عظمت و بزرگوارى حضرت مريم عليها السلام
عيسى بن مريم عليه السلام پيامبر خدا بود، و از مادر متولّد شد، بدون اين كه مادر بزرگوارش ازدواج كرده باشد. كتاب خدا در آيات متعددى از مريم عليها السلام به پاكى، عظمت، بزرگوارى و شرف روحى ياد مىكند. قرآن كريم در ضمن ياد كردن از مريم عليها السلام به پاكى، به اين مطلب هم در سور مباركه آلعمران اشاره مىكند كه مريم عليها السلام اگر چه يك ميهمان خاكى و موجود انسانى در اين سيار تاريك بود، ولى او به قدرى كسب نور كرده بود كه حتى از پيغمبران الهى، مخصوصاً از وجود مقدس حضرت زكريا عليه السلام كه در امور مادى، مستقيماً زمين را به آسمان وصل كرده بود، اما هنوز به آن درجات بالا نرسيده بود هم برتر بود؛ مريم عليها السلام تا حدى در مسأله روحانيت روح فراتر رفته بود كه پروردگار در باره او مىفرمايد:
كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
هر زمان كه زكريا در محراب عبادت بر او وارد مىشد، و او را سر سفر نعمت حق مىديد، و از او سؤال مىكرد: اين سفره را چه كسى براى شما گسترده؟ مريم عليها السلام جواب داد: خدا. بدون اين كه دست انسانىِ حتى مادر مريم در كار باشد. همين مريم عليها السلام به خاطر استعداد روحى كه داشت، آماده شد براى اين كه در بطنش فرزندى را بپروراند كه اين فرزند مبدأ و منشأ عدالت در جهان آن روز باشد.
مريم عليها السلام با نفخ الهى حامله شد، و بعد از اين كه حمل مقدس خود را در بيرون از منطق بيتالمقدس، كنار درخت خشكِ خرما، وضع حمل كرد، خدا نياز او را با سبز كردن و بيرون آوردن ميو تازه از آن درخت برطرف كرد:
وَ هُزِّى إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
ملت يهود كه اطلاع كامل از درون بيت المقدس، و همچنين از وضع انبياى بنىاسرائيلى داشتند، با مريم عليها السلام كه رو به رو شدند، به مريم عليها السلام گفتند: از تو كه در دامن پدرى سالم و مادرى پاك رشد كردى و پدر و مادرى پاكيزه داشتى، توقّع نبود كه فرزند نامشروعى به دنيا بياورى. مريم عليها السلام كه از طرف پروردگار بزرگ عالم اجازه سخن گفتن با قوم يهود را نداشت. به اذن پروردگار و به اشاره حضرت رب الارباب، به يهوديان ستمگر اشاره مىكند كه از فرزندى كه در گهواره خوابيده است، سؤال كنيد: فَأَشارَتْ إِلَيْهِ
يهوديان گفتند:
كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِى الْمَهْدِ صَبِيًّا
اى مريم! ما را دعوت مىكنى كه از يك مولود بازپرسى كنيم؟ مگر در جويبار خلقت اتفاق افتاده كه يك طفل تازه متولّد شده بتواند سخن بگويد؟ آنان با مريم عليها السلام همچنان در جدال بودند كه فرياد عيسى عليه السلام از گهواره بلند شد:
إِنّى عَبْدُ اللَّهِ
اين كه مىگوييد من كيستم، من بند صد در صد پاك الله هستم.
ءَاتَينِىَ الْكِتَبَ
اين كه مىپرسيد: من كيستم، من انسانى هستم كه پروردگار بزرگ عالم براى حياتى سالم و صد در صد الهى به او كتاب قانون داده است.
وَ جَعَلَنِى نَبِيًّا
او مرا براى دگرگونى در تمام برنامههاى حيات انتخاب كرده است.
وَ جَعَلَنِى مُبَارَكًا
و وجود مرا براى عالم داراى بركت و منبع خير قرار داده.
وَ جَعَلَنِى مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَ أَوْصَنِى بِالصَّلَوهِ وَ الزَّكَوهِ مَا دُمْتُ حَيًّا* وَ بَرَّا بِوَ لِدَتِى وَ لَمْ يَجْعَلْنِى جَبَّارًا شَقِيًّا
و هر جا كه باشم بسيار بابركت و سودمندم ساخته، و مرا تا زندهام به نماز و زكات سفارش كرده است* و مرا نسبت به مادرم نيكوكار [و خوشرفتار] گردانيده و گردنكش و تيرهبختم قرار نداده است.
اين شناسنام من است.
English