بودن آن مطلب میبرد؛ در چنین شرایطی اگر به آن موضوع اعتقاد یابد فرد منصفی است و در غیر اینصورت که بی دلیل موضوعی را رد کند انصاف خود را زیر سؤال میبرد.ایشان با بیان اینکه پروردگار عالم در ابتدای قرآن اعلام کرده که شکی در این کتاب وجود ندارد خاطرنشان کردند قرآن کریم از جنس تردید و شک پاک است چراکه پیکره و حقایق قرآن دلیلی بر حق بودن آن است.استاد حوزه علمیه قم با تاکید بر اینکه جای جای قرآن دلیلی بر حق بودن قرآن است افزودند عدالت حقیقتی مثبت و واقعیتی روشن است که خود حقانیت خود را ثابت میکند؛ اما چنانچه کسی خلاف عدالت را بنگرد متوجه افراطها و تفریطها میشود. آیهای که خداوند در آن فرمان به عدالت میدهد خود حق است و دعوت به حق میکند اما کسی که به این حق تردید داشته باشد ذهن وی دچار ایراد و افراط و تفریط است.ایشان یادآور شدند احدی نسبت به حقانیت احسان و نیوکاری تردیدی ندارد؛ مطلبی که حق باشد هیچ کس در عالم امکان نسبت به آن تردید نخواهد داشت و اگر کسی به آن شک کند خود دچار مشکل است. قرآن کریم حق است چون جای تردید و شکی ندارد و هرکسی به دنبال برهان بگردد هیچ دلیلی مبنی بر باطل بودن این کتاب شریف نخواهد داشت.ایشان در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کردند خدا خود دلیلی بر حق بودنش است زیرا چنانچه نقص و ضعفی داشت باید در ذات صفات و خلقتش اشکالاتی یافت میشد؛ اگر کسی گلبرگی را نظاره کند که چه لطافت و نظمی در پس ایجادش بوده است پی به خالقی قادر و توانا خواهد برد.استاد انصاریان با بیان اینکه انواع تنوعات در عالم تنها دلیلی بر قدرت بی نهایت و وجود با عظمت خدای متعال هستند ادامه دادند فرهنگ ناب و خاص اهلبیت معصومین ع هم حق است که اگر کسی بتواند تنها بخشی از 30 جلد وسائل الشیعه را با دقت بر ظرافتهای بسیار آن مطالعه کند هیچ دلیلی بر بطلان این مطالب عالی نخواهد برد. بنابراین صدور مطالب حق از ائمه معصومین ع نیز دلیلی بر حق بودن ایشان است.ایشان با بیان اینکه قرآن مجید و روایات ائمه معصومین ع کوتاهترین راه برای رسیدن عبد به حق هستند گفتند هر انسان منصفی از باطل نفرت دارد و در پی حق میگردد؛ خداوند متعال میفرمایند وننزل من القرآن ما هو شفا
67 مطلب یافت شد
قرآن، بهترين راه دعوت به سوى خداوند
قرآن کریم نه بهره مندی از فرهنگی خاص شرط است تا بدون آن نیل به اسرار قرآنی میسور نباشد و نه تمدن ویژهای مانع تا انسانها با داشتن آن مدنیت مخصوص از لطایف قرآنی محروم باشند و یگانه زبانی که عامل هماهنگی جهان گسترده بشری است زبان فطرت است که فرهنگ عمومی و مشترک همه انسانها در همه اعصار و امصار است و هر انسانی به آن آشنا و از آن بهرهمند است و هیچ فردی نمیتواند بهانه بیگانگی با آن را در سر بپروراند و دست تطاول تاریخ به دامان پاک و پایههای استوار آن نمیرسد که خدای فطرت آفرین آن را از هر گزندی مصون داشته است فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذ لک الدین القیم 4 پس با توجه به بیپایه بودن شرک حقگرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین توحیدی روی آور پایبند و استوار بر سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار.باید توجه داشت که مراد از زبان قرآن و مردمی بودن آن سخن گفتن به فرهنگ مشترک مردم است. انسانها گرچه در لغت و ادبیات از یکدیگر بیگانهاند و در فرهنگهای قومی و اقلیمی نیز با هم اشتراکی ندارند. اما در فرهنگ انسانی که همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییرناپذیر است با هم مشترکند و قرآن کریم با همین فرهنگ با انسانها سخن میگوید.مخاطب آن فطرت انسانهاست و در رسالت آن شکوفا کردن فطرتهاست و از این رو زبانش برای همگان آشنا و فهمش برای عموم بشر آسان است.از قرآن کریم به نور کتاب مبین روشن و روشنگر برهان نور سپید و درخشان تعبیر شده است. گرچه نور درجات و مراتب مختلفی دارد و برخی چشمها از دیدن درجات شدید آن محروم است اما هیچ کس نمیتواند تیره بودن نور یا عجز از شهود اصل آن را ادعا کند.قرآن کریم تبیان بیانگر همه معارف ضروری و سودمند برای بشر و عهده دار بیان همه معارف و احکام هدایتگر سعادت بخش و سیادت آفرین جوامع انسانی است. 5 عظمت قرآن در روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه. 6 فضل قرآن بر باقی سخنان چون فضل خدا بر خلق است.و نیز میفرماید القرآن غنی لاغنی دونه و لا فقر بعده. 7 قرآن بینیازی و غنایی است که غنایی غیر از آن نیست و فقری بعد از آن نمیباشد.امام علی علیه السلام در عظمت قرآن میفرماید و علیکم بکتاب الله فانه الحبل المتین و النور المبین و الشفا النافع و الری الناقع و العصمه للمتمسک و النجاه للمتعلق لایعوج فیقام و لایزیغ فیستعتب و لاتخلقه کثره الرد و ولوج السمع. من قال به صدق و من عمل به سبق. 8 بر شما باد به کتاب خدا که ریسمانی محکم و نوری آشکار و دارویی سودمند و سیراب کنندهای فرونشاننده عطش است نگاهدار کسی است که به آن چنگ زند و نجات بخش کسی که به آن درآویزد. کژ نشود تا راستش کنند و منحرف نگردد تا از او بخواهند که بازگردد و از خواندن بسیار و به گوش خوردن کهنه نگردد. آن که با قرآن سخن گوید راست گفته و هر که به آن عمل کند پیش افتاده است.قرآن چنان آن قوم خونخوار و جاهل و متعصب را که انواع بیماریهای اجتماعی و اخلاقی سرتاپای وجودشان را فرا گرفته بود شفا
چهار پناهگاه قرآنی!
قرآن کریم به عنوان یک نسخه ی شفا بخش و نشان دهنده ی راه سعادت و اهل بیت علیهم السلام برای ما می دانستند و برایمان نسخه هایی ارزنده داده اند که در ادامه با هم مرور می کنیم.نسخه امام صادق ع امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند تعجب می کنم چرا به چهار چیز پناه نمی برند... 1 در ادامه به بررسی اجمالی این چهار پناه که از لسان قرآن کریم بیان شده است می پردازیم.1- حسبنا الله و نعم الوکیلدر مورد قدرت توکل امام صادق علیه السلام فرمودند تعجب میکنم از کسی که میترسد؛ چرا به گفتهی خداوند حسبنا الله و نعم الوکیل 2 پناه نمیبرد؟ زیرا خداوند به دنبال این آیه فرموده است پس آنها که به نعمت و فضل خدا دل بستندهیچ آسیبی ندیدند 3 کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف حسبی الله حسبک الله و حسبنا الله به کار رفته است به معنای کافی بودن
کیفیت تعامل میان قرآن و قاری (1)
قرآن کریم به عنوان معجزه ی ختمی مرتبت صفات و ویژگی هایی را در خود جای داده است که هر کس خود را به آن متخلق سازد و از آن صفات در راه کمال و سعادت خویش استمداد و بهره جوید یقینا به صراط مستقیم الهی هدایت خواهد شد. 3 عیاشی بی تا ج 1 7 چرا که این کتاب یکی از دو خلیفه و جانشین بزرگ پروردگار و ریسمان محکم الهی 4 متقی هندی 1397 ج یک 172 و ثقل اکبر هدایت 5 مجلسی 1360 ج هفت 29 است که از آسمان به سوی زمین امتداد یافته است و دستگیر کسانی خواهد بود که هدایتش را پذیرفته اند و از اطاعت و فرمانبرداریش شانه خالی نکرده اند.از مهم ترین صفاتی که در این بخش از دعا نظرها را به خود جلب می کند نورانیت و شفابخش بودن آیات و هدایت و راهنمایی است که از طریق اطاعت و فرمان پذیری بندگان نصیب ایشان خواهد شد در مقابل سخن از کوری و نابینایی و شقاوت و ظلمت و گمراهی کسانی است که خود را از گروه مؤمنان و صالحان خارج و در صف دشمنان دین و اهل معصیت داخل کرده اند.این سخن امام علیه السلام که در وصف نورانیت و شفابخش بودن قرآن کریم بیان داشته اند متاثر از آیه چهل وچهارم از سوره مبارکه فصلت می باشد که خداوند چنین می فرماید ولو جعلنا قرانا اعجمیا لقالوا لولا فصلت آیاته ااغجمی و عربی قل هو للذین امنوا هدی و شفا … قرآن کریم باید خود را به آن اوصاف بیارایند. توجه به شفابخش بودن آیات و راه بردن به سوی حقیقت پیروی از احکام و حدود توجه به فرایض و واجبات عجایب و حکمت ها و پندشنوی و هشدار پذیری و... از جمله نکات برجسته موجود در این دعاست که دقت و التفات به آن سبب خواهد شد که قاریان و حاملان قرآن کریم به خشوعی صادقانه دربرابر ذات اقدس الهی نایل گردند و عجزی عارفانه را در خویش تجربه نمایند.آنچه در این میان حائز اهمیت است آنکه قاری و حامل واقعی قرآن کریم باید از بازیچه قراردادن این کتاب آسمانی- و به نفع و منافع شخصی و دنیوی خویش - پرهیز نماید. در صورتی که وی به این پیام هوشیار بخش گوش جان نسپارد خواندن آیات قرآن کریم نه تنها نورانیتی برای او همراه نخواهد داشت. بلکه دو چندان برکوروی و بی بهره مندی وی افزوده می شود و اندک اندک او را به وادی ضلالت و گمراهی - که پیش زمینه های آن را خود به دست خویش فراهم ساخته - می کشاند و وی را به آن سوره می نماید.این دعا با درخواست و خواهش از پروردگار که جایگاه راستین شهدا و همنشینی با انبیا و صلحا را در یوم الفصل بهره و نصیب حاملان راستین و راست قامت قرآن کریم نماید پایان می پذیرد. 1.1. تقابل صفات متضاد و ناهمگون از آنچا که استخراج و شرح و توضیح تمام صفات و ویژگی های موجود در این دعای شریف که در وصف قرآن کریم و در بیان عظمت این کتاب آسمانی وارد شده کاری طاقت فرسا و از حوصله ی یک مقاله ی تحقیقی خارج است از این رو سعی بر آن خواهیم داشت که ضمن اشاره به این صفات و ویژگی ها مهم ترین آنها را انتخاب کنیم و درباره ی هر یک توضیحی در خور و شایسته ارائه کنیم.با تامل در این دعای شریف آشکار خواهد شد که در این میان ما با دو دسته صفات متضاد و ناهمگون که تقابل و رویارویی آنها با یکدیگر کاملا ملموس و واضح است مواجه هستیم. از طرفی قرآن کریم به سان نوری است که رهروانش را از تاریکی ها خلاص و به ساحل نجات می کشاند. دارویی است که دردها یشان را درمان می کند و راهنمایی است که ایشان را به سرمنزل مقصود می رساند. و از طرف دیگر برای کسانی که آیاتش را به بازی می گیرند و از پذیرش احکام و تکالیفش شانه خالی می کنند و آن را در مسیر امیال و خواهش های نفسانی خود به کار می گیرند شقاوت است و بدبختی نابینایی است و کوری نه رحمتی در پی دارد و نه لطف و محبتی سراسر نفرین است و لعنت غضب است و نقمتدر این میان و در مواجهه با این دو دسته صفات ناسازگار حاملان واقعی قرآن کریم از آنکه آیات را به پشت سرافکنده و زیر بار تکالیفش نروند به شدت بر حذر داشته شده اند و در مقابل و با درک نورانیت و هدایت بخش بودن این کتاب آسمانی به خشوع و تواضعی صادقانه دست یافته اند.2. شرح توضیح بخش های مختلف دعا ابتدا بخش بخش متن عربی دعا به همراه ترجمه ی فارسی آن ارائه خواهد شد و سپس به توضیحی در حد توان از متن دعا خواهیم پرداخت. در این جهت سعی خواهد شد با تقسیم دعا به قسمت های مختلف به صفات و ویژگی های ممتاز قرآن کریم اشاره کنیم و آن را مورد بحث و بررسی قرار دهیم. 1.2. قرآن نورو ظلمت شقاوت و هدایت اللهم و کما انزلته شفا
جوان و انس با قرآن
بودن در جوانی شیوه پیغمبر است ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگاردر اینکه ایام جوانی مناسبترین ایام و طلاییترین فرصت برای برنامهریزی انسان و تضمین سعادت و فلاح او میباشد مواردی بصورت مستقیم و غیرمستقیم از فرمایشات اهلبیت علیهم السلام آورده شد. حسن ختام این موضوع فرمایشی است از امام صادق علیه السلام که در قالب یک توصیه مطرح گردیده است جوانان رادریاب زیرا ایشان زودتر از دیگران به کارهای خیر رو میآورند وافی جلد 1 ص 210 1-2- ویژگیهای قرآن کریم قرآن کریم بعنوان آخرین کتاب الهی و معجزه جاویدان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که شخص ایشان بعنوان خاتمالنبیین و آخرین پیامبر الهی مطرح میباشند دارای ویژگیهای منحصر به فردی در مقایسه با سایر کتب الهی میباشد که آنرا از سایر کتب کاملا متمایز مینماید. شاید مهمترین عامل و علت این تمایز و ویژگیهای انحصاری در این باشد که بعد از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و نزول قرآن مجید ارسال رسولان و بعثت پیامبران خاتمه یافت و لذا محتوای وحی الهی در قالب قرآن کریم بشر را الیالابد از کتب دیگر بینیاز مینماید و بعبارتی قرآن مجید یک معجزه ابدی و در عین حال کتاب هدایت انسانها تا ابد خواهد بود. بنابراین ارتباط کلیه انسانهای طالب سعادت و هدایت با قرآن در تمامی عصرها و نسلها امری بدیهی و اجتنابناپذیر است. ضمن اینکه خود را کتاب هدایت تمامی انسانها و شخص رسول اکرم ص رحمت للعالمین میباشند.قرآن از یک طرف کتاب هدایت انسانها و شفای مؤمنین است از یک طرف کتابی است که آسان فرا گرفته میشود و در سوره مبارکه قمر این آیه چندین بار تکرار گردیده است که تحقیقا و تاکیدا ما این قرآن را برای پندآموزی آسان قرار دادیم. پس آیا پند گیرندهای هست؟ در آیهای دیگر قرآن کریم ضمن دعوت انسانها به تدبر در قرآن عدم تدبر در آیات الهی را همارز قفل بودن قلبها تلقی مینماید و میفرماید افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها آیا در قرآن تدبر نمینمایند یا بر قلبهایشان قفلهایی زده شده است؟ در نهج البلاغه علی علیه السلام پر است از فرمایشات این قرآن ناطق در خصوص ویژگیهایی قرآن کریم که برای نمونه در خطبه 198 در فرازهایی نسبت به قرآن میفرمایند قرآن نوری است که خاموشی ندارد چراغی است که درخشندگی آن زوال نمیپذیرد… راهی است که رونده آن گمراه نگردد. شعلهایست که نور آن تاریک نشود …. بنایی است که ستونهای آن خراب نمیشود. شفا دهندهایست که بیماریهای وحشتناک را بزداید….. قرآن چشمههای دانش و دریاهای علوم است. سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است…… خدا قرآن را فرونشاننده عطش علمی دانشمندان باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است……. خطبه 198-فراز 25 الی33- ترجمه مرحوم دشتی 1-3- انس با قرآن در جوانی در دو قسمت قبل ویژگیهای جوان و قرآن بصورتی مختصر و متناسب با این مقاله مطرح گردید اکنون بصورت منطقی میتوان نتیجه گرفت که حال که خداوند انسان را با فطرتی پاک آفریده است و این فطرت پاک در ایام جوانی قابل بهرهبرداری در مسیر هدایت و کمال به بهترین وجه میباشد.و حال که قرآن کتاب هدایت و تربیت فطرت الهی انسان به سوی کمال و رشد میباشد بنابراین بهترین زمان برای بهرهبرداری و تربیت یافتن از آن در همان جوانی است و این عقلانیترین روش برای فلاح و رستگاری انسان است که در جوانی با قرآن مانوس گردد.حسن ختام این بخش
عذاب ستمگران و پاداش نيكوكاران
قرآن به او چنین پاسخ داد زنده کننده اش کسی است که او را از نیست بودن به هستی آورده است و هیچ را چیز کرده آیا قدرت بر کدام یک از این دو بیشتر است ؟ قدرت بر هیچ را چیز کردن کجا و قدرت بر چیزی را چیز دگر ساختن آن قدرت بدیهی بشر است چون همه می دانند که نبوده اند و بود شدند و پایه برهان قرآن بر چیزی که بدیهی همه افراد بشر است قرار دارد.تمام نابسامانی های فردی و خانوادگی و اجتماعی انسان در همه امور زندگی معلول بیماری های قلبی او از قبیل کبر حرص بخل حسد کینه نفاق خودخواهی خودپرستی و غفلت از حقایق است . تنها نسخه ای که قدرت دارد بشر را از این بیماری های قلبی که سبب همه نابسامانی هاست درمان کند قرآن مجید است .بنابراین جهانیان به ویژه مسلمانان اگر بخواهند از این اوضاع نکبت بار و مفاسد خانمان سوز نجات یابند باید قرآن را با تدبر و اندیشه در آیاتش بخوانند و این خواندن را به طوری جدی برای درمان دردهای قلبی قرار داند زیرا خواندن و نفهمیدن و به کار نگرفتن هیچ دردی را دوا نمی کند و هیچ مرضی را به درمان نمی رساند . تربیت شدگان قرآنلازم است در این بخش به نمونه ای از حیات آنان که با برنامه های اعتقادی و اخلاقی و عملی قرآن درون و برون خود را ساختند و به صورت انسانی با تربیت با رشد متعادل درست کار اخلاقی نیکوکار پرهیزکار صادق شریف کریم سخی ; درآمدند اشاره شود باشد که برای مطالعه کنندگان راهنمایی عینی و عملی به سوی سعادت و خوشبختی دو جهان باشد و در پرتو مطالعه حقایق وجودی این انسان های والا به سازندگی قرآن و این که تنها کتابی که می تواند جهان را از این پریشانی نجات دهد قرآن است بیش از پیش آگاه شوند .برای خدا بودن و به خاطر خدا بودن و قدم فقط برای خدا برداشتن حقیقتی است که چون در انسان تحقق یابد بی تردید انسان را علاوه بر این که صفا و نورانیت و لطافت و کرامت می دهد در همه شؤون زندگی و اعمال و رفتار و کردار و اخلاق در طول پیامبران و امامان و اولیای خاص الهی قرار می دهد .او را در حالی می برد که جز خدا نبیند و جز خدا نخواهد و جز برای خدا قدم برندارد و فکرش و اندیشه اش و هم و غمش سود رسانی به همگان گردد و در جنب خدا برای خود شانی نبیند و خلاصه اخلاص او را تبدیل به منبع خیری برای همه و چراغ راهنمایی برای گم شدگان و افتادگان در وادی حیرت نماید .چنین انسانی از پرتو اخلاص فقط و فقط در این حقیقت می اندیشد که وظیفه الهی و انسانی من نسبت به خودم و دیگران و در کنار نعمت ها چیست ؟ و هنگامی که مسؤولیت و وظیفه ای پیش آید با کمال معرفت و شوق و همت آن را انجام می دهد و در این زمینه از ملامت ملامت گران نمی هراسد و قدمی از دایره مسؤولیت بیرون نمی نهد .متفکر شهید مرحوم مطهری در این مقام می گوید داستانی از مرحوم آیت الله بروجردی اعلی الله مقامه بیاد دارم در سال های اولی که ایشان از بروجرد به تهران و از تهران به قم آمدند و در اثر درخواست حوزه علمیه قم در قم اقامت فرمودند و البته آمدنشان به تهران به دنبال یک کسالت شدید بود که احتیاج به جراحی پیدا کرد و ایشان تحت عمل قرار گرفتند .پس از چند ماه اقامت در قم تابستان رسید و حوزه تعطیل شد ایشان تصمیم گرفتند به زیارت مشهد بروند زیرا در حال شدت بیماری نذر کرده بودند که اگر خداوند ایشان را شفا
خداوندا، خواندن «قرآن» را به پایان رساندم، نور كلام تو در جان من تابنده باد
قرآن در خیر و نیکی ثابت قدم گردیم و احساس گناه و تمایل به بدی از دل ما دور شود. • جهان آفرینا آلودگیهای دل ما را پاک گردان و گناهان ما را بشوی و کارهای نابسامان ما را سامان بخش و آنگاه که در روز رستاخیز در پیشگاه تو در صف می ایستیم کارمان آسان ساز و در آن گرمای سینه سوز ما را به برکت احسان خویش سیراب کن و در آن روز بیم و امید و در روز قیامت گردهمائی بر ما جامه ی ایمن بپوشان. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • هستی سازا به یاری قرآن فقر ما را به بی نیازی سامان بده و بر ما گشایش در کارها و سرشاری رزق و روزی ببخش. چنان کن که خوشخو باشیم و از بدخوئی دور شویم و از سقوط به پرتگاه نفاق و دوروئی ایمن مانیم تا در آن دنیا قرآن تو ما را به سوی بهشت پیش ببرد و در این دنیا از خشم تو و عصیان در حدود احکام و موازین تو در امان باشیم و قرآن تو به حلال بودن آنچه حلال دانسته ای و به حرام کردن آنچه حرام شمرده ای گواه باشد. • الهی درود تو بر محمد و خاندان او باد. • پاک آفرینا به یاری قرآن در لحظات مرگ و آن زمان که جان به گلو رسد سختی جان دادن درد ناله کردن تداوم نفسهای دشوار و مرگ زا را بر ما آسان فرما. در چنین هنگامی گفته شود آنکه افسون کند و شفا
آیا معاد جسمانی است یا روحانی ؟
قرآن کریم در حدود 1400 آیه مربوط به محشر وقیامت و روز واپسین است و آیات زیادی در باره چگونه زنده شدن و نعمتهای بهشتی و چگونگی عذاب نازل شده است .معاد جسمانی به این معناست؛ کهانسان با مشخصات دنیوی اش با همین روح و جسم در قیامت حاضر می شود. اوست که به همان قیافه دنیای به حسابش رسیدگی میگردد و پس از بازرسی و حساب و کتاب به دوزخ یا به بهشت برود و معاد جسمانی جز ضروریات دین است. در میان فلاسفه اگر چه در جسمانی بودن یا روحانی بودن معاد اختلاف نظر وجود دارد و بعضی از فلاسفه غیر اسلامی به معاد روحانی معتقدند. اما فیلسوفان و متفکران مسلمان همه معاد جسمانی را امری مسلم میدانند .شیخ الرئیس ابوعلی سینا در شفا بعد از بحث معاد می فرماید حتی اگر نتوانیم معاد جسمانی را از نظر دلیل ثابت کنیم اما پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که هم راستگو است و هم درست پندار با زبان وحی سخن می گوید از معاد جسمانی خبر داده است و باید تعبدا بپذیریم که معاد جسمانی است .ملاصدرا شیرازی بزرگ فیلسوف قرن یازدهم عمدتا حرکت جوهری را برای اثبات معاد جسمانی بیان کرده است. بنابر این از نظر اسلام اعم از شیعه و سنی فقها و فلاسفه و متکلمین معتقدند معاد که از اصول دین است جسمانی است و انسان با همان ترکیبی که در دنیا دارد روز قیامت در صحرائی محشر حاضر می شود و پس از دادرسی با همان هیات به بهشت یا جهنم میرود. اما لذات در بهشت دو قسم است 1- لذائذ روحانی؛ همچون سخن گفتن با خدای تعالی و نشست و برخاست با پیامبران الهی و اهل بیت عصمت و طهارت .2- لذائذ جسمانی مانند آشامیدن تماس با حورالعین جلوس در قصرها مشاهده مناظره بهشت و .... عذاب جهنم هم دو قسم است 1-عذاب روحی مانند عذاب وجدان و تاسف خوردن و دیگر شکنجه های روحی چون یکی از اسامی قیامت یوم الحسره است زیرا همه مردم چه صالحین و صالح ها تاسف میخورند که چرا بیشتر کار خوب انجام نداده و از عمر گرانبهایشان بهره نبرده اند و بدکاران تاسفشان برای اینستکه چرا معصیت کرده و واجبات الهی را گردن ننهاده اند.در اثبات معاد جسمانی معاد روحانی هم ثابت می شود چون جسم بدون روح قابل درک هیچ مساله ای نیست2- عذاب جسمانی چون سوختن گوشت و پوست و استخوان نوشیدن آب حمیم و زقوم خوردن ان الذین کفروا با ایاتنا سوف نصیلهم نارا کلما نضجت جلودهم بد لنا هم جلودا غیر ها لیذوقوا العذاب 1 ترجمه آنانکه کافر شدند و آیات ما را منکر شدند بزودی در آتش دوزخشان افکنیم که وچه و پوست تشان بسوزد به پوست دیگرش مبدل سازیم تا سختی عذاب را بچشند.در اثبات معاد جسمانی معاد روحانی هم ثابت می شود چون جسم بدون روح قابل درک هیچ مساله ای نیست .درباره معاد جسمانی آیات فراوانی رامی توان شاهد آورد آیه های 209 تا 260 سوره مبارکه بقره در مورد عزیر پیغمبر و حضرت ابراهیم علیه السلام دو حکایت وارد شده است که می توان به تفسیر نمونه جلد 2 مراجعه نمود و شما که اهل تحقیق هستید کتب ذیل را مطالعه کنید 1-معاد در قرآن آیه الله مظاهری2-بسوی جهان ابدی زین العابدین قربانی3-معاد محسن قرائتی4-زندگانی جاوید یا حیات اخروی شهید مطهری ره 5-حیات پس از مرگ علامه فقیه مرحوم سید محمد حسین طباطبائی ره در معاد شناسی ده جلد تالیف سید محمد حسین حسینی تهرانی . بخش
شفا بخش ترین نسخه برای بیماری ها
شفا بخش دردهای جسمانی معمولا آثار نامطلوبی بر ارگان های بدن می گذارند اما این داروی شفا بخش قرآن هیچ اثر نامطلوبی بر روی جان و فکر و روح انسان ندارد. ۴ قرآن مثل قطره های خالص باران است که در باغ ها لاله روید و در شوره زار خس؛ قرآن همچون غذای نیرو بخشی است که اگر یک دانشمند بخورد برای تعلیم و تربیت نیرو می گیرد و اگر به یک ستمگر بدهند برای بیدادگری بیشتر از آن سود می برد؛ در حالی که غذا یکسان است اما تفاوت در افراد و طرز نگرش و تفکر آن هاست. افرادی که خمیر مایه وجودیشان بر اثر کفر و ظلم و نفاق به شکل دیگری در آمده است هر جا نور حق را می بینند به ستیز با آن بر می خیزند و این مقابله و ستیز با حق بر پلیدی و گمراهی و زیانکاری آن ها می افزاید و روح طغیان و سرکشی را در آن ها تقویت می کند.پس قرآن مایه هدایت گمراهان است اما هدایت کسانی که در جست و جوی حق هستند و با همین انگیزه به سراغ قرآن می آیند نه افراد متعصب و لجوج که با دیدی منفی به سراغ قرآن می آیند که مسلما از آن بهره ای نخواهند برد. ۵ شفا بخشی قرآن از نظر پزشکیبرخی روانشناسان و جامعه شناسان قرآن و مطالب آیات آن را مورد توجه قرار داده و تاثیرات آن ها را در روان انسان مورد بررسی قرار دادهاند و از این رهگذر شفا بخشی قرآن را با علوم تجربی به اثبات رساندهاند.تاثیرات قرائت قرآن بر کاهش درد اضطراب و افسردگیدر یک بررسی برای سنجش میزان تاثیر آوای قرآن بر کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم چنین به دست آمد که آوای قرآن باعث کاهش شدت درد در بیماران بعد از اعمال جراحی شکم میشود. ۶ در پژوهشی که توسط دو تن از محققان در تهران به روش آزمون اضطراب کتل انجام شد نشان داده شد که در بین گروه آزمایشی ۶۰ نفره دختر که به صورت تصادفی از بین دانش آموزان دبیرستانی انتخاب شدند گروهی حداقل ۶ ماه روزانه نیم ساعت به قرائت قرآن مجید می پرداختند میزان اضطراب و گرایش به افسردگی به شکل چشمگیری کمتر از آزمودنی های گروه مقایسه است. ۷ تاثیرات آموزه های قرآن بر بهداشت روانی فردی و اجتماعی بشربرخی از محققان و متخصصان علوم پزشکی پژوهش های متعددی در این مورد انجام دادهاند و تاثیرات آموزه های دستورات و توصیه های و آیات قرآن را در بهداشت روانی فردی و اجتماعی انسان بررسی کردهاند.ـ وحدت شخصیت انسان و رابطه آن با توحید قرآنی؛یکی از صاحب نظران در این زمینه می نویسد پژوهش ها در منابع و مجموعه آثار در سلامت روان نشان می دهد که اساسی ترین و مهم ترین مسئله در شخصیت سالم وحدت روان و تعهد مذهبی است. وحدت روان با سیستم ارزشی که بتواند به حیات معنا و هدف دهد مرتبط است.در بین سیستم های ارزشی مذهب بالاترین قابلیت را برای ایجاد وحدت شخصیت داراست. اساس و مبنای مذهب اسلام بر وحدت و توحید می باشد . وحدت شخصیت و یگانگی روان انسان مظهر و نماینده بارز توحید ذات مقدس خالق است. ۸ دمیدن روح امید و ممنوعیت یاس و ناامیدی در قرآن و تاثیر آن در کاهش اضطراب؛خداوند در قرآن می فرماید ولا تیاسوا من روح الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون ؛ و از رحمت خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید نمی شود. ۹ از نظر اسلام ناامیدی از خدا یک گناه کبیره است. یکی از صاحب نظران در این زمینه می نویسد نتایج یک آزمون نشان داد بیمارانی که باورهای مذهبی قوی تری داشتند و اعمال مذهبی را انجام می دادند نسبت به گروه دیکر کمتر افسردگی داشتند و راه طولانی تری را در هنگام ترخیص از بیمارستان پیاده طی کردند. ۱۰ ـ تاثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی؛تحقیقات زیادی نشان دادهاند که داشتن تفکر و عملکرد مذهبی به طور محسوس موجب کاهش شدت درد فقدان و دوره آن می شود.این تاثیر از طریق مکانیسم های چندی صورت می گیرد از جمله اعتقاد ایمان و توکل به خداوند که با نام و یاد او قلب ها آرام می گیرد ۱۱ داشتن صبر و بردباری و تسلیم رضای خداوند و تسلیم نظام الهی و پناه بردن به خداوند در هنگام مصیبت ها ۱۲ موجب کاهش شدت و دوره سوگ می شود؛ بهره گیری از سمبل های ایمانی و مذهبی از دیگر عوامل مهم و موثر در کاهش فقدان درد است. ۱۳ ـ ممنوعیت خودکشی در دین و تاثیر آن در پایین آمدن آمار خودکشی در جوامع مذهبیپژوهشگران در توضیح اینکه چرا افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می زنند دلایل مختلفی ارائه می دهند که از آن جمله بالا بودن
استاد انصاریان: اندیشه دربارۀ خود و عوالم بالا انسان را به خداوند می رساند
قرآن آمده که می فرماید یا ایها الناس قد جاتکم موعظه من ربکم یونس 57 برای شما از جانب مالک مربی و پروردگارتان موعظه آمده است؛ یعنی همان بسم الله الرحمن الرحیم موعظه است تا من الجنه و الناس . با بودن رحمت واسعه و ویژه خدا جا دارد در خانۀ دیگری را بزنید و مشرک کافر و فاسق شوید؟وی ادامه داد با بودن رحمت واسعه و ویژه خدا جا دارد در خانۀ دیگری را بزنید و مشرک کافر و فاسق شوید؟ خود بسم الله الرحمن الرحیم بهترین موعظه است. رحمان را آدم بفهمد به همین رحمان قسم پایش برای مال حرام جلو نمیرود رحمان یعنی وجود مقدسی که فیضش در مسائل بدنی موجودات عام است و برای یک خورندۀ انسانی هم در علمش رقم حرام نزده است. رحیم را آدم بفهمد که سر از بهشت درمیآورد محال است دنبال شهوات حرام برود چون رحیم در قیامت ما تشتهی انفسکم فصلت 31 را برای بندگانش فراهم کرده است. تمام قرآن برای مردم مؤمن رحمت استوی گفت تمام قرآن موعظه است و شفا لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین یونس 57 اگر پیوند به این موعظه بخورید تمام بیماریهای درونتان مانند بخل کبر حرص ریا و منیت معالجه میشود. و هدی راه را به شما نشان میدهد و رحمه للمؤمنین تمام قرآن برای مردم مؤمن رحمت است.مبلغ عرصه بین الملل در ادامه سخنان خود به عبادت جبرئیل بر زمین اشاره و خاطرنشان کرد جبرئیل محضر پیغمبر ص بود و عرض کرد یا رسول الله اگر خدا اراده کند و ما فرشتگان را به زمین بفرستد تا عبادت کنیم و دیگر در عوالم بالا نباشیم ما در زمین سه عبادت میکنیم. 1- سقی المسلمین آب به مردم میرسانیم حالا به کشاورزی صنعت و خانههای آنان. 2- اعانه صاحب العیال به آدمی که زن و فرزند دارد و خرجش با دخلش میزان نمیشود کمک میکنیم. 3- ستر الذنوب اگر گناهی از کسی را خبردار شویم تا زندهایم میپوشانیم و به زبان نمیآوریم. این عبادت اجتماعی عبادت الله می شود.وی در بخش
عظمت و فضیلت قرآن مجید از دیدگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
بودن قرآن جامعیت قرآن برای همه طبقات انسانها از صاحبان دانش و مردم عادی باشد. یعنی هر کسی به حسب کمال و ضعف ادراک خود و درجه ای که از علم دارد می تواند از آن استفاده بکند.بنابراین یکی از ابعاد عظمت و رفعت قرآن این است که معارف الهی را با روشهای متفاوت و در سطوح گوناگونی تبیین کرده است تا هم ژرف اندیشان خود را از آن بی نیاز نپندارند و هم ساده اندیشان به بهانه پیچیدگی مطالب آن خود را از آن محروم نبینند. قرآن سفره گسترده الهی است که همه اصناف مردم در هر سطح علمی که باشند می توانند به فرا خور همت و استعداد خود از آن بهره ببرند.پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است القرآن مادبه الله فتعلموا من مادبه الله ما استطعتم انه النور المبین و الشفا النافع تعلموه؟ فان الله شرفکم بتعلمه. قرآن سفره خداست پس تا می توانید از میهمانی او فرا گیرید آن نور روشن و درمان سودمند است آن را فرا گیرید؛ چرا که خدا با آموختن آن به شما شرافت می بخشد. در توضیح این حدیث شریف باید گفت روح انسان در حرکت تکاملی خود نیازمند غذای روحانی است که نیاز انسان به معارف حیات بخش و هدایتگر را پاسخ گوید استعدادهای فطری او را شکوفا سازد و حتی ظرفیت و قابلیتهای جدیدی در او ایجاد می کند قرآن کریم چنین تغذیه ای را برای همه انسانها فراهم می کند قرآن سفره گسترده الهی است که در اختیار انسان قرار داده شده است و هر کس به فراخور حال خود به بهره برداری از آن دعوت شده است و قرآن نور و شفاست تاریکیهای جهل و دردهای ناشی از جاهلیت را از بین می برد. بنابراین رسیدن به کرامت و شرف انسانی در گرو فراگیری آن است.برای فهم عمیق تر عظمت قرآن کریم به بررسی دو صفت از صفت های قرآن کریم که در این حدیث به آنها اشاره شده است می پردازیم 1 ـ مادبه الله مادبه الله به سفره میهمانی گفته می شود همچنین ممکن است به معنای جای فراگیری ادب نیز به کار رود.بنا بر معنای اول اطلاق وصف مادبه الله بر قرآن کریم به لحاظ این است که معارف و علوم قرآن کریم تامین کننده غذای روح است روح انسان به لحاظ فطری نیازمند معارف و علوم راستین است به خصوص علوم و معارفی که مربوط به شناخت مبدا و معاد و سیر حرکت او به سوی جهان ابدی است و قرآن به عنوان منبع این معارف با عرضه غذای سالم و مطمئن نیاز روح را رفع می کند اگر بشر نیازمند معارف سر این سفره ننشیند و غذای مورد نیاز خود را از آن اخذ نکند برای رفع نیاز خود به غذاهای آلوده روی می آورد و روح خود را با آن مسموم می کند. اما برمعنای دوم به قرآن کریم به این لحاظ مادبه الله است که جایگاه ادب آموزی انسان است که از سوی خداوند متعال برای انسان مهیا شده است.سید مرتضی از بزرگان شیعه در قرن چهار هجری در بیان این صفت و وجه اطلاق آن بر قرآن کریم سه بیان را ذکر کرده اند مادبه به ضم دال یا به فتح آن از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده و به غذایی گفته می شود که انسان برای کسی که دعوت کرده آماده کند. بنابراین پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فایده ای را که انسان از قرائت و حفظ قرآن کسب می کند به انتفاع شخص دعوت شده از غذایی که برایش آماده می کند تشبیه فرموده است. ممکن است وجه تشبیه این باشد که خواسته شده به گرد قرآن فراهم آیند چنان که دعوت شدگان بر سر سفره جمع می شوند و ممکن است که هر دو وجه مراد باشد.اگر مادبه به فتح دال از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده باشد پس معنای جمله " قرآن مادبه خداست " این خواهد بود که قرآن برای نگه داشت ادب خلق نازل شده است. برخی از این اوصاف به شفا … قرآن کریم نه تنها مرضهای روحی را شفا می دهد بلکه حتی قلب مرده را زنده می کند.پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به انس فرمود یا بن ام سلیم لاتغفل عن قراه القرآن صباحا و مسا فان القرآن یحیی القلب المیت و ینهی عن الفحشا و المنکر. ای پسر ام سلیم از خواندن و تلاوت قرآن در صبح و شام غافل مباش چرا که قرآن دل مرده را زنده می کند و از کار زشت و ناپسند باز می دارد. مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و عظمت معنوی قرآن کریمقرآن کریم کتابی عادی چون کتابهای دیگر نیست که ابتدا و انتهای آن در اختیار ما باشد بلکه کتابی است که از ساحت قدس الله با جلال و شکوه خاصی نازل شده است و در عوالم قبل از نزول و حین نزول و پس از آن تجلیات خاصی داشته است. از این رو غیر از جنبه های شناخته شده آن اتصالش به معدن عظمت الهی عظمتی فراتر از اندیشه های عادی بشری به آن بخشیده است.برای درک عظمت معنوی قرآن کریم بررسی عظمت متکلم و پدید آورنده آن عظمت حامل و مرسل الیه آن عظمت حافظ و نگهبان آن عظمت شارح و مبین آن عظمت وقت ارسال و کیفیت ارسال آن عظمت مطالب و محتویات آن عظمت رسالت آن و عظمت جایگاه آن در روز قیامت لازم است برخی از این امور ذاتا و برخی عرضا در عظمت معنوی دخیل قرآن بوده و برخی کاشف از عظمت آن است.قرآن کریم از همه این ابعاد بالاترین رتبه عظمت را داراست؛ چون گوینده آن خداوند متعال و حامل آن ملک مقرب جبرئیل است گیرنده و مخاطب آن اشرف مخلوقات خاتم پیامبران حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و حافظ و نگهبان آن خداوند متعال است و شارح مفسر و معلم آن اهل بیت اطهار ـ علیهم السلام ـ هستند و زمان ارسال آن شب قدر است پس همه جهت هایی که در عظمت قرآن دخیل است خود از بعد عظمت بی نظیرند.در احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ جهت هایی که در عظمت معنوی قرآن کریم دخیل بوده و یا بیانگر آن است به مناسبتهای مختلف تبیین شده است. این احادیث را می توان در چند دسته زیر مورد بررسی قرار داد 1 ـ روایاتی که راجع به کیفیت نزول قرآن کریم و برخی سوره های آن آمده است؛2 ـ احادیثی که راجع به عظمت محتوی قرآن وارد شده است؛3 ـ احادیثی که بر تمثل قرآن کریم در روز قیامت دلالت دارد؛4 ـ روایاتی که از وجود آثار خاصی برای برخی از سوره ها و آیه های قرآن کریم خبر می دهد؛5 ـ احادیثی که از حاوی بودن قرآن کریم بر اسم اعظم الهی حکایت می کند. اسم اعظم حقیقتی که است تمام مخلوقات خدا مسخر آن هستند و کسی که علم مربوط به اسم اعظم خدا به او داده شود هر کاری را به اذن خداوند متعال می تواند انجام دهد.ما در بخش
عظمت و فضیلت قرآن مجید از دیدگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
بودن قرآن جامعیت قرآن برای همه طبقات انسانها از صاحبان دانش و مردم عادی باشد. یعنی هر کسی به حسب کمال و ضعف ادراک خود و درجه ای که از علم دارد می تواند از آن استفاده بکند. بنابراین یکی از ابعاد عظمت و رفعت قرآن این است که معارف الهی را با روشهای متفاوت و در سطوح گوناگونی تبیین کرده است تا هم ژرف اندیشان خود را از آن بی نیاز نپندارند و هم ساده اندیشان به بهانه پیچیدگی مطالب آن خود را از آن محروم نبینند. قرآن سفره گسترده الهی است که همه اصناف مردم در هر سطح علمی که باشند می توانند به فرا خور همت و استعداد خود از آن بهره ببرند. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرموده است القرآن مادبه الله فتعلموا من مادبه الله ما استطعتم انه النور المبین و الشفا النافع تعلموه؟ فان الله شرفکم بتعلمه. قرآن سفره خداست پس تا می توانید از میهمانی او فرا گیرید آن نور روشن و درمان سودمند است آن را فرا گیرید؛ چرا که خدا با آموختن آن به شما شرافت می بخشد. در توضیح این حدیث شریف باید گفت روح انسان در حرکت تکاملی خود نیازمند غذای روحانی است که نیاز انسان به معارف حیات بخش و هدایتگر را پاسخ گوید استعدادهای فطری او را شکوفا سازد و حتی ظرفیت و قابلیتهای جدیدی در او ایجاد می کند قرآن کریم چنین تغذیه ای را برای همه انسانها فراهم می کند قرآن سفره گسترده الهی است که در اختیار انسان قرار داده شده است و هر کس به فراخور حال خود به بهره برداری از آن دعوت شده است و قرآن نور و شفاست تاریکیهای جهل و دردهای ناشی از جاهلیت را از بین می برد. بنابراین رسیدن به کرامت و شرف انسانی در گرو فراگیری آن است. برای فهم عمیق تر عظمت قرآن کریم به بررسی دو صفت از صفت های قرآن کریم که در این حدیث به آنها اشاره شده است می پردازیم 1 ـ مادبه الله مادبه الله به سفره میهمانی گفته می شود همچنین ممکن است به معنای جای فراگیری ادب نیز به کار رود. بنا بر معنای اول اطلاق وصف مادبه الله بر قرآن کریم به لحاظ این است که معارف و علوم قرآن کریم تامین کننده غذای روح است روح انسان به لحاظ فطری نیازمند معارف و علوم راستین است به خصوص علوم و معارفی که مربوط به شناخت مبدا و معاد و سیر حرکت او به سوی جهان ابدی است و قرآن به عنوان منبع این معارف با عرضه غذای سالم و مطمئن نیاز روح را رفع می کند اگر بشر نیازمند معارف سر این سفره ننشیند و غذای مورد نیاز خود را از آن اخذ نکند برای رفع نیاز خود به غذاهای آلوده روی می آورد و روح خود را با آن مسموم می کند. اما برمعنای دوم به قرآن کریم به این لحاظ مادبه الله است که جایگاه ادب آموزی انسان است که از سوی خداوند متعال برای انسان مهیا شده است. سید مرتضی از بزرگان شیعه در قرن چهار هجری در بیان این صفت و وجه اطلاق آن بر قرآن کریم سه بیان را ذکر کرده اند مادبه به ضم دال یا به فتح آن از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده و به غذایی گفته می شود که انسان برای کسی که دعوت کرده آماده کند. بنابراین پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فایده ای را که انسان از قرائت و حفظ قرآن کسب می کند به انتفاع شخص دعوت شده از غذایی که برایش آماده می کند تشبیه فرموده است. ممکن است وجه تشبیه این باشد که خواسته شده به گرد قرآن فراهم آیند چنان که دعوت شدگان بر سر سفره جمع می شوند و ممکن است که هر دو وجه مراد باشد. اگر مادبه به فتح دال از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده باشد پس معنای جمله " قرآن مادبه خداست " این خواهد بود که قرآن برای نگه داشت ادب خلق نازل شده است. برخی از این اوصاف به شفا … قرآن کریم نه تنها مرضهای روحی را شفا می دهد بلکه حتی قلب مرده را زنده می کند. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به انس فرمود یا بن ام سلیم لاتغفل عن قراه القرآن صباحا و مسا فان القرآن یحیی القلب المیت و ینهی عن الفحشا و المنکر. ای پسر ام سلیم از خواندن و تلاوت قرآن در صبح و شام غافل مباش چرا که قرآن دل مرده را زنده می کند و از کار زشت و ناپسند باز می دارد. مقام پیامبر صلی الله علیه و آله و عظمت معنوی قرآن کریم قرآن کریم کتابی عادی چون کتابهای دیگر نیست که ابتدا و انتهای آن در اختیار ما باشد بلکه کتابی است که از ساحت قدس الله با جلال و شکوه خاصی نازل شده است و در عوالم قبل از نزول و حین نزول و پس از آن تجلیات خاصی داشته است. از این رو غیر از جنبه های شناخته شده آن اتصالش به معدن عظمت الهی عظمتی فراتر از اندیشه های عادی بشری به آن بخشیده است. برای درک عظمت معنوی قرآن کریم بررسی عظمت متکلم و پدید آورنده آن عظمت حامل و مرسل الیه آن عظمت حافظ و نگهبان آن عظمت شارح و مبین آن عظمت وقت ارسال و کیفیت ارسال آن عظمت مطالب و محتویات آن عظمت رسالت آن و عظمت جایگاه آن در روز قیامت لازم است برخی از این امور ذاتا و برخی عرضا در عظمت معنوی دخیل قرآن بوده و برخی کاشف از عظمت آن است. قرآن کریم از همه این ابعاد بالاترین رتبه عظمت را داراست؛ چون گوینده آن خداوند متعال و حامل آن ملک مقرب جبرئیل است گیرنده و مخاطب آن اشرف مخلوقات خاتم پیامبران حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و حافظ و نگهبان آن خداوند متعال است و شارح مفسر و معلم آن اهل بیت اطهار ـ علیهم السلام ـ هستند و زمان ارسال آن شب قدر است پس همه جهت هایی که در عظمت قرآن دخیل است خود از بعد عظمت بی نظیرند. در احادیث اهل بیت ـ علیهم السلام ـ جهت هایی که در عظمت معنوی قرآن کریم دخیل بوده و یا بیانگر آن است به مناسبتهای مختلف تبیین شده است. این احادیث را می توان در چند دسته زیر مورد بررسی قرار داد 1 ـ روایاتی که راجع به کیفیت نزول قرآن کریم و برخی سوره های آن آمده است؛ 2 ـ احادیثی که راجع به عظمت محتوی قرآن وارد شده است؛ 3 ـ احادیثی که بر تمثل قرآن کریم در روز قیامت دلالت دارد؛ 4 ـ روایاتی که از وجود آثار خاصی برای برخی از سوره ها و آیه های قرآن کریم خبر می دهد؛ 5 ـ احادیثی که از حاوی بودن قرآن کریم بر اسم اعظم الهی حکایت می کند. اسم اعظم حقیقتی که است تمام مخلوقات خدا مسخر آن هستند و کسی که علم مربوط به اسم اعظم خدا به او داده شود هر کاری را به اذن خداوند متعال می تواند انجام دهد. ما در بخش
امیرالمؤمنین(ع) در آیات قرآن
قرآن فرقان کتاب ذکر شفا و رحمت. دقت در این پنجاه اسم نشان میدهد که قرآن یعنی چه و از چه معنویت عظیمی برخوردار است. عالم خلقت دارای چهار وجود و هستیاین جملات امیرالمؤمنین ع بود اما بخش دوم مطلب؛ بزرگان از علم و دانش میگویند هر چیزی در این عالم خلقت دارای چهار وجود و هستی است وجود ذهنی وجود لفظی وجود کتبی و وجود عینی مصداقی و بیرونی و خارجی . برای آسانشدن مطلب برای بعضی از برادران و خواهرانم به آب مثل میزنم. آب چهار وجود دارد وجود ذهنی که الآن در ذهن ماست و بهعنوان آب تصور میکنیم. وقتی ذهن ما آب را در باطن ما به ما نشان میدهد به این وجود ذهنی میگویند که قطعی هم هست. فلاسفه هم بحثهای مفصلی درباره وجود ذهنی دارند. وجود کتبی همین الف و ب است که ما روی کاغذ مینویسیم. اسم آب وجود کتبی است. وجود لفظی در زبان ما جاری میشود. وجود عینی خارجی نیز در اقیانوسها دریاها دریاچهها رودخانهها و در همین حوض مسجد اعظم است. این وجود عینی مصداقی و خارجی است. آثار برای وجود عینی است؛ یعنی اگر کسی بخواهد تشنگیاش رفع بشود تشنگیاش با لفظ آب آب ذهنی یا کتبی برطرف نمیشود. او باید یک لیوان را پر از آب بکند و بخورد تا آتش تشنگی را خاموش بکند. سه ویژگی امیدواران به رحمت پروردگاراکنون آیه 218 سوره مبارکه بقره را عنایت کنید که هم خواندنش و هم شنیدنش عبادت است. چه آیه فوقالعادهای است آیه شریفه با ان شروع میشود؛ یعنی با یک قاطعیت حتمیت و مسلم بودن
از تاخیر در اجابت دعایتان دلگیر نباشید!!
بخش دیگر آن را رد کند. امالی شیخ طوسی ج 1 ص 157 واژه ی "دعا" به معنای خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهی مطلق خواندن از آن منظور است. دعا در اصطلاح "خواستن حاجت از خدای متعال" است. واژه دعا و مشتقات آن در قرآن کریم تقریبا در 13 معنا به کار رفته است.چون دعا نیز نوعی عبادت است لذا مانند دیگر عبادت ها دارای شرایط مثبت و منفی است که با رعایت آنها عامل تقرب بوده و مستجاب خواهد شد. معنای "استجابت دعا" این نیست که دعا فورا مستجاب شده و آثار آن سریعا ظاهر گردد؛ لذا گاهی اثر اجابت بعد از چهل سال ظاهر می شود و یا اینکه خداوند عوض آن دعا را در آخرت به چند برابر عطا می کند به طوری که دعاکننده با مشاهده ی آن آرزو می کند ای کاش هیچ دعا و حاجتی از من در دنیا مستجاب نمی شد.دانشمندان اسلامی با استفاده از آیات قرآنی و روایات معصومین علیهم السلام برای دعا آداب و شروطی را ذکر کرده اند که اگر رعایت شود دعا حتما مستجاب خواهد شد از جمله آن شرایط که مرحوم فیض ذکر نموده؛ ده شرط است و از کتاب "عده الداعی" نیز ده شرط دیگر را نقل نموده است. صاحب کتاب "دعاها و تهلیلات قرآن" هفده شرط را متذکر شده است.با توجه به تعابیری که در روایات مختلف به کار رفته می توان شرایطی را که به طور حتم در اجابت دعا نقش دارند نام برد مانند دعا نباید بر خلاف نظام احسن عالم و قضای قطعی الهی باشد وگرنه رد شده و مستجاب نمی شود؛ دعا باید مسبوق و مختوم به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وآله و آل او باشد؛ دعا کننده باید معرفت و شناخت کامل قلبی نسبت به خدا داشته باشد؛ تنها امیدش به خدا باشد و بر غیر او تکیه نداشته باشد؛ حالت اخلاص و اضطرار در او باشد؛ زبان و قلبش با هم هماهنگ باشند؛ اتیان واجبات و ترک محرمات نموده و طلب استغفار از گناهان خود کند؛ اصرار بر دعا کند و با یقین از خدا بخواهد و مایوس نباشد؛ و بگوید خدایا آن گونه که تو صلاح می دانی و به مصلحت من است انجام بده و یقین بداند که خداوند مستجاب خواهد کرد اگرچه آثار آن بعدا ظاهر شود.چرا استجابت دعایمان به تاخیر می افتد؟همان گونه که می دانید تمام انسان ها همواره از راه های گوناگون؛ مانند بیماری مرگ مشکلات و گرفتاری و... در معرض آزمایش هستند و این سنت قطعی خداوند است قطعا همه شما را با چیزی از ترس گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان بقره 155 اگرچه اجابت دعا از سوی خدای متعال قطعی است اما اگر قرار بود خداوند به تمام دعاهای یک انسان مطابق با درخواست های او پاسخ دهد تصور کنید آیا خواسته های این انسان حد و اندازه دارد؟ آیا اگر با دعا بیماری فردی شفا یافت فقر و تنگ دستیش برطرف شد و... به همین مقدار بسنده خواهد کرد؟ آیا از خدا نخواهد خواست که به من عمر جاودانه ده آیا در خواست های دیگری ندارد؟ آیا با این فرض آزمایش های الاهی معنایی خواهد داشت؟همان گونه که مستحضرید خداوند وعده داده که مرا بخوانید و من شما را اجابت می کنم پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا دعای شما را بپذیرم غافر 60 اما این معنایش این نیست که با دعا به تمام خواسته های دنیایی خویش خواهید رسید ممکن است بسیاری از این دعاها پاسخ هایش اخروی و آن دنیایی باشد. اگر این گونه بود که طبق وعده الاهی با دعا تمام بیماری ها به بهبودی منجر می شد پس تکلیف دانش پزشکی و پزشکان چه می شد و همین طور دیگر اسباب و علل طبیعی.بنابر این عالم عالم اسباب و مسببات است و هر چیزی مسیر طبیعی خود را طی می کند مگر در جاهای خاصی که دعا جلوی آن اثر طبیعی را خواهد گرفت بنابر مصالحی. پس اگر دیدی جایی دعا مستجاب نشد اولا باید دید که این دعا شرایط استجابت را داشت؟ ثانیا بر فرض دارا بودن
تربيتشدگان قرآن
بخش به نمونهای از حیات آنان که با برنامههای اعتقادی و اخلاقی و عملی قرآن درون و برون خود را ساختند و به صورت انسانی با تربیت با رشد متعادل درستکار اخلاقی نیکوکار پرهیزکار صادق شریف کریم سخی؛ درآمدند اشاره شود باشد که برای مطالعه کنندگان راهنمایی عینی و عملی به سوی سعادت و خوشبختی دو جهان باشد و در پرتو مطالعه حقایق وجودی این انسانهای والا به سازندگی قرآن و این که تنها کتابی که میتواند جهان را از این پریشانی نجات دهد قرآن است بیش از پیش آگاه شوند.برای خدا بودن و به خاطر خدا بودن و قدم فقط برای خدا برداشتن حقیقتی است که چون در انسان تحقق یابد بیتردید انسان را علاوه بر این که صفا و نورانیت و لطافت و کرامت میدهد در همه شؤون زندگی و اعمال و رفتار و کردار و اخلاق در طول پیامبران و امامان و اولیای خاص الهی قرار میدهد.او را در حالی میبرد که جز خدا نبیند و جز خدا نخواهد و جز برای خدا قدم برندارد و فکرش و اندیشهاش و هم و غمش سود رسانی به همگان گردد و در جنب خدا برای خود شانی نبیند و خلاصه اخلاص او را تبدیل به منبع خیری برای همه و چراغ راهنمایی برای گمشدگان و افتادگان در وادی حیرت نماید.چنین انسانی از پرتو اخلاص فقط و فقط در این حقیقت میاندیشد که وظیفه الهی و انسانی من نسبت به خودم و دیگران و در کنار نعمتها چیست؟ و هنگامی که مسؤولیت و وظیفهای پیش آید با کمال معرفت و شوق و همت آن را انجام میدهد و در این زمینه از ملامت ملامتگران نمیهراسد و قدمی از دایره مسؤولیت بیرون نمینهد.متفکر شهید مرحوم مطهری در این مقام میگوید داستانی از مرحوم آیت الله بروجردی اعلی الله مقامه بیاد دارم در سالهای اولی که ایشان از بروجرد به تهران و از تهران به قم آمدند و در اثر درخواست حوزه علمیه قم در قم اقامت فرمودند و البته آمدنشان به تهران به دنبال یک کسالت شدید بود که احتیاج به جراحی پیدا کرد و ایشان تحت عمل قرار گرفتند.پس از چند ماه اقامت در قم تابستان رسید و حوزه تعطیل شد ایشان تصمیم گرفتند به زیارت مشهد بروند زیرا در حال شدت بیماری نذر کرده بودند که اگر خداوند ایشان را شفا
ريشهيابي فرقه عرفان حلقه كيهاني در فرقه ريكي ژاپني(1)
بودن است و هدف از آن اتصال به شبکه شعور کیهانی یا همان روح القدس است. وی با این فریب بزرگ اولا ادعا میکند که تمام این مباحث به او وحی شده و الهاماتی است که از سوی خداوند به وی صورت پذیرفته و این مباحث را از جایی اقتباس نکرده است و ثانیا او درصدد بیان عرفان اصیل ایرانی اسلامی است. این مقاله سعی دارد این دو ادعا را باطل نماید و به این منظور این تحقیق مشخص میکند که الهامات مورد ادعای وی قبلا در مکاتب الحادی دیگر همچون ریکی انرژی درمانی ژاپنی ظهور و بروز داشته است. از جمله موارد تشابه بین این دو نحله عبارتست از شعور کیهانی و هوشمندی آن شفا دهی در حلقه و ریکی تفویض درمان توسط شخص آموزش دیده و خاص رهایی از اعتقاد به هر مذهبی اجازه قبل از اتصال لایهی محافظ برون ریزی در ریکی و حلقه بازگشت دوباره بیماری اسکنکردن در حلقه و ریکی تسلیم و شاهد بودن درمان در ریکی و حلقه سبب وحدت وجود مراتب سپاسگزاری از شعور کیهانی؛ که این همه شباهت کذب ادعای دوم او را نیز سبب میشود و مشخص مینماید نهتنها عرفان او اسلامی نیست؛ بلکه مخالف قرآن بوده و غیر الهی بودن آن مشهود است. مؤسس و رهبر فرقه عرفان حلقهمحمدعلی طاهری فرزند محمدآقا متولد 1335 کرمانشاه از پدر و مادری مسلمان دارای همسر و دو فرزند ساکن تهران است.او در اواخر دهه چهل و پس از گذراندن دوره ابتدایی به دلیل شغل خواهرش که کارمند تامین اجتماعی بود به همراه خانواده به تهران عزیمت کردند. پدرش در ابتدای ورود به تهران در بخش
چهره ملكوتى يوسف عليه السلام-جلسه بیستم (متن کامل +عناوین)
شفا بخش تبدیل شد.خیلی از بدنها ارزش زمان حیات خود را دارند اما ارواحی که با گناه به اسارت گرفته میشوند دچار جدایی از حضرت حق میشوند انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون 3 بین آنها و پروردگار جدایی میافتد که سنگینترین و خسارت بارترین چیز در______________________________ 1 - الکافی 2 136 حدیث 22؛ عن ابی عبد الله علیه السلام قال ان فی کتاب علی ص انما مثل الدنیا کمثل الحیه ما الین مسها و فی جوفها السم الناقع یحذرها الرجل العاقل و یهوی الیها الصبی الجاهل. 2 - بحار الانوار 98 201 باب 18 حدیث 32. 3 - مطففین 83 15؛ بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محبوباند. عالم جدایی از او است. اگر کسی از او جدا بماند هیچ چیزی نخواهد داشت. این کار گناه است.گناه مخالفت با نظام هستی عدهای گناه را این گونه تعریف کردهاند مخالفت با مجموع نظام هستی. این تعریف یعنی چه؟ به آیهای از قرآن توجه کنید سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره 1 شب روز خورشید ماه ستارگان همه را رام شما قرار داد که برای شما کار کنند شما زنده بمانید و روزی بخورید ولی اگر آنها زبان داشتند به شما میگفتند ما خود را برای شما هزینه میکنیم که شما نیز خود را برای خدا هزینه کنید.گناه یعنی ای موجوداتی که برای ما هزینه میشوید تا ما برای خدا هزینه شویم شما را خرج میکنیم اما دست شیطان را میبوسیم. این گناه و معصیت است.تعبیر دیگری در تاویل آیه دیگری از قرآن درباره گناه وجود دارد یخربون بیوتهم بایدیهم 2 گناه یعنی با دست خود کلنگ برداشتن و ساختمان انسانیت را تخریب کردن که پایان کار بگویم خدایا من دیگر در مدار انسان بودن
تربیت شدگان قرآن
بخش به نمونه ای از حیات آنان که با برنامه های اعتقادی و اخلاقی و عملی قرآن درون و برون خود را ساختند و به صورت انسانی با تربیت با رشد متعادل درست کار اخلاقی نیکوکار پرهیزکار صادق شریف کریم سخی ; درآمدند اشاره شود باشد که برای مطالعه کنندگان راهنمایی عینی و عملی به سوی سعادت و خوشبختی دو جهان باشد و در پرتو مطالعه حقایق وجودی این انسان های والا به سازندگی قرآن و این که تنها کتابی که می تواند جهان را از این پریشانی نجات دهد قرآن است بیش از پیش آگاه شوند .برای خدا بودن و به خاطر خدا بودن و قدم فقط برای خدا برداشتن حقیقتی است که چون در انسان تحقق یابد بی تردید انسان را علاوه بر این که صفا و نورانیت و لطافت و کرامت می دهد در همه شوون زندگی و اعمال و رفتار و کردار و اخلاق در طول پیامبران و امامان و اولیای خاص الهی قرار می دهد .او را در حالی می برد که جز خدا نبیند و جز خدا نخواهد و جز برای خدا قدم برندارد و فکرش و اندیشه اش و هم و غمش سود رسانی به همگان گردد و در جنب خدا برای خود شانی نبیند و خلاصه اخلاص او را تبدیل به منبع خیری برای همه و چراغ راهنمایی برای گم شدگان و افتادگان در وادی حیرت نماید .چنین انسانی از پرتو اخلاص فقط و فقط در این حقیقت می اندیشد که وظیفه الهی و انسانی من نسبت به خودم و دیگران و در کنار نعمت ها چیست ؟ و هنگامی که مسوولیت و وظیفه ای پیش آید با کمال معرفت و شوق و همت آن را انجام می دهد و در این زمینه از ملامت ملامت گران نمی هراسد و قدمی از دایره مسوولیت بیرون نمی نهد .متفکر شهید مرحوم مطهری در این مقام می گوید داستانی از مرحوم آیت الله بروجردی اعلی الله مقامه بیاد دارم در سال های اولی که ایشان از بروجرد به تهران و از تهران به قم آمدند و در اثر درخواست حوزه علمیه قم در قم اقامت فرمودند و البته آمدنشان به تهران به دنبال یک کسالت شدید بود که احتیاج به جراحی پیدا کرد و ایشان تحت عمل قرار گرفتند .پس از چند ماه اقامت در قم تابستان رسید و حوزه تعطیل شد ایشان تصمیم گرفتند به زیارت مشهد بروند زیرا در حال شدت بیماری نذر کرده بودند که اگر خداوند ایشان را شفا
اعتکاف مکتب خودسازی
بخش سازد و اعتکاف زمینه چنین خلوتی را فراهم میکند و فرصت و مجالی میدهد برای پرداختن به امور نفس خویش و جلوهگری نور محبت خدا در اعماق سرای وجود انسان تا انسان بدون دلواپسی از کارهای انجام نشده و وابستگیهای روزمره خود را در سرای معبود خویش نظارهگر باشد.حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود فی التوراه مکتوب یا ابن آدم تفرغ لعبادتی املا قلبک غنی ولا آکلک الی طلبک وعلی ان اسد فاقتک؛ 1 در تورات نوشته شده است ای فرزند آدم برای انجام عبادت من فراغتی به وجود بیاور تا من دل تو را از بی نیازی سرشار سازم و بدون اینکه تو طلب کنی حاجتت را برآورده کنم و من خود را ملتزم میدانم که حوائج تو را برطرف نمایم. و نیز آن حضرت نقل نموده که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند افضل الناس من عشق العباده فعانقها واحبها بجسده وتفرغ لها 2 ؛ با فضیلتترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و با اشتیاق تمام عبادت را به آغوش بکشد و با جسمش آن را دوست بدارد و برای آن فراغتی به وجود بیاورد. مساجد همواره به عنوان پایگاه اعتکاف مرکز خلوت و انس عابدان با معبود خویش محسوب میگردند و اعتکاف روزهایی در خلوت خویش با خود بودن و به یاد خدا زیستن است. اعتکاف گشت و گذاری است در کوچه پس کوچههای درون و گشتن در دنیای تو در تو ی دل و شناختن خود و مجاهده با نفس و انس با معبود. اعتکاف بریدن از غیر و پیوستن به دوست برای دوباره برگشتن به جامعه است منتهی با ره توشه درون سازی. اعتکاف هجرتی درونی برای سیر در دنیای باطن است و مروری بر نفسانیات خویش است تا گام تهذیب برداریم و گام بندگی برگیریم. اعتکاف تمرینی است سه روزه با قیام و شب زنده داری و صیام و روزه داری تا یک عمر در معبد نیاز و سجده گاه راز و نیاز معتکف حریم بندگی باشیم. اعتکاف اهل عبادت را عید حضور است و اهل غفلت را روزنهای به سوی نور. خواندن و شنیدن کجا و دیدن و چشیدن کجا. 3 آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به سه بحث از مباحث فراوان اعتکاف؛ اهمیت و فضیلت اعتکاف در قرآن و روایات و اینکه معتکف شدن و بودن نیاز همه اقشار جامعه است از رئیس و مرئوس از مرجع و مقلد استاد و شاگرد و باسواد و بی سواد و مرد و زن و... و همین طور نگاهی داریم به راههای توسعه اعتکاف. اهمیت و فضیلت اعتکافالف. قرآن اعتکاف در لغت به معنای حبس و توقف و رو کردن به چیزی است با تعظیم و تکریم؛ و در اصطلاح به معنای توقف و ماندن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع میباشد. 4 قرآن کریم در آیاتی به مسئله اعتکاف اشاره کرده است؛ از جمله به حضرت ابراهیم واسماعیل ـ علیهما السلام ـ فرمان میدهد که خانه خدا را برای طواف کنندگان و معتکفان و نمازگذاران آماده سازید آنجا که فرمود واذ جعلنا البیت مثابه للناس وامنا واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی وعهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین والعاکفین والرکع السجود ؛ 5 و به خاطر بیاورید هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن برای مردم قرار دادیم و برای تجدید خاطره از مقام ابراهیم عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید. این آیه شریفه به صراحت از اعتکاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده است ولی از آنجا که همه مساجد خانههای خداوند در روی زمین هستند 6 اعتکاف در هر یک از آنها در صورت جامع بودن مورد توجه خداوند است و دارای پاداش فراوان؛ البته با حفظ مراتب و درجات مساجد.در آیهای دیگر به یکی از احکام اعتکاف در مسجد پرداخته میفرماید ولا تباشروهن وانتم عاکفون فی المساجد تلک حدود الله فلا تقربوها کذلک یبین الله آیاته للناس لعلهم یتقون 7 ؛ و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداختهاید با زنان آمیزش نکنید. این مرزهای الهی است؛ پس به آن نزدیک نشوید خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن میسازد باشد که پرهیزگار گردند. آیه فوق علاوه بر بیان یکی از احکام اعتکاف این مسئله را بیان میکند که اعتکاف اختصاص به مسجدالحرام و یا مسجد النبی ندارد؛ بلکه در مساجد دیگری نیز میتوان اعتکاف کرد. ب. روایات1. معجون شفا
تفسیر قرآن ـ جلسه دوم
قرآن است این گونه بار میآید یعنی از من بودن خارج میشود و اتصال به حضرت حق پیدا میکند دیگر آن چشمی که خودش را ببیند و آن چه را که دارد ببیند مالش را علمش را موقعیتش را دیگر نخواهد داشت یکحالت حق بینی برایش ایجاد میشود یک حالت یکتا بینی و یکتا نگری برایش ایجاد میشود و دیگر واقعا برای خودش بعد از فهم قرآن و عمل به قرآن به هیچ عنوان هویتی قائل نخواهد شد.اما قاریان دسته دوم رجل قرا القرآن فحفظ حروفه کافی- 2 672 باب النوادر آیات را حفظ کرده اما وضیع حدوده ولی تمام مرزهای قرآن و حدود الهی را ضایع کرده ارتباطی با معروف ندارد آلوده به منکر است به حلال و حرام خدا کاری ندارد حفظ حروفه و ضیع حدوده و اقامه اقامه القدح یعنی قرآن مجید در دست او کمان بدون زه است هیچ کاری با قرآن نمیکند و به هیچ هدفی نمیرسد. امام باقر نفرین هم میکند به این طایفه دوم و میفرماید فلا کثر الله هولا من حمله القرآن خدا امثال اینها را زیاد نکند که به نظر من امام باقر در این مسئله دوم به عالمان غیر شیعه هم نگاهی دارد که حفظ حروفه و ضیع حدوده . شما ببینید حدود ولایت پیغمبر و ولایت اهل بیت را چگونه ضایع کردند و چه تحریفات خطرناک معنوی وارد قرآن مجید کردهاند نه تحریفات لفظی.اما دسته سوم رجل قرا القرآن فوضع دوا القرآن علی دا قلبه قرآن مجید برایش داروخانه است حقیقت هم همین است ننزل من القرآن ما هو شفا 7 شفا یعنی درمان کننده و داروخانه است فوضع دوا القرآن علی دا قلبه یعنی قرآن مجید طبیب است و داروخانه اش دل وقتی آیات قرآن را میفهمد با قرآن معیار گیری میکند حالا میبیند این دل بیمار است یا بیماری حرص دارد یا بیماری بخل دارد یا بیماری ریا دارد یا بیماری حسد دارد در هر صورت بیماری را میبیند که فوضع دوا القرآن علی دا قلبه فاسهر به لیله و اظما به نهاره این عاشق روزه گرفتن میشود و فاسهر به لیله عاشق بیداری سحر میشود میبیند قرآن مجید وقتی پاکان عالم را معرفی میکند در سورههایمختلف یک نشانه آنها و بالاسحار هم یستغفرون 8 و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا 9 دیگر واقعا شب را با خواب نزدیک طلوع آفتاب نمیکشد شب را نابود نمیکند دو قسمت شب را میخوابد و یک قسمت آن را زنده نگه میدارد و المستغفرین بالاسحار 10 باز هم در قرآن کریم است و قام به فی مساجده در تمام محلهای عبادت کارش با قرآن است قیامش با قرآن است یعنی با قرآن هنر به خرج میدهد و مسجد را پر میکند و تعلیم قرآن میدهد و زمینه عمل به قرآن را در مردم فراهم میکند قام به فی مساجده یک تاکیدی هم بر بیداری شب دارد وتجافی به عن فراشه نمیچسبد به رختخواب بین او و رختخواب اتصالی قویوجود ندارد آدم زندهای است آدم رفاه طلبی نیست آدمی نیست که بدنش را غرق در خوشگذرانی بکند که یک موردش هم خواب است خواب رامیگویند خیلی شیرین است ولی آن کسی که اهل قرآن است بخشی از شبش را میخوابد و این شیرینی را میچشد ولی بخش
English