عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه کرد و در دامنشان پرورش یافت در نتیجه چشمشان برای دیدن چشم شیطان و زبانشان در گفتار زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
16 مطلب یافت شد
ستمكارترين مردم
هم از آنان به عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه گرفت و در دامنشان رشد یافت دیدنشان با دیده شیطان و زبانشان در گفتن زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
خيانتها و جنايات شيطان
عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه کرد و در دامنشان پرورش یافت در نتیجه چشمشان برای دیدن چشم شیطان و زبانشان در گفتار زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
عاقبت دوستى با شيطان
آنان به عنوان دام استفاده کرده در درونشان لانه کرد و در دامنشان پرورش یافت چشمشان در دیدن چشم شیطان و زبانشان در گفتن زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
نفوذ، از نگاه امیرالمومنین(ع)
کارشان به جایی رسید که شیطان با چشم آنها نگاه کرد و با زبانشان سخن گفت.هنگامی که به این جا رسیدند شیطان آنها را بر مرکب لغزشها و گناهان سوار
ارزش و جايگاه مساجد
هم از آنان به عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه گرفت و در دامنشان رشد یافت دیدنشان با دیده شیطان و زبانشان در گفتن زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
مراحل نفوذ شیطان در کلام امیرالمؤمنین(ع)
-سوار بر مرکب لغزشها و گناهانحضرت دو جمله دیگر دارد که میفرمایند فرکب بهم الزلل تمام لغزشها را بار مردمی کرده است که تابعش هستند.
ارزش و جايگاه مساجد از دیدگاه استاد انصاریان
هم از آنان به عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه گرفت و در دامنشان رشد یافت دیدنشان با دیده شیطان و زبانشان در گفتن زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
راه هاى نفوذ شيطان
عنوان دام استفاده کرد در درونشان لانه کرد و در دامنشان پرورش یافت در نتیجه چشمشان برای دیدن چشم شیطان و زبانشان در گفتار زبان شیطان شد بر مرکب لغزشها
امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
مرکب و درختان قلم و همه آفریدگان زمین نویسنده شوند نمیتوانند فضایل علی علیهالسلام را بنویسند.20 اینک ماییم و این هم کرانه بیپایان سخنان نغز و پر عمق مولای متقیان که رهتوشه و چراغ راه انسانهای جویای فضیلت است. اخلاق فردی پرهیز از نخستین گناه انسان با اراده در برابر وسوسهها چراغ سبز نشان نمیدهد و به راحتی از جاده سلامت خارج نمیشود. باید دانست که پایداری در برابر لغزشها
توبه
مرکب و توشه و زاد خویش را گم کرده و ناگاه آن را پیدا می نماید بیشتر است. مراحل توبه قرآن کریم از لغت توبه و مشتقات فعلی آن 107 مرتبه سخن به میان آورده و هفت بار با فرمان توبوا همگان را به بازگشت از گناه و آشتی و اطاعت خود دعوت کرده است؛ اما موضوع مهمی که درباره توبه باید مورد توجه قرار گیرد و احادیث فراوانی بر آن تاکید دارداین است که اصولا توبه با طی همه مراحل آن صورت واقعی به خود می گیرد و نتیجه مطلوب و سرنوشت ساز را خواهد داشت. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود التوبه علی اربعه دعائم ندم بالقلب و استغفار باللسان و عمل بالجوارح و عزم علی ان لایعود... 8 توبه بر چهار پایه استوار است پشیمانی با قلب طلب آمرزش با زبان عمل به وسیله اعضا و جوارح و اراده و تصمیم جدی بر اینکه به گناه و آلودگی گذشته بازگشت ننماید. بنابراین توبه صرفا یک لفظ نیست نخست باید قلب از گناه پشیمان و متنفر شود بعد با زبان شعار ترک گناه را برای دیگران و تلقین به نفس را برای خویش استمرار بخشد سپس اعضای بدن و عناصر فعال وجودیبه جای گناه و تباهی به حوزه اعمال صالح و نیک وارد شود تا فرد دیگر آن عنصر قبلی نباشد و بالاخره دیگر هیچ گاه تصمیم بازگشت به زشتی و تباهی و آلودگیهای قبلی نداشته باشد. بدین جهت است که وقتی کسی در حضور امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ به خاطر درخواست آمرزش از خداوند کلمات استغفار را بر زبان جاری می کرد آن حضرت با جمله مادرت بر مرگت اشک بریزد او را مورد نکوهش قرار داد طلب آمرزش را مقام والایی شمرد و برای آن شش مرحله بدین شرح بیان فرمود 1 . پشیمانی جدی از همه اعمال بد گذشته. 2 . تصمیم جدی برای خودداری از همه گناهان 3 . بازگرداندن همه حقوق و بدهی های مادی و معنوی به مردم و بری الذمه شدن 4 . جبران و تدارک هر عمل و عبادت واجب و از دست رفته. 5 . آب کردن تمام گوشت هایی که از راه حرام در بدن روییده 6 . تحمل رنج و چشیدن لذت عبادت و بندگی خدا به همان حدی که گناهلذت بخش بوده است. 9 اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت نخوانی سفرهای علوی کند مرغ جانت گر از چنبر آز بازش رهانی گر از باغ انست گیاهی برآید گیاهت نماید گل بوستانی چنان می روی ساکن وخواب درسر که می ترسم از کاروان بازمانی وصیت همین است جان برادر که اوقات ضایع مکن تا توانی. 10 شرایط توبه توبه را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم کرده اند یک دسته از گناهان کوچک و کم شعاع هستند و صرفا با استغفار و پشیمانی قلبی جبران می شوند اما دسته دیگری از گناهان هم بزرگ و ویران کننده هستند و هم اثر وضعی در پی دارند. این دسته اضافه بر پشیمانی قلبی و استغفار با زبان اقدام عملی و جبران مافات و ترمیم خرابیهای به وجود آمده را نیز می طلبد. در یک تقسیم بندی دیگر گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود به سه دسته می توان تقسیم نمود که قهرا توبه از آنها به حسب موارد سه گونه خواهد بود که اندکی به شرح آن می پردازیم الف ستم به خویشتن خداوند ستم به خویشتن را در قرآن کریم با تعبیر فمنهم ظالم لنفسه 11 مطرح کرده است. منظور از این دسته لغزشها
هفت گفتار از امام هادی علیه السلام
مرکب توان تاختنکه جاها سپر باید انداختننه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهمنه در ذیل وصفش رسد دست فهمدر این بحر جز مرد داعی نرفتگمان شد که دنبال راعی نرفتچه شبها نشستم در این سیر گمکه دهشت گرفت آستینم که قمشکوه بندگی از منظر فرهنگ متعالی توحید عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست بلندی بایدت افکندگی کنخدا را باش و کار بندگی کن امام دهم علیه السلام در تبیین مقام بندگی می فرماید من اتقی الله یتقی و من اطاع الله یطاع و من اطاع الخالق لم یبال سخط المخلوقین و من اسخط الخالق فلییقن ان یحل به سخط المخلوقین؛ 2 هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد مردم از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند دیگران از او اطاعت می کنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود. گرت این بندگی تمام شودچرخ و انجم ترا غلام شود مقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیه السلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار می کرد و می فرمود الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا انت کما احب فاجعلنی کما تحب؛ 3 پروردگارا این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه ای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری قرار ده ریشه ها و نتایج تکبر در سیره تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینه ها و ریشه های خودپسندی اشاره شده است. آن حضرت می فرماید من امن مکر الله و الیم اخذه تکبر حتی یحل به قضاوه و نافذ امره و من کان علی بینه من ربه هانت علیه مصائب الدنیا ولو قرض و نشر؛ 4 هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند خود را در امان احساس کند تکبر می ورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گردد؛ اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و اجزا بدنش پراکنده شود. طبق این رهنمود ارزشمند هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد انسان را به انواع مفاسد دچار می کند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته هدف خود را در زندگی گم می کند. چنین فرد غافلی از خود هرگز نمی پرسد که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بودبه کجا می روم آخر ننمایی وطنم اما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهره ور گردد هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمی گردد؛ چرا که به پشتوانه ای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است.بنابراین ریشه مهم لغزشها
هفت گفتار از امام هادی علیه السلام
مرکب توان تاختنکه جاها سپر باید انداختننه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهمنه در ذیل وصفش رسد دست فهمدر این بحر جز مرد داعی نرفتگمان شد که دنبال راعی نرفتچه شبها نشستم در این سیر گمکه دهشت گرفت آستینم که قمشکوه بندگیاز منظر فرهنگ متعالی توحید عبودیت و بندگی حضرت حق تعالی است که بالاتر از آن مقامی برای مخلوق متصور نیست خداوند متعال توصیف نشود جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف میشود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان استبلندی بایدت افکندگی کنخدا را باش و کار بندگی کنامام دهم علیه السلام در تبیین مقام بندگی میفرماید من اتقی الله یتقی و من اطاع الله یطاع و من اطاع الخالق لم یبال سخط المخلوقین و من اسخط الخالق فلییقن ان یحل به سخط المخلوقین؛ 2 هر که از نافرمانی خدا بپرهیزد مردم از نافرمانی او پرهیز کنند و هر کس خدا را اطاعت کند دیگران از او اطاعت میکنند و کسی که از دستورات خالق فرمان برد هیچ باکی از خشم مخلوقین نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد او باید بداند که از خشم مردم در امان نخواهد بود. گرت این بندگی تمام شودچرخ و انجم ترا غلام شودمقام عبودیت و بندگی آن چنان اهمیت دارد که امیر مؤمنان علی علیه السلام در این زمینه به بندگی خود در برابر خداوند متعال افتخار میکرد و میفرمود الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا انت کما احب فاجعلنی کما تحب؛ 3 پروردگارا این عزت برای من بس است که بنده تو باشم و بالاترین افتخار برای من آن است که تو پروردگار من باشی. تو همان گونه ای که دوست دارم. پس مرا آن طوری که دوست داری قرار ده ریشه ها و نتایج تکبردر سیره تربیتی امام هادی علیه السلام برای تربیت نفوس و زدودن صفات ناپسند از وجود آدمی به زمینهها و ریشه های خودپسندی اشاره شده است.آن حضرت میفرماید من امن مکر الله و الیم اخذه تکبر حتی یحل به قضاوه و نافذ امره و من کان علی بینه من ربه هانت علیه مصائب الدنیا ولو قرض و نشر؛ 4 هر کس از مکر و مؤاخذه دردناک خداوند خود را در امان احساس کند تکبر میورزد تا اینکه با قضا و تقدیر خداوند مواجه گردد؛ اما انسانی که بر دلیل روشنی از پروردگارش دست یافته است مصیبتهای دنیا بر او سخت نخواهد بود؛ گرچه قطعه قطعه شده و اجزا بدنش پراکنده شود. طبق این رهنمود ارزشمند هر شخصی در راه رسیدن به تکامل و مقام والای انسانیت لازم است که هرگز از وجود خداوند متعال و محاسبه و مؤاخذه اش غفلت نکند. غفلت از خداوند و روز معاد انسان را به انواع مفاسد دچار میکند و در حقیقت از خدا فراموشی به خود فراموشی تنزل یافته هدف خود را در زندگی گم میکند. چنین فرد غافلی از خود هرگز نمیپرسد که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بودبه کجا میروم آخر ننمایی وطنماما اگر انسان خود را در پرتو نور الهی قرار دهد و از نسیم رحمت حق بهره ور گردد هرگز در مقابل حوادث و مصائب دنیوی مغلوب نمیگردد؛ چرا که به پشتوانه ای قوی همچون نیروی حق تکیه زده و در حصاری محکم پناه گرفته است.بنابراین ریشه مهم لغزشها
تفسیر قرآن ـ جلسه ششم
مرکب از مادیت و معنویت هم از رحمانیت وجود مقدس حضرت حق بهره دارند و هم از رحیمیت پروردگار مهربان عالم بهره دارند یعنی آثار رحمت رحمانیه و رحیمیه که یک حقیقت است که البته برای هر دو قرارداده شده است.در بخش رحمان آیات متعددی را شنیدید چند آیه هم در بخش رحیم که آثارش هم در امور مادی و هم در امور معنوی جلوهگر است عنایت کنید دو روایت کم نظیر و بسیار با ارزش و معنوی را هم در رابطه با بسم الله که البته خلاصه در این دو روایت هم نیست درباره بسم الله روایات متعددی وارد شده که اغلبش را در شیعه تفسیر برهان و تفسیر نور الثقلین بیان کرده و بخشی را هم کتب اهل سنت مثل درالمنثور بیان کردهاند این دو روایت را هم من از باب نمونه میخوانم که عظمت بسم الله و این آیه شریفه و مایههای این آیه بهتر روشن میشود با این دو روایت بحث در این آیه خاتمه پیدا میکند.اما جلوهها و آثار رحمت رحیمیه در امور معنوی سوره مبارکه یونس آیه 107 که این از آیات بسیار قابل توجه قرآن و میدان بحث گستردهای هم دارد ان یردک بخیر اگر خدا خیری را برای تو بخواهد پیروزی و نصرت برای تو بخواهد مال حلال گسترده برای تو بخواهد توفیق هر کار مثبتی را برای تو بخواهد البته خداوند زمانی میخواهد که بنده نیز بخواهد و شایستگی و اهلیت نشاندهد حر بن یزید شایستگی و اهلیت نشان داد آن خیر عظیم و بی نهایت را از باب رحمت و رحیمیت برایش خواست و تحقق هم پیدا کرد ان یردک بخیر یعنی این جا معامله باید طرفینی باشد.چه خوش بی مهربانی هر دو سربیاگر خیر بخواهم باید ظرفیت این خیر را به خدا نشان دهم من اگر آب خوش گوار بخواهم باید تشنگی به میدان بیاورم من اگر غذا میخواهم باید گرسنگی به میدان بیاورم وقتی شایستگی نشان دادم و خواسته ام خواسته جدی بود پروردگار عالم هم با من معامله میکند آن چه را که از خیر میخواهم در حد خودم یا در دنیا یا در آخرت به من عنایت میکند. ان یردک بخیر فلا راد لفضله هیچ قدرتی نمیتواند که خیری که من برای بنده ام میخواهم از مسیر برگرداند یصیب به من یشا من عباده من این خیر را به هر یک از بندگانم که بخواهم میرسانم این جا این عباده هم لبه تیز آیه شریفه است.کسی که عبد بت عبد هوا عبد شهوت عبد درهم و دینار باشد از خیر پروردگار محروم است و خودش خودش را محروم کرده آنجا که دریغ و بخلی وجود ندارد و هو الغفور الرحیم 3 من بسیار آمرزنده ام رحمت من دائم و همیشگی است این خیر به دلیل ذکر رحیم در پایان آیه که دقیقا ارتباط با مطالب آیه دارد از آثار رحیمیت پروردگار است جای دیگری که آثار رحیمیت ظهور میکند در مقام کمک رساندن به عبد برای محفوظ ماندن از شر نفس اماره است.سوره مبارکه یوسف آیه 53 البته من بحث ظریف و دقیقی نسبت به این آیه دارم که باید در سوره یوسف مطرح بشود از طریق خود سوره و ترکیب ادبی سوره و مباحث آیات قبل و بعدش برای من یقینی شده که این مطلب نقل قول زلیخاست نه حضرت یوسف البته که باید اجازه بدهیم به سوره یوسف برسیم تا در آنجا مفصل بحث کنم.حالا در بحث رحیمیت این آیه را نگاه کنید ان النفس لاماره بالسو الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم 4 هم لغزشها
عامل اصلی گناهان در کلام امیرالمؤمنین(ع)
مرکب از چند جز است. این خیلی مهم است یک جز توبه پشیمانی و ندامت است. جز دیگر گرهخوردن دل به پروردگار و جز دیگرش هم عمل شایسته و انجام واجبات است. جز دیگر آراستهشدن به حسنات اخلاقی و جز دیگر نیز پاکشدن از حقوق مردم است. همه این امور را میتوان در یک جمله جمع کرد اصلاحشدن . وقتی انسان وارد چنین مداری شود محبوب خدا و معشوق عاشق ازلی و ابدی میشود. کار عاشق و محب نیز این است که دست خالی محبوب را پر کند جیب خالی محبوب را از کراماتش و ظرف خالی محبوب را از عنایاتش پر کند. چه میشود که آدم گناه میکند میلغزد و سالها نمک خدا را میخورد و نمکدان میشکند؟ همه اینها عللی دارد و باید این علل را جستوجو سپس ریشهکن کرد. آنگاه انسان تائب میشود. ارزش انسان در نظر امیرالمؤمنین ع من در اینجا یک علتش را ضمن یک روایت از حضرت مولیالموحدین امیرالمؤمنین ع یعسوبالدین جانشین بلافصل و به حق پیغمبر ص برایتان بیان کنم. حضرت میفرمایند -آفرینش فرشتگان بدون عقل و شهوت ان الله عزوجل رکب فی الملائکه عقلا بلا شهوه 3 خداوند تمام فرشتگان را آفرید ولی وجود فرشتگان را بهطور خالص عقلانی قرار داد؛ یعنی ذات حقیقت و وجود فرشته به نور عقلانیت منور است. در حقیقت نیت کار بد در فرشتگان بهوجود نمیآید؛ چون همه وجود و ذات آنها عقلانیت است میل فرشتگان فقط به فرمانبردن از خدا عبادتالله و کار خیر است. وجود فرشتگان عقلانی محض است. خود عقل خیر چراغ و دلیل راه خیر و راهنمای به امور مثبت است. عقل هیچگاه وجود عاقل را به پلیدی راهنمایی نمیکند. راهنمایی عقل فقط به خوبیها و درستیهاست. عقل یک نور است و از نور الهی پدید آمده. عقل محبوبترین آفریده خداست چنانکه پروردگار به عقل میگوید ما خلقت خلقا هو احب الی منک 4 چیزی را محبوبتر از تو نیافریدهام. این یک گروه از موجودات زنده هستند. -آفرینش حیوانات بدون عقل و رکب فی البهائمشهوه بلا عقل اما وقتی حیوانات و چهارپایان را آفرید میل و خواسته و اشتهای محض آفرید. حیوانات میل به خوردن استراحت تولید نسل و لذات بدنی دارند و هیچ میل دیگری در آنها نیست. میلی در آنها نیست که بر اثر آن میل خواهان صعود به عالم ملکوت و قرب باشند. چهارپایان زمینی محض و مادی خالص هستند. چریدن خوردن استراحت تولید نسل و اگر حلالگوشت باشند نهایت کارشان کشتارگاه است؛ اما اگر به کشتارگاه نرسند نهایت کارشان مرگ و بازگشت به خاک است. قرآن مجید کسانی که بین آدمیان چنین اخلاقی را دارند به بهائم و انعام تشبیه کرده است و میفرماید اولئک کالانعام بل هم اضل 5 آنهایی که جنبه عقلانیت و فکر بصیرت و روشندلی ندارند همچنین کارشان فقط خوردن و لذت بردن و استراحت است؛ اینها مثل حیوانات هستند. در آیه دیگری نیز میفرماید الذین کفروا یتمتعون ویاکلون کما تاکل الانعام 6 آنهایی که فقط لذتخواه و خورنده رزق هستند و هیچ کار دیگر هم مثل حیوانات نمیکنند والنار مثوی لهم دوزخ جایگاه آنهاست. این هم یک نوع از موجودات زندهاند. -انسان ترکیبی از عقلانیت و شهوات و رکب فی بنی آدم کلیهما خدا انسان را آفرید و او را ترکیبی از عقلانیت خواستهها و شهوت و خواستههای مادی آفرید. عقلانیتش خواهان مسائل ملکوتی مسائل مثبت حقایق عبادت خدمت و کمک و یاری دادن به دیگران است. این جنبه عقلانیت انسان بود. یک جز وجودش هم شهوات است؛ یعنی خواستههای مادی که میل خوردن خوابیدن استراحت سفر و خوشگذرانی دارد. این هم جنبه دوم این موجود ترکیبی است. ویژگی انسان برتر از فرشتگانحالا عاقبت این موجود ترکیبی به کجا خواهد کشید؟ امیرالمؤمنین ع میفرمایند فمن غلب عقله شهوته فهو خیر من الملائکه و من غلبت شهوته عقله فهو شر من البهائم کسی که جنبه عقلانیتش بر جنبه شهوات امیال و خواستههایش بچربد و پیروز بشود؛ یعنی جنبه عقلانیتش تمام ارتش شهوات و امیالش را به دست بگیرد و مهار آنها را داشته باشد که به لغزشها
امر پروردگار و اولیای الهی به نیکوکاری
مرکب محل کسب صنعت و کشاورزی هزینهکردن برای زن و بچهات پوشاک و خوراک مطابق شان خودت است؛ اما نه در حد اسراف و تبذیر بلکه هزینهکردن به اعتدال عدالت انصاف و با یک قاعده درست اخلاقی. ولا تنس نصیبک من الدنیا یعنی نصیب خودت را از دنیا فراموش نکن. -نیکوکاری با ثروت واحسن کما احسن الله الیک موعظه سوم که مورد کلام و بحث هم هست به او گفتند با این ثروت کلان نیکوکاری کن چنانکه خداوند در حق تو نیکی کرده است. نیکیاش هم همین عطاکردن این ثروت کلان به تو بوده است تا اینگونه هم خودت در حد خودت از ثروتت بهرهمند بشوی و همنوعان خودت را هم بهرهمند کنی. قارون جواب احسان و نیکی خدا را بده. چه نصیحتها و موعظههایی چه آیه عظیم و شریفی این یک تابلوی ملکوتی و عرشی برای زندگی همه ماست که با آن مقدار ثروتی که در اختیار داریم خواهان آخرت آباد باشیم سهم خود را هم برداریم و بقیهاش را نیکی کنیم. ما باید احسان خدا را پاسخ بدهیم و پاسخ به احسان و نیکوکاری خدا این است که ما هم اهل احسان و نیکوکاری بشویم. -پرهیز از فساد و تباهی در دنیا ولا تبغ الفساد فی الارض و آخرین موعظهشان به قارون این بود بهدنبال تباهی در مملکت مصر نباش که وسایل عیشونوش حرام را برای خودت خانوادهات و دوستانت با ثروتت فراهم کنی. مبادا ثروت را هزینه لهو و لعب کنی و با ثروتت تکبر کرده مغرورانه در بین مردم زندگی کنی و لبخند مسخره به مستحق فقیر یتیم ندار و مشکلدار بزنی. همچنین اگر مستحقی به تو مراجعه کرد دست رد به سینهاش بزنی. همه این کارها فساد و تباهی است و خدا در سوره بقره میفرماید والله لا یحب الفساد 8 خدا هرگز فساد تباهی و فتنه را دوست ندارد. ان الله لا یحب المفسدین خدا آنهایی را که با ثروتشان فساد گناه و معصیت میکنند مجرمانه زندگی کرده و مردم را با چشم حقارت نگاه میکنند دوست ندارد. خدا آنکه با ثروتش آبرویش قدرتش دانشش و هنرش فساد میکند و هنر و علم را در مسیر معصیت و تباهی قرار میدهد دوست ندارد. آتش دوزخ سرانجام اطاعت از امر شیاطینبرادرانم خواهرانم و جوانان بزرگوار خدا 124هزار پیامبر دوازده امام اولیای الهی و مؤمنان راستین امر به نیکوکاری دارند؛ اما ابلیسیان و شیاطین امر و فرمان به بدکاری دارند. در قرآن میخوانیم الشیطان یعدکم الفقر 9 شیطان شما را به فقر تهدید میکند و میگوید اگر ثروتتان را در مسیرهایی هزینه کنید که خدا گفته است تهیدست میشوید؛ درحالیکه دروغ میگوید پروردگار عالم در قرآن میفرماید من جا بالحسنه فله عشر امثالها 10 اگر کسی یک نیکی به پیشگاه من ارائه بکند من ده برابر برای او قرار میدهم. لا تتبعوا خطوات الشیطان 11 از گامها و فرهنگ شیطان پیروی نکنید؛ چراکه شیطان شما را به شر زیان و نهایتا اولئک یدعون الی النار 12 این شیاطین و ابلیسیان روزگار همه شما را به دوزخ دعوت میکنند. اینها علنی نمیگویند ما شما را دعوت میکنیم که جهنم بروید تا حرفشان را گوش ندهید و از آنها بدتان بیاید؛ بلکه شما را به اعمال صفات و کارهایی دعوت و تشویق میکنند که نتیجهاش آتش دوزخ است. صلاح انسان در اطاعت از امر پروردگارعزیزانم وقتی خدا همه انبیا همه امامان همه اولیاالله و همه نیکان عالم امر به نیکوکاری به شما میکنند عقلا شرعا اخلاقا فطرتا و انصافا باید به حرف اینها گوش داد یا به حرف شیاطین و ابلیسیان روزگار؟ خودتان داور هستید چنانکه پروردگار در قیامت هم خود انسان را به داوری در پروندهاش دعوت میکند اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا 13 قیامت است و به تمام مردم امر میکند که پروندهات را بخوان و خودت داور و حسابگر پروندهات باش. دراینزمینه هم خودتان حسابگر و داور باشید که اگر امر به نیکی خدا انبیا ائمه و مؤمنان را گوش بدهید به صلاح است یا دعوت ابلیسیان را گوش بدهید؟ ما یک قاضی در باطنمان به نام عقل خرد و لب داریم؛ یک لحظه به داوریاش گوش بدهیم و ببینیم در داوری چه میگوید آیا میگوید به خدا انبیا و امامان پشت کرده و رو به شیاطین کنید یا به شما میگوید به پروردگار انبیا ائمه و اولیا روی بیاورید و به شیاطین پشت کنید و حرفشان را گوش ندهید؟ دعای پایانی السلام علیک یا سفینه النجاه السلام علیک یا مصباح الهدی السلام علیک یا باب نجاه الامه السلام علیک یا یا رحمه الله الواسعه السلام علیک یا ابا عبد الله .خدایا در حقیقت به همه ما و این ملت خانوادههای ما و نسل ما توفیق گوشدادن به دستورات خودت انبیا ائمه اولیا و مؤمنان واقعی عنایت کن. خدایا لغزشها
English