در حقیقت یقین امیرالمؤمنین ع هموزن یقین همه انبیا و اولیای الهی است. یقین امیرالمؤمنین ع به حقایق با یقین پیغمبر ص هموزن است. … بنابراین ثابت میشود که خداوند سازنده هفت طبقه دوزخ نیست پس چه کسی است؟ حالا از امیرالمؤمنین ع بشنوید که یقین ایشان کمال و اکمل یقین است. … عذابها در دنیا نیست؛ پس این چیست؟ این خدایی که رحمانیت و رحمتش بینهایت است پس این هفت طبقه دوزخ چیست؟ انبیا و ائمه غرق در یقین به پروردگارخیلی جالب است که امیرالمؤمنین ع
660 مطلب یافت شد
امیرالمؤمنین(ع)، جلوهٔ کامل ربوبیت خداوند
امیرالمؤمنین ع جامع همه ارزشهانهتنها یقین امیرالمؤمنین ع به حقایق عالم در اوج کمال بود بلکه همه اوصاف و ارزشهای وجودی او اینگونه بود. … به خداوند ویژگی مهم امیرالمؤمنین ع حالا این امیرالمؤمنین ع که جامع همه ارزشها و فاقد همه نواقص بودند یک ویژگیاش یقین … بشود یقین من به خدا اضافه نمیشود علی کیست؟ هنوز که دنیا نشناخته و نمیدانیم کیست ما با دیدن یک کرم ابریشم با برگ درخت توت پیله بستن مرگ و پلاسیده شدن و بعد تبدیل شدن همین جنازه پلاسیدهشده خشک به پروانه میگوییم یقینا عالم خدایی دارد و تا حالا این خبر را نمیدانستم؛ اما امیرالمؤمنین ع
استاد انصاریان: حسد و کبر مانع رسیدن انسان به اسرار الهی/ یقین علمی، یقین کشفی و شهود قلبی چیست؟
ع نیز آمده است بک عرفتک من به وسیله خودت خودت را شناختم؛ نه با تماشای درخت دریا زمین و آسمان. این کار دل استوی افزود در سوره تبارک ملک کارگردانان دوزخ از دوزخیان میپرسند شما شایسته آمدن به جهنم نبودید پس چه شد که جهنمی شدید؟ جواب میدهند لو کنا نسمع او نعقل . اگر ما در دنیا نسبت به خدا و حقایق اندیشه میکردیم یعنی به عقل تکیه میکردیم که صدای توحید از آن میآید یا حالا عقل خودمان کار نمیکرد به یک جلسه علمی و پیش یک عالم میرفتیم و دلایل حق را میشنیدیم؛ اگر نسمع او نعقل بودیم ما کنا فی اصحاب السعیر حالا جهنمی نبودیم. میبینند و سراغ خدا در قلبشان زنده میشود؛ این یقین شهودی است که امیرالمؤمنین … یقین به پروردگار ویژگی بارز حضرت ابراهیم ع به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در بیتالاحزان اصفهان اظهار کرد یک ویژگی بسیار مهم حضرت ابراهیم ع که آثار کاملی را در تمام دوره زندگیاش از خود ظهور داد یقین بود و قرآن مجید یقین ابراهیم ع را مطرح کرده است. یقین به فارسی یعنی باور کامل که انسان در این باور دچار شک و تردید نیست. حقایقی برای او مسلم است که نمیتواند از این حقایق مسلم چشم بپوشد و روی برگرداند. یقین علمی یقین کشفی و شهود قلبیاستاد برجسته اخلاق حوزه های علمیه با بیان اینکه مراتب یقین در ابراهیم ع دارای سه مرتبه یقین علمی یقین کشفی و شهود قلبی می باشد گفت یقین علمی برای بیشتر مردم پیش میآید؛ یعنی این در به روی همه انسانها باز است. انسان توفیق پیدا میکند و حقایق را یاد میگیرد راه علم را طی میکند در این راه با دلیل و استدلال و حکمت آشنا میشود و نسبت به حقایق یقین پیدا میکند. به عنوان مثال یقین برای دانشمندان تاریخ بشر در رشته هایی که داشتند از طریق علم حاصل می شد. یقین نعمت کمی نیست و جای آن در قلب استمحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم قرآنی ادامه داد تعبیر دیگر یقین علمی حکمت است. حکمت یک تعبیر دانش است که پروردگار در سوره بقره میفرماید ومن یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا سوره بقره آیه 269 کسی که دانش استوار و یقینی به او عطا شده خیر کثیر به او داده شده است. یقین نعمت کمی نیست و جای آن در قلب است؛ یعنی بهترین برترین و باارزشترین عضو وجود انسان که عالمان آگاه و عارف بیدار شیعه از قلب به حرم الله تعبیر میکنند؛ البته با تکیه به روایتی از وجود مبارک امام صادق ع که میفرمایند القلب حرم الله . آنها این تعبیر را از این روایت گرفتهاند و یک حقیقتی که جای آن در این حرم الله هست یقین است. این یک نوع یقین که با ارزش استوار و درست است. عالمان بسیاری به حقایق عالم باور استواری داشتندنویسنده کتاب ارزشمند اوصاف اولیای الهی تصریح کرد عالمان بسیار و باارزشی در این شهر وجود داشتند که دارای حکمت بودند و به خاطر داشتن این حکمت بسیار عالمان استوار و فرهیختهای بودند. براساس داشتن این حکمت نسبت به حقایق عالم باور بسیار استواری داشتند و زور هیچ حادثه تلخ و شیرینی هیچ کتاب و گفتار خلافی به آنها نرسید که از یقین و باور خالی کند. شهود قلبی مافوق علم استاستاد انصاریان به مرتبه دوم یقین یعنی شهود قلبی اشاره و خاطرنشان کرد شهود قلبی مافوق علم است؛ یعنی آدم به مرتبهای از ایمان تقوا معرفت کرامت و اخلاق میرسد که در قلب به روی باور شهودی باز میشود. این یقین بالاتر از یقینی است که از علم گرفته شده و مستقیما از عالم غیب گرفته میشود؛ یعنی سرمایهای است که باید آدم به جایی برسد که قلب آن یقین را از عالم غیب و الهی بگیرد. شهود قلبی در کلام اهلبیت ع وی در مورد شهود قلبی در کلام اهلبیت ع گفت حضرت یعقوب ع چهل سال گریه میکرد اما به گفته قرآن مجید در کنار گریهاش میگفت اشکو بثی وحزنی الی الله سوره یوسف آیه 86 . من با قلبم با خدا معامله میکنم و این فراق را با خدا معامله میکنم؛ نه اینکه فراق به من هجوم کند و اینقدر غصه و اندوه بر سرم بریزد که مرا بکشد؛ من جانم را دست قاتلی مثل اندوه نمیدهم من کنار خدا زندگی میکنم و حزنم را با خدا معامله میکنم؛ یعنی من اینگونه عبادت میکنم و حزن مرا پای من حساب میکند. اشکو بثی وحزنی الی الله یعنی من غصه را با یوسفم معامله نمیکنم. پروندهای بوده که خدا در خانواده من باز کرده و من از این پرونده عبادت میگیرم. یقین کشفی کار علم و حکمت نیست وی در مورد مرتبه سوم یقین یعنی یقین کشفی گفت یقین کشفی کار علم و حکمت نیست؛ در دعای صباح امیرالمؤمنین
امیرالمؤمنین(ع)، مقدّمترینِ امت پیامبر(ص)
امیرالمؤمنین ع همین بوده است. امتیازات امیرالمؤمنین ع از منظر اهلسنتحالا در این بحث بسیار اصولی مقدم و مؤخر همچنین اینکه در مقدم و مؤخر بودن انسانها امام واجبالاطاعه مقدم است و مؤخر مامومی است که اطاعت او واجب است و اگر اطاعت نکند چون راه را کج رفته است خیر دنیا و آخرتش تامین نمیشود؛ با یک دنیا ادب ببینیم که نظر بزرگان از علمای اهلسنت در زمینه این بحث طبیعی نفسی حکمی شرعی و قرآنی چیست؟ آنها چه میگویند؟ آیا آنها امیرالمؤمنین ع را بهخاطر امتیازاتش بر کل مقدم میدانند یا مؤخر؟ آیا کس دیگری را بر امیرالمؤمنین مقدم میدانند؟ روایاتشان دراینزمینه خیلی هم پرقیمت است -تقدم امیرالمؤمنین ع بر کل امتدر جلد اول ینابیعالموده صفحه 202 آمده است قطعهقطعه معنا میکنم نمیتوانم توضیح بدهم؛ چون توضیح هر کدامش به دوتا ماه رمضان نیاز دارد عن جابر ابن عبدالله الانصاری قال رسول الله اقدم امتی سلما پیغمبر ص فرمودند مقدمترین نه مقدم؛ اقدم یعنی مقدمترین امت من از نظر داشتن اسلام و تسلیم بودن به خدا و اکثرهم علما آنکه دانشش از کل امت من تا قیامت بیشتر است و اصحهم دینا آنکه از نظر دینداری دین و اعتقاد اخلاق و عمل سالمترین در امت من است و افضلهم یقینا آنکه یقینش به خدا نبوت من معاد قرآن و قضاوقدر الهی از همه برتر است و اکملهم حلما آنکه در بردباری در برابر تمام حوادث از همه امت کاملتر است پیغمبر در این روایت مرتب از آخرین مرحله کمالات میگویند واسمحهم کفا آنکه دست بخشندگی جود سخاوت و عطا کردنش در کل امت من از همه بازتر و گشادهتر است واشجعهم قلبا آنکه شجاعت دلش از همه امت من بیشتر است. این شخص چه کسی است؟ اهلسنت این را نقل میکنند با آدرسی که شنیدید اقدم امتی سلما و اکثرهم علما و اصحهم دینا و افضلهم یقینا واکملهم حلما واسمحهم کفا واشجعهم قلبا علی وهو الامام علی امتی . حکایتی شنیدنی از عشق قنبر به امیرالمؤمنین ع یک جمله برای این واسمحهم کفا از همه بخشندهتر است برایتان بگویم؛ قنبر عاشق امیرالمؤمنین ع بود سرش را هم در عشق علی ع داد و شهید شد. حجاج او را دستگیر کرد و گفت اگر از علی دست برداری آزاد هست. قنبر گفت سرم برای تو علی ع برای من. حجاج گفت سرش را بزنید سرش را بریدند. این یعنی برای یک چشم بههمزدن برای جانش حاضر نشد که مقدم و مؤخر کند و مؤخر را مقدم؛ چون نه خدا اجازه میدهد نه خردمندان نه عالمان و نه عاقلان. همه میگویند مقدم مقدم است مؤخر هم مؤخر است. مقدم تا قیامت در مقدمبودنش است مؤخر هم باید خودش را مؤخر نگه دارد و مقدم نکند. اگر مقدم کند چون خلاف کل خلقت است به جهنم میرود. روزی قنبر نزد امیرالمؤمنین ع آمد هیچکس پیش حضرت نبود؛ به امام گفت علی جان کاری برای تو کردهام باید بیایی و ببینی. امیرالمؤمنین ع بلند شدند و بهدنبالش آمدند. ایشان قنبر را دوست داشتند. قنبر خیلی متدین و سالم بود. به در خانه قنبر آمدند قنبر کلید انداخت در را باز کرد و گفت داخل بیا. تعبیر روایت است که یک جوال یعنی یک گونی خیلی بزرگ در دالان خانه قنبر بود. قنبر گفت علی جان دیگر طاقتم تمام شد از نان خشک خوردن گرسنه خوابیدن و کهنه پوشیدن؛ از اینکه مدام کفشت را وصله روی وصله میزنی تو رئیسجمهور این مملکت هستی برای چه نان جوی خشک میخوری؟ برای چه وقتی چیزی هم به نانت اضافه میکنی یک دوغ کمرنگ ترشیده است؟ چرا آبگوشت رقیق گوشت شتر میخوری؟ چرا گاهی گرسنه میخوابی؟ چرا گاهی شبها نان نداری؟ من این را خردهخرده برای شخص تو ذخیره کردهام در آن را باز کن. حضرت در جوال را باز کردند نصف جوال نقره بود و نصفش هم طلا. قنبر گفت این را روی کولم بیندازم و به خانهتان بیاورم یکخرده زندگیات را عوض کن؛ دیگر این پیراهن پاره را دربیاور و این کفش پاره را هم نپوش؛ در این 63سالگی دیگر نان جو را با زانویت خرد نکن که در آب بزنی و بخوری. بس است دیگر حضرت گفتند قنبر تو این جوال پر از طلا و نقره را برای من ذخیره کردهای؟ قنبر گفت بله حضرت گفتند اگر آتش میآوردی و به خانه من میزدی همین زندگی مرا خاکستر میکردی برایم بهتر بود. سریع برو و فقرا را جمع کن معطل نکن قنبر مطیع است در گونی را باز گذاشت تمام آن را تقسیم کرد و گونی را تکان داد و برگشت. قنبر همینطوری مات به حضرت نگاه میکرد و با خود میگفت این کیست؟ اینکه کل پول مملکت ارتش و قدرت مملکت در دستش است این کیست؟ کلام پایانی-یقین
راهنمایان حقیقی دین، جامع همهٔ کمالات انسانی
اثبات ولایت بلافصل امیرمؤمنان ع الف دلایل عقلی و کلامی در کتب فقهیدر رابطه با این مسئله که بهطور یقین امیرالمؤمنین ع با اذن پروردگار راهنمای
اقتدای به امیرالمؤمنین(ع) در سایهسار چهار حقیقت
امیرالمؤمنین ع و اما اخلاقش؛ من قطعهای از ایشان نقل بکنم که خیلی شگفتآور است. یکنفر به نام عبیداللهبنحر جعفی اهل منطقه اهل کوفه بود که آدم ثروتمندی بود و قبیلهای داشت. آدم شجاع و در حد خودش باسواد بود. این شخص با امیرالمؤمنین ع بیعت نکرد؛ بعد هم به بیابان زده بود آنجا زندگی میکرد و زندگی خیلی آبادی داشت. تا اینکه جنگ صفین پیش آمد که سه ماه هم طول کشید. عبیداللهبنحر جعفی که نمک علی ع را خورده بود به کمک معاویه رفت. جنگ که تمام شد گفت من اگر به کوفه بروم با من چهکار میکنند؟ پس به معاویه گفت من دیگر روی این را ندارم که به کوفه بروم و به شام میآیم. معاویه گفت بیا برویم؛ تو در آنجا آزاد هستی اما اگر بخواهی با علی زندگی بکنی در فنر هستی و باید مقید باشی. ما کاخ باغ پول پلو و کباب طلا و نقره در شام داریم. با معاویه به شام رفت و هیچکس هم از او خبر نداشت؛ یعنی خودش را خیلی نشان نمیداد و از آنهایی شده بود که آهسته برو آهسته بیا خانمش خیلی جستوجو کرد؛ خانم جوانی داشت که در پی او بود و میگفت این شوهر ما چه شده است بالاخره اعلام کرد که من یقین … امیرالمؤمنین ع برای زحمات ریاستجمهوری هم حقوق نگرفتند. ج عفت و پاکدامنی و عفه ؛ من کلمه عفت را زیاد در لغت دیدهام که درباره عفت چه میگویند؛ نهایتا بهمعنی پاکدامنی در همه امور مالی بدنی و شهوانی است. د استواری در دین و سداد ؛ استوار باشید تا بادها شما را نلرزاند ماهوارهها منحرف نکند و فرهنگ غرب بازیهای سیاسیون و احزاب دعوای دو عالم شما را بیدین نکند. دیگری گناه میکند تو چرا بیدین میشوی؟ دیگری خطا میکند تو چرا از مدار دین بیرون میروی؟ مگر روح و عقلت به این آقا یا آن آقا به این حزب یا آن حزب بسته است؟ مگر خدا تو را برای احزاب آفریده است؟ تو مستقلا بنده خدا باش؛ حالا دههزار جور جریان منفی هم دور تو میگذرد بگذرد بدتر از تهران و مفاسد تهران شیراز اصفهان و شهرهای دیگر روزگار دختر عمران در فلسطین بود. رباخوری تجارتشان بود و فحشا و منکرات بیداد میکرد. این دختر خانم هنوز چهاردهپانزدهسال هم نداشت و در فاسدترین محیط خاورمیانه بود؛ اما چندبار فرشتگان با او حرف زدند 1 و اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نسا العالمین سوره آلعمران آیه 42 .2 یا مریم اقنتی لربک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین سوره آلعمران آیه 43 .3 یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا والآخره ومن المقربین سوره آلعمران آیه 45 .مریم کار تو به جایی رسیده و رحم تو آماده شده که من پیغمبر چهارم اولوالعزمم را در باطن تو پرورش بدهم. مگر او در زمانش فساد نداشت؟ نمیشود خودم را حفظ بکنم؛ چه کسی میگوید نمیشود یا نمیتوانم؟ پس اینهمه نهی پروردگار عالم بیخود است و نمیدانسته من نمیتوانم ولی میگوید این کارها را نکن یا این پول را نخور؟ یعنی این منهیات را گتره نازل کرده است؟ امیرالمؤمنین ع میگویند شلبازی درنیاورید و قوی و پابرجا باشید ورع داشته باشید.این یک بخش مطلب بود که او دریای بینهایت کمالات و ارزشهاست. ما محدود هستیم و میتوانیم با محدودیت خودمان در اموری که خودشان پیشنهاد کردهاند به حضرت اقتدا کنیم. حالا به سراغ خودش برویم. بهت انسان از نگاه توحیدی امیرالمؤمین ع یک نگاه توحیدی را برایتان بگویم؛ به خدا آدم ماتش میبرد ما رایت شیئا ؛ اینکه امام میگویند ما رایت شیئا چون همه اشیا و عناصر در مقابل دیدشان بود. روی منبر کوفه فرمودند به جادههای آسمانها عالمتر از جادههای زمین هستم؛ یعنی زمین چیزی نیست که من به راههای مثلامدینه تا مکه یا مدینه تا طائف عالم باشم اینها چیزی نیست و من به جادههای آسمانها عالم و آگاه هستم. هیچکس هم غیر از او نه انبیای خدا و نه امامان بعد از او که فرزندانش هستند هیچکس در عالم جز امیرالمؤمنین ع این ادعارا نکرد. حضرت نیامدند ثابت کند که مردم سلونی قبل ان تفقدونی ؛ نگفتند از چه نگفتند سلونی من الارض سلونی من الما سلونی من النبات سلونی من التاریخ گفتند فقط از من بپرسید قبل از اینکه من در میان شما نباشم. سلونی از من بپرسید یعنی همهچیز را از من بپرسید؛ اما بر امت روزگارت افسوس واقعا افسوس ما رایت شیئا چیزی را در این عالم ندیدم یعنی همه عالم را دیدهام الا و رایت الله قبله و معه و بعده مگر اینکه خدا را پیش از او یافتم خدا را با او یافتم و خدا را بعد از او یافتم. این برای اعتقاد حضرت بود درباره یقینش هم پنجشش شب برایتان صحبت کردم که کیفیت یقین … امیرالمؤمنین ع و فضلبنعباس فرمودند زیر بغل مرا بگیرید و به مسجد ببرید. راه هم طولانی نبود پیغمبر ص عاشق مسجد بود و خانهاش به مسجد چسبیده بود؛ اما حالا این عشق مقداری ضعیف شده است وقتی آدم در یک املاکی میرود و میگوید خانهای با این اوصاف میخواهم میگویند اتفاقا عالیترین را داریم میخواهی برویم و ببینیم؟ میگوید برویم ببینیم. تا نزدیک خانه میشود و میبیند دیوار به دیوار مسجد است میگوید نمیخواهم من با خدا با اذان و اقامه محراب و منبر کاری ندارم؛ جایی را به ما بده که خوش باشیم اینجا مسجد مزاحم است ولی پیغمبر ص منزلشان را جایی گرفتند که در خانه درون مسجد باز میشد و راه هم طولانی نبود که اذیت بشوند. این ششهفت قدم زیر بغلشان را گرفتند و به مسجد آوردند در پله اول نشستند و به مردم هم اعلام کردند من دارم میروم؛ انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی لن یتفرقا ابدا حتی یردا علی الحوض یعنی قرآن و اهلبیت یک ماهیت و حقیقت هستند که به زبان ساده قرآن مجید یادگار کتبی پیغمبر ص اهلبیت علیهمالسلام یادگار انسانی از پیغمبر هستند؛ یعنی امیرالمؤمنین ع امام مجتبی ع و حضرت سیدالشهدا ع قرآن هستند. -روایات بالاترین معجزه اهلبیت علیهمالسلام ما روایات زیادی داریم که ای کاش برای من فرصت بود تا در حد عقلم و ذهنم برایتان توضیح میدادم. ائمه ما میفرمایند نحن الصلاه ما نمازخوان نیستیم بلکه ما خود نماز هستیم؛ یعنی وقتی ما مقابل پروردگارمان رکوع و سجود و تشهد و حمد میخوانیم این خود نماز است که به پروردگار تواضع میکن؛ نحن الصوم ما خود روزه هستیم یا نحن الحج ما خود حج هستیم؛ یعنی قرآن مجید و اهلبیت علیهمالسلام یک ریشه با دو شاخه هستند که ریشه پروردگار عالم است قرآن یک شاخه آن که وحی است و یک شاخه هم اهلبیت علیهمالسلام هستند که تکتک آنها ولیالله اعظم هستند. اگر بخواهیم روایات را کنار بگذاریم بازی دربیاوریم روشنفکرنمایی بکنیم و بگوییم نه ما روایات را قبول نداریم و فقط قرآن؛ چگونه میخواهی قرآن مجید را بدون روایت بفهمی؟ اول اول قرآن و اول سوره بقره است که پروردگار میفرماید الذین یؤمنون بالغیب ویقیمون الصلاه سوره بقره آیه 3 . همه روایات به کنار در کتابها را هم بستیم و کنار گذاشتیم؛ کیفیت این اقامه صلاتی که پروردگار میگوید چیست؟ کجای قرآن دارد که حمد در نماز واجب است؟ کجای قرآن دارد که نماز صبح ظهر و عصر مغرب و عشا چند رکعت است؟ کجای قرآن مجید دارد که ذکر رکوع و سجود چیست؟ کجای قرآن دارد که تشهد چیست؟ کجای قرآن دارد که سلام چیست؟ روایات یعنی زبان پیغمبر ص و ائمه علیهمالسلام اینها را بیان کرده است؛ بقیه عبادات و اغلب حلال و حرام هم همین است. معصوم باید برای من بیان بکند که حلالها و حرامها چیست. امیرالمؤمنین ع هر روز از سر بازار تا ته بازار کوفه میرفتند و میگفتند یا معشر التجار الفقه ثم المتجر اول فقه یاد بگیرید بعد تجارت کنید. همه فقه هم که در قرآن نیست پروردگار عالم در قرآن میگوید واحل الله البیع وحرم الربا سوره بقره آیه 275 چند نوع بیع داریم؟ پروردگار عالم در قرآن مجید میگوید تجاره عن تراض سوره نسا آیه 29 انجام بدهید معنی عن تراض چیست؟ اگر بخواهم به سراغ روایت نروم روزی دومیلیون ربا میگیریم و میدهم و میگویم هر دوی ما راضی هستیم؛ چون قرآن گفته عن تراض من راضی هستم او هم راضی است. در زنا هم مرد باید بگوید من راضی هستم زنا کنم و زن هم باید بگوید من راضی هستم زنا بدهم توضیح این حرام و حلال الهی را از کجا باید گرفت؟ آدم چطوری دیندار میشود؟ چگونه آدم بدون روایات دیندار میشود. برادران و خواهران روایات بالاترین معجزه اهلبیت علیهمالسلام است؛ چون نه معجزه دستی و نه معجزه دمی است که به یک مرده بدمم و زنده بشود. این کار را کردهاند و این معجزه است اما بالاترین معجزه نیست؛ بلکه بالاترین معجزه ائمه طاهرین علیهمالسلام همین روایاتشان است. این روایت در اصول کافی است و من قبل از اینکه اصول کافی را ترجمه بکنم واقعا اینقدر به ارزش روایات آگاه نبودم. من دو سال تمام کنار این روایات نشسته بودم و مینوشتم؛ لغت و تفسیرهای روایی را میدیدم؛ تفسیر ملاصدرا را میدیدم؛ تفسیر ملاصالح مازندرانی را میدیدم که در اصفهان نوشته شده و دوازده جلد است. ایشان بسیاری از مشکلات روایات کافی را حل کرده است. یک طلبه مازندرانی است و عجب عالمی بوده این روایت در اصول کافی با سند است و به شما هم یقین
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
قاطعانۀ امیرالمؤمنین ع به رحمت پروردگارقطعهای از دعای کمیل را گوش بدهید که حرف امیرالمؤمنین ع است. یقین … امیرالمؤمنین ع میفرمایند فان الله سبحانه و تعالی خلق الخلق حین خلقهم یعنی همان لحظهای که اراده کرد تمام انسانها را خلق بکند. میدانید که خدا تا حالا میلیارد میلیارد مرد و زن خلق کرده است. امام میفرمایند غنیا عن طاعتهم هیچ نیازی به عبادت این میلیاردها میلیارد انسان نداشت. باز حرف امیرالمؤمنین ع در جای دیگر است که میفرمایند عبادت یک معدن سنگین است که وقتی مردم در این معدن را باز کنند یعنی وارد عبادت بشوند گنجهای بینهایتی نصیبشان میشود. آمنا من معصیتهم وقتی خلق را آفرید و اراده کرد که میلیاردمیلیارد را بیافریند در امان از گناه این خلق بود. لانه لا تضره معصیه من عصاه و لا تنفعه طاعه من اطاعه اطاعت احدی سودی به خدا نمیرساند و گناه این میلیارد میلیارد هم گردی به دامن کبریایی او نمینشاند. ارزش عبادت به آزادی در عملباز به اول بحث برگردم؛ رحمت تشریعیه یعنی رحمت رحیمیه بسم الله الرحمن الرحیم . این انسان مختار و آزاد چون ارزش عبادت به آزاد انجام دادن است اگر یکی دستوپای مرا ببندد زانویش را هم روی سینهام بگذارد و بگوید نمازت را اینطوری بخوان کتبسته پابسته و زانو روی سینهات در حال فشار باشی و بگوید نمازت را بخوان وگرنه تو را میکشم؛ من هم نمازخوان نبودم حالا میبینم گرفتار شدهام نماز را مطابق میل او میخوانم. این نماز زوری و غیراختیاری میشود که هیچ ارزشی ندارد. هیچ عبادت زوریای ارزش ندارد و ارزش عبادت به انتخاب اختیاری است که هیچکس بالای سرم نیست هوا تاریک و رختخوابم گرم خوابم هم خیلی شیرین است روانداز را کنار میزنم و از روی تخت پایین میآیم وضو میگیرم رو به قبله میایستم و نمازم را میخوانم؛ حالا یا دوباره میروم یا بیدار میمانم و کارم را انجام میدهم. این عبادت ارزش دارد چون خودم به انتخاب اختیار شوق و عشق خودم انجام میدهم. وقتی این عبادت در روز شب هفته ماه و سال انجام بگیرد تا به پایان عمرم برسم که نفس تمام میشود رحمت رحیمیه تمام این عبادتهای مرا میپوشاند و از طریق رحمت رحیمیه پاداش دارد که پاداشش هم بهشت است. -آتش دوزخ سرانجام ترککنندگان عبادتحالا اگر من خودم عشقی به عبادت ندارم دوست ندارم و نمیخواهم عبادت کنم نمیخواهم ترک گناه کنم؛ یعنی عشقم میکشد که نماز نخوانم روزه نگیرم و در کار خیر پول خرج نکنم عشقم هم میکشد که عرق بخورم قمار بکنم یا خانمی عشقش کشیده از صبح که بیرون میرود تا غروب بیحجاب باشد و خودش را در معرض نگاههای آلوده چندصد نفر قرار بدهد آنها هم از این هیکل مو قیافه و لباس لذت ببرند. اینجا چهکار کرده است؟ اینجا جلوی رحمت رحیمیه را گرفته و در حقیقت به رحمت رحیمیه میگوید تو را نمیخواهم به زبان سادهتر به خدا میگوید مگر نمیخواهی رحمت رحیمیهات را در برابر عمل نیک اختیاری خرج کنی؟ من نمیخواهم و این عمل نیک اختیاری را انجام نمیدهم آن اعمال بد اختیاری را هم انجام میدهم. این مرد یا زن در اینجا خودشان با ترک عبادات و آلوده شدن به گناهان جهنم را برای خودشان ساختهاند. -یقین … ع با یقین کل فرشتگان و آدمیزاد فرق میکند. حضرت در این دعا میفرمایند فبالیقین اقطع لولا ما حکمت به من تعذیب جاهدیک و قضیت به من اخلاد معاندیک ای پروردگارم یقین دارم یقینی قاطعانه که اگر کسی در این عالم منکر تو نمیشد اصلا منکر نداشتی و یک دشمن در انسانها نداشتی همه قبولت داشتند و همه هم رفیقت بودند لجعلت النار کلها بردا و سلاما آن هفت طبقه جهنم هم بهشت میشد و هفت طبقه دیگر به آن هشت طبقه بهشت اضافه میشد. مردان و زنان این قطعه را اینطور از بهشت کندهاند و به آتشگاه تبدیل کردهاند؛ تو این کار را نکردهای تو خدای دوزخ خدای خشم و عذاب نیستی و خود مرد و زن این بلاها را سر خودشان آوردهاند. بهشت لطف تو رحمت رحیمیه احسان و کرامت توست؛ ولی جهنم کار همین مرد و زنی است که اختیارا میگویند عبادتالله و خدمت به خلقالله نمیخواهیم پرهیز از شراب عرق ورق زنا اختلاس دروغ تهمت و محرم و نامحرمی را هم نمیکنیم. این گروه هستند که بین خودشان و رحمتالله فاصله ایجاد کردهاند. مؤمنین و توابین شایستۀ رحمت رحیمیۀ الهیحالا سؤال میشود اگر این گروه گنهکار ترککنندگان عبادتالله و عقبنشینیکرده از خدمت به خلقالله که هنوز نمردهاند از عالم دینی واجد شرایط و درسخواندهای بپرسند که آقا ما پنجاه شصت سال است بین خودمان و رحمت رحیمیه حجاب ایجاد کردهایم کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون سوره مطففین آیه 15 این خیلی بلای بزرگی است که من اعتقادا و عملا به آفریننده و روزیدهندهام بگویم تو را نمیخواهم خودت را که نمیخواهم طبعا قرآن و دستوراتت را هم نمیخواهم حلال و حرامت را هم نمیخواهم حجاب و محرم و نامحرمیات را هم نمیخواهم که صریح قرآن است؛ اما تمام گناهانی که از زمان بعد از آدم ع تا حالا اختراع شده همهاش را میخواهم. آنطرف خوبی و عبادت نکردهام و اینطرف هم گناهان را مرتکب شدهام هنوز هم زندهام و حجاب بین من و پروردگار است رحمت رحیمیه به من نمیرسد و مانع دارد؛ مثل این است که من تمام شیشههای اتاقم را قیر بمالم و بگویم خورشید تو را دوست ندارم و نمیخواهم به اتاق من بتابی من این کار را کردهام و بین خودم و رحمت رحیمیه پرده و حجاب انداختهام؛ رحمت آنطرف است و اصلا مرا نمیگیرد؛ آیا امکان دارد که این حجاب را بردارم؟ -امکان رفع حجاب بین انسان و پروردگارمن باید از یک عالم وارد بپرسم؛ حالا که پیغمبر ص نیست تا از پیغمبر ص بپرسیم ائمه هم نیستند و دوازدهمیشان هم غایب است هیچ چارهای نیست جز اینکه آدم معالم دینیاش را از عالم درستی بپرسد. اگر بپرسد آن عالم طبق آیات قرآن که مدرک اصلی و سند واقعی استهمچنین روایات بخصوص روایات جلد دوم عربی کتاب اصول کافی پاسخ میدهد. الآن نمیدانم در ترجمه کدام جلد است؛ چون چندجور ترجمه شده است. اصول کافی را که من ترجمه کردهام پنج جلد شده و هر جلدی پانصد صفحه است؛ الآن نمیدانم در کدام جلد از ترجمه خودم است. حالا در هزارتا کتاب دیگر هم هست که شما به هزارتا کتاب دسترسی ندارید اما میتوانید اصول کافی را بخرید و بخوانید. البته شما را نمیگویم آنهایی که از یک عالم میپرسند بین ما و رحمت رحیمیه حجاب است آیا امکان برطرف شدن این حجاب هست و رحمت رحیمیه شامل حال ما بشود؟ -منافقین سزاوار درک اسفلاین عالم صددرصد جواب میدهد بله هست؛ حالا من این حجاب را چطوری میتوانم رد کنم؟ این فاصله بین خودم و رحمت رحیمیه را چگونه میتوانم ازبین ببرم تا من هم مثل آن مرد یا زنهایی بشوم که با اختیار خودشان عبادتالله و خدمت به خلقالله داشتهاند؟ تو میگویی صددرصد ممکن است؟ بله ممکن است که این حجاب کنار برود و رحمت رحیمیه شامل من بشود. من باید چهکار کنم؟ اگر از من بپرسند به آنها میگویم که به این آیه را گوش بدهید؛ جهنم هفت طبقه دارد که امیرالمؤمنین
رستگاری ابدی در پرتو پیوند همیشگی با پروردگار
برتری امیرالمؤمنین ع در یقین به وجود خداوندبه سراغ حرف امیرالمؤمنین ع بروم. … آیهای درباره ابراهیم ع است که میگوید ما از ملکوت سماوات و ارض پرده برداشتیم تا ابراهیم در جاده یقین قرار بگیرد. آنوقت امیرالمؤمنین … یقین در قلبش حرکت کرد. بزرگان دین نقل کردهاند که امیرالمؤمنین ع فرمودهاند لو کشف الغطا ازددت یقینا اگر خدا همه پردهها را از جلوی چشم سر عقل و قلب من بردارد به یقین
مراسم سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در مؤسسه دارالعرفان برگزار شد
امیرالمؤمنین ع همواره در سختی ها و مشقت ها به سر بردند.حجت الاسلام والمسلمین صابریان با بیان اینکه باید نسبت به معرفی حضرت خدیجه کبری بیشتر تلاش کنیم بیان داشت در مورد زندگی حضرت خدیجه س باید بیشتر مطالعه کرد چرا که ایشان ثروت خود را در راه خدا داد و کفن الهی و ردای پیامبر اکرم ص بدن آن حضرت را دربرگرفت.وی با بیان اینکه پیامبر اکرم ص در کنارحضرت خدیجه س احساس آرامش میکرد و در پی وفات آن حضرت پیغمبر اکرم ص تا یک مدتی خانهنشین شد گفت باید محققان پژوهشگران و اهل قلم غربت و مظلومیت حضرت خدیجه س را از بین ببرند.وی با بیان اینکه ائمه ع به حضرت خدیجه س افتخار میکردند گفت حضرت خدیجه س پیامبر اکرم ص را به خاطر خویشاوندی امانتداری حسن خلق و راستگویی انتخاب کرده است و این ملاکها باید در زندگی امروزی ما جوانان اجرا شود.حجت الاسلام و المسلمین صابریان اظهارداشت دفاع از حق ایثار صبر و مقاومت و استقامت ویژگیهای بارز حضرت خدیجه س بودند همچنین دفاع از ولایت یکی از ویژگیهای دیگر حضرت خدیجه س بود و ایشان به ولایت امیرالمؤمنین ع اعتقاد و یقین
استاد انصاریان: جایگاه و اهمیت قلب سالم در اسلام
امیرالمؤمنین ع میفرماید من و پیغمبر ص از خانه درآمدیم پنج انگشت پیغمبر لای پنج انگشت من بود داشتیم آرام در حالی که حرف هم نمیزدیم با همدیگر میرفتیم وارد محلی شدیم یک مرتبه دیدیم چهار کارگر آستین کهنه لباس مندرس زیر تابوتی را گرفتند و دارند به طرف بقیع میبرند پیغمبر ص به من فرمود علی جان برویم تشییع جنازه؟ گفتم امرتان واجب است برویم فرمود میرویم یک بار جلوی تابوت را میگیریم و یک بار هم میرویم پشت تابوت و عقب تابوت را روی دوش میگذاریم اینگونه تشییع جنازه را تقسیم میکنیم گفتم برویم.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم اظهار کرد جنازه وارد بقیع شد در حالی که آن چهار کارگر بودند و من و پیغمبر ص ما دو نفر جلو و عقب جنازه را گرفتیم دو نفر از کارگرها هم شدند مشیع جنازه مرده را گذاشتند روی زمین پیغمبر فرمود علی جان تو آب بریز من این مرده را خودم غسل میدهم قلب سالم و ارزش دل سالم پیغمبر ص و علی ع را تا کجا میکشد؟وی تاکید کرد اگر دلتان میخواهد آیات حسد بخل آیات کبر قرآن و آیات کینه قرآن را بخوانید ببینید خدا به صاحبان اینگونه دلها مهر دوزخی شدن زده است بنابراین ثروتمندان از هزینه کردنتان در راه خدا بخل نکنید هزینه کردنتان برای زائر ابی عبدالله ع که از شهر شما رد میشود دریغ نکنید از همه مهمتر از خمس واجبتان به زوار بخل نورزید. امام زمان ع میفرماید ثروتمندانی که خمس ندادند و مردند اولین دشمن آنها در قیامت ما اهل بیت ع هستیم.استاد انصاریان با بیان اینکه ایمان یک درخت است و ریشهاش یقین … امیرالمؤمنین ع درباره اینکه چرا به برخی مردان و زنان مؤمن گفته میشود و چه ویژگیها و خصوصیتهایی دارند؟ میفرماید الایمان شجره یعنی این ایمان که در سرزمین وجود مؤمن است یک درخت پرقیمت و درخت عظیم معنوی و با ارزش ملکوتی است.استاد انصاریان یادآور شد ریشه این درخت باور است ظرف باور در وجود انسان قلب است و راه به دیگر اعضا و جوارح ندارد. قرآن مجید و روایات برای قلب ارزش سنگینی قائل هستند تمام خوبیها و همه زشتیها و بدیهای انسان در گرو قلبش است.وی افزود در یکی از آیات قرآن میخوانیم کسانی که قیامت میدانند دچار عذاب میشوند اگر بر فرض کسی خود را در قیامت دوزخی ببیند و به اندازه سطح کره زمین طلا در اختیارش باشد و این را برای نجات از دوزخ بپردازد قبول نمیشود و از دوزخ هم نجات پیدا نمیکند و او را از عذاب نجات نمیدهد.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم تاکید کرد فرزندان هم در قیامت سودی به حال دوزخی ندارند ممکن است کسی وارد قیامت شود و اهل دوزخ باشد ولی فرزند بسیار شایسته داشته باشد ولی چون اهل دوزخ است شایستگی آن فرزند یا فرزندان کاری برایش صورت نمیدهد. خیلیها در طول تاریخ بودند و الآن هم هستند که خودشان آدمهای بیدین و شری هستند ولی فرزندان بسیار پرارزشی دارند.وی ادامه داد پروردگار میفرماید الا من اتی الله بقلب سلیم مگر اینکه در قیامت کسی بیاید دل با ایمان قلب با یقین
استاد حسین انصاریان تشریح کرد؛ جایگاه قلب سالم در اسلام/ ایمان شرم داشتن از خدا و خلق خداست
امیرالمؤمنین ع میفرماید من و پیغمبر ص از خانه درآمدیم پنج انگشت پیغمبر لای پنج انگشت من بود داشتیم آرام در حالی که حرف هم نمیزدیم با همدیگر میرفتیم وارد محلی شدیم یک مرتبه دیدیم چهار کارگر آستین کهنه لباس مندرس زیر تابوتی را گرفتند و دارند به طرف بقیع میبرند پیغمبر ص به من فرمود علی جان برویم تشییع جنازه؟ گفتم امرتان واجب است برویم فرمود میرویم یک بار جلوی تابوت را میگیریم و یک بار هم میرویم پشت تابوت و عقب تابوت را روی دوش میگذاریم اینگونه تشییع جنازه را تقسیم میکنیم گفتم برویم.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم اظهار کرد جنازه وارد بقیع شد در حالی که آن چهار کارگر بودند و من و پیغمبر ص ما دو نفر جلو و عقب جنازه را گرفتیم دو نفر از کارگرها هم شدند مشیع جنازه مرده را گذاشتند روی زمین پیغمبر فرمود علی جان تو آب بریز من این مرده را خودم غسل میدهم قلب سالم و ارزش دل سالم پیغمبر ص و علی ع را تا کجا میکشد؟وی تاکید کرد اگر دلتان میخواهد آیات حسد بخل آیات کبر قرآن و آیات کینه قرآن را بخوانید ببینید خدا به صاحبان اینگونه دلها مهر دوزخی شدن زده است بنابراین ثروتمندان از هزینه کردنتان در راه خدا بخل نکنید هزینه کردنتان برای زائر ابی عبدالله ع که از شهر شما رد میشود دریغ نکنید از همه مهمتر از خمس واجبتان به زوار بخل نورزید. امام زمان ع میفرماید ثروتمندانی که خمس ندادند و مردند اولین دشمن آنها در قیامت ما اهل بیت ع هستیم.استاد حسین انصاریان با بیان اینکه ایمان یک درخت است و ریشهاش یقین … امیرالمؤمنین ع درباره اینکه چرا به برخی مردان و زنان مؤمن گفته میشود و چه ویژگیها و خصوصیتهایی دارند؟ میفرماید الایمان شجره یعنی این ایمان که در سرزمین وجود مؤمن است یک درخت پرقیمت و درخت عظیم معنوی و با ارزش ملکوتی است.استاد حسین انصاریان یادآور شد ریشه این درخت باور است ظرف باور در وجود انسان قلب است و راه به دیگر اعضا و جوارح ندارد. قرآن مجید و روایات برای قلب ارزش سنگینی قائل هستند تمام خوبیها و همه زشتیها و بدیهای انسان در گرو قلبش است.وی افزود در یکی از آیات قرآن میخوانیم کسانی که قیامت میدانند دچار عذاب میشوند اگر بر فرض کسی خود را در قیامت دوزخی ببیند و به اندازه سطح کره زمین طلا در اختیارش باشد و این را برای نجات از دوزخ بپردازد قبول نمیشود و از دوزخ هم نجات پیدا نمیکند و او را از عذاب نجات نمیدهد.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم تاکید کرد فرزندان هم در قیامت سودی به حال دوزخی ندارند ممکن است کسی وارد قیامت شود و اهل دوزخ باشد ولی فرزند بسیار شایسته داشته باشد ولی چون اهل دوزخ است شایستگی آن فرزند یا فرزندان کاری برایش صورت نمیدهد. خیلیها در طول تاریخ بودند و الآن هم هستند که خودشان آدمهای بیدین و شری هستند ولی فرزندان بسیار پرارزشی دارند.وی ادامه داد پروردگار میفرماید الا من اتی الله بقلب سلیم مگر اینکه در قیامت کسی بیاید دل با ایمان قلب با یقین
عظمت و ارزش وجودی انسان
ارزش وجودی انسان در کلام امیرالمؤمنین ع -امیرالمؤمنین ع چشمۀ جوشان علم پروردگارحالا ارزش خودمان را از قول امیرالمؤمنین ع هم بشنویم. همه ما یقین
یقین، ویژگی برجستۀ ابراهیم(ع)
ع یقین کشفی کار علم و حکمت نیست؛ این جمله امیرالمؤمنین ع … این یقین شهودی بود که امیرالمؤمنین ع داشتند و میفرمودند یا من دل علی ذاته بذاته ؛ اما زینالعابدین ع در دعای ابوحمزه ثمالی که فکر کنم از زمان … یقین برای آنها از طریق علم حاصل شد. شما فرض کنید که به یک نفر میگوییم این آب سرد و خنک از دو عنصر آتشین مرکب است. یک عنصر اکسیژن نام دارد که کارش سوزاندن است. تیرآهن بیست را با حرارت اکسیژن میبرند که همه صنعتگران مخازنش را دارند. یک عنصر آب هم هیدروژن است که قابلیتسوختن دارد؛ یعنی میسوزاند و میسوزد. پروردگار عالم با ترکیب خاص دو به یک این سوزنده و سوختنی را قاتی کرده و آب درست شده است. مردم آب را میخورند و میگویند آتش درونم خاموش شد. به خودشان آب میزنند و میگویند از گرمازدگی در آمدیم. هوا خیلی گرم میشود حیاط را آبپاشی میکنند و میگویند برای اینکه خنک بشود. وقتی ما با یک نفر راجعبه عنصر آب و دو عنصر ترکیبی سازنده آب صحبت میکنیم این شنونده هم کاملا بیخبر است و میگوید یکچیزی گفت و رفت گاهی هم باور نمیکند و میگوید مگر میشود؟ امکان ندارد که از یک سوزنده و یک سوزان آب سرد درست بشود این شخص باطلگویی میکند خلاف میگوید و اشتباه میکند؛ اما اگر شما پیش عالم شیمیدانی میروی که از طریق علم اکسیژن و هیدروژن را کاملا شناخته خودش هم هر دو را با همان برابری دو به یک در آزمایشگاه ترکیب کرده و دیده که آب جوشید. او اهل باور است. برخلاف اولی که نیمساعت با او صحبت کردیم و گفتیم به حضرت عباس ع آب ترکیبی از یک ماده سوزان و سوزنده است؛ اما باور نکرد و گفت این آقا شعر میگوید این عالم که کاملا در علم شیمی متخصص شده اکسیژن و هیدروژن را از طریق علم شناخته و از طریق علم هم فهمیده که ترکیب این دو عنصر تولید آب میکند؛ حالا یک نفر به این عالم بگوید آب ترکیبی از اکسیژن و هیدروژن نیست بعد هم برود. رفیقش به او بگوید که او چه کسی بود؟ این عالم میگوید یک جاهل بود که حرفهای بیهوده میگفت. اگر یکمیلیون نفر هم پیش این عالم بیایند و بگویند وقتی اکسیژن و هیدروژن ترکیب بشود آب درست نمیشود. در باورش کمترین اثر منفی نمیگذارد؛ چون او عالم و دانای به این حقیقت است درسش را خوانده در آزمایشگاه دیده و تجربه به او نشان داده است. کسی نمیتواند باور این آدم را بگیرد. این یقین است. یقین حقیقتی است که کسی نمیتواند از انسان بگیرد. -حکمت تعبیر پروردگار از دانشیک مرحله و یک نوع یقین یقین علمی است؛ به مدرسه دبیرستان و دانشگاه چه داخل و چه خارج رفتهام مغزم را هزینه کردهام و خواندهام. خواندههایم هم با تجربه به من ثابت شده است. اگر هشتمیلیارد جمعیت زمین جمع شوند و قسم بخورند که آب ترکیب اکسیژن و هیدروژن نیست در یقین من اثری نخواهد کرد. این یقین علمی است که بهتعبیر دیگر یقین حکمتی هم میگویند. حکمت یک تعبیر دانش است که پروردگار در قرآن میفرماید ومن یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا سوره بقره آیه 269 به کسی که دانش استوار و یقینی عطا شده خیر کثیر به او داده شده است. -قلب بهترین عضو انسان و جایگاه یقینیقین نعمت کمی نیست و جای آن در قلب است. قلب بهترین برترین و باارزشترین عضو وجود انسان است که عالمان آگاه و عارف بیدار شیعه از قلب به حرمالله تعبیر میکنند. این تعبیر آنها با تکیه بر روایتی از وجود مبارک امام صادق ع است که میفرمایند القلب حرم الله . آنها این تعبیر را از روایت امام گرفتهاند و یکی حقیقت که جای آن در این حرمالله است یقین است. این یک نوع یقین که باارزش استوار و درست است. شما عالمان بسیار فرهیخته و باارزشی در این شهر داشتید که دارای حکمت بودهاند. بهخاطر داشتن این حکمت عالمان بسیار استوار و فرهیختهای بودند و براساس داشتن این حکمت نسبت به حقایق عالم باور بسیار استواری داشتند. زور هیچ حادثه تلخ و شیرینی هیچ کتاب و گفتار خلافی به آنها نرسید تا از یقین و باور خالی کند. ب شهود قلبی مافوق علممرتبه دیگر یقین مرتبه شهود قلبی است که مافوق علم است. در واقع آدم به مرتبهای از ایمان تقوا معرفت کرامت و اخلاق میرسد که در قلب به روی باور شهودی باز میشود. این یقین بالاتر از یقینی است که از علم گرفته شده و مستقیما از عالم غیب گرفته میشود. یک سرمایهای است که اینجا نیست و باید آدم به جایی برسد که قلب آن یقین را از عالم غیب و الهی بگیرد. دو جمله دراینزمینه برایتان بگویم که البته فهمش خیلی مشکل است؛ برای من که خیلی مشکل است با اینکه پنجاه سال با قرآن روایات و دعاها سر وکار دارم لمس قلبی و عقلیاش برای من خیلی مشکل است. بارها خواندهام یا گفتهام؛ اما خودم نفهمیدهام -لمس قلبی مشکل برخی مفاهیمیکی از این جملات برای امیرالمؤمنین
امیرالمؤمنین(ع)، برترین و کاملترین الگوی بشریت
علمای مؤلف آن کتابها میگویند این روایاتی که ما درباره امیرالمؤمنین ع نقل میکنیم یقین صددرصد به صحیح بودنش داریم؛ اگر ما یقین نداشتیم یا از طریق … روایات این کتب درباره امیرالمؤمنین ع از رسول خدا ص نقل شدهاند؛ من بهعلت ارزش و عظمت نعمت اطمینان برای اینکه شما به پیغمبر ص اطمینان پیدا بکنید لازم است که یک مقدمه از قرآن برایتان بگویم تا دلتان به پیغمبر ص آرام بشود؛ بعد نظریات حضرت را درباره امیرالمؤمنین ع با یقین … یقین و اطمینان راه آرامش دلوقتی ابراهیم ع و وجود مبارک زینالعابدین ع بهدنبال آرامش دل هستند من و شما باید بیش از ابراهیم ع و زینالعابدین ع بهدنبال آرامش دل بدویم و هزینه کنیم. راه آرامش دل باور کردن قرآن نبوت پیغمبر ص ائمه علیهمالسلام و مطالبشان است. مطالب ماه رمضان امسال درباره وجود مبارک امیرالمؤمنین
عظمت دریای وجود امیرالمؤمنین(ع)
امیرالمؤمنین ع برای شناخت وجود مبارک امیرالمؤمنین ع که در تاویل آیه شریفه مرج البحرین از او به دریا تعبیر شده دریا جایی است که هنوز کسی به اسرار اعماق و کثرت موجوداتش پی نبرده است. حضرت زینالعابدین ع در یکی از دعاهایشان فرمودهاند یا من فی البحار عجائبه ای خداوندی که شگفتیهای آفریدههای تو در دریاست. ما نمیتوانیم به عظمت دریای وجود مبارک امیرالمؤمنین ع و شگفتیهایی پی ببریم که خدا در این دریا قرار داده است. اگر مستقلا بخواهیم وارد شناخت یا شناساندن حضرت بشویم یقینا کار ما نیست؛ چون اهل منطق قاعدهای دارند و میگویند معرف باید اجلای از معرف باشد. کسی که میخواهد حقیقتی را بیان کند خودش باید قدرت عقلی و علمی خیلی بالاتری داشته باشد تا آن حقیقت را معرفی کند. منابع مورد نیاز برای شناخت امیرالمؤمنین ع ما برای شناخت امیرالمؤمنین ع باید به چند منبع مراجعه کنیم -قرآن کریماول قرآن است؛ یقینی است که بخش مهمی از آیات علم ایمان جهاد و هجرت درباره امیرالمؤمنین ع نازل شده است. تا جایی که دانشمندان اهلسنت کتاب مستقلی بهنام الآیات نازله فی علی دراینزمینه دارند. -روایات اهلبیت علیهمالسلام بعد از قرآن هم باید به روایاتی مراجعه کنیم که از رسول خدا ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام درباره ایشان رسیده است. -زیارات نظامدادۀ ائمه علیهمالسلام بعد از روایات باید به زیارتهایی مراجعه کنیم که ائمه ما برای حضرت نظام دادهاند. -مراجعه به آثار رسیده از امیرالمؤمنین ع بعد از زیارتها هم برای شناخت علم اندیشه فکر و گسترش عظمت او باید به نهجالبلاغه و آثاری مراجعه کنیم که از حضرت در غیر از نهجالبلاغه به ما رسیده است. مقام امیرالمؤمنین ع در کتب اهلسنت-محبت امیرالمؤمنین ع پاککنندۀ گناهانآیات نازلشده بیش از سیصد آیه است که میتوانید در مجالس مختلف از گویندگان دانشمند و عالم بشنوید. من روایاتی را برایتان نقل میکنم که کمتر گفته میشود و کمتر هم شنیده شده است. اهلسنت کتابی شانزدهجلدی بهنام کنزالعمال دارند که نویسنده این کتاب در حدیث 320-321 از وجود مبارک رسول خدا ص با سند نقل کرده است. رسول خدا ص فرمودهاند حب علی بن ابیطالب یاکل الذنوب کما تاکل النار الحطب محبت به امیرالمؤمنین ع گناهان را میخورد و از پرونده انسان پاک میکند چنانکه آتش هیزم را میخورد و خاکستر میکند. -محبت محرک محبتی بسیار ارزشمندالبته باید به این نکته توجه داشت که طبع عشق عاشق این است عاشق سعی میکند خود را بهصورتی دربیاورد که معشوق او را بپسندد. امیرالمؤمنین ع یک گناه را هم بر انسان نمیپسندند حتی اگر صغیره باشد؛ چه برسد به گناهان کبیرهای که خداوند در قرآن به انجامدهندهاش وعده عذاب داده است. پس این محبتی که در فرمایش پیغمبر ص است یک محبت محرک است؛ یعنی محبت مرده نیست بلکه محبت و عشقی زنده است. این محبت به انسان توان و قدرت میدهد که خودش را در حد خودش با صفات و ارزشهای معشوق آراسته کند. این محبت محبت بسیار باارزشی است وقتی من اهل گناه و آلودگی بودم و اکنون که امیرالمؤمنین ع را شناختهام با قلب و عملم با او در رابطه قرار گرفتهام دیگر نمیتوانم بهطرف گناه قدم بردارم. مدام عشقم میکشد بهطرف ارزشهایی بروم که در امیرالمؤمنین ع بوده است؛ عشقم میکشد حرکت کنم و خودم را بهگونهای قرار بدهم که امیرالمؤمنین ع هم به من محبت داشته باشند.چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی ××××× که یکسر مهربانی دردسر بی -نشانۀ محب واقعیامام باقر ع میفرمایند ادعای محبت ارزشی ندارد بلکه دل باید از نظر عشق به امیرالمؤمنین ع گره بخورد و محب باید به وجود مقدس او اقتدا کند. وقتی این برنامه تحقق پیدا کند بهطور یقین
آیات عظمای پروردگار در زمین
امیرالمؤمنین ع است. اینها نشانههای خدا در راه توحید هستند که دوهزار سال پیش از خلقت عالم با توحید بیگانه نبودهاند و وقتی هم که خدا آنها را در دنیا آورد سفرشان من الحق الی الحق ادامه داشت. لذا کسی زبان خدا را مثل اینها در این عالم نمیفهمد.آشنا داند صدای آشنا ××××××× آری آری جان فدای آشنا -پاکسازی شرط اصلی فهم آیات الهیمن وقتی بیگانه باشم چهچیزی از قرآن میفهمم؟ من باید در این حوزه و عرصه وارد شوم خودم را پاکسازی بکنم تا یک کلمه بفهمم. پروردگار عالم دراینزمینه جدیدا واقعا به من لطف خاصی کرد و توفیق ویژهای داد تا رسالهای نوشتم. این رسالهام تازه تمام شده و سلوک بهسوی خدا نام دارد. موضوع رساله این است که اگر بخواهیم این جاده را برویم و به قرب و لقای او برسیم باید چهکار بکنیم؟ این رساله غیر از رسالههای سلوکی است که تاکنون نوشته شده است. بعضی از این رسالهها خیلی علمی بعضی هم کاربردی نیست و فقط نظری است. درحالیکه همه این رساله قابلعمل است؛ هم علل کمکدهنده به حرکت در این رساله هست و هم علل مانع بودن در حرکت در این راه است. -پربارترین و عظیمترین سفرهاسیر اینها من الله الی الله من الرب الی الرب من الرحیم الی الرحیم و من الحق الی الحق بود؛ یعنی هیچ سفری در این عالم پربارتر و عظیمتر از این سفر نبود. چنان به او ایمان داشتند که بهخاطر آشنا بودنشان از او به او سفر میکردند. لذا امیرالمؤمنین ع برای اینکه خدا را با دلیل نشان بدهند و بگویند این دلیل نشانه و علامت بر وجود توست بههیچعنوان بهسراغ میلیاردها نشانه نرفتهاند و نگفتهاند بنا دلیل بر بنا درخت دلیل بر کشاورز یا صنعت دلیل بر صنعتکار است. اصلا در طول عمرشان بهسراغ این دلایل نرفتند دلیل حضرت بر وجود خدا این بود یا من دل علی ذاته بذاته ای کسی که خودت دلیل بر وجود خودت هستی. فهم این هم خیلی مشکل است من که اصلا نمیفهمم تعارف و شکستهنفسی هم نمیکنم. یکی از دوستانم میگفت که برای چه به من میگویی شکستهنفسی نکن؟ نفس من پیش من نیست از اولی که من وارد زندگی شدهام نفس من پیش شیطان است؛ من چطوری او را بشکنم؟ اگر دست خودم بود آن را میشکستم. -خداوند دلیل بر وجود خودشحضرت میفرمایند ای کسی که دلیل بر تو خودت هستی؛ این یعنی چه؟ درک آن خیلی مشکل یا محال است کسی به امیرالمؤمنین ع بگوید که دلیل بر وجود خدا چیست؟ ایشان هم بگویند خود خدا دلیل بر وجودش است. شما ببینید امیرالمؤمنین ع چه فهمی از توحید داشتهاند که میفرمایند دلیل او خود اوست. دلیل آفتاب چیست که آفتاب است؟ خود آفتاب دلیل آفتاب است؛ آفتاب آمد دلیل آفتاب . این ایمان یقین
خداوند، مبدأ و منتهای امیرالمؤمنین(ع)
ارزشهای بیشمار وجودی امیرالمؤمنین ع این روایت که از رسول خدا ص نقل شده بهطور یقین قابلاثبات است. … امیرالمؤمنین ع میفرمایند هدیه را رد نکنید تکبر نکنید و بگویید برو خیال کردی ما محتاج این هدیه تو هستیم با کمال محبت قبول کن. امیرالمؤمنین ع در اصول کافی میگویند اگر قبول نکنی حیوان هستی و آدم نیستی. آنکه هدیه میآورد از روی عشق محبت و یک فکری برای تو هدیه میآورد برای چه رد میکنی؟ الآن خدا از رحم مادر تا اینجا چقدر به ما هدیه داده است؟ بالاترین هدیه خدا نبوت و امامت و قرآن است؛ رد نکن قبول کن رد کنی حیوان هستی. پیغمبر ص پول را گرفتند و فرمودند علی جان من این سیصد درهم را به تو هدیه کردم و هیچچیزی نمیخواهم. امیرالمؤمنین ع هم پولها را برداشت و رفت. به خودش گفت امشب بخشی از این پول را به شکلی برای خدا صدقه بده که خدا قبول کند؛ یعنی خالص پاک لله و به عشق خدا. شب بیرون آمدند خانمی از کوچه رد میشد صد درهم از آن سیصدتا را به آن خانم دادند و گفتند برای خودت. صبح شد انگار به گوش کسی رسیده بود به دو سه نفر گفت از علی خیلی تعجب است دیشب صد درهم به یک خانم بدکاره داده است. فردا شب هم صد درهم به مردی دادند فردا صبح مردم حرف زدند که علی دیشب به یک دزد صد درهم داده است. شب سوم صد درهم بقیه را به یکی دادند پخش شد که علی به آدمی که نیاز نداشت و وضعش خوب بود صددرهم داد. یکخرده از حرف مردم دلگیر شد که برای چه ولنگاری میکنید؟ برای چی حرف بیهوده میگویید؟ برای چه زبانتان را خرج گناه میکنید؟ چقدر بدبخت هستید پیش پیغمبر ص آمدند و گفتند آقاجان دلگیر هستم؛ شما سیصد درهم به من هدیه دادید من صدتا را شب اول به یک خانم دادم صدتا را به یک مرد و صدتا هم به یکی دیگر دادم. حضرت فرمودند علی جان دلگیر نباش الآن جبرئیل نزد من است و به من میگوید به علی بگو که خدا فرموده صدقه سه شب تو را قبول کردم. علی جان آن زن بدکاره یا یکخرده روشنتر آن زن زنادهنده پول به خانه برد جلویش گذاشت و گفت این درست است که خدا روزی مرا با دست علی به من برساند و من باز بهدنبال فحشا و منکرات بروم؟ آن زن توبه کرد؛ اما جبرئیل میگوید اصلا شغل آن مرد شب دوم دزدی بود پول را به خانه برد و گفت این درست است و مردانگی است که خدا به این راحتی برای تو پول میرساند آنهم با دست علی باز باید از دیوار مردم بالا بروی؟ او هم توبه کرد؛ و اما سومی جبرئیل میگوید آدم پولداری بود ولی پول را گرفت. دید از دست توست گرفت؛ به خانه رفته و گفته چقدر عجیب است من ثروتمند هستم اما نه زکات و نه خمس میدهم نه به مستحق کمک میکنم. مگر خدا چقدر کریم است با اینکه من نیازی نداشتم باید صد درهم به دست علی به من بدهد. من همین امشب صبح نشده حساب کل مالم را میکنم و زکاتم خمسم صدقاتم و کمک به مستحق را میدهم. کدام فضیلتش را بگویم؟ مگر میشود مگر میتوانیم؟ نمیشود ما هم ظرفیتش را نداریم همین مقداری که شنیدید بدانید امیرالمؤمنین ع کیست و بدانید که پروردگار عالم چه نعمتی به ما و به قلب ما داده است. -خیر دنیا و آخرت در دستان امیرالمؤمنین ع شخصی به امام صادق ع گفت یابنرسولالله من یک آیه را در قرآن اصلا نمیفهمم. امام فرمودند آیه را بخوان. مرد خواند ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه سوره بقره آیه 201 من این را نمیفهمم. امام صادق ع فرمودند در این دعا از خدا میخواهی آتنا یعنی میخواهم که خدایا دست من را در دنیا در دست علی بگذار و در آخرت هم دست من را در دست علی بگذار. این معنی آیه است. کلام آخر؛ به هر دین و به هر آیین علی گویم علی جویمبه جسمم تا که جان باشد ×××××××× علی گویم علی جویمزبانم تا در دهان باشد ×××××××××× علی گویم علی جویمچه در خواب چه بیداری ×××××××× چه در مستی چه هشیاریاینها یقینی است؛ روایت هست اما خوابش هم هست؛ نه اینکه خدای ناکرده و نعوذبالله بخواهم چیزی از خودم بگویم اگر قصدم گفتن چیزی باشد خدا مرا لعنت کند؛ من فقط برای یقین … امیرالمؤمنین ع را به او عطا کرده اثبات این مطلب برای او بسیار آسان است؛ اما اثباتش برای ما که ظرفیت عقلی قلبی و روحیمان محدود است مشکل خواهد بود. رسول خدا ص میفرمایند اگر همه درختان قلم همه دریاها مرکب و همه جن و انس قدرت نویسندگی پیدا بکنند؛ قلمها مرکبها و عمر جن و انس تمام میشود ولی فضایل تو تمام نمیشود. تو وجودی هستی که ارزشهایت به شماره و عدد درنمیآید. شاعر براساس همین روایت فرموده است کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست ××××××××× که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم گوشهای از فضایل او که اعجابانگیز است؛ واقدی از علمای بزرگ اهلسنت است و شخصیت قابلتوجهی در بین آنها دارد. وی میگوید هارونالرشید جلسهای تشکیل داد و از تمام چهرههای علمی بغداد ازجمله من در آن جلسه دعوت کرد. من وقتی وارد جلسه شدم دیدم شافعی یکی از چهار فقیه معروف اهلسنت که در آفریقا مصر کردستانها پیرو فقه او هستند بهخاطر علم شخصیت و توانمندی فکریاش کنار دست هارون نشسته است. هارون به شافعی گفت چند روایت از فضایل علیبنابیطالب ع بلد هستی؟ شافعی گفت آنچه در ذهنم است و حفظ هستم چهارصد روایت است. هارون گفت بگو نپوشان شافعی گفت پانصد روایت است. به رئیس قوه قضاییه مملکت پهناور ابویوسف قاضی گفت در فضیلت علیبنابیطالب ع چند روایت بلد هستی؟ او گفت من میترسم بگویم برای اینکه تو آدمی هستی که اگر ما از علی ع به تو خبر بدهیم میگویی درجا سرش را بزنید. هارون گفت نه نترس؛ من امروز این مجلسیان را امان شرعی دادهام کاری به کار کسی ندارم. واقعا هرچه روایت درباره علی ع و فضیلتش میدانی عددش را بگو. اهلسنت اینگونه مردم را حافظ لقب دادهاند؛ یعنی کسی که تعداد فراوانی روایت حفظ است نه اینکه نوشته است. ابویوسف گفت پانزدههزار روایت مسند و پانزدههزار روایت مرسل در فضایل علیبنابیطالب حفظ هستم. بعد ابویوسف قاضی که من واقدی بغل دستش نشسته بودم آهسته به من گفت چند روایت درباره امیرالمؤمنین ع حفظ هستی و چقدر روایت در فضایل او در ذهن توست؟ آرام به او گفتم بهاندازه تو روایت حفظ هستم؛ من هم سیهزار روایت در فضایل علیبنابیطالب حفظ هستم. ولادت در کعبه فضیلتی بزرگ برای امیرالمؤمنین ع از فضایل حضرت ولادتش در درون کعبه است؛ حالا غیرشیعه اگر بگوید نه و بعضیهایشان هم گفتهاند نه شخص دیگری را از اعراب روزگار جاهلیت علم کردهاند که پدر و مادرش بتپرست بودند و گفتند آنکه در کعبه به دنیا آمده این شخص است؛ ولی حالا به سراغ بزرگترین علمای قدیم و جدید اهلسنت میرویم. من دوتای آنها را بگویم چون به همهشان نمیرسم؛ اگر بخواهم بگویم صد کتاب مؤلفین و صفحه کتابشان را باید از روی نوشته نام ببرم که این امکان ندارد. اهلسنت کتابی قدیمی دارند که وقتی چاپ اختراع شد و مدتی بعد این کتاب در چهار جلد بزرگ چاپ شد.این کتاب به نام المستدرک علی الصحیحین است؛ این عالم بزرگ اهلسنت در جلد سوم صفحه 550 کتابش میفرماید و قد این یک جمله علمی است که الآن نمیتوانم برایتان توضیح بدهم. کار توضیح این جمله اول در قم و مدرسه فیضیه است؛ چون روایات را که در قم به ما یاد میدادند میگفتند مواظب باشید هر روایتی که در هر کتابی دیدید بهعنوان دین نخوانید روایات ما به این عناوین تقسیم میشود خبر واحد خبر مرسل خبر مسند خبر صحیحه خبر عامی خبر خاصی روایت عام روایت مطلق روایت مقید و پرارزشترین روایت هم روایت متواتر یعنی روایتی که صددرصد یقینی است و خیلی هم هست؛ مثلا دویستنفر از محدثین و علما نقل کردهاند که تواتر میشود. قد در قرآن زیاد است؛ مثل قد افلح المؤمنون سوره مؤمنون آیه 1 . هر جا کلمه قد آمد یعنی دیگر تردید و شک نکن؛ اگر تردید بکنی مریض هستی و درونت خراب است. حاکم نیشابوری در این کتاب مستدرک میگوید و قد تواترت الاخبار یعنی نه یکی نه دوتا نه صدتا نه دویستتا بلکه پشت سرهم دریاوار و تحقیقا روایت نقل شده است این را یک عالم سنی میگوید ان فاطمه بنت اسد ولدت امیرالمؤمنین فی جوف الکعبه . این عین روایت است که صاحب مستدرک و عالم بزرگ اهلسنت میگوید من شیعه نمیگویم میگوید ولدت امیرالمؤمنین فی جوف الکعبه یقین
غدیر در آینهٔ اشعار
امیرالمؤمنین ع داد و فرمود بیا این هم کتاب. لطف عام خدا به بندگاناین قصه جلد ششم با قصه حماسه حسینی مرحوم مطهری کاملا متفاوت است؛ این را من به شما یقین بدهم. … امیرالمؤمنین ع . حرمرفتن ایشان هم تماشایی بود؛ میآمد پایین پا اصلا ملاحظه هیچکس را نمیکرد یک ساعت ایستاده زیارت میخواند و مثل روز عاشورا جلوی امیرالمؤمنین ع گریه میکرد. گفت زیارت کردم و به حضرت گفتم من این کتاب را به خاطر شما لازم داشتم و برای خودم نمیخواستم. از نجف به بغداد رفتم آخوند غیرشیعهای را پیدا کردم که این کتاب را نه امانت داد و نه داد که من نگاه کنم و نه میکروفیلم بگیرم؛ من این کتاب را از خودت میخواهم. زیارتم تمام شد.یقین بدانید هرکس با علی ع است مشکلش حل میشود و هرکس بیعلی ع است مشکل روی مشکلش میآید. شما جوانان اگر مشکل دارید به امیرالمؤمنین متوسل شوید و به حضرت بگویید دیگر این گناه را نمیکنم رابطه نامشروع را قطع میکنم و به تو اقتدا میکنم؛ اگر مشکلتان حل نشد هرچه میخواهید به من بگویید. به قول شیخ بهایی یک دور تسبیح من را لعنت کنید. امیرالمؤمنین ع کلید خدا در دنیا و آخرت است و به هر قفلی هم میخورد. این را یقین … ع رساندم. گفتم من برای شما هستم. پدر و مادر من خائن هستند. 6 این آدم بعدا درس خواند و قوی شد و از شعرای بزرگ الغدیر امیرالمؤمنین شد. شعرش عربی است ولی اگر الغدیر را ببینید و به یک روحانی باسواد بدهید که بخواند و خطبهخط برای شما معنی کند این شاعر معجزه کرده است؛ امیرالمؤمنینی معرفی میکند و به ما میشناساند که آدم دلش پر از نور سرور و شادی میشود. 7 جلوه قدرت الهی یک خط شعر را بخوانم و حرفم تمام. نمیدانم شاعرش کیست؛ اما بسیار شعر باارزش و قابلقبولی است لیس علی الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحد 8 اصلا برای خدا سنگین نیست که این کار را کند. چهکار کند؟ اینکه تمام فرشتگان جن و انس آسمانها و زمین کل موجودات و تمام ارزشها را در یک نفر جمع کند؛ آدم آن یک نفر را که میبیند بگوید کل ملائکه انبیا ائمه روح عالم ملکوت عالم ملک خورشید و قمرها و آسمانهاست. میگوید این برای خدا کار مشکلی نیست خدا یک عنکبوت درست کرده است که یک کارخانه در شکمش گذاشته و بافندگی میکند. آن کارخانه از زیر سوراخهای شکم تار بیرون میدهد. یکدانه تار از چهار تار بههم تنیده است. هر یکدانه از آن چهار تار از هزار نخ بههم بافته شده که اینها را اگر دوازده صفر جلوی عدد شانزده بزنیم این تعداد تار را به همدیگر بتنیم به کلفتی یک موی سر و صورت ما نمیشود. برای خدا مشکلی نیست. لیس علی الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحدآنوقت این شاعر میگوید برای خدا سخت نبوده که کل عالم را در یک نفربه نام علیبنابیطالب ع جمع کرده است. من اینجا باید به آن مجتهد جامعالشرایط فقیه و حکیم حق بدهم که بیترس و لرز و با یقین
پیشتازان جنات خداوند
امیرالمؤمنین ع . این مهمترین کتاب است. عظمت علمی و روحیه شاگردپروری فوقالعاده شیخ مفید -سید رضی و سید مرتضی از تربیتیافتگان محضر شیخ مفیدیکی از این بچهها زیرنظر شیخ مفید سید رضی شد و برادر بزرگتر هم سید مرتضی شد. حالا من فرصت ندارم شخصیت سید مرتضی را برایتان بگویم. ایشان هشتاد جلد کتاب در 1200سال پیش نوشت که امروز کتابهایش را به زیباترین صورت چاپ میکنند آنهم چه کتابهایی یکی از کتابهایش که خیلی فنی است خیلی هم به درد من خورد و جدیدا هم چاپ شده است تنزیه الانبیا نام دارد و کتاب خیلی عالمانهای است.شیخ مفید با این عظمت علمی و روح مربیگریاش یکی از این دو بچه را به صاحب نهجالبلاغه و یکی را هم به نویسنده هشتاد کتاب ارزشی تبدیل میکند. حالا شاگردهای دیگرش هم آدمهای فوقالعادهای بودند و من این را برای نمونه عرض کردم. حالا علمای شیعه به کتابهای ایشان در حوزههای علمیه تکیه دارند منبریهایی هم که درسخوانده هستند و برای عمر مردم خیلی ارزش قائلاند بخشی از مطالب منبرشان را از کتابهای ایشان میگیرند. -شیخ مفید و بیان روایت با سندفکر کنم زمینه آماده شد تا مطلبی را که میخواهم بگویم باور کنید؛ چه کسی نوشته و از قول چه کسی نوشته است؟ ایشان یعنی شیخ مفید با سند بیان میکند؛ شیخ به عصر امام عسکری ع نزدیک بود؛ اما وقتی میخواسته همین روایت را نقل کند کنار آن سند گذاشته است. سند یعنی چه؟ یعنی خودش از یک عالم دیگر آن عالم از عالمی دیگر و آن عالم هم از راویان زمان ائمه نقل میکند تا به ابنعباس میرسد. این ابنعباس خیلی از پیغمبر ص حرف پرسیده و جوابهای عالی هم شنیده است بعدا هم شاگرد امیرالمؤمنین ع شد و از امیرالمؤمنین ع خیلی بهره قرآنی گرفت. امیرالمؤمنین ع و شیعیان او پیشتازان بهسوی جنات خداوندابنعباس بنا به نقل شیخ مفید با حدیث سنددار میگوید وقتی سوره واقعه نازل شد من نزد پیامبر آمدم. سوره واقعه چه سورهای است هر کس هر شب بخواند و بخوابد دچار فقر نمیشود؛ حالا نمیدانم دچار فقر مالی نمیشود یا فقر معنوی بالاخره اگر حوصله کردید پنج دقیقه کار دارد. همه قدیمیهای ما حفظ بودند. این سوره را بخوانید؛ حالا یا دچار فقر مادی نمیشویم یا دچار فقر معنوی. هر دوی آن برای ما میارزد. ابنعباس میگوید من کنار رسول خدا ص نشستم و گفتم یا رسول الله این و السابقون السابقون × اولئک المقربون × فی جنات النعیم سوره واقعه آیات 10-12 . جنات یعنی هشتتا بهشت؛ نعیم یعنی ابدی. ابنعباس با اینکه عرب است عرب مکهای هم هست از رسول خدا ص میپرسد یا رسولالله این و السابقون السابقون × اولئک المقربون × فی جنات النعیم چه کسانی هستند؟خود خدا توضیح نداده و فقط فرموده است پیشتازان. چه پیشتازانی؟ اینها میتوانند در بهشتهای ابد نه یک بهشت یعنی همه جای بهشت باشند. متن آیه است که فی جنات تمام بهشتها در اختیارش است. اینها چه کسانی هستند؟ اینجا آدم به خودش اطمینان پیدا میکند شاد و خوشحال میشود و خدا را خیلی شکر میکند. عجب روایتی پیغمبر ص نفرمودند که من این سهتا آیه را برایت توضیح میدهم؛ بلکه حضرت فرمودند ابنعباس جبرئیل به من گفت و برای من توضیح داد یا رسول الله میدانی که این و السابقون السابقون × اولئک المقربون × فی جنات النعیم چه کسانی هستند؟ ذلک علی و شیعته . این السابقون السابقون علی ع است و اقتداکنندگان به علی ع السابقون الی الجنه والمقربون . منظور خدا از والسابقون و المقربون امیرالمؤمنین ع و شیعیانش هستند. -ظرفیت متفاوت انسانها در عشق به اهلبیت علیهمالسلام ما شیعه هستیم یا نیستیم؟ یقینا شیعه هستیم. اگر ما شیعه نبودیم الآن چه کسی بودیم؟ سنی مسیحی یهودی زرتشتی یا بیدین بودیم. اگر ما شیعه هستیم چرا هموزن سلمان نیستیم؟ چه کسی گفته که ما باید هموزن سلمان باشیم؟ کسی گفته است؟ خداوند مهربان ما به هر کدام از ما ظرفیتی داده است و ما بهاندازه ظرفیت خودمان این را یقین
حیات طیّبه
امیرالمؤمنین. گفت این مهمترین کتاب است. ماجرای سید رضی و سید مرتضییکی از این بچهها زیرنظر شیخ مفید شد سید رضی. بزرگتره شد سید مرتضی. حالا من فرصت ندارم که شخصیت سید مرتضی را برایتان بگویم. ایشان هشتاد جلد کتاب در هزارودویست سال پیش نوشت امروز دارند کتابهایش را به زیباترین صورت چاپ میکنند چه کتابهایی یک کتابش که خیلی فنی است خیلی هم به درد من خورد جدید هم چاپ شده به نام تنزیه الانبیا خیلی کتاب عالمانهای است این هم یک شاگردش.این شیخ مفید با این عظمت علمی با این روح مربیگریاش که دوتا بچه را حالا شاگردهای دیگرش هم آدمهای فوقالعادهای بودند و من برای نمونه برایتان عرض کردم یکی را تبدیل میکند به صاحب نهجالبلاغه یکی را تبدیل میکند به نویسنده هشتاد کتاب ارزشی. حالا ما یعنی علمای شیعه من اشتباه کردم گفتم ما. علمای شیعه به کتابهای ایشان در حوزههای علمیه تکیه دارند. منبریهایی هم که درس خوانده هستند و برای عمر مردم خیلی ارزش قائلاند بخشی از مطالب منبرشان را از کتابهای ایشان میگیرند. فکر کنم زمینه آماده شد مطلبی که میخواهم بگویم باور کنید که چه کسی نوشته و از قول چه کسی نوشته است؟ ایشان یعنی شیخ مفید با سند شیخ نزدیک به عصر امام عسکری ع بود؛ اما همین روایت را که میخواسته نقل کند کنارش سند گذاشته. سند یعنی چه؟ یعنی خودش از یک عالم دیگر آن عالم از یک عالم دیگر آن عالم از راویان زمان ائمه نقل میکند تا میرسد به ابنعباس. این ابنعباس خیلی از پیغمبر ص حرف پرسیده و جوابهای عالی هم شنیده بعدا هم شد شاگرد امیرالمؤمنین ع و خیلی از امیرالمؤمنین ع بهره قرآنی گرفت. مرتبه سابقون در سوره واقعهابنعباس بنا به نقل شیخ مفید با حدیث سنددار میگوید سوره واقعه که نازل شد چه سورهای هر کس هر شب بخواند و بخوابد دچار فقر نمیشود. حالا نمیدانم دچار فقر مالی نمیشود یا فقر معنوی؟ بالاخره اگر حوصله کردید پنج دقیقه کار دارد. قدیمیهایمان همه حفظ بودند بخوانید. حالا یا دچار فقر مادی نمیشویم یا دچار فقر معنوی هر دوی آن برایمان میارزد. ابنعباس میگوید من آمدم کنار رسول خدا ص نشستم گفتم یا رسول الله این و السابقون السابقون الواقعه 10 اولئک المقربون الواقعه 11 فی جنات النعیم الواقعه 12 جنات؛ یعنی هشتتا بهشت. نعیم؛ یعنی ابدی. سالت رسول الله ص عن قول الله عزوجل و السابقون السابقون الواقعه 10 اولئک المقربون الواقعه 11 فی جنات النعیم الواقعه 12 من از پیغمبر ص پرسیدم خودم با اینکه عرب است عرب مکهای هم هست. گفتم یا رسولالله السابقون السابقون اولئک المقربون فی جنات النعیم ؛ اینها چه کسانی هستند؟ خود خدا توضیح نداده خداوند فقط فرموده پیشتازان چه پیشتازانی اینها در بهشتهای ابد نه یک بهشت. یعنی همه جای بهشت میتوانند باشند. هشتتا بهشت است دیگر. فی جنات متن آیه است که تمام بهشتها در اختیارش است. اینها چه کسانی هستند؟ اینجا آدم اطمینان به خودش پیدا میکند شاد میشود خوشحال میشود خدا را خیلی شکر میکند. پیغمبر ص فرمود فقال لی جبرئیل ابنعباس جبرئیل به من گفت عجب روایتی پیغمبر ص نفرمود من این سهتا آیه را برایت توضیح میدهم و برای من توضیح داد یا رسول الله این و السابقون السابقون اولئک المقربون فی جنات النعیم میدانی چه کسانی هستند؟ ذلک علی و شیعته . این السابقون السابقون علی است و اقتداکنندگان به علی. السابقون الی الجنه و المقربون . منظور خدا از السابقون و المقربون امیرالمؤمنین ع و شیعیانش هستند. ما شیعه هستیم یا نیستیم؟ یقینا هستیم. ما اگر شیعه نبودیم الآن چه کسی بودیم؟ سنی بودیم مسیحی بودیم یهودی بودیم زرتشتی بودیم بیدین بودیم؟ ما شیعهایم. اگر ما شیعهایم چرا هموزن سلمان نیستیم؟ چه کسی گفته ما باید هموزن سلمان باشیم؟ کسی گفته؟ خداوند مهربان ما به هر کدام از ما ظرفیتی داده است و ما بهاندازه ظرفیتمان این را که یقین
English