-خواب امیرالمؤمنین ع در بازگشت از جنگ صفینامیرالمؤمنین ع هم جمله دوم حضرت را با گوش خودشان بیست سال قبل از کربلا شنیده بود؛ وقتی با لشکر از جنگ … ع میفرمایند تا صبح از خیمههای یاران پدرم صدای ناله و مناجات و استغفار به گوش میخورد انگار اینجا لانه زنبور است پیغمبر ص میفرمایند المؤمن کالنحل مؤمن مثل زنبور است عسل آن برای عاشقان و زهرش هم برای دشمنان است. در این صدای ناله گریه عبادت سجده رکوع قنوت و زار زدن در آن تاریکی که ماه هم در شب دهم درخشش زیادی نداشت و کنار رفته بود چند نفر از لشکر عمرسعد گفتند برویم و گشتی بزنیم ببینیم آنجا چه خبر است اینجا که همه خواب هستند و بیدارها هم اسلحه تیز میکنند و وسایل کشتار فردا را آماده میکنند. وقتی نزدیک خیمهها رسیدند این صداها را شنیدند. از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ××××××××× یادگاری که در این گنبد دوار بماندقمربنیهاشم ع پاسداری میداد و هنوز به این طرف نیامده بود که این چندتا را ببیند. این چندنفر بههم گفتند برگردیم؟ آنجا دوزخ است و اینجا بهشت بقیه رفقا گفتند نه کجا برگردیم؟ یکی از آنها گفت پس ببینیم خیمه ابیعبدالله کدامطرف است داخل برویم. اینها در آمادگی بودند که قمربنیهاشم ع رسید شمشیر کشید و نهیب زد کجا میآیید؟ ابیعبدالله ع پرده خیمه را بالا زدند و گفتند اینها مال ما هستند بگذار بیایند. حسین جان ما هم مال تو هستیم؟ به خودت قسم ما و زن و بچههایمان هم مال تو هستیم. ما مملوک و نوکر تو هستیم. سر ما روی خاک پای غلام سیاه توست بله ما هم مال تو هستیم؛ اگر مال تو نبودیم اینجا نبودیم و گریه نمیکردیم. هجرت کاروانیان از خود بهسوی پروردگاراین کاروان کاروان هجرت بود که دیروز بحث کامل هجرت را شنیدید؛ چه بحث زیبایی هم بود هجرت معنوی یعنی هجرت کردن از خود بهسوی پروردگار که خودی از خودم در همین دنیا باقی نماند فانی بشوم؛ دیگر از من بودن ملک من بودن علم من بودن منبر من بودن و این آلودگیها دربیایم فقط او بشود و من دیگر در کار نباشد. اگر من به این حال برسم تا آخر عمرم در مال خودم برای کار خیر خیلی راحت دستبهجیب هستم؛ برای علمم خیلی راحت دستبهجیب هستم و میگویم تا نفس دارم کاری به بدنم دردم و مشکلم ندارم باید این علم دادهشده او را هزینه کنم. اگرچه روی منبر بمیرم مهم نیست. سرعت بیمثال کاروان در وصال معبودنور چیست؟ سرعت ثانیهای سیصدهزار کیلومتر؛ حرکت این 72 نفر چنان سریع بود که به حق رسیدند و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السماوات و الارض اعدت للمتقین × الذین ینفقون فی السرا و الضرا و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین سوره آلعمران آیات 133-134 حرف تمام است؟ خدا عاشق این کاروان بود و این هم مدرکش است و الله یحب المحسنین . اگر خدا عاشق آدم شود اوضاع آدم چه میشود گر تو بر من عاشقی ای محترم ××××××× پرده برکش من به تو عاشقترمهرچه بودت دادهای در راه ما ×××××××× مرحبا صد مرحبا خود هم بیاخود بیا که میکشم من ناز تو ×××××××× عرش و فرشم جمله پاانداز تواما حسین من لیک خود تنها نیا در بزم یار ××××××××× خود بیا و اصغرت را هم بیاربرادران من و خواهران با این مایه کم علمی و این بضاعتم اگر میشد و فرصت بود که این عشق او را به محسنین توضیح میدادم چقدر خوب بود. در این آیه و الله یحب المحسنین خدا عاشق است و محسنین معشوق هستند. خیلی حرف است دیوانهکننده است به جای اینکه بگویم آنقدر بروم تا عاشق خدا بشوم تا جایی رفتهام که معشوق و محبوب خدا شدهام. کاروان کربلا برندگان مسابقۀ هستیاین کاروان کاروان سبقت هم است؛ یعنی این کاروان از اولین و آخرین مسابقه را بردند. حسین ع از انبیا و فرزندان دیگرش غیر از امیرالمؤمنین
496 مطلب یافت شد
اخلاص زمينه قبول عمل
خواب خود را مشروحا بنویسند آنگاه با یکدیگر مطابقت دهند تا روشن شود در خوابها اختلافی وجود دارد یا نه پس از نوشتن و مطابقه کردن معلوم شد کمترین اختلافی در خوابهای دیده شده نیست همه برای عرض تبریک و تهنیت خدمت شیخ رسیدند همین که چشم شیخ طوسی به آنان افتاد فرمود آنچه را من درباره نهایه گفتم نپذیرفتید تا از زبان امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین علی ع عازم نجف نجف شدند درحالی که این جریان در زمان حیات شیخ بود.با یکدیگر قرار گذاردند سه روز روزه بگیرند و غسل کنند و در زیارت شب جمعه از مولا بخواهند که مسئله کتاب نهایه را برای آنان روشن کند.اعمال لازم را انجام دادند شب معین حضرت را درعالم رؤیا دیدند که فرمود در فقه اهل بیت کتابی که شایسته اعتماد باشد و به مسائلش بتوان رجوع کرد مانند نهایه شیخ همان کتابی که دربارهاش اختلاف دارید تالیف نشده و علت این ارزش آن است که شیخ آن را برای رضای خدا و با اخلاص نوشته درباره موضوعات کتاب شک نکنید به مسائلش عمل نمائید و برابر آن فتوا دهید نهایه شیخ به واسطه ترتیب و تفصیلی که دارد شما را از سایر کتابها بینیاز میدارد.همین که از خواب
استاد انصاریان: قلب پیامبر(ص) افقِ طلوع همهٔ اسرار، لطایف، اشارات و حکمتهای قرآن کریم بود
هستند نه در خواب گفت امیرالمؤمنین ع جملهای … امیرالمؤمنین ع میفرمایند هشت طبقه بهشت یا هشت درجه بهشت در یک سطح صاف است که پهنای این سطح صاف مطابق پهنای کل آسمانها و زمین است و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السماوات و الارض سوره آلعمران آیه 133 . البته تاکنون کسی پهنای آسمانها و زمین را درک نکرده و نفهمیده است. برای فرار از بهشت و پیش به سوی جهنم مسابقه می دهیممبلغ عرصه بین الملل ادامه داد خداوند این بهشت را برای این جنس دوپا گذاشته و این جنس دوپا هم از زمان قابیل تاکنون چهار پای دیگر قرض کرده است که از این بهشت فرار کند و به جهنم برود. این نفهمی و ظلم است این ظلم است که آدم شصت هفتاد سال در دنیا زندگی کند و نفهمد و در این فضای نفهمی بمیرد و وارد عالم آخرت شود. مردم بیدار نمیشوند و بنا هم ندارند که بیدار شوندنویسنده کتاب ارزشمند نفس با بیان اینکه مردم خود خواب
اهل گناه در سورۀ حمد
برگرد.من از خواب بیدار شدم و واقعا به این خواب محل نگذاشتم پیش خودم فکر کردم که فکر نکنم این خواب اصالت داشته باشد یک کسی در عالم خواب به شکل امیرالمؤمنین ع … به اندازۀ یک مرجع اعلم درس خواندم شاگرد دارم خیلی کار میکنم برای چه بروم؟ اصفهان چه کار کنم؟شب دوم دوباره همان خواب را دیدم باز محل نگذاشتم؛ اما شب سوم چهرۀ امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع فان الجنه محفوفه بالمکاره بهشت پیچیده به عبادات است. شما وقتی عبادت بکنید در حقیقت معدن را میشکافی از این معدن رحمت خدا تجلی میکند غفران خدا تجلی میکند لطف خدا تجلی میکند رضایت خدا و بهشت پروردگار طلوع میکند. این عاقلانه نیست که آدم به اوامر پروردگار محل نگذارد و به اوامر پروردگار ارزش ندهد این کمال بیانصافی است. دستور امیرالمؤمنین ع به پدر علامه مجلسییک داستان کوتاهی برایتان بگویم. پدر مرحوم مجلسی شخصیت علمی او و عرفانی او با پسرش ملا محمد باقر تفاوت داشته یعنی او از نظر روحی و علمی مایهدارتر از پسرش بوده است. بیشتر کتابهایش عربی است من نمیتوانم به شما آدرس بدهم بخرید و بخوانید.ایشان یک کتاب دارد به نام روضه المتقین باغ پرهیزگاران نزدیک بیست جلد قطور است که شرح روایات من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق است. بسیار کتاب عالمانهای است ایشان نجف بود این را به خط خودش در حاشیه همین کتاب روضه المتقین نوشته است؛ پس هم خطی این کتاب هست و هم خط خود مرحوم ملا محمد تقی است.ایشان میگوید من نجف تمام درسهایی که خوانده بودم کامل شده بود؛ یعنی من در ادبیات در فقه در اصول در تفسیر در بدیع و بیان و این چند رشته علوم اسلامی را کامل کرده بودم و متخصص شده بودم به اصطلاح یک ملای باسواد جامع الاطراف شده بودم. من عجیب دلم وابسته به نجف بود یعنی اصلا میلی در خودم نمیدیدم این شهری که پنج شش ماه شرجی و هوای گرم و دارای گرد و غبار سخت و زندگی در آنجا خیلی طاقتفرساست را رها بکنم و به اصفهان که شهر زاینده رود و شهر باغها و شهر گلها و شهر طراوت و شهر انواع میوههاست بروم.من اصفهانی بودم و آمدم نجف شهر نجف و خانههای نجف کجا و اصفهان کجا؟ یعنی دلبریده بودم و فقط به نجف دلبسته بودم آن هم به خاطر امیرالمؤمنین ع وگرنه من به شهر کاری نداشتم. من یک درس میرفتم و یک خانه کاهگلی زندگی میکردم و حرم میرفتم. تمام وابستگی من به امیرالمؤمنین ع بود. این وابستگیها چقدر عالی است که قلب آدم پرنده این طرف و آن طرف بپر نباشد؛ یک روز اینجا یک روز آنجا یک روز پیش این زن یک روز پیش آن مرد یک روز پیش این دختر یک روز پیش دیگران قلبم یک پارچه وابسته به این بود که تا آخر عمرم کنار امیرالمؤمنین ع بمانم و اصلا برایم پیش نمیآمد که هوس کنم به اصفهان برگردم.یک شب این را با خط خودش عرض کردم نوشته است اینها هم واقعا آدمهای محرمی بودند یعنی در حد خودشان راه داشتند به حریم ولایت اهلبیت. ایشان مینویسد یک شب امیرالمؤمنین ع را خواب
دعای سودمند از منظر آیات و روایات
امیرالمؤمنین ع برایتان نقل میکنم؛ یک معنای زنده و سازنده که اگر پای هر منبری بودید و سخنران محترم گفت ما باید دارای ولایت باشیم بدانید این ولایت یعنی چه ولایت حقیقت مرکبه است نه حقیقت بسیطه؛ ولایت فقط قلبی نیست و بخش بسیار عظیم آن بعد از قلب عملی است که آن را با توفیق خداوند مهربان میگویم. -قسم اهلبیت برای علاقۀ به شیعهامام صادق ع در مجموعه ورام میفرمایند که پدرم به این چند شیعه گفتند و الله انی لاحبکم و احب ریحکم و ارواحکم خیلی عجیب است شما ببینید مرد و زن شما چقدر آدمهای باارزشی هستید که با قسم جلاله والله میفرمایند ما شما را دوست داریم روح شما را هم دوست داریم بوی شما را هم دوست داریم. اهلبیت علیهمالسلام به ما توجه دارند؛ من وقتی طلبه بودم بین هفته حرم خیلی خلوت بود و میشد کنار ضریح بنشینی زیارت و دعا بخوانی. من خیلی چیزها از ایشان خواستم و تمام آن هم مستجاب شده است. خیلی چیزها از حضرت رضا ع خواستم و در زندگیام مستجاب شده است. به شیعه خیلی علاقه دارند -خیر دنیا و آخرت بهترین خواسته از اهلبیتاین مردی که خانه میخواست یک شب دختر موسیبنجعفر ع را با همان پوشش الهی در عالم رؤیا دید. حضرت معصومه س بهصورت گلایه فرمودند وقتی پیش ما میآیید چرا چیزهای کوچک از ما میخواهید؟ به من خانه بده شد دعا؟ اگر خانه یا درست شدن وضع مالی میخواهی به قبرستان شیخان سر قبر میرزای شیرازی یا میرزای قمی برو او هم از آبروداران پیش خداست به او بگو که به خدا بگوید به تو خانه بدهد؛ وقتی پیش ما اهلبیت میآیید کل خیر دنیا و آخرت را از ما بخواهید. دست ما باز است چرا چیز کم میخواهید؟ حکایتی شنیدنی از خان ظالم و مرد شیعهحضرت رسول به او فرمودند که این دعای قرآنی را بخوان ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه . همانجا جلوی پیغمبر ص خواند و دردش قطع شد. پیغمبر ص به ما یاد دادهاند که وقتی به در خانه کریم میروی خوب و مثبت بخواه.این داستان را در یکی دو کتاب مهم دیدهام و یادداشت هم کردهام؛ فکر میکنم اولینبار در وقایعالایام مرحوم خیابانی تبریزی دیدم که از علمای بزرگ است. خانی در منطقه کوفه بود که یک شیعه را خیلی اذیت کرد شیعه هم به نجف آمد و در حرم امیرالمؤمنین ع گریه و زاری کرد که من مظلوم واقع شدهام و درد دارم این خان غیرشیعه مرا آزار داده است انتقام مرا از او بگیر. در کتاب دارد که از بس گریه و التماس کرد چرتش گرفت نه خواب
راههای بهرهمندی از رحمت پروردگار
گفت بیدار شدم و گفتم حالا خواب است خیلی نباید به آن گوش داد. شب دوم باز هم امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع زندگی کند تا بمیرد. در آن سنین عمر مجتهد جامعالشرایط قرآنشناس و حدیثشناس ویژهای شده بود.-علامه مجلسی و امر امیرمؤمنان ع به هجرتخودش نوشته است که شبی امیرالمؤمنین ع را خواب … خواب دیدم فرمودند برای چه از خواسته من سرپیچی کردی؟ ما نگران مردم اصفهان هستیم و به تو احتیاج است بلند شو و برو کل کشور هم غیر از قم و کاشان تا آمدن شاهاسماعیل صفوی زیر سلطه فرهنگ غیرشیعه بود. درخت تشیع در اغلب مناطق کشور تازه کاشته شده بود و آبیاری میخواست تا تنومند شود ثابت بماند و از بین نرود. امیرالمؤمنین ع
راههای بهرهمندی از رحمت پروردگار
گفت بیدار شدم و گفتم حالا خواب است خیلی نباید به آن گوش داد. شب دوم باز هم امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع زندگی کند تا بمیرد. در آن سنین عمر مجتهد جامعالشرایط قرآنشناس و حدیثشناس ویژهای شده بود.-علامه مجلسی و امر امیرمؤمنان ع به هجرتخودش نوشته است که شبی امیرالمؤمنین ع را خواب … خواب دیدم فرمودند برای چه از خواسته من سرپیچی کردی؟ ما نگران مردم اصفهان هستیم و به تو احتیاج است بلند شو و برو کل کشور هم غیر از قم و کاشان تا آمدن شاهاسماعیل صفوی زیر سلطه فرهنگ غیرشیعه بود. درخت تشیع در اغلب مناطق کشور تازه کاشته شده بود و آبیاری میخواست تا تنومند شود ثابت بماند و از بین نرود. امیرالمؤمنین ع
اهمیت و آثار نماز شب
گناه توفیق نماز شب را سلب میکندشخصی به محضر علی ع رسید و گفت یا امیرالمومنین من دیشب خواب ماندم و نماز شبم ترک شد. امیرالمؤمنین
استاد انصاریان؛ طلبه ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
امیرالمؤمنین ع شد.به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان استاد حسین انصاریان در یکی از سخنرانیهای خود به بیان خاطرهای از سفر به ترکیه و دیدار با مفتی استانبول اشاره کرد و گفت در این ملاقات با استفاده از منابع خودشان اثبات ولایت امیرالمؤمنین ع و حقانیت شیعه را انجام دادم. مفتی استانبول و اثبات حقانیت شیعهمفسر مترجم و پژوهشگر قرآن و نهج البلاغه تعریف میکند در استانبول با مفتی اعظم ترکیه ملاقاتی داشتم که یک ساعت طول کشید و خیلی ملاقات خوبی بود.به مفتی اعظم استانبول گفتم دوست دارم علت شیعه بودن ما را از ما بپرسید.گفت خودتان بفرمایید.جلد اول تفسیر فخر رازی از عالمان سنی مذهب را آوردم و باز کردم در بحث بسم الله که فخر رازی میگوید چند مکتب در بسمالله فتوا و حکم دادهاند اما من رفتم دنبال نماز حضرت علی بن ابیطالب ع که همراه با پیغمبر اکرم ص بوده است تا ببینیم ایشان در نماز با بسمالله چهکار میکرده دیدم علی بن ابیطالب ع بسمالله را در تمام نمازهایش میخوانده و بلند هم میخوانده من به همان سیره علی نماز میخوانم.فخر رازی بعد این جمله را نوشته که من اتخذ علیا امامه فی دینه و دنیاه فقد استمسک بالعروه الوثقی .گفتم آقای مفتی ببینید شما به ما مدرک واقعی دادید که هر که علی ع را در دین و دنیایش امام خود قرار دهد به ریسمان محکم چنگ زده است مفتی اعظم ترکیه واقعا مبهوت ماند که چه پاسخی بدهد.استاد انصاریان در ادامه سخنان خود به حکایت شیرین دیگری با محوریت مولا علی بن ابی طالب اشاره کرد و حکایت را این گونه نقل نمود که؛ طلبه ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین ع اعتراض داشتیکی از طلبههای حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشواری غیر قابل تحملی بود. روزی از روی شکایت و فشار روحی کنار ضریح مطهر حضرت امیرالمؤمنین ع عرضه میدارد شما این لوسترهای قیمتی و قندیلهای بیبدیل را به چه سبب در حرم خود گذاردهاید در حالی که من برای اداره امور معیشتم در تنگنای شدیدی هستم؟ شب امیرالمؤمنین ع را در خواب … خواب میبیند که میفرماید سخن همان است که گفتم اگر در جوار ما با این اوضاع میتوانی استقامتورزی اقامت کن اگر نمیتوانی باید به هندوستان به همان شهر بروی و خانه فلان راجه را سراغ بگیری و به او بگویی به آسمان رود و کار آفتاب کند پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن کتابها و لوازم مختصری که داشته به فروش میرساند و اهل خیر هم با او مساعدت میکنند تا خود را به هندوستان میرساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن راجه را میگیرد مردم از این که طلبهای فقیر با چنان مردی ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد تعجب میکنند.وقتی به در خانه آن راجه میرسد در میزند چون در را باز میکنند میبیند شخصی از پلههای عمارت به زیر آمد طلبه وقتی با او روبرو میشود میگوید به آسمان رود و کار آفتاب کند فورا راجه پیش خدمتهایش را صدا میزند و میگوید این طلبه را به داخل عمارت راهنمایی کنید و پس از پذیرایی از او تا رفع خستگیاش وی را به حمام ببرید و او را با لباسهای فاخر و گران قیمت بپوشانید. مراسم به صورتی نیکو انجام میگیرد و طلبه در آن عمارت عالی تا فردا عصر پذیرایی میشود.فردا دید محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند و هر کدام در آن سالن پرزینت در جای مخصوص به خود قرار گرفتند از شخصی که کنار دستش بود پرسید چه خبر است؟ گفت مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است. پیش خود گفت وقتی به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش برای آنان آماده است. هنگامی که مجلس آراسته شد راجه به سالن درآمد همه به احترامش از جای برخاستند و او نیز پس از احترام به مهمانان در جای ویژه خود نشست. نگاه رو به اهل مجلس کرد و گفت آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ میشود از نقد و ملک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم و همه میدانید که اولاد من منحصر به دو دختر است یکی از آنها را هم که از دیگری زیباتر است برای او عقد میبندم و شما ای عالمان دین هماکنون صیغه عقد را جاری کنید.چون صیغه جاری شد طلبه که در دریایی از شگفتی و حیرت فرو رفته بود پرسید شرح این داستان چیست؟راجه گفت من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین ع
غفلت انسان، عامل خسران در محشر
به فرمودۀ امیرالمؤمنین ع در پایان کار هم خواب از دنیا رفتهاند. مراد امیرالمؤمنین ع از این خواب غفلت و بیخبری است. … خواب از دنیا رفتند با ورود به عالم بعد که آن را قبول نداشتند اگر عالم بعد را قبول داشتند ضرورتا خدا را هم قبول داشتند حضرت امیر ع میفرمایند انتبهوا بیدار میشوند. وقتی بیدار میشوند میبینند که با خسارت غیرقابلجبرانی روبهرو هستند. کار از کار گذشته زمان در اختیار نیست و جای جبران هم وجود ندارد. تنهایی و غربت غافلین در روز محشرچه کسی این افراد را از آن لفی خسر سوره عصر آیه 2 که گرفتارش هستند نجات میدهد؟ پروردگار کرارا در قرآن میفرماید و ما للظالمین من نصیر سوره حج آیه 71 یک یار وجود ندارد که آنها را نگاه کند و دستی برای نجاتشان دراز کند. اینها تنها غریب و بیگانۀ از خدا نبوت ولایت وحی و خودشان وارد محشر و برزخ میشوند و به اسارت عذاب سخت الهی درمیآیند؛ اسارتی که خودشان بند و غل و زنجیر و جای آن را تهیه کردهاند. امیرالمؤمنین
نسخۀ پروردگار برای قلب بیمار
یک شب امیرالمؤمنین ع را در خواب دیدم که فرمودند نجف نیازی به ماندن تو ندارد. … خواب دیدم به حضرت التماس کردم که مرا نگه دارد. فراق حرم تو مرا میکشد نگذار من بروم و اجازه بده که بمانم. امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع فرمودهاند اگر بخواهم سوره حمد را برای شما تفسیر کنم و حقایق اشارات و لطایف سوره حمد را بگویم و شما هم بنویسید بعد نوشتهها را یک جا بگذارید و من هم بگویم تفسیر تمام است؛ چنانچه شما بخواهید این نوشتهها را انتقال بدهید هفتاد شتر لازم است که این نوشتهها را بار کنند. این قرآن ما و نسخه خداست. من بیمار که درونم اخلاقم فکرم و قلبم دارای بیماریهای متعدد است نباید به این نسخه و دکتر آن مراجعه کنم؟ آیا این کمال بیانصافی در حق خودم نیست؟ جهان هستی و فرشتگان شنوندۀ صدای انسانمؤلف در این کتاب مینویسد فرشتگان صدای مردم را میشنوند؛ البته همه جهان صدای ما را میشنود نه فقط فرشتگان این ثابت شده است که جهان گوش دارد حرفهای ما را میشنود و نگه میدارد؛ جهان چشم دارد اعمال ما را میبیند و نگه میدارد؛ جهان حافظه دارد و یادش نمیرود. آنچه ما داریم جهان دارد؛ چون خدا ما را از همین جهان آفریده است. قیامت هم که میشود همه ضد کسانی شهادت میدهند که باید شهادت بدهند. در قرآن هست که در قیامت نزدیک ده نفر برای پرونده ما شهادت میدهند خدا کرام کاتبین زمین یومئذ تحدث اخبارها × بان ربک اوحی لها 6 دست پا پوست چشم و گوش تمام اعمال صاحبشان را شهادت میدهند. روایت است فرشتگان دیدند که یک پیرمرد محاسنسپید نصفه شب بلند شده با یک دنیا ادب روبهروی بتش نشسته و حاجت دارد. اینها شنیدند که پیرمرد دارد ذکر یا صنم یا صنم میگوید و از بت هم صدا درنمیآید. بت که حرف نمیزند ناگهان زبانش چرخید و گفت یا صمد . فرشتگان دیدند که پروردگار به پیرمرد گفت لبیک چه شده است؟ چه میخواهی؟ فرشتگان گفتند خدایا این شخص تو را نمیشناسد و اشتباهی یا صمد گفت. خطاب رسید بتش که جوابش را نداد اگر من هم جوابش را ندهم مثل بت او هستم. دل آلوده مانع حرکت و استجابت دعاخداوند جواب میدهد عاشقانه هم جواب میدهد. به تعبیر مولانا زیر هر یارب تو لبیکهاست . اگر این بیماریها را با طبابت پروردگار معالجه نکنم هر یکدانهاش یک مانع عظیم در برابر من نسبت به خیر دنیا و آخرتم میشود.یک نفر پیش عیسیبنمریم ع آمد و گفت من و برادرم هر دو مشکلدار هستیم. برادرم یک شب بلند شد دعا کرد و مشکلش حل شد؛ اما من چهل شب است که دعا میکنم مشکلم حل نمیشود. مگر خدا نگفته دعا کنید من مستجاب میکنم؟ مسیح ع فرمود من از وجود مقدس او باید بپرسم که چرا دعایت را مستجاب نمیکند مسیح ع به خدا عرض کرد خدایا دعای برادر این شخص را یکشبه مستجاب کردهای؛ اما این مرد چهل شب است ناله میکند چرا مستجاب نمیکنی؟ خطاب رسید دل او در نبوت تو شک دارد برای همین مستجاب نمیکنم. دل مانع استجابت است؛ دل اگر خراب باشد مانع حرکت و برداشتهشدن حجابهای ظلمانی و نورانی است. امام صادق ع میفرمایند اگر کسی با حال پاک دعا بکند محال است که دعایش مستجاب نشود. دستور امیرالمؤمنین ع در خواب
استاد انصاریان: خودشناسی پایه و اساس سعادت دنیا و آخرت است
انسان در خواب است و بعد از مرگ بیدار می شودوی سخنی از حضرت امیرالمؤمنین ع مبنی بر اینکه پایان کار هم خواب از دنیا رفتند را مصداق مناسبی در خصوص
عمل صالح
خواب خود را مشروحا بنویسند آنگاه با یکدیگر مطابقت دهند تا روشن شود در خوابها اختلافی وجود دارد یا نه پس از نوشتن و مطابقه کردن معلوم شد کمترین اختلافی در خوابهای دیده شده نیست همه برای عرض تبریک و تهنیت خدمت شیخ رسیدند همین که چشم شیخ طوسی به آنان افتاد فرمود آنچه را من درباره نهایه گفتم نپذیرفتید تا از زبان امیرالمؤمنین ع … خواب راحت بیدارشان کنم ناراحت شوند و راضی نباشند خدایا تو آگاهی که آنقدر ایستادم تا بیدار شده و آن شیر را آشامیدند اگر این عمل را برای رضای تو و با تکیه بر اخلاص انجام دادم این سنگ را از سر راه ما بردار تا از گرفتاری نجات یابیم سنگ به صورتی کنار رفت که راه بیرون آمدن از غار برای آنان باز شد 4 سپس پیامبر فرمود من صدق الله نجی هرکه با خدا از در راستی و درستی درآید نجات مییابد. اخلاص زمینه قبول عملروضات الجنات خوانساری که در چند مجلد در شرح زندگی بزرگان و علما و دانشمندان و حکما و فلاسفه و اهل عرفان تدوین یافته از خاتون آبادی مؤلف کتاب حدایق المقربین نقل میکند که چند تن از علمای بزرگ شیعه چون حمدانی قزوینی و عبدالجباربن عبدالله مقری و حسب بن بابویه در شهر بغداد درباره کتاب نهایه شیخ طوسی و تربیب و ابواب و فصولش سخنانی به میان آوردند و هریک به بیانی برشیخ بزرگوار اعتراض وارد ساختند و بالاتفاق رای دادند که خالی از عیب نیست.همه باهم برای زیارت مرقدمطهر امیرالمؤمنین علی ع
عمل صالح
خواب خود را مشروحا بنویسند آنگاه با یکدیگر مطابقت دهند تا روشن شود در خوابها اختلافی وجود دارد یا نه پس از نوشتن و مطابقه کردن معلوم شد کمترین اختلافی در خوابهای دیده شده نیست همه برای عرض تبریک و تهنیت خدمت شیخ رسیدند همین که چشم شیخ طوسی به آنان افتاد فرمود آنچه را من درباره نهایه گفتم نپذیرفتید تا از زبان امیرالمؤمنین ع … خواب راحت بیدارشان کنم ناراحت شوند و راضی نباشند خدایا تو آگاهی که آنقدر ایستادم تا بیدار شده و آن شیر را آشامیدند اگر این عمل را برای رضای تو و با تکیه بر اخلاص انجام دادم این سنگ را از سر راه ما بردار تا از گرفتاری نجات یابیم سنگ به صورتی کنار رفت که راه بیرون آمدن از غار برای آنان باز شد 4 سپس پیامبر فرمود من صدق الله نجی هرکه با خدا از در راستی و درستی درآید نجات مییابد. اخلاص زمینه قبول عملروضات الجنات خوانساری که در چند مجلد در شرح زندگی بزرگان و علما و دانشمندان و حکما و فلاسفه و اهل عرفان تدوین یافته از خاتون آبادی مؤلف کتاب حدایق المقربین نقل میکند که چند تن از علمای بزرگ شیعه چون حمدانی قزوینی و عبدالجباربن عبدالله مقری و حسب بن بابویه در شهر بغداد درباره کتاب نهایه شیخ طوسی و تربیب و ابواب و فصولش سخنانی به میان آوردند و هریک به بیانی برشیخ بزرگوار اعتراض وارد ساختند و بالاتفاق رای دادند که خالی از عیب نیست.همه باهم برای زیارت مرقدمطهر امیرالمؤمنین علی ع
استاد انصاریان: هیچ مطلع الفجری با ارزشتر و مستعدتر از وجود انسان نیست
ندارم پنج تا خواب در قرآن و چند تا خواب در روایاتمان است آنها یقینا قابل نقل است بعضی از خوابها از علمای بزرگ و اولیای الهی نقل شده که با قواعد قرآنی و روایتی وفق میدهد یکی از آنها را برایتان نقل کنم که مسئله قدرت نداشتن شناخت کیفیت ایمان امیرالمؤمنین ع … امیرالمؤمنین ع یک مرده متحرک تاریک ظلمانی بین زندههاست که این مرده متحرک قبرش بدنش است.این مفسر قرآن کریم با اشاره به آیهای از سوره مبارکه فاطر عنوان کرد خداوند متعال در سوره مبارکه فاطر به پیغمبر ص میفرماید و ما انت بمسمع من فی القبور فاطر 22 یعنی کسی که میت در قبر بدنش است و گوش و هوش ندارد چگونه میخواهی دعوتت را به او بشنوانی مگر میشنود؟ مگر میفهمد؟ مگر سیزده سال دعوتش را به گوش عمویش نخواند مگر گوش داد؟ مگر سیزده سال دعوتش را به گوش ابوجهل نخواند؟ مگر گوش داد.استاد انصاریان تاکید کرد آن کس که از حیات معنوی در حدی در ابتدای کار برخوردار بود آفریقایی هم بود سیاه هم بود خیلی راحت پیغمبر ص دعوتش را به گوش او شنواند و او را تبدیل به بلال کرد به بیابان گرد چوپان ربذهای که بویی از حیات انسانی و عقلی داشت دعوتش را شنواند ابوذر غفاری شد به دهاتی ایرانی که دنبال حیات بود دعوتش را توانست بشنواند تبدیل به سلمان فارسی شد.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم عنوان کرد اگر انسان شایستگی طلوع این سه نور را نشان ندهد این سه نور طلوع نمیکند اگر کسی بیاید پنجرههای اتاقش را قیر بزند پرده سیاه هم بیندازد یک ذره نور خورشید در این اتاق نمیتابد ولی وقتی در پنجرهها را باز بگذارد و موانع را برطرف کند اتاق پر از نور خورشید میشود.وی افزود این سه نور که جای طلوع کامل و جامعش مطلع الفجر وجود انسان است یکی نور ایمان است که در روایات و در قرآن کریم از ایمان تعبیر به نور شده است و یکی نور هجرت است. نه تنها هجرت از شهری به شهری برای خدا یا هجرت از دارالکفر به دارالایمان هجرت قبل از این هجرت هجرت از خویش هجرت از نفس هجرت از هوا و عبور کردن از خود است و نور دیگر هم نور جهاد است؛ یعنی کوشش همه جانبه زبانی قلمی علمی مالی جانی در راه پروردگار برای پروردگار که هر سه حقیقت در آیه دویست و هجدهم سوره مبارکه بقره مطرح است.این مفسر قرآن کریم یادآور شد خداوند متعال در این آیه میفرماید ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم البقره 218 یعنی دیگران حق امید به رحمت خدا ندارند اگر هم به رحمت خدا بدون ایمان و هجرت و جهاد داشته باشند یک امید منفی پوچ و امید پوکی خواهد بود در کتابهای ما این مثل را نوشتند که کشاورزی که چند هکتار زمین دارد آب هم دارد نور هم دارد هوای خوب هم دارد دانه نباتی قابل رشد هم دارد وقتی سه چهار ماه مانده به بهار میآید زمین را شخم میزند پاک و آراسته میکند آب میبندد دانه میپاشد سر میزند وجین میکند و علفهایش را درمیآورد خب خرداد به بعد از این ده هکتار باغ ده هکتار گندم و ده هکتار یونجه نصیبش میشود.استاد انصاریان تاکید کرد اگر یکی ده هکتار زمین داشته باشد همه مسائل لازمش هم آماده باشد و بگیرد در خانه بخوابد و بگوید من امیدم به خداست که بعد از چهار و پنج ماه بروم و در این پنج هکتار زمین انواع محصولات را درو کنم این یک امید دروغ پوچ و یک امید منفی است. خداوند متعال اسم این را امل گذاشته است یعنی خیالات است و حقیقت ندارد.وی با بیان اینکه در بین انسانها هیچ مطلع الفجری برای طلوع خورشید ایمان هجرت و جهاد گسترده تر از مطلع الفجر وجود مبارک امیرمؤمنان ع نبود اظهار کرد خورشید ایمانی که از وجود او طلوع کرد در تمام تاریخ بشریت بینظیر است. ایمان امیرالمؤمنین ع را شیعه و سنی از قول رسول خدا ص نوشتند اگر تبدیلش کنند به جرم قابل کشیدن یعنی اگر آن نور ایمان امیرالمؤمنین ع را از مطلع الفجر قلبش دربیاورند و تبدیل به یک عنصر و جرم قابل تراز و گذاشتن کنند پیغمبر ص میفرماید این ایمان در یک کفه ترازو گذاشته شود تمام جهان هم در کفه دیگر ایمان علی به همه عالم سنگینی میکند.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه ما از کیفیت ایمان امیرالمؤمنین ع نمیتوانیم آگاه شویم عنوان کرد کیفیت ایمان امیرالمؤمنین ع را خدا و پیغمبر و یازده امام بعدش میدانند. من خیلی عادت به نقل خواب … خواب میبیند میداند آخوند از دنیا رفته است به آخوند عرض میکند شما وارد برزخ شدید اجازه دارید از برزخ به من خبر بدهید؟ ایشان فرمودند من یک خبر بیشتر به تو نمیدهم ایشان میگوید من هشتاد سال در علم در دانش در تعقل و در تفکر بودم بالای هزار مجتهد جامع الشرایط پای درس من میآمد به تو بگویم از لحظهای که وارد برزخ شدم اینجا فهمیدم که در هشتاد سال عمرم وجود مبارک حضرت سیدالشهدا ع را نشناختم.وی ادامه داد مرحوم آخوند خراسانی میگوید اینجا که آمدم به من فهماندند حسین ع کیست حالا حساب امیرالمؤمنین
خداوند، مبدأ و منتهای امیرالمؤمنین(ع)
یک شب خواب دیدم که امیرالمؤمنین ع به من فرمودند بلند شو و بهدنبال من بیا. گفتم چشم یک گونی پر از جنس پول کفش لباس و خرما بود. … امیرالمؤمنین ع میفرمایند هدیه را رد نکنید تکبر نکنید و بگویید برو خیال کردی ما محتاج این هدیه تو هستیم با کمال محبت قبول کن. امیرالمؤمنین ع در اصول کافی میگویند اگر قبول نکنی حیوان هستی و آدم نیستی. آنکه هدیه میآورد از روی عشق محبت و یک فکری برای تو هدیه میآورد برای چه رد میکنی؟ الآن خدا از رحم مادر تا اینجا چقدر به ما هدیه داده است؟ بالاترین هدیه خدا نبوت و امامت و قرآن است؛ رد نکن قبول کن رد کنی حیوان هستی. پیغمبر ص پول را گرفتند و فرمودند علی جان من این سیصد درهم را به تو هدیه کردم و هیچچیزی نمیخواهم. امیرالمؤمنین ع هم پولها را برداشت و رفت. به خودش گفت امشب بخشی از این پول را به شکلی برای خدا صدقه بده که خدا قبول کند؛ یعنی خالص پاک لله و به عشق خدا. شب بیرون آمدند خانمی از کوچه رد میشد صد درهم از آن سیصدتا را به آن خانم دادند و گفتند برای خودت. صبح شد انگار به گوش کسی رسیده بود به دو سه نفر گفت از علی خیلی تعجب است دیشب صد درهم به یک خانم بدکاره داده است. فردا شب هم صد درهم به مردی دادند فردا صبح مردم حرف زدند که علی دیشب به یک دزد صد درهم داده است. شب سوم صد درهم بقیه را به یکی دادند پخش شد که علی به آدمی که نیاز نداشت و وضعش خوب بود صددرهم داد. یکخرده از حرف مردم دلگیر شد که برای چه ولنگاری میکنید؟ برای چی حرف بیهوده میگویید؟ برای چه زبانتان را خرج گناه میکنید؟ چقدر بدبخت هستید پیش پیغمبر ص آمدند و گفتند آقاجان دلگیر هستم؛ شما سیصد درهم به من هدیه دادید من صدتا را شب اول به یک خانم دادم صدتا را به یک مرد و صدتا هم به یکی دیگر دادم. حضرت فرمودند علی جان دلگیر نباش الآن جبرئیل نزد من است و به من میگوید به علی بگو که خدا فرموده صدقه سه شب تو را قبول کردم. علی جان آن زن بدکاره یا یکخرده روشنتر آن زن زنادهنده پول به خانه برد جلویش گذاشت و گفت این درست است که خدا روزی مرا با دست علی به من برساند و من باز بهدنبال فحشا و منکرات بروم؟ آن زن توبه کرد؛ اما جبرئیل میگوید اصلا شغل آن مرد شب دوم دزدی بود پول را به خانه برد و گفت این درست است و مردانگی است که خدا به این راحتی برای تو پول میرساند آنهم با دست علی باز باید از دیوار مردم بالا بروی؟ او هم توبه کرد؛ و اما سومی جبرئیل میگوید آدم پولداری بود ولی پول را گرفت. دید از دست توست گرفت؛ به خانه رفته و گفته چقدر عجیب است من ثروتمند هستم اما نه زکات و نه خمس میدهم نه به مستحق کمک میکنم. مگر خدا چقدر کریم است با اینکه من نیازی نداشتم باید صد درهم به دست علی به من بدهد. من همین امشب صبح نشده حساب کل مالم را میکنم و زکاتم خمسم صدقاتم و کمک به مستحق را میدهم. کدام فضیلتش را بگویم؟ مگر میشود مگر میتوانیم؟ نمیشود ما هم ظرفیتش را نداریم همین مقداری که شنیدید بدانید امیرالمؤمنین ع کیست و بدانید که پروردگار عالم چه نعمتی به ما و به قلب ما داده است. -خیر دنیا و آخرت در دستان امیرالمؤمنین ع شخصی به امام صادق ع گفت یابنرسولالله من یک آیه را در قرآن اصلا نمیفهمم. امام فرمودند آیه را بخوان. مرد خواند ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه سوره بقره آیه 201 من این را نمیفهمم. امام صادق ع فرمودند در این دعا از خدا میخواهی آتنا یعنی میخواهم که خدایا دست من را در دنیا در دست علی بگذار و در آخرت هم دست من را در دست علی بگذار. این معنی آیه است. کلام آخر؛ به هر دین و به هر آیین علی گویم علی جویمبه جسمم تا که جان باشد ×××××××× علی گویم علی جویمزبانم تا در دهان باشد ×××××××××× علی گویم علی جویمچه در خواب
تحلیل حدیث «ذکر علیٍ عباده» از منظر استاد انصاریان
ع را مشاهده کردیم که مانند انسانهای واله و شیدا در حالیکه دستانش را به دیوار میکشید و آیه شریفه ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب را تلاوت میکرد از کنار ما میگذشت همینکه به ما رسید پرسید ای حبه خواب هستی یا بیدار؟ عرض کردم حال شما که اینگونه است ما چگونه بخوابیم؟ حضرت گریست و سپس فرمود یا حبه ان لله موقفا و لنا بین یدیه موقف لا یخفی علیه شی من اعمالنا ای حبه همانا برای ما و خدای متعال موقف و جایگاهی است که هیچ چیز از اعمال ما از او مخفی نمی ماند یا حبه ان الله اقرب الی و الیک من حبل الورید ای حبه خدای متعال به من و تو از رگ گردن نزدیکتر است ؛ یا حبه انه لا یحجبنی و لا ایاک عن الله شی ای حبه هیچ چیز میان ما و او حائل نیست سپس حضرت رو به نوف بکالی کرد و فرمود ای نوف بیدار هستی یا خواب؟ پاسخ دادم با امیرالمؤمنین … ع بیدارم حضرت فرمود یا نوف ان طال بکاؤک فی هذا اللیل مخافه من الله عز و جل قرت عیناک غدا بین یدی الله عز و جل ای نوف اگر گریهات در این شب از خوف خدای متعال بسیار باشد فردای قیامت چشمانت در پیشگاه خدای متعال روشن خواهد بود ؛ یا نوف انه لیس من قطره قطرت من عین رجل من خشیه الله الا اطفات بحارا من النیران ای نوف قطرهای نیست که از چشمان مردی بر اثر خشیت و خوف از خدای متعال بریزد مگر آنکه دریایی از آتش را خاموش میکند سپس در حالی که میگذشت این اشعار را زیر لب زمزمه مینمود لیت شعری فی غفلاتی خداوندا ای کاش میدانستم در حال غفلتهایم ا معرض انت عنی ام ناظر الی آیا از من رویگردانی یا به من مینگری و لیت شعری فی طول منامی و قله شکری فی نعمک علی ما حالی و ای کاش میدانستم با این خواب طولانی و سپاس اندکم در برابر نعمتهایت چه حالی نزد تو دارم حبه عرنی میگوید به خدا سوگند امیرمؤمنان ع در این حال بود تا اینکه صبح دمید. در این روایت شریف تاثیر فراوان ذکر عملی در رفتارهای امیرالمؤمنین
استاد انصاریان: بواسطه بندگی، صدای خدا شویم
امیرالمؤمنین ع تبدیل به قلب حیوان می شود و فقط یک گردش خون برایش می ماند.وی با اشاره به آیات 17 و 18 زمر مبنی بر فبشر عباد و الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اظهار داشت در این آیات خداوند خطاب به پیامبر ص می فرماید حبیب من به کسانی که کلام را گوش می دهند و بهترینش را پیروی می کنند مژده بده به خاطر گوش دادن شان به بهشت مژده بده به رضایت من به یک آخرت آباد آن ها را مژده بده.استاد انصاریان یادآور شد گوش دادن تا این حد مهم است. این یک عبادت عجیبی است یک مقدار که دقت بفرمایید هر کسی در این دنیا به هر جا از منازل معنوی رسیده با شنیدن رسیده است. این مژده برای آنهایی که می شنوند می باشد. اما اینها که قلبشان قلب حیوان است اهل شنیدن نیستند. هر چه هم که می شنوند مربوط به دور و بر وضع خودشان همانند صحبت کردن از پول و دلار و سفرهای خارجی و ویلا و عروسی و خوشگذرانی هاست.وی خاطرنشان کرد کلمات الهی کلمات انبیا کلمات ائمه معصومین ع اینها حرکت دهنده انسان به طرف مقام قرب الهی است. انبیا خدا مؤمنین واقعی را با معجزه ساختند؟ اگر می خواستند با معجزه بسازند که بدترین ها را با معجزه می ساختند. آمدند و با مردم حرف زدند خب نمی روند بشنوند آمادگی قلب نابود می شود از بین می رود آنهایی هم که می روند می شنوند که خدا بهشان بشارت بهشت داده است.این مفسر قرآن کریم اذعان کرد هر کسی هم به هر جا رسیده از راه شنیدن است. ولی از زبان وحی یا زبان انبیا یا زبان ائمه طاهرین ع شنیده است و سلمان ابوذر مقداد شده اند. هیچ کدام اینها به صورت معجزه به این جا نرسیده اند. ما هم نباید منتظر یک معجزه باشیم که ما را به مقامات عالی الهیه برساند. گوش باید بدهیم گوش نعمت عظیمی است. و این کلام خدا و پیغمبر و امام چه نعمت عظیمی است. آنهایی که دلشان را افسرده و خواب
بیداری و سعادت در زندگی در پرتو فهم قرآن
الناس نیام خیلی عجیب است که امیرالمؤمنین ع نمیگویند نائم خواب هستند بلکه میگویند الناس نیام مردم خود خواب هستند؛ اگر میگفتند نائم یعنی بیدار … داد بزنند بیدار شو اولیای خدا داد بزنند بیدار شو عالمان ربانی فریاد بکشند بیدار شو امیرالمؤمنین ع میگویند نائم نیست که بیدار شود چون نائم با زنگ ساعت یا با صدا بیدار میشود؛ بلکه الناس نیام مردم خود خواب … امیرالمؤمنین ع میفرمایند هشت طبقه بهشت یا هشت درجه بهشت در یک سطح صاف است. خدا بهشت را طبقهطبقه و روی هم نچیده و در یک سطح صاف است که پهنای این سطح صاف دو بار آمده یکی در سوره آلعمران و یکی در سوره حدید است مطابق پهنای کل آسمانها و زمین است و سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها السماوات و الارض سوره آلعمران آیه 133 . تا الآن هم کسی پهنای آسمانها و زمین را درک نکرده و نفهمیده است به هیچ عنوان هم امکان ندارد.یک روایت خیلی جالبی است که من بچه هم بودم این روایت را از منبریهای قدیم میشنیدم. در کتابها به احتمال قوی در تفسیرهای قدیم و در ذیل همین آیه آلعمران و آیه حدید ذکر شده است. جبرئیلی که پروردگار از او چند تعبیر در قرآن دارد و یکی شدید القوا نیروهای او بسیار بسیار قوی است. از نظر نیرومندی خیلی قوی است در روایات داریم که وقتی برادران یوسف ع پیراهن یوسف ع را از بدنش درآوردند و او را داخل این چاه بیرون کنعان در بیابان انداختند. حالا نمیدانیم میله چاه تا سر آب چند متر بوده شما فرض کن که لوله از سطح زمین تا آب بیست متر بوده است. وقتی یوسف ع را انداختند یعنی به محض اینکه داخل چاه سرازیر شد وقتی جسم سنگین پایین میآید خیلی سریع پایین میآید. جبرئیل در عالیترین مقام ملکوت قرار دارد و فاصله این عالیترین مقام ملکوت تا زمین چقدر است؟ در آن مقامی که او هست یعنی بالاترین مقام میلیاردها کیلومتر است. خداوند به او فرمود یوسف را بگیر که با سر نیفتد و به دیوار یا سنگ بخورد و بمیرد. یوسف ع که به میان چاه سرازیر شد ده پانزده متر به آب مانده بود که جبرئیل او را گرفت و آرام روی سنگی گذاشت که یکخرده از آب بالاتر بود. این قدرت پرواز جبرئیل که از سر جای خود برای گرفتن یوسف ع حرکت میکند و این میلیاردها کیلومتر را سه چهار ثانیه میآید.نور در مقابل حرکت جبرئیل هیچ است خورشید وقتی از مشرق زمین طلوع میکند نورش که میخواهد به زمین برسد فاصلهاش با زمین 150میلیون کیلومتر است و نورش هم ثانیهای سیصدهزار کیلومتر حرکت میکند چند دقیقه میکشد تا به زمین برسد؛ اما سرعت نور پیش سرعت جبرئیل پوچ و هیچ است.جبرئیل یک روز به پروردگار عالم گفت من میخواهم از اول بهشت تا آخر آن را ببینم. خطاب رسید برو ببین؛ ولی من باید قدرت تو را اضافه کنم. چند برابر؟ صدها برابر قدرتت را اضافه کنم که وقتی پرواز میکنی بتوانی این پهنای بهشت را طی کنی. قدرت اضافه شد و حرکت کرد. در روایات دارد که نهصدهزار سال آنجا را حرکت کرد بعد عرض کرد خدایا به چقدر از این پهنای بهشت رسیدهام؟ خطاب رسید باز هم حرکت کن نهصدهزار سال دیگر رفت و گفت دیگر نزدیک آخر بهشت است؟ خطاب رسید حرکت کن نهصدهزار سال دیگر حرکت کرد با صدای بلند به خودش گفت من چقدر راه را آمدهام؟ یکی از کارگردانهای بهشت که اسمشان خازن است خازنان بهشت در روایات هم هست در آیات هم خزنه جهنم هست سرش را بلند کرد و گفت هنوز از محوطه من بیرون نرفتهای حالا میلیاردها خازن دیگر در بهشت است که باید تکهتکه از محوطههای اینها عبور کنی. این سهبار نهصدهزار سال با این قدرت پروازت هنوز از منطقه من بیرون نرفتهای گفت خدایا ما سر جایمان برگردیم. خطاب رسید برگرد مگر تو قدرت داری که پهنای بهشت را سیر کنیآنوقت خدا این بهشت را برای این جنس دوپا گذاشته و این جنس دوپا هم از زمان قابیل تا حالا چهار پای دیگر قرض کرده است که از این بهشت فرار کند و به جهنم برود. این نفهمی و ظلم است این ظلم است که آدم شصت هفتاد سال به عددی که امام ششم میفرمایند در دنیا زندگی کند و نفهمد در این فضای نفهمی بمیرد و در این فضای نفهمی هم وارد عالم آخرت شود. مردم خود خواب
لزوم آبادکردن میراث خدا
امیرالمؤمنین ع خسته از کار برمیگشتند دیدند واقعا خوابشان گرفته. داخل کوچهای روی خاک خوابیدند. چرا علی ع روی خاک میخوابند؟ چون کبر ندارند خودبزرگبین نیستند و فروتن خاکسار و متواضع هستند. میگویند زمین ملک خداست من بندۀ خدا هستم خاک هم مایۀ وجود و بدنم است و خوابم میآید میخوابم.خواب بودند. پیغمبر ص آمدند و رد شدند. میدانید چطوری بیدارشان کردند؟ به ایشان فرمودند یا ابا تراب . 10 تراب یعنی خاک و ابا یعنی پدر؛ یعنی ای پدر زمین که وقتی با زمین برخورد میکنی انگار پدر با بچهاش برخورد میکند دائم با کاشتن درخت و دانه با راهانداختن آب و ساختن باغ این زمین را مثل فرزندت در آغوش پدرانه میگیری. کلمۀ خاک را لقب امیرالمؤمنین ع قرار دادند.حیفم میآید اینجا چهار خط شعر برایتان نخوانم. امیرالمؤمنین ع روی خاک خواب … ع که بشر سر این سفره نشسته تا الان مرتع بوده حیوانات را میبرند میچرانند و دومرتبه پروردگار عالم این مرتعها را پر میکرد. در روایت است دولت حکومت یا وزارتی اگر جلوی مراتع را بگیرد و نگذارد دامداران دامها را بچرانند قیامت از رحمت خدا محروم خواهند بود. مراتع محل رزق گاو گوسفند شتر و بزهاست.اگر زمان طاغوت قانونی گذاشتند که جلوی مراتع را بگیرند علتش این بوده که اروپا و آمریکا راضی نبودند ما خودمان گوشت تولید کنیم؛ میخواستند تولید گوشت نابود شود. نفتی که از ما میبردند از ده تومان هشت تومانش را میخوردند و دو تومانش را به ما میدادند یک بخش از آن دو تومان را هم گوشت به ما میدادند گوشتهای صددرصد با ذبح حرام. اگر قانون و فلسفهای برای جلوگیری از مراتع هست برای فروش گوشت یهود و نصارا به این مملکت بوده. حالا هر کدامتان میتوانید حساب کنید دام چه منفعتی برای کشور دارد.فواید مختلف دامهادر همین مملکت ما تا شصت سال پیش مردم ایران جوراب دستکش شالگردن لباس زمستانی خیمههای بیابان و چادرهای عشایر را از پشم کرک و موی دامها تامین میکردند. آن زمان من بچه بودم و ایران چهارده میلیون جمعیت داشت زمستان همه دستکش جوراب گرمکن شال کلاه ژاکت و شال کمر داشتند و تمام آنها را هم از دامها تامین میکردند. الان ما گرفتار لباسهایی هستیم که با طبیعت خلقتمان نمیسازد و مولد انواع امراض است. مثلا میگویند مواظب باشید بچهها زیاد روی موکت و فرش ماشینی راه نروند یا لباس و جورابهای پلاستیکی نپوشند چون بیماری میگیرند.اگر بشود جامعه را به سفرۀ طبیعت برگرداند بیمارستانها و مطبها خلوت میشود ولی نمیدانم امکان برگرداندن هست که ملت هفتاد میلیون نفره در خانههایشان اهل تولید باشند ما بچه بودیم خانم و دختر خانه لباس زمستانی اهل خانه را تامین میکردند؛ اما الان نفت و موادی که از خارج باید بیاید لباس ما را تامین میکند.این یک منفعت دام بوده؛ با روده معده کلیه جگر شش استخوان شاخ بدن پوست و پشم دام چه مرحلۀ عظیمی از نیاز مردم تامین میشد تا به شیر دام برسیم که خانمها میدوشیدند. اطراف تهران و بیشتر مردم شهرهای ایران داخل خانههایشان جاهای تمیز و خوبی برای دام داشتند صبح و غروب میرفتند شیر میدوشیدند بعد این شیر را تبدیل میکردند به پنیر ماست دوغ کره روغن سرشیر خامه و فراوردههای دیگر. مردم خوراک را مستقیم از خدا میگرفتند نه از کارخانهها با مواد افزودنی و گاهی سرطانزا؛ مثل غذاهایی که خیلیها الان عادت دارند. پدران و مادران ما اصلا به خواب هم اسم سوسیس و کالباس را نشنیدند اما الان نسل بیچارهشان میخورند. گاهی هم تلویزیون اعلام میکند نخورید سرطان میآورد چربی خون را به هم میزند و چهکار میکند ؛ اما تنها حرفزدن کافی نیست باید تولید نکنید و نگذارید تولید شود. رفاه زیادی هم ما را تنبل میکند. اهمیت تولیدکردنامیرالمؤمنین ع میفرمایند ملت مصرفکننده ملعون و ملت تولیدکننده مرحوم است . تمام انبیا علیهمالسلام هم تولیدکننده بودند و خود امیرالمؤمنین
English