در آیات قرآن چه فرقی بین نبی و رسول است حمد پیامبر ص در کلام امام صادق ع بر آستان پیامبر ص مهربانی سخنی از امیرالمؤمنین ع درباره پیامبر ص از عناوین مقالات موجود در پایگاه عرفان
146 مطلب یافت شد
خداوند، مبدأ و منتهای امیرالمؤمنین(ع)
توحیدی-دیدن خدا با چشم دلهیچکس عرفان توحیدی امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع را درون خانه کعبه بهدنیا آورد. چطوری در خانه رفت؟ باز این را هم در همان کتابها باید دید؛ ایشان حامله بود به طواف آمد. این خانم خیلی هم مورد توجه پیغمبر ص بود و پیغمبر ص به او مادر میگفت. این هم نوشتهاند خود پیغمبر ص هم بعد از اینکه فاطمهبنتاسد را کفن و دفنش کردند تلقینش را خواندند؛ یعنی به یک طلبه یا روضهخوان نگفت تلقین این خانم را بخوان خودش تلقین خواند تا به اینجا رسید اذا سئلک عن امامک آنوقت امیرالمؤمنین 25-26 ساله بودند ؛ اگر دو فرشته الهی از تو پرسیدند من ربک جواب میدهی؛ من نبیک راحت جواب میدهی؛ ما کتابک جواب میدهی؛ ما قبلتک جواب میدهی؛ اما وقتی به سؤال امامت کیست میرسند بگو این آقایی که بالای سرم ایستاده و گریه میکند. این برای یک عالم قدیمی اهلسنت بود؛ اما یک عالم جدید و بزرگ اهلسنت که فکر میکنم کتابخانهای در کتاب عالم اهلسنتی نباشد و کتابخانه عمومی نباشد مگر اینکه این کتاب در آن هست؛ خودم هم این کتاب را در کتابخانههای اهلسنت آن چندتایی که رفتهام دیدهام. یک تفسیر قرآن مفصل که برای آلوسی اهل بغداد است. وی در همین قرن اخیر هم زندگی میکرده و از تفسیرش برمیآید بسیار متعصب سلفی است. سلفیها گروهی هستند که وهابیت از دل اینها بیرون آمده است. این عالم سلفی در تفسیر روح المعانی نوشته است بهدنیاآمدن علیبنابیطالب ع درون کعبه مسئلهای است که همه دنیا میدانند تو دیگر نمیخواهد بگویی که چه کسی در آنجا بهدنیا آمده است برای چه دروغ میگویی؟ امیرمؤمنان ع برگزیده و مورد رضایت پروردگارحالا بهدنیا آمده چطوری در کعبه رفته است؟ فاطمهبنتاسد حامله است در دور پنجم ششم دید که درد زاییدن شدیدی به سراغش آمد گفت خدایا اینجا پر از نامحرم است و این عربهای جاهلی و بتپرست طواف میکنند من این بچه را چطوری در اینجا بهدنیا بیاورم؟ حق من است که نامحرمی مرا ببیند؟ قابلتوجه زنان و دختران ایران حق من است که در یک مجمع عمومی و میان مردهای نامحرم بزایم و مرد نامحرم مرا ببیند؟ دیوار شکافته شد؛ ما آن زمانی که دستور دادیم کعبه را بنا کنند یک عنوانش هم زایشگاه بچه تو بود؛ داخل بیا دیوار به هم آمد. عدهای رفتند لباس برای بچه و دوا برای فاطمهبنتاسد آوردند کلیددار کعبه را خواستند و گفتند در را باز کن که ابوطالب و خانمهای بنیهاشم داخل بروند؛ اما کلید در قفل نچرخید کلیددار گفت این کلید درجا قفل را باز میکرد ولی باز نمیکند گفتند ولش کن. شب شد فردا شد پسفردا شد بعد از سه شبانهروز که مادر و بچه مهمان ویژه خدا بودند دوباره همان جای دیوار شکافته شد بچه در بغلش و لباس به تنش است فاطمهبنتاسد آرام است و درد ندارد؛ فقط یک غصه مادر را از پا درمیآورد که حیف با این عظمت و این زایشگاه و این مهماندار بچه کور است و پلک چشمش باز نمیشود. رسول خدا ص فرمودند فاطمه بچه را به من بده. وقتی علی ع را گرفت چشمش را باز کرد؛ یعنی من باید در کعبه بهدنیا بیایم و اولین چهرهای هم که در این دنیا باید ببینم چهره بالاترین بنده پروردگار است. او را بغل گرفت و فشرد بعد به فاطمهبنتاسد داد. ابوطالب کنار همسرش آمد و ایستاد سرش را بلند کرد و گفت خدایا معلوم میشود این بچه بچه خاص و مولود ویژهای است بهتر این است من و مادرش برای او اسم نگذاریم؛ ما بخواهیم او را صدا بکنیم به چه اسمی صدا کنیم؟ حالا پیغمبر ص ابوطالب و فاطمهبنتاسد ایستاده بودند که یک لوح سبز از ماده زبرجد جلوی پای ابوطالب افتاد. این را هم بیشتر علما نوشتهاند؛ لوح را برداشت نوشته بود خصصتما بالولد الزکی ابوطالب فاطمه من شما را به این بچه بندگان ویژهام قرار دادم. شما پدر و مادر را انتخاب کردم که علی را به شما بدهم. خصصتما بالولد الزکی الطاهر منتجب الرضی بچه شما در کمال پاکی انتخابشده من و مورد رضایت من است. هنوز که بچه به تکلیف نرسیده است خدا میگوید بچهات مورد رضایت من است و اسمه من شامخ علی اسم من علی است مقام من خدا شامخ است علی اشتق من العلی اسم این بچه مشتق از اسم خودم است پس اسمش را علی بگذارید. این برای ولادتش یعنی روزی است که بهدنیا قدم گذاشت؛ روزی هم که میخواست از دنیا بیرون برود از محراب بیرون رفت.میسر نگردد به کس این سعادت ××××××××××× به کعبه ولادت به مسجد شهادتاین معنی انا لله و انا الیه الراجعون است؛ من مبدا علی هستم و منتهای علی هم من هستم. ابعاد گوناگون ارزشی امیرمؤمنان ع حالا بزرگ شده است؛ چند قطعه از فضیلتش را بگویم که خیلی مهم است.الف عرفان … عرفان اینها در حدی است که همین یک حرف علی ع را به جان علی نمیفهمند اسم اینها عارف است عارف کجا بود دو کلمه از این کتاب و از آن کتاب جمع کردهاند و در مغزشان ریختهاند میگویند ما عارف هستیم. کدام عارف؟ -دیدن خدا پیش از هر چیزیحضرت میفرمایند ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و معه و بعده چیزی را در این عالم ندیدم مگر اینکه پیش از او خدا را دیدهام با او خدا را دیدهام و بعد از آن هم خدا را دیدهام؛ یعنی کل جهان پیش من صفر است و چیزی نیست هیچچیزی نیست هیچچیزی نیست و اینقدر مردم برای پول صندلی شکم و شهوت دنیا یقه پاره میکنند دین میبازند ظلم میکنند و به حقوق تجاوز میکنند حضرت به ابنعباس گفتند میدانی قیمت این حکومت و این دنیای شما پیش من چقدر است؟ به تو قیمت بدهم؟ از آب دماغ بز جذامی کمتر است حالا مردم یقه پاره کنند برای دنیایی که پیش دید الهی علی ع از آب دماغ بز جذامگرفته پستتر است. این دید حضرت به دنیایش است حالا چه برسد به ربا قمار مشروب حرامخوری و میلیاردها اختلاس عجب دیوانههای نفهمی در دنیا زندگی میکردند و عجب احمقهای ابله دیوانهای در روزگار ما زندگی میکنند از این میلیاردی که در روز روشن میدزدی این دویستهزار دوهزار دههزار میلیارد در آب دماغ بز جذامی چقدر از این آب دماغ کثیف است؟ -شناخت خداوند با ذات اواما یک جمله دیگر که این را نه فلاسفه نه دانشمندان نه مراجع تقلید و نه بزرگان حل کردهاند. حضرت میگویند خدایا من چگونه تو را شناختم؟ این بنای جهان را دیدم به خودم گفتم دلیل این است که بنا دارد؟ نه من اصلا سراغ دلیل برای شناخت تو نرفتم دریا دلیل بر این است که عالم خدا دارد جنگلها دلیل بر این است که عالم خدا دارد خلقت مغز دلیل بر این است که عالم خدا دارد؛ اما من اصلا برای شناخت تو به سراغ هیچ دلیلی نرفتم یا من دل علی ذاته بذاته و دلیل من برای شناخت تو خود تو هستی. این را اگر کسی فهمید من که اصلا نفهمیدم چه میگوید یعنی نمیتوانم بفهمم که خودت دلیل من بر وجود داشتن تو هستی. عجب عرفانی است ب عبادت بینظیر امیرالمؤمنین
اولین جلسه ستاد اجرایی همایش بینالمللی امام سجاد(ع)
سجاد ع " "نامه امام ع به محمد بن شهاب زهری" و "نامه های دیگر امام سجاد ع " اختصاص خواهد داشت .حجت الاسلام والمسلمین اختری با اشاره به اینکه کلیه خطوط عرفان و تصوف به امام سجاد ع و از طریق آن حضرت به امیرالمؤمنین
زدودن گناهان، از اثرات نماز
امیرالمؤمنین ع خطبهای دارند که از چشموچراغهای خطبههایشان است و در این خطبه 110 مسئله را بهعنوان ثمرات تقوا بیان میکنند. دقیقا 110تاست که این عدد عدد حروف اسم خود حضرت است. علی عین لام یا از نظر شمار ابجد 110تا در علم حروف و اعداد است. حتما در این حروف به قول متخصصین حکمتهایی در زبر بینات و اعدادش بخصوص در اسمای انبیا و ائمه طاهرین علیهمالسلام هست که ما نمیدانیم. پاسخ خداوند به درخواست زکریا ع در وقت نمازوقتی خدا میخواست به زکریا ع که از انبیا بود و هشتاد سال بیشتر داشت بچه بدهد؛ آدمی که هشتادسال دارد و بچهدار نشده است به پروردگار میگوید و اشتعل الراس شیبا سوره مریم آیه 4 موی سر و صورتم سفید شده و کانت امراتی عاقرا خانمم هم به سن نازایی رسیده است خانم 75ساله بچهدار نمیشود زکریا خودش دعا کرد فهب لی من لدنک ولیا × یرثنی و یرث من آل یعقوب سوره مریم آیات 5-6 خدایا اولادی به من بده که ارثبر من و خاندان یعقوب باشد. خدا چه موقع جوابش را داد؟ این خیلی نکته مهمی است سحر؟ شب جمعه؟ در موقعیت معین زمانی؟ نه قرآن میگوید که جوابش را در این وقت دادم و هو قائم یصلی فی المحراب سوره آلعمران آیه 39 از طریق نماز. -نماز قدرتی الهی و یاریکنندهای بینظیرنماز یاری فوقالعاده و کمککننده بسیار مهمی است. شما علنی در قرآن میبینید که خدا میفرماید و استعینوا بالصبر و الصلاه سوره بقره آیه 45 از نماز کمک بگیرید؛ معلوم میشود که نماز قدرت دارد و یکمشت الفاظ و حرکات مرده نیست بلکه قدرتی الهی است که وقتی آدم به این نیرو و قدرت اتصال و به قول امروزیها انرژی پیدا میکند برای او کار انجام میدهد. این حرف صریح خداست استعینوا کمک بگیرید -بشارت خداوند به زکریا در نماز وهو قائم یصلی فی المحراب سوره آلعمران آیه 39 در آن وقتی که در محراب نماز ایستاده بود صدای مرا از طریق نماز شنید که به یک بچه به او بشارت دادم. خودم هم در همان وقتی که به این پدر پیر بشارت بچه را دادم گفتم اسم او هم یحیی است و این اسم قبلا به روی کسی گذاشته نشده و اولینبار است. حتما در اسم یک سری هست و ما نمیدانیم که پروردگار عالم میگوید خودم اسم او را میگذارم. قبل از این بچهات هیچ انسانی تا زمان آدم به این نام نامیده نشده است؛ پس چیزی هست که ما نمیدانیم؛ خیلی چیزها را نمیدانیم یکی هم این است. نشانههای اهل تقوا در خطبه متقین-حقیقت معنایی کلمه علی کلمه علی سه حرف است عین لام یا آنهایی که اهلش هستند میگویند که عین با عبودیت عرفان
استاد انصاریان: ذکر حقیقی، بیان فضایل و مناقب امیر المومنین (ع) است
خداوند و اهمیت آن در هرجایی ذکر امیرالمؤمنین ع و بیان فضایل ایشان را نیز درشمار اذکار الهی دانسته و چنین اظهار داشتند از علی ع و اخلاق و ارزش های آن حضرت در مجالستان حرف بزنید تا هیچ کس نتواند جایگزین ایشان در قلبتان شود. همانا با سخن گفتن از کرامات و عرفان
استاد انصاریان: استشمام بوی بهشت از فاطمه(س)/ خداوند ورود بندگانش به جهنم را برای خود واجب کرده است!
سخنرانی خود در مسجد اعظم قم اظهار کرد از روایات اهلبیت ع و دعاهای آن اولیای خاص الهی میتوان فهمید که در روایات و در دعاهایشان دریاوار حقیقتی تحت عنوان عرفان موج می زند. در دعای کمیل میخوانیم یا غایه آمال العارفین معلوم میشود امیرالمؤمنین … ع به گروهی به عنوان عارفان نظر داشته است البته به این نکته باید توجه داشت که این عرفان نه از هند گرفته شده و نه از عالمان قبل از اسلام ایران و نه از دانشمندان یونان و نه از دانشمندان اسکندریه؛ بین عرفان اینان و عرفان فرفریوس ایرانی و فلوتین اسکندریهای و عرفان دانشمندان یونان و مسیحیان گذشته تفاوتی اصولی وجود دارد.عرفان عالمان قبل از اسلام ریشه در نبوت انبیای الهی و امامت امامان شیعه داردوی به تفاوتهای این عرفانها اشاره و خاطرنشان کرد عرفان عالمان قبل از اسلام ریشه در نبوت انبیای الهی و امامت امامان شیعه ع دارد این عرفان تصفیه قلب را از هر نوع شرکی به عهده دارد در حالی که در عرفانهای متداول رگههایی از شرک دیده میشود. در این عرفان به تصفیه نفس نظر هست که باطن را از همه آلودگیهای اخلاقی شستوشو بدهد و در این عرفان نظر به عمل هست که عمل فقط عمل صالح باشد؛ عملی که بر وفق فرهنگ ناب توحید صورت بگیرد خالص باشد و بتواند خودش را به منطقه قبولی پروردگار مهربان عالم برساند.وی ادامه داد در عرفان اهلبیت ع و نبوت عارف به سوی نورانیت کامل قلب به سوی سلامت نفس به سوی صالح بودن عمل حرکت میکند و نهایتا اگر حرکتش را ادامه دهد بهطور یقین تبدیل به انسان کامل میشود؛ انسانی که اقوالش عقایدش کردارش و خلقیاتش آلودگی ندارد.استاد انصاریان روایتی از امام باقر ع در کتاب امالی شیخ طوسی ره نقل کرد و گفت مخاطب این روایت یک چهره برجستهای است که شما باید برای شناخت او به قدیمیترین کتاب رجال مانند رجال کشی رجال بحرالعلوم و سایر کتب رجالی و کتاب شریف الغدیر مراجعه کنید و در این سه منبع باید ببینید مخاطب این روایت از چه ایمانی از چه درایتی از چه عقلی از چه روحیهای و از چه نفس مطمئنهای برخوردار بوده که امام باقر ع به آسانی حاضر شده چنین گنج عظیمی را در اختیار او بگذارد. مشتری عمل به این روایت تقریبا از زمان امام باقر ع تاکنون بوده و هر کسی هم خودش را وارد چهارچوب این روایت کرد و این روایت را باور کرد و به این روایت عمل کرد به مقامات انسانی رسید و لایق شد که درهای فیوضات الهیه به روی قلبش باز شود و در مسیر مناجات خدا با خودش قرار گیرد.استاد اخلاق حوزه علمیه به روایت امیرالمؤمنین
استاد انصاریان: اسلام همواره مؤمنان را توصیه به کسب دانش میکند / گاهی در سخنان کفار، حقایق و معارف سرشاری وجود دارد
ع تهران با اشاره به روایتی از حضرت رسول اکرم ص مبنی بر اینکه برخی از اشعار دارای حکمتند اظهار داشتند گاهی اشعار بیان ارزشهای وجودی انسانها مسائل عرفان حقیقی و یا حکمت و دانش بوده و گاهی نیز مملو از موعظه و نصیحتند.ایشان با اشاره به شعری عربی از که مملو از حکمت و خصائص امیرالمؤمنین
استاد انصاریان: بشارت خداوند به مؤمنین/ مؤمنین واقعی در سیل فسادها از مسیر خود منحرف نمیشوند
امیرالمؤمنین ع میفرمایند مؤمن در پنج نور میچرخد. یتقلب فی خمسه انوار؛ ورودش نور است خروجش نور است علمش نور است کارش نور است . اینها با تاریکی سر و کار ندارند. علمشان به پروردگار علم واقعی است این علم و عرفان … ع تهران اظهار کرد خداوند خریدار جان و مال مردم مؤمن است که در عوض این جان و مال جنت ویژهای را به آنها عنایت میکند. در آیه 111 سوره توبه میفرماید ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه کار این مؤمنین را بیان میکند؛ یقتلون و یقتلون با دشمنان خدا و دین و مردم وارد جنگ میشوند از دشمن میکشند عدهای از خودشان هم کشته میشوند. سپس میفرماید این وعدهای که به آنها دادم در مقابل جان و مالشان جنت است. وعدا علیه حقا وعده قابلتحقق. بعد هم احتمالا به ارواح شهدای راه خود خطاب میکند که جنت مژده باد به شما فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به چه معامله بزرگی با خدا کردید ذلک هو الفوز العظیم . جنتی که پروردگار عالم از آن جنت تعبیر به فوز عظیم میکند. مؤمن حقیقی شایسته فوز عظیم و وعده قابلتحقق پروردگار استاستاد انصاریان به 9 ویژگی مؤمن حقیقی اشاره و بیان کرد هر شخصی که این نه ویژگی را داشته باشد مؤمن حقیقی شایسته فوز عظیم و وعده قابلتحقق پروردگار است. التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین التوبه 112 خداوند به پیغمبر اکرم ص میگوید بر وجود مبارک تو واجب است به مؤمنینی که این اوصاف را دارند لقا رحمت مغفرت رضوان و قرب مرا بشارت دهی. مؤمنین واقعی در طوفان فساد و حادثه از مسیر خود منحرف نمیشونداستاد برجسته اخلاق حوزههای علمیه ادامه داد از نه ویژگی که در این آیات مطرح شده مشخص است که بر استمرار و بر ثبوت دلالت دارد؛ به عبارت دیگر اولا این 9 صفتشان تا لحظه آخر عمرشان استمرار دارد و در این صفات هم ثابتقدم هستند و نمیلغزند. زمانه حادثه فساد و تحولات هرچه میخواهد باشد. به فرموده امیرالمؤمنین علی ع کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف هر باد موج و طوفانی که میخواهد بوزد اما آنها از مسیر خود منحرف نمیشوند. عبد نسبت به حقایق و قیامت عارف و عالم هستنداستاد انصاریان گفت بعد از التائبون ویژگی دوم این مؤمنان العابدون بود. اهل دل -و به تعبیر حضرت امام رضوان الله تعالی علیه اهل قلوب- طایفهای لطیف با درک بالا هستند. اهل دل یا به تعبیر دیگر اصحاب قلوب درباره لغت "عبد" فرمودهاند عبد از سه حرف ترکیب شده عین با دال که هر کدام از این حروف اشاره به یک حقیقتی است. عین اشاره به این است که عبد نسبت به حقایق؛ یعنی توحید نبوت امامت احکام حلال حرام و قیامت عارف و عالم هستند. عین علم عالم. عرفان
نوشیدن شراب عشق و محبت الهی
امیرالمؤمنین ع چقدر زیبا میفرماید آن انسانی که ایمان دارد و همه اینها را کنترل میکند نه در نابودی امیال شهوات و غرایز بجا هزینه میشوند. دوبار در قرآن مجید میگوید والذین هم لفروجهم حافظون 3 اهل ایمان نگهدار شهوات جنسی هستند الا علی ازواجهم 4 در ازدواج مشروع باید هزینه کنند. اگر از زمان آدم تا الآن شهوات هزینه مشروع نمیشد یک پیغمبر اولیای خدا و این همه دانشمند و عالم بهوجود نمیآمد. اینها همه براساس ازدواج مرد و زن و شهوترانی مشروع آنهاست؛ نه به ما دستور دادهاند جلوی هزینهشدن شهوات را بگیر و نه دستور دادهاند نخور. تمام امیال و غرایزی که به ما دادهاند گفتهاند مشروع و کنترلشده خرج کن.اینجا یک مسئلۀ واقعا عجیب هم هست؛ کسی که امیال غرایز و شهواتش را مشروع هزینه میکند عبادت میکند و ثواب میبرد. نمیخواهم گسترده وارد این بحث شوم. زن و شوهری که ازدواج کردهاند یکی از نیتهایشان هم بچهدارشدن است حالا در انتظار هستند بچهدار شوند راه بچهدارشدن هم این است که غرایز هر دو ارضا و هزینه شود. ممکن است دوسه سال طول بکشد و بچهدار نشوند اما هربار که غسل میکنند ائمه ما میفرمایند هر قطره آبی که از غسلشان روی زمین میریزد خدا به آنها ثواب عنایت میکند. تعریف متقینکار دشمن این است که همه این کنترلها را بشکند و امیال غرایز و شهوات را از مسائل الهی آزاد کند. در طول تاریخ تحریکات هم عجیب بوده؛ هر روزگاری به یک شکل. الآن تحریکات خیلی بیشتر است؛ ماهوارهها سایتها و جدیدا تلفنهای همراه؛ کسی که در کوران عوامل تحریک شهوات قرار گرفته و خودش را حفظ میکند ایجاد روحیه تقوا میکند. تمرین تقوا که ادامه پیدا کند انسان جز گروه متقین میشود. این گروه ویژه که در تاریخ خودشان را به قله تقوا رساندهاند چه کسی اینها را به این قله رساند؟که جام عشق آنان کرد لبریزکه جز یار از همه کردند پرهیزاین جز یار چه کسانی هستند؟ فقط گروه دشمنان هستند؛ شیاطین رفقای بد و ابزاری که کار بد ارائه میدهند. به ما نگفتهاند از دوست پرهیز کن؛ چون دوستان واقعی نیروی تقویت برای تقوا هستند. که جز یار از همه کردند پرهیز معنیاش این نیست که گوشهای رفتند و در را بستند و هیچکس را راه ندادند و رابطه را با همه قطع کردند؛ این کار درستی نیست. از همه دشمنان پرهیز کردند؛ گاهی هم دشمن بهطور عجیبی برای انسان لذتساز است که میدانید چه میگویم و نیازی به توضیح و تفسیر ندارد. بسترسازی میکند اصلا انسان را جادو و از همهچیز از خدا گرفته تا یک ذره معنویت در وجود قطع میکند برای اینکه آلودگی را راحت قبول کند؛ آلودگیای که قاتی لذت شدید کرده و الا از جهت تقویت تقوا که پرهیز نمیکنند. سقایت در قرآن و لغتمصراع دوم در جلسه قبل کاملا توضیح داده شد؛ اما مصراع اول سه مطلب در آن است ساقی جام و لبریزشدن جام.اولا ساقی چه کسی است؟ جام چیست؟ از چه چیزی لبریزش کردهاند که وقتی ساقی آن ماده در اختیارش را در این جام ریخت پر هم ریخت چرا پر ریخت؟ لایق و شایسته بودهاند ظرفیت و اشتها داشتهاند که جامشان لبریز شد از هرچه غیر او بود پرهیز کردهاند و به هیچچیز غیر از او و شئون او راه ندادهاند؟که جام عشق آنان کرد لبریزکه جز یار از همه کردند پرهیزاولا این جام چیست و ساقی کیست؟ ساقی چهچیزی در این جام ریخته؟ بهدستآوردن جواب این سؤالات برایم خیلی طول کشید. حالا سؤال اول را جواب میدهیم که جام عشق آنان کرد لبریز چه کسی این کار را کرده؟کلمه ساقی دو جا آمده یکی در قرآن آیه بیستم سوره مبارکه دهر . درست است که آیه مربوط به قیامت است ولی تحقق قیامتی این آیه مربوط به دنیاست؛ چون در قیامت هیچچیزی بدون ارتباط با دنیا تحقق ندارد. در این آیه میگوید سقاهم ربهم شرابا طهورا ؛ 5 سقاهم یعنی ساقیگری و سیراب کرد. چه کسی؟ ربهم . رب را به ضمیر هم چسبانده؛ چون آنها پروردگار عالم را قبول کردهاند به او مؤمن هستند دل دادهاند و دل بستهاند فکر کردهاند یا با اهل فکر ارتباط برقرار کردهاند و ربشان را شناخته و به ربهم معرفت پیدا کردهاند. اینها خودشان را کنار فرهنگ قرآن نبوت و امامت هزینه کردهاند و دیدهاند عالم یک ساقی بیشتر ندارد بقیه انبیا ائمه و اولیا عوامل آن ساقی هستند سقاهم ربهم شرابا طهورا . 6 این شراب طهور قیامتی بدون دنیا بهوجود نمیآید. اینجا باید از دست ساقی شرابی در جام عشق آدم که قلب است ریخته شود. شکل دنیایی این شراب طهور همین آیات قرآن روایات اهلبیت محبت حق و انبیا و ائمه است؛ این مجموعه شراب طهور الهی است. ظرف الهی در وجودمرحوم سید حیدر آملی 7 صاحب کتاب جامعالاسرار و منبعالانوار این کتاب حدود هفتصد صفحه دارد و کتاب عجیبی است؛ اوج عرفان
به همت مؤسسه دارالعرفان: بیش از 300 مقاله با موضوع پیامبر اکرم(ص) در فضای مجازی منتشر شد
امیرالمؤمنین ع طلوع نور محمدی فضیلت و اعمال روز مباهله شهادت علمای اهلسنت بر صحت سند حدیث غدیر دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر رفتارهای پیامبر ص با خانواده معراج حضرت از دیدگاه قرآن رفتار پیامبر ص با یاران از هجرت نبوی بیاموزیم آیا واقعا پیامبر ص پیامبر رحمت بود؟ حضرت خدیجه س و پیامبر ص گوشهای از اوصاف پیامبر ص داشتن آرامش در سایه ایمان ضرورت پیروی از سیره پیامبر ص درسهایی از زندگی پیامبر ص الگوی جامع یک سخن از پیامبر ص از عناوین مقالات موجود در پایگاه عرفان
حقیقت و عظمت وجودی حضرت زهرا(س)
امیرالمؤمنین ع کیست. این بالاترین مبلغ گدایی است. یا رب عرفان زهرا س باطن آدم را عجیب تحت فشار قرار میدهد. … امیرالمؤمنین و ائمۀ طاهرین صلواتاللهعلیهم صددرصد روشن و معلوم است؛ چون در بعضی از روایات از حضرت به لیلهالقدر مثل زده شده.شب معمولا تاریک است. شب قدر یک شب است وما ادراک ما لیله القدر 1 یعنی کیفیت و حقیقت لیلهالقدر مجهول است و همانطور که حقیقت و کیفیت لیلهالقدر مجهول است حیات صدیقۀ کبری س هم امر مجهول است. این مجهول برای پیغمبر ص و ائمۀ طاهرین علیهمالسلام معلوم است ولی برای ما مجهول و برای اولیای خاص الهی اندکی از این حقیقت روشن شده. آنها هم اگر در این زمان باشند مثل زمانهای دیگر حاضر نیستند خودشان را معرفی کنند؛ چون در عامۀ مردم این ظرفیت را نمیبینند که حقایق نزدشان را بیان بکنند. در واقع ظرفی را میخواهد که نور آن بیان در این ظرف جا بگیرد. حقایق زندگانی فاطمۀ زهرا س این سه حقیقتی که سیر زندگی او را از ابتدا تا لحظۀ پرواز عرشی و ملکوتی او بهسوی پروردگار مهربان عالم تشکیل داد عرفان عبودیت و عبادت است.عرفان چیزی نیست که بین مردم شهرت عمومی دارد و بعضیها هم خود را منتسب به عرفان میکنند یا مریدانشان آنها را منتسب میکنند. اگر آدم خیلی خوب و بالا باشند که خودشان را منتسب نمیکنند و اگر دیگران منتسب کنند جلویشان را میگیرند. این عرفان در وجود مقدس اوست در دیگران که مدعیاند نمیدانم از زمان آدم ع … عرفان دارد به این عنوان خودش را معرفی نمیکند. اگر اهل دلی پیدا شود میتواند از زبان دل او اندکی از حقایق قلبیه او را بگیرد. علت بیاننشدن حقایق زندگی معصومینبرنامه به وجود مقدس او که میرسد خیلی مجهولدرمجهول میشود. حقیقتش هم این است که پیغمبر اکرم و ائمۀ طاهرین صلواتاللهعلیهم بهخاطر اعتقادات مردم از ترس اینکه کمظرفیتها به انحراف کشیده شوند جرئت بیان شخصیت حضرت را نداشتند؛ مثلا پیغمبر ص دربارۀ امیرالمؤمنین ع
معرفت علی (ع) و ولایت الهی
امیرالمؤمنین ع پر نمی کشند و هر پرنده در برابر فرمان لایرقی الی الطیر 6 مقصوص الجناح و پرشکسته خواهد بود . اما بنابراین که امیرالمؤمنین ع همتای قرآن کریم باشد تفسیر حقیقت علوی گاهی همانند تفسیر قرآن مجید سلسله ای و ترتیبی و زمانی موضوعی است .در روش تفسیر سنت و سیرت حقیقی آن حضرت ع گذشته از سه منهج حس و عقل و قلب تجربه و تعقل و عرفان … امیرالمؤمنین ع بوده و او را از نزدیک می دیدند و یا بعد از شهادت آن حضرت در سنت و سیرت او مطالعه کرده و می کنند لیکن از طهارت روح طرفی نبسته بودند مقام منیع آن حضرت را نیافتند و به او معرفت پیدا نکردند; زیرا آن ها اهل نظر و نگاه بوده اند ولی هیچ کدامشان اهل بصر و دیدن نبوده اند . خداوند درباره چنین افرادی نسبت به رسول اکرم ص فرموده است و ان تدعوهم الی الهدی لایسمعوا و تراهم ینظرون الیک و هم لایبصرون; و اگر آن ها را به راه هدایت بخوانید نخواهند شنید تو می بینی که آن ها در تو می نگرند ولی آن ها نمی بینند آن ها از بصیرت بی بهره اند . 5 کیفیت معرفت و معرفی حضرت علی ع شناخت انسان کامل مانند علی بن ابیطالب و تفسیر نحوه هستی آن عنصر تام ولوی طبق آن چه که در عناوین گذشته بیان شد در خور تجزیه و تحلیل است اما بنابراین که امیرالمؤمنین ع همتای جهان آفرینش باشد معرفت آن حضرت ع نظیر شناخت جهان عینی دارای مراتب متنوع است زیرا مبنای معرفت برخی حس و تجربه احساسی است و مدار شناخت بعضی تعقل و برهان عقلی است و پایه ادراک گروه دیگر شهود و عرفان … امیرالمؤمنین ع پیرامون وحی و نبوت این است که رسول اکرم ص به من فرمود انک تسمع ما اسمع و تری ما اری الا انک لست بنبی ولکنک لوزیر و انک لعلی خیر; تمام آنچه را من می شنوم تو می شنوی و تمام آنچه را من می بینم تو می بینی تنها تمایز من و تو این است که من پیامبرم و تو نیستی و تو وزیری و بر مسیر خیر و طریق سعادت قرار داری . 21 بنابراین ایمان حضرت علی ع به نبوت و رسالت رسول اکرم ص از سنخ ایمان به شهادت است نه از صنف ایمان به غیب; زیرا رموز وحی و اسرار رسالت بی پرده برای آن حضرت مشهور و برای وی مشهود بود نه در پرده تا برای او مستور و از او مهجور و غایب باشد .تاکنون معلوم شد که اصول سه گانه دین یعنی توحید و معاد و نبوت برای حضرت علی ع مشهود بود نه غایب و ایمان آن حضرت به اصول مزبور از سنخ ایمان به شهادت بود نه باور به غیب .د - عدل الهی که بر اساس حسن و قبح عقلی از اوصاف فعلی پروردگار و مورد پذیرش و پرورش مذهب امامیه است نه تنها در کلام علوی ع متبلور است بلکه در تمام هستی حضرت علی ع متجلی است و آن حضرت آیت کبرای عدل خداست; به طوری که می توان امیرالمؤمنین ع را عدل متمثل دانست و بارزترین صبغه عدل علوی برائت وی از هوی و نزاهت او از هوس است که اولین عنصر محوری عدالت محسوب می شود چنانکه آن حضرت ع فرمود قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه; پرهیزکار عدل را بر خود لازم کرد پس اولین مرحله عدالت فرد متقی دور کردن هوی از محدوده هستی خویش است 22 و چون آن حضرت قدوه متقیان است عدل را به عنوان فصل مقوم هویت خویش قرار داد به طوری که عدالت برای آن حضرت ع از حد ملکه نفسانی بودن گذشت و به مرحله برین فصل مقوم شدن رسید چنان که مقصود از عدل علوی همان رتبه والای عصمت است نه عدل مصطلح همان طوری که منظور از عدل الهی همان مرحله قاصیه عصمت است نه عدل اصطلاحی .با این تحلیل معلوم می شود که ایمان امیرالمؤمنین ع به عدل خدا از سنخ ایمان به شهادت است نه از قبیل باور به غیب; زیرا عدل الهی مشهود علی ع است نه مستور و غایب .ه - امامت که اصل پنجم به شمار می آید و گذشته از رهبری ملکوتی و هدایت باطنی نفوس و اخلاق و اعمال بشر زعامت ملکی و سیاست جامعه انسانی را در تمام ابعاد زندگی به عهده دارد با وجود علی ع تحقق یافت و در سنت و سیرت و سریرت آن حضرت ع متجلی شد .امیرالمؤمنین ع نه تنها حقیقت امامت را با علم شهودی شناخت بلکه به آن نایل آمد و در وجود عینی غیر از شهود علمی متن امامت را یافت لذا با نبوت از این جهت فرق دارد; زیرا نبوت فقط مشهود آن حضرت ع بود چنان که فرمود اری نور الوحی و اشم ریح النبوه 23 ولی امامت گذشته از آنکه مشهود وی بود مورد وجدان و یافت عینی او نیز قرار گرفت; لذا ایمان وی به اصل پنجم از بارزترین مصداق ایمان به شهادت است نه ایمان به غیب پس آنچه در این معارف و مآثر نسبت به دیگران غیب است برای آن حضرت ع از سنخ شهادت خواهد بود .3 - حضرت علی ع در پرتو تاله هر چه صبغه غیر خدایی داشت و از دنیا محسوب می شد آن را طلاق بائن داد که مجالی برای رجوع مجدد نخواهد بود و زرق و برق زر و سیم برای آن حضرت جاذبه ای نداشت; لذا طبق نقل ابن ابی الحدید هر هفته بعد از توزیع عادلانه اموال ملی بیت المال را جاروب می کرد و بعد از رفت و روب دو رکعت نماز در آن می خواند و می فرمود تا شاهدم در قیامت باشد 24 4 - حضرت امیرالمؤمنین ع نوآوری مهمتری داشت که نسبت به تعلیمهای حصولی و فکری او رجحان کامل داشت و آن گشودن باب عرفان
عالی ترین جلوه بندگی خدا
ع در یک تقسیم بندی برای بندگان خدا می فرمایند "عبادت کنندگان سه دسته اند گروهی که خدا را به جهت ترس از جهنم عبادت می کنند این عبادت بردگان است و گروهی که برای رسیدن به ثواب و پاداش خداوند را عبادت می کنند این عبادت اجیران و مزدگیران است؛ و گروهی که خداوند را فقط به جهت محبت به او عبادت می کنند این عبادت آزادگان و برترین عبادات است".روایات متعددی درباره تقسیم بندی عبادت کنندگان وارد شده که مضمون همه آنها این است که نیت افراد برای عبادت خدا متفاوت است و در کل عبادت کنندگان از سه انگیزه برای عبادت خدا برخوردارند دسته ای که تنها ترس از عذاب خدا آنان را به عبادت وا می دارد که اگر خداوند جهنم را نمی آفرید و عذاب عالم برزخ و قیامت در کار نبود و مطلقا کسی عذاب نمی شد و مردم تنها از لحاظ برخورداری از اصل ثواب مراتب آن و درجات بهشت متفاوت می بودند این دسته خدا را نمی پرستیدند؛ چون آنان طمعی به بهشت و ثواب ندارند و تنها ترس از عذاب خدا باعث می شود که واجبات را انجام دهند. این نوع عبادت پایین ترین مرتبه عبادت به شمار می آید.دسته دوم که همتشان از دسته اول بلندتر است و از مرتبه عالی تری از عبادت برخوردارند کسانی هستند که نعمتهای اخروی و ثواب و بهشتی که خداوند در قرآن مردم را به آنها دعوت کرده موجب عبادتشان شده است. انگیزه آنان برای عبادت ترس از عذاب جهنم نیست بلکه برای رسیدن به نعمتهای الهی خداوند را می پرستند. به واقع آنان خوی تجارت پیشگی دارند و انگیزه آنها رسیدن به سود سرشار است. ایشان در پی آن هستند که در معامله خود با خداوند به سود بزرگی که بهشت و نعمتهای آن است برسند. در روایتی که ذکر کردیم از عبادت آنان به "عبادت مزدگیران" تعبیر شده و در برخی از روایات دیگر تعبیر "عباده التجار" آمده است.دسته سوم از بندگان خدا کسانی هستند که به عالی ترین و خالصانه ترین مراتب عبادت خداوند دست یافته اند. عبادت این دسته به جهت ترس از عذاب الهی و طمع رسیدن به بهشت نیست بلکه انگیزه آنان در بندگی خدا به دلیل رسیدن به عالی ترین مراتب معرفت و عرفان الهی فقط عشق و محبت به خداوند است. در بیان انگیزه این گروه از بندگان خدا در عبادت پروردگار خویش تعابیر گوناگونی در روایات آمده است؛ از جمله در روایتی که ذکر کردیم انگیزه این دسته که گروه "آزادگان" نامیده شده اند محبت خداوند و در بعضی دیگر شکر نعمتهای خدا ذکر شده است. شاید اختلاف تعابیر روایات به جهت تفاوت فهم مخاطبان و راویان آن روایات بوده است و در هر روایتی به فراخور فهم مخاطبان عالی ترین انگیزه عبادت خدا بیان شده است.بارزترین و عالی ترین جلوه و اوج بندگی خالصانه خداوند را در مناجات درخشان امیرالمؤمنین
انتقاد شدید استاد انصاریان به سخنان اخیر در مورد محرم: چرا بیتوجه به معارف قرآن و اهل بیت(ع) حرف میزنید/ مدارک استقبال از محرم را نمی بینید
ع ندانند؛ همه این موارد با مدرک ثابت شده است؛ امیدوارم صاحبان این صداها سری به عرفان روایات و معارف ناب اهل بیت ع بزنند.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیه هدایت تهران اظهار کرد یک شیعه واقعی وقتی در محرم این شور عظیم عزاداری فوق العاده و زحمات سنگینی که برای حضرت سیدالشهدا ع کشیده میشود را میبیند به نظرش میآید که مظلومیت حضرت ابی عبدالله الحسین ع کم یا تمام شده اما اینطور نیست تقریبا در این سالهایی که به یاد داریم چند روز مانده به محرم صداهایی بلند میشود که سود این صداها تنها خوشحال کردن دشمنان علی الخصوص وهابیت است.وی ادامه داد به نظر می آید که این صداها از گلوی کسانی درمیآید که از عرفان و معارف اهل بیت ع بیخبر و بیاطلاع هستند و انگار این روایت که از رسول خدا ص نقل شده است شامل حال آنها نشده که فرمودند عشق به اهل بیت ع من روزی و رزق است امیدوار هستم صاحبان این صداها سری به عرفان روایات و معارف ناب اهل بیت ع بزنند و نسبت به این مسئلهای که منکر شدند و به مردم هم سفارش کردند که اینگونه نباشید آگاه شوند. البته معنویت ابی عبدالله ع در حدی است که یک نفر هم به این صداها گوش نمیدهد. این صداها کمبود دیگری که دارند این است که جامعهشناس نیستند جامعه ایرانی که پیغمبر ص و امیرالمؤمنین
فضایل امیرالمؤمنین(ع) در اشعار شعرا
عرفان واقعی یا بیان حکمت و دانش است. یکی دو خط شعر فارسی و یک شعر عربی درباره امیرالمؤمنین ع برایتان میخوانم که حکمت است.
سرمایهداران حقیقی
عرفان موج میزند. در دعای کمیل میخوانیم یا غایه امال العارفین معلوم میشود امیرالمؤمنین به گروهی به عنوان عارفان نظر داشته است. یک دعای کمنظیری داریم که حدود سه صفحه دعای بعد از زیارت حضرت رضا ع … عرفان این عارفان ریشه در نبوت انبیای الهی و امامت امامان شیعه ع دارد این عرفان تصفیهی قلب را از هر نوع شرکی به عهده دارد در حالی که در عرفانهای متداول رگههایی از شرک دیده میشود.ـ در این عرفان به تصفیهی نفس نظر هست که باطن را از همهی آلودگیهای اخلاقی شست و شو بدهد و در این عرفان نظر به عمل هست که عمل فقط عمل صالح باشد؛ عملی که بر وفق فرهنگ ناب توحید صورت بگیرد خالص باشد و بتواند خودش را به منطقهی قبولی پروردگار مهربان عالم برساند.ـ در عرفان اهلبیت و نبوت عارف به سوی نورانیت کامل قلب به سوی سلامت نفس به سوی صالح بودن عمل حرکت میکند و نهایتا اگر حرکتش را ادامه دهد بهطور یقین تبدیل به انسان کامل میشود؛ انسانی که اقوالش عقایدش کردارش و خلقیاتش آلودگی ندارد این عرفان اهلبیت است. مخاطب خاص امام باقر ع به مناسبت شهادت حضرت باقرالعلوم ع یکی از روایات ناب عارفانهی حضرت را به محضر مبارک شما ارائه میکنم. روایت در کتابهای معتبرمان است و مطالب بسیار فوقالعادهای دارد. روایت خطاب به کسی است که شایسته بوده و تمام شایستگی را داشت که امام باقر ع با او هم سخن شود و آنقدر ظرفیت بالایی داشته که امام باقر ع روایت را خطاب به او صادر کرده است.از کتابهایی که این روایت بسیار پرقیمت را نقل کرده امالی وجود واقعا مبارک شیخ طوسی اعلی الله مقامه الشریف است. مخاطب روایت یک چهرهی برجستهای است که شما باید برای شناخت او به قدیمیترین کتاب رجال مانند رجال کشی رجال بحرالعلوم و سایر کتب رجالی و کتاب شریف الغدیر مراجعه کنید و در این سه منبع باید ببینید مخاطب این روایت از چه ایمانی از چه درایتی از چه عقلی از چه روحیهای و از چه نفس مطمئنهای برخوردار بوده که امام باقر ع به آسانی حاضر شده چنین گنج عظیمی را در اختیار او بگذارد. مشتری عمل به این روایت تقریبا از زمان امام باقر ع تا حالا کم بوده و هر کس هم خودش را وارد چهارچوب این روایت کرد و این روایت را باور کرد و به این روایت عمل کرد به مقامات انسانی رسید و لایق شد که درهای فیوضات الهیه به روی قلبش باز شود و در مسیر مناجات خدا با خودش قرار بگیرد. شما همین امشب اگر زحمت نباشد به نهجالبلاغهی شریف مراجعه کنید به آن خطبهای که امیرالمؤمنین
اخلاص زمينه قبول عمل
عرفان تدوین یافته از خاتون آبادی مؤلف کتاب حدایق المقربین نقل میکند که چند تن از علمای بزرگ شیعه چون حمدانی قزوینی و عبدالجباربن عبدالله مقری و حسب بن بابویه در شهر بغداد درباره کتاب نهایه شیخ طوسی و تربیب و ابواب و فصولش سخنانی به میان آوردند و هریک به بیانی برشیخ بزرگوار اعتراض وارد ساختند و بالاتفاق رای دادند که خالی از عیب نیست.همه باهم برای زیارت مرقدمطهر امیرالمؤمنین علی ع
استاد انصاریان: هیچ کس، در عبادت وزن معرفتی و عیار اخلاص پیامبر اکرم(ص) را نخواهد داشت
امیرالمؤمنین ع بدانید که پیغمبر کیست؟ اولا امیرالمؤمنین ع حدود سی سال عمرش را کنار این منبع عظیم الهی به سر برد. ثانیا از قرآن و روایات برای ما ثابت است که امیرالمؤمنین دانش و علم فراگیر دارد یعنی هیچ حقیقتی از نگاه قلب او پنهان نبود و اگر بود امیرمؤمنان نمیشد.وی ادامه داد ایشان به طور مفصل ارزشهای وجودی پیغمبر اسلام ص را بیان کردند که یک بخش کوتاهش این است که پیغمبر ص آگاه کامل به عظمت خدا بود درک عظمت خداوند کار سادهای نیست یک عقل جامع و کامل میخواهد که بشود عظمت خدا را درک کرد و به خاطر عرفان
امامان كفر و امامان ايمان
امیرالمؤمنین ع از صبح تا شب دههزار نامحرم با چشمشان با آنها زنا میکنند اینها پیرو ائمه کفر هستند. گروه پستتر از شیطاندر سوره قصص دعوت فرهنگی امامان کفر را در یک جمله بیان کرده که ما همهچیز را از این جمله کشف میکنیم وجعلناهم ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون 17 کار امامان کفر این است که مردم را به آتش جهنم دعوت کنند؛ یعنی علنی در ماهواره تلویزیون و سایتها میگویند جوانها دخترها و زنان ایران دنبال ما به جهنم بیایید اصلا آنها برخلاف شیطان جهنم قیامت انبیا و خدا را قبول ندارند. اینها دومیلیون مسیر از ابلیس عقبتر هستند. ابلیس از این پیروان و شاگردان کلاسش کیف میکند و دائم لعنتشان میکند و میگوید فرومایگان پست من که شما را به جهنم میبرم اقلا خدا انبیا و قیامت را قبول دارم شما خیلی پستتر از من هستید بیاحترامی به پیشوایان دینخیلی عجیب است که اینها به قرآن و روایات اهلبیت علیهمالسلام هم گوش نمیدهند. عجیبتر که با همه آخوندهای شیعه هم مخالف هستند ولی با خاخامهای یهودی مخالف نیستند. شما تا حالا شنیدهاید اینهایی که به روحانیت شیعه فحش میدهند به یک خاخام یهودی و کشیش بد بگویند؟ به مرجع تقلید بد میگویند ولی به پاپ بد نمیگویند؛ پاپی که دومیلیارد نفر را در گمراهی نگه داشته است. به من که به مرد میگویم بگذار زن و لذتهای مربوط به ناموست برای خودت باشد فحش میدهد و میگوید این آخوندهامملکت را خراب کردند. شما آباد کردید؟ شما کجای مملکت را آباد کردید؟ شما با دزدی ربا اختلاس زنا قمار شراب این عروسیهای مختلط کجای این مملکت را آباد کردید؟ چه کسی را هدایت کردید؟ بیماری فکری چه کسی را معالجه کردید؟باز بدهای مملکت بیحجابها رباخورها عرقخورها زناکارها و دزدها در بدگفتن به ما یکخرده تخفیف میدهند. اینها به ما احترام میکنند و فقط فحشی میدهند و رد میشوند اما وقتی به پیغمبر ص میرسیدند میگفتند انه لمجنون 18 سحر مستمر 19 و ان هذا الا اساطیر الاولین 20 قرآنش افسانههای دروغ گذشتگان و خودش هم جادوگر است و هم اختلال روانی دارد. اینها به ما فحش میدهند اما به یک آخوند یهودی مسیحی زرتشتی و هندوی گاوپرست بد نمیگویند؛ این عجیب است.من دارم جان میکنم و میگویم بیا دستت را بگیرم که در چاه دوزخ نیفتی میگوید ولم کن و فحش میدهد میگویم بیا راهنماییات کنم که ناموست برای خودت باشد او را با این زیبایی در بیرون میبینند و به طمع میاندازند حریصش میکنند با او زنای محصنه میکنند میگوید ولم کن و فحش میدهد این خیلی عجیب است. نتیجه دعوت امامان کفر یک قطعه از زیارت حضرت رضا ع را برایتان بخوانم صلی الله علیک یا ابا الحسن صلی الله علی روحک و بدنک صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلک بالایدی و الالسن 21 یابن رسولالله ص قاتل تو زبان مردم بود. اینقدر علیه تو تبلیغ کردند تا مامون وحشت کرد و تو را کشت که راحت بشود. وجعلناهم ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون 22 نتیجه فرهنگ دعوت امامان کفر و ضلالت دعوت برای رفتن به دوزخ است. علنی نمیگویند بیا تو را به جهنم ببریم. شما که ماهواره ندارید اما از آنهایی که ماهواره دارند گاهی بیست ساعت پای ماهوارهها مینشینند بپرسید یک بار شنیدید امامان کفر بگویند جوان دختر زن و ملت ایران لطف و محبت کنید متشکر و ممنون هستیم بیایید شما را به جهنم ببریم به این صراحت که حرف نمیزنند. قرآن میگوید فرهنگشان به جهنم و دوزخ دعوت میکند. این یک پرونده امامت است. امامان حقو اما پرونده دوم. غروب که داشتم این آیات را یادداشت میکردم باور کنید اگر قلبدرد داشتم با این آیات دسته دوم شفا میگرفتم. چه آیاتی ما را راهنمایی به چه امامانی میکند. آیه در سوره انبیاست. امشب میخواهم با قرآن بدانید که امام هشتم ع کیست و کارش چه بوده است. میتوانستم چند قصه شیرین از حضرت رضا ع برایتان بگویم اما برادران عزیز و خواهران محترم میخواهم از قرآن برایتان عرض کنم تا بدانید امام چه جایگاهی در زندگی ما دارد. روایتی از امیرالمؤمنین ع بر کاشیهای ایوان صحن قدیم حضرت رضا ع نوشته شده که توضیحش همین منبر امشب است. امیرالمؤمنین ع حسن و حسین علیهماالسلام و حضرت زینالعابدین دوساله بودند را دیدند اما امام باقر امام صادق موسیابنجعفر و امام رضا علیهمالسلام را ندیدند و فرمودند پاره تن من در آینده در زمینی به نام طوس دفن میشود. هر کسی با عرفان
تفسیر قرآن ـ جلسه دوازدهم
امیرالمؤمنین ع است که خود او قرآن ناطق است خود او قرآن عینی است خود او قرآن مصداقی است نهج البلاغه خطبه 147 است.بهتر و پربار تر از همه شروح نهجالبلاغه شرح بحرانی میباشد بسیار شرح زیبایی است موجز و مختصر است اما مرحوم بحرانی فوق العاده آدم دانشمندی بوده است چه در ادبیات چه در فقه و اصول و چه در عرفان
English