اکرمصلی الله علیه وآله فرمود شیطان پیوسته از مؤمن هراسان میماند مادامی که بر اوقات نمازهای پنجگانه مواظبت کند پس اگر آنها را ضایع نماید شیطان بر او جرئت
31 مطلب یافت شد
حقیقت و ماهیت باطنی محرّمات
این تکرار جرم با جرئت است.-شیطان
نقش امام معصوم در سعادت انسان
-راه نداشتن شیطان به حریم قلب و فکر مخلصیناینها افرادی بودند که شیطان جرئت نداشت به حریم قلب و فکر آنها نزدیک شود؛ یعنی وقتی وجود امام در قلب … جرئت نزدیک شدن به حریم انسان کامل را ندارد. معنی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم همین است که خودم را من با فکر و قلب در پناه پروردگار دربیاورم. آنوقت در این حوزه سگ راه ندارد حیوانی مثل ابلیس و شیطان
تفسیر قرآن ـ جلسه هفتاد و پنجم
تجرا علیه و اوقعه فی العظائم شیطان به او جرئت پیدا میکند و راه افتادن در گناهان کبیره را به رویش باز میکند.
ضرورت وجود راهنما در مسیر توحید
اگر این شیاطین عالم و شیطان درون خودم یعنی نفس اماره ببیند که من این جاده را در کنار امیرالمؤمنین ع صدیقه کبری س امام مجتبی ع و ابیعبدالله ع طی میکنم و دستم در دست آنهاست اصلا جرئت
ضرورت وجود راهنما در مسیر توحید
اگر این شیاطین عالم و شیطان درون خودم یعنی نفس اماره ببیند که من این جاده را در کنار امیرالمؤمنین ع صدیقه کبری س امام مجتبی ع و ابیعبدالله ع طی میکنم و دستم در دست آنهاست اصلا جرئت
شکر حقیقی و کامل در قرآن
شیطان هم در گفتار ابیعبدالله ع یزید بود. و ترکوا طاعه الرحمن دینداری را رها کردهاند و از خدا اطاعت نمیکنند. نهایتا خریداران غیرخدا چه کسانی هستند؟ شیاطین و ابلیسیان هستند که قیمت ما را هم ندارند ما را میخرند و همهچیز ما را هم میگیرند. بعد به قول قرآن ما را تحویل جهنم میدهند و با کمال پررویی میگویند به ما ربطی ندارد شیاطین به ما میگویند وما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی 2 ما بر شما تسلطی نداشتیم و فقط شما را به انواع گناهان دعوت کردیم شما هم دعوت ما را قبول کردید؛ میخواستید قبول نکنید این پایان و این خریدوفروش ماست.جایگاه ما مافوق همه موجودات و مادون پروردگار است. ما چون مافوق همه موجودات هستیم طبق قرآن در سوره اسرا قیمت ما از کل موجودات بیشتر است. حالا خودمان را به چهچیزی بفروشیم؟ به گاو گوسفند دلار پاساژ یک نامحرم یک پست ضال و مضل بفروشیم؟ به هر کس که بخواهیم خودمان را بفروشیم از ما خیلی پایینتر و پستتر است؛ بعد هم دستش خالی است و چیزی ندارد. در این مملکت چقدر دختر و زن و مرد موجودیت خودشان را به رضاخان فروختند؛ درحالیکه بیشتر آنها رضاخان را ندیدند تا وقتی که رضاخان مرد و خود اینها هم مردند. رضاخان گفت چادرهایتان را دربیاورید و بیحجاب در پارکها خیابانها و بین مردها بروید؛ خیلی از زنها و دخترهای ایران هم خودشان را با او معامله کردند. حتی او را ندیدند که برای این بیحجابیشان از آنها تشکر کند و بگوید بیایید دستتان را ببوسم که به فرمان من توجه کردید. کسی را راه نمیدادند که او را ببیند. اینها خودشان را معامله کردند چهچیزی گیرشان آمد؟ هیچچیز گیرشان نیامد و مرد و زن هم عفت و عصمت و انسانیت خودشان را از دست دادند. کلهگندههایی هم که مطیعش شدند چون تاریخ رضاشاه تاریخ جنگ اول و دوم جهانی تاریخ ایران از سلسله مادها تا الآن را کامل خواندهام و با او همکاری کردند حتی او را به سلطنت رساندند آنها را کشت؛ چون خیال میکرد اینها که در دولتش وزیر و وکیل و استاندار شدهاند دروغ هم میگفت و اینجوری نبود علیه او کودتا بکنند. اصلا هیچکس جرئت
تجاوز جنسی پذیرفته شده در فرقه های ضاله
جرئت می توان اذعان نمود که بهترین راه مقابله با فرقه های مخرب ذهن استفاده از عناصر جداشده آنها به دلیل انگیزه جدی برای تقابل و عدم انحراف جامعه است.لذا پرداختن به موارد مطروحه ازجانب ایشان می توان برای افرادی که باورپذیری انحراف از سوی فرقه هایی که در دام آنها افتاده اندبیشتر است. فرقه ضاله عرفان کیهانی نیز خارج از این مسئله نیست و افراد زیادی هستند که با مواجه خسارت های فراوانی مالی و روحی از آن جداشده اند و انگیزی فراوانی برای افشای ماهیت اصلی آن دارند.متن زیر به بخشی از مصاحبه یکی از جداشده های تشکیلات محمدعلی طاهری دارد که مطالب خواندنی از را در خود گنجانده است.در یکی از جلسات یکباره یک خانمی که آرایش بسیار زیادی داشت در حالی که فریاد میزد انا ابلیس انا ابلیس به سمت آقای طاهری حمله کرد تقریبا 100تا150 نفر زن و مرد هم آنجا نشسته بودند این خانم حمله کرد به سوی آقای طاهری و ایشان این خانم را گرفت و مثلا که آقای طاهری قدیس است و شروع کرد به صحبت کردن با آن خانم البته میگفتند که طاهری با خود آن زن صحبت نمیکند بلکه طرف صحبتش ارواح و اجنهای است که در وجود آن خانم قرار دارند طاهری میگوید انسان کالبدهای متفاوتی دارد که شما فقط یکی از آنها را میبینید. یکی از این کالبدها کالبد ذهنی است که به تعبیر آنها آرشیو اطلاعات ابدی یا همان روح است. این همان سوالی است که از پیغمبر ص پرسیدند که روح چیست؟ و حالا امر خدا را آقای طاهری جواب میدهد و میگوید این روح روح نیست و ذهن است و پس از مرگ انسان از ذهنش خارج میشود. حالا آن ذهنهای متعالی به مرحله بعدی میروند و آن روحهای غیر متعالی دیگر برمیگردند. مثلا شخصی قمار باز است و روح او یک انسان قمار باز را پیدا میکند و وارد کله او می شود اصطلاحش این است که سوار بر کله آن کسی میشود که جذب میکند که آن هم شبکه منفی است.طاهری در خصوص خودش میگوید که من جذب ندارم کلی آدمهای خوب هستند که مگر آنها وارد بدن من شوند وگرنه آدم شرور وارد نمیشود و این ارواح یا اجنهای را که وارد بدن دیگران میشوند را به نام موجودات غیر ارگانیک معرفی میکرد. طاهری با این خانم صحبت کرد و گفت میخواهیم تو را نجات دهیم گویا با ارواح و اجنه صحبت میکرد پرسید تو کی هستی که میگویی انا شیطان
غفلت ودرمان آن
شیطان جان ما را شکار کند و به دام بیندازد آنگاه دست و پای ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جای آلوده باز ولی در انجام کارهای خیر بسته میشود.فضول و عقولیکی از موانع مهم تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله آن است که ما همواره به بیرون از خود مینگریم و از خود غافلیم و در حقیقت فضول هستیم نه عقول ; فرق فضول و عقول این است که انسان عقول ابتدا به درون و آنگاه به بیرون ولی انسان فضول همواره به بیرون از خود مینگرد و این مشکل ماست که شرحش در یکی از خطبههای مبسوط علی علیه السلام که هنگام قرائت آیه مبارکه یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ایراد فرمودند آمده است.آن حضرت میفرمایند ای انسان چه چیز تو را بر گناه جرئت
الطاف ویژهٔ پروردگار به مؤمنین و توابین
شیطان دشمن و چهرههای گوناگون چه آشکار و چه پنهان وجود دارد؛ یک معبود هم معبود درونی است که با خودش بوده است. کار معبود درون زینتدادن زشتیها -سروکار نفس اماره با زشتیهاقرآن مجید تعبیرات گوناگونی از معبود درونی دارد نفس ویژگی نفسی که در قرآن مطرح است اماره بالسو بهشدت به انسان فرمان میدهد که با زشتیها سروکار داشته باش. البته قرآن میگوید زشتیها را در نظر انسان زیبا جلوه میدهد و انسان با آن جلوه و زیبایی فریبکارانهاش تمایل شدیدی پیدا میکند که به زشتی عمل کند. -وسوسهگری نفس اماره برای ثروت مشروع و نامشروعوسوسه از درون انسان به ثروت شدید میشود و زین له سو عمله سوره فاطر آیه 8 این ثروت را در نظر آدم آرایش میدهد. رفتن بهسوی ثروت را در دل آرایش میدهد برای اینکه بهسوی انواع ثروتهای نامشروع حرکت کند. ثروت مشروع به نفس اماره کاری ندارد و مورد نیاز انسان است. البته وقتی ثروت مشروع هم بهدست میآید وسوسهگری نفس اماره او را رها نمیکند و میگوید برای خودت نگه دار و خرج نکن انفاق نکن و زکات نده خودت به آن احتیاج داری زن و بچه و وارث داری؛ چرا میخواهی این پولها را خارج از حوزه زندگی خودت هزینه کنی؟ این وسوسه هم در کنار ثروت مشروع هست؛ اما وسوسهاش نسبت به اصل مال خیلی قوی است؛ لذا خیلی راحت عدهای را در چاه ربا غصب دزدی و بردن حق مردم میاندازد. تا وقتی هم توبه نکرده هیچ دغدغهای ندارد و میگوید خوردم که خوردم؛ هر کاری دلت میخواهد بکن. در حقیقت انسان چنین جرئت
تردید بین دوراهی سعادت و شقاوت
شیطان میگوید نه. چشمچرانی کن اگر پسندیدی شماره و نامه بده و زنا کن از ما دو دعوت میشود. قرآن به آنهایی که دعوت شیطانها را جواب میدهند میگوید بل انتم قوم تجهلون 19 شما کسانی هستید که عقل را که بالاترین نعمت است لگدکوب کردید و ظلمت جهل را بستر زندگی خود قرار دادید.کسی که الآن صهیونیست است و دویست کانال ماهواره دارد وقتی به دنیا آمده که صهیونیست نبوده؛ آفریدۀ خدا بوده و خدا هم که بد نیافریده کل مولود یولد علی الفطره 20 یا در سوره روم میگوید فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم 21 هرکسی را عبد ساختم بعد خودش خراب شده بنده من دنبال این خرابشده نرو حرفش را گوش نده فرهنگش را قبول نکن تو که میخواهی قبول کنی حرف من را قبول کن؛ تو که داری جاده را میروی صراط مستقیم را برو. کسانی که شقی شدند بر عهدۀ خودشان است. بعضی خیال میکنند میتوانند در قیامت شقاوتشان را بر دوش پدر مادر عمه رفیق معلم استاد دانشگاه و دیگر شیاطین بیندازند؛ خدا هم دلش میسوزد و میگوید بله بندۀ من عیبی ندارد اگر گیر افتادی من همه آنها را به جهنم میبرم و تو را به بهشت کجای بهشت؟ اینها را کنار انبیا ائمه علیهمالسلام و اولیا مینشاند؟ کجا میبرد؟ این نکته مهمی است که در سوره هود میگوید شقی خودش شقی شده است. جایشان کجاست؟ فاما الذین شقوا ففی النار . 22 حجاب بین دنیا و آخرتهمین الآن که من آیه را میخوانم قرآن میگوید مردوزن شقی در آتش هستند. فقط بین اینها و آتش حجاب دنیا مانع است؛ نمیبینند که آتش است و حس نمیکنند که درد دارد و عذاب است. وقتی من پرده دنیا را کنار بزنم آنها میبینند که سراپای وجودشان در آتش هستند. همچنین خداوند در سورۀ توبه میگوید و ان جهنم لمحیطه بالکافرین ؛ 23 این جمله هم اسمیه است و میگوید همین الآن دوزخ بر کافرانی که در دنیا هستند احاطه دارد؛ یعنی اینها در محیط دوزخ هستند و دوزخ بر آنها محاط است. قطرههای خون در غذای ناصرالدینشاهبین تهران و حضرت عبدالعظیم ع قبر آدم عالم عارف درست و اهلحالی است که من هر وقت فرصت داشتم به آنجا میرفتم. این شخص در زمان ناصرالدینشاه تهران بیستهزار جمعیت نداشت به سلامت پاکی درستی و اینکه دعایش مستجاب است و نفس دم نگاه و نظر دارد معروف بود. خدا به او در حد خودش چیزهایی عنایت کرده بود. ناصرالدینشاه گفت این مرد الهی را برای ناهار به کاخ دعوت کنید. کسی هم نباشد؛ میخواهم با این مرد خدا خلوتی داشته باشم. دعوتش کردند گفت من با شاه کاری ندارم خانۀ شاه هم نمیآیم. اولیای خدا آدمهای آزادی هستند؛ اصلا شاه برایشان شاه نیست کاخ برایشان کاخ نیست پول برایشان پول نیست صندلی برایشان صندلی نیست؛ وقتی از مادر به دنیا آمدند به همۀ اینها فاتحه خواندند. ناصرالدینشاه هم آدم قدرقدرتی بود؛ البته برای ما ایرانیها. برای انگلیسها و روسها نوکر بدبخت بیاختیار بود؛ اما برای کشور ما گرگ فوقالعادهای بود و جرئت
دنیا مقدمهای برای آخرت
شیطان معیت پیدا کند؟ بدن انسان ملک و ظرف الهیبدن ساخت پروردگار است. یک ظرف است که خیلی هم باارزش است. شما حق داری با دستت بیهوده موی بدنت را طوری بکشی که یک ذره خون بیاید؟ نه حق نداری. شما حق داری به بدنت ضرر بزنی؟ نه حق نداری و حرام است. شما حق داری اگر دکتر متخصص گفت روزه برایت حرام است روزه بگیری؟ نه حق نداری. شما حق داری اگر دکتر متخصص گفت نماز ایستاده به زانو و مهرههای کمرت فشار میآورد نماز را ایستاده بخوانی؟ نه حق نداری. بدن پیش خدا ارزش دارد.حیف من غصه میخورم که بعضیها این بدن را در زنا مشروب قمار و مجالس گناه میبرند. خدا این بدن را برای این کارها نساخته؛ بدن ملک خداست و باید هزینۀ وجود مقدس او شود. ارزشهای وجودی انسانجسم انسان ظرف است. یک ارزشهایی هم در این ظرف هست؛ مثل عقل العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان ؛ مثل فطرت فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم سورۀ روم آیۀ 30 ؛ مثل قلب که قرآن میگوید قلب سلیم . امام ششم ع میفرمایند القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله . -پیامبر اسلام ص و جوان یهودییک پسر چهاردهپانزدهسالۀ یهودی در مدینه بود. یهودیهای مدینه زیاد بودند. همۀ آنها منتظر بعثت پیغمبر بودند. پیغمبر مبعوث شد؛ بعد از مدتی هجرت کرد و به مدینه آمد. آخوندهای مادیگر دنیاپرست پولپرست مال حرامخور به یهودیها گفتند این شخص آنکسی نیست که موسی عیسی تورات و انجیل به ما خبر دادهاند. اما این پسر دروغهای آخوندهای بیدینشان را باور نکرده بود. از پدر و مادرش هم میترسید و جرئت
و كان من دعائه علیه السلام فى ذكر التوبه و طلبها
شیطان معبود انسان شود لابد انسان بالنسبه به او این دو صفت را دارد همان که در مقام عصیان آن خبیث بیرون آید لابد آن دو صفت را بالنسبه به خدای خود تحصیل نماید. یعنی طلب فریادرسی نموده است به تو از بزرگ چیزی که واقع شده است به او در علم تو و قبیح چیزی که خوار و رسوا نموده است آن قبیح او را در حکم تو از گناهانی که در عقب رفت لذتهای او پس رفت آن لذت و ایستاد عقوبتهای آن گناهان پس ثابت و لازم باقی ماند آن عقوبات. ایضاح بدان که انسان بعد که بالعیان می داند کیف و لذت معصیه را که دوام و ثبات ندارد و عقوبت او مستمر است چگونه اقدام و جرئت
شیاطین، راهزنان راه انسانیت
شیطان هیچ دستوری به اینها نمیداد مگر اینکه با جان و دل قبول میکردند. همه مردم صبح تا غروب به سلامت بودند اما شب عذاب آمد و یک نفر را زنده نگذاشت. عیسی ع گفت تو در چه حالی هستی؟ گفت من در این مردم زندگی میکردم ولی هماخلاق و همرفتار اینها نبودم. الآن هم به تار مویی لب جهنم بسته هستم معلوم نیست کارم چه بشود؛ این مو پاره شود و بیفتم یا پروردگار مرا نجات بدهد. آن مرد اینها را گفت و بعد هم مرد. -خیر کثیر در نظر عیسیبنمریم ع عیسی ع به دوستان و یارانش گفت اگر آدم در زباله زندگی کند و کل غذایش نان خشک باشد و اینگونه نشود دارای خیر کثیر شده است. عشق به دنیایی که آدم را بخیل و حریص کند و از ثوابهای عظیم خدا جدا کند چیست گوشدادن به شیاطین جز ضرر و خسارت چیزی برای انسان ندارد. کلام آخر؛ لطف و رحمت الهی در ماه رمضانما نمیتوانیم شکرکنیم که اجازه دادهای در ماه رمضان زنده باشیم در مجالس ذکرت شرکت کنیم و به زبان بیادب و پرگناهمان اجازه دادهای که با تو حرف بزنیم. چه لطف و محبتی است برای چه کسی تعریف کنیم که تو با ما چقدر محبت داری؟ الهی لا تؤدبنی بعقوبتک ولا تمکر بی فی حیلتک. من این لی الخیر ولا یوجد الا من عندک. و من این لی النجاه یا ربی ولا تستطاع الا بک . لا الذی احسن استغنی عن عونک و رحمتک آنکه همه عمرش کار خوب کرده است از یاری و رحمت تو بینیاز نیست و باز هم نیازمند یاری و رحمت توست. و لا الذی اسآ واجترا علیک و لم یرضک خرج عن قدرتک آنکه همه عمر بد کرده و به تو جرئت
انتخاب احسن صدیقۀ کبری(س)
جرئت نداشت که چیزی به او بگوید. هر وقت از خزینه پول میخواست کیسهکیسه برمیداشت. صدتا نوکر و کلفت داشت و صبحانه ناهار و شام او هم از بهترین غذاهای مصر برایش فراهم میشد. خانهاش هم در کاخ بود و شوهر داشت. این خانم از دوازدهسیزده سالگی یوسف ع را به زنا دعوت کرد یوسف ع هم به او نگفت که چون شوهر داری من به تو دست دراز نمیکنم. دست دراز نکرد نه به این علت که شوهر دارد یا اینکه غریزه جنسی ندارد. بچه چهاردهپانزده ساله در اوج شکوفایی لذتهای جنسیاش است. چرا هفت سال به این زن جوان در خلوت کاخ جواب نداد؟ قرآن میگوید لولا ان رای برهان ربه سوره یوسف آیه 24 . این فیض ربوبیت که به جان قلب و فکر یوسف ع وصل بود اصلا دستودل او به گناه و جواب دادن به این زن نمیرفت. وقتی قیافه این زن را میدید بدش میآمد و حالش بههم میخورد. این کار فیض ربوبی است. البته مردهای جوان هم هستند که این کار را میکنند. اینجور نیست که یکطرفه باشد و فقط یک زن بیتقوا و بیدین جوانی را بهطرف خودش دعوت کند. مردان جوان هم گاهی زنها و دخترها را به گناه دعوت میکنند. اینجا هم این خانم جوان 26-27 ساله یک جوان 22-23 ساله را دعوت کرد که من خانه و پول دارم و هیچچیزی هم از تو نمیخواهم. من تو را در کوچه دیدهام و عاشقت شدهام مثلا بیا چندماهی با هم باشیم. آیه را ببینید؛ قرآن میفرماید ان الذین اتقوا سوره اعراف آیه 201 آنهایی که اهل تقوا هستند؛ اهل تقوا چه کسانی هستند؟ -اهل تقوا در قرآناهل تقوا کسانی هستند که خدا در قرآن میگوید فان الله یحب المتقین من عاشق آنهایی هستم که خودشان را در برابر خطرات دنیا و آخرت نگه میدارند. تقوا یعنی خودنگهداری؛ اهل خودنگهداری و به عربی اهل تقوا اذا مسهم طائف من الشیطان هرگاه گروهی شیطان
تبیینی بر مسئله حجاب
شیطان آن دو را فریفت و آن دو از درخت ممنوعه خوردند و عورت های آن ها آشکار شد آن ها با برگ های درختان عورت های خود را پوشانیدند. پس مسئله پوشش از اول آفرینش مطرح بوده؛ زیرا کتیبه ها سکه ها تندیس ها نقاشی ها فرش ها ظروف نقره ای و نقش های برجسته تاریخی حاکی از آن هستند که انسان ها از روزی که پا بر این کره خاکی نهاده اند پوشش را مراعات می کرده اند. از کتاب مقدس برمی آید که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن روبند بر صورت می انداختند. 4 و باز از قرآن استفاده می شود که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام حتی ملکه سبا که خورشیدپرست بود پوشش کامل داشت؛ زیرا از آیات مربوط به داستان ملکه سبا چنین به دست می آید که وقتی او وارد قصر حضرت سلیمان علیه السلام شد و خواست به نزدیک تخت او برود چون حضرت سلیمان علیه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگی آبگینه فرش نمایند بلقیس دامنش را بالا کشید تا هنگام رد شدن خیس نشود. در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام نیز حجاب رایج بود؛ نامزد اسحاق وقتی او را دید برقع بر صورت انداخت. 5 زنان ایرانی در دوره های گوناگون از مادها هخامنشیان اشکانیان و سامانیان دارای پوشش بودند.طبق قراین و شواهد موجود در ایران باستان و در میان یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده به مراتب سخت تر بوده است.ویل دورانت درباره قوم یهود می نویسد اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت؛ چنان که مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا میان مردم می رفت و با هر سنخی از مردم درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. 6 در زمان زرتشت زنان منزلتی عالی داشتند و با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم و جامعه رفت و آمد می کردند. اما پس از داریوش مقام زن بخصوص در طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی زمان حیض که برایشان واجب بود به تدریج امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعی آن ها را فراگرفت. زنان طبقه بالای اجتماع جرئت
تبیینی بر مسئله حجاب
شیطان آن دو را فریفت و آن دو از درخت ممنوعه خوردند و عورت های آن ها آشکار شد آن ها با برگ های درختان عورت های خود را پوشانیدند. پس مسئله پوشش از اول آفرینش مطرح بوده؛ زیرا کتیبه ها سکه ها تندیس ها نقاشی ها فرش ها ظروف نقره ای و نقش های برجسته تاریخی حاکی از آن هستند که انسان ها از روزی که پا بر این کره خاکی نهاده اند پوشش را مراعات می کرده اند. از کتاب مقدس برمی آید که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام زنان علاوه بر پوشش بدن روبند بر صورت می انداختند. 4 و باز از قرآن استفاده می شود که در عهد حضرت سلیمان علیه السلام حتی ملکه سبا که خورشیدپرست بود پوشش کامل داشت؛ زیرا از آیات مربوط به داستان ملکه سبا چنین به دست می آید که وقتی او وارد قصر حضرت سلیمان علیه السلام شد و خواست به نزدیک تخت او برود چون حضرت سلیمان علیه السلام دستور داده بود کاخ را از سنگی آبگینه فرش نمایند بلقیس دامنش را بالا کشید تا هنگام رد شدن خیس نشود. در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام نیز حجاب رایج بود؛ نامزد اسحاق وقتی او را دید برقع بر صورت انداخت. 5 زنان ایرانی در دوره های گوناگون از مادها هخامنشیان اشکانیان و سامانیان دارای پوشش بودند. طبق قراین و شواهد موجود در ایران باستان و در میان یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده به مراتب سخت تر بوده است. ویل دورانت درباره قوم یهود می نویسد اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت؛ چنان که مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا میان مردم می رفت و با هر سنخی از مردم درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. 6 در زمان زرتشت زنان منزلتی عالی داشتند و با کمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم و جامعه رفت و آمد می کردند. اما پس از داریوش مقام زن بخصوص در طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی زمان حیض که برایشان واجب بود به تدریج امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعی آن ها را فراگرفت. زنان طبقه بالای اجتماع جرئت
رهایی از عذاب الهی در سایهسار توبه
شیطان هستی با من ارتباط نداشته باش. در کتاب اصول کافی آمده است که رسول خدا ص میفرمایند مردمی که میآیند و عالم ربانی برای آنها از معالم دین میگوید تمام ماهیان دریا پرندگان هوا و فرشتگان برای آن مردم استغفار میکنند. خدایا شب جمعه است و اینجا هم منبر پیغمبر ص است. میدانی که من عالمان ربانی را میگویم تو میدانی که من بهاندازه بال مگسی به خودم نظر ندارم؛ چون خودم را عالم ربانی نمیدانم. من از خدا و شما شرمنده هستم راهم افتاد که به منبر رفتم؛ بیطرح و نقشه خودم. -نبود توبه عامل تحقق وعدۀ عذابهمه به در خانه این عالم ربانی نه آنکه این شکل لباس تنش است ریختند و گفتند اگر بمانیم همه خاکستر میشویم؛ تکلیف چیست؟ این آثار عذاب است عالم ربانی گفت کاری ندارد ما میتوانیم این ابرها را تکهتکه و در بالا پراکنده کنیم تا بروند این تاریکی نینوا روشن شود و آفتاب طلوع کند و شما به زندگیتان برگردید. همگی خیلی سریع با زن و بچه و گاو و گوسفند در بیابان بریزید شهرها بزرگ نبود و بیابان نزدیک بود . به زنها بگویید که بچهها را روی دامنشان نگه ندارند جدا روی زمین بخوابانند و شیر ندهند. شما هم جدای از زنها بخوابید و محرم و نامحرمی را رعایت کنید. اینجا دیگر جای نظربازی و شهوترانی نیست که زنها کنار دست شما بنشینند؛ باید ببینید خدا چه میخواهد. همچنین بچههای حیوانات را هم جدا کنید و به هر شکلی که میشود به پروردگار بنالید. اینها رفتند؛ مادرها بچهها را به پشت روی زمین و رو به آسمان خواباندند. بچهها گرسنه بودند و شیر میخواستند. هوا بد شده بود و بچهها ناله میزدند. بچهها زنها و مردها صورت روی خاک گذاشتند و گفتند خدایا اشتباه کردیم و دل پیغمبرت را سوزاندیم. گریه و اشک روی صورتشان بود ابرها تکهتکه و پراکنده شدند و زندگی به حال عادی برگشت. خداوند وعده و تهدید را به شرط نبود توبه عمل میکند؛ اما مردم توبه کردند و تهدید عملی نشد. -نیاز جامعۀ امروز به توبۀ اجتماعیمن فقط یک منبر و جلسه در دستم است و به شماها هم افتخار میکنم؛ اما اگر میشد در تمام شهرها حتی شهر تهران یک روز بدنه مهم جامعه را از مرد و زن و بچه به بیابان میبردند و میگفتند مثل قوم یونس بنالید به خودش قسم به امر پروردگار این میکروب از این مملکت میرفت. مردم هنوز اهل توبه جمعی نشدهاند؛ یا اهل توبه فردی هستند یا توبه خانوادگی. ما به توبه اجتماعی نیاز داریم؛ نه اینکه شخصی در نصفه شب ماه رمضان بهتنهایی در اتاق خودش زارزار گریه کند و خدا هم به او بگوید من تو را از مشکل حفظ میکنم ولی بقیه در حال جسارت و جرئت
دشمنان انسان، کانون شرّ و خسارت
شیطان بزرگ چندین میلیون دلار برای برپا کردنش خرج کرده بود و چندین میلیون دلار وسایل در آنجا برای کشتن مردم بیگناه و دخالت در کشور اسلامی قرار داده بود تخریب کردند به آتش کشیدند و خاکستر کردند. بعد هم اعلام کردند که اگر دوباره غلطی بکنی خیلی قویتر و پرقدرتتر از این کار با تو درگیر میشویم. ملاک سپاه هم این آیات بود -نابودکردن دشمن خائن فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم سوره توبه آیه 5 این بتپرستان خائن بت جدیدی را در زمان ما علم کردهاند که آن بت هم فلزی و چوبی و سنگی نیست بلکه دلار است. اگر در سرتاسر غرب از هر کدام بپرسید که معبود شما کیست میگویند لا اله الا الدلار . این شعار دینی غرب است قرآن میفرماید این بتپرستان خائن را بکشید که بزرگترین سردار و مؤمنترین شما را با یارانش کشتهاند. کجا بکشیم؟ آیا باید صبر کنید تا در مملکت و سرزمین خودتان بیایند؟ نه این ملاک بیرون زدن دشمن است؛ هر کجا آنها را پیدا کردید بکشید. عراق لبنان سوریه یمن یا و دیگر مناطق اسلامی فرقی نمیکند. این ملاک پروردگار است که میفرماید حیث وجدتموهم هر کجا آنها را یافتید بزنید و نابودشان کنید. این یک ملاک سپاه باعظمت مؤمن ازجانگذشته خدمتگزار شجاع و نترس این ممکلت است. -ورود به جنگ با دشمنخدا در قرآن میفرماید قاتلوهم یعذبهم الله بایدیکم و یخزهم سوره توبه آیه 14 آنها را بکشید و با آنها وارد جنگ بشوید تا خدا آنها را به دست شما به عذاب موشک اسلحه زخمخوردن و کشتهشدن دچار بکند. آیه خیلی عجیب است؛ علنی میگوید شما که این کار را کردید دست خدا هستید تا علاوهبر کشتن به دست شما خدا آبرویشان را ببرد و ذلیل و خوارشان کند. شما میبینید که در این چند روز چه ذلت و خواریای بارانوار روی دولت آمریکا ریخته میشود. اینقدر بیآبرو شدهاند که رئیس یکی از بخشهای هالیوود آلودهترین سینمای جهان ترامپ را در توییترش سکه یک پول کرده است در خود کشور آمریکا میگویند که او و پیروانش دیوانه روانی دمدمیمزاج پست خلافکار و خائن است. این حرف قرآن است که میفرماید هم خدا آنها را به دست شما بکشد و هم خوارشان کند و ینصرکم علیهم و پروردگار عالم شما را بر آنها پیروزی بدهد. شما ملت ایران به دست سپاه که طبق این آیه دست خداست چنان پیروز شدهاید که دشمن ساعتهاست گیج و متحیر است جرئت
جایگاه حضرت زینب سلام اللّه علیها در روایات
شیطان بحل کندقلب شکسته ام شده منزل گه خداسازنده دل آمده تعمیر دل کندآن ره رویی که دور شود از حریم منبا دست خویش کشتی دل را به گل کندشرمنده عالمی بود از لطف و مهر مناما مرا محبت زینب خجل کندامام سجاد علیه السلام فرمودند خدا حق عمه ام زینب را بر ما و شیعیان ما حلال بگرداند در زوایای کربلا وقایع عجیبی نهفته است؛ این که حضرت مجلس یزید را به هم ریخت و ساربان ها را منفعل می کرد و مجلس ابن زیاد را ماتم سرا کرد و... می گویند اهل بیت علیهم السلام به مدت یک هفته در سرزمین شام بودند. مردم شام بچه ها را نو نوار می کردند و شیرینی به دست آن ها می دادند. بعد ما در تاریخ می بینیم که حضرت زینب سلام الله علیها طوری عمل می کردند که بچه ها با دیدن کودکان شامی و شادی آن ها غم و غصه شان تازه نشود. در عین حال حضرت نماز شب و نماز اول وقتش ترک نمی شد. زینب شاگرد مکتب فاطمه زهرا سلام الله علیهاوقتی درست بنگریم می بینیم شخصیت حضرت زینب سلام الله علیها مثل حضرت زهرا سلام الله علیها است. در تاریخ آمده است حضرت زهرا سلام الله علیها در مدینه برای رهبر و امامش جان فشانی کرد و در دفاع از حق مولا آن خطابه ها را داشت؛ حضرت زینب نیز در کوفه و شام این گونه سخن می گفت؛ گو این که حضرت علی علیه السلام لب به سخن گشوده است.مصیبت های حضرت در حالی است که این ها مختار بودند اما به مشیت الهی راضی بودند.در خطبه ای که حضرت زینب سلام الله علیها در دروازه کوفه بیان کردند کار به جایی رسید که حضرت سجاد علیه السلام برای عمه شان احساس خطر کردند. ببینید یک وقت کسی را به جایی دعوت می کنند که همه چیز برای او آماده است اما یک وقت زینب در جایی سخن می گوید که کوفیان لباس نو پوشیده شهر را چراغانی کرده و آمده اند به هم تبریک بگویند نه این که سخنرانی یک زن کتک خورده را بشنوند. بعد حضرت با توجه به چنین فضا و شرایطی سخنرانی می کند که در همان جا چنان تحولی بر مردم کوفه عارض شد که حتی نزدیک بود بر ابن زیاد بشورند و حضرت سجاد علیه السلام در آن جا در حالی که بر جان عمه اش می ترسید فرمود عمتی زینب انت بحمدالله عالمه غیر معلمه و فهمه غیر مفهمه ؛برخی این را دلیل بر عصمت زینب کبری گرفته اند؛ یعنی همان علم لدنی. برخی معتقدند که علم لدنی را خدا به معصومین عطا می کند. در جاهای دیگری هم سخنانی گفته شده که دلیل بر همین معناست. زینب عقیله بنی هاشمحضرت زینب سلام الله علیها عقیله بنی هاشم است. عقیل از عقل می آید؛ یعنی علاوه بر جرئت
English