این داوری عقل است. … چگونگی بهرهبرداری از عقل در کنار روایاتبعد از این مقدمه یک سؤال دارم عقل و دین در داوری نسبت به اینکه ما در دنیا با چه کسانی همراه بشویم و با … قرآن چه میگوید؟ اهلبیت چه میگویند؟ قرآن در سورۀ کهف این داوری عقل را توضیح داده و نشانه میدهد با چه کسانی باش و با چه کسانی نباش.به خدا قسم من
246 مطلب یافت شد
خیر دنیا و آخرت در گرو پذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین(ع)
تکیه کرد و تمام امور را به داوری عقل سپرد چون برای بشر ثابت شده عقل هم در داوری محدود است و تا حدودی میتواند حق بگوید؛ … این چه اصالتی است؟ ولی داوری عقل تا حدی قابلقبول است؛ حالا عقل داوری میکند که کل مردم دنیا -هر کسی مطابق با دین خودش- گمراه بدبخت شقی بیچاره … قرآن نمیشد عقل را بالجمله امضا بکنند و بگویند آنچه عقل داوری کرد درست است که اینهم قابلقبول هیچ آدم باانصافی نیست؛ حتی دانشمندان بزرگ اروپا
فلسفۀ آفرینش انسان از دیدگاه قرآن
خودش عقل را ساخته و داوری عقل را پذیرفته و قبول کرده است. داوری عقل در کلیات قابلقبول است. … خیلی جاها بهقول حکمای الهی داوری عقل جنبه دو دوتا چهارتا دارد. حالا شما دو دوتا را بردار و در تمام کره زمین بگرد؛ دو دوتا سه یا پنج نمیشود.
لزوم وجود منجی؟!
به نظر می آید منجی باوری دراین آیین ها زاییده خردورزی اندیشمندان باستانی و برآمده از داوری عقل فطری بشر است.
آیا عقیده به خاتمیت را می توان شروع عصر عقلانیت خالص معنا کرد؟
این که مثلا ناصرالدین شاه شخصیتی تاریخی بوده است عقل درباره آن ساکت است و تنها تاریخ و اطلاعات موثق تاریخی است که می تواند در این باره داوری … درباره بسیاری از احکام دینی اعم از احکام فقهی و اخلاقی نیز عقل نمی تواند داوری کند و تنها می تواند بگوید که در این موضوعات که سعادت و خیر دنیا
آیا عقیده به خاتمیت را می توان شروع عصر عقلانیت خالص معنا کرد؟
این که مثلا ناصرالدین شاه شخصیتی تاریخی بوده است عقل درباره آن ساکت است و تنها تاریخ و اطلاعات موثق تاریخی است که می تواند در این باره داوری … درباره بسیاری از احکام دینی اعم از احکام فقهی و اخلاقی نیز عقل نمی تواند داوری کند و تنها می تواند بگوید که در این موضوعات که سعادت و خیر دنیا
آیا عقیده به خاتمیت را می توان شروع عصر عقلانیت خالص معنا کرد؟
این که مثلا ناصرالدین شاه شخصیتی تاریخی بوده است عقل درباره آن ساکت است و تنها تاریخ و اطلاعات موثق تاریخی است که می تواند در این باره داوری … درباره بسیاری از احکام دینی اعم از احکام فقهی و اخلاقی نیز عقل نمی تواند داوری کند و تنها می تواند بگوید که در این موضوعات که سعادت و خیر دنیا
شكر و سپاس
چرا که عقل و وجدان انسان می گوید که نعمت پذیر باید سپاسگزار باشد و زیر پا گذاشتن داوری عقل و وجدان از کسانی سر می زند که در پستی و بی ارزشی به
شكر
چرا که عقل و وجدان انسان می گوید که نعمت پذیر باید سپاسگزار باشد و زیر پا گذاشتن داوری عقل و وجدان از کسانی سر می زند که در پستی و بی ارزشی به
غضب
خشم و غضب مطلوب خشمی است که همپای با داوری عقل بوده و هماهنگ با دین به مرحله اجرا درمیآید.خشم و غضب توازن خود را از عقل و دین میتواند کسب کند … عقل و حلم و بردباری و حکمت و دانایی و هشیاری است.پارهای از مردم تحت تاثیر چنین داعیههای فاسد و فسادآموز واقع میشوند و طبع و سرشت خشم روایی بر روان آنها تسلط مییابد و در جرگه چنین نادانانی در دامن زدن به آتش غضب جا خوش کرده و در رده آنان قرار میگیرند و هر چند که آنها را اندرز میدهند نمیخواهند در خویشتن نیرو و حس انعطافی بهم رسانده و گوش شنوایی داشته باشند چون در حال فقدان بینایی و هشیاری در برابر هر موعظه و نصیحتی موضع گرفتهاند و بلکه به عکس در برابر نصیحت و اندرز دیگران آتش غضب آنها پر لهیبتر میگردد و دنیا در برابر دیدگانشان تیره و تاریک میشود و آنگاه که به خود مراجعه میکنند و خویشتن را نیز به داوری … عقل در روان آنان رو به خاموشی میگذارد لذا پیرامون وجود خود را نمیتوانند بیابند و سرانجام مسیر یک جانور سرگردان را در پیش میگیرند.رسول بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود در حال خشم و اعمال غضب دوده متراکم و تیرهای به طرف مغز آدمی اوج میگیرد و بر معادن و سرمایههای اندیشه او مستولی میگردد و بلکه احیانا این دودهها به مراکز حسی نیز سرایت میکند و چشمان آدمی در حال خشم تیره شده و رو به سیاهی میگذارد. در چنین حالتی است که انسان همچون فرد نابینا جایی را نمیبیند. 6 گاهی آتش غضب آن چنان در وجود آدمی پایگاهی فراهم میآورد که فرد نمیتواند نه از درون و نه از بیرون این آتش سعادت سوز را خاموش سازد و این آتش سوزی همچنان پیشروی میکند تا گوهر گرانبهای وجود آدمی را در زیر فشار لهیب خود بسوزاند و به خاکستر تبدیل کرده و نابودی شخصیت او را فراهم سازد.و احیانا بر اثر شدت خشم مایه حیات قلب انسان میخشکد و آدمی از شدت خشم و کینه دچار مرگ زودرس میگردد و سکته و مرگ ناگهانی او در میرسد چون خطر یک کشتی که در دریایی ژرفناک و گرفتار طوفان حرکت میکند از خطر حالت روانی فرد که مالامال از خشم و کینه است کمتر است؛ زیرا ناخدایان کشتی در نجات این مرکبی که گرفتار تلاطم است میکوشند ولی در حالت غضب قلب انسان ناخدای کشتی وجود و شخصیت روانی اوست بدیهی است که این ناخدا در حال خشم روایی نیرویی است فرسوده و از کار افتاده که تراکم تیرگیهای خشم بصیرت آن را از کار انداخته و نابینایش ساخته است. چنین قلبی که خارهای خشم در چشم بصیرت او خلیده نمیتواند چارهسازی کند. 7 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود الا ان الغضب جمره توقد فی جوف ابن آدم الا ترون الی حمره عینه و انتفاخ اوداجه؟ فاذا وجد احدکم شیئا من ذلک فالارض الارض. الا ان خیر الرجال من کان بطی الغضب سریع الرضا و شر الرجل من کان سریع الغضب بطی الرضا. 8 به هوش باشید که غضب پاره آتش و گدازهای است که در قلب آدم برافروخته میگردد برای پی بردن به چنین حقیقت به سرخی چشمان و برجستگی رگهای چنبره گردن آدم خشمگین بنگرید. اگر کسی خود را در چنین حالت بیابد بر زمین نشیند. بدانید که بهترین مردم کسانی هستند که دچار غضب زودرس نمیگردند در خشم روایی گامشان کند و آهسته است ولی در رضا و خشنودی پیشتاز و سریع هستند. و بدترین مردم آنانند که به سرعت خشم میگیرند و به کندی تن به رضا و خوشحالی میدهند.کسی به ملک رضا خشمگین نمیباشد در این ریاض گل آتشین نمیباشد ز خنده گل صبح این دقیقه روشن شد که عیش جز نفس واپسین نمیباشددراز دستی ما کرد کار بر ما تنگ وگرنه جامه بیآستین نمیباشدبه هر طرف نگری دور باش برق بلاست به گرد خرمن ما خوشه چین نمیباشدز سرافرازی ما این قدر تعجب نیست همیشه دانه به زیر زمین نمیباشدتمام مهر و سراپا محبتم صائب به عالمی که منم خشم و کین نمیباشد صائب تبریزی آثار غضب آثار ظاهری غضب در ناسزاگویی و تجاوز و یورش به دیگران و سخنان زشت چهره خود را مینمایاند و مظاهر آن در اندام عبارت از ضرب و جرح و قتل و تهاجمهایی است که بدون مبالات و نابخردانه صورت میگیرد.اگر فرد خشمگین نتواند خشم خود را در مورد شخص اعمال کند آثار سو آن به خود او بازمیگردد لذا جامه خویش را میدرد و بر گونه خویش طپانچه و سیلی میزند و زمین و در و دیوار را میکند و میخراشد و احیانا به سرعت و نامتعادل میدود و به زمین میافتد و یا خود را بر زمین میافکند و کارهای جنونآمیزی از او سرمیزند.از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده ان الغضب من الشیطان و ان الشیطان خلق من النار انما یطفئ النار الما فاذا غضب احدکم فلیتوضا. 9 غضب از ناحیه شیطان به هم میرسد و شیطان از آتش آفریده شده و آتش نیز با آب خاموش میشود پس اگر یکی از شما گرفتار حالت خشم گردد وضو بگیرد.آثار غضب در قلب این است که کینه و حسد و بدخواهی و شماتت دیگران و خوشحالی از غم دیگران و اندوه از تنعم و رفاه سایرین و افشاگری اسرار و پردهدری حیثیت و استهزای مردم در آن پدید میآیدلذا رسول اسلام صلی الله علیه و آله فرمود لا یحکم احد بین اثنین و هو غضبان. 10 هیچ یک از شما نباید در حالی که دستخوش حالت خشم و غضب است میان دو نفر داوری
استاد انصاریان: مراجعه به اهل ذکر از جمله راههای ارزیابی و شناخت خود/ نتیجهٔ ایستادن در برابر خدا نوعی خودزنی است
خداوند را رد کنداستاد انصاریان اظهار کرد داوری پروردگار داوری عالمانه حکیمانه داوری نور و داوریی است که هیچ عاقل و عالمی نمیتواند داوری آن را رد کند؛ یعنی عقل
استاد انصاریان: عبادت؛ لطف و رحمتِ ویژهٔ خداوند به بندگان/ نمازشب، عبادتی مستحب، اما پرسود
حال خدا سؤال میکند که درست است این نماز صبح را با خواب در رختخواب جابهجا کنید و بگویید من این نماز را نمیخواهم و خواب را میخواهم هر کسی عقل دارد داوری
توضیح درباره احادیث امام زمان(عج) (3)
براثر تاثیرگذاری این گروه جریانهای فلسفهی اعتزالی که بر داوری عقل دربارهی اخبار کتب و سنت استوار است نشو و نما یافته و فتنهی آن فراگیر گشته است
سفارش خدا به پيامبران
مردم دعوت به صلح و آشتی و آرامش و اتحاد و وحدت پیروی از حق حرکت در راه راست امر به معروف و نهی از منکر مشورت با اهل عقل و درایت رعایت حقوق همسایه و دوست و زیردست داوری
در قلّه عشق به فضايل
پیامبر صلی الله علیه و آله به او احترام میگذاشتند.با تو هم از آن جهت دشمنم که به ناحق خونها ریختی و در داوریهایت به جور و ستم داوری کردی قضاوتت نه از روی عقل
در قلّه عشق به فضایل
پیامبر صلی الله علیه وآله به او احترام می گذاشتند .با تو هم از آن جهت دشمنم که به ناحق خون ها ریختی و در داوری هایت به جور و ستم داوری کردی قضاوتت نه از روی عقل
داوری حکیمانه و عالمانۀ خداوند از انسانها
داوری پروردگار داوری عالمانه حکیمانه داوری نور و داوری است که هیچ عاقل و عالمی نمیتواند داوریاش را رد کند؛ یعنی عقل و فطرتش مقابل این داوری تسلیم … -تسلیم بودن عقل و فطرت انسان مقابل داوری حکیمانۀ خداوندپروردگار اولا در سوره فاطر داوری میکند تا به آن قطعه آخر آیه برسیم که معیاری بهدست میدهد
بخش هفتم - خطرخیزترین سقوط گاه آدمى
ولی آدمیان که نیروی تعقل خود را فروهشته و فطرت الهی خویش را تباه می کنند به حکم و داوری عقل و خرد سزاوار بزرگ ترین عقوبت و شدیدترین کیفر هستند
رضایت خدا یا رضایت مردم!
درستی و نادرستی یا میزان درستی سخنانی که در ارتباط با مقررات اسلامی به پیامبر خدا و یا اهل بیت ایشان نسبت داده می شود داوری کند؛ زیرا به طور قطع آنان بر خلاف منطق عقل
سکینه دختر امام حسین(ع) بانوى ادب و شجاعت
علی ع اشاره خواهیم کرد.شاعران توانمند و مشهور آن زمان به خبرویت وی در شعر معترف بودند و او را حکم قرار می دادند تا درباره اشعار آنان داوری کند زیرا به عقل … عقل کامل و مکارم اخلاق بزرگوارانه و مناقب عالی و افتخارآمیز بوده است. او سرور زنان عصر خویش و زیباترین ظریفترین و با اخلاق ترین آنان بود. سکینه در واقعه کربلا پانزده یا دوازده سال داشت که با پسر عمویش عبدالله بن حسن ع که در کربلا شهید شد ازدواج کرده بود.... 1 موقعیت علمی جناب سکینه جناب سکینه نه تنها در زمینه شعر و ادب توانمند بود بلکه جزو راویان حدیث و ناقلان اخبار نیز بوده است گرچه اندکی از روایت های وی را ذکر کرده اند اما اخبار نشان می دهد که او توجه زیادی به قرآن و فقه داشته است. و به عنوان راوی حدیث در کتاب های رجالی و حدیثی مطرح است. برابر نقل طبرانی وی حدیثی را که عبارت آن در مجامع روائی با سندهای دیگر نیز گزارش شده از سکینه نقل کرده است. فائده غلام عبیدالله بن ابی رافع نقل کرده که سکینه دختر امام حسین بن علی ع از پدرش نقل می کرد که رسول خدا ص فرمود حمله القرآن عرفا اهل الجنه یوم القیامه؛ حاملان قرآن 2 سروران اهل بهشتند در روز قیامت. اگر عرفا را به معنای مصطلح بدانیم کار آنان نمایندگی مردم نزد حاکمان بوده است و حاکمان دستورات خود را از طریق آنان به مردم می رساندند در نتیجه حاملان قرآن واسطه بین مردم و خداوند در روز قیامت خواهند بود. در مجمع البحرین آمده است که عرفا جمع عریف است و او مسئول قبیله یا جماعتی است. همچنین از ابن عباس نقل شده که در معنای حدیث گفته است یعنی آنان رئیسان اهل بهشت هستند. 3 ابن حیان در کتاب ثقات خود به معرفی جناب سکینه پرداخته و می نویسد او از اهل بیت خود روایت می کند و از او اهل کوفه روایت می نمایند. 4 در کتاب های فقهی از جمله در کتاب های علامه حلی گزارشی از سیره جناب سکینه در رمی جمرات نقل شده و مورد بررسی قرار گرفته است. 5 موقعیت ادبی سکینه گزارش های حضرت سکینه از واقعه کربلا که نقل شده در موارد متعدد همراه با شعر بوده است و این به جهت قریحه ادبی وی بوده است و همچنین از جناب سکینه در زمینه های گوناگون اشعاری نقل شده است که بیانگر توانمندی وی در عرصه ادبیات است. موقعیت ادبی سکینه به آنجا رسید که شاعران برای ارزش گزاری اشعار خود نزد او می آمدند و او را به عنوان ادیبی توانا و داوری
English