حق کسالت روح ظلمت جان سستی در دین دست زدن به کارهای زشت و ناشایست و بسیاری از امور شیطانی به طوری که قرآن مجید و روایات میگویند از آثار شوم حرامخواری
16 مطلب یافت شد
آثار خطرناك مال حرام
حق کسالت روح ظلمت جان سستی در دین دست زدن به کارهای زشت و ناشایست و بسیاری از امور شیطانی به طوری که قرآن مجید و روایات میگویند از آثار شوم حرامخواری
پرسشها و شبهات عاشورایی(6)
میفرماید ما عباده افضل عند الله من عفه بطن و فرج در نزد خداوند عبادتی بالاتر از نگه داشتن شکم و پاکدامنی نیست . 1 عامل دیگری که خود از آثار حرامخواری
تجلّی عزّت و شجاعت در گفتار امام حسین علیه السلام
در این گفتار بعد از امر به سکوت دشمن پیمان شکنی آنان را یادآور شد و آثار سو حرامخواری را ذکر کرد و به جنایت بزرگی که می خواهند مرتکب شوند توجه
استاد انصاریان: آثار عملی و اخلاقی حرام خواری در نسل های بعدی/ شیعه واقعی رباخور، غاصب، رشوهگیر و اختلاسکننده نیست
ٱثار ماندگار حرامخواری در نسل انساناستاد انصاریان در این مورد به روایت دیگری از پیامبر اشاره و خاطرنشان کرد پیغمبر ص میفرمایند آدمهای حرامخور بدانند که آثار
نگاه شیعهٔ حقیقی با نور خدا
-ٱثار ماندگار حرامخواری در نسل انسانپیغمبر ص این را میفرمایند و در روایت دیگری میفرمایند آدمهای حرامخور بدانند که آثار حرام در نسل آنها هم اثر
شناخت رحمت الهی از طریق چهار منبع
آثار حلال و حرام را میداند بهطرف حرام نمیرود و از حلال هم دست برنمیدارد. معرفت خیلی کار میکند که البته در این معرفت مقداری هم چاشنی ایمان باشد. معرفت بهتنهایی کاربرد زیادی ندارد؛ ولی چاشنی ارتباط با پروردگار این معرفت را کارساز میکند. کسی که در حد خودش به حرام آگاه است و حداقل یک آیه یا روایت بلد است. برای مثال این آیه را میداند ولا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل سوره بقره آیه 188 اموال هم شامل پول و هم اشیا خانه زمین مغازه و جنس میشود. آیه شریفه نهی الهی است و ارزش نهی از همه عالم بالاتر است. اموال خودتان را با همدیگر به باطل یعنی به حرام تصرف نکنید. لا تاکلوا در اینجا یعنی تصرف؛ زمین خانه و اشیا را که نمیشود خورد پس لا تاکلوا بهمعنای لا تتصرفوا تصرف در مال یکدیگر به باطل نکنید؛ یعنی حرامخوار نباشید و بهطرف چیزهایی نروید که خدا به شما حرام کرده است. اگر بهطرف حرام بروید یعنی بهطرف آتش میروید؛ خداوند در قرآن میفرماید ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا سوره نسا آیه 10 کسی که مال یتیم را به ناحق تصرف میکند در شکمش آتش میریزد؛ خیال نکند که زمین خانه و اشیاست این آتش است -خاموشی چراغ هوای نفس با معرفت و چاشنی ایماناگر کسی همین یک آیه را بلد باشد و چاشنی ایمان هم به خدا و قیامت داشته باشد بهطرف حرام نمیرود و میترسد. اصلا پای او جلو نمیرود و دلش هوای نفس و شهواتش به او کمک نمیدهد؛ چون در کنار معرفت و چاشنی ایمان چراغ همه اینها خاموش است. هیچوقت دل نمیگوید که میخواهم؛ چون در خواستن خاموش است. وقتی معرفت و چاشنی ایمان باشد میگوید نمیخواهم نمیگوید میخواهم. آگاه میگوید نمیخواهم اما جاهل و نفهم میگوید میخواهم هرچه هست میخواهم؛ مال یتیم مال ملت مال بیتالمال مال مظلوم مال یک خانواده فقیر است. دل میگوید میخواهم شهوت میگوید میخواهم هوای نفس میگوید میخواهم؛ اما معرفت و چاشنی ایمان که به قلب مربوط است میگوید نمیخواهم؛ لذتش میگوید نمیخواهم. این درست است که اگر من این زمین را با پشت هماندازی پارتیبازی و سندسازی بهنام خودم کنم خیلی برایم شیرین است؛ اما میگوید من این شیرینی را نمیخواهم چون باطن این شیرینی آتش است. -دنیای پر از حرام چونان مار زیبا و خوش خطوخالهمه دواها روکش دارند شما روکش یک دارو را بردار و نوک زبانت را به اصل آن بزن ذائقه نمیکشد و از تلخیاش فرار میکنی؛ اما حالا به آن روکش زده و گاهی شیرینی هم اضافه کردهاند حتی بچهها هم از قرصها و کپسولها خوششان میآید و اگر جلوی آنها را نگیرید سریع میخورند. ظاهر دنیا هم رنگارنگ توی دلبرو و شیرین است؛ اما امیرالمؤمنین ع نامهای به سلمان نوشتهاند که خیلی جالب است و در این نامه میگویند این دنیایی که پر از حرام فتنه و لذتهای ابلیسی است مثل مار میماند که پوست خیلی قشنگ و نرمی دارد؛ آدم اگر مار را نشناسد پوستش را میبیند که زیباست جذب میشود و مار را لمس هم میکند. بعد حضرت میفرمایند وقتی کف دستت به این پشت مار میرسد مار یک چرخ جانانهای میزند و برمیگردد تو را نیش میزند و میمیری. این دنیای پر از حرام است. -دعای با قناعت دنیای حلال و پاکیولی دنیای حلال در اختیار همه مردم است و اگر قناعت کنند دیگر دچار حرام نمیشوند. دنیای با قناعت دنیای پاکی است. خداوند میفرماید کلوا من طیبات ما رزقناکم سوره بقره آیه 57 خدا جلوی او را نگرفته و میگوید از پاکیزههایی تصرف کنید که به شما روزی کردهام و از راه مشروع به نام خودتان کنید؛ یا در آیه دیگر میفرماید کلوا مما فی الارض حلالا طیبا سوره بقره آیه 168 از حلال پاکیزه و دلپذیر بخورید تصرف کنید و به نام خودتان بزنید این هیچ عیبی ندارد شرعی است و مشکلی ندارد. -اثر حرامخواری
تحلیل حدیث «ذکر علیٍ عباده» از منظر استاد انصاریان
حرامخواری است و تجاوز به حقوق مردم میکند؛ همه اینها نقص و عیب است؛ انسان باید همه این موارد را از خود برطرف نماید تا در حد توان بینقص شود. مگر ممکن است انسان در این طوفانهای عجیب و غریب زندگی بیعیب و نقص زندگی کند؟ باید پاسخ داد؛ بله میتواند چرا که 124 هزار نفر بیعیب و نقص زندگی کردند. چهارده نور تابناک در این دنیا بیعیب و نقص زندگی کردند. اکنون هم امام عصر عج در بین ما است که در حیات و زندگی آن حضرت هیچ عیب و نقصی وجود ندارد. پس باید کوشید تا نقصهای خود را برطرف نموده و با گره خوردن به ذکر حقیقی در جمع ذاکران الهی قرار گرفته و از آثار
توبة واقعي
حرامخواری فحش و ناسزا دروغ بریدن نان مردم چشم و همچشمی و ... آلوده است همه را ترک کند و عزم جدی و راستین داشته باشد که در آینده به این آلودگیها بازنگردد؛ چرا که توبه واقعی جز پاکسازی باطن ترک اعمال ناروا پشیمانی از گذشته و عذرخواهی از خدا نیست.شستشویی کن و آنگه به خرابات خرامتا نگردد ز تو این دیر خراب آلودهتائب حقیقی و بازگشت کننده به حق باید علاوه بر ادای حقوق شرعی و الهی حقالناس را نیز ادا نماید.ناراضیان از خود را به خصوص اگر پدر و مادر زن و فرزند و اقوامش باشند از خود راضی کند که این هم رشتهای از توبه و رجوع به حضرت حق است؛ زیرا حضرت حق به انسان فرمان داده که به پدر و مادر و زن و فرزند و خویشان و اقوام احسان و نیکی کند و یقینا بدرفتاری با آنان سرپیچی از فرمان خدا و معصیت است و توبه از این معصیت کرنش در برابر خداست.درباره آثار
نقش عبادت در مهار گناه
آثار رسوب به جا مانده از گناه در قلب گاه خطرناکتر از اصل گناه است؛ زیرا عصیان جای خود را آلوده میکند و نظافت و طهارت نفس را که سبب پیوند انسانی به عالم ربوبی است از جان و دل جدا میکند اندک اندک علاقه او را به عبادت و پرستش حق کمرنگ نموده و سپس بیاهمیت میسازد.در حدیث معراج خطاب به پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله آمده است ای احمد آیا میدانی که بنده چه وقت مرا پرستش میکند؟ عرض کرد نه ای پروردگار فرمود هر گاه هفت خصلت در او فراهم آید پارسایی که جلوگیر او از حرامها شود و سکوتی که او را از سخنان بیهوده باز دارد و ترسی که هر روز بر گریه او بیفزاید و شرمی که در خلوت و تنهایی از من داشته باشد و خوردن به اندازه ضرورت دنیا را ناخوش دارد؛ چون من آن را ناخوش دارم و نیکان را دوست بدارد به خاطر آن که من آنان را دوست میدارم. 2 فضل بن شاذان در حکمت مسائلی که از محضر علی بن موسی الرضا علیه السلام گرد آورده است مینگارد اگر پرسشگری بپرسد چرا مردم خدا را عبادت میکنند؟ امام در جواب فرموده است چون یاد خدا را فراموش نکنند و آداب او را وانگذارند و از دستورها و زجرهای او غافل نشوند؛ زیرا درستی و پایداری آنان در دین است اگر بدون مراسم عبادی به حال خود رها شوند پس از مدتی دلهایشان سخت و سنگ میشد.اگر گفته شود برای چه مردم به نماز مامور شدند؟ امام در جواب فرموده است برای این که نماز اقرار به ربوبیت حق تعالی است و این مصلحت عمومی گسترده است؛ زیرا در آن همتایی و همانندی او برداشته شده است و بنده با کمال خاکساری و فروتنی و اعتراف به بندگی و تقاضای عفو از گناهان گذشته ایستاده و هر روز پیشانی بر خاک گذارده تا یاد خدا نموده و فراموشش نکرده؛ و به این وسیله حالت خشوع و خوف و خواری خود را در برابر پروردگار نشان داده است.علاوه؛ در این مراسم بندگی و نیایش از خدای منان درخواست دین و دنیا نموده و از ساحت او تقاضای زیاد آنها کرده است. و از او خواستار تنفر از فساد میشود. و اینکه بنده هر روز و شب این عبادت را با این مصلحتها باید بجا آورد تا مدیر و آفریننده خود را فراموش نکند که در نتیجه به ستمگری و گردنکشی بپردازد.و اساس ایستادن به پیشگاه پروردگار سبب میشود بنده از گناهان بیزار گشته و بین او و اقسام فساد مانع پیدا شود. 3 نقش عبادت در روایاتحضرت علی علیه السلام میفرماید اذا احب الله عبدا الهمه حسن العباده. 4 هر گاه خداوند بنده را دوست بدارد نیکویی عبادت را به دل او اندازد.فضیله الساده حسن العباده. 5 برتری مرتبه بزرگواران نیکویی عبادت است.العباده الخالصه ان لایرجو الرجل الا ربه و لایخاف الا ذنبه. 6 پرستش خالص این است که مردی امید نداشته باشد مگر از پروردگارش و نترسد مگر از گناه خود.در صحف ادریس علیه السلام آمده است اذا دخلتم فی الصلاه فاصرفوا لها خواطرکم و افکارکم و ادعوا الله دعا طاهرا متفرغا و سلوه مصالحکم و منافعکم بخضوع و خشوع و طاعه و استکانه و اذا رکعتم و سجدتم فابعدوا عن نفوسکم افکار الدنیا و هواجس السو و افعال الشر و اعتقاد المکر و ماکل السحت والعدوان و الاحقاد و اطرحوا بینکم ذلک کله ... 7 آنگاه که وارد نماز شدید ذهن و فکرتان را متوجه آن سازید و خدا را با دلی پاک و آسوده بخوانید و با فروتنی و خواری و فرمانبرداری و ترس مصلحتها و بهرههای خود را بخواهید و هر گاه رکوع و سجود کردید افکار دنیوی و خیالات بد و ناشایست و کردارهای زشت و اندیشه مکر و خدعه و حرامخواری
تأملي در باب ادبيات عاشورايي
حرامخواری رایج و پارسایان خوب کردار منزوی شدهاند؛ و نشانی از جامعه بسامان و نیکمنشی فردی دیده نمیشود.بخش عمدهای از درونمایه و اندیشه در قصاید سنایی بر مدار انتقادهای اجتماعی بنا میگردد. لبه تیز تیغ زبان او در بیشتر موارد متوجه زراندوزان و حکام ظالم است. سنایی با تصویر زندگی زاهدانه پیامبر و صحابه و تاکید بر آن در قصاید سعی دارد جامعه آرمانی مورد نظر خود را نشان دهد.از خوان بلند شعرا و عرفا و بزرگان حکمت و اخلاق که عبور کنیم از حکیم ابوالقاسم فردوسی مـحـمـد عبده ابوالحسن علی فرخیسیستانی عـنـصـری مـسـعـود غـزنـوی ابوسعید ابوالخیر فخرالدین اسعد گرگانی بـابـاطـاهـر عـریـان حکیم ناصرخسرو قـبـادیـانـی عبدالواسع جبلی بـدرالدیـن قوامی سوزنی سمرقندی رشیدالدین وطواط حکیم نظامی گنجوی حـکیم خاقانی شروان عطار نیشابوری کـمـالالدیـن اسـمـاعـیـل اجمالالدین عبدالرزاق اصفهانی شیخ فخرالدین عراقی سیف فرغانی امیرخسرو دهـلوی جـلالالدیـن مـحـمـد مـولوی رکنالدین اوحدی مـراغـهای کـمـالالدیـن مـحـمـود خـواجـوی کـرمانی جـمـالالدیـن سلمان ساوجی شمسالدین مـحـمـدحافظ شیرازی نـعـمهالله ولی و نورالدین عبدالرحمن جامی بتوان گذشت از عظمت و شکوه محتشم کاشانی و تاثیر ادب حماسی او هرگز نمیتوان گذشت و محتشم را باید سلسله جنبان و معمار و پدر شعر عـاشـورا دانـسـت.ترکیببند و مرثیه دوازدهبندی باز این چه شورش محتشم شور ادبی و ذوق حماسی و اخلاقی پدید آورد و تاثیر شگرفی که بر شاعران چهار سـده اخـیـر داشـتـه مـوجـبـات غـنـای کـمـی و کـیـفـی شـعر عاشورایی را فراهم ساخته و به دلیل اقبال بیسابقه از این اثر فاخر و ماندگار نام محتشم و ترکیببـنـد عـاشـورایـی او بـا فـرهنگ عاشورا گره خورده است. بهترین باور تکرار مجدد اثر جاودانه اوست. باز این چه شورش ست که در خلق عالم ست؟باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم ست؟* کشتی شکست خورده طوفان کربلادر خاک و خون تپیده میدان کربلا*کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدیوین خرگه بلندستون بیستون شدی*بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدنداول صلا به سلسله انبیا زدند*چون خون ز حلق تشنه او بر زمین رسیدجوش از زمین به ذروه عرش برین رسید*ترسم جزای قاتل او چون رقم زنندیکباره بر جریده رحمت قلم زنند*روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوارخورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار*بر حربگاه چون ره آن کاروان فتادشور و نشور واهمه را در گمان فتاد*این کشته فتاده بههامون حسین توستوین صید دست و پا زده در خون حسین توست*کای مونس شکسته دلان حال ما ببینما را غریب و بیکس و بیآشنا ببین*خاموش محتشم که دل سنگ آب شدبنیاد صبر و خانه طاقت خراب شد*ای چرخ غافلی که چه بیداد کردهایوز کین چهها در این ستم آباد کردهایکوتاه سخن اینکه سوگ و حماسه دو مبنای نظم فارسی در تجسم شعر عاشورایی بود؛ ولی یکباره ظهور عمان سامانی شاعر برجسته قاجار موقعیت ویژه در رویکرد عرفانی پدید آورد. در حالی که اغلب شعرا با نگاهی سوگوارانه و گاه حماسی به عاشورا پرداختهاند وی با نگاه عرفانی خود این واقعه را به نظم درآورده است. در کتاب شریف گنجینهالاسرارگویی سیدالشهدا علیهالسلام و یارانش برای رسیدن به کمال باید مسیر مدینه تا کربلا را چون هفت شهر عشق در وادی طریقت منطقالطیر عطار بپیمایند.در حالی که محتشم کاشانی در شعر معروف باز این چه شورش است در بیان خلق شاعرانه آثار
كيفر گناهان
آثار شراب و قمار دانسته از این جهت است که این اثر در آن دو ظاهرتر است چه معلوم است که نوشیدن شراب باعث تحریک سلسله اعصاب شده و عقل را تخدیر و عواطف عصبی را به هیجان میآورد به طوری که این هیجان اعصاب اگر در راه خشم و غضب به کار رود معلوم است چه ثمرات تلخی به بار میآورد .مفاسد شراب خواری شراب زمینه بزرگترین جنایت حتی جنایتی که درندگان هم مرتکب آن نمیشوند را برای آدم مست فراهم میکند و اگر در مسیر شهوت و بهیمیت قرار گیرد معلوم است که به رسوایی کشیده میشود هر فسق و فجوری را چه درباره مال و عرض خود و چه درباره دیگران باشد در نظرش زینت داده و او را به هتک جمیع مقدسات دینی و اجتماعی وا میدارد.دزدی خیانت دریدن پرده محارم خود فاش کردن اسرار ورود به خطرناکترین ورطههای هلاکت و امثال آن را در نظرش ناچیز جلوه میدهد.چنان که آمار ممالک به ظاهر متمدن که نوشیدن هر نوع مشروب در میانشان رواج دارد نشان میدهد که بزرگترین ارقام جنایت حوادث ناگوار فسق فجور و اعمال ننگین و شرمآور محصول نوشیدن شراب است روایاتی در باب شراب خواری کافی است برای درک عظمت این گناه که در کبیره بودنش شکی نیست به روایاتی که از طریق پیامبر و اهل بیت علیهم السلام عذاب سخت مشروب خوار را در قیامت بازگو کردهاند دقت کنید 1- عذاب شراب خوار در قیامت حضرت صادق علیه السلام فرمود فردای قیامت شراب خوار وارد محشر میشود در حالی که رویش سیاه و دهانش کج و زبانش بیرون آمده و فریاد تشنگیاش بلند است و به او از چاهی که در آن چرک زناکاران ریخته شده میآشامانند 27 .و نیز فرمود به خدا قسم کسی که نماز را سبک بشمارد و مست کنندهای بیاشامد به شفاعت من نمیرسد . 2- لعنت شدگان همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود در مسئله شراب خداوند ده نفر را لعنت کرده کارنده درخت نگهبان باغ انگور جهت شراب فشار دهنده انگور نوش کننده ریزنده در جام حمل کننده تحویل گیرنده خریدار فروشنده و دریافت کننده پول 28 .امام صادق علیه السلام میفرماید شراب خوار با بتپرست مساوی است و در قیامت کافر محشور میشود شراب ریشه هر گناهی است 29 . عقوبت شراب خواری امام صادق علیه السلام فرمود کسی که یک جرعه شراب بخورد خدا و پیامبران و مؤمنان او را لعنت میکنند اگر به مقداری بخورد که مست شود روح ایمان از او دور و به جایش روح پلید شیطانی جایگزین میگردد پس نماز را ترک میکند و ملائکه او را سرزنش میکنند و خداوند به او خطاب میکند ای بنده کافر شدی بدا به حال تو سپس امام فرمود بدا به حالش بدا به حالش به خدا سوگند یک سرزنش الهی از هزار سال عذاب سختتر است. لعنت کرده خدا هستند هر جا بروند از پناه خدا بیرونند و هلاک میشوند پس فرمود ملعون است کسی که امر الهی را ترک میکند اگر به صحرا رود صحرا هلاکش میکند اگر به دریا رود دریا غرقش میکند پس او مغضوب به خشم خداوند بزرگ است 30 . 7 سرقت فضل بن شاذان که از بزرگان اصحاب ائمه و از دانشمندان مشهور شیعه است نقل میکند که حضرت رضا علیه السلام سرقت را از گناهان کبیره شمرده است 31 .و در روایت اعمش آمده که حضرت صادق علیه السلام از قول نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده است زنا نمیکند کسی که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشد و هم چنین دزدی نمیکند شخص دزد در حالی که ایمان داشته باشد 32 .آری بنابراین روایت زناکار و سارق از ایمان به خدا و روز قیامت بهرهای ندارند. روایات و حرامخواری
نعمت های الهی - جلسه سوم - (متن کامل + عناوین)
حرامخواری بود. امام حسین س به زینالعابدین س فرمود شکم اینها را حرام پر کرده است فقد ملئت بطونکم من الحرام 30 . نعمت دست و پایک نعمت هم دست است که باید از آن نیز درست استفاده کرد. امیرمؤمنان س از این نعمت چنان استفاده کرد که پیامبر ص فرمود ضـربه علی یوم الخندق خیـر من عباده الثقلین 31 .با دست میتوان حدیث و قرآن نوشت و نیز میتوان با نوشتن نامههای محبت آمیز دیگران را به اسلام جذب کرد. همچنین با دست میتوان بر سر یتیم دست کشید. پیامبر اکرم ص میفرماید به تعداد موهایی که از زیر دستتان میگذرد حسنه برایتان نوشته میشود. 32 از دست میشود در دعا هم استفاده نمود. امام زین العابدین س دستش را بلند میکرد و در سحر 300 مرتبه میفرمود الهی العفو الهی العفو 33 .یک نعمت هم پاهاست که میشود با آن به عیادت مریض به تشییع جنازه اموات و شهدا و به مجالس بزرگداشت اهلبیت رفت و قدمهای خوبی برای رفع مشکلات مردم برداشت. 1 . شرح اصول کافی مازندرانی 10 317. 2 . مؤمنون 23 10 ـ 11؛ آنان تنها وارثانند. وارثانی که از روی شایستگی بهشت فردوس را به میراث میبرند و خود در آن جاودانهاند. 3 . همان 1ـ2؛ هم آنان که در نمازشان با حضور قلب و فروتنند. 4 . همان 3؛ و از هر گفتار و کردار بیهوده و بیفایدهای رویگردانند. 5 . نهج البلاغه 431. 6 . بحار الانوار 69 305 باب 116 حدیث 52؛ مستدرک الوسائل 1 111 باب 12 حدیث 120. 7 . مؤمنون 23 4. 8 . مؤمنون 23 5 ـ 6؛ و نگهدارنده دامنشان از آلودگی جنسیاند.مگر در کامجویی از همسران یا کنیزانشان که در این زمینه مورد سرزنش نیستند. 9 . همان 8؛ و مؤمنان امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند. 10 . همان 9؛ و همواره بر اوقات و شرایط ظاهری و باطنی نمازهایشان مراقبت دارند. 11 . همان 10 ـ 11. 12 . بقره 2 110؛ و آنچه از کار نیک چون عبادت و خدمت به خلق برای خود پیش فرستید آن را نزد خداوند خواهید یافت. 13 . همان 158؛ قطعا خداوند در برابر عمل او پاداشدهنده و به وضعیت او داناست. 14 . یونس 10 62 ـ 63؛ آگاه باشید یقینا نه بیمی برای اولیای خداست و نه اندوهگین میشوند 15 . آل عمران 3 189؛ مالکیت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست و خداوند بر هر کاری تواناست. 16 . تحف العقول 5 مقدمه . 17 . بحار الانوار 1 220 ح 52. 18 . همان 2 32 ح 20. 19 . الکافی 1 34؛ من لایحضره الفقیه 4 378. 20 . ابراهیم 14 24ـ25؛ آیا ندانستهای که خداوند چگونه کلمه طیبه توحید و آثار
مصرف درست نعمتها
حرامخواری بود. امام حسین ع به زینالعابدین ع فرمود شکم اینان از حرام پر شده است فقد ملئت بطونکم من الحرام . 30 نعمت دست و پانعمت دیگر دست است که باید از آن نیز درست بهره برد. امیرمؤمنان ع از این نعمت چنان استفاده کرد که پیامبر ص فرمود ضـربه علی یوم الخندق خیـر من عباده الثقلین . 31 با دست میتوان حدیث و قرآن نوشت و نیز میتوان با نوشتن نامههای محبت آمیز دیگران را به اسلام جذب کرد. همچنین با آن میتوان بر سر یتیم دست کشید. پیامبر اکرم ص میفرماید به تعداد موهایی که از زیر دستتان میگذرد حسنه برایتان نوشته میشود. 32 از دست میشود در دعا هم استفاده نمود. امام زین العابدین ع دستش را بلند میکرد و در سحر 300 بار میفرمود الهی العفو الهی العفو . 33 یک نعمت هم پاهاست که میشود با آن به عیادت مریض به تشییع جنازه اموات و شهدا و به مجالس بزرگداشت اهلبیت ع رفت و قدمهای خوبی برای رفع مشکلات مردم برداشت. پی نوشت ها 1 . شرح اصول کافی مازندرانی 10 317. 2 . مؤمنون 23 10 ـ 11؛ آنان تنها وارثانند. وارثانی که از روی شایستگی بهشت فردوس را به میراث میبرند و خود در آن جاودانهاند. 3 . مؤمنون 23 1ـ2؛ هم آنان که در نمازشان با حضور قلب و فروتنند. 4 . مؤمنون 23 3؛ و از هر گفتار و کردار بیهوده و بیفایدهای رویگردانند. 5 . نهج البلاغه نامه 47. 6 . بحارالانوار 69 305 باب 116 حدیث 52؛ مستدرک الوسائل 1111 باب 12 حدیث 120. 7 . مؤمنون 23 4؛ وکسانی که زکات میپردازند. 8 . مؤمنون 23 5 ـ 6؛ و نگهدارنده دامنشان از آلودگی جنسیاند.مگر در کامجویی از همسران یا کنیزانشان که در این زمینه مورد سرزنش نیستند. 9 . مؤمنون 23 8؛ و مؤمنان امانتها و پیمانهای خود را رعایت میکنند. 10 . مؤمنون 23 9؛ و همواره بر اوقات و شرایط ظاهری و باطنی نمازهایشان مراقبت دارند. 11 . مؤمنون 23 10 ـ 11؛ آنان همان وارثان هستند که بهشت را به ارث میبرند و در آن جاودانهاند. 12 . بقره 2 110؛ و آنچه از کار نیک چون عبادت و خدمت به خلق برای خود پیش فرستید آن را نزد خداوند خواهید یافت. 13 . بقره 2 158؛ قطعا خداوند در برابر عمل او پاداشدهنده و به وضعیت او داناست. 14 . یونس 10 62 ـ 63؛ آگاه باشید یقینا نه بیمی برای اولیای خداست و نه اندوهگین میشوند. 15 . آل عمران 3 189؛ مالکیت و فرمانروایی آسمانها و زمین فقط در سیطره خداست و خداوند بر هر کاری تواناست. 16 . تحف العقول 5 مقدمه . 17 . بحارالانوار 1220 حدیث 52. 18 . همان 2 32 حدیث 20. 19 . الکافی 1 34؛ من لایحضره الفقیه 4 378. 20 . ابراهیم 14 24 ـ 25؛ آیا ندانستهای که خداوند چگونه کلمه طیبه توحید و آثار
حلال و حرام مالی - جلسه سی و هفتم (متن کامل +عناوین)
حرامخواری است. یعنی آدم عاقل حرام نمیخورد. وجوب شناخت موارد ربابر تمام مرد و زن واجب است موارد ربا را بشناسند. در حرام مالی کم و زیاد مطرح نیست. حرام مالی میخواهد ده میلیارد تومان یا یک دانه گندم باشد. با اینکه بزرگان دین میگویند یک دانه گندم مالیت ندارد معنیش این است که شما نمیتوانید یک دانه گندم را بردارید و بفروشید. ما در مملکت پولی را به تناسب یک دانه گندم نداریم.بنابراین یک عدد گندم مالیت ندارد یعنی پولی در برابرش وجود ندارد ولی تمام بزرگان دین ما بر اساس فقه اهل بیت میفرمایند یک عدد گندم ملکیت دارد یعنی آن کشاورز بزرگواری که چهار ماه در آفتاب گرم زحمت کشیده و شبها بیدار مانده تا این محصول را به وجود بیاورد میتواند یک دانه از دویست خروار گندم زمین خود را بردارد و بگوید این مال من است اسلام این را قبول دارد و میگوید مال این شخص است. حالا یک نفر بیاید از کناراین زمین عبور بکند دست ببرد و از خوشه یک دانه گندم را بخورد و به صاحب زمین نگوید طبق آخرین آیه شریفه سوره مبارکه زلزال ومن یعمل مثقال ذره شرا یره کسی که به وزن یک ارزن گناهی داشته باشد در قیامت آن گناه را جلوی چشم خود میبیند. نمیتواند گفت یک دانه گندم یک گردو یا یک خوشه انگور چیزی نیست. نمیتوان مسالهای را که خدا به روی آن حساب باز کرده نادیده گرفت.داستانی از کتاب مرحوم فیض کاشانیوجود مبارک مرحوم ملامحسن فیض کاشانی محدث خبیر و داماد صدرالمتالهین شیرازی در المحجه البیضا میفرماید پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود روز قیامت یک نفر از این که او را به دادگاه میآورند بهت زده میشود میگوید ما که نه عرق خوردیم نه رابطه نامشروع داشتیم و نه اهل ریختن آبروی مردم بودیم نه حرام خوردیم ما را به چه علت به دادگاه آوردهاند؟ به او میگویند شما روزی به مغازه قصابی رفتی که گوشت بخری انگشت خود را گذاشتی روی یک قطعه گوشت و به قصاب گفتی از این گوشت به من بدهید. مقداری از چربی آن گوشت به نوک انگشت تو چسبید قصاب هم ناراحت نشد و راضی نبود که دست به آن بزنی اگر قصاب را راضی نکنی گرفتار عذاب خواهی شد. تصرف در یک عدد گندم با بیرضایتی صاحب آن حرام است و کاری به این ندارد که یک دانه گندم است.دوستی داشتم که برایم یقین بود که از اولیای خدا است برای اینکه بیست و پنج سال از عمرم را در تهران و در سفرها کنار ایشان بودم من که در آن بیست و پنج سال حتی یک گناه صغیره از او ندیدم. حداقل دو ساعت از نیمه شب را مثل مادر داغدیده در نماز شب گریه میکرد و چقدر پاک زندگی میکرد. ایشان برایم گفت مردی از اولیای خدا به من گفت در یک مکاشفه به محضر مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف شدم دیدم بدن حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام سالم است فقط بخشی از بدن آن حضرت زخم است عرض کردم یابن رسول الله هزار و پانصد سال است که شما شهید شدهاید این زخمها هنوز خوب نشده است؟ فرمود نمیگذارند خوب بشود. گفتم چه کسانی نمیگذارند خوب بشود؟ گفت همین افرادی که روی منبرها دروغ میخوانند این دروغها بدن مرا زخم میکند و نمیگذارند خوب بشود. کتابهای معتبر ما برای ذکر مصیبت مانند ارشاد مفید لهوف سید بن طاوس الذریعه نفس المهموم و منتهی الآمال است. مردم با ذکر مصیبت درست بیشتر گریه میکنند نیاز نیست که این همه دروغ گفته شود.ناراحتی ائمه علیهم السلام از افراد حرام خواریک رفیق خیلی خوب داشتم. به من گفت زمان شاه با خانواده به مشهد رفتم که ده روز بمانم. یک نفر به من گفت اگر اتاق میخواهی برو از فلانی اجاره کن جای خوب و تمیزی است. رفتم پیش صاحب خانه به من گفت الان مسافر دارم دو تا از اتاقهای من فردا شب خالی میشود. برای شب اول یک جایی را موقت گرفتیم تا فردا شب.شب وجود مبارک حضرت رضا علیه السلام را در خواب دیدم یک طرف ایستاده بودند فردی که سری کاملا شبیه خوک داشت طرف دیگری ایستاده بود. امام هشتم علیه السلام با ناراحتی به من گفتند در این ده روز میخواهی در خانه او بروی؟ از او میخواهی اتاق اجاره بکنی؟ من از خواب پریدم. فهمیدم منظور حضرت همان کسی است که فردا شب میخواهم به خانه او بروم. صبح پیش او رفتم و بدون واهمه به او گفتم من دیشب چنین خوابی را دیدهام بدنت بدن آمیزاد و سرت شبیه به خوک بود امام هشتم علیه السلام هم به من فرمودند از تو اتاق اجاره نکنم. گفت حضرت رضا علیه السلام درست فرمودند من گرفتار حرام مالی و گناه هستم. به خانه ما نیا اما به حرم که میروی برای من دعا کن تا خدا مرا آدم کند.آخرین وصیت پیامبر قبل از وفاتبعدازظهر بیست و هشت ماه صفر آثار
برنامۀ خداوند برای زندگی انسان
آثار و نتایج بزرگ شمردن خداکسی که در باطن چنین حالی پیدا کرد که خداوند عظیم بینهایت است و در کنار این عظیم بینهایت همهچیز برایش کوچک مینمود این خصوصیات در او ظهور میکند اول کنترل زبان منع فاه من الکلام ؛ دهانش در کنترل بسیار شدیدی قرار میگیرد. آیهای در قرآن است وما کان لنبی ان یغل سورۀ آلعمران آیۀ 161 اگر بخواهیم فارسی معنی کنیم این میشود هیچ پیغمبری توان خیانت ندارد. وقتی آدم از نظر اعتقاد و حال اینگونه شد اصلا زبانش قدرت بر دروغ غیبت تهمت شایعه و ریختن آبروی آبروداران را ندارد. زبان صحرای رهاشدهای در وجود او نیست که هر خار و خس و خاشاکی در این صحرا روییده شود و زبان مرتب هیزم جهنم بسازد. به ما دستور دادهاند فحش را با فحش سب دشنام را با سب ناسزا را با ناسزا دروغ را با دروغ غیبت را با غیبت و تهمت را با تهمت جواب ندهید؛ پس چهکار کنیم؟ کسی در مدینه حضرت مجتبی ع را دید پرسید او کیست؟ گفتند پسر علیبنابیطالب ع است. جلو آمد و بر اساس حاکمیت فرهنگ اموی در آن زمان هرچه از دهانش درآمد به حضرت مجتبی ع گفت. امام مجتبی ع هم سکوت کامل کرد تا آن شخص دهانش کف کرد؛ طوری که دیگر نمیتوانست حرف بزند. وقتی تمام شد امام ع فرمودند مسافر هستی؟ گفت بله. فرمودند اگر خانه نداری من خانه دارم؛ پول نداری من پول دارم؛ لباس نداری بیا من به تو لباس بدهم؛ غذا نداری بیا من به تو غذا بدهم؛ در این شهر بدهکار هستی بیا من بدهکاری تو را بدهم. بله مردم را ماتزده کنید. بدزبان را در خانواده ماتزده کنید. ای عروس باکرامت اگر مادرشوهر فحاشی داری ماتزدهاش کن؛ برادر اگر برادر بدزبانی داری ماتزدهاش کن. آن شخص ماتش برد. مگر جواب فحش فحش نیست؟ مگر جواب این حرفهای بیهودۀ من شمشیر نیست؟ مگر این آدم در مدینه غریب است؟ به چهار نفر بگوید تا با مشت بر سرم بزنند مغزم در دماغم میریزد گفت من یک چیزی از شما میخواهم؛ امام مجتبی ع فرمودند آماده هستم. گفت قدرت و معنویت داری پسر علی هستی؛ به این زمین بگو تا دهان باز کند و مرا فرو ببرد؛ من غلط کردم اشتباه کردم. زبان بدگویان را ماتزده کنید تا زبان از انحراف به جادۀ هدایت برگردد. فرض کنید کسی در اوج منبرمان از جا بلند شود و درخواست مشروعی بکند تمام مردم در سکوت و گوینده هم در اوج منبر کسی بلند شود و بگوید آقای گوینده نسخه دارم پولش را هم ندارم چرا حرف میزنی پایین بیا و برایم پول جمع کن؛ اصلا روحیۀ منبر بهکل بههم میخورد؛ یعنی آدم میماند ساکت میشود میبرد. امیرالمؤمنین ع در اوج منبر و در مسجد کوفه در حال سخنرانی بود؛ گلویش هم وصل به خداست. یکمرتبه یکی از خوارج نهروان بلند شد وسط جمعیت با دست اشاره کرد و گفت تبا لک یا علی مرگ بر تو عجب شیرینزبان هستی شما آدمهای مقامدار آدمهای صندلیدار آخوند صندلیدار آخوند گوینده اگر چنین مسئلهای در مجلست اداره و وزارتخانهات پیش بیاید چهکار میکنی؟ به خودت بگو چهکار میکنی؟ من چهکار میکنم؟ هفتهشت نفر از جا بلند شدند؛ امیرالمؤمنین ع فرمودند به شما که نگفت مرگ بر شما چرا تکان خوردید و بلند شدید؟ بنشینید و بگذارید دنبالۀ حرفهای من را گوش بدهد شاید خدا دستش را بگیرد. در خانواده دوستان ادارات و قوم و خویشهایتان بدزبان را ماتزده کنید. کسی که وجود مقدس محبوب ازل و ابد را شناخته و در باطنش عظمت وجود او را جلوه داده باشد منع فاه من الکلام زبانش ترمز عجیبی دارد و اگر پایش را از روی ترمز زبان بردارد میگوید عزیزم این همه به من فحش دادی و از من غیبت کردی اگر من مقصر هستم خدا من را ببخشد؛ اگر تو مقصر هستی خدا تو را ببخشد. کاری که زینالعابدین ع کرد. وقتی عموزادهاش آمد و هرچه از دهانش درآمد به ایشان گفت و رفت امام ع به اهل خانه و یاران گفتند برای تلافی برویم؟ گفتند بله یابنرسولالله؛ بیادب بیتربیت آمدند و در زدند؛ عموزاده در را باز کرد. زینالعابدین ع بدون معطلی فرمودند عموزاده جان اینهایی که گفتی اگر در من است خدا من را ببخشد و اگر در من نیست و تو در حق من اشتباه کردی خدا تو را ببخشد. از فردا به بعد همۀ ما تمرین کنیم و ببینیم میتوانیم مثل امام حسن ع زینالعابدین ع و دیگر انبیا و ائمه با خانممان بچههایمان عروس و دامادمان و مردم رفتار کنیم؟ اگر نمیتوانیم در شیعهبودنمان لنگ میزنیم. دوم پرهیز از حرامخواری
English