اگر به پیغمبر اقتدا کنید در حوزه محبت خدا وارد میشویدوی به اتمام حجت خداوند با امت پیامبر ص اشاره و تصریح کرد خدا در این آیات با پیامبر ص اتمام … میگویید این را ثابت کنید و اثبات درستی حرفتان هم به این است که فاتبعونی به پیغمبر اقتدا کنید؛ اگر به پیغمبر اقتدا کنید یحببکم الله در حوزه محبت خدا … خدا از زمان آدم ع تاکنون چه آنهایی که با اسم در قرآن ذکر شدهاند یا در روایات از آنها نام برده شده است و چه با اوصاف نام برده شدهاند- خودشان را با مصالحی ساختهاند و بافت جدایی از جامعه انسانی و بشری نبودند بلکه آدمهایی بودهاند که دراینزمینه زحمت کشیدهاند. آنها یا به محضر انبیا یا محضر ائمه طاهرین ع میرفتند یا کتاب میخواندند یا در مجالسی شرکت میکردند که عالم ربانی صحبت میکرد حقایق را میگرفتند و این مصالح را در ساختن خودشان بهکار میبردند سپس به آنجایی میرسیدند که باید میرسیدند. مومن واقعی باید نشان دهد که خداوند را دوست داردوی ادامه داد دو کار عمده اولیای الهی در مسیر حرکت جذب و دفع بود و در مسیر حرکت آشنا میشدند که پروردگار عالم چه اوصافی را دوست دارد. بالاخره خداوند متعال در قرآن به یک سلسله مسائل با کلمه محبت اعلام محبت کرده است. کلمه محبت از جانب خدا در خیلی از سورهها آمده در روایات هم همینطور است؛ مثلا در همین سوره سوم قرآن سوره آلعمران میخوانیم که خدا به پیغمبر ص میفرماید همین مردمی که اطرافت هستند و معتقدند که ما مؤمن متدین و مسلمان هستیم کرارا هم به تو میگویند ما خدا را دوست داریم به اینها بگو علامت نشان بدهید که خدا هم شما را دوست داشته باشد و دوستی یکطرفه نباشد؛ چون دوستی یکطرفه کاری صورت نمیدهد که از اول حرف قرآن بوده است. راه اثبات راستی دوستدار خداوند اقتدا به رسول خداست بسیاری از اقتدای به رسول خدا ص فراری بودنداستاد اخلاق حوزه
600 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: پروردگار عالم از کبر و متکبر متنفر است/ هشت خصلت خداوند وقتی عاشق بنده ای باشد
خدا شدید. محبت شما نسبت به خدا محدود بود اما محبت خدا نسبت به شما نامحدود است. نماز شما محدود است اما پاداش نمازتان نامحدود است. خدا میتواند پاداش نامحدود به شما بدهد ولی چون شما نمیتوانید عبادت نامحدود تقدیم کنید عبادت محدود به گردن شما گذاشته و گفته است دو رکعت صبح نماز بخوانید؛ چون میداند قدرت بیشتری ندارید. استاد انصاریان گفت کسی که نسبت به وجود مقدس خداوند تکبر دارد فعلا از حوزه … حوزه محبت پروردگار خارج است. به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در حسینیه هدایت با بیان اینکه وقتی خدا عاشق بندهای باشد … محبت خدا به بندگان بی نهایت است گفت گاهی انسان به خدا محبت پیدا میکند چون فکر میکند خدا لطفهایی به او کرده است که این محبت نهایت دارد یعنی محدود است؛ اما گاهی خدا به انسان محبت پیدا میکند و این نهایت ندارد؛ چون محبتی که از خدا ظهور میکند از یک وجود بینهایت است و آنچه از وجود بینهایت ظهور میکند بینهایت است. وی به اهمیت انتخاب راه در جذب محبت پروردگار اشاره و تصریح کرد مهم است که ما راهی را انتخاب کنیم که محبت پروردگار را بهطرف خودمان جلب و خودمان را در معرض محبت خداوند قرار دهیم. راههای مختلفی هم دارد و خوش به حال کسی که همه راهها را طی کند؛ اما یکی از راه های جذب محبت خداوند احب الله من احب حسینا است. کسی که حضرت حسین ع را دوست دارد خدا او را دوست دارد. اگر انسان این محبت را به طرف خودش جهت دهد یک محبت بینهایت است. هیچوقت محبت ما نسبت به پروردگار محبت بینهایت نمیشوداستاد انصاریان افزود هیچ وقت محبت ما نسبت به پروردگار محبت بینهایت نمیشود اما پاداشش بینهایت میشود. این هم قرارداد پروردگار و واقعا احسان اوست؛ مثلا تمام عبادات ما از نظر کمیت نهایت و حد دارد؛ عمر ما در دنیا حد دارد و بینهایت نیست اما پاداش همه خوبیهای حد دار ما بیحد است. تمام آیاتی که پاداشها را بیان میکند اینگونه است جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها سوره مائده آیه 119 پاداش بینهایت است ولی عمل نهایت دارد که این لطف و احسان خداست. وی در پاسخ به اینکه چه کاری باید انجام دهیم تا خداوند عاشق ما شود؟ گفت باید ببینیم خداوند متعال از چه کسانی نفرت دارند آنها را کنار بگذاریم وقتی آنها را کنار گذاشتیم وارد حوزه
تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی سوم
که معنیاش همین میشود به خاطر ورودش به حوزه محبت حق لایق میشود شایسته میشود که خداوند مهربان از جانب خودش هشت هدیه به او عنایت کند. یعنی مورد یاری خدا … هشت هدیه کمک میکند.حرف این است که چگونه میشود وارد حوزه محبت او شد که او انسان را دوست بدارد مورد محبت خودش قرار بدهد خود محبت حق به عبد نتیجه است میوه است ثمر است عبد باید با یک سلسله امور وارد حوزه محبت بشود تا آن هشت هدیه را خدا … الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.شنیدید وجود مبارک رسول خدا میفرماید هر کسی وارد حوزه محبت
محرومان از عشق پروردگار
خدا شدید. محبت شما نسبت به خدا محدود بود اما محبت خدا نسبت به شما نامحدود است. نماز شما محدود است اما پاداش نمازتان نامحدود است. خدا میتواند پاداش نامحدود به شما بدهد ولی چون شما نمیتوانید عبادت نامحدود تقدیم کنید عبادت محدود به گردن شما گذاشته و گفته است دو رکعت صبح نماز بخوانید؛ چون میداند قدرت بیشتری ندارید.-خروج از حوزه … حوزه محبت پروردگار خارج است. حالا آیهاش را هم ببینید انه لا یحب المستکبرین سوره نحل آیه 23 . یکنفر هم نیست که بگوییم خدا … محبت خداوندآنچه از ناحیه او طلوع میکند بینهایت است و آنچه از ناحیه ما برای او انجام میگیرد نهایت دارد. این مقدمه مطلب بود. مقدمه روایت میگوید اذا احب الله عبدا هرگاه خداوند عاشق بندهای بشود؛ حالا من چهکار کنم تا خدا عاشق من بشود؟ من باید ببینم خداوند متعال از چه کسانی نفرت دارد آنها را کنار بگذارم. خدا از چه کسانی نفرت دارد؟ من وقتی آنها را کنار گذاشتم وارد حوزه
الهام هشت خصلت به بندگان محبوب
خدا از زمان آدم ع تا الآن -چه آنهایی که با اسم در قرآن ذکر شدهاند یا در روایات از آنها نام برده شده است و چه با اوصاف نام برده شدهاند- خودشان را با همین مصالح ساختهاند و بافت جدایی از جامعه انسانی و بشری نبودهاند بلکه آدمهایی بودهاند که دراینزمینه زحمت کشیدهاند.طفیل هستی عشقاند آدمی و پری××××××××ارادتی بنما تا سعادتی ببریآنها یا به محضر انبیا یا محضر ائمه طاهرین علیهمالسلام میرفتند یا کتاب میخواندند یا در مجالسی شرکت میکردند که عالم ربانی صحبت میکرد حقایق را میگرفتند و این مصالح را در ساختن خودشان بهکار میبردند سپس به آنجایی میرسیدند که باید میرسیدند. چه خوش بی مهربونی هر دو سر بیدو کار عمدهشان هم در مسیر حرکت جذب و دفع بود و در مسیر حرکت آشنا میشدند که پروردگار عالم چه اوصافی را دوست دارد. بالاخره خداوند متعال در قرآن به یک سلسله مسائل با کلمه محبت اعلام محبت کرده است. کلمه محبت از جانب خدا در خیلی از سورهها آمده در روایات هم همینطور است؛ مثلا در همین سوره سوم قرآن سوره آلعمران میخوانیم که خدا به پیغمبر ص میفرماید همین مردمی که اطرافت هستند و اقرار دارند که ما مؤمن هستیم ما متدین و مسلمان هستیم کرارا هم به تو میگویند ما خدا را دوست داریم به اینها بگو علامت نشان بدهید؛ مگر نمیگویید خدا را دوست دارید؟ علامت نشان بدهید که خدا هم شما را دوست داشته باشد و دوستی یکطرفه نباشد؛ چون دوستی یکطرفه کاری صورت نمیدهد که از اول حرف قرآن بوده بعد به زبان شعرای عارف ما مخصوصا به زبان باباطاهر هم کشیده شده است. باباطاهر واقعا آدم عالمی بوده من کتابی غیر از دیوان شعرش از او دارم که دریایی از علم و دانش است. بیست-سی نفر از گذشتگان هم این کتاب را که عربی است شرح دادهاند؛ اما بهنظر من از عهدهشان برنیامده چون خیلی کتاب پیچیده و مبهم و مهمی است. ایشان به این کتاب شناختهشده نیست و به همین رباعیاتش شناختهشده است چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی که همین آیه سوره آلعمران است. شعرای اهل حال و اهل دل ما خیلی تحت تاثیر قرآن بودهاند؛ چون اهل قرآن اهل خواندن قرآن و اهل فهم قرآن بودهاند.چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی××××××××که یک سر مهربونی دردسر بیاگر مجنون دل شوریدهای داشت××××××××××××دل لیلی از او شوریدهتر بی اقتدای به رسول خدا ص اثبات راستی ادعای ایمانحالا آیه را عنایت کنید یارسولالله به همینهایی که دور و بر تو هستند و ادعای ایمان دارند به اینها بگو قل ان کنتم تحبون الله سوره آلعمران آیه 31 اگر راست میگویید آخر اثبات راست بودن ادعا باید همراه با دلیل باشد؛ راست میگویید خدا را دوست دارید؟ این را با دلیل ثابت بکنید و دلیلش هم زبانی و علمی نیست بلکه عملی است قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی به من اقتدا کنید.-شمار اندک اقتداکنندگان در زمان رسول خدا ص شما سوره احزاب سوره انفال و سوره معارج را بخوانید در این سورهها میبینید که اهل مدینه اینهایی که اطرافیان پیغمبر ص بودند از اقتدای به رسول خدا ص بسیار فراری بودند. فکر نکنید اینهایی که در زمان پیغمبر ص بودند خیلی آدمهای رده بالایی بودند پروردگار در قرآن از خیلی اینها شکایت دارد. اقتداکنندگان واقعی به رسول خدا ص در زمان حیاتش انگشتشمار بودند که برای فرار از زیر بار امر و نهی خدا دائما بهانهتراشی میکردند و تخلفشان از آیات قرآن و خواستههای پیغمبر اکرم ص زیاد بود. اتمام حجت خداوند با امت پیامبر ص حالا خدا در این آیات اتمام حجت میکند ان در ان کنتم شرطیه است یعنی اگر خدا را دوست دارید و راست میگویید این را ثابت کنید و اثبات درستی حرفتان هم به این است که فاتبعونی به پیغمبر اقتدا کنید؛ اگر به پیغمبر اقتدا کنید یحببکم الله در حوزه
بندگان محبوب زیر چتر محبت پروردگار
حرکت بهشت بهسوی بندگان محبوبوقتی در حوزه محبت خدا قرار بگیرید جهنم تا ابد با شما کاری ندارد؛ یعنی جهنم اجازه ندارد که بهسراغ محبوب خدا برود.
تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی دوم
حوزه محبت پروردگار تمام درهای خیر و سعادت و سلامت باطن را به روی انسان باز میکند آنچه که در آن حوزه پروردگار عالم به انسان عنایت میکند به فرشتگان هم عنایت نشده محب یعنی آن که انسان را دوست دارد آن هم محبی چون وجود مقدس او کاری که برای انسان میکند سودش منفعتش آثارش علاوه بر دنیا آخرتی است و این سود آخرتی ابدی است دائمی است و همیشگی است.تجلی محبت خدا … عبادت نگاه میدارد تا حدودی هم همه ما این مسئله را لمس کردیم که در فضای محبت انسان هم تحملش خیلی میرود بالا هم خستگی برایش نمیآید وجود مبارک رسول خدا میفرمایند اذا احب الله عبدا الهمه ثمان خصال انسان وقتی که در حوزه … میکند در ورود به حوزه محبت دو تا کار لازم است که این دو تا کار را در سوره مومنون دارد دو تا کار واقعا هم آدم را وارد حوزه محبت میکند واقعا ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون النحل 128 همین.یکی هر چی کار زشت است از زندگی حذف کنید یکی هر چی کار خوب است انتخاب کنید. خدا
همه در امت اسلامی باید حوزه جاذبه و محبت باشند
خدا و اسلام است. استاد انصاریان با تاکید بر اینکه در امت اسلام همه باید حوزه جاذبه محبت و نرمی باشند نه حوزه طرد بیمهری و تلخی تصریح کرد دین یعنی محبت عشقورزی … استاد حوزه علمیه در مراسم عزاداری دهه اول ماه محرم در امامزاده صالح ع تجریش با بیان اینکه همه عالم تجلی مهر محبت و احسان پروردگار است اظهار داشت در این جهان عظیم از طرف خداوند خشمی به کار برده نشده چرا که در وجود پروردگار تلخی و طرد کردن وجود ندارد و راه برای بازگشت همه به سوی خدا … خدا آراسته شوید و همانطور که عرض کردم در اخلاق پروردگار طرد کردن و تلخی وجود نداد. این مفسر قرآن کریم ادامه داد تنها در یک جا خداوند مخلوق را از رحمت و مغفرت خود محروم می کند و این موضوع زمانی اتفاق میافتد که بنده با وجود محبتدیدن و شنیدن آیات و روایات میخواهد که در نقطه ظلم و ستم و اصرار بر انجام گناهان کبیره و صغیره باقی بماند؛ به فرموده قرآن در چنین شرایطی خداوند عالم است که این فرد تا آخرین لحظه عمر خود اصلاحپذیر نیست همچون یزید که اخلاق حیوانی اخلاق درندگان و اخلاق شیطانی را در خود داشته و نسبت به هیچکدام از اعمال شنیع خود اظهار پشیمانی نکرد؛ طبیعتا این قبیل افراد دیگر انسان نبوده و از رحمت خداوند محروم هستند. استاد انصاریان در ادامه خطاب به جوانان گفت شما میتوانید ظرف عقلتان را از حکمتهای الهی که در آیات روایات و اشعار شعرای حکیم به چشم میخورد پر کرده و دل خود را نیز سرشار از محبت به خدا مردم والدین و دوستان کنید تا به معدن ارزش تبدیل شوید. وی با بیان اینکه سراسر دین جلوه محبتالله است بیان کرد در عبادات نیز مسئله محبت و عشق به کار رفته است. پیامبر اسلام ص میفرمایند برترین مردم در امت من کسی است که عاشق عبادت باشد و به فرموده امام صادق ع عشق میوه معرفت است یعنی من باید از طریق قرآن روایات و نهجالبلاغه بفهمم که عبادت کلید همه خوبیها و درستیهاست؛ وقتی به آثار عبادت معرفت پیدا کنم همانند انبیا عاشق عبادت میشوم. استاد انصاریان ادامه داد عبادت تنها نماز و روزه نیست بلکه نماز و روزه جزئی از عبادت است؛ نگاه محبتآمیز به والدین آبدادن به حیوانات عیادت بیمار فروختن اجناس با سود کم به مردم کمک مالی به نیازمندان و بیماران و خدمت به خلق نیز از عبادات محسوب میشود. وقتی اسم عبادت میآید تنها به نماز و روزه فکر نکنید به عنوان مثال شما برای حل مشکل فردی از خانه خارج میشوید در این وضعیت حتی مسیر رفت و آمد شما هم به عنوان عبادت حساب میشود. عبادت یک معدن است که از آن رحمت مغفرت آمرزش و رضایت خدا خارج میشود و این گونه میتوانم عاشق عبادت شوم. این استاد حوزه
استاد انصاریان: شرط بازدهی محبت به ائمه اطهار، تبعیت از ایشان در امور زندگی است
محبت بدون هیچ لازمهای باشد محبتی بازدهی دارد که همراه با معرفت باشد.ایشان با بیان اینکه بر هر انسانی لازم است تا امام هدایت را بشناسد فرمودند خدای متعال صفات امام هدایت را در قرآن کریم بیان کرده است از جمله در سوره انبیا میفرماید که امام معصوم به امر و اذن خدا مردم را به حلال و حرام خدا قیامت توحید و اخلاق هدایت میکند و ما به امامان هدایت امر کردهایم که هر خیری در دنیا را انجام داده و اقامه نماز کامل داشته باشند که تمامی این اوصاف به صورت اکمل و اتم در ائمه طاهرین ع وجود دارند.استاد انصاریان با توجه به نکات مهمی که در آیه فوق آمده بود ابراز کردند تامین خیر دنیا و آخرت خوشبختی امروز و فردا آسانی مرگ روشنایی مرگ و نجات در قیامت بستگی به وجود انتخاب شدههای خدای رحمان است.ایشان با توجه به آیات 30 به بعد سوره آل عمران خاطرنشان کردند محبت به امامان هدایت به گونهای باید در قلب مؤمنان طلوع کند که آنان را به دنبال امام هدایت کشانده و پیرو ایشان قرار دهد تا زندگی را در تمامی شؤون از امام هدایت الگو برداری کنند.استاد حوزه … محبت به خدا دارید از من تبعیت کنید؛ بنابراین محبتی که در روایات آمده و برای آن بازدهیهای فراوانی ذکر شده است محبتی است که همراه با تبعیت باشد.ایشان یادآور شدند جسم آدمی محدود بوده و گنجایش ارزشهای بسیار را ندارد؛ ظرفیتهایی که مشمول انسان میشود به روح افراد تعلق دارد همانطور که حضرت رسول اکرم از قول خدای متعال فرمودند زمین و آسمان من گنجایش جلوه توحیدی مرا ندارد اما باطن بنده مؤمن من از این گنجایش برخوردار است .استاد انصاریان ادامه دادند زمانی که با ارزشترین نخ دنیا در شکم یک کرم ناچیز تولید میشود هیچ جای تعجبی نیست که بگوییم تمامی ارزشهای عالم در ظرف روح حضرت امیر مؤمنان علی ع وجود دارد.ایشان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به روایتی در کتب مهم اهلسنت تاکید کردند رسول خدا ص میفرمایند کسی که لذت میبرد تمام حیات و شؤون زندگیاش مانند زندگی من باشد و لذت میبرد که مرگش مرگ من باشد و نیز دوست دارد ساکن بهشتی شود که با دست پروردگارم به وجود آمده است بعد از من علی ع را به ولایت بپذیرد و محبان علی ع را هم دوست داشته باشد؛ همچنبن به تمام 11 امام بعد از علی ع اقتدا کند چراکه ایشان عترت و اهلبیت من هستند و از سرشت من آفریده شدهاند به ایشان فهم و دانش روزی شده است؛ وای بر کسانی که ایشان را امام ندانسته و ارتباطشان با امت من را تکذیب کنند؛ وای بر کسانی که با این 12 امام قطع رحم کند؛ هر کسی که از ایشان فاصله بگیرد خدای متعال روز قیامت آنان را از شفاعت من دور میدارد.استاد اخلاق حوزه
استاد حسین انصاریان: نور دل، یقین به خطورات قلبی را به ارمغان میآورد
آخرالزمان مانند نگاه داشتن آتش در مشت است و من مشتاقم که مؤمنان آن زمان را ببینم؛ نور الهی که به دل وارد شود خدا قرآن انبیا ائمه معصومین محبت و عشق را به همراه خود میآورد.استاد اخلاق حوزه … خدا ص میفرمایند زمانی که نور وارد قلب انسان میشود آن را گسترانده و پرگنجایش میکند؛ از روایات دیگر استفاده میشود که این نور نور ایمان معرفت محبت به خدا انبیا ائمه طاهرین و اولیای الهی است.ایشان با بیان اینکه درک فیوضات الهی خواست بنده را میطلبد فرمودند نور ایمان وارد قلب کسی میشود که شایستگی پذیرش این نور را به پروردگار عالم نشان دهد؛ کسی که راه ابراز شایستگی را طی کند به مقصد نور الهی خواهد رسید و خدای متعال نیز به او یقینی نسبت به خطورات قلبی اهدا میکند.استاد انصاریان با اشاره به نشانههای وارد شدن نور به قلب در روایتی از حضرت رسول اکرم ص ابراز کردند کناره گیری از تیرهای زهرآگین در مادیات دنیا یکی از این نشانههاست که دل را از تاریکی جدا میکند.ایشان خاطرنشان کردند خدای متعال گمراهان را به سه دست قریب بعید و مبین تقسیم میکند؛ کسی که در ضلال بعید به سر میبرد با وجود 124 هزار پیغمبر هم دست از ربا و رشوه خواری و فساد در زمین بر نمیدارد؛ افرادی که در اختلاس بی حجابی و فساد مشغولند کوچکترین اعتقادی به حقیقت خدای متعال و آینده عالم نداشته و احتمال آمدن روز محشر را هم نمیدهند.استاد حوزه
استاد انصاریان: خداوند امام حسین(ع) را معیار سعادت و شقاوت انسانها قرار داد/ عامل بدبختی انسان خود فرد است، کسی عامل شقی شدن او نیست
خدا ص مبنی براینکه اگر همه امت بخواهند میتوانند از طریق حسین به قله خوشبختی برسند اظهارداشت اگر کسی به این خوشبختی پشت پا بزند ظلم عظیمی در حق خود انجام داده است قرآن کریم زمانی که مردم عالم را تقسیم میکند میفرماید گروهی ستمکار به خودشان هستند؛ و کسانی که امام حسین ع را کنار بگذارند جز این دسته افراد هستند.نویسنده کتاب ارزشمند راه و رسم رستگاری درباره سعادت و شقاوت اظهار داشت براساس آیات قرآن کریم عامل اصلی بدبختی انسان خود فرد است و کسی عامل شقی شدن او نیست برای همین جای انسان شقی دوزخ است و انسان سعادتمند به تنهایی قدرت رسیدن به سعادت را ندارد و خداوند است که او را به سعادت میرساند؛ بنابراین براساس فرمایش حضرت رسول ص خداوند امام حسین ع را وسیله سعادت بشر قرار داده است.ایشان با بیان اینکه اگر خداوند خاک را تبدیل به یک موجود زنده کرد و اسم آن را انسان گذاشت به خاطر آن بوده که میخواست یک ظرف برای یک مظروفی که بالاتر از آن وجود نداشت تحت عنوان معرفت الله درست کند اظهار داشت کسی نمیتواند انسان را قیمت گذاری کند حتی ملائکه نیز قادر نبودند مقام علمی را که خداوند به انسان داده بود درک کنند؛ خداوند امام حسین ع را ظرف معرفتی خود قرار داد.استاد انصاریان ادامه داد هدف پروردگار این بود که انسان را به عشق خودش برساند و جلسه انسی بین انسان و خودش برگزار کند. انسان در این عالم باید بداند به چه چیزی معرفت دارد کسانی که تنها به مواهب دنیوی معرفت یافتند و با دلار و طلا انس گرفتند و خداوند را از زندگی خود حذف کردند گرفتار یزیدیان و فرعونیان زمان شدند.استاد برجسته اخلاق تهذیب و تربیت حوزه علمیه با بیان اینکه خدا انسان را خلق کرد تا به مقام محبت
زندگی استوار و ماندگار در نسخهٔ جامع پروردگار
خیلی مشکل داشت ولی ببینید این آدم در حوزه معرفت محبت و حرکت قرار گرفته بود و خدا چطوری مشکلش را حل کرد فتلقی آدم من ربه کلمات 15 آدم کلماتی را … حوزه محبت و حوزه حرکت را طی کردیم حالا وارد فضایی میشویم که شخص پروردگار تمام مشکلات دنیا و آخرتمان را حل میکند و هیچ غصهای نداریم. در شهر نجف به دیدن یکی از مراجع رفتم. خدمتش گریه زیادی شد. زمانی که بیرون آمدم فرزندش به من گفت اربعین بهصورت ناشناخته در موکبی رفته بودم که پیاده به کربلا بیایم. کسی دید من آخوند و روحانی هستم آمد و از من یک مسئله پرسید. مسئله هم این بود که گفت به ما گفتهاند پیاده به کربلا برو؛ ولی من چند منزل که آمدم تمام کف پا و روی پایم تاول زده است و همه را باندپیچی کردهام. الآن هم نزدیک کربلا هستیم. آیا پیادهروی من باطل است؟ چون گفتهاند پیاده ولی پاهای من باندپیچی است. من نذر هم کرده بودم که ادای نذر واجب است. آیا پیادهروی من باطل است؟ به او گفتم نه درست است. آن آقا میگفت اگر باطل است برگردم که پاهایم را معالجه کنم و تا اربعین نشده دوباره بیایم. بعد گفتم حالا نذر کردهای که پیاده بیایی با امام حسین ع چهکار داری؟ گفت کاری که داشتم انجام گرفته است و الآن عشق او مرا میبرد. من دیگر کاری ندارم گفتم با ابیعبدالله ع چهکار داشتی؟ گفت پارسال پیاده آمدم و پایم آشولاش شده بود. وارد صحن شدم و گفتم حسین جان بیسواد هستم و نمیدانم چطوری با تو حرف بزنم. زن و بچه میخواهم. یک سرمایه هم برای کار و کسب میخواهم. الآن که خداحافظی کردم و آمدم خانمم حامله است. ابیعبدالله ع سرمایه هم به من داد و یک زندگی خوب دارم. گرهگشایی از گرفتاری آدم ع با توسل به اهلبیت علیهمالسلام چهبسا اگر من در حد خودم وارد حوزه معرفت محبت و حرکت بشوم مشکلات به دست خدا … محبت است. امام صادق ع میفرمایند و الحب فرع المعرفه 13 وقتی خدا را شناختی که زیبای بینهایت است قرآن را در حد خودت فهمیدی که زیبای بینهایت است اهلبیت علیهمالسلام را فهمیدی که زیبای بینهایت هستند؛ آنگاه چراغ عشق و محبت در قلبت روشن میشود و گیر میافتی. هر خطری هم بیاید که بخواهد تو را از گیر عشق خدا اهلبیت و قرآن جدایت کند نمیتواند. عشق آدم را گیر میاندازد. خوب جایی هم ما را گیر انداخته است بارکالله و آفرین به عشق که خوب جایی ما را گیر انداخته است. حسین جان گناه ما سنگینتر از حر است که بخواهی ما را قبول نکنی؟ دو روز دیگر مانده است دارد دیر میشود. حسین جان ما برای بچهها و نوههایمان از این اوضاع پرفساد میترسیم. حسین جان در عالم برزخ به بچهها نوهها و نسل ما هم دعا کن تا بعد از مردن ما این پرچم گریه تو را به دوش بکشند و حرکت بدهند. حسین جان واقعا از مادرت بخواه تا از خدا بخواهد که حداقل در نسل ما گریهکنها و امامحسینیها دختر و زن بیحجاب بهوجود نیاید. ما نمیدانیم خجالتش را در قیامت به کجا ببریم گرچه ما مردهایم و تقصیر ما نیست بالاخره قیامت ممکن است دویست تا بیحجاب از دوسه نسل بعد از ما را علم کند و بگوید اینها نسل تو هستند. خجالت و شرمندگیاش را چهکار کنیم؟ من که طاقتش را ندارمج حرکت بهسوی معشوقوقتی محبت بیاید مسئله سوم خودش ظهور میکند که حرکت است. عشق کشاننده است معشوقهایی که ما داریم این عشق ما را بهطرف معشوق میکشاند. این قضیه را میدانید بگویم؛ اگر نمیدانید هم بگویم. پیغمبر ص با چندنفر نفر از کوچهای میرفتند که هفتهشت تا بچه بازی میکردند. حضرت با یک دنیا عشق و محبت داخل بازی آمدند. پیغمبر ص هرچه آدم دور خودشان جمع کردند با محبت و عشق بود. قرآن میگوید ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک 14 اگر آدم عاشق مهربان بارافت و بامحبتی نبودی یک نفر بهدنبالت نمیآمد.وقتی حضرت در بازی بچهها آمدند دست یک بچه را گرفتند و بیرون کشیدند. بعد کنار دیوار نشستند و بچه را روی دامنشان گذاشتند. سر بچه پایین بود و حضرت این کف دست الهیشان را روی سر بچه میکشیدند و آرامآرام اشک میریختند. بعد هم به بچه گفتند قاتی بچهها برو و بازیات را ادامه بده. وقتی از روی خاکها بلند شدند و هفتهشت قدم جلوتر آمدند صحابه گفتند او چه کسی بود؟ فرمودند همبازی حسینم بود. حسین جان ما که همبازیات نیستیم. ما کشتهمردهات هستیم. صحابه گفتند بچهها خیلی با هم بازی میکنند فرمودند من از دور داشتم نگاه میکردم. وقتی حسینم میدوید ابیعبدالله چهارساله بودند این بچه چهارپنج ساله خاکهای کف پای حسین را برمیداشت و به پیشانی و سرش میمالید. الآن جبرئیل به من نازل شد و گفت آقا این بچه را میبینی که بهدنبال حسینت میدود خاک کف کفشش را برمیدارد و به سر و صورت و چشمش میمالد؟ خدا میفرماید این بچه جز 72 نفر حسینت است. رفع مشکلات انسان با قدمنهادن در مسیر زندگی الهی وقتی حوزه
زكات
خدا به آن دستور داده است می رساند 1 و از این که با این عمل به عبادت و اطاعت برخاسته خوشحال می گردد .مؤمن نه فقط از ثروت مادی بلکه از هر نوع ثروتی که در اختیار دارد ـ چه مادی و چه معنوی ـ زکات می پردازد زکات گندم و جو گاو و گوسفند و شتر طلا و نقره خرما و مویز ; زکات علم زکات قدرت زکات آبرو زکات قلم زکات قدم و . . . . ومما رزقناهم ینفقون .و از آنچه روزی آنان کرده ایم انفاق می کنند .زکات امور مادی پرداختنش در محل های تعیین شده است و زکات علم تعلیم آن به امت است زکات قدرت عدالت ورزی و انصاف است زکات آبرو حل مشکلات مردم با کمک گرفتن از دیگران است زکات قلم نوشتن کتاب و مقالات بیدار کننده است زکات قدم دنبال کار خیر رفتن و عیادت بیمار و تشییع جنازه ی مؤمن و رفتن نزد دانشمندان و اندیشمندان پاک نهاد است .اقرار قلبی و زبانی نسبت به حقایق ایمانی وفای عملی می طلبد . کسی که با قلب و زبان می گوید لا اله الا الله که تفصیلش این است که من اقرار دارم الله که مستجمع جمیع صفات کمال است آفریننده ی جهان هستی و رب و مالک آن است و رحیم و غفور و ودود و قدیر و عظیم و کریم و رزاق و . . . است باید این اقرار با وفای کامل عملی توام شود و وفای به آن در مرحله ی قلبی این است که لا یبقی للموحد محبوب سوی الفرد الواحد.برای اقرار کننده به توحید محبوبی جز خدای یگانه نماند .و همه ی محبت ها ـ محبت به پدر و مادر و زن و فرزند و مال و ثروت ـ شعاع آن محبت باشد . یعنی همه را به خاطر خدا بخواهد و همه را برای خدا دوست داشته باشد و محبت آنان در قلب به گونه ای نباشد که میان انسان و محبوب حقیقی اش ـ حضرت حق ـ حائل شود .و وفای آن در مرحله ی عملی این است که مال و ثروت و وجود خود را برای حضرت حق هزینه کند و به تعبیر قرآن مجید خود را فروشنده و مال و وجود خویش را جنس و خدا را خریدار و بها و قیمت را بهشت بداند ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه . . . .یقینا خدا جان و اموال مؤمنین را در برابر این که بهشت برای آنان باشد از آنان می خرد .کسی که در این داد و ستد وارد نشود و از پرداخت مال و جانش به خدا دریغ ورزد ملتزم به شؤون ایمان نشده و قدم در حوزه
ماجرای نصیحت خواستن آیت الله بروجردی از زبان استاد انصاریان
محبت نمیتواند اهل دوزخ باشد. استاد اخلاق حوزه ادامه داد تمام حدود الهی معنای محبت میدهد و خدای متعال نمیپسندد کسی در قیامت دچار عذاب شده و به دوزخ برود و ذات انسان بهشتی بودن است و جهنم عارضی میباشد. وی اضافه کرد در هر بخشی از آیات الهی صدای محبت الهی را میشنویم و در روایات انسان را به آراسته بودن به اخلاق خدا … حوزه با اشاره به اینکه عذاب دوزخ نتیجه رفتار انسان است گفت باطن گناه آتش است و در روز قیامت دامن انسان را میگیرد. قرآن بیان میکند کسانی که اموال ایتام را با زد و بند از دست آنها میگیرند از همان لحظه تصرف اموال یتیم در شکم خود آتش را شعلهور میکنند و روز قیامت از همان شکم آتش بیرون میزند. در سایر گناهان هم این شرایط وجود دارد و چون پرده دنیا روی ما کشیده شده است کسی آن آتش را در دنیا نمیبیند. وی عبرت گرفتن از موجودات عالم را از دیگر وظایف انسان دانست و تصریح کرد دین اسلام به ما سفارش کرده است که چیزی را عادی تلقی نکنید و از همه چیز درس گرفته و در زندگی خود استفاده کنید و بعد از گذشت فرصت حسرت آن را نخورید. استاد انصاریان با اشاره به اینکه فهم به انسان ارزش میدهد گفت ائمه معصومین ع و آیات قرآن بالاترین ارزش را فهم و دانستن عنوان میکنند و انسان باید تا دم مرگ دنبال دانش و فهمیدن باشد و در زندگی خود از آن فهم و دانش استفاده کرده و به خدا برسد. علت جهنمی شدن جمع کثیری از مردم این است که آنها از فهمیدن حقایق فرار کرده و به شیاطین گوش سپردهاند. وی با اشاره به اوج تواضع در آیت الله بروجردی عنوان داشت آیت الله بروجرودی ره در اوج مرجعیت خود به آیت الله سیدجمالالدین گلپایگانی ره نامه نوشت و در آن نامه از ایشان خواست که سید حسین؛ من بروجردی را موعظه کن ایشان هم در پاسخ فرمود اندکی برای رفتن ما زیر خاک باقی مانده مواظب باشید مرجعیت و ریاست شما را درگیر دنیا نکند . خطیب توانای حوزههای علمیه پستترین جای جهنم را برای منافقین دانست و تاکید کرد قرآن پستترین جای جهنم را برای منافقین بیان میکند اما با این حال بیان میکند که اگر منافقی توبه کند جزو مسلمین است. مؤمن باید معدن محبت
محبتهای دنیوی نباید ما را از خداوند دور کند
محبت که یک امر طبیعی است. این استاد حوزه علمیه و مفسر قرآن کریم با اشاره به آیات قرآن کریم اظهار داشت پروردگار میفرماید احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله ؛ آیا پدران مادران فرزندان همسران برادران اقوام ثروت مسکن و تجارت پیش شما از خدا … حوزه و مفسر قرآن کریم طی سخنرانی در حسینیه حضرت اباالفضل ع به بیان نحوه رحمت بی نظیر خداوند نسبت به انسان پرداخت و اظهار داشت خداوند یک رحمتش یک رتبهاش را در دنیا تجلی داده است که پدران و مادران و فرزندان در همه موجودات زنده با همین یک رتبه و مایه رحمتالله با هم مهربان هستند. بهطور یقین این عشق و محبت برای ما نیست و یک مایه الهی است که بهاندازه ظرفیت ما در ظرف وجود ما ریخته شده است. وی ادامه داد در روایت که میگوید خداوند صد تا محبت دارد منظور صدتای عددی نیست بلکه منظور صدتای مرتبهای و درجهای است؛ مثل خود ما که محبتمان به همه در یک وزن نیست. ما پدر و مادر بچهها همسر پول ملک و مغازهمان را دوست داریم. خدا
تهران/ حسینیهٔ هدایت/ دههٔ سوم محرّم/ پاییز1396هـ.ش./ سخنرانی چهارم
محبت بعد با همدیگر صحبت میکنند و مرد را هم با عشوه و ناز و طنازی و هنرهایی که خانمها دارند و ما مردها خیلی نداریم چون خدا به ما نداده است. ما یکخرده زمخت هستیم و آنها خیلی لطیف هستند. محبت آن مرد را هم جلب میکند مرد میگوید به خدا من یک زن دارم یک بچه نمیدانم چرا اینقدر به تو علاقه پیدا کردهام زن هم میگوید من بدتر از تو من از شوهرم طلاق میگیرم تو هم زنت را طلاق بده. این اتفاق هم هر روز دارد میافتد. همین نگاه مگر نگاه چیست؟ چقدر پروردگار ارزیابی حکیمانهای کرده که به مردم مؤمن بگو چشم خودتان را از نامحرمان فرو بپوشید نمیگوید نگاه نکنید میگوید همیشه چشمتان پرده حیا داشته باشد و بهدنبال نامحرمان نرود چون تولید محبت میکند. محبت منفی محبتی که جهت آن منفی است؛ بعد هم این محبت کار دستتان میدهد؛ یا اسیدپاش میشوید یا خودکش میشوید یا در ورطه طلاق میافتید و همسر مظلوم بیچاره خودتان را رها میکنید و به سراغ آنکسی میروید که با دیدن عاشق او شدهاید. آنها هم وفادار نیستند و چهار روز با تو هستند سرد که شدند تو را رها میکنند و دنبال یکی دیگر میروند.پس محبت مقدمات دارد و اینجور نیست که من به مجهول محبت پیدا بکنم من به معروف محبت پیدا میکنم؛ حالا این معروف من یا معروف منفی است و نامحرم است پول حرام است یا معروف من معروف مثبت است. من این مسئله محبت را که اول روایت پیغمبر است اذا احب الله عبدا من پرونده این محبت را کاملا با کمک شما بررسی بکنم که اصل آن روشن بشود تا به آن نقطه الهیه برسیم که من چهکار باید بکنم تا محبوب خدا بشوم؟ یک راهکار این است که من به یک سلسله حقایق با شناخت آن حقایق محبت پیدا بکنم. وقتی خدا قلب من را مثلا پر از محبت اولیائش ببیند خب او هم به من محبت پیدا میکند؛ یعنی محبت من به اولیا محبت خدا را بهسوی من جذب میکند؛ اما محبت من اگر مقدماتش غلط باشد من را در حوزه … محبت قلب است و طبق آیات و روایات برخورد پروردگار عالم با بندگانش در رابطه با وضع قلب است. نظر خدا به قلب عبادش براساس این است که محبتی که در قلبشان ظهور میکند به چه سویی به چه عنصری و به چه شخصی جهت دارد؛ البته ایجاد محبت در قلب با مقدماتی صورت میگیرد که اگر آن مقدمات پیش نیاید محبت هم پیش نمیآید؛ چون کلید خود محبت این حال و این کیفیت به دست ما نیست و مقدمات آن دست ماست. حالا به امور محسوس مثل زده بشود مطلب بهتر روشن میشود.در قرآن مجید و روایات صریحا از نگاه به نامحرمان منع شده و خداوند بهگونه زیبایی هم مطرح میکند قل للمؤمنین معلوم میشود مؤمنین هم در مسئله نگاه در خطر هستند اینکه قل للمؤمنین میفرماید یعنی مؤمن مواظب باشد که ایمان او با چشمش بهخطر نیفتد؛ اگر مواظب نباشد به خطر میافتد و مواردش هم که افراد با چشم بهخطر افتادهاند زیاد است؛ از تفاسیر قرآن بگیرید تا تاریخهایی که نوشتهاند. قطعههایی واقعا اعجابانگیز را نقل کردهاند که کسی مواظب چشمش نبوده و مؤمن هم بوده اما بهخطر افتاده است. اینجور که من در تفاسیر و تواریخ دیدهام گاهی از این خطر هم نتوانستهاند توبه کنند و در کام خطر افتادند بیدین شدند و بیدین مردند.خب من تا ندیدهام که دلبستگی پیدا نمیکنم و انسان که عاشق یک حقیقت مجهول نمیشود. ما اصلا هیچکس را سراغ نداریم که به مجهولی محبت داشته باشد و محبت همیشه به معلوم است؛ یعنی یک شئی برای من شناخته شده است. معروف یعنی شناختهشده و غیر از مشهور است. ما حالا میگوییم فلان کتاب معروف است یا میگوییم مشهور است؛ معروف است یعنی این کتاب را شناختهاند و مشهور است یعنی اسم آن بین همه پخش است. خب یک چیزی که معروف انسان میشود یعنی برای آدم شناخته میشود مثلا عقیق. یک عدهای بعد از شناختن عقیق به عقیق دلبسته میشوند و بهدنبال انگشتر عقیق هستند. یکیدوتا پنجتا دهتا یکی دلباخته فلزی بهنام نقره میشود یکی دلباخته طلا میشود یکی دلباخته پرندگان زیبا میشود یکی دلباخته گلها میشود؛ این دلباختگی گاهی اینقدر هم شدید میشود که جمعکننده میشوند. یکوقتی یکی از سفرای ایران در خارج که از دوستان بود و او را دهه عاشورا هم اینجا میدیدم وقتی برگشت گفت من یک رفیق دارم خیلی دوست دارد که شما یک ناهار پیش او بیایید. گفتم مانعی ندارد رفتیم مثلا فکر کنید خانهاش بیرون از تهران بود اگر 1500متر بود نصف کامل این خانه را به خانه پرندگان تبدیل کرده بود پرندگانی که ما ندیده بودیم مثل یک مادر مهربان هم به اینها میرسید و کاری کرده بود که پرندهها مطیع او بودند و به حرف او گوش میدادند. خب پرنده را دیده و شناخته و محبوبش شده حالا همه را یکجا جمع کرده و زحمت میکشد پول درمیآورد بخشی را خرج آنها میکند و اهل خریدوفروش هم نبود.خب اگر این آدم هیچ پرندهای را نشناخته بود محبتی هم برای او ایجاد نمیشد. محبت به مجهول ایجاد نمیشود و جهت محبت همیشه بهطرف معروف است. شما ببینید مثلا ما بچهمان امسال سال اول مدرسهاش است در خانه که بود حرف هیچکس را نمیزد؛ اما حالا که کلاس اول رفته و با چهارتا روبهرو و آشنا شده به خانه میآید و میگوید که چه دوستهای خوبی پیدا کردهام و به آنها هم علاقهمند است؛ یعنی محبت زلفش به زلف معروف گره میخورد و عیبی ندارد. پروردگار عالم مانعی را برای جهت گرفتن محبت به معروفهای انسان درصورتیکه معروفهای مثبتی باشند نگذاشته است؛ اما یک سخنی پروردگار دارد که آیهاش را برایتان میخوانم. وقتی شما با طی مقدماتی حالا علمی طبیعی عقلی مقدمات فرق میکند یک چیزی را شناختید و معروف شما و بعد محبوب شما شد یک سفارش در زمینه محبوبهایی فرموده است که در حوزه
تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی چهارم
ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.ورود به حوزه محبت حضرت حق نیروی معنوی لازم دارد فراهم کردن نیروی معنوی یک طرف داستان است طرف دیگرش که به نظر رسول خدا … رسول الله چرا خدا را به حق من قسم میدهی؟ فرمود علی جان خدا بهتر از تو را ندارد خدایا به حق امیر المومنین این حرفهایی که در قرآن خودت زدی پیغمبرت زده ائمه زدند که کل آن سرمایه است مایه است انرژی است برای این که ما را در حوزه محبت … حوزه ادامه داشت مقام معنوی برایش بود همه اینها را که من عرض میکنم با کلمه هبوط پیوند دارد چون در آخر همین ده آیه است قلنا اهبطوا منها جمیعا به خصوص بخش بعدش که میگوید فاما یاتینکم منی هدی اینها همه نکته است.خود ابلیس هم که حالا به فرموده قرآن کریم جنس ملائکه نبود ولی در مقام خاص خودش قرار داشت تا پیش از خلقت آدم حرکتش به طرف قرب ادامه داشت به فرموده امیر المومنین با پشتوانه شش هزار سال عبادت. که حضرت میفرماید شما اصلا اطلاع ندارید که این شش هزار سال سال دنیایی بوده یعنی همین دنیایی که در آن هستید که یک سالش سیصد و شصت و پنج شبانه روز است یا نه برای سال جاهای دیگر بوده. نمیدانیم.اما این پشتوانه کمی نبود که این موجود در حالت صعود بوده یعنی حرکت معنوی رو به بالا در مقابل هبوط افتادن این افتادن هم کم چیزی نیست که پروردگار در سوره اعراف میفرماید قال اخرج منها مذؤما مدحورا الاعراف 18 خب در مرحله صعود این عتاب این حمله این پیشامد مذوم و مدحور خبری ازش نبود مزؤم یعنی برو تو دیگر موجود افتاده در گردانه سرزنش هستی یک تعریفی برایت نمانده اما مورد سرزنش من هستی و ان علیک لعنتی الی یوم الدین ص 78 در مورد سرزنش مردم و بندگان من هستی پس این ورد زبان مردم جهان است کاری به ما مسلمانها هم ندارد تا یک گیری میکنند میگویند لعنت بر شیطان. انگار میکنی که هر کسی گیرش را گردن این میاندازد.مدحور یعنی رانده شده نامحرم شدی و دست رد به سینهات خورد یک تهدید شدید دیگری هم شد که قسم به خودم دوزخ را از تو و همه پیروانت پر میکنم یعنی یک فریادرس که نداری هیچی آنهایی هم که دنبالت هستند سودی برایت ندارند عین خود جهنمیان این خطری که برایش پیش آمد در فضای صعود بود یک مانعی بهش زد همه را به هم ریخت صعود را ازش گرفتند تعریف را ازش گرفتند به جایش سرزنش گذاشتند نزدیک شدن را ازش گرفتند طردش کردند و بعد هم بهش گفتند پیروانت یکیشان به درد تو نمیخورد آنها هم مثل خودت هستند باید با تو بروند جهنم.این اتفاق برعکس اینی است که من چهار روز است دارم میگویم اینی که من عرض میکنم بنا به روایت رسول خدا این است که میگوید هر کسی بخواهد وارد حوزه محبت
استاد حسین انصاریان: نور ایمان، دل را وسیع و محبت را افزون میکند
خدا سامان داشتن زندگی دنیا و آخرت هر انسانی در گرو قلب سالم او است.ایشان فرمودند برخی از آیات قرآن کریم تصریح میکنند که آتش جهنم مشرف به قلب بوده و بهشت نیز جایگاه قلوب پاکیزه است؛ بنابراین باید توجه بیشتری بر این عضو داشته باشیم و از آن در برابر کفر شرک حسد کینه طمع حرص و بخل مراقبت کنیم.استاد انصاریان ابراز کردند چنانچه قلب انسان بیمار شود همه اعضا را بیمار کرده و اعمال و اخلاق را به فساد میکشد؛ از این رو چنانچه قلبی بیمار شده و درمان نشود آتش دوزخ بر صاحب آن قلب اشراف مییابد.ایشان با بیان اینکه انسانی که اخلاق و عمل صادقانهای دارد سرمایه دار سنگین الهی در دنیا و آخرت است خاطرنشان کردند قلب پاک و سالم قلبی آرام با مهر با محبت با رقت با ایمان و با صدق است که اعضا و جوارح را نیز هم وصف خود میکند.استاد حوزه … خدا و قیامت راه آسانی است که لازمه آن فکر و فهم قرآن و روایت را میطلبد؛ هر کسی به هر اندازهای که قرآن و روایات را بفهمد به همان مقدار قلب او نورانی و گسترده میشود.استاد انصاریان با بیان اینکه ایمان به پروردگار و معاد نور محبت به خدا و ائمه طاهرین ع و اولیای الهی را به ثمر میرساند ادامه دادند حضرت رسول اکرم ص دل کندن از مادیاتی که مانع از رسیدن به خدا است را از جلمه نشانههای ورود نور به قلب معرفی میکنند.ایشان تاکید کردند بر اساس فرمایش حضرت رسول اکرم ص از دیگر علامات ورود نور به دل این است که انسان هر لحظه مرگ را در مقابل خود دیده و هر لحظه به فکر اساسیه و ابزار زندگی برزخی خود باشند.ایشان با بیان اینکه پیامبر اکرم ص میفرمایند دنیا یار خوبی برای آباد کردن آخرت ما است عنوان کردند رد و اثبات علوم معنوی و سخنان حضرت رسول اکرم ص و ائمه معصومین ع ربطی به علوم مادی ندارد؛ ارزش مسلمانی ما پذیرش بی چون و چرای سخنان ائمه اطهار ع است.استاد اخلاق حوزه
دوست داشتن خدا، علامت و نشانه دارد
حوزه و مفسر قرآن کریم طی سخنرانی در حسینیه حضرت اباالفضل ع به بیان نحوه محبت خداوند نسبت به انسان پرداخت و اظهار داشت خداوند طبق آیات قرآن روایات و دعاها محبت ویژهای به انسان دارد و محبتش را در خلقت انسان روزیدادن به انسان و محافظت او از حوادث نشان داده نشان میدهد و نشان خواهد داد. این جریانی است که از زمان آدم ع جاری شده و تا روز قیامت هم جاری خواهد بود. همانطور نیز بر انسان هم واجب اخلاقی است هم واجب شرعی و هم واجب انسانی که متقابلا وجود مقدس حضرت حق و دستورات و فرمانهایش را دوست داشته باشد؛ همچنین سعی کند که این محبت و عشقورزی یکطرفه نباشد. وی ادامه داد اگر محبت یکطرفه باشد یعنی فقط از طرف خدا … محبت نکردی انسان جوابی ندارد و محکوم است. مسئولیت این محکومیتش هم با خود انسان است و نه با پروردگار آدم محکوم هم در قیامت عذاب دارد. خدا اصلا دوست ندارد که بندگانش را عذاب کند؛ چنانکه در قرآن میفرماید فان الله غنی عنکم و لا یرضی لعباده الکفر ؛ من رویگردانی شما را از خودم دینم و احکامم نمیپسندم؛ برای اینکه این رویگردانی شما را دچار عذاب میکند و من عذاب شما را نمیخواهم. هر کس در قیامت به عذاب محکوم شود یقینا این محکومیت و عذاب کار خودش و به گردن خودش است؛ مسئولیتش هم برعهده خودش است. استاد انصاریان افزود وقتی در قم طلبه بودم خیلی در فشار بودم و به من سخت میگذشت. فرض کنید که یک بچه تهران تکوتنها به شهری رفته هیچکس هم او را در قم نمیشناسد و میخواهد طلبه بشود. چهچیزی باعث شد که بمانم؟ اگر به این آیه توجه نداشتم تقریبا سختی زندگی مرا شکست داده بود. آیه این است ان مع العسر یسرا ؛ بندگان من پس هر سختی آسانی و رفاه است. فکر نکنید که اگر مشکلی برایتان پیش آمد این مشکل ماندنی است. بعد از مشکل آسانی است. این آیه مرا نگه داشت و تا حالا هم نگه داشته است. اصلا آدم با آیات میتواند زندگی کند و در اوج مشکل هم خوش زندگی کند. این استاد حوزه
خطرناکترین بتها
محبت خدا در قرآنآنکسی که محبوب خدا میشود با این راه محبوب میشود. در مدینه همهجا میگفتند ما خدا را دوست داریم. البته دروغ میگفتند. در زمان پیغمبر ص هم دروغ میگفتند. آیه نازل شد قل ان کنتم تحبون الله 3 به این ملت بگو ان اگر خدا را دوست دارید یعنی حقیقت ندارد دوست ندارید فاتبعونی به من پیغمبر اقتدا کنید. اگر در زن و بچهداری اقتصاد کاسبی حکومت و معاشرت به پیغمبر ص اقتدا کنید بعد از این اقتدا یحببکم الله شما محبوب خدا میشوید. حالا بدون این اقتدا روزی صدهزار بار بگو یا الله یا الله یا الله اما تا اتصال به فرمانهای خدا پیدا نشود و کسی در مقام دفع میکروبهای گناه برنیاید این الله گفتن هیچ کاری برایش صورت نمیدهد هیچ رشدی ایجاد نمیکند هیچ نوری از عالم غیب بر قلب نمیتابد و هیچ دری هم از رحمت و مغفرت باز نمیشود. قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی به من اقتدا کنید تا یحببکم الله محبوب خدا بشوید و ویغفر لکم ذنوبکم پروردگار هم از برکت این اقتدا گناهان گذشته شما را ببخشد. -عظمت جایگاه پیامبر ص این انسان چه انسان عظیمی است که خدا میگوید اگر ببینم کسی پیرو پیغمبر من است من عاشقش میشوم یعنی محبوب من میشود و بار گناهانش را میریزم و خالی میکنم و یک پرونده پاک دستش میدهم که مرگ سخت و برزخ تاریک و قیامت خرابی نداشته باشد. این یک راه برای محبوبشدن است. محبوب خدا شدن در نگاه امیرالمؤمنین ع اما راهی که امیرالمؤمنین ع میفرمایند توبوا الی الله عزوجل 4 از تمام اشتباهها و خطاهایتان برگردید و ادخلوا فی محبته تا وارد حوزه
English