود و نصارا در جنگ با پیامبر ص گروهی مرکب از منافقین مدینه و مکه یهود و نصارای مدینه که اینها چند سال قبل از مرگ پیغمبر ص با هم دست به یکی شده بودند. تاریخ اسلام را بخوانید اینها در جنگهایی که با پیغمبر ص داشتند همین یهود خیبر هم یهود بنیمصطلق هم یهود بنیقریظه هم یهود بنینضیر هم مسیحیان مدینه و اطراف با منافقین مدینه در پنهان دست به یکی بودند. غیر از تاریخ جز بیستم به بعد قرآن مجید را هم بخوانید پروردگار صریحا بیان میکند که هم یهود هم مسیحیت مدینه و اطرافش و هم منافقین مدینه طرح داشتند که بعد از مرگ پیغمبر ص نگذارند اهداف پیغمبر ص بهخصوص در خلافت بعد از نبوت پا بگیرد و نهایتا احکام الهی حرکتش را بهصورت زمان پیغمبر ص ادامه دهد.-تداوم احکام الهی با اهلبیت علیهمالسلام احکام زمان پیغمبر ص بهوسیله امیرالمؤمنین ع سرپا نگاه داشته شد و بعد از ایشان هم با اهلبیتش یعنی با امام مجتبی ع ابیعبدالله
مسیر بندگی و عبودیت یاران سیدالشهدا(ع)
اینها به فرمودۀ خود ابیعبدالله ع دانایان بودند و این دانایی هم عجیب به آنها کمک کرد که همهچیز را برای خدا هزینه کنند. حکایتی شنیدنی از اتصال … به نور هوا و غذا نیاز داریم. وجود و ذات ما گدا و نیازمند است. ما استقلال و استغنایی نداریم و از امور هستی مرگ و گذشتن عمر هم آزادی نداریم. اگر فکر میکنیم آزاد هستیم این یک خیال شیطانی است و عقلی نیست. ما آزاد نیستیم خودشناسی و خداشناسی یاران ابیعبدالله ع حسی که اینها نسبت به خودشان و پروردگار داشتند آنها را به یک بندۀ واقعی حقیقی تبدیل کرده بود که هیچ حرکتی را در زندگی جز زیرنظر پروردگار انجام نمیدادند. بهخاطر این معرفتشان آلودۀ به گناه نمیشدند. تشویقهای بنیامیه آنها را از دین و از ابیعبدالله ع جدا نکرد. آنها را خیلی تشویق کردند که نروید و با حسینبنعلی ع نباشید. ما به شما پول زمین و خانه میدهیم. تمام این تشویقها برایشان وهم یک مسئلۀ پوچ و بازی بود که البته اینها مطلقا گول بازیگران بنیامیه را نمیخوردند؛ چون خودشناس خداشناس و جهانشناس بودند. درک معرفت و شناخت از جهان هستیمسئلۀ جهانشناسی آنها هم عجیب بود. اینها کل آفرینش را مهمانخانۀ خدا میدانستند و میگفتند ما در این مهمانخانه مدت اندکی مهمان هستیم و مهمان دائمی خانۀ هستی نیستیم. وجود مقدس او در این مهمانخانه با واسطۀ کار به ما روزی لباس مرکب و منزل میدهد؛ ولی لحظۀ آخر عمر همه را در یک چشمبههمزدن از ما میگیرد. به این خاطر هم به دنیا دلبستگی نداشتند؛ البته نه اینکه دنیا را دوست نداشتند. طبق آیات قرآن محبت به مال زن و بچه خانه پول و محل کار برای انسان امری طبیعی است؛ ولی آنها اسیر نبودند و امور دنیایی پایبند آنها نبود. لذا وقتی که مسئلۀ حرکت ابیعبدالله ع بهطرف کربلا پیش آمد هیچ قیدی نداشتند که آنها را نگه دارد و باعث شود که نروند. آنها زن داشتند و رفتند بچه داشتند و رفتند عروس و داماد داشتند و رفتند کشاورزی و تجارتخانه داشتند و رفتند؛ چون خیلی خوب خدا و عالم و خود را شناخته بودند و زبان حالشان هم این بود گر شبی در خانۀ جانانه مهمانت کنند*** گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش -شناخت جهان هستی از دیدگاه امام علی ع اینها میگفتند جهان بیتالله است. این مطلب را هم امیرالمؤمنین ع به آنها یاد داده بود که در نهجالبلاغه باب حکمتهاست ان الدنیا دار صدق لمن صدقها و دار عافیه لمن فهم عنها و دار موعظه لمن اتعظ بها مسجد احبا الله و متجر اولیا الله 2 تمام هستی مسجد عاشقان خداست لذا این مسجد را آلوده نکردند؛ نه به زنا نه به ربا نه به غصب نه به دزدی نه به رشوه نه به اختلاس نه به دروغ نه به تهمت و نه به بیحجابی خلاف آیات سورۀ نور و احزاب. جهان را مسجد خدا میدیدند و خودشان را در این مسجد چند روزی مهمان و روزیخور کسی دیگر میدانستند. لذا زبان حالشان این بود گر شبی در خانۀ جانانه مهمانت کنند که این یک شب ممکن است پنجاه شصت یا هفتاد سال باشد گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش . اصحاب عاشورا معدن وفاداری و ارزشهااین روح نگاه و حقیقت اصحاب سیدالشهدا ع است. در جلسۀ اول عرض کردم تمام بزرگان دین ما و حتی بزرگان اهلسنت که وارد قضیۀ کربلا شدهاند خطبۀ شب عاشورای ابیعبدالله ع را نقل کردهاند. یک بخش از این خطبه دربارۀ اصحاب است فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی 3 من در تمام گذشته و آینده یارانی وفادارتر و بهتر از یاران خودم ندیدم. یارانی که معدن ارزشها بودند. یکی از ارزشهای آنها همین معرفتشان به خدا عالمی که در آن زندگی میکنند و نیز خودشان بود؛ این که مملوک عبد و بنده هستند و معبود خالق و رازقشان رب است. اتصال
انسان کامل، مطلعالفجر نور الهی
ابیعبدالله ع مطلعالفجر پنج حقیقت بودند؛ اهل دل فرمودهاند در همه عالم هستی مطلعالفجری بالاتر و برتر از وجود انسان کامل نیست. مطلعالفجرهای مادی محل طلوع خورشید است؛ ولی انسان کامل محل طلوع نورالله و فیوضات خاص الهیه است. البته هر مردی هر زنی که تا لحظه برپا شدن قیامت به این کاروان بپیوندد در حد ظرفیت خودش مطلعالفجر و محل طلوع نورالله و تجلی فیوضات خاص پروردگار میشود. بعدا مواردی را دراینزمینه برایتان عرض میکنم. روایتی بینظیر از رسول خدا ص فکر نکنید که حتما باید حضور ظاهری در پیشگاه امام داشت تا وجود انسان محل طلوع نورالله و فیوضات الهیه بشود. اینطور نیست و ما روایات خیلی عجیبی دراینزمینه داریم که یکی از آن روایات را برایتان میخوانم. روایت را مناقب ابنشاذان از اهلتسنن با سند نقل کرده است. رجال اهلسنت مطلب را به عبداللهبنعمر این آدم بدبخت بیچاره محروم از نور خدا و فیوضات خدا میرسانند؛ اما روایت اینقدر مهم است که با همه حسادت و بخلی که داشته نتوانسته پنهان کند. اینطور که اهلسنت نوشتهاند مطلب را مستقیما از وجود مبارک رسول خدا ص شنیده است که پیغمبر ص فرمودهاند -رسول خدا ص بهعنوان منذر و هشداردهنده بی انذرتم بهوسیله من نسبت به خطرات دنیا و آخرت به شما هشدار داده شده است. وجود مقدس حق مرا بهعنوان منذر و هشداردهنده فرستاد که به شما بگویم تا در دنیا هستید چه خطراتی متوجه شماست و وقتی وارد آخرت میشوید چه خطراتی متوجه شماست. -هدایت بهسوی حقایق از طریق امیرالمؤمنین ع و بعلی بن ابی طالب اهتدیتم اما با وجود علی شما به آنچه که باید هدایت بشوید هدایت میشوید. علی ع مشعل هدایت پروردگار است؛ چون همه حقایق پیش علی ع است و علیبنابیطالب ع در کمال دلسوزی و خیرخواهی شما را به حقایق هدایت میکند. شخصی در اوج جنگ صفین که حضرت مبارزه میکردند و اسب جولان میداد خدمت امیرالمؤمنین ع آمد و گفت من مسئلهای درباره توحید دارم. کسی به او گفت تو آدم وقتشناسی نیستی؛ الآن چه وقت مسئله پرسیدن است؟ لشکر بههم ریخته و جنگ میکنند تنور جنگ بهشدت داغ است و امیرالمؤمنین ع برای حق شمشیر میزنند این چه وقت مسئله پرسیدن است؟ امام فرمودند او را رها کن؛ ما برای فهم مردم میجنگیم و جنگ ما برای این است که جهل و نادانی را معالجه کنیم. به او میدان بده که بپرسد و من هم جوابش را میدهم. دهانه اسب را کشیدند و اسب را آرام کردند زین اسب را به منبر تبدیل کرده و این انسان را هدایت کردند به آنچه که نمیدانست و میخواست بداند. وقتی پیغمبر ص این دو مطلب را فرمودند که خدا مرا فرستاده تا خطرهای دنیا و آخرت را برایتان بگویم و علی را فرستاد که شما را به حقایق راهنمایی کند این آیه را خواندند انما انت منذر و لکل قوم هاد سوره رعد آیه 7 حبیب من تو هشداردهنده هستی و علی هدایتکننده است. -امام حسن ع رسانندۀ نیکیهای خدا به مردمبعد پیغمبر ص ادامه دادند و بالحسن اعطیتم الاحسان خدا هرچه خوبی میخواهد در حق شما انجام بدهد و به شما بدهد بهخاطر گل جمال حضرت مجتبی ع است. این معنی امامشناسی است که من بدانم جایگاه حضرت مجتبی ع در این عالم چه جایگاهی است به قول امروزیها حضرت مجتبی ع کانال رسیدن نیکیهای خدا به مردم است. حضرت اباعبداللهالحسین ع ده سال امام مجتبی ع را بهعنوان امام واجبالاطاعه اطاعت میکرد. شما در زمان حضرت مجتبی ع نه یک روایت و نه یک نامه از ابیعبدالله ع میبینید. ابیعبدالله ع در کنار حضرت مجتبی ع این بود که قرآن در آخر سوره بقره میگوید و قالوا سمعنا و اطعنا سوره بقره آیه 285 ما در برابر ولیاللهالاعظم گوش و اطاعت هستیم. این امام مجتبی ع است و بالحسن اعطیتم الاحسان . -سعادت دنیا و آخرت در گرو پیوند با ابیعبدالله ع پیغمبر ص در پایان روایت میفرمایند و بالحسین تسعدون رسیدن به سعادت دنیا و آخرت فقط با اتصال
نگاهی به کتاب «آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع)» اثر استاد حسین انصاریان
ع اثر استاد حسین انصاریان برای علاقهمندان معرفی شد. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان همزمان با ایام سوگواری شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین ع کتاب آیین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا ع اثر استاد حسین انصاریان برای آشنایی بیشتر مخاطبان معرفی شد. این اثر ۲۸۷ صفحهای در دو عنوان اصلی و ۱۰ بخش به ارائه بیش از ۱۲۰ مطلب خواندی پیرامون شخصیت نورانی حضرت اباعبدالله الحسین ع میپردازد. منزلت امام حسین ع و یاران و خاندان گرامی ایشان آیین اشک و عزا دو بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهند بطوریکه در بخش نخست عناوینی همچون؛ منزلت امام حسین ع الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع حقایقی توحیدی از امام حسین ع منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا ع و قمربنی هاشم ع عبد صالح خدا را مورد مطالعه قرار خواهیم داد. این گزارش با اشاره به عناوین بخش دوم کتاب میافزاید اشک تمام موجودات در عزای سیدالشهدا ع سعادت ابدی در گروی اشک و عزاداری بر سیدالشهدا ع ارزشمندترین اشکها اهمیت عزاداری بر سیدالشهدا ع و حرارت شور حسینی در جان شیعیان از جمله مطالب خواندنی بخش دوم کتاب میباشد. آنچه مخاطبین این کتاب ارزشمند میتوانند با مطالعه آن آگاهی و دانش خود را پیرامون شخصیت نورانی اباعبدالله الحسین ع ارتقا بخشند عبارت است از منزلت امام حسین ع مقام منیع سیدالشهدا ع ؛ امام حسین ع وارث انبیای الهی؛ دامنه علم امام حسین ع ؛ حب و بغض به امام حسین ع معیار سعادت و شقاوت انسانها؛ دم عیسوی امام حسین ع ؛ سریعترین کشتی نجات؛ مدهوش از علم امام حسین ع ؛ امام حسین ع صاحب فطرس؛ امام حسین ع در آغوش پیامبر ص ؛ امام حسین ع بر بالین پیامبر ص ؛ توسل پیامبر ص به امیرمؤمنان ع ؛ توسل امیرمؤمنان ع به سیدالشهدا ع ؛ فرهنگ عاشورا و امام حسین ع مرکز ثقل اصول دین الگوهای رفتاری و اخلاقی سیدالشهدا ع طهارت امام حسین ع و یارانشان؛ عفو امام حسین ع در هنگام ناسزاگویی؛ تواضع امام حسین ع در برابر کارگران؛ مقدم بودن رفع گرفتاری نیازمندان بر تمام امور از منظر سیدالشهدا ع ؛ جلوهای از الگوی رفتاری سیدالشهدا ع درخانواده؛ الگوی رفتاری امام حسین ع با کودکان؛ مبارزه با فساد جامعه علت قیام سیدالشهدا ع . همچنین؛ حقایقی توحیدی از امام حسین ع حقایقی مهم در مورد سیدالشهدا ع ؛ حقیقت اول دعاهای عارفانه از امام حسین ع ؛ تجلی اوج معرفت الهی در دعای عرفه و واقعه عاشورا؛ حقیقت دوم قلب امام حسین ع گواه توحید؛ امام حسین ع تجلی خون خدا؛ حقیقت سوم امید سیدالشهدا ع به تحقق وعدههای الهی؛ حقیقت چهارم پیشتازی روح امام حسین ع و اصحابشان در اتصال به پروردگار؛ گریه بر سیدالشهدا ع از والاترین لذات؛ حقیقت پنجم وجود امام حسین ع واسطه فیض الهی؛ معرفت امام حسین ع در قلوب مؤمنان؛ اصلاح امت برترین هدف قیام امام حسین ع ؛ مقام شکر از منظر امام حسین ع منزلت یاران و خاندان سیدالشهدا ع اوج معرفت یاران و خاندان سیدالشهدا ع ؛ اوضاع فرهنگی عصر امام حسین ع و... از جمله عناوین مطالب ارائه شده در این کتاب ارزشمند است. این گزارش با اشاره به مطالب بخش دوم کتاب تحت عنوان آیین اشک و عزا میافزاید اشک تمام موجودات در عزای سیدالشهدا ع اشک همه موجودات از منظر قرآن کریم اشک همه موجودات از منظر روایات خداوند اولین عزادار ابیعبدالله
تجلی نور خدا درون مؤمن
ع را به بچههای خودتان انتقال دهید اگر انتقال ندهید ضرر میکنید.پیرمرد گفت نظام مریض شد من هم کرایه نمیگرفتم خیلی خوشحال بودم که این شخص خانۀ ما زندگی میکند؛ به همین دلیل این اتاق را به هیچکس اجاره ندادم چون این اتاق برای من قیمت پیدا کرده بود.حال نظام کمکم رو به آخرت رفت روز مرگش من طبقۀ پایین بودم و میدانستم دیگر کارش تمام است. ساعت هشت نه صبح به دخترش میگوید بابا یک کتری آب کن بیاور من را وضو بده. به او میگوید بابا نماز صبحت را که خواندی وضو برای چه؟ میگوید برای اینکه من یکی دو ساعت دیگر بیشتر زنده نیستم امروز آقایم میخواهد بیاید درست نیست با چشم بیوضو نگاهم به ابیعبدالله ع بیافتد.دختر بابا را وضو داد به دختر گفت تو او را نمیبینی ولی وقتی داخل شد تو دست من را در دستت بگیر دستت را فشار دادم بدان که اربابم آمد. گفت من هم ناظر بودم تا دست دختر را فشار داد نیمخیز بلند شد و گفت صلی الله علیک یا ابا عبدالله . این همان روایت پیغمبر است ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال … ع عرض کرد آقا من میروم که کشته شوم اما یک چیزی برایم حل نیست؟ فرمود چیست؟ گفت من مامور ابنزیاد بودم که بیایم جلوی شما را بگیرم و هزار نفر هم در اختیار من قرار دادند من راهم راه نادرستی بود راه غلطی بود؛ اما من از کوفه که بیرون آمدم با این دو گوش خودم صدا شنیدم ـ صدا کننده را ندیدم صدا شنیدم ـ به من گفت حر تو را به بهشت بشارت میدهیم. امام لبخند زد فرمود تو مال مایی دو روزه هم که رفتی ما نگذاشتیم بروی نمیگذاریم هم بروی ما شما را برمیگردانیم. ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها شدت اتصال مؤمن به خدا از شدت اتصال شعاع خورشید به خورشید شدیدتر است. این عظمت مؤمن است عظمت مؤمن شدید است. ماجرای اتاق نظام رشتییک جلسهای بود روزهای جمعه یک ساعت و نیم هشت نه نفر بودند من تازه طلبه شده بودم یک کسی من را هدایت کرد به آن جلسه از آن جلسۀ ده دوازده نفری یک نفر زنده است من هم جوانترین آنها بودم یعنی من آن وقت هفده هجده سالم بود و آنها چهل پنجاه و شصت ساله بودند. شب جمعه است یادشان کنم.یکی از چهرههای آن جلسه یک پیرمرد هفتاد ساله بود به نام حاج غلامعلی قندی ره یک خانه پانصد متری داشت در همان محل یک روز جلسه تمام شد و ما دوتایی با هم راه افتادیم هم کوچه بودیم من جمعهها باید بعدازظهر برمیگشتم قم که شنبه سر درس باشم. من با حاج غلامعلی در خانهاش رسیدم به من گفت وقت داری ده دقیقه بیایی خانۀ ما؟ گفتم بله وقت دارم. گفت میخواهم بیایی خانۀ ما طبقۀ بالا یک اتاق را نشان تو بدهم که خالی هم هست. گفتم برویم.حیاط بزرگی بود و دو سه طرف هم اتاق بود دو طبقه بود من را طبقۀ بالا برد در یک اتاق را باز کرد و گفت من اینجا را به هیچکس ندادم مستاجر اصلا راه نمیدهم. چند سال در این اتاق نظام رشتی با دخترش زندگی میکرد نظام رشتی یک واعظ بود و اهل رشت بود آمد تهران و مانده بود خانمش هم فوت کرده بود خودش بود و دخترش.این مطلب را بیواسطه نقل میکنم اتصال را میخواهم بگویم من نظام را ندیده بودم چون آن وقتی که این اتاق را نشان من داد من هفده هجده سالم بود و نظام چند سال بود که فوت کرده بود. سر قبرش شاه عبدالعظیم میرفتم. پیرمرد گفت این نظام وقتی که تهران دعوتش میکردند حتی در غیر محرم و صفر روی منبر که مینشست با همۀ منبریها فرق میکرد همۀ منبریها که روی منبر مینشینند میگویند بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین... و خطبه میخوانند این نظام وقتی مینشست روی منبر فقط خطبهاش این بود صلی الله علیک یا ابا عبدالله کسی نمیماند که اشکش جاری نشود.برادران خواهران ارتباط و گریۀ بر ابیعبدالله … به فرمایش امام صادق ع حداقل در خواب کمکت میدهد. همۀ شما آیهالکرسی را حفظ هستید الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات بقره 257 شب خواب بودم دیدم وارد یک جلسه شدم وجود مقدس رسول خدا امیرمؤمنان ع صدیقه کبری س تا امام زمان هر چهاردهتا نشستهاند مرحوم آقا سید محمد باقر شفتی هم روبهروی فاطمه زهرا س نشسته از علمای اصفهان فقط آقا سید محمد باقر بود.خیلی خوشحال شدم و پیش خودم در خواب گفتم صدیقه کبری س معدن علم الله است آن مسئلهای که نمیفهمم و از کتابها هم حل نشد میتوانم از حضرت زهرا س بپرسم. آمدم دو زانو زدم و گفتم خانم این مسئله حلش به چه صورت است؟ فرمود از فرزندم محمد باقر شفتی بپرس. من که ایشان را میشناسم یعنی حد علمی ایشان تا اینجاست؟ دستور صدیقه کبری س بود برگشتم دو سه دقیقه مسئله را برایم حل کرد. بیدار شدم وقت نماز شب بود.با خدا زندگی کردن چه لذتی دارد نماز شبم را خواندم نماز صبحم را خواندم و بلند شدم از حسینآباد راه افتادم و آمدم این طرف رودخانۀ زایندهرود تازه آفتاب زده بود که رسیدم بیدآباد. در خانۀ سید رفتم در را باز کرده بودند و طلبهها میآمدند من هم وارد شدم و آمدم داخل اتاق درس سید بلند شد و از من استقبال کرد و کنار من نشست. آهسته گفتم آقا من چند روز است در این مسئله گیر کردم این چطور باید حل شود؟ دیدم سید با یک دنیا ادب به من گفت دیشب در محضر مادرم زهرا س که جوابتان را دادم.این پاکسازی باطن جایش را به نور میدهد این نور روشنایی است و تاریکی را فراری میدهد راه را نشان میدهد آینده را نشان میدهد وضعم را نشان میدهد. این برای درون است که امام صادق ع میفرماید حداقل در خواب نشانت میدهند. بهترین خلق خدا روی زمیندر مورد پاکسازی بیرون توضیح ندهم چون طول میکشد. پاکسازی چشم یک روایت دارد پیغمبر میفرماید چشم را از نامحرم پاک کن جلال خدا در وجودت تجلی میکند. پاکسازی گوش از شنیدن غیبت و تهمت پاکسازی اینها همه هدایت است. پاکسازی زبان پاکسازی دست میدانید دست چه کارهای عجیبی انجام میدهد؟ در گوشهای دوتا کلمه در این واتسآپ مینویسد و آبروی یک نفر را کمتر از پنج دقیقه در کل ایران میبرد.پاکسازی شکم از مال حرام پاکسازی شهوت از لذتهای حرام پاکسازی قدم از مجالس حرام. وقتی درون با هدایت الهی و برون با هدایت الهی پاک شود من مؤمن میشوم.یک آیه و یک روایت برایتان در شب جمعه بگویم. این حرف خداست ان الذین آمنوا پاکسازی درون و عملوا الصالحات پاکسازی برون اولئک هم خیر البریه بینه 7 من در تمام عالم وجود موجودی بهتر از انسان مؤمن ندارم.روی زمین در خوی راه میرود مرد یا زن است سی سال یا بیست سال یا چهل سالش است در تمام عوالم وجود بهتر از این ندارد. یک بار دیگر آیه را بشنوید و ببینید چطور آدم را سبک میکند قرآن میخواهد آدم پر بزند و به عرش برسد ان الذین آمنوا ایمان برای درون است و عملوا الصالحات عمل برای حرکات بیرون است اولئک هم خیر البریه بریه یعنی جنبندگان خیر در اینجا معنی افعل و تفضیل میدهد یعنی بهترین. دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کندمن یادم است این روایت را از شیخ بهایی دیدم شیخ بهایی حدش خیلی بالاست. امام عسکری ع میفرماید اگر ما دوازده امام و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر روز قیامت در یک صف نشسته باشیم و یک مؤمن از جلوی ما رد شود ما دوازده امام و کل صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به احترام او از جا بلند میشویم. نمیدانم اینها را با قلبتان میگیرید یعنی چه؟خواجه عبدالله انصاری به نظر من بعضی چیزها را فهمیده که شعر گفته دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کند آن وقت اتصال به عالم الهی اتصال به عالم انبیا اتصال به عالم ائمه از طریق مؤمن غوغا میکند اتصال غوغا میکند و نمیگذارد فرار کنی تو را نگه میدارد جذبت میکند. اگر دوتا گناه مرتکب شوی گناه را برایت میشویند و تو را بر میگردانند تو را میخواهند چون میارزی نمیگذارند تو را ببرند نمیگذارند تو را بدزدند. بشارت بهشت به حرحر بن یزید به ابیعبدالله
اميد سیدالشهدا (ع) به تحقّق وعدههاي الهي
ع به مقام یقین رسیده بود باور داشت که وعدههای پروردگار در حق ایشان تحقق خواهد یافت. با تامل در آیات الهی میتوان دریافت که خداوند چه وعدههایی به ایشان داده است. خداوند متعال در قرآن کریم به انسانهای مؤمن بهشتهایی را وعده داده که جویهای آن از عسل تصفیه شده روان است و بهشتیان تا ابد در آنجا با خوشی فراوان حاضر هستند؛ پروردگار سبحان میفرماید مثل الجنه التی وعد المتقون فیها انهار من ما غیر آسن و انهار من لبن لم یتغیر طعمه و انهار من خمر لذه للشاربین و انهار من عسل مصفی 1 وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه 2 اما بعضی افراد به چنان مقام رفیعی رسیدند که رفتن به بهشت آنان را راضی نمیکند بلکه هدف اصلیشان خشنودی و رضای خداوند متعال است. پروردگار در ادامه آیه میفرماید و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم 3 بهشت محصول اعمال انسانهای مؤمن و باایمان است که خود آن را به دست آوردند؛ اما رضوان الهی جایگاهی است که خداوند به انسانهای وارستهای چون سیدالشهدا ع عطا مینماید. اگر کسی به این مقام رسید به پیروزی نهایی دست یافته است. رضوان الهی برای انسانهای عادی جز از طریق پیروی از قرآن و اهلبیت به ویژه سیدالشهدا ع حاصل نمیشود. پیشتازی روح امام حسین ع و اصحابشان در اتصال به پروردگاربعضی از انسانهای کامل به جایگاهی میرسند که خود پروردگار قبض روح آنان را بر عهده میگیرد و به هیچ فرشتهای اجازه این عمل را نمیدهد 4 . این حقیقت در واقعه کربلا به خوبی نمایان شد. در روز عاشورا خداوند به حضرت عزرائیل که وظیفه گرفتن ارواح انسانها را بر عهده داشت اجازه نداد که روح سیدالشهدا ع را قبض کند؛ بلکه خود پروردگار روح سیدالشهدا ع و اصحابشان را قبض کرد و این حاکی از مقام والای آن حضرت و اصحاب باوفای ایشان است. خداوند این حقیقت را در قرآن کریم اینگونه بیان نمود یا ایتها النفس المطمئنه * ارجعی الی ربک راضیه مرضیه 5 در این آیه خداوند فاصله و برزخی را میان خود و حضرت سیدالشهدا ع قرار نداد و با جمله ارجعی الی ربک به جهانیان فهماند که میان خداوند و حضرت ابیعبدالله
حقایقی توحیدی از امام حسین(ع)
به اقامه استدلالهای محکم عقلی ندارند. امام حسین ع به عنوان مصداق بارز انسان کامل با گفتار و رفتار خود مردم را به توحید دعوت میکرد. وقتی حضرت میفرمود یا رب انسانهای زیادی به وحدانیت پروردگار پیمیبرند؛ زیرا گفتار ایشان از قلب الهی نشات میگیرد و گفتاری که از قلب الهی برخیزد بر دل انسانهای بیدار مینشیند و در همان لحظه یکتاپرست و موحد میشوند. اما کوفیان قدر این گوهر گرانبها را ندانستند؛ به جای آنکه به قلب یزید یورش ببرند به قلب الهی آن حضرت حمله برده و آن را هدف آماج تیرهای خود قرار دادند. این قلب همان قلبی است که به مقام یقین رسیده بود و اطعت الله و رسوله حتی اتاک الیقین؛ اطاعت خدا و رسولش را نمودی تا اینکه به مقام یقین رسیدی 8 امام حسین ع در صحنه کربلا با جانفشانی و دعوت به حق و استقامت در مسیر حق موجب احیای دوباره توحید و معارف ناب اسلام که توسط بنی امیه از میان رفته بود شدند و با خون خود درخت توحید را بارور کردند. امام حسین ع تجلی خون خدادر زیارت عرشی عاشورا امام حسین ع به لقب ثار الله ملقب شده است. 9 حضرت خون خداست و خود خدا نیز حفاظت از تشکیلات آن حضرت را تضمین کرده است.اگر تمام شیعیان اقامه عزا و گریه بر سیدالشهدا ع را رها کنند هیچ لطمهای بر دستگاه عظیم آن حضرت وارد نمیشود؛ زیرا خداوند حکیم هرگز اجازه خاموشی یا تحریف این دستگاه را به کسی نمیدهد. در صورت رها کردن عزای حسینی تنها خود افراد متحمل خسارت شده و در روز قیامت مایوس و سرافکنده و شقاوتمند میشوند.بر اساس پارهای از متون روایی امام حسین ع ذکر خداست 10 که خداوند آن را برای انسانها نازل کرده است انا نحن نزلنا الذکر 11 ؛ همانا ما خودمان قرآن را نازل نمودیم. در کتب تفسیری واژه الذکر را به قرآن کریم تفسیر نمودند؛ 12 اما از آن جایی که حضرت سیدالشهدا ع و دیگر معصومان قرآن ناطق بوده و مفسر حقیقی قرآن هستند میتوان واژه الذکر را نیز به ایشان نسبت داد. 13 خداوند متعال در ادامه آیه فوق به حفاظت از قرآن صامت و ناطق اشاره نموده و میفرماید و انا له لحافظون 14 صیانت و حفظ دستگاه حضرت سیدالشهدا ع و گریه بر مصائب آن حضرت برعهده خداوند است. او ضامن بیهمتایی است که همه چشمها و قلوب در اختیار اوست. اگر انسان برای حضرت اشک میریزد به خاطر اراده پروردگار است نه اراده خودش. او مقلب القلوب 15 بوده و تحول قلوب در اختیار اوست. حقیقت سوم امید سیدالشهدا ع به تحقق وعدههای الهیاز آن جایی که امام حسین ع به مقام یقین رسیده بود باور داشت که وعدههای پروردگار در حق ایشان تحقق خواهد یافت. با تامل در آیات الهی میتوان دریافت که خداوند چه وعدههایی به ایشان داده است. خداوند متعال در قرآن کریم به انسانهای مؤمن بهشتهایی را وعده داده که جویهای آن از عسل تصفیه شده روان است و بهشتیان تا ابد در آنجا با خوشی فراوان حاضر هستند؛ پروردگار سبحان میفرماید مثل الجنه التی وعد المتقون فیها انهار من ما غیر آسن و انهار من لبن لم یتغیر طعمه و انهار من خمر لذه للشاربین و انهار من عسل مصفی 16 وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه 1 ع اما بعضی افراد به چنان مقام رفیعی رسیدند که رفتن به بهشت آنان را راضی نمیکند بلکه هدف اصلیشان خشنودی و رضای خداوند متعال است. پروردگار در ادامه آیه میفرماید و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم 18 بهشت محصول اعمال انسانهای مؤمن و باایمان است که خود آن را به دست آوردند؛ اما رضوان الهی جایگاهی است که خداوند به انسانهای وارستهای چون سیدالشهدا ع عطا مینماید. اگر کسی به این مقام رسید به پیروزی نهایی دست یافته است. رضوان الهی برای انسانهای عادی جز از طریق پیروی از قرآن و اهلبیت به ویژه سیدالشهدا ع حاصل نمیشود. حقیقت چهارم پیشتازی روح امام حسین ع و اصحابشان در اتصال به پروردگاربعضی از انسانهای کامل به جایگاهی میرسند که خود پروردگار قبض روح آنان را بر عهده میگیرد و به هیچ فرشتهای اجازه این عمل را نمیدهد 19 . این حقیقت در واقعه کربلا به خوبی نمایان شد. در روز عاشورا خداوند به حضرت عزرائیل که وظیفه گرفتن ارواح انسانها را بر عهده داشت اجازه نداد که روح سیدالشهدا ع را قبض کند؛ بلکه خود پروردگار روح سیدالشهدا ع و اصحابشان را قبض کرد و این حاکی از مقام والای آن حضرت و اصحاب باوفای ایشان است. خداوند این حقیقت را در قرآن کریم اینگونه بیان نمود یا ایتها النفس المطمئنه * ارجعی الی ربک راضیه مرضیه 20 در این آیه خداوند فاصله و برزخی را میان خود و حضرت سیدالشهدا ع قرار نداد و با جمله ارجعی الی ربک به جهانیان فهماند که میان خداوند و حضرت ابیعبدالله
نقش امام معصوم در سعادت انسان
ببینید که چه شد؟ یعنی با این زمان اندک چطور به پروردگار اتصال پیدا کرد و باعث شد که فیوضات الهیه اقیانوسوار بهطرف او سرازیر شود و ابیعبدالله ع … اتصال به ولیالله دیگر در آن ساعتها به فکر زن و بچه نبود که چه میشود من به کوفه برگردم اصلا جنگ نکنم و به خانه و زندگیام برگردم. من که الآن سپهبدم و هزار نفر زیر دست من هستند حقوقم هم که کم نیست. شیطان نتوانست به او راه پیدا کند که با مقام پول خانه و زن و بچهاش وسوسهاش کند و مانع حرکتش بهسوی فیوضات الهیه شود. این جایگاه امام است.باز هم نرسیدم که فرمایشات امیرالمؤمنین ع را درباره قرآن برایتان بگویم. امیرالمؤمنین ع دو قطعه یعنی سه قطعه دارد که یکی در نهجالبلاغه است یکی را شیخ طوسی نقل میکند و یکی هم در روایات پراکنده در کتابهای شیعه است. تمام این قطعات هم درباره قرآن مجید است. کلام آخر؛ به مهمانی چرا در خانه بیگانگان رفتیدو شبانهروز است که برادر را ندیده و صدای برادر را نشنیده است. این خواهری که با همه وجود متوسل به حجتالله است فراق فیزیکی حجتالله هم برایش از کوه سنگینتر است؛ و الا در عالم باطن که نسبت به هم فراقی نداشتند. در عالم باطن و معنا زینب س با ابیعبدالله … ع در بازار میرفتند به مغازه گندمفروش رسیدند. گندمها هم همه در گونی بود مقداری هم از گندمها جلوی در مغازه بود. قبل از اینکه امام برسند یکنم باران گرفت و این گندمهای بیرون مغازه خیس شد. امام فرمودند این گندمها را میخواهی با همین آب بفروشی؟ دین ما گندمفروشی مخلوط با آب ندارد یا میخواهی گونی را تکان بدهی تا روی گونی به زیر برود و گندمهای خشک بالا بیاید بعد بفروشی که مشتری نفهمد مقداری از گندمها خیس شده و وزنش بالا رفته است. چطوری میخواهی معامله کنی؟ یا فردا میخواهند صد گوسفند از تو بخرند شب یکی یککیلو نمک به گوسفندها میدهی تا پنجکیلو آب بخورند و فردا دهکیلو وزن گوسفند بالا برود. اینطور میخواهی معامله کنی که کسب اینگونه کسب ما نیست کسب دین و فرهنگ ما نیست. میخواهی چگونه باشی؟ باید هر روز خیلی دقت کنی. حکایتی شنیدنی از اقتدای عملی به ولیاللهمن یادم است که در تهران بچهمدرسهای بودم نزدیک خانهمان هم لبنیاتی و هم بقالی بود. در مشهد هم این مسئله را یادم است و در بازارهای قدیم دور حرم دیده بودم. البته همه اینطور نبودند ولی کم هم نبودند آنهایی که اینگونه بودند. یک بقالی در خانه ما در تهران بود گاهی میرفتم تا برای خانه جنسی بخرم مشتری میآمد و میگفت آقا یککیلو شکر بده. آنوقت هم پاکت پلاستیکی نبود که کموزن باشد؛ البته وقتی پلاستیک هم اختراع شد دیدم این را پاکتها کاغذی بود. یک پاکت این طرف ترازو میگذاشت بعد شکر را داخل پاکت میریخت و با آن کفه میکشید. در ذهنش این بود که مشتری از من شکر میخرد نه کاغذ؛ چون آن پاکت پنجشش مثقال وزن داشت. آنهایی که شیعه بودند اینطوری معامله میکردند. یک مرد کتوشلواری بود که خانهاش در کوچه ما بود. در مسجد محل ما یک مرجع تقلید صاحب رساله نماز میخواند که بعد به قم آمد و آنجا جز مراجع اسمدار شد. تا وقتی این مرجع صاحب رساله در تهران بود یکوقت اگر دوسه روز به قم میآمد یا به مشهد میرفت این کتوشلواری را به جای خودش در محراب میگذاشت. اسم این کتوشلواری هم آقا شیخاسماعیل بود. من کاملا یادم است وقتی او را در کوچه میدیدم سلام میکردم. میدانی بود اما عالم به قرآن بود و شاید چندهزارتا را در جلسات شبانه و ماه رمضان برای قرآن خواندن و فهمیدن تربیت کرده بود. تمام مردم هم به او اقتدا میکردند حتی عالمان محل هم اگر در مسجد منبر داشتند به او اقتدا میکردند. کار ایشان در میدان فروختن پیاز و سیبزمینی بود؛ مثلا یک خاور سهتن پیاز یا سیبزمینی از تبریز میآمد. من این را کاملا یادم است چون با پسرش هم خیلی رفیق بودم و اصلا رفتوآمدم با پسرش زیاد بود و به خانهاش میرفتم. گاهی شبها هم مرا نگه میداشت و میگفت بمان تا بمان همدیگر باشیم یکخرده بخوانیم و برای ابیعبدالله ع گریه کنیم. پسرش خیلی گریهکن فوقالعادهای بود به دو شاگردش میگفت در گونیها را با چاقو پاره کنید و تمام پیازها را خالی کنید؛ سیبزمینیها را هم یکطرف دیگر بریزید. پیاز گندیده را سوا کنید. پیازهایی که گل خشک به آن مالیده با دستمال پاک کنید. سیبزمینیهای ریز را یکطرف بگذارید و گل و خاک سیبزمینیهای درشت را پاک کنید بعد داخل گونی بریزید و وزن گونی را هم دربیاورید با یک مداد قلم گوشهاش بنویسید که این گونی مثلا پنجاهگرم وزنش است و وزن خالص پیاز هم بیستکیلوست؛ یعنی تا روز مردنش اینطوری با مردم معامله میکرد و میگفت مردم از من پیاز میخواهند نه پیاز خاک نه پیاز با گل نه پیاز گندیده و نه سیبزمینی با گل. من گرده جواب دادن یک پیاز گندیده را که لای پیازها به مشتری بدهم در قیامت ندارم. سعادت انسان در پرتو قبول حکومت الهی ائمه علیهمالسلام این ارتباط با قرآن نبوت و ولایت اهلبیت است. ولایت فقط قلبی نیست ولایت یعنی قبول حکومت الهی ائمه طاهرین علیهمالسلام که اگر سعادت میخواهی با اقتدای به امام به فیوضات ربانیه و الهیه خواهی رسید. این ارتباط خیلی عجیب و شگفتآور است اگر مؤمنی میخواست یکنفر را ارزیابیاش کند وقتی از آن مؤمن میپرسیدید که این آدم را در طلوع آفتاب کجا میبینی؟ میگفت طبقه هفتم جهنم حالا یک مؤمن که دید گسترده امام و حجتالله را ندارد بهاندازه خودش این آدم را کجا میبینی؟ طبقه هفتم جهنم. چه وقتی؟ طلوع آفتاب دو ساعت بعد از آفتاب دیگر برای همه معلوم شد این آدمی که یک مؤمن او را در طبقه هفتم جهنم میدید با چه سرعتی از طبقه هفتم روی دید او پرواز کرد و خودش را به فردوس اعلا رساند؛ یعنی اصلا سرعت نور مقابل سرعت او سرعت پوچی بود که دو ساعت نشده آدم از طبقه هفتم به فردوس اعلا برسد. حربنیزید با اقتدای به امام به فردوس اعلا رسید. مگر چقدر طول کشید اقتدای به امام یا اتصال
ارزش شیعه در کلام اهلبیت(علیهمالسلام)
به بهشت ببرم. البته نه اینکه این اتفاق بیفتد چون عدهای مرد و زن خودشان را از رحمت خدا دور و از بهشت محروم میکنند؛ ولی حالا حد ابیعبدالله ع به شاهراه وصل است و به قول خارجیها پروردگار عالم پوئنهایی به ابیعبدالله ع داده که به هیچکس نداده و اینطور خواسته است. حالا چقدر خود پروردگار عاشق ابیعبدالله ع است یقینا شما را شیعه میگویند؛ مواظب باشید در جلساتی که شرکت میکنید به شما سخت نگیرند و به روحتان فشار نیاید تا از اینکه شیعه هستید ناامید بشوید و بگویید با حرفهایی که این آقا میزند شیعه ابوذر مقداد و ابوحمزه ثمالی است ما کدام بدبختی هستیم مواظب باشید کلاهبهسرتان نرود دلدادگی دست خود ما نیست او آن را داده است. ما خودمان ننشستهایم پیچومهره قلبمان را اینطرف و آنطرف بکنیم که عاشق اهلبیت علیهمالسلام بشویم. او اصل مایه را داده فقط میماند پیروی کردن که به خودم میگویم به شما عزیزانم و نور چشمانم هم عرض میکنم تا جایی که میشود گناه نکنید و تا جایی که امکان دارد از اهلبیت علیهمالسلام پیروی بکنید. داوری امام رضا ع از شیعهتا اینجای مطلب معلوم شد؟ حالا داوری وجود مبارک حضرت رضا ع را به نقل شیخ صدوق در اواخر قرن سوم ببینید؛ یعنی شیخ صدوق با امام عسکری ع فقط یک پدرش فاصله بود. این عالم به عصر ائمه خیلی نزدیک بود و اگر زودتر بهدنیا آمده بود حضرت عسکری ع را میدید؛ چون پدرش وکیل تام امام یازدهم در شهر قم بوده است. بنابراین شما کاملا به این روایت اطمینان کنید و یقین کنید روایت صادر شده روایت از نظر صدوق موثق قطعی و مطمئن است. بعد از 1200 سال بهدست ما رسیده ما هم که متن را میبینیم میبینیم با آیات قرآن و روایات میزان و نزدیک است. چون شب آخر است من این روایت را بهعنوان مزد اهلبیت علیهمالسلام برای زحمت دو ماه محرم و صفرتان آوردهام؛ و الا هنوز میتوانستم بحث شبهای گذشته را ادامه بدهم. چهار پنج شب دیگر از آن بحثها مانده بود و جا داشت؛ ولی امروز گفتم چیزی برای این بزرگواران -مردها جوانها خانمها و دخترخانمها- ببرم که بدانند و این به فکر من افتاد که شما بدانید اهلبیت علیهمالسلام چقدر به شما نظر دارند -چرخش شیعه در رحمت خداونداین روایت عنوان یک پاداش دارد. در ختمها دیدهاید که جلوی در میایستند دستبهسینه میگذارند و میگویند ممنون متشکر زحمت کشیدید؛ این روایت هم همان ممنون و متشکر بودن اهلبیت علیهمالسلام درباره شماست. اینهایی که میگویم من بعضیهایش را اصلا لمس کردهام. شیعه یتقلبون فی رحمه الله شیعه را میگوید شیعه در رحمت خدا میچرخد و میگردد. شب در رحمت خداست در خواب و بیداری در رحمت خداست در مغازه در رحمت خداست. -کامیابی شیعه به ارزشگذاری خداوند و یفوزون بکرامه الله شیعه کامیاب به ارزشگذاری خداست. این را توجه داشته باشید که ابدا این مسائل فقط به زمان بودن اهلبیت علیهمالسلام در دنیا مربوط نیست. فرصتی نبود و الا کتاب کاملالزیارات را میآوردم که یکی از مهمترین کتابهاست آن را باز میکردم و از رو برایتان میخواندم که امام صادق ع میفرمایند پیغمبر امیرالمؤمنین صدیقه کبری امام مجتبی و ابیعبدالله علیهمالسلام این نوع جلسات شما را از آن عالم نگاه میکنند؛ چون عند ربهم یرزقون سوره آلعمران آیه 169 هستند و بین آنها و ما پردهای به نام دنیا وجود ندارد. الآن خود حضرت رضا ع همین را میگویند؛ اللهاکبر از این داوری حضرت رضا ع -اتصال … ع را مطلقا شامل نمیشود. شیعه در پی تحقق دو حقیقتحقیقت نخست ارتباط مودتی ارتباطی جدانشدنیاگر ارتباط کسی با اهلبیت علیهمالسلام ارتباط مودتی بود؛ یعنی دوستی دلدادگی و علاقهای که آن علاقه و دوستی او را وادار میکند تا آخر عمرش بهدنبال اهلبیت علیهمالسلام باشد؛ اگر شعله چنین مودت و محبتی در قلب برافروخته شد که این شعله از حالات افعال رفتوآمد و جلسات ما در همه جای دنیا نشان میدهد در قلب ما برافروخته شده است؛ یعنی ما نسبت به اهلبیت علیهمالسلام مودت محبت و دلدادگی داریم و اهلبیت را میخواهیم. اینقدر هم پیوند ما شدید است که خودمان یقین داریم امکان قطع رابطه با اهلبیت علیهمالسلام برای ما با هیچ حادثهای وجود ندارد. حقیقت دوم پیروی از اهلبیت علیهمالسلام طبق روایاتمان و نیز طبق یک آیه که من آن آیه را معنی نمیکنم فقط برای ماندگار شدن بحث و بعد هم آمدن در نوشتهها میخوانم و من یعمل من الصالحات سوره نسا آیه 124 . نمیگوید و من یعمل الصالحات بلکه میگوید و من یعمل من الصالحات . اگر ما در کنار این محبت و مودت طبق آیه و روایات دیگر بخشی از اعمال خودمان را طبق فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام انجام بدهیم ائمه ما با تحقق این دو حقیقت محبت و بخشی از پیروی به ما شیعه میگویند. سلمان و مقداد هم شیعه هستند ولی آنها کل اعمال را براساس این مودت و محبت انجام دادهاند؛ حالا ما چرا کل آن را انجام نمیدهیم؟ ضعیف ناتوان و مقداری بیحال و سست هستیم؛ ولی اینطور نیست که اعمالی را براساس دلدادگی به اهلبیت علیهمالسلام انجام ندهیم. حالا اگر انجام نگرفت هیچکس حق ندارد به داوری ائمه به ما بگوید تو شیعه نیستی؛ اگر بگوید او دروغ گفته و ما شیعه هستیم. شب آخر مجلس است و از محرم و صفر بیرون میآییم واقعا هم دلمان برای همدیگر این جلسه دور هم بودن و گریه تنگ میشود؛ اما دوستان شما چند روز است که با هم همفکری و صحبت میکنند بنا شد که آخرین شب جمعه هر ماه مثلا همین ربیعالاول که چهار شب جمعه دارد شب جمعه آخر ماه یا شب جمعه آخر جمادیالثانی به محضر مبارکتان هم از طریق همین ابزارها اعلام میکنند همین ترکیبی که الآن هست و در این ده شب بود؛ یعنی ترکیب زیارت عاشورا منبر و دو بخش بعد از منبر اگر خدا لطف کند شب جمعه آخر ماه در همینجا برقرار باشد که دورهم بودن حرف زدن و گریه کردن ما ادامه پیدا کند؛ چون امام صادق ع میفرمایند خدا شما را رحمت کند که دور هم برای احیای دین ما جمع میشوید تا نگذارید این دین در خانوادهها مردم و شهر کهنه بشود. خدا شما را رحمت کند که صدایتان بلند است و گریهتان همینطور تداوم دارد. خدا شما را رحمت کند که دور هم بهخاطر احیای امر ما جمع میشوید. خداوند هر ماه یک شب جمعه میخواهد به ما لطف کند که اتصال ما به رحمت پروردگارمان تداوم داشته باشد؛ اگر اتفاقا گناهی از ما در این یک ماه بهخاطر ضعف بیتوجهی و غفلت سر زد امام صادق ع میگویند پروندهتان با گریه بر حسین ما شسته میشود. نه یک روایت نه دو روایت بلکه روایات سنگین و با سند وجود دارد. حالا خدا این لطف را بهطور کامل به ابیعبدالله
اثر عبادت خالص و بامعرفت در زندگی
آدم باید دروازه ورودش به عالم بعد نماز اصلاح نفس علم شب احیا و گریه بر ابیعبدالله ع باشد. من همه این چندجور مردن و اتصال … به وجود مقدس پروردگار وصل است. این اتصال باعث میشود که انسان مانند کابل برقی که به کارخانه وصل است از مولد برق انرژی میگیرد. در اتصال به خداوند از راه کابل عبادت آدمی فیوضات الهیه و صفات حضرت حق را به خودش انتقال میدهد. کسی که یک نماز درستی میخواند نمیتواند چهلپنجاه سال بیشتر یا کمتر شبانهروز در ده رکعت واجب بگوید الرحمن الرحیم و آدم بیرحم بیعاطفه و بیمحبتی باشد. اگر واقعا عبادتش یعنی نمازش به حضرت حق اتصال دارد و عبادتالله میکند یقینا وصف رحمانیت و رحیمیت حق در حد ظرفیت خودش به او منتقل میشود. اتصال انبیای الهی به منبع بینهایت کمالچرا انبیای الهی معدن ارزشها بودند؟ چون به ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه وصل بودند. این اتصال تا جایی است که پیغمبر ص در روایتی فرمودهاند من رآنی فقد رای الحق هر کسی مرا ببیند حق را دیده است نه ذات و صفات خدا را. اگر میخواهی ببینی که مهربانی رحمت مهرورزی احسان لطف گذشت و چشمپوشی خدا چیست مرا ببین. این اثر عبادتی است که حواس انسان در آن عبادت جمع است و میداند چهکار میکند در حد خودش هم خلوص دارد و به منبع بینهایت کمالات وصل است. این اتصال کمالات را هم لا محاله انتقال میدهد. این اتصال مسئله مهمی است اتصال عجیب آیتالله بروجردی به منبع فیوضاتیکی از علمای بزرگ که در شهرستانی بود و من سالی یک بار را به دیدنش میرفتم. اهل دل اهل حال اهل خدا و اهل خلوص بود و در حدی هم چشم داشت. ایشان مدتی هم از شاگردان مرحوم آیتاللهالعظمای بروجردی بود. خاطرات زیادی از ایشان داشت که برخی از آنها را بیواسطه برای خود من نقل کرد. از جمله گفت ایشان در سن هشتاد به بالا با آن کار زیاد حدود دو ساعت که سحر برای عبادت بیدار بود. همچنین تا آخر سوره توبه را حفظ بود و قرآنش ترک نمیشد. ظهر و شب به اینجا میآمد و نماز میخواند. من هم به ایشان اقتدا کرده بودم. در جلسۀ استفتای فقهی هم شرکت میکردند و درس هم میدادند. یک انسان 80-88 ساله که دیگر سن او اقتضای اینهمه کار را نمیکرد ولی ایشان انجام میداد این عالم بزرگ در دوسه باری که به آن شهرستان رفتم برای من تعریف کرد و گفت هر وقت ایشان یک بار هم من همین جریان را دیدم خسته میشد نمیگفت متکایی بگذارید تا من بخوابم تکیهگاهی بگذارید تا من تکیه بدهم یا فعلا در منزل را ببندید و دو ساعت کسی را راه ندهید تا خستگی من برطرف شود. ایشان خیلی که خسته میشد دو پلک چشمشان را روی هم میگذاشتند و یک بار یا الله میگفتند تمام خستگیشان میپرید. این اتصال است زندگی عاشقانه در پرتو اتصال به پروردگاراتصال این است که من در زندگیام با اینکه زندگی پاکی دارم و اهل خدا اهل دعا و زیارت هستم اگر مشکلاتی پیش میآید یا برایم پیش میآورند من از پروردگار عالم ناراضی نشوم و همیشه با حالت خوش با پروردگار باشم. لاتهای قدیم تهران لاتهای خوبی بودند و چندتای آنها هم با منزل ما همسایه بودند. لات بودند عربده و چاقو میکشیدند کاباره و کافه هم میرفتند؛ ولی اول محرم تا آخر ماه صفر به احترام ابیعبدالله ع … اتصال به منبع کمالاتمن وقتی در قم طلبه بودم البته الآن هم طلبه هستم و هنوز هم میخوانم؛ خواندن و نوشتن که تمام نمیشود پروردگار عالم دوتا استاد معنوی نصیب من کرد که من نمیتوانم شکر این دو استاد را بهجا بیاورم. پریروز هم سر قبر هر دوی آنها درهمین مسجد بالای سر رفتم و خیلی هم ایستادم. یکی مرحوم آقا شیخ عباس تهرانی بود که در اخلاقگویی کمنظیر بود و صاحب نفس. هر وقت پیش او میرفتم در بستر بیماری بود. چهل سال زخم معده داشت و درد اما یک آه نکشید میگفت این بدن برای خدا و ساخت خداست حالا گوشهای از آن یکخرده خراش خورده است دوا میخوریم و یکخرده دردش کم میشود. حالا سینهسپر بکنم و به پروردگار بگویم که چرا؟ تو قدرت بینهایت هستی یک نگاه به این زخم بکن و بگو مرا رها بکند. یکی هم مرحوم حاج آقا حسین قمی بود که شبهای جمعه خانهاش جلسه داشت و من میرفتم. حالا غصه میخورم که آن منبریها چه بودند و من چه کسی هستم؟ من به کسی کار ندارم حاج آقا حسین یک ساعت شب جمعه صحبت میکرد و وقتی ده دقیقه یکربع از صحبتش رد میشد همینطور از محاسنش اشک میریخت تا صحبتش تمام بشود. روضه هم نمیخواند و آخر منبر فقط یک سلام به ابیعبدالله ع
زینب کبری(س)؛ رحمت حق در میان مردم
به این زیبایی را در افق دیدهاند گفتهاند چه منظره زیبایی اما شما اگر صحیفه سجادیه را بخوانید میبینید که عقل مجسم حضرت زینالعابدین ع یک دعای چندصفحهای درباره هلال ماه دارند. آنهایی که با عقلشان هلال را نگاه کردهاند درس گرفتهاند. مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نویادم از کشته خویش آمد و هنگام درو این داسی در این آسمان است. یک داس هم فردای قیامت به من میدهند و میگویند کشتههای هفتادهشتادساله خود را درو کن. این کشتهها یا بهشت است یا دوزخ؛ ولی دروکنندهاش خودم هستم. خودم بهشت را با عمل صالح و اخلاق حسنه کاشتهام. همینگونه نیز خودم دوزخ را در این دنیا با انواع گناهان کاشتهام. فردای قیامت بهشت ملک خودم است؛ البته بهاندازه ایمان عمل و اخلاقم که در سوره مؤمنون میفرماید اولئک هم الوارثون 2 بهشتیها وارث بهشت هستند. بهشت ملک آنهاست و به آنها ارث رسیده؛ اما دوزخیان باید آتش درو کنند. بهشتیان مدیون رحمت پیغمبر ص و اهلبیت اوچقدر زیباست که چشم انسان تمام عالم را با کمک عقل نگاه کند سپس با کمک این نگاه بفهمد و درک کند که همه آثار جهان هستی رحمتالله است. انسان هم رحمتالله است آیه آن را برای شما میخوانم ؛ ولی خیلی از انسانها این وجود رحمتی خودشان را به فسق نفاق کفر و شرک تغییر میدهند و این پردههای سنگین را روی دل و باطن میکشند. در نتیجه رحمت زیر این پردهها پنهان میشود و برای آدم کار نمیکند؛ یعنی رحمتبودن خودشان را تعطیل میکنند. درحالیکه آنکه تمام وجودش به رحمتبودن خودش توجه دارد رحمت را هم برای خودش و هم برای کل جهانیان بهکار میگیرد. پیغمبر ص یک نفر هستند اما خدا میفرماید وما ارسلناک الا رحمه للعالمین من تو را رحمت برای تمام جهانیان فرستادم. رحمت وجودشان اقیانوسی است که از زمان تولدشان تا الآن هزینه میکنند. از حالا هم تا روز قیامت هزینه میکنند. روز قیامت هم تا ابد هزینه میکنند. در واقع آنهایی که به بهشت میروند از طریق این رحمتالله به بهشت میروند. همه بهشتیهای هشت طبقه مدیون رحمت محبت و مهربانی پیغمبر ص هستند. همچنین اهلبیت ایشان چه زنشان و چه مردشان برای عالمیان رحمت هستند. زینب کبری س رحمتی الهی برای زمینیانزینب کبری س نوه پیغمبر ص و فرزند امیرالمؤمنین ع و فاطمه زهرا س است. وقتی در این ایام بهدنیا آمد پیغمبر ص فرمودند او را نزد من بیاورید. شاید یک ساعت از بهدنیاآمدن او گذشته بود که حضرت فرمودند او را شستوشو بدهید لباسش را بپوشانید و پیش من بیاورید. وقتی زینب کبری س را که تازه یک ساعتش بود در آغوش پیغمبر ص دادند و حضرت چهره را نگاه کردند شما ببینید رحمتبودن زینب کبری چه غوغایی است در نگاه به صورت زینب س فرمودند هر کس مرد و زن برای این دختر گریه کند ثواب گریه بر این دختر هموزن ثواب گریه بر حسن و حسین علیهماالسلام است. من این روایت را نمیفهمم و نمیدانم که پیغمبر ص چه فرمودهاند ثواب گریه بر زینب س هموزن گریه بر دو امام معصوم است. بعد از واقعه عاشورا وقتی کنار بازار کوفه شروع به سخنرانی کرد وجود مبارک زینالعابدین ع فرمودند عمه جان تمام ستایشها ویژه خداست. چرا همه ستایشها ویژه خداست؟ زیرا تو در کنار پروردگار دانشمندی هستی که معملی در زمین دانشمندیات را به تو انتقال نداده و دانش و آگاهی و علم تو آسمانی است. همانا پروردگار معلم این علوم بسیار فراوان توست و علمت را از ملکوت گرفتهای. این رحمتالله است. زینب کبری س یک گوشه این علم را روز یازدهم نشان داد. زینالعابدین ع روی شتر هستند و دو پای مبارک ایشان را بستهاند. حضرت از بالای شتر به بدن قطعهقطعه ابیعبدالله ع نگاه میکنند و به جانکندن میافتند. زینب کبری س بدن را رها کرد جلو آمد و گفت ای یادگار گذشتگان و ای حجت باقیماندگان چرا با جان خودت بازی میکنی؟ عمه جان این برنامه اینگونه نمیماند و زمانی اینجا شهر بزرگی میشود. اینجا از حالا تا قیامت محل رفتوآمد عاشقان میشود و از تمام کره زمین به زیارت پدرت میآیند. زینب کبری س شهر آباد الآن کربلا را در علم خود میدید. اربعین 25 میلیون زائر و اتصال … ع را آرامش داد. بهشکلی دیگر هم در بارگاه یزید دید. وقتی یزید چوب خیزران را برداشت که به سر ابیعبدالله ع حمله کند صدا زد یا یزید یا ابن الطلقا فکد کیدک و اسع سعیک ناصب جهدک فو الله لا تمحوا ذکرنا ولا تمیت وحینا 3 هر نقشهای داری بهکار بگیر. هر طرحی داری عملی کن. هر چقدر قدرت داری بهکار بگیر. والله نمیتوانی یاد ما را در این عالم از بین ببری. یاد خود شما از بین میرود؛ اما یاد حسین ما در عالم قلبها زمین آسمانها و ملکوت میماند. این دختر که رحمتالله بود بزرگ شد. سه تا کلاس در مدینه تشکیل داد و در چهار سال کوفه هم این سه کلاس را البته با مقدار زمان کمتری داشت. با کمال غصه و رنج آثار این سه کلاس به دست ما نرسیده است و ننوشتهاند. من این مطلب را در کتاب مهمی در سوریه دیدم که پایتخت بنیامیه روزگاران قبل است. حضرت در یک کلاس به خانمها فقه درس میداد. الآن چه کسی فقه را درس میدهد؟ مجتهدانی که پنجاه سال غرق در علم شدهاند و ده پانزده یا بیست سال آخر عمرشان را فقه درس میدهند. آنهم طلبهها با آنها رد و ایراد میکنند اما فقهی که زینب کبری س درس داده فقه خالص الهی و عرشی بوده و جای هیچ اشکالی به فقه او نبود. کلاس دیگرش کلاس تفسیر قرآن بود که هیچچیز از آن نمانده است؛ یعنی خانمها ننوشتهاند که به نسلشان بدهند و به ما برسد. سومین کلاس هم کلاس اخلاق بود. اخلاق حلقه اتصال
امکان نجات بشر، تنها در سایهٔ رحمت پیامبر(ص)
ع یک رشته از آثار رحمت پیامبر ص آنوقت آثار رحمت پیغمبر ص چه کیفیتی دارد به خدا خود این بحث تا قیامت هم تمامشدنی نیست. یک رشته از آثار ظاهر و باطن رحمت پیغمبر ص به جهانیان وجود مقدس ابیعبداللهالحسین ع است. شما به من بگو که دلیلت چیست؛ خیلی از دلایل من روشن است. این روایت را هم سنیها و هم شیعه نقل کردهاند حسین منی و انا من حسین 11 حسین من است و من حسین هستم. دیگر دلیل از این بالاتر؟ لحمه من لحمی و دمه من دمی 12 گوشت من گوشت حسین است و خون من خون حسین.چه دلیلی از این بالاتر؟ این یک رشته رحمت است شما ببینید 1500 سال است که بهخاطر این شعاع رحمت وجود پیغمبر ص خداوند با این امت تا حالا چه کرده است؟ دیگر از این بالاتر شما یک اربعین ابیعبدالله ع را ببینید؛ یک اربعینش در این دنیا چه میکند کشیش مسیحی با مریدانش در حالی که صلیب به گردن و دستش است با لباس سیاه در پیادهروی اربعین نوحه میخواند و سینه میزند. آیا این بالاخره نجات پیدا میکند؟ یقینا نجات پیدا میکند؛ برای اینکه اتصال … به دور پروردگارشان میچرخند و دور و بر خداوند هستند. نیت اینها این است که با این اتصال معنوی به پروردگار راه رسیدن تمام فیوضات الهی را بهطرف خودشان باز بکنند. اینها دیگر خیلی آدمهای فوقالعادهای هستند پیمان پروردگار از انبیای الهی در پذیرش نبوت پیامبر ص شما اگر همه قرآن را بگردید چنین ویژگیای که در این آیه برای پیغمبر ص بیان شده برای هیچکدام از 124 هزار پیغمبر بیان نشده است. شما نمیدانید این آیه چه خبر است البته نه اینکه من بدانم من هم خیلی نمیدانم. اگر بخواهم این آیه را بفهمم اول باید تمام جهانیان را بشناسم. حالا حداقل همه جهانیان را از زمان بعثتش تا قیامت و یا همه جهانیان را از زمان آدم ع تا قیامت. این درستتر است؛ چون شما به خطبه اول نهجالبلاغه که مراجعه کنید امیرالمؤمنین ع میفرمایند برای رسولش از 124هزار پیغمبر پیمان گرفت که به او مؤمن باشند او را قبول داشته و متوسل به او باشند. 7 حقیقتا پیغمبر ص چه گستره وجودی داشتهاند گستره وجودی پیامبر ص در قرآن و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین 8 اصلا من تو را مبعوث به رسالت نکردم مگر برای مهرورزی به جهانیان. اسم ما در ادبیات عرب ما ی نفی است؛ مثل لا . زبان عرب یک لا دارد یک لیس یک ان و یک ما دارد. همه اینها معنی منفی میدهد. و ما ارسلناک تو را مبعوث به رسالت نکردم الا رحمه للعالمین مگر برای مهرورزی محبتکردن و عشقورزی به کل جهانیان. حالا من واقعا نمیدانم که آیا عالمین در این آیه با آن عالمین در اول سوره حمد الحمد لله رب العالمین 9 یکی است؟ ما آنجا میگوییم که حمد ویژه مالک و مربی تمام جهانیان است. از دایره ربوبیت مالکیت و تربیت پروردگار چه موجودی بیرون است؟ هیچ موجودی عالمین یعنی ظاهر و باطن هستی که رب است؛ یعنی مالک و مربی. این ظاهر و باطن هستی پروردگار است. آیا عالمین اینجا در بعثت پیغمبر ص با عالمین سوره حمد یکی است؟ من چون از عهدهاش برمیآیم که ثابت بکنم بله یکی است. در واقع عالمین در آیه بعثت فقط جهانیان و مردم عالم نیستند. عالمین یعنی همه جهانیان که در باطن و ظاهر عالم هستند. نظر خودم این است این عالمین در آیه و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین با عالمین در آیه الحمد لله رب العالمین یکی است. پروردگار چقدر قدرت مهرورزی و مایه محبت به این وجود مقدس داده است که اگر این مهر محبت نیکی و احسان را برای عالمین هزینه کند از آن کم نمیآید. انگار هنوز سرجایش است. خدایا چه در ما دیدی که ما را امت او قرار دادی؟ این هم سری است ما خودمان در خودمان چه میبینیم که پروردگار بین ما و او رابطه برقرار کرد؟ چه میبینیم؟ هیچچیز نمیبینیم؛ جز اینکه بگوییم خدا برای اینکه دنیا و آخرت ما را آباد کند دست تهیدست فقیر و گدایی مثل ما را در دست پیغمبر ص گذاشته است. دیگر چهچیزی میتوانیم بگوییم و چه نظری میتوانیم داشته باشیم؟ دست ما در دست اوست و خیلی راحت میتوانیم بگوییم که تمام درهای رحمت الهی به روی ما باز است. باورتان نمیشود؟ لحظه مرگ معلوم میشود؛ آخر خیلی از چیزها تا پرده کنار نرود واقعا برای ما روشن نمیشود. در حقیقت پرده دنیا باید کنار برود برزخ و اعماق آخرت تا ابد به ما نشان داده شود و ما آن حقایق برزخی و قیامتی خودمان را ببینیم. آنوقت آنجا لمس بکنیم که آنچه داریم و داشتهایم بهخاطر گل جمال پیغمبر اسلام بوده است.آیه دیگر در سوره احزاب است انا ارسلناک شاهدا ومبشرا ونذیرا . 10 همه اینها مستجابشدن دعای ابراهیم ع است. خود پیغمبر ص هم در یک روایت دارند که من مستجابشده دعای ابراهیم هستم. ابراهیم ع چقدر دعایش مستجاب بوده که خدا به دعای ابراهیم ع چهچیزی به او داده است چون پیغمبر اکرم ص از نسل ابراهیم ع و هاجر است. چندهزار سال قبل از بهدنیاآمدن پیغمبر ص خدا چهچیزی به ابراهیم ع داده اصلا نمیشود درک کرد ابراهیم ع چهکسی بوده دعایش چه بود و استجابتش چه بود؟آدم نمیتواند چیزی بگوید و فقط باید خودش را با این جملات آرام کند لا حول و لا قوه الا بالله لا اله الا الله الله اکبر کبیرا و لا موثر فی الوجود الا الله . چه کسی دعا کرد چه دعایی کرد و این دعا به چه کیفیتی مستجاب شده است یک نفر از نسل او بهگونهای قرار داده شده است که تمام درهای رحمت خدا به روی عالمین بهوسیله او باز میشود؛ هیچجای دیگر هم از این خبرها نیست. من به شما یقین میدهم وجود ابیعبدالله
استاد انصاریان: اولیای خدا از هیچچیز و هیچکس واهمه ندارند/ ایمان واقعی یعنی وابستگی، یعنی گرهداشتن به خدا
به قدرت بینهایت عالم اتصال حقیقی دارند و هیچ قدرتی در کنار قدرت بینهایت عالم قدرت نیست بلکه پوکی و پوچی است. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه حضرت ابوالفضل ع اظهار کرد یکی از مدارک بسیار مهم که میتوان حضرت ابیعبداللهالحسین ع را با آن شناخت زیارت وارث است. در زیارت وارث پنج پیغمبر اولواالعزم - نوح ابراهیم موسی عیسی و پیغمبر اسلام - و ولیاللهالاعظم امیرمؤمنان ع معرفی شده است. همه میدانید ارث یعنی یک سرمایهای که از انسان قبلی به انسان بعدی میرسد و انسان بعدی مالک حقیقی آن ارث میشود. ما یقین داریم که ارث ملکی و مالی و پولی از این پنج پیغمبر و امیرالمؤمنین ع به امام نرسیده بلکه ارثی که امام از این منابع عظیم الهی برده همه ارزشها و کمالات وجودی آنهاست؛ یعنی بهگونهای است که میشود گفت آنچه عالم همه دارند تو تنها داری .وی ادامه داد امام آثارش گفتههایش روایاتش ایمانش نیتش اخلاقش و عملش - که در مهمترین کتابها ثبت است - نشان میدهد انسان کامل و جامع همه ارزشها و فاقد همه عیبها و نواقص است. شان چنین آدمی به تعبیر قرآن مجید در سوره بقره و انبیا شان امامت است و شان دیگران نسبت به او شان ماموم است و این شان مامومبودن برای همه ثابت است؛ چه اینکه به مسئولیت مامومبودنشان عمل کنند و چه نکنند.استاد انصاریان با بیان اینکه ماموم اقتدا به امام هدایت داشته باشد یا نداشته باشد تفاوتی ندارد ماموم ماموم است گفت ماموم ابدا در حد امام نیست ماموم مقام مادون امام است و مقامش هم به امام نمیرسد ولی خداوند متعال این توان را به ماموم داده که با اقتدای به امام هدایت با هر سنی به یک انسان باارزش الهی ملکوتی و عرشی تبدیل شود.وی افزود کسانی که از چهار منطقه مدینه مکه بصره و کوفه به دنبال امام حرکت کردند که بعضی از آنها با خود امام حرکت کردند و برخی از بصره کوفه و مکه آمدند و به امام ملحق شدند سنهای مختلفی داشتند؛ گذشته از شیرخواره کوچکترین آنها 9 ساله و بزرگترین آنها حدود هفتادوچند ساله بود. شما میبینید این مامومین با اقتدای به این امام چه شانی در این عالم پیدا کردهاند؛ کافی است که ما از زبان امام صادق ع یا امام باقر ع همین دو کلمه را دقت کنیم تا شان آنها معلوم شود؛ اگر این جمله السلام علیکم یا اولیا الله و احباه السلام علیکم یا اصفیا الله و اوداه را بفهمیم شخصیت عالی الهی و ملکوتی این مامومین را فهمیدهایم.استاد انصاریان به آیاتی از قرآن درباره وحی الهی اشاره و تصریح کرد خداوند در سوره مبارکه یونس می فرماید الا ان اولیا الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون الذین آمنوا و کانوا یتقون این شان اولیای خداست؛ اولیای خدا تا در دنیا زنده هستند از هیچچیز و از هیچکس نمیترسند چون به قدرت بینهایت عالم اتصال حقیقی دارند و هیچ قدرتی در کنار قدرت بینهایت عالم قدرت نیست بلکه پوکی و پوچی است.وی درباره نترس بودن اولیای خدا نمونه ای تاریخی را بیان کرد و گفت امام حسین ع جوان 28 سالهای را ماموریت داد که نامه حضرت را برای مردم کوفه ببرد جوان در نزدیکیهای شهر کوفه اوضاع را آشفته دید؛ وقتی از دور دید که افرادی در بیرون دروازه کوفه هستند و اوضاع دگرگون است؛ اولین کاری که کرد نامه ابیعبدالله
English