از گذشتههای دور بزرگان عالم برای تماشای ملکوت عالم و شئون آن ملکوت متوجه باطن انسان بودهاند و نظام عالم را از راه باطن انسان ثابت میکردهاند. … آنان اسما و صفات الهی را از راه تماشای باطن انسان ثابت کردهاند و براستی هیچ دلیلی را بر وحدانیت و وحدت عالم غیب به مانند مساله نفس و باطن انسان
2,936 مطلب یافت شد
راهنمايى گمگشتگان
اسلام صلیاللهعلیهوآله ارشاد ضال را از نظر ثواب مساوی با صدقه دانسته است ؛ این ثواب مربوط به کسی است که راه ظاهری را گم کرده باشد اما کسی که راه باطن
امكان شناخت خداوند
راه ظاهر راه استدلال است و راه باطن راه سلوک. … حکیم لاهیجی درباره نیازمندی عرفان به تعقل و استدلال گفته است آدمی را به خدای تعالی دو راه است یکی راه ظاهر و دیگری راه باطن.
اهل دل
اهل دل سالکان راه خدا و شیفتگان باطن عالم هستند درحالیکه جاذبهها و علایق خلاف راه خدا را پوچ میدانند.
اهل دل
اهل دل سالکان راه خدا و شیفتگان باطن عالم هستند درحالیکه جاذبهها و علایق خلاف راه خدا را پوچ میدانند.
قدرشناسان نعمت
تفکر پاک نسبت به جهان هستی و از راه دیدن حقایق عرصهگاه آفرینش و شنیدن واقعیات از زبان موجودات خدا و جهان و انسان و معاد را شناختند و در راه تصفیهی باطن
مطهرون، يابندگان باطن قرآن
قرآن مجید میفرماید راه یافتن به باطن آیات طهارت همه جانبه میخواهد لایمسه الا المطهرون 1 یمس یعنی رسیدن لایمسه به حقیقت باطن و واقعیات این قرآن
استاد انصاریان: ردپای کامل تقوا در عبادت و اخلاق/ محبت خداوند به اهل تقوا دائمی، ابدی و همیشگی است
را در باطن راه بدهند با چشم باطن نگاه کنند که یک وقت بزرگ نموده شوند و صغر ما دونه فی اعینهم تمام عالم روبهروی چشم ظاهرشان بود و خیلی هم کوچک … آنان در باطن خود کسی را راه نداده بودند که در باطن غیر خدا را تماشا کنند یعنی لایق نمیدانستند آسمانها و زمین و موجودات و گیاهان و دریاها و کوهها … باطن خودش و از شیاطین پنهان و آشکار حفظ نکند تحقق عبادت امکان ندارد. در عبادت و اخلاق ردپای کامل تقوا قابل مشاهده استمبلغ عرصه بین الملل گفت اگر راه جولان خواستههای نامشروع و فرهنگ شیاطین پنهان و آشکار شرق و غرب
نعمت های الهی - جلسه دوازدهم (1) - (متن کامل + عناوین)
از گذشتههای دور بزرگان عالم برای تماشای ملکوت عالم و شئون آن ملکوت متوجه باطن انسان بودهاند و نظام عالم را از راه باطن انسان ثابت میکردهاند. … آنان اسما و صفات الهی را از راه تماشای باطن انسان ثابت کردهاند و براستی هیچ دلیلی را بر وحدانیت و وحدت عالم غیب به مانند مساله نفس و باطن انسان … باطن و ملکوت عالم را خوب تعریف میکند و میشناساند. البته در این بحث کمکهای بسیاری هم از آیات قرآن کریم و روایات میگیرد. توجه به استعدادهااگر استعدادهای تک تک ما را در ترازو بگذارند و این زمین و آسمان را در کفه دیگر آن طرف استعدادهای خالی ما که هنوز به فعلیت نرسیده و در حال قوه است از وزن زمین و آسمان سنگینتر میشود چراکه اگر استعدادهای محض ما یعنی استعداد ایمانی استعداد خلوصی و استعداد فطری ما به فعلیت برسد تبدیل میشود به ضـربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین. 4 و همان استعدادها اگر به فعلیت برسد آدمی را به نبوت انبیا امامت امامان ولایت فقیه و بندگی خدا میرساند. و اگر باز هم به فعلیت برسد این اختراعات و این بدایع و عجایب و غرایبی که از مغز بشر تراوش کرده است و این تمدن باعظمت و میلیونها کتاب علمی که در رشتههای مختلف نوشته شده از آن نتیجه میشود.. اینها همه کار انسان است. یک نفر از پدر و مادرش در مصر متولد میشود و موسی ع میشود. استعدادهای او خوب به فعلیت رسیده است که موسی شده است. ابراهیم ع هم اول به صورت استعداد بود. همه انسانها اول به صورت استعداد بودند و چون راه
مدیتیشن از نظر شرعی قابل قبول هست یا نه؟
علاوه اسلام راه های تهذیب باطن و تحول نفس را درقالب عبادات مشخص نموده است.
قدر شناسان نعمت
پاک نسبت به جهان هستی و از راه دیدن حقایق عرصه گاه آفرینش و شنیدن واقعیات از زبان موجودات خدا و جهان و انسان و معاد را شناختند و در راه تصفیه ی باطن
توحيد و انسان شناسي
برای شناخت باطن انسان چند راه وجود دارد راه اول به سخن او دقت کنید. سخنی که از زبان او صادر میشود باطن او را نشان میدهد.
امیرالمؤمنین(ع)، بالاترین حسنه
ب راه باطن برای رسیدن به خداراه دوم راه باطنی است که انسان از این راه با پای پاک دل به خدا میرسد. … راه واقعا سخت و دشوار است و منوط به این است چیزی که انسان میخواهد به آن برسد دچار گرد و غبار و انگیزههای هوایی نباشد. وقتی گرد و غبار و انگیزهها بخوابد آنچه که آدم باید با چشم ببیند میبیند؛ اما گردهای مربوط به قلب ممکنات هستند و هر کدامشان که توجه انسان را جلب میکنند یا محبت انسان را به خود میبندند چشم دل از دیدن آنچه باید ببیند ناتوان میشود. همچنین تا وقتی که این گرد ممکنات و غبار هواهای نفسانی از جلوی چشم دل برطرف نشوند رسیدن به خدا ممکن نیست. این در حالی است که دانستن خدا ممکن است. خدا را جمع نتوان با هوا کرد ××××××××× یکی از این دو را باید رها کرد ایمان امیرالمؤمنین ع از مقولۀ رسیدنایمان امیرالمؤمنین ع به پروردگار از مقوله رسیدن و کار رساندن امیرالمؤمنین ع نیز به پروردگار کار قلبش بود. قلبی که در تمام عالم در پاکی صفا و نداشتن کدورتهای مادی و امکانی بینظیر بود. از همان اول که ایشان در این عالم هستی چشم باز کردهاند با چشم دل خدابین بود و به خدا هم رسیده بود. در این شکی نیست که وجود مقدس او در راس مقربان پیشگاه الهی است. مقرب یعنی آنکه نزدیکش کردهاند. در واقع کشش عجیبی از جانب معشوق به قلب امیرالمؤمنین ع وصل بود او را میکشید تا رساند. لذا ایمان امیرالمؤمنین ع ایمان علمی استدلالی و برهانی نبود. شما دعای صباح حضرت را ببینید؛ واقعا این جمله برای ما قابلفهم است؟ من خیلی از آثار مهم اسلامی و دعاها قرآن نهجالبلاغه صحیفه سجادیه مفاتیحالجنان خصال صدوق معانیالاخبار و نیز کتاب باعظمت و بسیار مهم کاملالزیارات نوشته ابنقولویه را که کتاب کمنمونهای درباره حضرت سیدالشهدا ع است ترجمه کردهام؛ ولی این جمله را با اینهمه کار در ترجمه نفهمیدهام و نمیفهمم. کتاب کاملالزیارات که من ترجمه کردهام گاهی روایات بسیار پیچیده و مشکلی داشت؛ اما در دعای صباح وجود مبارک امیرمؤمنان ع به پروردگار عالم عرض میکند یا من دل علی ذاته بذاته ای وجود مقدسی که خودت دلیل بر وجودت هستی. بهراستی ما میتوانیم این جمله را بفهمیم؟ در حقیقت امیرالمؤمنین ع میگویند درختان عالم آسمانها ستارگان پرندگان حیوانات دریاها اقیانوسها و ذرات زمین و آسمان برای من دلیلی بر وجود تو نیست. اولین باری که میخواستند ما را با خدا در مدرسه آشنا بکنند معلمهای متدین از ما پرسیدند این ساختمان مدرسه بنا داشته یا نداشته است؟ همه ما جواب میدادیم بله بنا داشته است. معلم میگفت آیا این ساختمان میتواند بدون بنا یکمرتبه بهوجود آمده باشد؟ ما هم میگفتیم نه چون باور نمیکردیم. بعد هم که بزرگتر شدیم دلایل دیگری به ما ارائه کردند و یاد دادند و دانایی ما را نسبت به پروردگار تقویت کردند. در حالی که امیرالمؤمنین ع میفرمایند من در تمام عالم به دلیلی نیاز ندارم که بگویم این عالم به این دلیل خدا دارد؛ تنها دلیل من بر این که عالم خدا دارد خودت هستی. تفاوت کلاس بشر با امیرالمؤمنین ع در خداشناسیآیا واقعا این را میتوان فهمید؟ کلمات دل ذات و علی ذاته را بهراحتی میتوان فهمید؛ اما آیا حقیقت مطلب را هم میتوان فهمید؟ من یکی که نفهمیدهام و تا حالا هم نفهمیدهام فکر هم نمیکنم که بعدا هم بفهمم. کلاس ما برای خداشناسی با کلاس امیرالمؤمنین ع بین نور و ظلمت بین دنیا و آخرت است. ایمان امیرالمؤمنین ع کشفی و شهودی است بهدلیل همین جمله دعای صباح. این ایمان مطلقا در دنیا برزخ و آخرت اضافهشدنی نیست؛ ولی ایمان ما چون پرده کنار میرود دم مردن در برزخ و روز قیامت اضافه میشود. در قرآن میخوانیم فکشفنا عنک غطاک فبصرک الیوم حدید 1 ما حقایقی را میبینیم غیر از آنچه در دنیا دیدهایم. اگر مؤمن باشیم به ایمان ما اضافه میشود؛ اما اگر مؤمن نباشیم وقتی حقایق را لحظۀ مرگ و برزخ به ما نشان میدهند میفهمیم که دیگر این فهم اصلا به درد ما نمیخورد. آیا کسی در تاریخ بشر جرئت داشته است که این جمله را بگوید؟ تنها یک نفر گفت آن هم امیرالمؤمنین ع است. البته توجه داشته باشید که امیرالمؤمنین ع میفرمایند من هرچه در باطن
تصوف راه و رسمی ناسازگار با شریعت
آن برسد و بهترین راه رسیدن به آن را تصفیه باطن … راه انکشاف صوفی بتوان به حقیقت عریان و بدور از پیرایه و اغتشاش دست یافت چرا این همه طوایف صوفی پیدا شده اند؟ اگر همه به یک حقیقت رسیده اند چرا این همه تعدد و اگر نرسیده اند پس چگونه ادعای آنرا میکنند ؟ ادعای فرقه های صوفیه چیست؟فرقه صوفیه یکی از فرقه هایی است که مدعی است با بینش عرفانی و ذوقی معارف دینی و اسلامی را می بیند و چنین وانمود می کند که می خواهد از ظاهر و پوسته سطحی معارف دینی عبور کند و به باطن
اللهم صل على محمد و اله، و اجعل اوسع رزقك على اذا كبرت، و اقوى قوتك فى اذا نصبت، و لا تبتلینى بالكسل عن عبادتك، و لا العمى عن سبیلك، و لا بالتعرض لخلاف محبتك، و لا مجامعه من تفرق عنك، و لا مفارقه من اجتمع الیك
پروردگارا مرا به کسالت و تنبلی در انجام وظائف بندگی و اطاعت مبتلا نکن و همچنین به کوری باطن که راه حق و باطل را از یکدیگر نشناسم به من چنان نیروئی
عنايت خاص پروردگار به انسان
برای انسان قرار داده برای هیچ یک از موجودات قرار نداده است.او یک موجودی است که اگر مطابق دستور کار کند به سر عالم و به عمق عالم ملکوت به باطن خلقت راه
کارکردهای فلسفه و عرفان در تبیین معارف دینی
و کسی که راه باطن پیموده بدون آن که به ظاهر توجه کند گمراه شده و گمراه کرده است. 6 فلسفه و عرفان؛ ابزارهایی مفید در شناخت پرده ای از بواطن معارف … دین بعد از آن که به باطن داری معارف دین توجه کردیم لازم است که فقط در سطح ظواهر باقی نمانده و در راه رسیدن به بواطن از هیچ کوششی دریغ نداریم.ذکر … توقف کرد و چشم دلش از بهره باطن کور شد ابلیس ملعون بود که به ظاهر آدم علیه السلام نگاه کرد و امر بر او مشتبه شد و گفت "انا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین " اعراف12 . چنان که از بیرون رفتن از مرز ظاهرها و نادیده گرفتن آن نیز بر حذر می دارد. زیرا راه
پرستش گوساله بر اثر تسويل
حساب کنید که چند هزار نفر در غیبت موسی بن عمران علیه السلام در باطن جای خدا را با گوساله عوض کردند؟ خدا را بیرون کردند و گوساله را به باطن خود راه … باطن من در مقابل من زیبا جلوه داد که انجام آن برایم آسان باشد. البته بعد به عذاب الهی دچار شد که تا ابد نیز از آن عذاب نجات پیدا نمیکند. ذکر مناجاتبا خضر دانش یار شو ای موسی دل شاید کزین صحرا کنی طی منازلدر چاه تن تا کی برآ ای یوسف جان مصر تجرد را تویی سلطان عادلاز شهر تن جانا بباید رخت بستن زادی طلب تا فرصتی داری به منزل جز طاعت و خدمت نباشد زاد این راه
استاد انصاریان: دعوت بسوی خدا سبب طلوع خیر دنیا و آخرت است/ دعوت درون از خطرناکترین دعوتها
عظم الخالق فی انفسهم فصغر مادونه فی اعینهم خدا در باطن اهل تقوا عظیم است و غیر خدا هرچه هست در چشم آنها کوچک است؛ یعنی اصلا هیچچیز را در باطن راه
برآوردن حاجت مؤمن
صلی الله علیه و آله ارشاد ضال را از نظر ثواب مساوی با صدقه دانسته است؛ این ثواب مربوط به کسی است که راه ظاهری را گم کرده باشد اما کسی که راه باطن
English