انسان سرمایهدارترین موجود هستی-مسافران آتش و دوزخبهطور یقین انسان از نظر جهات وجودی سرمایهدارترین موجودات در این عالم هستی است. … اینها مسافران بهسوی آتش و دوزخ هستند. بالاخره ما نمیتوانیم به این هشت میلیارد جمعیت بگوییم که دیوانه بیعقل بیفکر و بیفطرت هستند.
61 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: توحید نخستین منبع اتصال به خیر و نور/ انسان از لحاظ وجودی سرمایه دارترین موجود در عالم هستی است
فطرت خود را در گردانه کارهایی قرار دادند که فقط به بدن لذت میداد و در شکم را هم به روی هر مادهای که دلشان خواست باز کردند و این افراد مسافران بهسوی آتش
زخمی شدن 9 شیعه در حمله طالبان و در مقابل دیدگان نیروهای امنیتی پاکستان
آتش حملات تروریستها شد عدم توقف خودروی حامل شیعیان و به سرعت ادامه دادن راه از سوی راننده این خودرو بود. با این حال در همین حمله نیز نه نفر که بیشترشان کودکان و زنان بودند زخمی شدند که حال یک نفر از راهنمایان گروه وخیم گزارش شده است. به گفته یکی از شاهدان وقتی که خودروهای مسافران
ياد مرگ و تنظيم كارها
هواپیما نبود که موتورش آتش بگیرد و با تمام مسافران از بالا بیافتد و همه خاکستر شوند.ما در دل ابزاری داریم زندگی میکنیم که در کمترین غفلت برای … مسافران با قاطر اسب شتر و الاغ جابجا میشدند. اینها با هم تصادف نمیکردند که سوار خود را بکشند.چراغ لامپ و برق در قدیم نبود که کسی را بگیرد و بکشد. بدن کسی را دستگاه کارخانه در خود نکشید که قطعه قطعه کند. قطار نبود که از ریل بیرون برود و آتش
ياد مرگ و تنظيم كارها
هواپیما نبود که موتورش آتش بگیرد و با تمام مسافران از بالا بیافتد و همه خاکستر شوند.ما در دل ابزاری داریم زندگی میکنیم که در کمترین غفلت برای … مسافران با قاطر اسب شتر و الاغ جابجا میشدند. اینها با هم تصادف نمیکردند که سوار خود را بکشند.چراغ لامپ و برق در قدیم نبود که کسی را بگیرد و بکشد. بدن کسی را دستگاه کارخانه در خود نکشید که قطعه قطعه کند. قطار نبود که از ریل بیرون برود و آتش
نجات از جهنّم و قرار گرفتن در بهشت عنبر سرشت
و مراد حضرت از این درخواست این است که؛ مسافران پرهیزگار آخرت را از ورود در آتش دائمی و مطلق سالم نگه دارد و جایگاه آسایش را برای آنها فراهم کند.مقیل
ظهور كوچكترين آلودگى در عالم برزخ
مسافران نمیتوانستند از مرز عراق عبور کنند و به زیارت بروند. البته این بار منع ورود مسافر و زایر شبیه زمان متوکل شدید بود؛ ولی آتش شوق این دو تمام موانع راه زیارت حضرت ابیعبدالله علیه السلام را برای آنها
ظهور كوچك ترين آلودگى در عالم برزخ
مسافران نمیتوانستند از مرز عراق عبور کنند و به زیارت بروند. البته این بار منع ورود مسافر و زایر شبیه زمان متوکل شدید بود؛ ولی آتش شوق این دو تمام موانع راه زیارت حضرت ابیعبدالله علیه السلام را برای آنها
حلال و حرام مالی - جلسه دهم - (متن کامل + عناوین )
هواپیما نبود که موتورش آتش بگیرد و با تمام مسافران از بالا بیافتد و همه خاکستر شوند.ما در دل ابزاری داریم زندگی میکنیم که در کمترین غفلت برای … مسافران با قاطر اسب شتر و الاغ جابجا میشدند. اینها با هم تصادف نمیکردند که سوار خود را بکشند.چراغ لامپ و برق در قدیم نبود که کسی را بگیرد و بکشد. بدن کسی را دستگاه کارخانه در خود نکشید که قطعه قطعه کند. قطار نبود که از ریل بیرون برود و آتش
به سلامت بيرون آمدن از آزمايشهاى سخت
و مراد حضرت از این درخواست این است که؛ مسافران پرهیزگار آخرت را از ورود در آتش دائمی و مطلق سالم نگه دارد و جایگاه آسایش را برای آنها فراهم کند.مقیل
معاد در نهج البلاغه
روشن شدن اعمال از هم جدا سازد .ضرورت یاد قیامت و عذاب الهیامیرمؤمنان علی علیه السلام در سخنانی راجع به شدت عذاب الهی و آتش دوزخ چنین می فرماید مردم شما چونان مسافران
شهادت فجیع شیعیان پاراچنار
وهابیون شدند و به شهادت رسیدند و کامیونشان نیز به آتش کشیده شد.شایان ذکر است که هشت نفر شهید مظلوم شیعه جزو 40 مسافری بودند که در تاریخ 25 مارس 2011 از شهرک "بگن" در جنوب شرق منطقه "کروم ایجنسی" ربوده شده بودند. در آن روز 3 نفر از مسافران
برترین درودها
همانگونه که مشعل آتش در برج ها راه را به مسافران می نمایاند.
حضرت علي اكبر(ع) و بذل مال در راه خدا
آتش را دید به آنجا بیاید و غذا بخورد بخوابد و اگر نیاز مالی داشت کمک دریافت کند. 1 خوشا به حال ایشان که به ثروت و مقام دل نبسته و همواره در حال معامله با پروردگار بودند.غلام همت آنم که زیر چرخ کبودز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است حافظ شیرازی ------------------------------------------------------------ 1 . علی بن الحسین الاکبر ع محمد علی عابدین 42؛ نهضه الحسین ع علامه سید هبه الدین بغدادی 90. در مدتی که حضرت علی اکبر ع در دنیا بود عمر شریف خود را صرف عبادت و اطعام مساکین و اکرام مسافران
شهادت 12 شيعه پاراچناری در افغانستان
آتش تروریستهای وهابی موسوم به طالبان قرار گرفتند که بر اثر آن 12 نفر شهید و 3 نفر دیگر مجروح شدند.بنا بر این گزارش 8 نفر از شهدا در محل حمله جان سپردند و 4 نفر دیگر به دلیل شدت جراحات در یکی از بیمارستان های پکتیا شهید شدند. ساجدحسین طوری نماینده پاراچنار در مجلس ملی پاکستان از ضمن محکوم کردن این حمله ناجوانمردانه از دولت این کشور خواست که نسبت به ایجاد امنیت در جاده ملی پاراچنار به پیشاور و بازگشایی این جاده برای رفت و آمد مسافران
ايمان و آثار آن - جلسه پنجم - (متن کامل + عناوین)
مسافران نمیتوانستند از مرز عراق عبور کنند و به زیارت بروند. البته این بار منع ورود مسافر و زایر شبیه زمان متوکل شدید بود؛ ولی آتش شوق این دو تمام موانع راه زیارت حضرت ابیعبدالله علیه السلام را برای آنها
ایمان و آثار آن - جلسه پنجم - (متن کامل + عناوین)
مسافران نمیتوانستند از مرز عراق عبور کنند و به زیارت بروند. البته این بار منع ورود مسافر و زایر شبیه زمان متوکل شدید بود؛ ولی آتش شوق این دو تمام موانع راه زیارت حضرت ابیعبدالله علیه السلام را برای آنها
حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
آتش فراق مینشاند در همان احراق باز لطف او دست عاشق را گرفته و در بهشت لقا و جنت شهود میکشاند ؛ زیرا عارف سالک وقتی خود را در منتهای بعد و دوری از معشوق حقیقی بیند که کمال قرب را یافته است لذا در هر قهر لطفی است و در هر جلال جمالی و با هر منع اعطایی خواهد بود و منع او و تخدیر و ردع وی به حقیقت و در باطن عطا و رافت و دعوت اوست .و مقصود آن سلطان حقیقت شاید این باشد که آن کس که مشتاق سرالسر عالم است و عاشق شهود حقیقه الحقایق وجود آنگاه به این مراد نایل تواند شد که سبحات جلال و انوار و اشراقات جمال الهی پرده از روی قلب وی برافکند تا عاشق حجب انیت خود را براندازد و پرده اغیار و خودبینی و خودنمایی که ساتر چشم حقیقتبین است برطرف سازد تا حقیقت خود آشکار گردد چهره شاهد مقصود را به دیده دل بیحجاب ظلمانی مشاهده کند اما بدون اشاره حسی و عقلی ؛ زیرا چون آن ذات بینشان بسیط یکتا فوق نامتناهی الوجود است و منزه از جسم و جسمانیات است پس اشاره حسی که خاص اجسام است نسبت به او محال و چون او را ماهیت نیست بلکه صرف هستی است لذا اشاره عقلی که خاص معانی و ماهیات کلیه است در او ممتنع است وچون تعین و تشخص او عین ذات مقدس اوست و بینونتش از خلق بینونت وصفی است نه عزلی پس هیچ تمییز و تعین وی را نیست و هیچگونه اشاره روحی و معنوی هم در مقام روح سر خفی و اخفی به آن ذات غیب الغیوبی نتوان کرد ؛ زیرا هرچه به اشاره حس یا عقل یا روح درآید متمیز و محدود باشد و در آن اشاره حس و عقل بر او احاطه کند در صورتی که الله به کل شی محیط است پس چون بر عارف سالک الی الله انوار و اشراقات الهی کشف شود و خدا را در درون از سراپردههای جلال و جمال حجب قهر و لطف به چشم قلب مشاهده کند این شهود عین وصال و عین فراق است و در عین معرفت عجز از معرفت است ؛ زیرا این مشاهده به طوری است که هیچ اشاره حسی و عقلی و روحی و غیره در عین شهود به او نتوان کرد و در حقیقت عارف آنجا ادراک شهودی کند که فانی در مدرک است و به کلی از خود فارغ و فانی شده و به حق وجود یابد تا به چشم یار ببیند یار را .در اینجا کمیل از آن دریای عرفان و موج فنا و بقا درخواست توضیح بیشتر کرد حضرت فرمود حقیقت محو الموهوم مع صحوالمعلوم است محو یعنی چیزی را نابود ساختن یا نشان چیزی را نابود کردن است موهوم در اصطلاح یعنی آنچه در ادراک قوه وهم درآید و اینجا شاید مراد مطلق ادراک قوای باطنه ازخیال و وهم و عقل باشد .و صحو به معنی هشیار گشتن و از مستی به هوش آمدن است و معلوم اینجا به معنی واقع و متحقق و یقین وثابت الهویه و حاصل الذات است و مقصود آن بزرگوار از این عبارت آن است که عارفان و عاشقان الهی که سالکان دیار حقیقتاند و مسافران
حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
آتش فراق مینشاند در همان احراق باز لطف او دست عاشق را گرفته و در بهشت لقا و جنت شهود میکشاند؛ زیرا عارف سالک وقتی خود را در منتهای بعد و دوری از معشوق حقیقی بیند که کمال قرب را یافته است لذا در هر قهر لطفی است و در هر جلال جمالی و با هر منع اعطایی خواهد بود و منع او و تخدیر و ردع وی به حقیقت و در باطن عطا و رافت و دعوت اوست.______________________________ 1 - خداوند شما را از خشم خود بر حذر میدارد. 2 - وصال تو چون جان من عزیز و لقای تو چون نور چشم دوست داشتنی است. 3 - بقره 2 186. 4 - زمین و آسمان گنجایش مرا ندارد ولی قلب بنده مؤمن من گنجایشم را دارد.و مقصود آن سلطان حقیقت شاید این باشد که آن کس که مشتاق سرالسر عالم است و عاشق شهود حقیقه الحقایق وجود آنگاه به این مراد نایل تواند شد که سبحات جلال و انوار و اشراقات جمال الهی پرده از روی قلب وی برافکند تا عاشق حجب انیت خود را براندازد و پرده اغیار و خودبینی و خودنمایی که ساتر چشم حقیقتبین است برطرف سازد تا حقیقت خود آشکار گردد چهره شاهد مقصود را به دیده دل بیحجاب ظلمانی مشاهده کند اما بدون اشاره حسی و عقلی؛ زیرا چون آن ذات بینشان بسیط یکتا فوق نامتناهی الوجود است و منزه از جسم و جسمانیات است پس اشاره حسی که خاص اجسام است نسبت به او محال و چون او را ماهیت نیست بلکه صرف هستی است لذا اشاره عقلی که خاص معانی و ماهیات کلیه است در او ممتنع است وچون تعین و تشخص او عین ذات مقدس اوست و بینونتش از خلق بینونت وصفی است نه عزلی پس هیچ تمییز و تعین وی را نیست و هیچگونه اشاره روحی و معنوی هم در مقام روح سر خفی و اخفی به آن ذات غیب الغیوبی نتوان کرد؛ زیرا هرچه به اشاره حس یا عقل یا روح درآید متمیز و محدود باشد و در آن اشاره حس و عقل بر او احاطه کند در صورتی که الله به کل شی محیط است پس چون بر عارف سالک الی الله انوار و اشراقات الهی کشف شود و خدا را در درون از سراپردههای جلال و جمال حجب قهر و لطف به چشم قلب مشاهده کند این شهود عین وصال و عین فراق است و در عین معرفت عجز از معرفت است؛ زیرا این مشاهده به طوری است که هیچ اشاره حسی و عقلی و روحی و غیره در عین شهود به او نتوان کرد و در حقیقت عارف آنجا ادراک شهودی کند که فانی در مدرک است و به کلی از خود فارغ و فانی شده و به حق وجود یابد تا به چشم یار ببیند یار را.در اینجا کمیل از آن دریای عرفان و موج فنا و بقا درخواست توضیح بیشتر کرد حضرت فرمود حقیقت محو الموهوم مع صحوالمعلوم است محو یعنی چیزی را نابود ساختن یا نشان چیزی را نابود کردن است موهوم در اصطلاح یعنی آنچه در ادراک قوه وهم درآید و اینجا شاید مراد مطلق ادراک قوای باطنه ازخیال و وهم و عقل باشد.و صحو به معنی هشیار گشتن و از مستی به هوش آمدن است و معلوم اینجا به معنی واقع و متحقق و یقین وثابت الهویه و حاصل الذات است و مقصود آن بزرگوار از این عبارت آن است که عارفان و عاشقان الهی که سالکان دیار حقیقتاند و مسافران
عرفان از زبان امام على عليه السلام
آتش فراق مینشاند در همان احراق باز لطف او دست عاشق را گرفته و در بهشت لقا و جنت شهود میکشاند؛ زیرا عارف سالک وقتی خود را در منتهای بعد و دوری از معشوق حقیقی بیند که کمال قرب را یافته است لذا در هر قهر لطفی است و در هر جلال جمالی و با هر منع اعطایی خواهد بود و منع او و تخدیر و ردع وی به حقیقت و در باطن عطا و رافت و دعوت اوست.و مقصود آن سلطان حقیقت شاید این باشد که آن کس که مشتاق سرالسر عالم است و عاشق شهود حقیقه الحقایق وجود آنگاه به این مراد نایل تواند شد که سبحات جلال و انوار و اشراقات جمال الهی پرده از روی قلب وی برافکند تا عاشق حجب انیت خود را براندازد و پرده اغیار و خودبینی و خودنمایی که ساتر چشم حقیقتبین است برطرف سازد تا حقیقت خود آشکار گردد چهره شاهد مقصود را به دیده دل بیحجاب ظلمانی مشاهده کند اما بدون اشاره حسی و عقلی؛ زیرا چون آن ذات بینشان بسیط یکتا فوق نامتناهی الوجود است و منزه از جسم و جسمانیات است پس اشاره حسی که خاص اجسام است نسبت به او محال و چون او را ماهیت نیست بلکه صرف هستی است لذا اشاره عقلی که خاص معانی و ماهیات کلیه است در او ممتنع است وچون تعین و تشخص او عین ذات مقدس اوست و بینونتش از خلق بینونت وصفی است نه عزلی پس هیچ تمییز و تعین وی را نیست و هیچگونه اشاره روحی و معنوی هم در مقام روح سر خفی و اخفی به آن ذات غیب الغیوبی نتوان کرد؛ زیرا هرچه به اشاره حس یا عقل یا روح درآید متمیز و محدود باشد و در آن اشاره حس و عقل بر او احاطه کند در صورتی که الله به کل شی محیط است پس چون بر عارف سالک الی الله انوار و اشراقات الهی کشف شود و خدا را در درون از سراپردههای جلال و جمال حجب قهر و لطف به چشم قلب مشاهده کند این شهود عین وصال و عین فراق است و در عین معرفت عجز از معرفت است؛ زیرا این مشاهده به طوری است که هیچ اشاره حسی و عقلی و روحی و غیره در عین شهود به او نتوان کرد و در حقیقت عارف آنجا ادراک شهودی کند که فانی در مدرک است و به کلی از خود فارغ و فانی شده و به حق وجود یابد تا به چشم یار ببیند یار را.در اینجا کمیل از آن دریای عرفان و موج فنا و بقا درخواست توضیح بیشتر کرد حضرت فرمود حقیقت محو الموهوم مع صحوالمعلوم است محو یعنی چیزی را نابود ساختن یا نشان چیزی را نابود کردن است موهوم در اصطلاح یعنی آنچه در ادراک قوه وهم درآید و اینجا شاید مراد مطلق ادراک قوای باطنه ازخیال و وهم و عقل باشد.و صحو به معنی هشیار گشتن و از مستی به هوش آمدن است و معلوم اینجا به معنی واقع و متحقق و یقین وثابت الهویه و حاصل الذات است و مقصود آن بزرگوار از این عبارت آن است که عارفان و عاشقان الهی که سالکان دیار حقیقتاند و مسافران
English