استاد انصاریان با بیان اینکه قلبی که با طهارت است و رفعت دارد مرفوعه مطهره عبس 14 وحی پاک علوم الهی و علوم غیب را به راحتی دریافت میکند اظهار … مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی گفت مؤمن از کوره در نمیرود عصبانی نمیشود داد نمیکشد آبروی زن و بچه و مردم را نمیبرد تا میبیند آتش خشم شعله میکشد آتش خشم را فرو میدهد و میشکند اگر طهارت نباشد در رحمت فیوضات به روی انسان بسته است. رذایل اخلاقی مانع رسیدن فیض الهی
2,135 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: قلبی که با طهارت است و رفعت دارد؛ وحی پاک، علوم الهی و علوم غیب را به راحتی دریافت میکند
تربیت متفاوت انسان در علوم مادی و الهی
علوم مادی از زمان قابیل تا حالا چهچیزی ساخته است؟ قاتل غارتگر دزد اختلاسچی رشوهخور رباخور؛ دانشگاه هم دارند الآن مهمترین دانشگاهها مثل دانشگاه هاروارد هال و آکسفورد در دست آمریکا و اروپاست خیلی هم سینهشان را برای این دانشگاه سپر میکنند این دانشگاهدارها از زمان قابیل تا حالا این امانتهای الهی
استاد حسين انصاريان : معارف باقي مانده از اهل بيت(ع) دنياي غرب را نيز حيرت زده كرده است.
انسانی را با مکتب اهل بیت ع از حیث علمی تطبیق و بر اساس مبانی آن حرکت کنند.استاد تفسیر قرآن حوزه علمیه افزود اندیشمندان اسلامی وجوه مختلف علوم الهی … علوم معارف در دانشگاه های غرب در دسترس است این مسئله ثابت می شود که امروز جهان غرب در برابر مبانی معرفتی معارف اهل بیت ع در حوزه انسان و هستی و معنویت سر تسلیم فرود آورده و مجموعه علمی باقی مانده از آل ا... را منبع اصیلی برای ایجاد رشدی در مبانی فکری انسان دانسته اند.این محقق حوزوی با اظهار تاسف از روند کنونی جوامع اسلامی در برخورد با معارف الهی
پیش سخن
مسیر پر فراز و نشیب زندگانی از نابسامانی ها محفوظ می دارد و موجب سعادت دو جهان و سرافرازی و سربلندی در امتحانات الهی می شود پژوهش پیرامون علوم الهی
تأسیس حوزه علمیه حضرت ابوطالب (ع) در هندوستان
الاسلام سید "جواد حیدر جوادی" مدیر مدرسه انوار العلوم خطیب و ذاکر اهل بیت علیهم السلام سید "جابر جوراسی" مدیر مجله اصلاح هر یک در اهمیت والای علوم الهی
بعضى از چیزها را اگر ندانیم بهتر است
گفتنی است که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در این جهت علوم الهی و دینی - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولی این … گفتنی است که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در این جهت علوم الهی و دینی - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولی این … گفتنی است که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در این جهت علوم الهی و دینی - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولی این
عاقبت عالمان بي عمل
تعبیر انسلخ که از ماده انسلاخ در اصل به معنی ازپوست بیرون آمدن است نشان می دهد آیات و علوم الهی در آغاز چنان به او احاطه داشته که همچون پوست … اتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین .این آیه به روشنی اشاره به داستان کسی می کند که نخست در صف مؤمنان بوده و حامل آیات و علوم الهی
عاقبت عالمان بي عمل
تعبیر انسلخ که از ماده انسلاخ در اصل به معنی ازپوست بیرون آمدن است نشان می دهد آیات و علوم الهی در آغاز چنان به او احاطه داشته که همچون پوست … اتیناه آیاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین .این آیه به روشنی اشاره به داستان کسی می کند که نخست در صف مؤمنان بوده و حامل آیات و علوم الهی
مردى که سى سال بعد از توبه اش نخندید
خودشان هم روی برمیگردانند و دیگر خودشان را نمیبینند فانساهم ذکر الله ؛ خود را از یاد میبرند نمیدانند غافل هستند از این که نفس آنها مایه گرفتن علوم الهی
مدار عرفانى مكاتب الهى
به ناچار در این زمینه همه جویندگان راه به اسلام واقعی رسیده و با قدرت آن به کمالات و حقایق رسیدهاند .عارف معتقد است که با آراسته شدن به علوم الهی
جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
مشغول باشجهانگیر خان میگوید از همت نفس آن ژنده پوش و یمن راهنماییش بدین مقام رسیدم.جهانگیر خان در تحصیل علوم الهی به مقامات ارجمندی رسید … آخرت من در آن باشد؟ درویش الهی در پاسخش چنین گفت این گونه استنباط کردهام که تو را فضای این مدرسه پسند افتاده در همین جا حجره گرفته به تحصیل علوم الهی … علوم فقه اصول ادب کلام تفسیر تاریخ خطابه و نویسندگی تربیت شدند.مرحوم فسایی درباره جهانگیرخان میگوید با این که در مراتب علمیه سرآمد ارباب عمائم است از لباس بزرگان ایلات از سر تا پا بیرون نرفت او مانند افراد ایل کلاه و زلف دارد.حاج شیخ عیسی بن فتح الله شاگرد خان میگوید سرکار خان موی بلند میداشتی و به حنا خضاب میفرمودی.جناب خان به حاج شیخ عیسی فرموده بود زمینی دارم به قشقایی و از مال الاجاره آن چهل تومان است به یک سال زندگی خویش را تامین میکنم.استاد جلال الدین همایی که به یک واسطه شاگرد آن مرحوم بود درباره خان میگفته جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمی و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقی و حسن تدبیر حکیمانه که همه در وجود او مجتمع بود تحصیل فلسفه را که مابین علما و طلاب قدیم سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامی به کلی نجات داد و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق چندان رایج و مطلوب ساخت که نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت و تهمت نبود بلکه مایه افتخار و مباهات میشد.وی معمولا یکی دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچی سه درس پشت سر هم میگفت که درس اولش شرح لمعه و بعد از آن شرح منظومه و سپس درس اخلاق بود و بدین ترتیب فلسفه را در حشو فقه و اخلاق به خورد طلاب میداد.جابری گوید اگر شارب مسکری یا فاعل منکری را شبانه گرفته به مدرسه آورده برای اجرای حد آن مرحوم میفرمود حبسش کنند تا به هوش آید. بعد خود آن جناب نیمه شب رفته او را رها و از مدرسه بیرونش برده و با اندرز حکیمانه به راه راستش میآورد.وحید گوید من از جهانگیرخان با این که چندین سال در محضر درسش حاضر بودم هیچگاه دعوی شعر و شاعری نشنیدم و پس از رحلت وی از شاعری و شعر وی به وسیله شیخ محمد حکیم که به وی محرمترین اشخاص بود آگاه شدم که این اشعار از اوست تا یاد چین زلف تو شد پای بست ما رفت اختیار عقل و سلامت ز دست مااز صرف نیستی چو کسی را خبر نشد عشقت چگونه کرد حکایت زهست ماغمگین مشو گر از ستمش دل شکستهای کار زد به صدهزار درست این شکست مااز دشمنان ملامت و از دوستان جفا بودست سرنوشت ز روز الست ماگشتم زهجر غرقه دریای اشک خویش تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما از آقا محمد جعفر دهاقانی خادم مدرسه صدر در مسئله فوت خان منقول است که بیماری ایشان در کبد بود میرزا مسیح خان دکترش بود وقتی خان بیماریش شدید شد من رفتم دنبال دکتر میرزا مسیح خان گفت شما چه نسبتی با خان دارید؟ گفتم خادمش هستم دکتر گفت من نمیآیم خان آدم کوچکی نیست من برای عیادت میآیم. آمدم جریان را برای خان گفتم خان فهمید گفت برو بگو برای عیادتم بیاید آن گاه طبیب به خدمتش آمد خان تبسم کرد و به او گفت هر چه تو میدانی من هم میدانم من چاق شدنی نیستم.میرزا مسیح خان رفت دکتر شافتر خارجی را آورد دکتر شافتر نسخه نوشت دواهای نسخه را از مریضخانه انگلیسیها تهیه کردیم ولی خان آنها را نخوردسه چهار ساعت از شب گذشته بود که خان گفت رختخواب را رو به قبله کنید سپس یک لیوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذکر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنیا خلاص شد.تمام علما در آن شب حاضر شدند جماعت انبوهی آمده بودند تشییع مفصلی از او شد و آیت الله آقا نجفی بر او نماز گذارد و در تکیه ترک دفنش کردند رحمه الله علیه رحمه واسعه.مؤلف کتاب تاریخ حکما و عرفای متاخر صدر المتالهین نزدیک به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام میبرد که هر یک از اعاظم مراجع تقلید و حکما و عرفا و فلاسفه الهی
جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
مشغول باشجهانگیر خان میگوید از همت نفس آن ژنده پوش و یمن راهنماییش بدین مقام رسیدم.جهانگیر خان در تحصیل علوم الهی به مقامات ارجمندی رسید … آخرت من در آن باشد؟ درویش الهی در پاسخش چنین گفت این گونه استنباط کردهام که تو را فضای این مدرسه پسند افتاده در همین جا حجره گرفته به تحصیل علوم الهی … علوم فقه اصول ادب کلام تفسیر تاریخ خطابه و نویسندگی تربیت شدند.مرحوم فسایی درباره جهانگیرخان میگوید با این که در مراتب علمیه سرآمد ارباب عمائم است از لباس بزرگان ایلات از سر تا پا بیرون نرفت او مانند افراد ایل کلاه و زلف دارد.حاج شیخ عیسی بن فتح الله شاگرد خان میگوید سرکار خان موی بلند میداشتی و به حنا خضاب میفرمودی.جناب خان به حاج شیخ عیسی فرموده بود زمینی دارم به قشقایی و از مال الاجاره آن چهل تومان است به یک سال زندگی خویش را تامین میکنم.استاد جلال الدین همایی که به یک واسطه شاگرد آن مرحوم بود درباره خان میگفته جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمی و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقی و حسن تدبیر حکیمانه که همه در وجود او مجتمع بود تحصیل فلسفه را که مابین علما و طلاب قدیم سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامی به کلی نجات داد و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق چندان رایج و مطلوب ساخت که نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت و تهمت نبود بلکه مایه افتخار و مباهات میشد.وی معمولا یکی دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچی سه درس پشت سر هم میگفت که درس اولش شرح لمعه و بعد از آن شرح منظومه و سپس درس اخلاق بود و بدین ترتیب فلسفه را در حشو فقه و اخلاق به خورد طلاب میداد.جابری گوید اگر شارب مسکری یا فاعل منکری را شبانه گرفته به مدرسه آورده برای اجرای حد آن مرحوم میفرمود حبسش کنند تا به هوش آید. بعد خود آن جناب نیمه شب رفته او را رها و از مدرسه بیرونش برده و با اندرز حکیمانه به راه راستش میآورد.وحید گوید من از جهانگیرخان با این که چندین سال در محضر درسش حاضر بودم هیچگاه دعوی شعر و شاعری نشنیدم و پس از رحلت وی از شاعری و شعر وی به وسیله شیخ محمد حکیم که به وی محرمترین اشخاص بود آگاه شدم که این اشعار از اوست تا یاد چین زلف تو شد پای بست ما رفت اختیار عقل و سلامت ز دست مااز صرف نیستی چو کسی را خبر نشد عشقت چگونه کرد حکایت زهست ماغمگین مشو گر از ستمش دل شکستهای کار زد به صدهزار درست این شکست مااز دشمنان ملامت و از دوستان جفا بودست سرنوشت ز روز الست ماگشتم زهجر غرقه دریای اشک خویش تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما از آقا محمد جعفر دهاقانی خادم مدرسه صدر در مسئله فوت خان منقول است که بیماری ایشان در کبد بود میرزا مسیح خان دکترش بود وقتی خان بیماریش شدید شد من رفتم دنبال دکتر میرزا مسیح خان گفت شما چه نسبتی با خان دارید؟ گفتم خادمش هستم دکتر گفت من نمیآیم خان آدم کوچکی نیست من برای عیادت میآیم. آمدم جریان را برای خان گفتم خان فهمید گفت برو بگو برای عیادتم بیاید آن گاه طبیب به خدمتش آمد خان تبسم کرد و به او گفت هر چه تو میدانی من هم میدانم من چاق شدنی نیستم.میرزا مسیح خان رفت دکتر شافتر خارجی را آورد دکتر شافتر نسخه نوشت دواهای نسخه را از مریضخانه انگلیسیها تهیه کردیم ولی خان آنها را نخوردسه چهار ساعت از شب گذشته بود که خان گفت رختخواب را رو به قبله کنید سپس یک لیوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذکر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنیا خلاص شد.تمام علما در آن شب حاضر شدند جماعت انبوهی آمده بودند تشییع مفصلی از او شد و آیت الله آقا نجفی بر او نماز گذارد و در تکیه ترک دفنش کردند رحمه الله علیه رحمه واسعه.مؤلف کتاب تاریخ حکما و عرفای متاخر صدر المتالهین نزدیک به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام میبرد که هر یک از اعاظم مراجع تقلید و حکما و عرفا و فلاسفه الهی
ویژگیهای شهید ثانی
این شاگرد میگوید من وقتی در جلسه درس او مینشستم و قیافه استاد را میدیدم میفهمیدم که دریایی از علوم الهی در او موج میزند.
جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
مشغول باش جهانگیر خان میگوید از همت نفس آن ژنده پوش و یمن راهنماییش بدین مقام رسیدم .جهانگیر خان در تحصیل علوم الهی به مقامات ارجمندی رسید … من در آن باشد ؟ درویش الهی در پاسخش چنین گفت این گونه استنباط کردهام که تو را فضای این مدرسه پسند افتاده در همین جا حجره گرفته به تحصیل علوم الهی … علوم فقه اصول ادب کلام تفسیر تاریخ خطابه و نویسندگی تربیت شدند .مرحوم فسایی درباره جهانگیرخان میگوید با این که در مراتب علمیه سرآمد ارباب عمائم است از لباس بزرگان ایلات از سر تا پا بیرون نرفت او مانند افراد ایل کلاه و زلف دارد . حاج شیخ عیسی بن فتح الله شاگرد خان میگوید سرکار خان موی بلند میداشتی و به حنا خضاب میفرمودی .جناب خان به حاج شیخ عیسی فرموده بود زمینی دارم به قشقایی و از مال الاجاره آن چهل تومان است به یک سال زندگی خویش را تامین میکنم . استاد جلال الدین همایی که به یک واسطه شاگرد آن مرحوم بود درباره خان میگفته جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمی و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقی و حسن تدبیر حکیمانه که همه در وجود او مجتمع بود تحصیل فلسفه را که مابین علما و طلاب قدیم سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامی به کلی نجات داد و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق چندان رایج و مطلوب ساخت که نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت و تهمت نبود بلکه مایه افتخار و مباهات میشد . وی معمولا یکی دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچی سه درس پشت سر هم میگفت که درس اولش شرح لمعه و بعد از آن شرح منظومه و سپس درس اخلاق بود و بدین ترتیب فلسفه را در حشو فقه و اخلاق به خورد طلاب میداد .جابری گوید اگر شارب مسکری یا فاعل منکری را شبانه گرفته به مدرسه آورده برای اجرای حد آن مرحوم میفرمود حبسش کنند تا به هوش آید . بعد خود آن جناب نیمه شب رفته او را رها و از مدرسه بیرونش برده و با اندرز حکیمانه به راه راستش میآورد .وحید گوید من از جهانگیرخان با این که چندین سال در محضر درسش حاضر بودم هیچگاه دعوی شعر و شاعری نشنیدم و پس از رحلت وی از شاعری و شعر وی به وسیله شیخ محمد حکیم که به وی محرمترین اشخاص بود آگاه شدم که این اشعار از اوست *تا یاد چین زلف تو شد پای بست ما از صرف نیستی چو کسی را خبر نشد غمگین مشو گر از ستمش دل شکستهای از دشمنان ملامت و از دوستان جفا گشتم زهجر غرقه دریای اشک خویش تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما * رفت اختیار عقل و سلامت ز دست ما عشقت چگونه کرد حکایت زهست ما کار زد به صدهزار درست این شکست ما بودست سرنوشت ز روز الست ما تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما از آقا محمد جعفر دهاقانی خادم مدرسه صدر در مسئله فوت خان منقول است که بیماری ایشان در کبد بود میرزا مسیح خان دکترش بود وقتی خان بیماریش شدید شد من رفتم دنبال دکتر میرزا مسیح خان گفت شما چه نسبتی با خان دارید ؟ گفتم خادمش هستم دکتر گفت من نمیآیم خان آدم کوچکی نیست من برای عیادت میآیم . آمدم جریان را برای خان گفتم خان فهمید گفت برو بگو برای عیادتم بیاید آن گاه طبیب به خدمتش آمد خان تبسم کرد و به او گفت هر چه تو میدانی من هم میدانم من چاق شدنی نیستم .میرزا مسیح خان رفت دکتر شافتر خارجی را آورد دکتر شافتر نسخه نوشت دواهای نسخه را از مریضخانه انگلیسیها تهیه کردیم ولی خان آنها را نخورد سه چهار ساعت از شب گذشته بود که خان گفت رختخواب را رو به قبله کنید سپس یک لیوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذکر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنیا خلاص شد .تمام علما در آن شب حاضر شدند جماعت انبوهی آمده بودند تشییع مفصلی از او شد و آیت الله آقا نجفی بر او نماز گذارد و در تکیه ترک دفنش کردند رحمه الله علیه رحمه واسعه .مؤلف کتاب تاریخ حکما و عرفای متاخر صدر المتالهین نزدیک به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام میبرد که هر یک از اعاظم مراجع تقلید و حکما و عرفا و فلاسفه الهی
جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
مشغول باش جهانگیر خان میگوید از همت نفس آن ژنده پوش و یمن راهنماییش بدین مقام رسیدم .جهانگیر خان در تحصیل علوم الهی به مقامات ارجمندی رسید … من در آن باشد ؟ درویش الهی در پاسخش چنین گفت این گونه استنباط کردهام که تو را فضای این مدرسه پسند افتاده در همین جا حجره گرفته به تحصیل علوم الهی … علوم فقه اصول ادب کلام تفسیر تاریخ خطابه و نویسندگی تربیت شدند .مرحوم فسایی درباره جهانگیرخان میگوید با این که در مراتب علمیه سرآمد ارباب عمائم است از لباس بزرگان ایلات از سر تا پا بیرون نرفت او مانند افراد ایل کلاه و زلف دارد . حاج شیخ عیسی بن فتح الله شاگرد خان میگوید سرکار خان موی بلند میداشتی و به حنا خضاب میفرمودی .جناب خان به حاج شیخ عیسی فرموده بود زمینی دارم به قشقایی و از مال الاجاره آن چهل تومان است به یک سال زندگی خویش را تامین میکنم . استاد جلال الدین همایی که به یک واسطه شاگرد آن مرحوم بود درباره خان میگفته جهانگیرخان در اثر شخصیت بارز علمی و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقی و حسن تدبیر حکیمانه که همه در وجود او مجتمع بود تحصیل فلسفه را که مابین علما و طلاب قدیم سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامی به کلی نجات داد و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق چندان رایج و مطلوب ساخت که نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت و تهمت نبود بلکه مایه افتخار و مباهات میشد . وی معمولا یکی دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچی سه درس پشت سر هم میگفت که درس اولش شرح لمعه و بعد از آن شرح منظومه و سپس درس اخلاق بود و بدین ترتیب فلسفه را در حشو فقه و اخلاق به خورد طلاب میداد .جابری گوید اگر شارب مسکری یا فاعل منکری را شبانه گرفته به مدرسه آورده برای اجرای حد آن مرحوم میفرمود حبسش کنند تا به هوش آید . بعد خود آن جناب نیمه شب رفته او را رها و از مدرسه بیرونش برده و با اندرز حکیمانه به راه راستش میآورد .وحید گوید من از جهانگیرخان با این که چندین سال در محضر درسش حاضر بودم هیچگاه دعوی شعر و شاعری نشنیدم و پس از رحلت وی از شاعری و شعر وی به وسیله شیخ محمد حکیم که به وی محرمترین اشخاص بود آگاه شدم که این اشعار از اوست *تا یاد چین زلف تو شد پای بست ما از صرف نیستی چو کسی را خبر نشد غمگین مشو گر از ستمش دل شکستهای از دشمنان ملامت و از دوستان جفا گشتم زهجر غرقه دریای اشک خویش تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما * رفت اختیار عقل و سلامت ز دست ما عشقت چگونه کرد حکایت زهست ما کار زد به صدهزار درست این شکست ما بودست سرنوشت ز روز الست ما تا ماهی وصال کی افتد به شصت ما از آقا محمد جعفر دهاقانی خادم مدرسه صدر در مسئله فوت خان منقول است که بیماری ایشان در کبد بود میرزا مسیح خان دکترش بود وقتی خان بیماریش شدید شد من رفتم دنبال دکتر میرزا مسیح خان گفت شما چه نسبتی با خان دارید ؟ گفتم خادمش هستم دکتر گفت من نمیآیم خان آدم کوچکی نیست من برای عیادت میآیم . آمدم جریان را برای خان گفتم خان فهمید گفت برو بگو برای عیادتم بیاید آن گاه طبیب به خدمتش آمد خان تبسم کرد و به او گفت هر چه تو میدانی من هم میدانم من چاق شدنی نیستم .میرزا مسیح خان رفت دکتر شافتر خارجی را آورد دکتر شافتر نسخه نوشت دواهای نسخه را از مریضخانه انگلیسیها تهیه کردیم ولی خان آنها را نخورد سه چهار ساعت از شب گذشته بود که خان گفت رختخواب را رو به قبله کنید سپس یک لیوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذکر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنیا خلاص شد .تمام علما در آن شب حاضر شدند جماعت انبوهی آمده بودند تشییع مفصلی از او شد و آیت الله آقا نجفی بر او نماز گذارد و در تکیه ترک دفنش کردند رحمه الله علیه رحمه واسعه .مؤلف کتاب تاریخ حکما و عرفای متاخر صدر المتالهین نزدیک به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام میبرد که هر یک از اعاظم مراجع تقلید و حکما و عرفا و فلاسفه الهی
علامه محمدتقی مجلسی
چرا که محتوای آن و فصاحت و بلاغتش و اشتمالش بر علوم الهی به گونه است که جز معصوم نمی تواندگوینده آن باشد . … خاطر حسرتی که در دل داشتم کلام ایشان را نمی فهمیدم به گریه افتادم و نزد شیخ رفتم و در حال گریه ماجرای رویای خود را باز گفتم شیخ فرمود به تو علوم الهی
علامه محمدتقی مجلسی (1)
چرا که محتوای آن و فصاحت و بلاغتش و اشتمالش بر علوم الهی به گونه است که جز معصوم نمی تواندگوینده آن باشد . … خاطر حسرتی که در دل داشتم کلام ایشان را نمی فهمیدم به گریه افتادم و نزد شیخ رفتم و در حال گریه ماجرای رویای خود را باز گفتم شیخ فرمود به تو علوم الهی
جوانان بيدار باشيد
ابراهیم موسی عیسی محمد صلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام میخوانیم این ارثی که به حضرت رسیده مال و ثروت که نیست حالات معنوی علوم الهی
آیا انجیل اهل بیت علیهم السلام
خود را بر مبنای دعاهای این صحیفه به رشته تحریر درآوردهاند. 1 دعاهای صحیفه علاوه بر حسن بلاغت و کمال فصاحت بر عالیترین مضامین و عبارات و علوم الهی … الهی و درود و ثنا بر خداوند انتخاب شده خود بالاترین شاهد و دلیل است بر این که صدور آن از مقام امام معصوم علیه السلام قطعی است و احدی دست رد و انکار بر آن ننهاده و نام آن شهره آفاق است و فروغش بر اکناف جهان گسترده تا آنجا که هرگز شک و تردید در آن راه ندارد و گوهری است از معدن علوم
استاد حسین انصاریان: جریانات کشور را نباید عامل بی دینی عده ای دانست
این روحانی علوم الهی با بیان اینکه دینداران واقعی اهل دعا نیستند و هر که بین شما ادعا کرد دروغگو است گفت خداوند ضمانتی نداده است که اگر کسی مؤمن
English