قم/ حسینیهٔ حضرت ابوالفضل(ع)/ دههٔ اول جمادیالثانی/ زمستان1399ه.ش./ سخنرانی اول
16 مطلب یافت شد
تهران- حسینیه همدانیها – رمضان 95 - جلسه بیستم
شئون اعتباری میچسباند کاملا آدم را به زمین اذا غلتم علی الارض میشود ودیگر بالی برای حرکت ندارد ولی اینها چون این مسائل اعتباری در وجودشان جای بازی کردن ندارد حرکتشان به طرف حضرت رب که اصلا مقصدشان هم این است یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه الکهف 28 .این متن قرآن است حبیب من اینها نه مسافر بهشتند نه یقه پاره میکنند جهنم نروند عبادت اینها یدعون ربهم بالغداه و العشی یریدون وجهه فقط مسافر به سوی من هستند من اصرارم بیست شب برای این است که برای ما هم شدنی است این سفر خودتان را نامحرم از این سفر فکر نکنید خودتان را غریبه از این سفر فکر نکنید و شما را به خدا این فکر منفی را به خودتان راه ندهید که ما کجا و شیعه اکمل کجا؟ مگر این مقام اختصاصی
حضرت فاطمه(س) و ولایت کبری
شئون منصب ولایت است و غیر از معصومان علیهم السلام کسی را سراغ نداریم که ولایت کبرا داشته باشد. 9 آیه دوم به آیه مباهله معروف است. در ماجرای مباهله حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شرکت داشتند؛ چرا که ابنائنا در آیه حسنین علیهماالسلام هستند و منظور از انفسنا پیامبر و حضرت علی علیهماالسلام می باشند و از حضرت زهرا علیهاالسلام که بانوی معصوم می باشد با لفظ نسائنا تعبیر شده است. چون امر مباهله یک امر عادی نیست و تنها از افراد شایسته و مقدس برمی آید حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از شخصیت هایی است که مشمول آیه می باشد و این از مسلمات است. 10 درباره آیه سوم روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند همان گونه که رسول اکرم و حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبب خلقتند حضرت زهرا علیهاالسلام نیز یکی از اسباب آفرینش جهان است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد. در این روایات کلماتی را که حضرت آدم علیه السلام از حق تعالی فرا گرفت و به وسیله آن ها توبه اش مورد قبول واقع شد نام های مبارک اهل بیت علیهم السلام می باشند. در بخشی دیگر از روایات خداوند در پاسخ حضرت آدم علیه السلام که عرض کرد آیا نزد تو مخلوقی محبوب تر از من هست؟ خداوند فرمود بلی مخلوقاتی از تو محبوب تر دارم که اگر آن ها نبودند تو را نیز نمی آفریدم و سپس نام اهل بیت و فرزندان ایشان علیهم السلام برده می شود. 11 درباره آیه چهارم همانند آیه سوم منظور از کلمات طبق روایتی که مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام نقل می کند اهل بیت علیهم السلام می باشند و منظور از اتمهن نه امام دیگر از اولاد امام حسین علیهم السلام می باشند. امام صادق علیه السلام همچنین طبق روایتی می فرماید نحن الکلمات ؛ ما آن کلماتی هستیم که خداوند در قرآن به آن ها اشاره می فرماید. 12 حال چگونه ممکن است که اشخاصی در منطق وحی کلمات الهی نامیده شوند و انبیا به آنان متوسل گردند ولی خودشان عاری از ولایت باشند؟ حضرت زهرا علیهاالسلام از این کلمات می باشد. درباره آیه پنجم نیز روایات بسیاری میان شیعه و سنی مطرحند که منظور از مودت قربی محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد. این مودت هم سنگ و هم وزن اجر رسالت محمدی است. به دنبال نازل شدن این آیه حافظ ابوعبدالله ملا روایتی را در سیره اش نقل می کند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود خدای تعالی مزد رسالتم را که بر عهده شماست مودت خویشان و نزدیکانم قرار داده است و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد. 13 با توجه به این روایت آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئولیم ولایت چهارده معصوم علیهم السلام است که از جمله آن ها ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام می باشد.درباره شان نزول سوره اهل اتی از مسلمات شیعه و سنی است که حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از اشخاصی است که این سوره در شان آن ها نازل شده. 14 در آیه ششم فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده که حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز یکی از آنان است. چنین فضایلی تنها از آن کسانی هستند که ولایت آن ها از جانب خداوند تایید شده باشد.اما درباره آیه هفتم که خداوند امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد و آن ها زیر بار پذیرش آن نرفتند امام صادق علیه السلام می فرماید منظور از امانت ولایت است که اهل بیت علیهم السلام بار آن را بر دوش خود حمل می کنند. 15 مفضل بن عمر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه نقل می فرماید که اگر این چهارده تن نبودند آدم و همسرش آفریده نمی شدند و اینان خزانه داران علم الهی و امینان اسرار حق می باشند. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از گنجوران دانش و امانت داران اسرار خدایی است. ب. روایاتاما احادیثی که در منقبت حضرت زهرا علیهاالسلام وارد شده اند به دو بخش تقسیم می شوند بخش اول روایاتی که در ذیل آیات بیان شده اند و بخش دوم روایاتی که در شان حضرت آمده اند و با آیه ویژه ای مرتبط نیستند. روایات بخش دوم نیز به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته روایات اشتراکی اند که در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند که حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در آن مناقب اشتراک دارند و دسته دوم احادیث اختصاصی
حضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا
شئون منصب ولایت است و غیر از معصومان علیهم السلام کسی را سراغ نداریم که ولایت کبرا داشته باشد. 9 آیه دوم به آیه مباهله معروف است. در ماجرای مباهله حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شرکت داشتند؛ چرا که ابنائنا در آیه حسنین علیهماالسلام هستند و منظور از انفسنا پیامبر و حضرت علی علیهماالسلام می باشند و از حضرت زهرا علیهاالسلام که بانوی معصوم می باشد با لفظ نسائنا تعبیر شده است. چون امر مباهله یک امر عادی نیست و تنها از افراد شایسته و مقدس برمی آید حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از شخصیت هایی است که مشمول آیه می باشد و این از مسلمات است. 10 درباره آیه سوم روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند همان گونه که رسول اکرم و حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبب خلقتند حضرت زهرا علیهاالسلام نیز یکی از اسباب آفرینش جهان است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد. در این روایات کلماتی را که حضرت آدم علیه السلام از حق تعالی فرا گرفت و به وسیله آن ها توبه اش مورد قبول واقع شد نام های مبارک اهل بیت علیهم السلام می باشند. در بخشی دیگر از روایات خداوند در پاسخ حضرت آدم علیه السلام که عرض کرد آیا نزد تو مخلوقی محبوب تر از من هست؟ خداوند فرمود بلی مخلوقاتی از تو محبوب تر دارم که اگر آن ها نبودند تو را نیز نمی آفریدم و سپس نام اهل بیت و فرزندان ایشان علیهم السلام برده می شود. 11 درباره آیه چهارم همانند آیه سوم منظور از کلمات طبق روایتی که مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام نقل می کند اهل بیت علیهم السلام می باشند و منظور از اتمهن نه امام دیگر از اولاد امام حسین علیهم السلام می باشند. امام صادق علیه السلام همچنین طبق روایتی می فرماید نحن الکلمات ؛ ما آن کلماتی هستیم که خداوند در قرآن به آن ها اشاره می فرماید. 12 حال چگونه ممکن است که اشخاصی در منطق وحی کلمات الهی نامیده شوند و انبیا به آنان متوسل گردند ولی خودشان عاری از ولایت باشند؟ حضرت زهرا علیهاالسلام از این کلمات می باشد. درباره آیه پنجم نیز روایات بسیاری میان شیعه و سنی مطرحند که منظور از مودت قربی محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد. این مودت هم سنگ و هم وزن اجر رسالت محمدی است. به دنبال نازل شدن این آیه حافظ ابوعبدالله ملا روایتی را در سیره اش نقل می کند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود خدای تعالی مزد رسالتم را که بر عهده شماست مودت خویشان و نزدیکانم قرار داده است و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد. 13 با توجه به این روایت آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئولیم ولایت چهارده معصوم علیهم السلام است که از جمله آن ها ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام می باشد.درباره شان نزول سوره اهل اتی از مسلمات شیعه و سنی است که حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از اشخاصی است که این سوره در شان آن ها نازل شده. 14 در آیه ششم فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده که حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز یکی از آنان است. چنین فضایلی تنها از آن کسانی هستند که ولایت آن ها از جانب خداوند تایید شده باشد.اما درباره آیه هفتم که خداوند امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد و آن ها زیر بار پذیرش آن نرفتند امام صادق علیه السلام می فرماید منظور از امانت ولایت است که اهل بیت علیهم السلام بار آن را بر دوش خود حمل می کنند. 15 مفضل بن عمر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه نقل می فرماید که اگر این چهارده تن نبودند آدم و همسرش آفریده نمی شدند و اینان خزانه داران علم الهی و امینان اسرار حق می باشند. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از گنجوران دانش و امانت داران اسرار خدایی است. ب. روایاتاما احادیثی که در منقبت حضرت زهرا علیهاالسلام وارد شده اند به دو بخش تقسیم می شوند بخش اول روایاتی که در ذیل آیات بیان شده اند و بخش دوم روایاتی که در شان حضرت آمده اند و با آیه ویژه ای مرتبط نیستند. روایات بخش دوم نیز به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته روایات اشتراکی اند که در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند که حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در آن مناقب اشتراک دارند و دسته دوم احادیث اختصاصی
حضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا
شئون منصب ولایت است و غیر از معصومان علیهم السلام کسی را سراغ نداریم که ولایت کبرا داشته باشد. 9 آیه دوم به آیه مباهله معروف است. در ماجرای مباهله حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شرکت داشتند؛ چرا که ابنائنا در آیه حسنین علیهماالسلام هستند و منظور از انفسنا پیامبر و حضرت علی علیهماالسلام می باشند و از حضرت زهرا علیهاالسلام که بانوی معصوم می باشد با لفظ نسائنا تعبیر شده است. چون امر مباهله یک امر عادی نیست و تنها از افراد شایسته و مقدس برمی آید حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از شخصیت هایی است که مشمول آیه می باشد و این از مسلمات است. 10 درباره آیه سوم روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند همان گونه که رسول اکرم و حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبب خلقتند حضرت زهرا علیهاالسلام نیز یکی از اسباب آفرینش جهان است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد. در این روایات کلماتی را که حضرت آدم علیه السلام از حق تعالی فرا گرفت و به وسیله آن ها توبه اش مورد قبول واقع شد نام های مبارک اهل بیت علیهم السلام می باشند. در بخشی دیگر از روایات خداوند در پاسخ حضرت آدم علیه السلام که عرض کرد آیا نزد تو مخلوقی محبوب تر از من هست؟ خداوند فرمود بلی مخلوقاتی از تو محبوب تر دارم که اگر آن ها نبودند تو را نیز نمی آفریدم و سپس نام اهل بیت و فرزندان ایشان علیهم السلام برده می شود. 11 درباره آیه چهارم همانند آیه سوم منظور از کلمات طبق روایتی که مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام نقل می کند اهل بیت علیهم السلام می باشند و منظور از اتمهن نه امام دیگر از اولاد امام حسین علیهم السلام می باشند. امام صادق علیه السلام همچنین طبق روایتی می فرماید نحن الکلمات ؛ ما آن کلماتی هستیم که خداوند در قرآن به آن ها اشاره می فرماید. 12 حال چگونه ممکن است که اشخاصی در منطق وحی کلمات الهی نامیده شوند و انبیا به آنان متوسل گردند ولی خودشان عاری از ولایت باشند؟ حضرت زهرا علیهاالسلام از این کلمات می باشد. درباره آیه پنجم نیز روایات بسیاری میان شیعه و سنی مطرحند که منظور از مودت قربی محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد. این مودت هم سنگ و هم وزن اجر رسالت محمدی است. به دنبال نازل شدن این آیه حافظ ابوعبدالله ملا روایتی را در سیره اش نقل می کند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود خدای تعالی مزد رسالتم را که بر عهده شماست مودت خویشان و نزدیکانم قرار داده است و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد. 13 با توجه به این روایت آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئولیم ولایت چهارده معصوم علیهم السلام است که از جمله آن ها ولایت حضرت زهراعلیهاالسلام می باشد. درباره شان نزول سوره اهل اتی از مسلمات شیعه و سنی است که حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از اشخاصی است که این سوره در شان آن ها نازل شده. 14 در آیه ششم فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده که حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز یکی از آنان است. چنین فضایلی تنها از آن کسانی هستند که ولایت آن ها از جانب خداوند تایید شده باشد. اما درباره آیه هفتم که خداوند امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد و آن ها زیر بار پذیرش آن نرفتند امام صادق علیه السلام می فرماید منظور از امانت ولایت است که اهل بیت علیهم السلام بار آن را بر دوش خود حمل می کنند. 15 مفضل بن عمر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه نقل می فرماید که اگر این چهارده تن نبودند آدم و همسرش آفریده نمی شدند و اینان خزانه داران علم الهی و امینان اسرار حق می باشند. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از گنجوران دانش و امانت داران اسرار خدایی است. ب. روایات اما احادیثی که در منقبت حضرت زهرا علیهاالسلام وارد شده اند به دو بخش تقسیم می شوند بخش اول روایاتی که در ذیل آیات بیان شده اند و بخش دوم روایاتی که در شان حضرت آمده اند و با آیه ویژه ای مرتبط نیستند. روایات بخش دوم نیز به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته روایات اشتراکی اند که در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند که حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در آن مناقب اشتراک دارند و دسته دوم احادیث اختصاصی
حضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا
شئون منصب ولایت است و غیر از معصومان علیهم السلام کسی را سراغ نداریم که ولایت کبرا داشته باشد. 9 آیه دوم به آیه مباهله معروف است. در ماجرای مباهله حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شرکت داشتند؛ چرا که ابنائنا در آیه حسنین علیهماالسلام هستند و منظور از انفسنا پیامبر و حضرت علی علیهماالسلام می باشند و از حضرت زهرا علیهاالسلام که بانوی معصوم می باشد با لفظ نسائنا تعبیر شده است. چون امر مباهله یک امر عادی نیست و تنها از افراد شایسته و مقدس برمی آید حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از شخصیت هایی است که مشمول آیه می باشد و این از مسلمات است. 10 درباره آیه سوم روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند همان گونه که رسول اکرم و حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبب خلقتند حضرت زهرا علیهاالسلام نیز یکی از اسباب آفرینش جهان است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد. در این روایات کلماتی را که حضرت آدم علیه السلام از حق تعالی فرا گرفت و به وسیله آن ها توبه اش مورد قبول واقع شد نام های مبارک اهل بیت علیهم السلام می باشند. در بخشی دیگر از روایات خداوند در پاسخ حضرت آدم علیه السلام که عرض کرد آیا نزد تو مخلوقی محبوب تر از من هست؟ خداوند فرمود بلی مخلوقاتی از تو محبوب تر دارم که اگر آن ها نبودند تو را نیز نمی آفریدم و سپس نام اهل بیت و فرزندان ایشان علیهم السلام برده می شود. 11 درباره آیه چهارم همانند آیه سوم منظور از کلمات طبق روایتی که مفضل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام نقل می کند اهل بیت علیهم السلام می باشند و منظور از اتمهن نه امام دیگر از اولاد امام حسین علیهم السلام می باشند. امام صادق علیه السلام همچنین طبق روایتی می فرماید نحن الکلمات ؛ ما آن کلماتی هستیم که خداوند در قرآن به آن ها اشاره می فرماید. 12 حال چگونه ممکن است که اشخاصی در منطق وحی کلمات الهی نامیده شوند و انبیا به آنان متوسل گردند ولی خودشان عاری از ولایت باشند؟ حضرت زهرا علیهاالسلام از این کلمات می باشد. درباره آیه پنجم نیز روایات بسیاری میان شیعه و سنی مطرحند که منظور از مودت قربی محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد. این مودت هم سنگ و هم وزن اجر رسالت محمدی است. به دنبال نازل شدن این آیه حافظ ابوعبدالله ملا روایتی را در سیره اش نقل می کند رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود خدای تعالی مزد رسالتم را که بر عهده شماست مودت خویشان و نزدیکانم قرار داده است و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد. 13 با توجه به این روایت آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئولیم ولایت چهارده معصوم علیهم السلام است که از جمله آن ها ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام می باشد. درباره شان نزول سوره اهل اتی از مسلمات شیعه و سنی است که حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از اشخاصی است که این سوره در شان آن ها نازل شده. 14 در آیه ششم فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده که حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز یکی از آنان است. چنین فضایلی تنها از آن کسانی هستند که ولایت آن ها از جانب خداوند تایید شده باشد. اما درباره آیه هفتم که خداوند امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد و آن ها زیر بار پذیرش آن نرفتند امام صادق علیه السلام می فرماید منظور از امانت ولایت است که اهل بیت علیهم السلام بار آن را بر دوش خود حمل می کنند. 15 مفضل بن عمر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه نقل می فرماید که اگر این چهارده تن نبودند آدم و همسرش آفریده نمی شدند و اینان خزانه داران علم الهی و امینان اسرار حق می باشند. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از گنجوران دانش و امانت داران اسرار خدایی است. ب. روایات اما احادیثی که در منقبت حضرت زهرا علیهاالسلام وارد شده اند به دو بخش تقسیم می شوند بخش اول روایاتی که در ذیل آیات بیان شده اند و بخش دوم روایاتی که در شان حضرت آمده اند و با آیه ویژه ای مرتبط نیستند. روایات بخش دوم نیز به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته روایات اشتراکی اند که در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند که حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در آن مناقب اشتراک دارند و دسته دوم احادیث اختصاصی
اللهم اجعل ما یلقى الشیطان فى روعى من التمنى و التظنى و الحسد ذكرا لعظمتك و تفكرا فى قدرتك و تدبیرا على عدوك.
شئون مختلف مادی و معنوی به راه تعالی و تکامل سوق داده است. عن علی علیه السلام قال للانسان فضیلتان عقل و منطق فبالعقل یستفید و بالمنطق یفید. علی ع فرموده دو برتری و فضیلت از جمله ی امتیازات اختصاصی
کمال انسان از نظر دین
اختصاصی به ورود در دنیا یا برزخ یا قیامت و خروج از دنیا یا برزخ یا صحنه قیامت ندارد بلکه موحد هر کاری را انجام می دهد باید بتواند نام خدا را ببرد و این کار. قهرا واجب و یا مستحب است. به عبارت دیگر کاری که انسان به نام خدا شروع می کند کار حرام و مکروه یا مشتبه و مشکوک نمی تواند باشد؛ زیرا چنین کارهایی هرگز مورد رضایت خدای سبحان نیست و با ذکر نام او نیز هیچ تناسبی ندارد.این که گفته اند هر کاری را که انجام می دهی نام خدا را ببر؛ یعنی کار باید به گونه ای باشد که انسان بتواند به نام خدا بگوید و این بهترین برنامه های توحیدی است که در همه شئون
چهره ملكوتى شهيد در آیات و روايات
اختصاصی به شهدا ندارد در پاسخ باید گفت حیات شهیدان و نحوهی روزی گرفتن آنان از خدا و شاد بودنشان به نعمتهای الهی حیاتی مافوق حیات برزخیان و رزقی مافوق رزق مؤمنان اوست به خاطر قرب آنان به حضرت حق و تبدیل شدن همه وجودشان به نور محبوب حیاتی خاص و رزقی ویژه و مخصوص است و به کیفیتی است که گوئی بوی مرگ ابدا از آنان استشمام نمیشود بل احیا و حیاتشان و بهرهمندیشان از عنایات حق با حیات مؤمنان قابل مقایسه نیست.چهره ملکوتی شهید در روایاتبه سه نوع سند از حضرت رضا ع روایت شده که پیامبر فرمود اول من یدخل الجنه شهید و عبد مملوک 4 اول کسی که وارد بهشت میشود و شهید و عبد مملوکی است که عبادت پروردگارش را نیکو بجا آورده و خیرخواه مولایش بوده است. 5 ابوذر میگوید وارد مسجد شدم در حالی که رسول خدا تنها نشسته بود فرصت را غنیمت شمرده عرض کردم ای الاعمال احب الی الله عزوجل؟ فقال ایمان بالله و جهاد فی سبیله الی ان قال قلت فای الجهاد افضل قال من عقر جواده و اهریق دمه فی سبیل الله کدام عمل نزد خدای عزوجل محبوبتر است؟ فرمود ایمان به خدا و جهاد در راه او تا جائی که گفتم چه جهادی برترین جهاد است؟ فرمود جهاد کسی که مرکبش را در میدان جنگ بدواند و از این عمل خسته نشود و خونش در راه خدا بریزد.امام صادق از رسول خدا روایت میکند که آن حضرت فرمود فوق کل ذی بر بر حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر فوق هر صاحب نیکی نیکی وجود دارد تا کشته شدن انسان در راه خدا چون انسان در راه خدا شهید شود فوق آن بری وجود ندارد.حضرت باقر از پدر بزرگوارش حضرت علیبنالحسین روایت میکند که آن حضرت همواره میفرمود پیامبر خدا گفت ما من قطره احب الی الله عزوجل من قطره دم فی سبیل الله قطرهای نزد خدا محبوبتر از قطره خون در راه خدا نیست.امیرالمؤمنین ع خطاب به مردم فرمود .... انکم ان لم تقتلوا تموتوا و الذی نفس علی بیده لالف ضربه بالسیف علی الراس اهون من الموت علی فراش شما اگر شهید نشوید به ناچار با مرگ طبیعی از دنیا خواهید رفت سوگند به آن کسی که جان علی در اختیار اوست هر آینه هزار ضربت با شمشیر بر سر آسانتر از مردن در رختخواب است.رسول خدا فرمود اجود الناس من جاد بنفسه فی سبیل الله سخیترین مردم کسی است که جانش را در راه خدا داده است.حضرت صادق میفرماید به رسول خدا گفتند ما بال الشهید لا یفتن فی قبره فقال علیهما السلام کفی بالبارقه فوق راسه فتنه چگونه است که شهید را در برزخش مورد پرسش و پاسخ قرار نمیدهند؟ حضرت فرمود برق شمشیر بالای سرش برای آزمودن او کافی است.امیرمؤمنان ع در پاسخ جوانی که از حضرت شئون
چهره ملكوتى شهيد در قرآن و روايات
اختصاصی به شهدا ندارد در پاسخ باید گفت حیات شهیدان و نحوهی روزی گرفتن آنان از خدا و شاد بودنشان به نعمتهای الهی حیاتی مافوق حیات برزخیان و رزقی مافوق رزق مؤمنان اوست به خاطر قرب آنان به حضرت حق و تبدیل شدن همه وجودشان به نور محبوب حیاتی خاص و رزقی ویژه و مخصوص است و به کیفیتی است که گوئی بوی مرگ ابدا از آنان استشمام نمیشود بل احیا و حیاتشان و بهرهمندیشان از عنایات حق با حیات مؤمنان قابل مقایسه نیست. چهره ملکوتی شهید در روایاتبه سه نوع سند از حضرت رضا ع روایت شده که پیامبر فرمود اول من یدخل الجنه شهید و عبد مملوک 4 اول کسی که وارد بهشت میشود و شهید و عبد مملوکی است که عبادت پروردگارش را نیکو بجا آورده و خیرخواه مولایش بوده است. 5 ابوذر میگوید وارد مسجد شدم در حالی که رسول خدا تنها نشسته بود فرصت را غنیمت شمرده عرض کردم ای الاعمال احب الی الله عزوجل؟ فقال ایمان بالله و جهاد فی سبیله الی ان قال قلت فای الجهاد افضل قال من عقر جواده و اهریق دمه فی سبیل الله کدام عمل نزد خدای عزوجل محبوبتر است؟ فرمود ایمان به خدا و جهاد در راه او تا جائی که گفتم چه جهادی برترین جهاد است؟ فرمود جهاد کسی که مرکبش را در میدان جنگ بدواند و از این عمل خسته نشود و خونش در راه خدا بریزد.امام صادق از رسول خدا روایت میکند که آن حضرت فرمود فوق کل ذی بر بر حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر فوق هر صاحب نیکی نیکی وجود دارد تا کشته شدن انسان در راه خدا چون انسان در راه خدا شهید شود فوق آن بری وجود ندارد.حضرت باقر از پدر بزرگوارش حضرت علیبنالحسین روایت میکند که آن حضرت همواره میفرمود پیامبر خدا گفت ما من قطره احب الی الله عزوجل من قطره دم فی سبیل الله قطرهای نزد خدا محبوبتر از قطره خون در راه خدا نیست.امیرالمؤمنین ع خطاب به مردم فرمود .... انکم ان لم تقتلوا تموتوا و الذی نفس علی بیده لالف ضربه بالسیف علی الراس اهون من الموت علی فراش شما اگر شهید نشوید به ناچار با مرگ طبیعی از دنیا خواهید رفت سوگند به آن کسی که جان علی در اختیار اوست هر آینه هزار ضربت با شمشیر بر سر آسانتر از مردن در رختخواب است.رسول خدا فرمود اجود الناس من جاد بنفسه فی سبیل الله سخیترین مردم کسی است که جانش را در راه خدا داده است.حضرت صادق میفرماید به رسول خدا گفتند ما بال الشهید لا یفتن فی قبره فقال علیهما السلام کفی بالبارقه فوق راسه فتنه چگونه است که شهید را در برزخش مورد پرسش و پاسخ قرار نمیدهند؟ حضرت فرمود برق شمشیر بالای سرش برای آزمودن او کافی است.امیرمؤمنان ع در پاسخ جوانی که از حضرت شئون
تفسیر و علوم قرآن
اختصاصی به متون دینی مانند قرآن کریم ندارد.تفسیر قرآن کریم برگرفتن نقاب از چهره و ظاهر کردن و تبیین معانی و مقصود برخی از آیات است که مقصود و منظور از آن ها به صراحت و روشنی نمایان نیست چون آیات قرآن دو دستهاند یک دسته محکمات و دستهای دیگر متشابهات هستند که معنا و مقصود متشابهات به تنهایی و صراحت روشن نیست؛ بلکه مفسران و دانشمندان با تلاش و به کمک منابع دیگر آن ها را در حد امکان روشن میسازند.فایده و کاربرد تفسیر قرآن کریم برای هدایت و تربیت تمام انسانها نازل شده. و مردم برای فهمیدن و استفاده و عمل به احکام آن ابتدا باید آن را بفهمند و سپس به دستورهای آن عمل نمایند و برای فهمیدن آیات و سورههای آن باید از علم تفسیر کمک گرفت و این علم به مردم کمک خواهد کرد که احکام و معارف اسلامی را به خوبی درک کنند.هر کسی نیز نمیتواند آیات قرآن را تفسیر کند؛ بلکه تفسیر نوعی تخصص به شمار میآید و معیارهای ویژهای را دارد که برخی از آنها عبارتند از 1. مفسر در علم تفسیر و ... تخصص لازم را دارا باشد.2. تفسیر بر اساس روش تفسیری باشد و تفسیر به رای نباشد.3. تفسیر با روایات صحیح و قطعی که از پیامبر اکرم ص و پیشوایان علیهم السلام رسیده منافات نداشته باشد.4. تفسیر یک آیه نقیض و نافی آیات دیگر نباشد.5. مخالف حکم قطعی عقلی نباشد.6. بر اساس منابع تفسیر باشد. 2 و ...تاریخچه تفسیر بیتردید تفسیر قرآن به معنای واقعی آن از زمان خود پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و به هنگام نزول نخستین آیات آن بر قلب پاک آن حضرت آغاز شد ولی در زمان حضرت علی علیه السلام به صورت یک علم مدون شکل گرفت و بزرگان علم تفسیر اساتید خود را به آن بزرگوار که باب مدینه علم پیامبر اکرم ص بود میرسانند و از صدر اسلام تاکنون مفسران بزرگی ظهور کرده و تفاسیر زیادی را با گرایش های متفاوت و متنوع به رشته تحریر درآوردهاند. 3 اقسام تفسیرتفسیر قرآن کریم در یک تقسیم به نقلی و عقلی تقسیم میشود و تفسیر نقلی نیز به استمداد و کمک خود قرآن است که تفسیر قرآن به قرآن نام میگیرد مانند این که آیهای شاهد تصوری یا تصدیقی آیه دیگری باشد.و یا به استعانت از متن نقلی دیگر است مانند این که حدیث معتبر گواه معنایی ویژه از آیه قرار میگیرد و چنین تفسیری را تفسیر قرآن به سنت میگویند.تفسیر عقلی نیز یا به تفطن عقل از شواهد داخلی و خارجی صورت می پذیرد یعنی عقل معنای آیهای را از جمع بندی آیات و روایات در مییابد که در این قسم عقل تنها نقش هدایتگری دارد و چنین تفسیر عقلی مجتهدانه چون از منابع نقلی برمیآید جز تفسیر نقلی محسوب میگردد.بنابراین تفسیر عقلی مخصوص به موردی است که برخی از مبادی تصدیقی و مبانی مستور مطلب به وسیله عقل استنباط گردد و آیه مورد بحث بر خصوص آن حمل شود. 4 پس تفسیر سه قسم است 1- تفسیر قرآن به قرآن مانند تفسیر المیزان علامه طباطبایی رحمه الله .2. تفسیر قرآن به سنت مانند تفسیر نور الثقلین الجمعه العروس الحویزی و تفسیر البرهان علامه بحرانی رحمه الله .3. تفسیر قرآن به عقل مانند تفسیر قرآن ملاصدرای شیرازی رحمه الله .تفسیر قرآن براساس رای که در اصطلاح از آن به تفسیر به رای یاد میشود در واقع تفسیر نیست؛ بلکه تطبیق و تحمیل رای بر قرآن است و از چنین تفسیری به شدت نهی شده است. 5 گاهی تفسیر را به ترتیب آیات و سورههای قرآن تفسیر میکنند مانند تفسیر المیزان علامه طباطبایی رحمه الله تفسیر نمونه آیه الله مکارم شیرازی و دیگران؛ تفسیر تسنیم آیه الله جوادی آملی و...و گاهی هم به صورت موضوعی قرآن تفسیر میشود مثل تفسیر پیام قرآن آیه الله جوادی آملی؛ تفسیر موضوعی قرآن آیه الله جوادی آملی و ...ب- علوم قرآنی تعریف علوم قرآنی علوم قرآنی به مجموعهای از علوم اطلاق می گردد که برای فهم و درک قرآن مجید به عنوان مقدمه فراگرفته میشود به بیان دیگر اطلاعات و دانستنیهایی که آشنایی با آنها برای هر مفسر و محققی لازم است مجموعه مباحث علوم قرآنی را تشکیل میدهند.عبدالعظیم ذرقانی در تعریف آن میگوید مباحثی است متعلق به قرآن از جهت نزول قرآن ترتیب جمع کتابت قرات تفسیر ناسخ و منسوخ و نظایر اینها. 6 بدیهی است که چنین تعریفهایی حد و مرز مشخص را برای مسائل قابل طرح در علم علوم قرآنی بیان نمیکند و به همین خاطر برخی شمار انواع این علوم را پنجاه و برخی هشتاد و عدهای چهارصد و بیشتر ذکر نمودهاند. 7 بدر الدین زرکش فهرست انواع علوم قرآنی را در چهل و هفت قسمت 8 و سیوطی نیز رقم انواع آن را به هشتاد نوع رسانیده است. 9 موضوع علوم قرآنی علوم قرآنی بحثهای مقدماتی برای شناخت قرآن و پی بردن به شئون
پیامبر اعظم (ص) در آیینه قرآن
اختصاصی است که پیامبران پیشین فاقد آن بودهاند. دوم آنکه تا روز قیامت کسی برتر از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نخواهد آمد؛ زیرا رسول خدا انسان کامل است و اگر فردی کاملتر از ایشان وجود میداشت او شایسته مقام خاتمیت بود.۲. مقام عبودیت مطلقهخداوند رب و پروردگار عالمیان است؛ اما انسانها متناسب با مراتب وجودی خود تحت تدبیر اسمای الهی قرار میگیرند. برخی در حقیقت مظهر اسم رزاق جلیل باسط یا کریماند؛ اما پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عبده است و در عالیترین مرتبه عبودیت قرار دارد.پروردگاری که مربی و مدبر شخصیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله است نهاییترین مرتبه را داراست و در قوس صعود مقامی برتر از مقام مربوبیت شخص رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله نیست. آن حضرت به عالیترین اسم از اسمای حسنای خدای سبحان منسوب است؛ یعنی هو که ناظر به هویت مطلقه است.خداوند متعال میفرماید هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله. 21 قرآن کریم هنگامی که تعبیر عبد را درباره برخی پیامبران به کار میبرد نام آنان را نیز ذکر میکند واذکر عبادنا ابراهیم واسحاق ویعقوب اولی الایدی والابصار. 22 اما درباره رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله تعبیر عبده را نیز به کار میبرد؛ تعبیری که از مقام ویژه عبودیت آن حضرت حکایت دارد.۳. مقام بالاترین رتبه وجودیخدای سبحان به پیامبرش فرمان میدهد که بگوید لا شریک له وبذلک امرت وانا اول المسلمین. 23 منظور از اول المسلمین اولیت ذاتی و رتبی است نه صرفا اولیت زمانی.خدای سبحان درباره هیچ پیامبری تعبیر اول المسلمین را به این صورت به کار نبرده است. حضرت ابراهیم علیهالسلام با اینکه پیش از پیامبر اسلام و سرسلسله پیامبران ابراهیمی بود دعا کرد ربنا وابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاتک ویعلمهم الکتاب والحکمه ویزکیهم. 24 بااینحال خداوند به حضرت ابراهیم علیهالسلام نفرمود که بگوید من اولین مسلمانم . حضرت نوح علیهالسلام شیخالانبیا و حضرت آدم علیهالسلام ابوالبشر نیز با چنین تعبیری معرفی نشدهاند.تنها کسی که قرآن کریم از او با عنوان اول المسلمین یاد میکند رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله است. بنابراین روشن میشود که این اولیت زمانی و تاریخی نیست؛ زیرا اگر مقصود اولیت زمانی بود هر پیامبری نسبت به قوم خود میتوانست نخستین مسلمان باشد.از اینرو این تعبیر میتواند ناظر به برتری رتبی و وجودی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله باشد؛ بهگونهای که در مرتبه وجودی آن حضرت کسی همرتبه او نیست.۴. مقام اسوه حسنه قرآن کریم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را اسوه و الگوی انسانها معرفی کرده و میفرماید لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. 25 در این آیه شریفه تنها پیروی از آن حضرت در مسائل اخلاقی و فقهی مورد نظر نیست بلکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در تمام شئون
شرح دعای هشتم(بخش ششم)
اختصاصی به حالت فقر و نداری ندارد بلکه توان گفت که حالتی است نفسانی و چه بسا که انسانی در نهایت فقر و تنگدستی باشد و لکن به خاطر شرح صدری که خدای تعالی به او عطا فرموده زندگی اش آسان بگذرد و چه بسا افرادی که از نظر ما و ثروت بی نیاز باشند و لیکن زندگیشان در نهایت شدت باشد گاهی آنچنان زندگی سخت می شود که به تعبیر قرآن شریف و ضاقت علیکم الارض بما رحبت زمین به این وسعت بر کسی تنگ می شود و از این تعبیر شیواتر تعبیر دیگر قرآن است که ضاقت علیهم انفسهم گاهی شود که سینه ی آدمی برای جانش که در سینه دارد تنگی می کند و می خواهد قالب تهی کند. افرادی که احیانا دست به انتحار و خودکشی می زنند اکثریت چشمگیری از آنان در ردیف اغنیا و مترفین و خوش گذرانها هستند نه از جمع فقیران و مستمندان. ابن خلدون فیلسوف بزرگ اسلام در مقدمه اش بنا به نقل یکی از دانشمندان معاصر به همین معنی اشاره کرده و می گوید زندگی بیابانی و دهاتی به خیر و سعادت نزدیکتر از زندگی شهری است مردم شهر در اثر شهوت پرستیها و اعتیاد به زندگی تجملی و غوطه ور شدن در گرداب لذات مادی جامه های دل و جانشان به پلیدیهای اخلاق زشت آلوده است ولی صحرا نوردان چون توجهشان به دنیا در حدود تامین ضروریات زندگی است از گرفتاری به معاصی و رذائل دورترند و روحشان به صفای فطری و پاکیزگی اولی نزدیکتر و نفوذ عادات ناستوده در روحشان کمتر است . زندگی شهری بالاخص با تمدن مادی و اخلاق اقتصادی امروز در اثر احتیاجات روز افزونی که همراه آورده و می آورد لازمه خود پرستی و بی انصافی و دروغ و نفاق و از طرفی انتحار است و از این رو مشاهده می شود که خودکشی در شهرهای بزرگ که غوغای منفعت طلبی شدیدتر و تنور حرص و آز افروخته تر است هزاران بار بیشتر از قصبات و دهکده ها اتفاق می افتد زیرا در دهات زندگی تجملی شعله ی رشک و حسد را دامن نمی زند و زنان آرایش کرده ی نیم عریان آتش شهوت جوانان عزب را برنمی افروزند و میخانه ها و قمارخانه ها جنون و درندگی آنان را تهییج نمی کند به علاوه مردم روستایی در اثر استفاده صحیح از نور و آب و هوا و حرکت اعصابی سالم و منظم دارند و از مشاهده ی مناظر زیبای طلوع و غروب شاد و مسرورند و در اثر سحرخیزی و تماشای غلبه ی نور فجر بر ظلمات شب می بینند و می دانند که سختیها به هر اندازه هم که گران باشند در برابر استقامت روح مومن دوام نمی آورند و عاقبت سپری می شوند به علاوه ایشان در زندگی وحوش و طیور و حکمتهایی که خدای تعالی از رهگذر غریزه برای تدبیر و اداره ی شئون
اثبات محبت با اقتدا به امام هدایت
شئون زندگیاش در عبادت حلالخوری خدمت به خلق درست رفتار کردن با زن و بچه و مردم مانند زندگی من باشد؛ داشتن زندگی پیغمبر یعنی در حد خودم از ایمان اخلاق و عمل پیغمبر برای خودم برداشت بکنم و رنگ او را بگیرم. و یموت مماتی و هر کسی که خوشش میآید و لذت میبرد مرگش مرگ من باشد؛ یک مرگ سالم پاکیزه آسان و راحت. و یسکن جنه عدن غرسها ربی و ساکن بهشتی باشد که با دست قدرت پروردگار بهوجود آمده است. هر کسی این سه برنامه یعنی شکل زندگی من شکل مرگ من و ساکنشدن در جنت عدن را میخواهد میبایست چند کار را انجام بدهد -پذیرش ولایت امیرالمؤمنین ع فلیوال علیا من بعدی بعد از من علی را به ولایت بپذیرد او را کارگردان زندگیاش قرار بدهد و از او درس بگیرد. -دوستی با محبان امیرالمؤمنین ع ولیوال ولیه محبان علی را هم دوست داشته باشد. این یعنی همه علیدوستها باید یکدست یک جمعیت و یک واحد باشند همه همدیگر را دوست داشته باشند به همدیگر کمک و یاری کنند و تکیهگاه هم باشند. -اقتدای به امامان معصوم ولیقتد بالائمه من بعدی به تمام یازده امام بعد از علی ع اقتدا بکند. همرنگی شیعه در زندگی با امامان معصومائمه ما با دشمن ظالم دمخور نبودند. بخشی از دین ما دشمنی با زورگویان و ستمگران است که نه دین دارند و نه میخواهند دیندار بشوند. بخشی از دین ما هم این است که در لباس خوراک و منزل خود همرنگ مغضوب علیهم و و لا الضالین نباشیم. اگر میخواهی به سلمانی بروی سرت را ایرانی و اسلامی اصلاح کن. برای چه سرت را مثل بچهصهیونیستهای واشنگتن و سوسولهای لندن اصلاح میکنی؟ چه لذتی دارد که آن قیافه زیبای خداساختهات را به یک قیافه هیولا شیطانی و جنی تبدیل میکنی من به یکی از اینها گفتم که ازدواج کردهای؟ گفت نه هنوز ازدواج نکردهام. گفتم خدا را شکر گفت چرا؟ گفتم برای اینکه اگر زنت نصفهشب بیخبر از خواب میپرید و این قیافه را میدید فوری سکته میکرد و دیگر طلاق نمیخواست. این چه قیافهای است؟ چه لباسی است؟ چه خوراکی است؟ واقعا طبع شما برمیدارد؟ آیا میدانید خوراک کفار مغضوب علیهم و و لا الضالین چیست؟ جدیدا یکی از خوشمزهترین غذاهایشان این است که به سالادشان سوسک یا کرم میریزند و میخورند مغز میمون میپزند و خام میخورند مار و خوک میخورند اینها چیست که میخورند؟ آیا خدا از حلال کم گذاشته است؟ -پوشش مناسب و با قاعده ائمه ولیقتد بالائمه من بعدی اگر کسی حیات و مرگی مانند حیات و مرگ من و سکونت در بهشت را میخواهد به علیبنابیطالب ع و یازده امام اقتدا بکند. ائمه ما لباس خوب میپوشیدند؛ مگر در زمان امیرالمؤمنین ع که اقتصاد خیلی ضعیف بود ولی بقیه ائمه لباس خوبی میپوشیدند که دوخت درست و حسابی و پارچه میزانی داشت. بعضیها بهدنبال شلوارهایی میگردند که از جنس گونی و جوالهای قدیم است که روی خرها میگذاشتند و بار میکردند. اگر لباس میپوشی لباس با قاعده سنگین و رنگین بپوش؛ ژولیده و غبارآلود نباش لباس پاره به تن نکن و کفش لنگهبهلنگه نپوش. بعضیها میگویند نداریم دروغ میگویید ما مسلمانها و شیعهها که نمردهایم دم مسجد بیا و بگو کفشم لنگهبهلنگه است راست میگویم که پول ندارم بخرم. ما سه جفت کفش برای دو سال تو میخریم و میدهیم. شیعه علی ع بخیل نیست و لباس تمیزی میخرد و به تو میدهد. -دقت و توجه آیتالله بروجردی به تمیزیمرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی شب سهشنبه سکته قلبی کرد. وقتی سهشنبه گذشت و غروب شد حکومت آن زمان یک پروفسور قلب را بدون اینکه به ایشان بگویند فوری از پاریس به تهران آوردند من بهطور کامل به یاد دارم و صبح زود هم به قم منزل آیتاللهالعظمی بروجردی بردند. ایشان در همان اتاقی نشسته بود که همیشه مینشست و الآن هم هست تخت چوبیای برای ایشان گذاشته بودند یک تشک و پتوی معمولی هم روی تخت بود که عکس نشسته ایشان روی آن تخت هست آمدند و گفتند دولت مهمترین دکتر قلب را از پاریس آورده و الآن هم در آن اتاق است؛ اجازه میدهید که شما را معاینه بکند؟ گفت نه. همه ماتشان برد هواپیمای اختصاصی
اللهم صل على محمد و آل محمد و متعنى بالاقتصاد، و اجعلنى من اهل السداد
شئون زندگی به عدل می خواند ان الله یامر بالعدل. غرایز و شهوات را تعدیل می کند ارضای آنها را با اندازه گیری صحیح و در حدود مصلحت مجاز می داند صراط هوای نفس به غرایز آزادی عمل می دهد راه اعمال شهوات را بازمی گذارد و این اجازه ی نامحدود مردم را به فساد و تباهی سوق می دهد و راه تعدی و تجاوز را هموار می نماید. صراط مستقیم الهی مردم را بزرگوار و کریم النفس بار می آورد وجدان اخلاقی و تمایلات عالی انسانی را در ضمیرشان بیدار می کند درهای دگر دوستی و تعاون را به رویشان می گشاید و خلاصه آنان را انسان واقعی می سازد و از مزایای عالی انسانی برخوردارشان می نماید. عن ابیعبدالله علیه السلام قال ان الصوره الانسانیه هی الطریق المستقیم الی کل خیر و الجسر الممدود بین الجنه و النار. امام صادق ع فرموده صورت انسانی راهی است مستقیم برای نیل به هر خیر و خوبی و پلی است که بین بهشت و دوزخ کشیده شده است. اما صراط انحرافی هوای نفس با آزاد گذاردن غرایز و شهوات مردم را به حیوانیت سوق می دهد خلق و خوی حیوانی را در نهادشان تقویت می کند ذخایر اختصاصی
حیات عارفانه امام علی (ع)
اختصاصی به ایمان به غیب ندارد . امور هشت گانه فوق ناظر به علم شهودی علی بن ابی طالب علیه السلام نسبت به وحی و نبوت است . 7- مشاهده فرشتگان برای شهود فرشته و این که ایمان علی بن ابی طالب علیه السلام به ملائکه از سنخ ایمان به شهادت بود نه ایمان به غیب می توان دو برهان یادشده در مباحث قبلی را ارائه کرد; یکی آن که رؤیت خدا با چشم دل و حقیقت ایمان مستلزم شهود مظاهر الهی است; زیرا علم به سبب موجب علم به مسبب می شود خواه این مطلب به اصطلاح حکمت و کلام یعنی نظام علی و معلولی بیان شود و خواه به اصطلاح عرفان یعنی ظهور و تشان و تجلی به اسما و صفات بازگو گردد; زیرا علم به مصدر و ظاهر سبب علم به صادر و مظهر خواهد بود و تفصیل آن در مباحث قبل گذشت و دیگری آن که آن حضرت علیه السلام درباره کیفیت غسل بدن مطهر رسول گرامی صلی الله علیه و آله وسلم چنین فرمود . . . و لقد ولیت غسله صلی الله علیه و آله وسلم و الملائکه اعوانی فضجت الدار و الافنیه ملا یهبط و ملا یعرج و ما فارقت سمعی هینمه منهم یصلون علیه حتی واریناه فی ضریحه . . . 35 مطالب فراوانی از این گفتار کوتاه استظهار می شود 1- اطلاع علی بن ابی طالب علیه السلام از معارف فرشتگان . 2- خانه و کوی را ضجیج و ناله ملائکه احاطه کرده بود; گرچه لابه های دیگران نیز قابل انکار نیست . 3- فرشتگان فراوانی در مراسم تجهیز و تغسیل رسول گرامی صلی الله علیه و آله وسلم حضور یافتند; عده ای از آنان نازل و هابط می شدند و عده ای دیگر که قبلا به مهبط وحی و منزل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هابط و نازل شده بودند عروج و صعود می کردند . 4- فرشتگان در نماز بر جنازه مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شرکت کرده بودند . 5- صدای خفی صلوات و تحیات عبادی فرشتگان در مراسم نماز بر آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم به طور مستمر در گوش علی بن ابی طالب علیه السلام طنین انداز بود و هرگز این صدا قطع نمی شد تا آن که بدن مطهر رسول گرامی صلی الله علیه و آله وسلم به خاک سپرده شد . بنابراین بخشی از ملائکه الهی که در مراسم تجهیز رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم حضور یافتند اصل وجود آن ها ضجیج و ناله آنان هبوط و عروج آن ها کمک کردن آن ها در غسل شرکت آنان در نماز تصلیه و تحیت بر رسول گرامی صلی الله علیه و آله وسلم همگی معلوم و مشهود علی بن ابی طالب علیه السلام قرار گرفت . بنابراین ایمان آن حضرت به ملائکه و شئون
English