و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین . کسب معرفت هدف انبیا و اولیای الهیاصرار و پافشاری انبیای خدا و ائمۀ طاهرین علیهمالسلام که دلسوزترین افراد نسبت به بشر و عاشق انسان بودند همه در این محور بود که ملتها خانوادهها و مردم اهل معرفت شوند. انبیا و ائمه علیهمالسلام در راس اهل معرفت بودند و در انتقال معرفت به مردم بخیل نبودند بلکه در این زمینه عاشقانه زحمت میکشیدند. در احوالات امیرالمؤمنین ع آمده در ایام حکومتشان برای اینکه معرفت مردم را تامین کنند با اینکه منبر میرفتند و زیاد نامه مینوشتند با آن همه پرکاریشان یکوقتی را هم گذاشته بودند که روزها از سر بازار کوفه تا پایان آن پیاده حرکت میکردند و مردم را به فهم و معرفت حلال و حرام الهی دعوت مینمودند. شاید یک ساعت به شهادتشان در شب بیستویکم مانده بود وصیتنامهای تنظیم کردند که پر از رشتههای معرفتی است. تقوا یک مطلبش است؛ نظم در زندگی یک مطلبش است. آدم بخواهد در زندگی نظم داشته باشد باید عارف به شئون زندگی شود. ایشان به حضرت مجتبی ع ابیعبدالله ع و سایر فرزندانشان فرمودند که وصیت من به شما و دیگران تا روز قیامت این است الا تبغیا الدنیا و ان بغتکما همۀ وجودتان را هزینۀ بهدستآوردن امور مادی و عناصر زمینی نکنید. گرچه دنیا به شما رو کرده دامنش را باز کند و برایتان طلا و جواهر بریزد شما مواظب زندگی مادیتان باشید. از حلال به دست بیاورید و بهاندازۀ نیاز زندگی از آن حلال بهدستآمده هزینه کنید. مازاد آن را هم پروردگار راهنمایی کرده انفاق صدقه زکات و از این قبیل امور مالی رسیدگی به پدر و مادر زن و بچه و اقوام تا پایان وصیتنامه . وصیتشان این بود که تمام فرزندان و نسل و ملتهای آیندۀ بعد از خودشان اهل معرفت شوند. یک زندگیای را سپری کرده و به پایان ببرند که پر از دانایی فهم و مسائل شناخت باشد. بقیۀ ائمۀ طاهرین هم همینطور بودند. -اهمیت کسب معرفت در کلام امام صادق ع امام صادق ع یک جملهای در باب دوم اصول کافی باب علم دارند که میفرمایند اگر برای اهل معرفت شدن شیعیان من نیاز باشد که با تازیانه بر آنها بکوبم میکوبم تا اهل معرفت شوند البته این کار را نمیکردند. حضرت میفرمایند لو یعنی اگر ائمۀ ما اصلا این کار را نمیکردند؛ ولی میخواستند عظمت معرفت را نشان بدهند . چنین چیزی از امام اتفاق نمیافتاد فقط میخواستند اهمیت معرفت را بفرمایند که اگر بنا باشد شیعیان من اهل معرفت شوند و راهی نباشد جز اینکه خودم با تازیانه به آنها بزنم میزنم و معرفت را به آنها انتقال میدهم که دانا زندگی کنند؛ دانای به خودشان و خانوادهشان دانای به جامعه هستی پروردگار قرآن مسائل اخلاقی و حلال و حرام. -کلید معرفت زیباترین و پرثمرترین کلیداین هم علم خیلی گستردهای نیست؛ چون لازم نیست انسان بعضیهایش را تفصیلا بداند بلکه به این مقدار که در ورودی شیاطین جنی انسی و شرقی و غربی را به روی زندگیاش ببندد و درهای فیوضات الهیه را به روی خودش باز کند کافی است. در واقع معرفت زیباترین پربارترین و پرثمرترین کلید است. این کار معرفت است. در جلسۀ قبل هم شنیدید که پیغمبر اکرم ص معرفت را نور میدانند. نمیگویند مانند نور است بلکه میگویند معرفت خود نور است. -ارزش معرفت و شناخت در کلام پیامبر گرامی اسلام ص این روایت را بهاحتمال قوی شیخ طبرسی در قرن نهم در مجمعالبیان که در سبزوار نوشته است نقل میکند. قبرش هم کنار حضرت رضا ع قرار دارد. اینطور که یادم است در مقدمۀ تفسیر مجمعالبیان آمده است؛ اگر نه این روایت جای دیگری است. حضرت میفرمایند ثواب یادگرفتن در یک جلسه نه ده جلسه در نامۀ عمل شما از دوازدههزار ختم قرآن بالاتر است این ارزش معرفت و دانایی است. یادگرفتن یعنی معرفت پیدا کردن و شناختن؛ اینکه حلال و حرام روش زندگی با زن و بچه روش زندگی با پدر و مادر و کاسبیکردن چیست. آثار و نتایج
67 مطلب یافت شد
فوائد یاد مرگ!
آثار و ثمرات و برکاتی است که بر ایمان به معاد و تفکر درباره جهان آخرت تفکر درباره مرگ و قیامت و به یاد این مباحث بودن در انسان ایجاد می کند. در این فرصت نگاهی هر چند محدود و مختصر به این بخش خواهیم داشت.برکات مرگیکی از دلایل توجه به برکات و ثمرات مرگ این است که هر کاری هر چقدر ثمراتش بیشتر و عمیق تر باشد آن کار مهمتر خواهد بود. بر این اساس ثمرات بحث معاد هم در ابعاد مختلف بسیار ارزنده است مخصوصا در بعد اخلاقی. حقیقت این است که اگر بحث معاد و ایمان به آخرت در جامعه تثبیت شده و جای واقعی خود را به دست بیاورد درصد بالایی از جرائم اجتماعی حذف می شود. به لحاظ کلامی ایمان به معاد از ارکان اعتقادات انسان هست. یعنی از نظر اعتقادی هر کس که به معاد ایمان نداشته باشد مسلمان نیست. حتی بقیه فرق و شرایع دیگر هم اعتقادشان همین است. در مسیحیت در یهود هم همین طور است کسی که ایمان به معاد نداشته باشد او را متدین نمی داننداگر نگوییم همه بداخلاقی ها و جرائم و عصیانها و نافرمانیها در جامعه به خاطر عدم شناخت معاد و عدم ایمان به معاد است می توانیم بگوییم بخش اعظم این گناهان و جرائم از عدم ایمان به معاد سرچشمه می گیرد چون معقول نیست که انسان یقین داشته باشد که کاری که می کند سمی است و به زودی این سم وجودش را نابود می کند اما ادامه دهد.معقول نیست انسانی که به حیات خودش علاقه دارد و عاقل هم هست خود را از کوهی به پائین پرت کند زیرا گناه و جرم همانند پرت شدن انسان از یک کوه است. چرا انسان ها این کار را می کنند؟ چون نمی دانند که این کار چیست؟ چرا نمی دانند؟ چون معاد را نمی دانند و خبر ندارند بعد از این دنیا بعد از این زندگی یا حقیقت این گناه چیست؟ باطن و تجسم گناهان چیست؟ اگر می دانست مال مردم خوردن حقیقتش چیست هرگز مال مردم را نمی خورد. اگر می دانست حقیقت و صورت اخروی غیبت چیست هرگز غیبت نمی کرد.بدین ترتیب اگر بحث ایمان به معاد و شناخت و معرفت نسبت به معاد خوب مطرح بشود بسیاری از جرائم از جامعه رخت بر می بندد و نتایج
گمراهان كيانند؟
آثار و اخلاق یهود و نصاری باشد و نشانههایی از مردم منحرف در او باشد گمراه و مورد غضب است.علامت اتصال به نماز حقیقی داشتن آثار و صفات چهار طایفهای است که در آیه گذشته مطرح شدهاند انبیا صدیقین شهدا صالحین.امام موحدان حضرت علی علیه السلام جمله اهدنا الصراط المستقیم را بدین گونه توضیح میدهد آن توفیق که در گذشته ما را به پیروی و اطاعت از تو موفق کرد پیوسته دار تا در آینده هم از تو اطاعت کنیم 1 .امام صادق علیه السلام در توضیح آن میفرماید ما را به ملازمت راهی راهنمایی نما که به دوستی تو و به بهشت رساند و از هوا و آرایی که ما را دچار رنج و فنا میگرداند باز دار .از پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام روایت شده صراط مستقیم یعنی قرآن.از امام صادق علیه السلام نقل شده یعنی معرفت امام و حضرت میفرماید صراط مستقیم به خدا ماییم .به این معنی که ما در تمام شؤون حیات بر میزان حقیم و از هر جهت در پیشگاه حضرت محبوب مورد پسند و رضایتیم و بر شماست که تمام زوایا و جوانب حیات خویش را با ما هماهنگ نمایید.روی هم رفته در سوره مبارکه حمد حقایقی از قبیل توحید قیامت عبادت اتکا به الله دلالت انسان به راه خدا نفی چهرههای ضد الهی به چشم میخورد که نمازگزار باید در این سفر و معراجی که دارد به تمام آثار و نتایج
گمراهان كيانند؟
آثار و اخلاق یهود و نصاری باشد و نشانههایی از مردم منحرف در او باشد گمراه و مورد غضب است.علامت اتصال به نماز حقیقی داشتن آثار و صفات چهار طایفهای است که در آیه گذشته مطرح شدهاند انبیا صدیقین شهدا صالحین.امام موحدان حضرت علی علیه السلام جمله اهدنا الصراط المستقیم را بدین گونه توضیح میدهد آن توفیق که در گذشته ما را به پیروی و اطاعت از تو موفق کرد پیوسته دار تا در آینده هم از تو اطاعت کنیم 1 .امام صادق علیه السلام در توضیح آن میفرماید ما را به ملازمت راهی راهنمایی نما که به دوستی تو و به بهشت رساند و از هوا و آرایی که ما را دچار رنج و فنا میگرداند باز دار 2 .از پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام روایت شده صراط مستقیم یعنی قرآن.از امام صادق علیه السلام نقل شده یعنی معرفت امام و حضرت میفرماید صراط مستقیم به خدا ماییم .به این معنی که ما در تمام شؤون حیات بر میزان حقیم و از هر جهت در پیشگاه حضرت محبوب مورد پسند و رضایتیم و بر شماست که تمام زوایا و جوانب حیات خویش را با ما هماهنگ نمایید.روی هم رفته در سوره مبارکه حمد حقایقی از قبیل توحید قیامت عبادت اتکا به الله دلالت انسان به راه خدا نفی چهرههای ضد الهی به چشم میخورد که نمازگزار باید در این سفر و معراجی که دارد به تمام آثار و نتایج
گمراهان كيانند؟
آثار و اخلاق یهود و نصاری باشد و نشانههایی از مردم منحرف در او باشد گمراه و مورد غضب است.علامت اتصال به نماز حقیقی داشتن آثار و صفات چهار طایفهای است که در آیه گذشته مطرح شدهاند انبیا صدیقین شهدا صالحین.امام موحدان حضرت علی علیه السلام جمله اهدنا الصراط المستقیم را بدین گونه توضیح میدهد آن توفیق که در گذشته ما را به پیروی و اطاعت از تو موفق کرد پیوسته دار تا در آینده هم از تو اطاعت کنیم 2 .امام صادق علیه السلام در توضیح آن میفرماید ما را به ملازمت راهی راهنمایی نما که به دوستی تو و به بهشت رساند و از هوا و آرایی که ما را دچار رنج و فنا میگرداند باز دار 3 .از پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام روایت شده صراط مستقیم یعنی قرآن.از امام صادق علیه السلام نقل شده یعنی معرفت امام و حضرت میفرماید صراط مستقیم به خدا ماییم 4 .به این معنی که ما در تمام شؤون حیات بر میزان حقیم و از هر جهت در پیشگاه حضرت محبوب مورد پسند و رضایتیم و بر شماست که تمام زوایا و جوانب حیات خویش را با ما هماهنگ نمایید.روی هم رفته در سوره مبارکه حمد حقایقی از قبیل توحید قیامت عبادت اتکا به الله دلالت انسان به راه خدا نفی چهرههای ضد الهی به چشم میخورد که نمازگزار باید در این سفر و معراجی که دارد به تمام آثار و نتایج
صبـــر؛ ضرورتی برای آرامش و کمال
و کسی که بر گناه صبر کند خداوند نهصد درجه برای او می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا منتهای عرش است. ● آثار صبربرخی از مهمترین آثار صبر به شرح زیر می باشد ۱ صبر و ظفر قرین هم اند. امیرالمؤمنین ع می فرمایند انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی دهد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد. ۲ انسان صبور از ارتکاب گناهانی همچون جزع بر قضای خداوند ایمن است و بر صبوری خود پاداش می گیرد امیرالمؤمنین ع می فرمایند اگر شکیبایی کنی حکم خدا بر تو جاری می شود و پاداش داده می شوی و اگر بی تابی کنی باز هم تقدیر خدا بر تو جاری است ولی گناهکاری. ۳ کسی که صبر می کند خداوند دعای او را مستجاب می کند و جبران مصیبت او را می کند. ۴ صابران که بر طاعات و معاصی شکیبایی می کنند آخرتی نیکو دارندو پاداش های بی حساب خداوند بر آنان می بارد. ۵ صبر در برابر بلایا باعث رشد انسان و ترقی او در مراتب کمال است. ۶ صبر بر طاعت و معصیت انسان را بهشتی می کند. ۷ صبر باعث تبدیل مصائب به لطف و رحمت خداوند آسودگی خاطر از حساب آخرت و دخول در بهشت می گردد.● رابطه صبر و ایمانرابطه ایمان و صبر دو طرف دارد از یک سو ایمان نظری سازنده صبر است و از سوی دیگر بدون صبر ایمان عملی تحقق نمی یابد. صبر از مهمترین ارکان ایمان است چرا که در حدود ۷۰ آیه در قرآن در این باره سخن گفته شده است و در حدیث نبوی صبر نیمی از ایمان شمرده می شود. امام علی ع فرموده اند ایمان بر چهار ستون استوار است صبر و یقین و عدل و جهاد. صبر مقاومت در برابر هر انگیزه ای است که انسان را از خداوند دور می کند؛ بنابراین تخلق به هر یک از اخلاقیات ایمانی نیازمند صبر است زیرا در اخلاق ایمان و خلق نیکو با معیار اثر گذاری آن در تقرب انسان به خداوند نیکو شمرده می شود و در برابر هر خلق نیکو نیازمند پایداری و تمرین و ممارست است. بنابراین ایمان به معنای معرفت و یقین به خداوند و اسمای حسنای او شرط ضروری و مقدمه لازم صبر است. از طرف دیگر ایمان علاوه بر اقرار زبانی و معرفت یقینی مشتمل بر عمل به ارکان نیز می باشد و عمل به مقتضای معرفت خود نیازمند صبر و مقاومت است. در نتیجه می توان گفت بدون صبر ایمان کامل که التزام عملی به دین خداست امکان پذیر نیست.● راه های تحصیل صبرراه های تحصیل صبر را می توان این گونه خلاصه کرد ۱ تقویت معرفت و یقین به خداوند و حکمت و خیرخواهی او ۲ توجه به آثار مثبت صبر ۳ توجه به این که ملکه صبر شرط توفیق به انجام تکالیف و پرهیز از گناهان است و همه کارهای انسان با صبر به نتیجه خواهد رسید ۴ کسی که شکیبایی می کند افزون بر آنکه آخرتی نیکو دارد زندگی دنیای او نیز آرام و موفقیت آمیزتر است. اندیشیدن به این واقعیت نیز انسان را به شکیبایی راغب می سازد ۵ ممارست برای تحصیل صبر ۶ اندیشیدن به عواقب و نتایج
محدوده عصمت پیامبر و ائمّه و رابطه آن با اختیار را توضیح دهید؟
و ائمه علیهمالسلام از حیث معرفت و شناخت خداوند در پایه رفیعی قرار دارند که هیچگاه رضا و خشنودی حضرت حق را با چیزی عوض نمیکنند. این مرتبه از معرفت همان است که امیرمومنان علیهالسلام میفرمایند ما رایت شیئا الا ورایت الله قبله وبعده ومعه 1 . چیزی را ندیدم مگر آن که خدا را قبل از آن و بعد از آن و با آن دیدم و امام صادق علیهالسلام نیز میفرمایند ولکنی اعبده حبا له وتلک عباده الکرام 2 .من خدا را از روی دوستی با او پرستش میکنم و چنین است عبادت بزرگواران. ب آگاهی کامل انبیای الهی و ائمه علیهمالسلام از نتایج درخشان اطاعت و پی آمدهای سو معصیت سبب مصونیت آنان از نافرمانی خدا میباشد حتی افراد عادی هم نسبت به برخی از امور مصونیت دارند. مثلا انسان عاقل هرگز حاضر نمیشود به سیم لختی که برق در آن جریان دارد دست بزند و این مصونیت ناشی از علم قطعی شخص به آثار
انواع عبادتها
و سایر عبادت ها که موجب نتایج نیکویی است بلکه باعث فتح بعضی از ابواب و کشف بعضی از اسرار عبادات است آن است که سالک جدیت کند که عبادت را از روی نشاط و به جهت قلب و فرح و انبساط خاطر به جا آورد و از کسالت و ادبار نفس در وقت عبادت احتراز شدید کند پس وقتی را که برای عبادت انتخاب می کند وقتی باشد که نفس را به عبادت اقبال است و دارای نشاط و تازگی است و خستگی ندارد .زیرا اگر نفس را در اوقات کسالت و خستگی وادار به عبادت کند ممکن است آثار بدی به آن مترتب شود که از جمله آنها آن است که انسان از عبادت منزجر شود و تکلف و تعسف آن زیاد گردد و کم کم باعث تنفر طبع و جان انسان شود و این علاوه بر آنکه ممکن است انسان را به کلی از ذکر حق منصرف کند و روح او را از مقام عبودیت که منشا همه سعادات است برنجاند از چنین عبادتی نورانیت قلبیه حاصل نگردد و باطن نفس از آن منفعل نگردد و صورت عبودیت را صورت باطن قابل نشود با این که مطلوب و هدف از عبادت آن است که باطن نفس انسان صورت عبودیت بگیرد .آنچه ذکر شد تحقق پیدا نکند مگر آنکه عبادت ها از روی نشاط و بهجت به جا آوره شود و از تکلف و تعسف و کسالت به کلی احتراز شود تا حالت محبت و عشق به ذکر حق و مقام عبودیت رخ دهد و انس و تمکن حاصل آید و انس به حق و ذکر او از اعظم مهماتی است که اهل معرفت … و تکلف احتراز نماید آثار آن در قلب زودتر واقع شود و باطن قلب با آن زودتر تصفیه گردد .در هر صورت ظهور نتایج و آثار عبادت در گرو انجام آن با خلوص نیت و با نشاط و اشتیاق و با پرهیز از افراط و تفریط است .حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید یکی از مسلمانان همسایه ای نصرانی داشت آن قدر از مزایای اسلام برای او گفت تا مسلمان شد .سحرگاهان به درب خانه تازه مسلمان رفت و در کوبید تازه مسلمان از پشت در پرسید چکار داری ؟ مرد گفت وقت نماز صبح نزدیک می شود برخیز وضو بگیر و لباس هایت را بپوش تا با یکدیگر به مسجد برویم و نماز به جای آوریم .تازه مسلمان وضو گرفت جامه پوشید و همراه او به مسجد رفت و مشغول نماز شدند پیش از نماز صبح هر چه توانستند نماز خواندند تا سپیده دمید آنگاه نماز صبح را خواندند و ماندند تا کاملا هوا روشن شد و آفتاب سر زد .تازه مسلمان برخاست تا به خانه اش برود مرد گفت کجا می روی ؟ روز کوتاه است و تا ظهر چیزی نمانده است بمان تا نماز ظهر را بخوانیم او را نگه داشت تا ظهر فرا رسید و نماز ظهر را نیز خواندند دوباره گفت وقت نماز عصر نزدیک است نماز عصر را نیز بخوانیم او را نگه داشت تا نماز عصر را نیز خواندند .تازه مسلمان برخاست به منزل برود مرد گفت چیزی از روز نمانده است نزدیک غروب آفتاب است نماز مغرب را هم با هم بخوانیم او را نگه داشت تا آفتاب غروب کرد نماز مغرب را نیز با هم خواندند باز هنگامی که تازه مسلمان خواست برود مرد گفت یک نماز بیش نمانده است آن را نیز به جا آوریم او را نگه داشت تا عشا را نیز خواندند و از یکدیگر جدا شدند و هر یک به خانه خویش رفتند .با فرا رسیدن سحر مسلمان قدیمی باز درب خانه تازه مسلمان رفت و گفت فلانی هستم پرسید چکار داری ؟ مرد از او خواست وضو بگیرد و لباس هایش را بپوشد و همراه او برود تا نماز بخوانند . تازه مسلمان با ناراحتی گفت برو من فقیر و عیالوارم باید زندگی ام را سر و سامان دهم برو برای این دین کسی را پیدا کن که بیکارتر از من باشد .حضرت امام صادق علیه السلام پس از نقل این ماجرا می فرماید او را در دین نصرانیت که از آن بیرونش آورده بود وارد کرداز این روایت بسیار مهم نتیجه می گیریم که باید از افراط در عبادت و عبادات مستحبی و تحمیلی و عبادت بدون شوق و عشق به شدت احتراز کرد چرا که اینگونه عبادت موجب خروج انسان از اصل عبودیت و بندگی و سستی در واجبات می شود . 5. عبادت عاشقانهعبادت و بندگی برای اهل معرفت
بندگى خداوند
آثار و اخلاق یهود و نصاری باشد و نشانههایی از مردم منحرف در او باشد گمراه و مورد غضب است.علامت اتصال به نماز حقیقی داشتن آثار و صفات چهار طایفهای است که در آیه گذشته مطرح شدهاند انبیا صدیقین شهدا صالحین.امام موحدان حضرت علی علیه السلام جمله اهدنا الصراط المستقیم را بدین گونه توضیح میدهد آن توفیق که در گذشته ما را به پیروی و اطاعت از تو موفق کرد پیوسته دار تا در آینده هم از تو اطاعت کنیم 7 .امام صادق علیه السلام در توضیح آن میفرماید ما را به ملازمت راهی راهنمایی نما که به دوستی تو و به بهشت رساند و از هوا و آرایی که ما را دچار رنج و فنا میگرداند باز دار 8 .از پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام روایت شده صراط مستقیم یعنی قرآن.از امام صادق علیه السلام نقل شده یعنی معرفت امام و حضرت میفرماید صراط مستقیم به خدا ماییم 9 .به این معنی که ما در تمام شؤون حیات بر میزان حقیم و از هر جهت در پیشگاه حضرت محبوب مورد پسند و رضایتیم و بر شماست که تمام زوایا و جوانب حیات خویش را با ما هماهنگ نمایید.روی هم رفته در سوره مبارکه حمد حقایقی از قبیل توحید قیامت عبادت اتکا به الله دلالت انسان به راه خدا نفی چهرههای ضد الهی به چشم میخورد که نمازگزار باید در این سفر و معراجی که دارد به تمام آثار و نتایج
زهد و پارسایی
و خالص تر است.2. معرفت خدا عاملی برای زهدورزیعلم و آگاهی در هر کاری سبب بهتر شدن و درست انجام دادن آن کار می شود. به همین جهت شناخت و آگاهی از عوامل اساسی پیدایش زهد است. انسانی که با شناخت و آگاهی صحیح در این مسیر گام برمی دارد از افتادن در دام افراط و تفریط یعنی دنیاگرایی و یا دنیاگریزی مصون می ماند و راه میانه زهد را برمی گزیند. آن چنان که علی علیه السلام می فرماید ثمره المعرفه العزوف عن الدار الدنیا؛ ثمره شناخت کناره گیری از خانه دنیاست .اگرچه شناخت و معرفت برای زهدورزی لازم است ولی برای زاهد بودن نیازی نیست که فرد حتما شناخت و معرفت بالایی داشته باشد بلکه اندکی علم و آگاهی نیز سبب زهدورزی می شود. مولای متقیان علی علیه السلام می فرماید یسیر المعرفه یوجب الزهد فی الدنیا؛ اندکی معرفت موجب زهد در دنیا می شود . یکی از بهترین و برترین شناخت ها شناخت خدای بزرگ است چنان که علی علیه السلام می فرماید معرفه سبحانه اعلی المعارف؛ شناخت خدای متعال بالاترین شناخت هاست. این شناخت مسیر زندگی فرد را تعیین می کند و آثار فردی و اجتماعی دنیوی و اخروی بر زندگی او بر جای می گذارد.یکی از کارکردها و نتایج
تاملی در راه های خدا شناسی
و در کلام اسلامی بویژه آثار قدما صرفا به باحث خشک عقلی پرداخته شده است و اگر در آثار متاخرین موضوع فطرت و خداشناسی فطری نیز جایگاه خود را باز یافته است صرفا در حد تحلیل و تفسیر بعد مذهبی انسان و بیان بینش شهودی و کشش درونی او نسبت به خدای متعال بوده است . ولی شیوه بیانی قرآن کریم یک شیوه جامع و کامل است و از هر گونه ویژگی وجودی انسان چه عقلی و چه فطری و چه ساحتهای گوناگون روانی در این راه بهره جسته و به گونه های مختلف عملا حقانیت خدا و ایمان را همواره در مرای و مسمع انسانها قرار داده و همواره بشر این موجود سرکش و عاصی و سرگرم و لاهی و پا در گل و ناسی را به طرق مختلف تسخیر کرده و به سوی خدا رهنمون کرده است .با این توضیح معلوم می شود که در طریق خداباوری و توجه دادن انسانها به خدا و حقانیت ایمان علاوه بر تکیه به عقل و فطرت باید از عناصر دیگر روانی نیز بهره جست . عناصری که بعضی از آنها برای برخی از انسانها قویتر و نافعتر است و در جذب قلوب و تسخیر جانها و عمدتا در یاد آوری و تقویت ایمان و تلطیف شعور باطن بسی مؤثرترند . هر چند این امور به گونه ای هستند که اگر در طریق اثبات خدا قرار بگیرند از نظر منطقی در ردیف خطابات جای می گیرند و جز ظن و حداکثر یقین روان شناختی حاصلی ندارند . بعضی از این عناصر در مغرب زمین به گونه ای مطرح شده است که نمی تواند وافی به مقصود باشد ولی ما با تصحیح روایت آنها و قرار دادن آنها در جایگاه دیگر سعی می کنیم از آنها در تثبیت حقانیت ایمان و خداباوری بهره جوییم .برخی از این عناصر به این شرح هستند 1 - مفید بودن بررسی روان شناسانه و جامعه شناسانه عنصر ایمان و تحلیل آثار و نتایج غیر قابل جایگزینی آن به وضوح بر حقانیت خدا و اعتقاد مذهبی مهر تایید می زند . در این روش خداشناسی و خداگرایی از عنصر مفید بودن الهام می گیرد و در عین اذعان به بطلان نظریه معرفت
معرفت در اسلام - جلسه بیست و سوم
و غروب میکند یا علی لا تقاتلن احدا حتی تدعوه وایم الله لان یهدی الله علی یدیک رجلا خیر لک مما طلعت علیه الشمس وغربت ولک ولاؤه یا علی . با این بیان چه کسی میتواند پاداش قدم برداشتن در راه کسب معرفت و انتقال آن به دیگران را به منظور هدایت مردم محاسبه کند؟ این نخستین حرکتی بود که مرحوم فیض در کاشان بدان دست یازید.کار دوم ایشان مشارکت در حل مشکلات مادی و معنوی مردم بود. اصولا در اسلام شانه از زیر بار مشکلات مردم خالی کردن مفهومی ندارد و آنچه در اسلام وجود دارد مسئولیت و تکلیف است. پس اینکه آدم چهره غمناکی را ببیند و بیتفاوت از کنار آن عبور کند در اسلام جایی ندارد. در اسلام به من مربوط نیست و نمیتوانم و نمیدانستم و امکانش برایم فراهم نبود و زمانهام پر از فساد بود و توجیهاتی از این دست – چه در راه کسب معرفت چه انتقال آن و چه رفع مشکلات مردم- مسموع نیست و همه در برابر خود و دیگران مسئولیت دارند. عدهای از مردم فساد اجتماعی و مخلوط شدن حق با باطل و خطاهای مسئولان و دستاندرکاران و... را بهانه دوری از معرفت قرار دادهاند. در پاسخ به این گروه باید گفت مگر در زمان شهدای کربلا فساد نبود؟ مگر این 72 نفر در جامعهای زندگی نمیکردند که والی کوفه از فرط مستی نماز صبح را چهار رکعت خواند و بعد رو به مردم کرد و گفت من هنوز حال دارم. اگر دوست دارید باز هم میتوانم برایتان نماز بخوانم و بعد در محراب مسجد قی کرد؟ این 72 نفر در چنین طوفان فسادی زندگی میکردند با این حال حبیب بن مظاهر و بریر و زهیر و حر بن یزید و... شدند. آیا این 72 نفر در جامعهای زندگی میکردند که تک تک مردم آن نماز شب میخواندند یا اینکه بر اثر فساد بنیامیه اغلب مردم فاسد شده بودند؟ پس نمیتوان گفت من در زمانی زندگی میکردم که کسب آگاهی و معرفت ممکن نبود و فیلمها و سینماها و مجلات و ماهوارهها و اختلافات داخلی و جنگها و نزاعهای خارجی و بینالمللی و زنان نیمه عریان اجازه نمیدادند در راه حبیب بن مظاهر گام بردارم و کسی چون او باشم. خداوند این قبیل توجیهات را نمیپذیرد و آن را دروغ میشمارد زیرا اگر این کار شدنی نبود شهدای کربلا هم از انجام آن عاجز بودند. آری کار مهم دیگر مرحوم فیض همین بود که در آن روزگاران سخت به مشکلات فکری و روحی و جسمی مردم میرسید و در هدایت آنان بیوقفه تلاش میکرد.کار دیگر مرحوم فیض این بود که مسجد را آباد نگاه میداشت و با حضور همیشگی در آن در پویایی و رونق آن میکوشید. مردم نیز در این راه به ایشان یاری میدادند و جمعیت قابل توجهی در نماز ایشان شرکت میکردند.اما کار مهم و زیربنایی ایشان این بود که فرهنگ قرآن و اهل بیت علیهمالسلام را با تفسیر و توضیح نوشت و برای نسلهای آینده به یادگار گذاشت زیرا این مرد بزرگ هشتاد سال در این دنیا زیست و حدود سیصد جلد کتاب از خود به یادگار گذاشت.ارزیابی حرکت علمی مرحوم فیضبه نظر من کار ایشان در آن دوران چیزی شبیه به معجزه بوده است زیرا بعضی از کتبی که ایشان تالیف کرده به تنهایی به اندازه عمر یک انسان کار میبرد و وقت لازم دارد. نمونه آن کتاب شریف وافی است که در حقیقت چهار کتاب اصلی شیعه را در خود جمع کرده است و خوشبختانه در شهر اصفهان به وسیله کتابخانه امیرالمومنین علیهالسلام چاپ شده و نزدیک به 30 هزار صفحه دارد.کتاب دیگر ایشان تفسیر صافی است که حدود سه هزار صفحه است و کتاب بسیار ارزشمندی است. دیگر از آثار ایشان نیز کتاب علم الیقین است که پاسخ این سوال که معرفت مقدم است یا عبادت؟ را از قول ایشان در این کتاب نقل خواهیم کرد. اما نکته جالب این است که مرحوم فیض این خدمات را در زمانی به انجام رسانده که کولر و برق و ماشین و وسایل الکترونیکی و رفاهی امروزی وجود نداشته و مردم در گرمای 50 درجه کاشان خود را با بادبزن دستی خنک میکردند و شبانگاه خانههای خویش را با چراغ موشی روشن میساختند عظمت حرکت علمی مرحوم فیض با درک شرایط روزگار ایشان بیشتر و بهتر درک میشود. حال پاسخ این سوال معرفت بالاتر است یا عبادت؟مرحوم فیض در کتاب علم الیقین در پاسخ این سوال مینویسد به طور قطع معرفت بر عبادت مقدم است زیرا اگر کسی معبود خویش را نشناسد از کیفیت عبادت اطلاع پیدا نکند و به اهداف و نتایج
علت كاهلي در اقامة نماز
و پرمعنی تر خواهد بود. فلاسفه گفته اند این علم شناخت است که شوق را به وجود می آورد. علم فطرت انسان را بر می انگیزد. 2 بر همین اساس علم و معرفت نسبت به خدای متعال نیز به نوبه خود تاثیر عمیقی در برانگیختن آن مایه های فطری که با خدای متعال در ارتباطند دارد و پیدایش حالات خاص الهی در روان انسان و نیز در شکل دهی به رفتار وی مرهون آن شناخت هاست.در قرآن و روایات نیز در مواردی به تاثیر شناخت و معرفت در ایجاد این حالات اشاره شده است قرآن می فرماید انما یخشی الله من عباده العلما 3 و از میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم مطیع و خداترسند. در روایتی از امام رضا ـ علیه السلام ـ نیز آمده است من کان بالله اعرف کان من الله اخوف 4 کسی که به خدا داناتر است ترسش از خدا بیشتر است. معنی این علم و معرفت علما است که حالت و کیفیت ترس و خشیت الهی را در روانشان ایجاد می کند و روشن است کسی که به چنین شناختی برسد نسبت به دستورات الهی مطیع تر و دقیق تر است چرا که می داند خداوند قادر مطلق عالم مطلق و بی نیاز و از مادر به انسان مهربان تر است در هر دستورش حکمتی است که نتایج آن به خود انسان باز می گردد و آن انسان به خود اجازه نمی دهد چنین مهربانی را از خود ناراضی کند.ج. عدم آگاهی از فوائد و اهمیت نماز فهرستی از فوائد و آثار
تاملی در وجوه دراماتیک واقعه عاشورا و بازنمایی تصویری آن در هنر سینما
و مستقیم به متن واقعه نباشد. به مناسبت اشاره ای به یکی از زیباترین وجذاب ترین آثار تولیدی در حوزه تصویر البته در مدیوم تلویزیون که توانست به درستی و راستی اشارت هایی به حقیقت عبودیت وآزادگی به عنوان رمز هویت بخش حادثه عاشورا داشته باشد و با مخاطب وسیع خود در میدان واسع جذابیت های حقیقی و نه مجازی واقعه کربلا ارتباط برقرار کند. مجموعه تلویزیونی روز دهم ساخته حسن فتحی که شاید بتوان از آن به عنوان ماندگارترین و حرفه ای ترین مجموعه تلویزیون ایران در راستای تبلور عقبه اندیشگی ملهم از واقعه عاشورا نام برد. آنچه روز دهم بدان نایل آمد تجلی همان بعد فرامتنی وجوه دراماتیک عاشورا در قالب زمان و زمانه ای دیگر و جغرافیایی آن سوتر از کربلای روز دهم محرم سال 61 هجری است. رسوخ و نفوذ آنچه به حیرت و درستی و سترگی فرهنگ عاشورایی نامیده می شود در متن درام انسانی و رگه هایی ظریف و حساس و قابل ردیابی از عشق به تنها معنای درست و کامل آن که تداعی آسمانی فطرت انسانی است و توجه و تنبه او به ساحت اقدس الهی و اتصال به منبع واحد و یگانه عشق ورزی که همان آزادگی از بند نفس وشهود معنای فنا است. این تقسیم بندی درستی است که روایت عاشورایی یا در تقسیم بندی ژانر تاریخی و جنگی و اسطوره ای می تواند به رویارویی مستقیم با روز واقعه یا تبعات و تدریجات تاریخی آن بینجامد و یا در شکلی دیگر نمادها و نمودهای آیینی و رسمی به مثابه نشانه های هویت جمعی در انتزاع از آن واقعه بروز یابد و در شکلی دیگر چونان که پیشتر اشاره شده با هویتی ظریف تر و اشاراتی بدیع تر پرداختی غیر مستقیم از همان حقیقت ناب را دستمایه قرار داده و به روایت منتزع از بطن فرهنگ عاشورایی دست یازد همچنان که درنمونه خوب وجاودانه آن مجموعه تلویزیونی شب دهم یادآور شدیم. اما هر دوی این اشکال و صورت بندی ها بایستی از ذات یگانه سلوک هنرمندان در به ظهور و بروز رساندن واقعه برخوردار باشد چه بسا آثار متنوع و گوناگونی که با حجم انبوهی مرثیه و سنج و دمام و نشانه ومدیحه در ذکر حضرت اباعبدالله ع ساخته و پرداخته و از رسیدن به ابتدایی ترین نتایج و تاثیرگذاری های هنری بی بهره مانده اند و چه بسا آثار به ظاهر ملهم از آن واقعه که در کشاکش درام و اثنای روایت سرکار خود گرفته و راه خود رفته اند. یا به حدیث نفس منجر شده اند و یا از رنگ و لعاب ظاهری قضیه عاشورا حظی و بهره ای مادی برای خویش فراهم آورده اند و دیگر .... هیچ نمونه های این قسم متاخر بسیارند به تاسف گفتیم که سلوک هنرورزانه در راستای باز تاباندن حقیقت عاشورا در قالب هنر نیازمند فهم سیستم یکپارچه ای ست که سواد بصری و معرفت
جایگاه وآثار ایمان بر معاد
و هر یک از این تعبیرها بابی از معرفت است یکی از آنها الیوم الآخر است این تعبیر به ما میآموزد که اولا حیات انسان و جهان مجموعا به دو دوره تقسیم میشود یکی دوره آغاز و حیات دنیوی؛ و دیگری دوره پایان و حیات اخروی. ثانیا سعادت انسان در گرو ایمان به معاد و فراهم نمودن ابزار و وسایل لازم برای حیات اخروی است؛ زیرا حیات اخروی دوره نهایی حیات انسان و حیات دنیوی دوره آغازین و به منزله مقدمه آن و سعادتمندی حیات دنیوی در گرو سعادتمندی فرجام آن است چنانکه میفرماید و الآخره خیر و ابقی . 10 و حدیث نبوی معروف که میفرماید الدنیا مزرعه الآخره . نیز بیانگر این مطلب است. 11 آثار و نتایج
گنجینه های روزی در قرآن شکر گزاری
و در مقابل اعمال نیک شما پاداشی نیک عطایتان می کند. سوره نسا آیه 147 بی نیازی آفریدگار از شکرآفریدگانآنان که از معرفت و حکمت بهره ای دارند نیک می دانند که شکر نعمت های خداوند وظیفه ای انسانی است که مایه رشد و تعالی روح و آثار بی شماری برای خود ایشان خواهد بود. این انسان است که به شکرگزاری و آثار ارزشمند آن نیازمند است و گرنه خداوند ذاتی است نامحدود و بی نیاز ولقد اتینا لقمان الحکمه ان اشکرلله ومن یشکر فانما لنفسه ومن کفر فان الله غنی حمید؛ ما به لقمان حکمت دادیم؛ و به او گفتیم شکر خدا را به جای آور. هر کس شکرگزاری کند هیچ سودی به خداوند نمی رساند؛ بلکه تنها به سود خویش شکر کرده است و آن کس که کفران کند به زیان خود اوست و هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ چرا که خداوند بی نیاز و ستوده صفات است . سوره لقمان آیه 12 رهاورد شکرشکرگزاری از نعمت های الهی آثار و نتایج
مناجات در نماز
و سرور بهجتهای دائمی پیدا کند.از دخول وقت نماز به مقدار معرفت خود بهجت و سرور داشته باشیم و اگر قلب استشعار عظمت و خطر مقام کند به مقدار فهم عظمت خوف و خشیت حاصل میشود و چون قلوب اولیا مختلف و حالات آنها متفاوت است به حسب تجلیات لطفیه و قهریه و استشعار عظمت و رحمت و جمال آنها را به سرور و بهجت وادار کند وارحنا یا بلال گویند و گاهی تجلیات به عظمت و قهر و سلطنت آنها را از خود بیخود کند و رعشه و رعده برای آنها دست دهدهر که را جامه زعشقی چاک شد او زحرص و عیب کلی پاک شدجمله معشوق است و عاشق پردهای زنده معشوق است و عاشق مردهایجسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شدعشق آن زنده گزین کاو باقی است وز شراب جان فزایت ساقی استعشق آن بگزین که جمله انبیا یافتند از عشق او کار و کیا 1 آداب اوقات نمازبالجمله ای ضعیف آداب قلبیه اوقات آن است که خود را مهیا کنی برای ورود به حضور مالک دنیا و آخرت و مخاطب و مکالمه با حضرت حق جل و علا پس با نظری توجه به ضعف و بیچارگی و ذلت و بینوایی خود و عظمت و بزرگی و جلال و کبریای ذات مقدس جلت عظمته که انبیا مرسلین و ملائکه مقربان در بارگاه عظمتش از خود بیخود شوند و اعتراف به عجز و مسکنت و ذلت کنند و چون این نظر را کردی و به دل فهماندی استشعار خوف کند و عبادات خود را ناچیز شمارد.و با نظری توجه به سعه رحمت و کمال عطوفت و احاطه رحمانیت آن ذات مقدس کن که بنده ضعیفی را به بارگاه قدس خود با همه آلودگی و بیچارگی که دارد بار داده و او را با همه تشریفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن کتابهای آسمانی و فرستادن انبیای مرسلین دعوت به محفل انس خود فرموده بدون آنکه سابقه استعدادی از برای ممکن بیچاره باشد و یا در این دعوت و حضور برای حضرتش یا ملائکه الله یا انبیا سودی تصور شود.البته قلب را با این توجه انسی حاصل شود و استشعار رجا و امیدواری کند؛ پس با قدم خوف و رجا و رغبت و رهبت خود را مهیای حضور کن و عده و عده حضور مهیا کن که عمده آن آن است که با قلب خجل و دل وجل و استشعار انکسار و ذلت و ضعف و بیچارگی وارد محضر شوی و خود را به هیچ وجه لایق محضر ندانی و لایق عبادات و عبودیت نشماری و اذن در عبادت و عبودیت را فقط از شمول رحمت و عمیم لطف حضرت احدیت جلت قدرته بدانی که اگر ذلت خود را نصب عین خود کردی و به جان و دل تواضع برای ذات مقدس حق نمودی و خود و عبودیت خود را ناچیز و بیارزش دانستی حقتعالی با تو تلطف فرماید و تو را مرتفع کند و به کرامات خود مخلع فرمایداین همه سود و منفعت این همه عشق و محبت این همه لطف و کرامت این همه رافت و رحمت گوشهای از آثار و نتایج
روزه و روزه داری
آثار و برکات ارزنده ای است که در زندگی انسان به خوبی قابل مشاهده می باشد . آنچه خداوند متعال درباره روزه داری فرموده است عمدتا در آیات 183 - 187 سوره بقره بیان شده است که در اینجا چند آیه مورد بحث قرار می گیرد یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ; ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما مقرر شده همانگونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شده بود باشد که پرهیزکاری کنید . از این آیه نورانی سه مطلب استفاده می شود 1 . روزه یکی از واجبات است . 2 . روزه در امتهای گذشته نیز واجب بوده است . 3 . روزه زمینه ساز پرهیزکاری است . در آیه بعد می فرماید ایاما معدودات فمن کان منکم مریضا او علی سفر فعده من ایام اخر وعلی الذین یطیقونه فدیه طعام مسکین فمن تطوع خیرا فهو خیر له وان تصوموا خیر لکم ان کنتم تعلمون ; روزه در روزهای معدودی بر شما مقرر شده است . هر کس از شما بیمار یا در سفر باشد به همان شماره تعدادی از روزهای دیگر را روزه بدارد و بر کسانی که روزه طاقت فرساست کفاره ای است که خوراک دادن به بینوایی است و هر کس به میل خود بیشتر نیکی کند پس آن برای او بهتر است و اگر بدانید روزه گرفتن برای شما بهتر است . نکات قابل استفاده از این آیه عبارتند از 1 . کسانی که از روزه گرفتن معاف هستند عبارتند از الف مریضها . ب مسافران; که این دو دسته باید در زمان دیگری روزه بگیرند . ج ناتوانان از روزه . 2 . روزه گرفتن برای همگان بهتر است . بنابراین خداوند در حکم روزه نهایت فضل و رحمت خودش را روشن ساخته است . چون اولا فرمود امتهای گذشته نیز مشمول حکم روزه بوده اند و هنگامی که عبادت سختی مانند روزه همگانی شد تحمل آن آسان می شود . ثانیا حکمت وجوب روزه را که تقوا است بیان کرده است . ثالثا فرمود این حکم وجوب روزه منحصر به ایام محدودی است که اگر برای همیشه یا در اکثر روزها و وقتها آن را واجب می کرد مشقت بزرگی پدید می آمد . رابعا حکم وجوب روزه را در ماه پر فضیلت رمضان قرار داد که ماه نزول قرآن کریم است . خامسا مشقت و زحمت لزوم روزه را از مسافر و مریض برطرف کرد که در حال مرض و سفر روزه واجب نیست . علت وجوب روزه امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید انما فرض الله عز وجل الصیام لیستوی به الغنی والفقیر; وذلک لان الغنی لم یکن لیجد مس الجوع فیرحم الفقیر; لان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه فاراد الله عزوجل ان یستوی بین خلقه وان یذیق الغنی مس الجوع والالم لیرق علی الضعیف ویرحم الجائع 2 ; همانا خداوند روزه را واجب ساخت تا به سبب آن توانگر و تهیدست برابر شوند; زیرا توانگر رنج گرسنگی را در نمی یابد تا به تهیدست رحم کند . چرا که توانگر هرگاه چیزی بخواهد می تواند آن را فراهم آورد . لذا خدای عزوجل خواسته است تا میان آفریدگانش برابری ایجاد کند و رنج گرسنگی و سختی را به توانگر بچشاند تا بر ناتوان دل بسوزاند و به گرسنه رحم کند . نتایج روزه داری 1 . تقوا و پرهیزکاری چنانکه گذشت قرآن کریم یکی و شاید مهم ترین نتیجه روزه داری را تقوا و پرهیزکاری ذکر کرده است و در پرتو این تقوا است که انسان حقیقت بین می شود . چون که تقوا بست دودست هوا حق گشاید هر دو دست عقل را 2 . تقویت اخلاص حضرت زهرا علیها السلام در این باره می فرمایند فرض الله الصیام تثبیتا للاخلاص 3 ; خداوند روزه را واجب گردانید تا اخلاص را در زندگی انسانها تثبیت نماید . 3 . رهایی از عذاب الهی علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند ... وصوم شهر رمضان فانه جنه من العذاب; روزه ماه رمضان سپر نجات از عذاب الهی است . 4 . حکمت و یقین رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود در شب معراج گفتم یا رب وما میراث الصوم؟ قال الصوم یورث الحکمه والحکمه تورث المعرفه والمعرفه تورث الیقین فاذا استیقن العبد لا یبالی کیف اصبح بعسر ام بیسر 4 ; در معراج عرض کردم پروردگارا میراث روزه داری چیست؟ ندا رسید روزه باعث پیدایش "حکمت" در انسان است و حکمت نیز مایه پیدایش معرفت
بزرگترین آرزوی شیعه
آثار و نتایج دعا برای تعجیل ظهور و فرج آن حضرت نیز محقق میشود. 4 به زبان آوردن دعاآیا گذراندن دعا از دل بدون اینکه بر زبان آید کفایت می کند یا نه؟ ظاهرا کافی نیست چون عنوان دعا بر آن صدق نمی کند. ذکر میتواند قلبی باشد اما دعا اخص از ذکر است و چون ذکر متضاد غفلت و بی خبری است بر "یاد کننده در دل" صدق میکند که خدای تعالی را یاد نموده. ولی دعا متضاد سکوت و خاموشی است بنابراین جز با راندن بر زبان مصداق نمییابد . ایستاده دعا کردنشیخ جعفر کبیر در کتاب "کشف الغطا" گوید دعا در حال ایستادن بهتر از نشستن است و در حال نشستن بهتر از دراز کشیدن می باشد.هر چه شناخت انسان از یک حقیقت گسترده تر و عمیق تر باشد امکان ارتباط باطنی او با آن حقیقت بیشتر خواهد شد؛ آدمی با معرفت
تواضع و آثار آن - جلسه بیستم - (متن کامل + عناوین)
آثار و نتایج ببینند یا کنار زمین وجود خودشان بنشینند و به این آثار وصل شوند. این دو تعبیر در قرآن است یره به معنای دیدن است.ضمیر یره ها میباشد که به انسان بر میگردد جزا بما کانوا یعملون 1 معنای اصحاب یمین یکی از این دو گروه را پروردگار عالم در سوره مبارکه واقعه از آنها تعبیر به اصحاب یمین میکند اصحاب یمین یک اصطلاح میباشد نه به معنای دستراستی و نیکبختان است بلکه به معنای سعادتمندان میباشند اصحاب یمین نسبت به وجود خودشان عارفان خوبی شدند یا به تعبیر روایات خودشناس خوبی شدند. خودشناس واقعی از مدرسه انبیا و ائمه طاهرین به دست______________________________ 1 - واقعه 56 24؛ پاداشی است در برابر اعمالی که همواره انجام میدادند. میآید. انبیا و ائمه علیهم السلام در معرفت
English