و عارف حقیقی کسی است که قواعد عرفان را از مقربان درگاه حق و صدیقان و صالحان و اولیای واقعی گرفته باشد و خود را محقق به آن حقایق نموده و جان را … گزاران به اسلام نباید از اسم عارف و مسئله عرفان وحشت داشته باشند و نباید تصور کنند که منظور از عرفان یافتههای یونانیان و مصریان و هندیان و ایرانیان قدیم است که قسمتی از آنها با رنگ و آب اسلامی وارد حوزه دین شده بلکه منظور از عرفان در زبان پاکان و عارفان حقیقی … السلام را با کمک قرآن و روایات پرورش داد تا جایی که تمام آلودگیها از مملکت وجود آدمی رخت بر نهد و فرار را بر قرار ترجیح داده تا انسان مصداق حقیقی عارف
417 مطلب یافت شد
عرفان چیست و عارف کیست؟
معنای حقیقی عرفان عبارتست از شناخت و درک نسبت به خالق یکتا و نسبت به دستوراتی که برای بندگانش صادر نموده بنابراین عارف حقیقی کسی است که اولا
تصوف راه و رسمی ناسازگار با شریعت
لذا شناخت عارف حقیقی به این آسانی ممکن نیست.
مكتبهاى مدّعى عرفان
کتاب این مدرسه قرآن معلمش عالم ربانی و مکانش مسجد و حاصلش بندگی خالصانه انسان در تمام شؤون حیات در برابر حضرت رب العزه است .در این مدرسه عارف حقیقی … گزاران به اسلام نباید از اسم عارف و مسئله عرفان وحشت داشته باشند و نباید تصور کنند که منظور از عرفان یافتههای یونانیان و مصریان و هندیان و ایرانیان قدیم است که قسمتی از آنها با رنگ و آب اسلامی وارد حوزه دین شده بلکه منظور از عرفان در زبان پاکان و عارفان حقیقی
پایه ی اصلی جهاد اکبر را بشناسیم!!
که خود را نشناسد از طریق نجات دور میشود و در گمراهی و جهل گرفتار میآید غرر الحکم حدیث 9034 3- در تعبیر دیگری از همان امام همام آمده است عارف حقیقی
معیار عملی آیة الله نخودکی سه چیز بود!
این عارف حقیقی میگفت اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد اما یک نماز صبح از او قضا شود نتیجه آن اربعین هبا منثورا خواهد شد.
فرق اخلاق و عرفان را بيان نماييد ؟
توحید عارف یعنی موجود حقیقی , منحصر به خدا است . جز خدا هر چه هست , است , نه .توحید عارف یعنی .
تحلیلی پیرامون عارف و عرفان
و عارف حقیقی کسی است که قواعد عرفان را از مقربان درگاه حق و صدیقان و صالحان و اولیای واقعی گرفته باشد و خود را محقق به آن حقایق نموده و جان را … عارف کیست؟ اگر عرفان را حالتی ملکوتی و حقیقتی روحانی و الهی بدانیم چنان که بسیاری از بینایان و آگاهان و سالکان مسلک محبت و عشق آن را حال میدانند و از آن تعبیر به حالت عرفانی و آسمانی میکنند باید مایه و ریشه آن را در اعماق قلب و باطن جان و سر وجود جستجو کرد . در این صورت عرفان لطیفهای است الهی و حقیقتی است فطری که به صورت قوه و استعداد در خزانه وجود انسان از جانب حضرت محبوب قرار داده شده که برای رسیدن به آن حالت باید معارف و اخلاق و مضامین ادعیه وارده از ائمه طاهرین علیهم السلام را با کمک قرآن و روایات پرورش داد تا جایی که تمام آلودگیها از مملکت وجود آدمی رخت بر نهد و فرار را بر قرار ترجیح داده تا انسان مصداق حقیقی … عارف با این بینش الهی که با ریاضتهای شرعیه و تقوای خالص و توجه به آیات قرآن و سنن مرسلین به دست آورده به توحید شهودی رسیده و برای یافتن حق دنبال دلیل نیست که با عمق قلب این معنا را یافته که خود پیکره دلیل ساخته و پرداخته حق است و آن را آن قدرت نیست که آینه تمام نمای حضرت محبوب باشد . چنان که امام عارفان وجود مقدس امام حسین علیه السلام در دعای عرفه که عرفان خالص اسلامی است به پیشگاه حضرت رب العزه جل و علا در باب توحید شهودی عرضه میدارد کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ؟ خداوندا چگونه با این موجودات که در وجود خود نیازمند تو میباشند راهیابی به سوی تو داشته باشم ؟ سر چشمه عرفان با توجه به مطالب بالا جستجو در تاریخ حیات انسان که چه شخصی پایه گذار مکتب عرفان بوده و یا به وسیله چه گروهی از اهل دین این مدرسه بنا گذاری شده کار با مفیدی نیست . زیرا وقتی حقیقتی به صورت مایه و استعداد و ذوق و شوق و نیاز و احتیاج در ذات انسان نهفته است باید آن را از حضرت محبوب دید . به حقیقت که لازم است از عرفان و حال عرفانی به عنوان یک واقعیت ملکوتی و سر خدایی که در اعماق جان ریشه دارد یاد کرد . این انسان است که به دور از غوغای حیات عاریت احساس میکند که در درونش عشق به مبدا هستی و علاقه به پاکی جان و طهارت درون و پای بندی به حقایق و واقعیتها و توجه به دانش و بینشی مافوق دانش و بینش مادی موج میزند . این انسان است که میخواهد اضطراب درونش را با کمک عاملی قوی و حقیقی
تحلیلی پیرامون عارف و عرفان(2)
در این مدرسه عارف حقیقی کسی است که آگاه از مسائل الهی و عامل به آنها و متخلق به اخلاق حق و مجری سنن انبیا و ائمه علیهم السلام است. … گزاران به اسلام نباید از اسم عارف و مسئله عرفان وحشت داشته باشند و نباید تصور کنند که منظور از عرفان یافتههای یونانیان و مصریان و هندیان و ایرانیان قدیم است که قسمتی از آنها با رنگ و آب اسلامی وارد حوزه دین شده بلکه منظور از عرفان در زبان پاکان و عارفان حقیقی
دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
عارف حقیقی در مکتب اهلبیت علیهمالسلام -لغت عارف در زیارت و ادعیهمرحوم عارف بزرگ شیعه نه عارف خانقاهی؛ اسم عارف خانقاهی عارف است اما خودش عارف
مقدمات سير و سلوك
دور میشود و در گمراهی و جهل گرفتار میآید 3- در تعبیر دیگری از همان امام همام آمده است العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن کل ما یبعدها؛ عارف حقیقی … عارف به نفس خویش نیست به انسانی میماند که در جای جای خانه او گنجهای پر قیمتی نهفته شده ولی او از آنها آگاهی ندارد ممکن است از گرسنگی و تنگدستی در آن بمیرد در حالی که در زیر پای او گنجهایی است که هزاران نفر را سیر میکند.رابعا هر یک از مفاسد اخلاقی ریشههایی در درون جان انسان دارد با خودشناسی آن ریشهها شناخته میشود و درمان این دردهای جانکاه را آسان میسازد.خامسا از همه مهمتر این که خودشناسی بهترین راه برای خدا شناسی است و چنانکه خواهد آمد خداشناسی و آگاهی از صفات جلال و جمال حق قویترین عامل برای پرورش ملکات اخلاقیو کمالات انسانی و نجات از پستی و حضیض رذائل و رسیدن به اوج قله فضائل است.و اگر به مطالب گذشته این جمله را بیفزاییم که رذائل اخلاقی زندگی انسانی را به تباهی میکشد و جامعه بشری را در بحرانهای سخت گرفتار میسازد و شهد زندگی را در کام انسانها مبدل به شرنگ میکند به اهمیت خود شناسی و خودآگاهی برای زندگی انسانها بیشتر پی خواهیم برد.در کتاب اعجاز روانکاوی نوشته کارل منینگر چنین آمده است خود آگاهی عبارت از این است که هم از قوای مثبت و مهر انگیز نهاد خود آگاهی داشته باشیم و هم از نیروهای منفی که موجب نابودی ما میگردد و ما را به خاک سیاه میافکند؛ ندیده گرفتن قوای منفی یا خودداری از اشاره به وجود آنها در خودمان یا دیگران پایههای زندگی را متزلزل میکند . در کتاب انسان موجود ناشناخته جملهای آمده است که شاهد خوبی برای بحث ما است؛ میگوید بدبختانه در تمدن صنعتی شناخت انسان مورد توجه قرار نگرفته است و برنامه زندگی بر وفق ساختمان طبیعی و فطری پایهگذاری نشده است؛ لذا با همه درخشندگی موجب رستگاری نشده است؛ پیشرفت علم به دنبال هیچ طرحی صورت نگرفت و تقریبا اتفاقی بود ... اگر گالیله و نیوتن و لاووازیه نیروی فکری خود را صرف مطالعه روی جسم و روان آدمی کرده بودند شاید نمای دنیای امروز فرقهای زیادی با آنچه امروز است میداشت . و به خاطر این امور است که خداوند یکی از مجازاتهای هوسبازان متمرد را خود فراموشی قرار داده و به مسلمانان هشدار میدهد که و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون؛ همچون کسانی که خدا را فراموش کردند و خداوند به سبب آن آنها را به خود فراموشی گرفتار ساخت نباشید و آنها فاسقان حقیقی
سيماى عارفان
محال است عارف با شناختن معبود حقیقی دچار وحشت و ترس شود . ولکن یکون مهاجرا متجردا . اما عارف در عین تنهایی مسافر به سوی دوست است .
حکایتی از سيماى عارفان
محال است عارف با شناختن معبود حقیقی دچار وحشت و ترس شود. ولکن یکون مهاجرا متجردا .
سيماى عارفان
محال است عارف با شناختن معبود حقیقی دچار وحشت و ترس شود. ولکن یکون مهاجرا متجردا .
سيماى عارفان
محال است عارف با شناختن معبود حقیقی دچار وحشت و ترس شود. ولکن یکون مهاجرا متجردا .
ماه مبارک رمضان، بهار انس با قرآن
عارف حقیقی کسی است که با خدا و کلام او چنین انس و الفتی داشته باشد که امیرمومنان علی ع در توضیح آیه یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم؛ ای انسان … بنابراین مفهوم انس حقیقی همان همدم شدن آمیخته با عشق و علاقه گرم و ناگسستنی است که ارتباط و پیوند انسان را به آن چه که مورد انس اوست محکم و متصل می کند چنین انسی با خدا و کلام خدا قرآن از ویژگی های اولیای خدا و هر مومن عارف
ماه مبارک رمضان، بهار انس با قرآن
عارف حقیقی کسی است که با خدا و کلام او چنین انس و الفتی داشته باشد که امیرمومنان علی ع در توضیح آیه یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم؛ ای انسان … بنابراین مفهوم انس حقیقی همان همدم شدن آمیخته با عشق و علاقه گرم و ناگسستنی است که ارتباط و پیوند انسان را به آن چه که مورد انس اوست محکم و متصل می کند چنین انسی با خدا و کلام خدا قرآن از ویژگی های اولیای خدا و هر مومن عارف
معرفی و مقدمه خطبه 86 نهج البلاغه | بخش دوم
یعنی همه خوبیها را در عارف حقیقی میتوان دید و هیچ زشتی در آنها دیده نمیشود. … عارف در فرهنگ اهل بیت که در روایات و هم در دعاها آمده. خود امیرالمومنین در دعای شریف کمیل میفرماید یا غایه آمال العارفین . این لغت یک واژه بیگانه ای نیست که از جای دیگر منتقل به فرهنگ اسلام یا فرهنگ اهل بیت شده باشد.عارف در فرهنگ قرآن و روایات و ادعیه انسانی است که میگویند او فانی فی الله و باقی بالله است. فانی یعنی چه؟ فانی فی الله یعنی همان حالت تسلیم صد در صدی که همه انبیا خدا و ائمه طاهرین و تربیت شدگان واقعی آنها داشتند. که یکی از زیباترین تعبیرات در باب تسلیم همان تعبیر معروفی است که تسلیم نسبت به پروردگار است؛ یعنی کالمیت بین یدی الغسال . در عین اینکه انسان مختار و آزاد است اما انگار به پروردگار مهربان عالم اعلان کرده که این اختیاری که به من عنایت فرمودی مرا در اختیار و انتخاب خودت قرار دادی. بلکه آن اختیاری که در من است همان اختیار و انتخاب وجود مقدس توست. این همان حقیقتی است که قرآن مجید درباره انبیا الهی میفرماید که درباره ابراهیم اذ قال له ربه اسلم من از ابراهیم دعوت کردم که تسلیم باش قال اسلمت لرب العالمین او هم به من اعلام کرد که من تسلیم رب العالمین هستم. این تعبیر رب در گفتار ابراهیم که نگفته اسلمت لله اسلمت للرحمان و اسلمت للرحیم. تعبیر خیلی معناداری است. رب یعنی مالکی که توجه کامل تربیتی و پرورشی به مملوکش دارد. مالک بی توجه نیست. اسلمت لرب العالمین یعنی تو مالک حقیقی
توبه و توسّل آدم و حوّا(علیهماالسلام)
نداریم حالا هرچه کتاب بنویسند در شرح حال عرفا کدام عارف؟عارف حقیقی … حقیقی این است.امیرالمؤمنین به کسی که گفت استغفر الله ربی واتوب الیه فرمود مادرت به عزایت گریه میکرد بهتر از این بود که خیال کنی توبه فقط گفتن استغفر الله ربی واتوب الیه استتوبه عمل است حرکت و جابجاشدن و از حالی به حال دیگر شدن و تغییر است. متن توبه آدم و حوا علیهماالسلام در این حال آدم و حوا علیهماالسلام میخواهند توبه کنند و شما متن و محتوای توبه را ببینیدبرای چه توبه میکنند؟ چون به خسارت کار خودشان توجه کردند و دریافتند که خداوند در رحمتش را نبسته است. توجه کردند که آدمی که دچار خلا شده است هم اخلاقا و هم شرعا واجب است فورا توبه کند بدون معطلی.اینکه بگویم حالا جوان هستم و بیست سال دیگر که پیر شدم توبه میکنم این در واقع نوعی کلاهبرداری از خود و فتنه علیه خویشتن است.چه کسی تضمین میکند که تا پنج دقیقه دیگر زنده بمانم؟آن دو بزرگوار هم متوجه شدند که اشتباه کردند هم توجه دارند که باید تغییر کنند نیز دریافتند که خدا تغییر را میپذیرد آن هم خیلی سریع؛ چنانکه در اواخر دعای کمیل آمده است یا سریع الرضا ای خدایی که خیلی به سرعت خوشنود میشوی از آدم تائب که میخواهد گناهانش را جبران کندحالا توبه را شروع میکنند قالا . ربنا کلید درخواستهردو با هم توبه کردند نه اینکه یکی زانو بغل بگیرد و توبه کند به وکالت از هردو؛ هرکسی خودش باید توبه کند. قالا ربنا 5 این دو نفر چهقدر نکتهدان بودند چرا نگفتند یا الله؟ نگفتند یا رحمان؟ یا رحیم؟ چرا نگفتند یا غفور یا ودود؟چهقدر این ربنا زیباست ای مالک ما که ما مملوک تو هستیم ما که نمیتوانیم از حوزه مالکیت تو خارج شویم بالاخره ما متعلق به تو و مال و مملوک تو هستیم. ربنا ای مالکی که قدرت تربیت فقط ویژه توست رب ؛ یعنی مالک مربی.در دعای کمیل بارها عبارت یا رب تکرار شده است. همچنین در دعای ابوحمزه و دعای عرفه ابیعبدالله ع .در قرآن کریم کمتر صفحهای میبینید که کلمه رب یا ربنا ذکر نشده باشد. معلوم میشود این رب کلید عجیبی است برای حل مشکل و توسل به ربوبیت کار انجام میدهد. از اینجا رضایت پروردگار از گدایی با کلید رب معلوم میگردد. آداب و شرایط دعا و توبهآداب دعا را هم این دو نفر بلد هستند.در اینجا خوب است روایتی بسیار زیبا را برایتان بخوانم که خصوصا در ماه مبارک رمضان در دعای کمیل شبهای جمعه و یا در شبهای احیا وقتی به این روایت میرسیم حال ما دگرگون میشود.روایت خطاب به عیسی بن مریم چهارمین پیغمبر اولوالعزم است.اینکه میگویند عرفان به خدا قسم ذرهای از عرفان اهلبیت علیهمالسلام در هیچ خانقاهی پیدا نمیشود به جان امیرالمؤمنین ذرهای از عرفان اسلام و قرآن و اهلبیت علیهمالسلام در عرفانهای یونان و اسکندریه قدیم و ایران قدیم یافت نمیشودما در این عالم عارف
تحلیلی پیرامون عارف وعرفان
ندارد.کتابی که مایههای اصیل عرفان نظری در آن است فقط کتابی است که مطالبش را از سرچشمه وحی و نبوت انبیا و امامت امامان علیهم السلام گرفته باشد.و عارف حقیقی … گزاران به اسلام نباید از اسم عارف و مسئله عرفان وحشت داشته باشند و نباید تصور کنند که منظور از عرفان یافتههای یونانیان و مصریان و هندیان و ایرانیان قدیم است که قسمتی از آنها با رنگ و آب اسلامی وارد حوزه دین شدهبلکه منظور از عرفان در زبان پاکان و عارفان حقیقی … السلام را با کمک قرآن و روایات پرورش داد تا جایی که تمام آلودگیها از مملکت وجود آدمی رخت بر نهد و فرار را بر قرار ترجیح داده تا انسان مصداق حقیقی عارف
English