بنگرد که عمر هرچه کمیت داشته باشد باز چیزی نیست عمر حقیقتی است پرقیمت ولی زودگذر کودکی و جوانی و پیری خیال میکنی لحظهای بیش نیست و چه حیف … یوم واحد ریشه و اصلی که باعث به دست آوردن خشوع وخضوع و سلامت نفس و اخلاص میشود برگرداندن عمر به یک روز است و به عبارت دیگر انسان نباید به کمیت عمر
130 مطلب یافت شد
مضرات طول امل
بنگرد که عمر هرچه کمیت داشته باشد باز چیزی نیست عمر حقیقتی است پرقیمت ولی زودگذر کودکی و جوانی و پیری خیال میکنی لحظهای بیش نیست و چه حیف … یوم واحد ریشه و اصلی که باعث به دست آوردن خشوع وخضوع و سلامت نفس و اخلاص میشود برگرداندن عمر به یک روز است و به عبارت دیگر انسان نباید به کمیت عمر
تکروی مورد نفرت خداست
کرد سن در مسئله نبوت و امامت مطرح نبوده و این اراده پروردگار مهربان عالم بود که پیغمبری را بدون لحاظ سن به مقام نبوت و امامی را بدون لحاظ کمیت عمر
اوصاف اولیا خدا
اینان اصلا غصه ندارند میدانند که ارتباط با حق به کمیت عمر بستگی ندارد. … اینجا کمیت پایش لنگ است یعنی میداند قمر بنیهاشم که در سن سی و دو سالگی به اندازه عمر همه پاکان عالم دارد کار میکند و غصه ندارد که جانش برود یا
غبطه شهدا به مقام حضرت عباس(ع)
اینان اصلا غصه ندارند میدانند که ارتباط با حق به کمیت عمر بستگی ندارد. … اینجا کمیت پایش لنگ است یعنی میداند قمر بنیهاشم که در سن سی و دو سالگی به اندازه عمر همه پاکان عالم دارد کار میکند و غصه ندارد که جانش برود یا
انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
عمرسن در مسئله نبوت و امامت مطرح نبوده و این اراده پروردگار مهربان عالم بود که پیغمبری را بدون لحاظ سن به مقام نبوت و امامی را بدون لحاظ کمیت عمر
آگاهى و علم حق
الله یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله بکل شی علیم یقینا خدا آنچه را در آسمانها و زمین است از نظر تعداد حجم وزن کیفیت کمیت لحظه به وجود آمدن مدت عمر
آگاهى و علم حق
یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله بکل شی علیم 1 یقینا خدا آنچه را در آسمانها و زمین است از نظر تعداد حجم وزن کیفیت کمیت لحظه به وجود آمدن مدت عمر
استاد انصاریان: پروردگار عالم از کبر و متکبر متنفر است/ هشت خصلت خداوند وقتی عاشق بنده ای باشد
این هم قرارداد پروردگار و واقعا احسان اوست؛ مثلا تمام عبادات ما از نظر کمیت نهایت و حد دارد؛ عمر ما در دنیا حد دارد و بینهایت نیست اما پاداش
آگاهى و علم حق
یعلم ما فی السماوات و ما فی الارض و ان الله بکل شی علیم 1 یقینا خدا آنچه را در آسمانها و زمین است از نظر تعداد حجم وزن کیفیت کمیت لحظه به وجود آمدن مدت عمر
محرومان از عشق پروردگار
این هم قرارداد پروردگار و و واقعا احسان اوست؛ مثلا تمام عبادات ما از نظر کمیت نهایت و حد دارد؛ عمر ما در دنیا حد دارد و بینهایت نیست که به تناسب
انسانی که تمام عمر خود را که حداکثر هشتاد یا صد سال بوده با گناه و معصیت سپری کرده و فردای قیامت باید تا ابد در آتش جهنّم جاودان بماند، چگونه عذاب جاودانه و خلود در جهنّم در برابر گناه محدود با اصل عدالت سازگار است؟
پروردگار دارد؟بنابر این زمانی که پاداش و کیفر نتیجه و اثر خود عمل آدمی باشد مساله مساوات و برابری از نظر کمیت مطرح نخواهد بود چه بسا عمل به ظاهر کوچکی از نظر مقدار زمان که اثرش یک عمر
همت در هزينه عمر
کمیت کار ندارد. ممکن است شش ساعت به نظر ما کم باشد ولی از ارزش عظیمی برخوردار است. این شش ساعت را میشود به منفعت ابدی و سود دایمی بهشت رضایت خدا نشاط قلب مردم و هدایت یک گمراه تبدیل کرد.منبع ارزش عمر و راه هزینه آن
محاسبه نفس
گناه کردن یعنی از دست دادن سرمایه و خریدن زیان; از کف دادن عمر و سعادت اخروی و دچار عذاب ابدی گردیدن.ب - توجه به کمیت گناهانی که انجام دادهایمدوم
"خلود" در عذاب یعنی چه ؟ آیا این مساله با عدالت خداوند سازگار است ؟
گفته شد چنین نتیجه میگیریم هنگامی که پاداش و کیفر نتیجه و اثر خود عمل آدمی باشد مسئله مساوات و برابری از نظر کمیت و کیفیت مطرح نخواهد بود ای بسا عمل بظاهر کوچکی که اثرش یک عمر … عمر زندانی پایان مییابد حتیدر زبان عربی نیز" یخلد فی السجن" که از ماده خلود است در این گونه موارد به کار میرود.2- بعضی دیگر میگویند اینگونه گردنکشان طاغی و یاغی که گناه سراسر وجود آنها را فرا گرفته است وجودشان به رنگ کفر و گناه در آمده اگر چه همیشه در دوزخ خواهند بود ولی دوزخ همیشه به یک حال باقی نمیماند روزی فرا میرسد که آتش آن مانند هر آتش دیگر بالآخره خاموش میگردد و آرامش خاصی دوزخیان را فرا میگیرد.3- بعضی دیگر احتمال دادهاند که با گذشت زمان و پس از کشیدن مجازاتهای فراوان سرانجام یک نوع سازش با محیط در دوزخیان به وجود میآید و آنها به رنگ محیط خود در میآیند یعنی کم کم به آن خو میگیرند و عادت میکنند و در این حال هیچگونه احساس ناراحتی و عذاب ندارند.البته همان گونه که گفتیم همه این توجیهات به خاطر عجز و ناتوانی در برابر حل مشکل خلود و جاودانی بودن عذاب است و گر نه ظهور آیات خلود در جاودانی بودن عذاب یک دسته خاص قابل انکار نیست.حل نهایی ایراد.برای حل این مشکل باید به بحثهای سابق باز گردیم و اشتباهی را که در مقایسه مجازاتهای رستاخیز با مجازاتهای دیگر روی میدهد اصلاح کنیم تا معلوم شود که مساله خلود هرگز با اصل عدالت پروردگار مخالف نیست.برای توضیح این بحث باید به سه اصل توجه کرد 1- مجازات ابدی و جاویدان همانطور که قبلا هم اشاره شد منحصر به کسانی است که تمام روزنههای نجات را به روی خود بستهاند و عالما عامدا غرق در فساد و تباهی و کفر و نفاق گشتهاند سایه شوم گناه تمام قلب و جان آنها را پوشانیده و در حقیقت به رنگ گناه و کفر در آمدهاند همانگونه که در سورهبقره میخوانیم بلی من کسب سیئه و احاطت به خطیئته فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون " آری کسی که مرتکب گناهی گردد و آثار آن تمام وجود او را احاطه کند چنان کسی اهل دوزخ است و جاودانه در آن خواهد ماند" بقره آیه 81 .2- این اشتباه است که بعضی خیال میکنند که مدت و زمان کیفر باید به اندازه مدت و زمان گناه باشد زیرا رابطه میان" گناه" و" کیفر" رابطه زمانی نیست بلکه رابطه" کیفی" است یعنی مقدار زمان مجازات تناسب با کیفیت گناه دارد نه مقدار زمان آن" مثلا" کسی ممکن است در یک لحظه دست به قتل نفس بزند و طبق پارهای از قوانین محکوم به زندان ابد گردد در اینجا میبینیم زمان گناه تنها یک لحظه بوده در حالی که مجازات آن گاهی 80 سال زندان خواهد بود.بنا بر این آنچه مطرح است" کیفیت" است نه" کمیت … عمر این انسان به جای 80 سال یکهزار سال و یا یک ملیون سال باشد و باید بخاطر یک هفته هوسرانی یک ملیون سال رنج ببرد آیا این بر خلاف اصل عدالت است؟ در حالی که قبلا وجود این خطر در میگساری به او اعلام شده و عاقبت آن نیز برای او توضیح داده شده است.و نیز فرض کنید کسی دستورات و مقررات رانندگی را که به کار بستن آنها مسلما به نفع عموم و موجب کاهش تصادف و ناراحتیهای ناشی از آن است به دست فراموشی بسپارد و به اخطارهای مکرر دوستان عاقل گوش فرا نداد و حادثه در یک لحظه کوتاه- و همه حوادث در یک لحظه رخ میدهد- به سراغ او بیاید و چشم یا دست و پای خود را در حادثه از دست بدهد و به دنبال آن ناچار شود سالیان دراز رنج نابینایی و بیدست و پایی را تحمل کند آیا این پدیده هیچگونه منافاتی با اصل عدالت پروردگار دارد؟.در اینجا مثال دیگری داریم- و مثالها حقایق عقلی را به ذهن نزدیک کرده و برای گرفتن نتیجه نهایی و استدلالی آماده میکنند- فرض کنید چند گرم بذر خار مغیلان را بر سر راه خود میپاشیم و پس از چند ماه یا چند سال خود را با یک صحرای وسیع خار روبرو میبینیم که دائما مزاحم ماست و ما را آزار میدهد ...و یا اینکه چند گرم بذر گل- آگاهانه- میپاشیم و چیزی نمیگذرد که خود را با صحرایی از زیباترین و معطرترین گلها روبرو میبینیم که همواره مشام جان ما را معطر و دیده و دل ما را نوازش میدهد.آیا این امور که همه از آثار اعمال است هیچگونه منافاتی با اصل عدالت دارد در حالی که مساوات و برابری در میان کمیت
بررسی تحلیلی اندوه و شادی از دیدگاه اسلام
از نظر کمیت دنیا با آخرت قابل مقایسه نیست چون عمر و زندگی دنیوی محدود و زندگی آخرت نامحدود و نامتناهی است از نظر کیفیت نیز نمی توان دنیا را با
اخلاق و عرفان اسلامی
گناه کردن یعنی از دست دادن سرمایه و خریدن زیان; از کف دادن عمر و سعادت اخروی و دچار عذاب ابدی گردیدن.ب - توجه به کمیت گناهانی که انجام داده ایمدوم
آیا می شود یک دین متحد داشت وهمه مردم تحت لوای این دین باشند وتعدد افکار دینی وجود نداشت؟
آنجا که اولا عمر هر انسانی و از جمله پیامبران محدود است و مقتضای حکمت آفرینش این نبوده که نخستین پیامبر تا پایان جهان زنده بماند و همه انسانها را شخصا راهنمایی کند.ثانیا شرایط و اوضاع و احوال زندگی انسانها در زمانها و مکانهای مختلف یکسان نیست و این اختلاف در کیفیت و کمیت
ويژگىهاى ابوذر در کلام امام صادق علیه السلام
کمیت چیزی نبوده است.چهار قرص نان به محتاج دادند ولی شما ببینید که خدا در قرآن مجید برای همین کار که به نظر کم میآید و وزن کمیتش چیزی نیست چقدر ارزش و حرمت قایل شده است که پروندهای دایمی برای این کار باز کرده و کار را به عنوان اصیلترین پرقیمتترین و زیباترین کار تحت عنوان ایثار ثبت کرده است.این همان است که حافظ میگوید هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام مامنبع ارزش عمر
اللهم صل على محمد و اله، و اكفنى مونه الاكتساب، و ارزقنى من غیر احتساب، فلا اشتغل عن عبادتك بالطلب، و لا احتمل اصرتبعات المكسب
نظر به اینکه آن باغ و درختها و میوه های آن به کمیت و مقدار سنجیده می شود و در سنجش آن عدد به کار می رود آن اعداد با عمر بینهایت بهشتی ها مقابله … عمر اهل بهشت بینهایت است و ارقام روزی آنها متناهی. متناهی جوابگوی نامتناهی نیست و باز روزگاری انسان را به فقر و ناداری مبتلا می کند. لذا امام ع از خداوند تقاضا می کند که از روزیهائی که به او می دهد حساب عددی را بردارد و بدون حساب روزی بدهد تا خیال او تا ابد راحت باشد و در آرامش کامل زندگی خود را ادامه دهد. دلیل دیگر اینکه اعمال انسان خواهی نخواهی از نوع کمیت
English