علت انحراف طلحه و زبیرتا حالا شنیدهاید که عالم گوینده یا مدرسی آگاه به تاریخ اسلام گفته باشد که طلحه و زبیر جزو منافقین بودهاند؟ نشنیدهاید و
47 مطلب یافت شد
ادعاى اجراى قانون در افراد بىدين
انحراف ایجاد شد؛ اجتهاد ابوهریره آمد؛ مقابل با نص اجتهاد سمره بن جندب آمد؛ صد و ده مساله اسلام را عمر منحرف کرد؛ ابوبکر خالد بن ولید را فرستاد و مالک بن نویره را کشت و شب هم با زنان قبیله همبستر شد. بعدیها هم این کار را کردند. حکومت به بنیامیه و به بنیعباس رسید. معاویه یزید بن معاویه مروان بن حکم طلحه
ادعاى اجراى قانون در افراد بىدين
انحراف ایجاد شد؛ اجتهاد ابوهریره 23 آمد؛ مقابل با نص اجتهاد سمره بن جندب 24 آمد؛ صد و ده مساله اسلام را عمر منحرف کرد؛ 25 ابوبکر خالد بن ولید را فرستاد و مالک بن نویره را کشت و شب هم با زنان قبیله همبستر شد. 26 بعدیها هم این کار را کردند. حکومت به بنیامیه و به بنیعباس رسید. معاویه یزید بن معاویه مروان بن حکم طلحه
نقش خواص در شكل گيرى حادثه عاشورا
انحراف است؛ یعنی چه علل و عواملی باعث میشود که این دسته از خواص از حق عدول کرده و به گونهای تغییر موضع دهند که نسبت به دین یا بیتفاوت بوده و یا در مقابل آن قرار گیرند. در تاریخ اسلام کم نیستند افرادی که وقتی افشای حق و یاری آن لازم بود کتمانش کردند و حتی در مقابل آن قد علم نمودند؛ نام افرادی مانند طلحه … مورد توجه اکید مسلمانان قرار گیرد تا در دام آن گرفتار نیایند.در حادثه عاشورا نیز مهمترین عامل انحراف خواص دنیاپرستی و دل سپردن به ظواهر و جاه و مقام دنیا بود. نگاهی گذرا به موضعگیری طلحه … طلحه و زبیر انسانهایی میسازد که پس از سابقه طولانی در دفاع از حق و پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مقابل حق قرار گرفته و با پشت کردن به وصایای پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر علیه علی علیهالسلام لشکر به راه میاندازند.نمونه این دنیاپرستی آنچنان که گذشت عمربن سعد بود که عشق به دنیا و مقامات دنیوی او را به دینفروشی و مبارزه با فرزند پیامبر صلیاللهعلیهوآله کشاند. رهبر معظم انقلاب هم در این خصوص فرمودند وقتی که خواص طرفدار حق در یک جامعه ـ یا اکثریت قاطعشان ـ آن چنان میشوند که دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا میکند از ترس جان از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست از ترس منفور شدن و تنها ماندن حاضر میشوند حاکمیت باطل را قبول کنند و در مقابل باطل نمیایستند و از حق طرفداری نمیکنند و جانشان را به خطر نمیاندازند. وقتی این طور شد ـ اولش با شهادت حسین بن علی علیهالسلام با آن وضع آغاز میشود و آخرش هم... 40 2. عدم بصیرتچنان که گذشت یکی از ویژگیهای خواص مثبت بصیرت است. بصیرت یعنی روشنبینی و به معنای قوه قلبی است که به نور قدس روشن باشد و با آن قوه شخص حقایق و بواطن اشیا را ببیند همانطور که نفس به وسیله چشم صور و ظاهر اشیا را میبیند. 41 از این روی عدم بصیرت همان عدم ملکه روشنبینی است. عدم بصیرت بدترین و خطرناکترین کوری است؛ چرا که کوری چشم دل است. حضرت علی علیهالسلام فرمودند ذهاب البصر خیر من عمی البصیره ؛ 42 نداشتن چشم از کوردلی و نداشتن بصیرت بهتر است.و در روایتی از حضرت علی علیهالسلام وارد شده است که فقد البصر اهون من فقد البصیره ؛ 43 نابینایی آسانتر از کوردلی است.یکی از عوامل انحراف
نقش خواص در شكلگيرى حادثه عاشورا
انحراف است؛ یعنی چه علل و عواملی باعث میشود که این دسته از خواص از حق عدول کرده و به گونهای تغییر موضع دهند که نسبت به دین یا بیتفاوت بوده و یا در مقابل آن قرار گیرند. در تاریخ اسلام کم نیستند افرادی که وقتی افشای حق و یاری آن لازم بود کتمانش کردند و حتی در مقابل آن قد علم نمودند؛ نام افرادی مانند طلحه … مورد توجه اکید مسلمانان قرار گیرد تا در دام آن گرفتار نیایند.در حادثه عاشورا نیز مهمترین عامل انحراف خواص دنیاپرستی و دل سپردن به ظواهر و جاه و مقام دنیا بود. نگاهی گذرا به موضعگیری طلحه … طلحه و زبیر انسانهایی میسازد که پس از سابقه طولانی در دفاع از حق و پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مقابل حق قرار گرفته و با پشت کردن به وصایای پیامبر صلیاللهعلیهوآله بر علیه علی علیهالسلام لشکر به راه میاندازند.نمونه این دنیاپرستی آنچنان که گذشت عمربن سعد بود که عشق به دنیا و مقامات دنیوی او را به دینفروشی و مبارزه با فرزند پیامبر صلیاللهعلیهوآله کشاند. رهبر معظم انقلاب هم در این خصوص فرمودند وقتی که خواص طرفدار حق در یک جامعه ـ یا اکثریت قاطعشان ـ آن چنان میشوند که دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا میکند از ترس جان از ترس از دست دادن مال و از دست دادن مقام و پست از ترس منفور شدن و تنها ماندن حاضر میشوند حاکمیت باطل را قبول کنند و در مقابل باطل نمیایستند و از حق طرفداری نمیکنند و جانشان را به خطر نمیاندازند. وقتی این طور شد ـ اولش با شهادت حسین بن علی علیهالسلام با آن وضع آغاز میشود و آخرش هم... 40 2. عدم بصیرتچنان که گذشت یکی از ویژگیهای خواص مثبت بصیرت است. بصیرت یعنی روشنبینی و به معنای قوه قلبی است که به نور قدس روشن باشد و با آن قوه شخص حقایق و بواطن اشیا را ببیند همانطور که نفس به وسیله چشم صور و ظاهر اشیا را میبیند. 41 از این روی عدم بصیرت همان عدم ملکه روشنبینی است. عدم بصیرت بدترین و خطرناکترین کوری است؛ چرا که کوری چشم دل است. حضرت علی علیهالسلام فرمودند ذهاب البصر خیر من عمی البصیره ؛ 42 نداشتن چشم از کوردلی و نداشتن بصیرت بهتر است.و در روایتی از حضرت علی علیهالسلام وارد شده است که فقد البصر اهون من فقد البصیره ؛ 43 نابینایی آسانتر از کوردلی است.یکی از عوامل انحراف
سیره سیاسی ائمه اطهار علیهم السلام
طلحه و زبیر را از بیت المال بیش از دیگران بدهد. در چنین شرایطی امام مصمم شد تا در طی خطبه های خود در این باره به تفصیل سخن گفته و مردم را از دنیاگرایی پرهیز دهد. به همین قیاس او طی نامه هایی به عمال خویش آنان را از نشستن سر سفره های رنگین که در دوره خلیفه سوم بسیار طبیعی شده بود نهی می کرد. امام در سخنان خود به طور مؤکد اشاره به عمل به کتاب خدا و سنت رسول دارد. این وفاداری امام به سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله نکته مهمی در سیاستهای اصلاحی آن حضرت است. در اصل او تخطی از سنت را یکی از علائم آشکار انحراف
ریشه قیام امام حسین (ع)
انحراف از سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله و دستورات آن حضرت صلی الله علیه وآله همچون تمسک به قرآن و عترت ثقلین و سفارش به ولایت حضرت علی علیه السلام هویدا گشت.اگر برای شخص معاویه و نیز خاندان بنی امیه نقش محوری در پدید آمدن حادثه عاشورا قائل باشیم باید بدانیم که نقطه آغازین قدرت گرفتن اینان نه در زمان عثمان بلکه در زمان ابوبکر بود؛ زیرا پس از آن که چند روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله ابوسفیان از نجران بازگشت و جریانات سیاسی خلافت را مشاهده کرد در صدد فتنه انگیزی علیه حکومت ابوبکر برآمد و در این راه قصد استفاده ابزاری از حضرت علی علیه السلام را داشت و آن حضرت علیه السلام دست رد بر سینه او زد؛ اما همین فعالیت کافی بود تا حکومت پی به خطر ابوسفیان برده برای همراهی او تدابیری بیندیشد. اولین تدبیر بخشیدن سهم عظیمی از صدقات نجران به او بود و در دومین گام فرزند او یزید را فرمانده سپاه بزرگ شام کردند؛ در حالی که اصحاب بزرگی همچون عمار مقداد سلمان طلحه
خلاصه مبانی فکری ابن تیمه
طلحه و زبیر است او صورت درهم کشید و گفت من چه کار با آنان دارم؟آنگاه سخنی از عبد الله بن عمر نقل کردم او در پاسخ گفت عمر بهتر از فرزندش است او علی را عضو شورای شش نفره قرار داد و علی نیز خود را امیر مؤمنان معرفی کرد حالا من بگویم علی امیر مؤمنان نیست؟ 7 .ولی ابن تیمیه حنبلی از راه امام مذهب خود منحرف شد و با انکار فضائل امام علی - علیه السلام - روح ناصبی گری و انکار فضائل اهل البیت را پرورش داد.4 - مخالفت با مذاهب چهار گانه اهل سنتبخش چهارم از انحراف
سيري كوتاه در زندگي حضرت سيدالشهدا (عليه السلام)(1)
انحراف از مسیر خلافت و اعمال تبعیض و بخشش های ناروا به اطرافیان و وابستگان خود خشم و اعتراض مسلمانان اصیل و حقیقت جویان را برانگیخت چنان که مسلمانان شهرهای گوناگون از شدت ستم کاری های عمال عثمان به ستوه آمدند و برای شکایت به خلیفه در مدینه جمع شدند. شخصیت های معتبر و معروف حجاز از جمله حضرت علی علیه السلام و فرزندان گرامی اش عمار یاسر اویس قرنی مالک اشتر نخعی محمد بن ابی بکر طلحه
ريشه يابى واقعه عاشورا
آوردند که به نحوی به پیامبر نزدیک بودند برخی پدر زن پیامبر و بعضی همسر پیامبر بودند و اشخاصی چون طلحه و زبیر را از اصحاب و نزدیکان آن حضرت به شمار می آمدند. این امر موجب سرگردانی تحیر و انحراف
تأمّلی بر جریان شناسی کربلا
طلحه و زبیر که به حضرت علی علیه السلام گفتند نبایعک علی انا شرکاؤک فی هذا الامر 5 ما با تو بیعت کرده و عهد می بندیم به شرط آن که در این امر یعنی خلافت با تو شریک باشیم... به نظر ما این نکته قابل توجه است. از آن جا که در دوران امامت امام حسین علیه السلام قدرت و حکومت ظاهری در دست حضرت نبوده زمینه های ظهور این نوع آدم های امتیاز طلب و فزون خواه کمتر مهیا بوده است . اما به گونه ای دیگر حسودان و جاه طلبانی ظهور یافتند که مشکل انفعال و ریزش آنان خطرات قابل ملاحظه ای برای جبهه ی حق داشت که در این بررسی کوتاه به نمونه هایی از آنان اشاره می کنیم عبدالله بن عمر نمونه هایی از این کناره گیران از جبهه ی حق عبدالله بن عمر سعد ابن ابی وقاص عمر بن سعد و عبدالله بن زبیر بوده اند . امام علی علیه السلام در نکوهش تفکر سعد و عبدالله بن عمر می فرمایند ان سعدا و عبدالله بن عمر لم ینصر الحق و لم یخذل الباطل سعد بن ابی وقاص و عبدالله بن عمر حق را یاری نکردند و باطل را فرو نگذاشتند. 6 عبدالله بن عمر بن خطاب از عبادت پیشه گان زاهدانی بود که سابقه ی زهد و عبادت عوامانه اش در تاریخ معروف است . انفعال و انزوای او علی رغم اعتراض او پس از شهادت امام حسین علیه السلام در نامه ای خطاب به یزید 7 ضربات سنگینی به جبهه ی حق وارد کرد . ساده لوحی او تا بدان جا بود که وقتی یزید نامه ای با خط پدرش خطاب به عبدالله را به او نشان داد که در آن به پیامبر و اهل بیتش علیهما السلام به وضوح اهانت شده و توصیه کرده بود . سعی کنید احدی از آنان روی زمین باقی نماند از موضع یزید حمایت کرد و گفت ای کاش من هم در قتل حسین علیه السلام سهیم بودم. 8 سعد بن ابی وقاص و عمر بن سعدسعد از مسلمانان صدر اسلام و از فرماندهان برجسته ی دوران فتوحات اولیه ی اسلامی و از اعضای شورای شش نفره ی خلیفه ی دوم بود که چون به خلافت معاویه اعتراض کرد و دعوی خلافت داشت معاویه هیچ مسؤولیتی به او نداد . در روایات تاریخی آمده است روزی که امام علی علیه السلام فریاد سلونی قبل ان تفقدونی سر داد سعد با جسارتی احمقانه گفت بگو موهای سرم چند تاست ؟ امام علی علیه السلام به او فرمودند ای سعد پسری در خانه داری که پسرم حسین علیه السلام را خواهد کشت و از آن پس لقب قاتل الحسین علیه السلام را به عمر سعد دادند او از جمله اشراف کوفه بود که امام حسین علیه السلام را دعوت کرده بودند . وقتی دیلمیان که مخالفان امویان بودند تا دشت قزوین را تصرف کردند ابن زیاد به عمر بن سعد حکم ولایت وی را داد تا دیلمیان را سرکوب نماید که خبر ورود امام حسین علیه السلام به کربلا رسید و ابن زیاد به عمر سعد گفت اول مساله ی حسین را حل کن و سپس به ری قدم بگذار او ابتدا قبول نکرد اما عبیدالله بن زیاد به او گفت پس حکومت ری را پس بده عمر سعد یک شب از او مهلت خواست و در آخر قبول کرد تا به حکومت ری با قتل سلاله ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دست یابد و مصداق خسرالدنیاو الآخره شود. 9 نکته ی مهم دیگری که باید بدان اشاره شود این است که امثال عمر سعد علاوه بر دنیاگرایی و جاه طلبی یکی از عل انحرافشان انحراف
صدق و صداقت
انحراف قلب نفس اعضا و جوارح است.میزان و معیار دوم فرهنگ پاک الهی پیغمبر اکرم ص و ائمۀ طاهرین علیهم السلام و در یک کلمه اهلبیت علیهم السلام است. اگر کسی بتواند خود را با آیات و روایات شاقولگیری کند واجب است این کار را انجام دهد. اگر کسی معانی قرآن و روایات را نمیداند پروردگار میفرماید فسئلوا اهل الذکر 3 از اهلش بپرسد. اهلش همیشه بوده اکنون نیز هستند و در آینده هم خواهند بود.وعده دادم شبی مسئلۀ معیارگیری با قرآن را عرض کنم شبی نیز با روایات. امشب روایت بسیار مهمی که در مهمترین کتابهای ما از قدیمیترین کتاب نقل شده برایتان عرض میکنم. روایت از وجود مبارک رسول خدا ص و روایت فوق العادهای است. در این روایت حضرت معیار بهشتی شدن را بیان میفرمایند که چه معیار شاقول ترازو یا میزانی باید انتخاب کرد که انسان را به بهشت برساند؟ یعنی چه کنم که راهم از دنیا به آخرت راه جنت الله شود؟ البته در این راه مسئلۀ رحمت مغفرت و رضوان خدا نیز تحقق پیدا میکند. شش عمل در قبال بهشتپیغمبر ص میفرمایند تقبلوا لی بسته اتقبل لکم بالجنه اذا حدثتم فلا تکذبوا و اذا وعدتم فلا تخلفوا و اذا اوتمنتم فلا تخونوا و غضوا ابصارکم و احفظوا فروجکم و کفوا ایدیکم و السنتکم. 4 شش مسئله را از من بپذیرید نه فقط کلمات را بشنوید. روایت خیلی جالب است. حضرت نمیفرمایند اسمعوا بیایید من شش مطلب را برایتان بگویم تا شما بهشتی بشوید بلکه میفرمایند شش حقیقت را از من بپذیرید و قبول کنید تا من هم ورود شما به بهشت را برای شما ضمانت و قبول کنم.وعدۀ هیچ پیغمبری تخلف نداشته است. هیچ پیغمبری به مردم غیر از حقیقت نگفته و دیگران را بدون دلیل تشویق نکرده است. انبیای الهی علیهم السلام حق بودند و حق میگفتند. وقتی رسول خدا ص میفرمایند من ضامن بهشت شما میشوم این ضمانت را خدا قبول میکند میپذیرد و امضا میکند. پرهیز از دروغگوییاما این شش مسئله اذا حدثتم فلا تکذبوا تا آخر عمرتان هنگام حرف زدن به هیچ کس دروغ نگویید. دروغ کار منافقان و افراد دورو است؛ چون یعنی من چیزی در قلب و نیتم هست غیر از آن را به طرف مقابلم میگویم. پوچگویی و یاوهگویی میکنم. دارم بیهوده میگویم. چیزی که اصلا واقعیت ندارد به صورت امری واقعی جلوه میدهم. این کار خیلی زشتی است که من غیر حقیقتی را با مردم به گونهای صحبت کنم که مردم فکر کنند حقیقت است. به خودتان و به پروردگار عالم دروغ نگویید. به پدر و مادر زن و بچه اقوام و مردم دروغ نگویید منافقانه برخورد نکنید. روراست و درست باشید. وقتی در پیشگاه حضرت حق میگویید ایاک نعبد و ایاک نستعین 5 من فقط معبود قابل پرستشم تویی اما اگر در زندگی پول شهوت صندلی و مقام معبودم باشد این دروغ به پروردگار است.آنگاه این دروغ را در قیامت میتوانم به عنوان حرف راست به پروردگار بقبولانم بگویم من شصت سال اینگونه میگفتم راست میگفتم؟ فکر کنم ببینم در دادگاه قیامت دروغها را میتوانم به عنوان سخن صدق بقبولانم؟ پروردگاری که کرارا در قرآن میفرماید از باطنتان معنی گفتارتان و نیتهایتان خبر دارم و علیم بذات الصدور 6 هستم چگونه در قیامت میشود دروغم را راست بقبولانم؟ اینکه ممکن نیست. برای پروردگار عالم غیبی وجود ندارد بلکه و ان کل لما جمیع لدینا محضرون 7 همه چیز نزد او حاضر است. برای خدا پنهان و خلوت وجود ندارد. دروغ نگویید. جواز دروغ برای حفظ جان مال و آبروالبته روایات میگویند اگر مال محترم کسی در خطر قرار گرفت و شما وسط افتادی مطلبی گفتی که آن مال محفوظ ماند و یا جانی در خطر قرار گرفت و شما مسئلهای گفتی که آن جان محفوظ بماند و نیز آبروی مرد و زنی در خطر قرار گرفت شما مطلبی را عنوان کردی که آبروی آنها محفوظ ماند ولی چیزهایی که گفتی واقعیت نداشت این را دروغ نمیگویند یعنی مهر دروغ روی این حرف نمیزنند؛ چون جان مال و آبروی مردم آنقدر در پیشگاه خدا قیمت دارد که میگوید شما با یک حرفی که از خودت ساختی آن را حفظ میکنی من مهر دروغ بر آن نمیزنم. نه اینکه دروغ نیست قبول دارم؛ اما عیبی ندارد. امام صادق ع میفرمایند المصلح لیس بکذاب 8 کسی که برای اصلاح امور مالی آبرویی و جانی خود و دیگران حرف زیبایی را ساخته و طرف هم قبول کرده مال را غارت نکرده آدمی را نکشته آبرو را نبرده این حرف دروغ نیست. فسادی به وسعت عالم با دروغاینجا دو مطلب عرض کنم که از نظر ارزشی خیلی سنگین است. بعد از رسول خدا ص خلیفۀ دوم که کشته شد هنوز نمرده بود وصیت کرد شش نفر را به یک اتاق دعوت کنید در را ببندید. اسم هم برد عبدالرحمن بن عوف سعد ابی وقاص عثمان طلحه
مساله عطش در کربلا
انحراف در مساله جانشینی آن حضرت شکافی در فرهنگ اسلامی پدیدار شد که راه نفوذ فرهنگ منسوخ جاهلی را باز کرد؛ تا جاییکه فساد آن دامنگیر غاصبان و عاملان خلافت شد.وقتی ظلم و بی عدالتی خلیفه سوم عثمان بن عفان بیداد می کرد؛ مخالفانش او را در منزلش محاصره کردند. در این میان سران مخالفین از جمله طلحه
ایمان و آثار آن - جلسه ششم (2) - (متن کامل + عناوین)
انحراف ایجاد شد؛ اجتهاد ابوهریره 23 آمد؛ مقابل با نص اجتهاد سمره بن جندب 24 آمد؛ صد و ده مساله اسلام را عمر منحرف کرد؛ 25 ابوبکر خالد بن ولید را فرستاد و مالک بن نویره را کشت و شب هم با زنان قبیله همبستر شد. 26 بعدیها هم این کار را کردند. حکومت به بنیامیه و به بنیعباس رسید. معاویه یزید بن معاویه مروان بن حکم طلحه
مساله عطش در کربلا
انحراف در مساله جانشینی آن حضرت شکافی در فرهنگ اسلامی پدیدار شد که راه نفوذ فرهنگ منسوخ جاهلی را باز کرد؛ تا جاییکه فساد آن دامنگیر غاصبان و عاملان خلافت شد.وقتی ظلم و بی عدالتی خلیفه سوم عثمان بن عفان بیداد می کرد؛ مخالفانش او را در منزلش محاصره کردند. در این میان سران مخالفین از جمله طلحه
عدالت در انديشه ى سياسى امام على(علیه السّلام)
طلحه و زبیر چند روزی پس از بیعت با حضرت امیر نزد او رفتند و گفتند ‹‹می دانی که عثمان بر ما سخت گرفته بود و هوایش با بنی امیه بود و امروز که خلافت به تو رسیده است ما را به ولایت و سرپرستی بعضی از کارهایت بگمار. ابوهلال ثقفی نیز آورده است بزرگان اهل کوفه دل با معاویه داشتند و نسبت به علی با فریب و مکر برخورد می کردند زیرا که علی هر کسی را بیش از حق خود نمی داد در صورتی که معاویه به حساب شان و منزلت افراد دو هزار درهم بیش از دیگران می بخشید. و این چنین بود که انقلابیون سابقه داری چون زبیر و سعد وقاص و ... در برابر عدالت علی علیه السلام از پای درآمدند و ریزش کردند.ج امتیاز خواهیدر انحراف
اللهم صل على محمد و آله، و متعنى بهدى صالح لا استبدل به
طلحه و زبیر تعهد می نمایند و سپس عهد را می شکنند و به مقابله با آن حضرت قیام می نمایند گفته بود. اما علی ع که واقف به تعالیم قرآن شریف و مقررات اسلامی بود از اتمام حجت دست نکشید گاهی به طور خصوصی با افراد اخلالگر مذاکره کرد و تذکرات لازم را بیان نمود و گاه در مقابل جمعیت بسیار سخنرانی کرد و شنوندگان را از انحراف
همگام با امام خویش در کوره حوادث آخرالزمان
طلحه و زبیر و امثالهم نباشند. فتنه و آزمایشی سختبا توجه به آیاتی که در قرآن کریم وارد شده آزمایش انسان ها به دو صورت انجام می گیرد اول از طریق نعمت ها و بلایایی که به ایشان می رسد. در این امور نوع رفتار افراد –شکر نمعت کفران نعمت صبر در بلا جزع و فزع در مصیبت و... - موضوع آزمایش قرار می گیرد. ٣ دوما از طریق ایجاد شرایط غفلت و فریب توسط منافقین و شیطان صفتان که سبب آمیخته شدن حق و باطل و دشواری شناخت حق می گردد. منظور ما از فتنه در این مقال نوع دوم آن است. ٤ یکی از ویژگی های مهم منتظران ظهور شناخت امام بیان شده است. این شناخت تنظیم کننده همه ابعاد زندگی فرد است که در نهایت به او لیاقت و شایستگی حضور در جمع یارن ناب منجی موعود را می دهد. یارانی که در کوره حوادث چون پاره های فولادندمقام معظم رهبری می فرمایند "امیرالمومنین علیه السلام می فرماید فلو ان الباطل خلص من مزاج الحق لم یخف علی المرتادین ؛ اگر باطل عریان و خالص بیاید کسانی که دنبال شناختن حق هستند امر برایشان مشتبه نمی شود؛ می فهمند این باطل است. و لو ان الحق خلص من مزج الباطل انقطع عنه السن المعاندین ؛ حق هم اگر چنانچه بدون پیرایه بیاید توی میدان معاند دیگر نمی تواند حق را متهم کند به حق نبودن. بعد می فرماید و لیکن یوخذ من هذا ضغث و من ذاک ضغث فیمزجان ؛ فتنهگر یک تکه حق یک تکه باطل را می گیرد اینها را با هم مخلوط می کند در کنار هم می گذارد؛ فحینئذ یشتبه الحق علی اولیائه ؛ آن وقت کسانی که دنبال حقند آنها هم برایشان امر مشتبه می شود." ٥ اینجاست که فرد نیازمند معیار و شاخصی است تا بتواند وقایع را با آن بسنجد و مسیر درست را بیابد. در طول تاریخ بسیارند افرادی که در چنین شرایطی یه علت نداشتن معیار در سراشیبی انحراف
کیفیت تعامل میان قرآن و قاری (1)
طلحه و زبیر در شمار کسانی معرفی شده اند که قرآن کریم را پشت سرافکنده اند و سنت های الهی را باطل و احکام آن را معطل گذرانده اند. برای این عده نه تنها قرآن کریم نور و وسیله ی هدایت و شفابخش دردهایشان نمی باشد بلکه بر گمراهی و ضلالتشان می افزاید و کوردلی آن ها را دو چندان می سازد. اینان در زمره ی کسانی داخل شده اند که به علت انحراف
نقش یهود در وقایع تاریخ اسلام
انحراف" صفحات 93-92 به نقل از الدر المنثور ج3 ص260 و تاریخ مدینه دمشق ج12 ص277 آمده است "تعداد این تروریست ها دوازده چهارده یا پانزده نفر نقل شده است. در منابع رسمی تاریخ اهل سنت نام این افراد نیامده ولی تاکید تامل برانگیزی بر غیر قریشی بودن همه تروریست ها شده است... داستان ترور از متواترات تاریخ است که قابل انکار نیست. ولی همین موضوع مهم بسیار سطحی و گنگ مطرح شده است."صاحب کشف الیقین نقل کرده است که پس از نافرجام ماندن این ترور حذیفه که به همراه پیامبر ص بود پرسید اینان چه کسانی بودند که دست به چنین اقدامی زدند. پیامبر ص فرمود نگاه کن. در این هنگام برقی جهید و حذیفه توانست چهره 12 نفر از آنان را ببیند و آن ها را بشناسد که عبارت بودند از ابابکر عمر طلحه … طلحه سعد بن ابی وقاص عبدالرحمن بن عوف ابوعبیده بن جراح ابوموسی اشعری ابوهریره مغیره بن شعبه معاذ بن جبل و سالم مولی ابی حذیفه در این ترور قطعی است.تک تک این افراد که یهودی زاده بودن برخی از آنان و ارتباط برخی دیگر با یهودیان مسلم است در مقاطع حساس دوران پس از شهادت حضرت رسول ص نقش آفرینی های مخرب مهمی داشته اند.برای نمونه ابوموسی اشعری که نامش عبدالله بن قیس است در فتح خیبر مسلمان شد و از طرف عمر فرماندار بصره و در زمان عثمان والی کوفه گردید در آستانه جنگ جمل عایشه نامه ای برای او فرستاد و او را به سوی گروه خود جذب کرد. وقتی نامه امام علی ع مبنی بر بسیج مردم علیه اصحاب جمل به کوفه رسید مردم را بر ضد امام تحریک می کرد و از جهاد بازمی داشت. رسوایی او در جریان حکمیت در جنگ صفین نیز مشهور است.در کتاب "اسرار غدیر" صفحه 308-307 آمده است "سقیفه نمایان در قیافه های ظاهر فریب ظاهر شدند که کمر اجتماع در مقابل آن خم شد... همسر پیامبر صلی الله علیه و آله در میدان جنگ در برابر علی علیه السلام ظاهر شد... حضور زن در میدان جنگ از یک سو و همسر پیامبر بودن از سوی دیگر برای عوام فریبی راه شکننده ای بود و تاثیر به سزایی هم داشت ولی دختر موسس سقیفه بودن و سابقه های شومی که از جاسوسی برای پدر در حیات و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در پرونده داشت معرف خوبی برای نمایندگی او از سقیفه در مقابل غدیر بود."برای نمونه از جاسوسی های عایشه و حفصه دختران ابوبکر و عمر برای پدرانشان بسیاری از مفسرین شیعه و سنی از جمله در تفسیر طبری و درالمنثور سیوطی ذیل آیات 3 و4 سوره تحریم ماجرایی را نقل کرده اند بدین مضمون که رسول گرامی اسلام که نگران آینده اسلام بود روزی با تاسف به یکی از همسران خود حفصه فرمود پدر تو و پدر عایشه پس از وفات من برای به دست آوردن حکومت سر به شورش می زنند و حاکم می شوند. این خبر غیبی چون رازی بین پیامبر ص و همسرش قرار داشت که دختر عمر آن را برای عایشه افشا می کند و او به پدرش ابابکر و ابابکر آن را به عمر می رساند و عمر از دخترش با اصرار فراوان می پرسد که بگو ماجرا چیست؟ تا خود را آماده سازیم. و با نزول آیات ابتدای سوره تحریم وحی الهی از افشای راز نهان پرده برمی دارد.در کتاب "مهار انحراف
English