همه عالم از موجودات ندیدنی تا موجودات دیدنی استعداد دگرگونی داده است. … معارف قرآنی فرصت تغییر و دگرگون شدن را نعمت عظیم خداوند برای انسان دانست و گفت خداوند به همه عالم از موجودات ندیدنی تا موجودات دیدنی استعداد دگرگونی … خداوند به همه عالم استعداد دگرگونی داده استاستاد انصاریان فرصت تغییر و دگرگون شدن را نعمت عظیم خداوند برای انسان دانست و اظهار کرد خداوند به
42 مطلب یافت شد
دگرگونی قلب با زنگ بیدارباش ملکوتی
به همه عالم از موجودات ندیدنی تا موجودات دیدنی استعداد دگرگونی داده شده است. … استعداد دگرگونی در ذات موجوداتنمیدانم جادوگران زمان فرعون چند نفر بودند ولی جمعی بودند؛ چون قرآن مجید دارد که به فرعون پیشنهاد کردند مامورین
بخش هفدهم- انسانِ اسلام
استعداد و قابلیت یا شکوفایی در آن مطرح نیست؛ چرا که همه هستی او فعلیت است. اما اگر موجودی مانند موجودات جسمانی یا مجرد متعلق و وابسته به ماده مانند نفوس وابسته به بدن مادی محض بود در هستی هدفی جز اصل هستی دارد؛ یعنی هدفی که در آفرینش برایش منظور شده است علاوه بر اصل بودن رسیدن به کمالی است که در گذرگاه زندگی و در پایان سلوکش بدان دست می یابد. درباره این گونه آفریده ها می توان گفت خداوند آنها را در ظرف تغییر و دگرگونی … دگرگونی و تزاحم و تکامل تدریجی اند. و اگر خدای تعالی این گونه آفریده ها را نمی آفرید و از نعمت زندگی و کمالات لازم برخوردار نمی کرد فیاضیت مطلقه او تعطیل می شد و روشن است که تعطیلی فیض با جود و سخای او ناسازگار است؛ در حالی که او همواره می آفریند و فیض می دهد. یساله من فی السموات والارض کل یوم هو فی شان. الرحمن آیه 29. هر که در آسمانها و زمین است مدام از او حاجت می خواهد. هر روز وی درکاری است. موجودات مادی در اثر همین فیض یابی همواره استعداد … استعداد دریافت فیض بیشتری را دریافت کنند. جهانی که ما می شناسیم و با آ ن سر و کار داریم به تعبیر قرآن کریم آسمانها و زمین و آنچه را که در میانه شان است السموات و الارض و ما بینهما اگر چه دانش آدمی را از زیر و بالای آن آگاه نکرده و بشر نتوانسته است با نردبان دانشی که دارد بر بام هستی بر آید و از آغاز و انجام و کنه و نهانش آگاهی قطعی و یقینی به دست آورد جهانی مادی و جسمانی است که به تدریج آفریده شده و در ظرف زمان و مکان است و از ویژگی های آن تغیر و دگرگونی
اعتماد به نفس، عامل موفقیت
استعداد در سطح متوسطی قرار داشته اند ولی با داشتن روح اعتماد در زندگی جلو رفته و پیروزی های درخشانی کسب کرده اند و در مواقع بحرانی که ضرورت ایجاب کرده برای نجات و رهایی از خطرها به نیروهای اصیل باطنی خود پناهنده شده اند و بدین وسیله توانسته اند مصون بمانند. اصولا برای چنین افرادی بحران های پیچیده موجب دگرگونی
امام سجاد علیه السلام و حقوق همسایگان قسمت اول
دگرگونی در افکار و نگرشها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود. انسانها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی اعتبار و عزت و حیثیت تازهای به دست آوردند. آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد
امام سجاد علیه السلام و حقوق همسایگان - 1
دگرگونی در افکار و نگرش ها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود. انسان ها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی اعتبار و عزت و حیثیت تازه ای به دست آوردند. آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد
آيا قسمت و سرنوشت را ميتوان با همت تغيير داد؟
استعداد متاثر شدن از چندین علت را دارند.شهید مطهری ره در مورد مطلب فوق میگوید اعمال و افعال بشر از آن سلسله حوادث است که سرنوشت حتمی و تخلفناپذیر ندارد زیرا بستگی دارد به هزاران علل و اسباب و از آن جمله انواع ارادهها و انتخابها و اختیارها که از خود بشر ظهور میکند.2 - سعادت و شقاوت خوشبختی و بدبختی یک امر حتمی و اجتنابناپذیر نیست حتی اگر انسان کارهایی انجام داده باشد که در صف اشقیا قرار گیرد اما میتواند با تغییر موضع خود و روی آوردن به نیکیها مخصوصا خدمت به خلق خدا با قصد نزدیکی به خدا سرنوشت خود را دگرگون سازد.چنان که در دعای مخصوص شب سوم ماه مبارک رمضان میخوانیم و ان کنت من الاشقیا فامحنی من الاشقیا و اکتبنی من السعدا؛ خدایا اگر من از شقاوتمندانم یعنی کارهای من موجب شده که اسم من در فهرست بدبختها و شقاوتمندان قرار گیرد نامم را از آن ردیف حذف کن و در فهرست سعادتمندان و خوشبختها بنویس یعنی توفیق این کار را به من مرحمت کن. سپس در ذیل دعا علت درخواست دگرگونی
امام سجاد ( علیه السلام ) و حقوق همسايگان
دگرگونی در افکار و نگرشها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود . انسانها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی اعتبار و عزت و حیثیت تازهای به دست آوردند . آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد
امام سجاد ( علیه السلام ) و حقوق همسایگان
دگرگونی در افکار و نگرشها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود . انسانها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی اعتبار و عزت و حیثیت تازهای به دست آوردند . آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد
امام سجاد (ع) و حقوق همسایگان
دگرگونی در افکار و نگرش ها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود . انسان ها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی اعتبار و عزت و حیثیت تازه ای به دست آوردند . آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد
انتظار اصیل، چگونه انتظاری است؟
دگرگونی به زمینه سازی احتیاج دارد اساسا انتظار خشک و خالی به عبارت دیگر امید ذهنی بی آن که در جامعه تحقق یابد و آثارش آشکار شود هیچ گاه بهترین عمل نخواهد بود و این معانی حاکی از حضور در صحنه و فعالیت های علمی و کار و کوشش و زمینه سازی عینی است.معنای لغوی انتظار فرجانتظار در لغت به معنای درنگ در امور نگهبانی چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده است التحقیق فی کلمات القرآن حسن مصطفوی ج12 ص166 با مطالعه فرهنگ نامه در می یابیم که انتظار یک حالت روانی به همراه درنگ و تامل است؛ اما از این معنا دو نوع برداشت می توان کرد الف این حالت روانی و چشم به راهی انسان را به اعتزال و انزوا بکشاند و منتظر دست روی دست بگذارد وضعیت موجود را تحمل کند و به امید آینده ی مطلوب بدون هیچ گونه تلاشی فقط انتظار بکشد. ب این چشم به راهی وانتظار سبب حرکت پویایی وعمل و آمادگی وسیع تر گردد .منتظر مهدی آماده است و برای حکومت حضرت مهدی علیه السلام زمینه سازی می کند چنانچه در حدیث آمده است و یوطئون للمهدی سلطانبا مراجعه به متون روایی مشاهده می شود که معصومان علیهم السلام خیلی روشن و صریح با ارائه تصویری مناسب از انتظار روی برداشت نخست خط بطلان کشیده اند و برای اینکه هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نکند انتظار را عمل نامیده اند آن هم برترین اعمال افضل اعمال امتی انتظارالفرج من الله عزوجل کمال الدین ج2 باب55 ح1 یا آن را عبادت خوانده اند آن هم محبوب ترین عبادت سئل عن علی علیه السلام رجل ای الاعمال احب الله عزو جل ؟قال علی علیه السلام انتظار الفرج بحارالانوار ج52 ص122 .بررسی دیدگاه هابعضی انتظار را خاموشی و گوشه گیری و اعتزال و مذهب احتراز پنداشته اند حلاج علی میر فطروس و آن را مورد هجوم قرار داده اند در واقع حقیقت انتظار را درک نکرده اند مانند آنان که انتظار را مذهب اعتراض انتظار مذهب اعتراض دکتر علی شریعتی خیال کرده اند. در برابر این نگاه دو پرسش مطرح است . اول این که دامنه ی این اعتراض تا کجاست؟ تا رفاه تا عدالت تا عرفان تا آزادی تا شکوفایی و تکامل و یا . . . . دوم این که پی آمد این اعتراض چیست؟ چه باری بر دوش منتظر می گذارد و این نفی با چه اثباتی همراه می شود؟ در مورد پرسش اول باید بگوییم که آرمان های دینی از تکامل و شکوفایی استعداد
عظمت و بزرگوارى حضرت مريم عليها السلام
استعداد روحی که داشت آماده شد برای این که در بطنش فرزندی را بپروراند که این فرزند مبدا و منشا عدالت در جهان آن روز باشد.مریم علیها السلام با نفخ الهی حامله شد و بعد از این که حمل مقدس خود را در بیرون از منطق بیتالمقدس کنار درخت خشک خرما وضع حمل کرد خدا نیاز او را با سبز کردن و بیرون آوردن میو تازه از آن درخت برطرف کرد و هزی الیک بجذع النخله تساقط علیک رطبا جنیا ملت یهود که اطلاع کامل از درون بیت المقدس و همچنین از وضع انبیای بنیاسرائیلی داشتند با مریم علیها السلام که رو به رو شدند به مریم علیها السلام گفتند از تو که در دامن پدری سالم و مادری پاک رشد کردی و پدر و مادری پاکیزه داشتی توقع نبود که فرزند نامشروعی به دنیا بیاوری. مریم علیها السلام که از طرف پروردگار بزرگ عالم اجازه سخن گفتن با قوم یهود را نداشت. به اذن پروردگار و به اشاره حضرت رب الارباب به یهودیان ستمگر اشاره میکند که از فرزندی که در گهواره خوابیده است سؤال کنید فاشارت الیه یهودیان گفتند کیف نکلم من کان فی المهد صبیا ای مریم ما را دعوت میکنی که از یک مولود بازپرسی کنیم؟ مگر در جویبار خلقت اتفاق افتاده که یک طفل تازه متولد شده بتواند سخن بگوید؟ آنان با مریم علیها السلام همچنان در جدال بودند که فریاد عیسی علیه السلام از گهواره بلند شد انی عبد الله این که میگویید من کیستم من بند صد در صد پاک الله هستم.اتینی الکتب این که میپرسید من کیستم من انسانی هستم که پروردگار بزرگ عالم برای حیاتی سالم و صد در صد الهی به او کتاب قانون داده است.و جعلنی نبیا او مرا برای دگرگونی
عظمت و بزرگوارى حضرت مريم عليها السلام
استعداد روحی که داشت آماده شد برای این که در بطنش فرزندی را بپروراند که این فرزند مبدا و منشا عدالت در جهان آن روز باشد.مریم علیها السلام با نفخۀ الهی حامله شد و بعد از این که حمل مقدس خود را در بیرون از منطقۀ بیتالمقدس کنار درخت خشک خرما وضع حمل کرد خدا نیاز او را با سبز کردن و بیرون آوردن میوۀ تازه از آن درخت برطرف کرد و هزی الیک بجذع النخله تساقط علیک رطبا جنیا 2 ملت یهود که اطلاع کامل از درون بیت المقدس و همچنین از وضع انبیای بنیاسرائیلی داشتند با مریم علیها السلام که رو به رو شدند به مریم علیها السلام گفتند از تو که در دامن پدری سالم و مادری پاک رشد کردی و پدر و مادری پاکیزه داشتی توقع نبود که فرزند نامشروعی به دنیا بیاوری. 3 مریم علیها السلام که از طرف پروردگار بزرگ عالم اجازه سخن گفتن با قوم یهود را نداشت. به اذن پروردگار و به اشاره حضرت رب الارباب به یهودیان ستمگر اشاره میکند که از فرزندی که در گهواره خوابیده است سؤال کنید فاشارت الیه 4 یهودیان گفتند کیف نکلم من کان فی المهد صبیا 5 ای مریم ما را دعوت میکنی که از یک مولود بازپرسی کنیم؟ مگر در جویبار خلقت اتفاق افتاده که یک طفل تازه متولد شده بتواند سخن بگوید؟ آنان با مریم علیها السلام همچنان در جدال بودند که فریاد عیسی علیه السلام از گهواره بلند شد انی عبد الله 6 این که میگویید من کیستم من بندۀ صد در صد پاک الله هستم. اتینی الکتب 7 این که میپرسید من کیستم من انسانی هستم که پروردگار بزرگ عالم برای حیاتی سالم و صد در صد الهی به او کتاب قانون داده است. و جعلنی نبیا 8 او مرا برای دگرگونی
زن در منظر اندیشه ترقی 2
. * رویش و تعالی خود همه ما از استعدادهای عظیم و کشف نشده برای کمال و دگرگونی و یافتن معنایی ژرفتر و توفیق بیشتر در زندگی بهره مندیم. آدمی می تواند از مرز بهنجاری 2 فرا رود و به گنجینه استعداد
بازخوانی جریان های ادبی - اجتماعی سیره ی فرا زمانی رهبری امت
استعداد شگرفی نبود؛ خلق چنین خلقی در میان اعراب جاهلی معجزه بود و این معجزه قبل از بعثت در معرض نظاره ی انظار بود.در واقع خلق ثقلین معجزه بود؛ یکی ادبیاتی را فوق ادبیات بشری نمایان می ساخت و دیگری سلوکی را فوق سلوک بشری جلوه گر می ساخت و هر دو هدایت گر بشری بودند که باید ابتدا اندیشه اش دگرگون شود تا سپس بتواند رفتاری دگر را نمایان سازد.تضادهای سنت نبوی با سنت جاهلی شگفت انگیز بود؛ عرب جاهلی بی پروا سنت های برخاسته از عصیان های خویش را به جامعه تحمیل می کرد و او همه ی آن ها را ناستوده می نامید و خواهان دگرگونی
آسيب شناسى اخلاقى جامعه
دگرگونی اخلاقی و تصحیح رفتاری را از طریق آموزش و تربیت و پرورش دارد. هرچند که نفس انسانی طوری ساخته شده که گرایش به خوبی ها و بدی ها را به یک اندازه دارد شمس آیات7و9 و در شرایطی فرمان به بدی ها و زشتی می دهد و هواهای نفسانی بر انسان چیره می شود یوسف آیه53 ولی در مقابل انسان دارای نفسی پاک است و به طور فطری نسبت به نیکی ها گرایش دارد؛ زیرا آن را کمال می یابد قیامت آیه14 ؛ حتی اگر این گونه نباشد نفس انسانی از این قابلیت برخوردار است که نیکی و زشتی اعمال خویش را بشناسد و نسبت به آن داوری کند همان و بلکه از این استعداد
استاد شحات محمد انور
دگرگونی های زندگی به کودکی که هنوز نیاز داشت تا کسی دستش را بگیرد و سفره مهربانی برایش بگسترد و حصار عطوفت اطرافش بکشد به او رحم نکرد بلکه به جای اینها بی خوابی و شب بیداری را راه رسیدن دانست و به راستی چگونه چشمان او آرام بگیرد و بخوابد. در حالیکه باید به یک خانواده کامل خرجی بدهد بنابر این شروع به پاسخگویی دعوتهایی میکرد که از هر جا به سمت او روان شده بود این در حالی بود که پسری 15 ساله بود قرآن کریم را درهمه روستاهای شمال مصر با دستمزد کمی در آن موقع میخواند دستمزدی که از سه چهارم یک جنیه تجاوز نمیکرد.استاد شحات توانست در زمان بسیار اندکی از خود یک شخصیت قوی بسازد و در این امر آنچه خداوند در او از بلند نظری و عزت نفس و روشن بینی و هوش قوی و محافظت بر سر و وضعش و…به ودیعت گذارده بود او را کمک می کرد. ملحق شدن به رادیو اینچنین جوانی که مرتبا می درخشید و قرآن کریم از حنجره او مانند آب جاری در آب راه جریان داشت و شهرت او بر سن او بسیار سبقت گرفته بود شایسته بود تا رئیس مرکز شهر میت غمر در سبعینات دعوت نامه ای به او بفرستد که اورا به یکی از مناسبتهای دینیکه مرحوم دکتر کامل البوهی اولین رئیس رادیو در آن حضور داشت فرامیخواند و این در سال 1975 بود استاد شحات میگوید من دوست کارمندی در مجلس شهر میت غمر داشتم او به من گفت رئیس مرکز برای مراسم افتتاحیه یک محفل دینی تو را دعوت کرده است که مسؤولین بلند پایه و رئیس رادیو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلی در شهر میت غمر برگزار خواهد شد من قبول کردم و رفتم وقتی مرحوم دکتر البوهی صدای مرا شنیدگفت شما با این استعداد
خليفه
استعداد وجود دارد و قابلیت دارد به فعلیت برسد آگاه میکند.و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکه اسجدوا لآدم ... 3 و به طور قطع و یقین شما را به وجود آوردیم سپس صورت گری نمودیم آنگاه به فرشتگان گفتیم برآدم سجده کنید.آیه کریمه نشان میدهد آدم نه به عنوان شخص بلکه به عنوان الگوی نوع انسان و عصاره بشریت مسجود فرشتگان قرارگرفت زیرا خطاب دراین آیه متوجه نوع انسان است و از این که آدم به خاطرمقام خلافت مسجود فرشتگان شد برمی آید که مقام خلافت نیز اختصاص به آدم ندارد به همین لحاظ دشمنی شیطان نیز اختصاص به آدم ندارد و درعین حال که در سوره طه تعبیر شده است 4 ان هذا عدو لک و لزوجک 5 یقینا شیطان دشمن تو و همسر تو است.در سوره اعراف آمده است یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه 6 ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را با فریب کاریاش از بهشت بیرون کرد.در رابطه با این حقیقت که آدم و فرزندانش خلیفه خدا هستند از امیرالمؤمنین ع روایت بسیارمهم و مفصلی نقل شده که در بخشی از آن روایت چنین آمده است انی ارید ان اخلق خلقا بیدی اجعل ذریته انبیا مرسلین و عبادا صالحین و ائمه مهتدین اجعلعم خلفائی علی خلفی فی ارضی ... 7 ای فرشتگانم من قاطعانه تصمیم دارم با دست قدرتم موجودی را بیافرینم که نسلش را پیامبران مرسل و بندگان صالح و پیشوایان راه یافته قرار میدهم و آنان را در زمین جانشینان خودم در میان مخلوقم مقرر نمایم.در روایت دیگری آمده فکان آدم اول خلیفه الله 8 پس آدم اولین خلیفه خدا است.از ترکیب ادبی آیه و این که انی جاعل فی الارض خلیفه و این گونه روایات استوار و حکیمانه استفاده میشود که اولا این خلافت درحقیقت خلافت از خداست و مستخلف عنه این موجود وجود مقدس حضرت حق است و ثانیا این مقام اختصاص به آدم ندارد بلکه آدم از میان خلفا حق که نوع انسان است اولین خلیفه است.فضائل و کرامات ارزشها و استعدادها و به ویژه ظرفیت داشتن برای دریافت همه اسما است که انسان خلیفه خدا در زمین و شایسته ترین مخلوق برای منصب خلافت الهی شده است.کسی که آثار و برکات خلافتش تاکنون آشکار گشته عجایب صنعش در معدن و نبات و دریا و صحرا و هوا مشهود شده خلاقیت و ابتکار و اختراع و اکتشاف و تلاش او تا جائی پیش رفته که توانسته شکل زمین را تغییر دهد زمین سخت را نرم کند سرزمین بی آب و علف را سرسبز و خراب را آباد خشکی های آن را به دریا و خلیج مبدل نماید.از راه تلقیح و پیوند ازدواج جدیدی از نبات بیافریند در انواعی از حیوانات مطابق خواست خود تصرفاتی کند و آنها را مطابق میل خودش تربیت و تغذیه و تولید کند به گونهای که در خلقت و خلق و صنف آنها دگرگونی
عقل تعديل كننده غريزه
استعداد او را از کار می اندازد به احتمال زیاد در آینده از او فردی عاصی خطاکار فاسق فاجر ظالم و خائن به وجود آورد .روانشناسان معتقدند که فیلم های جنایی و جنسی در گسترش فحشا و افزایش حجم جنایات کاملا مؤثرند و بسیاری از مجرم ها در برابر هیات های داوری صریحا اعتراف می کنند که کارهای زشت و ناپسند آنان عکس العمل تماشای فیلم های سینمایی و سریال های بدآموز تلویزیونی است که درس جنایت و خیانت در آن ها تعلیم می دهند . عقل تعدیل کننده غریزهتردیدی در این حقیقت وجود ندارد که هر کدام از قوای نفسانی و غرائز انسانی برای خود هدف خاص و مشخصی دارد .اگر انسان با این غرائز مجهز نبود زندگی برایش امکان نداشت چنانچه انسان روزی فاقد غضب و شهوت و یا میل به ثروت و مقام و علاقه به همسر و فرزند . . . شود زندگی در نظرش پوچ گشته و گامی برای حیات برنمی دارد .و نیز شکی در این مطلب نیست که قوای عقلی و فکری تعدیل کننده این غرائز و تاحدی راهنمای انسان در بهره داری از این نیروهای درونی طبیعی است .غرائز انسان مانند موتور ماشین به او قدرت و نیرو و حرکت و جنبش می دهد در حالی که قوای عقلی و فکری انسان بسان ترمز ماشین از تحرک های بیجا جلوگیری نموده و حافظ سلامت جان و ضامن بقای اوست .عقل و خرد همانند چراغ های ماشین مسیر را برای انسان روشن می کند و راه و چاه را مشخص می سازد .در نظام روحی عقل مقامی بس ممتاز دارد و باید از عواملی که مایه دگرگونی
نیاز انسان به اخلاق
استعداد و تغییر در آن راه دارد.2.حسن خلق وقتی حاصل میشود که غضب و شهوت و حب دنیا و امثال اینها ریشهکن شود و ریشهکن کردن اینها محال است چون این امیال برای بهرهمندی از نعمتهای دنیا و بقای نسل است و انسان در دنیا نمیتواند از این امیال قطع نظر کند پس تغییر اخلاق ممکن نیست. این استدلال را چنین پاسخ میدهیم که انسان مکلف به ریشهکن ساختن غضب و شهوت نیست چون اگر شهوت نباشد نسل منقطع میشود و اگر غضب نباشد انسان ضرری را نمیتواند از خود دفع کند. آنچه از بشر خواسته شده است این است که این غرایز را در حد اعتدال نگه دارد و در محدوده عقل و شرع آنها را به کار بندد.17 در حقیقت رسالت اخلاق هم این است که از افراط و تفریط جلوگیری کند.3. دگرگونی
English