آن جناب است در این عرصه هستی حاکم است در چنین دریافتی به هیچ وجه شک و تردید راه ندارد و از این راه انسان مراتب یقین را طی کرده تا به مقام تسلیم و رضا
297 مطلب یافت شد
در این دعا حضرت استخاره در كار و از خدا طلب خیر و حسن عاقبت مى كرد
خیر و نیکوئی را که باید برگزینیم الهام کن و آن را وسیله ی خوشنودی خود از ما به مقدراتت قرار ده بر هر چه خیر و شر و خوش و ناخوش بر ما تقدیر فرمودی ما را مقام رضا و تسلیم … و بر مقام یقین بندگان با اخلاصت ما را موید فرما ̶ و ما را به عجز از معرفت و خوار شمردن نعمتهائی که بر ما به تقدیر ازلی اختیار کرده ای ناراضی مگردان تا ما از نادانی و ناسپاسی تقدیر تو را که خیر و سعادت است مکروه داشته و آنچه تو می پسندی بر ما از جهل ناپسند ما باشد تا کار ما از شقاوت به جائی رسد که به هر چه از حسن عاقبت و سعادت دورتر است و به هلاکت و عذاب دنیا و آخرت نزدیکتر به آن مایل باشیم خلاصه یعنی خدایا به ما معرفتی عطا فرما که هر چه تو در تقدیر ازلی خود بر ما اختیار کرده و پسندیده ای پسندیده ما باشد و بدانیم هر نعمت یا مصیبت که تو مقدر کرده ای بر ما همه خیر است و با رضا و خوشنودی از تقدیرت شکر و سپاست را به جای آریم و هیچ از مقدرات تو بر ما مکروه و ناپسند نباشد که این مقام عالی رضا و تسلیم
هبوط
به خلق گردد و همه استعدادهایش شکوفا شود و به رشد عالی انسانی و کمالات آدمی از برکت اجرای تکالیف الهیه برسد و از پی آن با به دست آوردن مقام تسلیم و رضا
عکس/ نقش نگین انگشتر امام حسین (ع)
سفینه البحار ج 1 ص 377 هر دو تعبیر گویای روح شهادت طلب آن حضرت و مقام رضا و تسلیم او به دیدار خدا و پروردگار است .
ثروتمندان، ثروت خود را در مسائل فرهنگی کشور هزینه کنند - استاد انصاریان
و طلوع اسما حسنی پروردگار است". استاد انصاریان با اشاره به اینکه 10 حقیقت معرفی شده؛ معرفت امانت علم صبر یقین کوشش مقام تسلیم مقام رضا عمل و ورع است یادآور شد پیامبر گرامی ص
حقیقت توکل
است چرا که در مقام رضا شخص تعلق خاطری به کار مورد نظر ندارد و از خداوند می خواهد تا آن را تحقق بخشد به شرطی که مورد رضایت اوست و هم چنین در مقام تسلیم … متوکل خداوند را در تحقق کار و هدف خویش کافی می داند؛ به این معنا که او را قدرت مطلق می داند که خود سبب ساز است؛ اما در مقام رضا و تسلیم هدف تحقق … و نیز ر.ک ج ۱ بحث اعجاز. ● نسبت توکل با رضا و تسلیمحقیقت توکل پرهیز و چشم پوشی از حول و قوت غیرخدایی و انتظار کشیدن برای پیشامد مقدرات الهی در کاری است غرر الحکم ص ۱۹۵ بنابراین متوکل کسی است که به خداوند اعتماد دارد و کارهایش را به او واگذار و تفویض می کند جامع السعادات نراقی ج ۳ ص ۲۲۰ چرا که رضایت به تدبیر الهی دارد و با واگذاری کار به خداوند می کوشد تا ربوبیت خداوندی را در خود تحقق بخشد و در این راه به طاعت الهی تمسک می جوید تا کارها چنان شود که مورد رضایت الهی است. مجمع البیان ج ۵ ص ۲۸۷ البته انسان ها در مقام توکل هنوز تعلق خاطری به کار دارند و چون رضایت خویش را در تحقق این امور می بینند گمان دارند که آن نیز مورد رضایت الهی است؛ بنابراین با همه تعلق تفویض و توکیل نوعی انتظار برآورد کار از سوی خداوند و تایید آن می رود و خداوند نیز به سبب توکل بنده آن را تحقق می بخشد ولی این غیر از مقام رضا و تسلیم
کلید رضایت خدا در دستان امام حسین(علیه السلام)
تصور می کرد قرین واقعیت می بیند و آن چنان فضل و رحمت خدا شامل حال او می گردد که یکپارچه رضا و خشنودی می شود و اما تعبیر به "مرضیه" به خاطر این است که مورد قبول و رضای دوست واقع شده است. چنین بنده ای با چنان اوصاف و با رسیدن به مقام رضا و تسلیم … و این مقام والا برای کسی است که از پروردگارش بترسد. 2-ایمان و عمل صالح ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه ... رضی الله عنهم ورضوا عنه ذلک لمن خشی ربه؛ بینه7و8 کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات هستند. خدا از آن ها خشنود است و آن ها هم از خدا خشنودند. 3-دشمنی با دشمنان خدا علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار از رسول اکرم صلی الله علیه وآله این چنین نقل می نماید قال عیسی بن مریم للحواریین تحببوا الی الله و تقربوا الیه. قالوا یا روح الله بماذا نتحبب الی الله و نتقرب؟ قال ببغض اهل المعاصی و التمسوا رضا الله بسخطهم ؛ 5 حضرت عیسی بن مریم به حواریین فرمود کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند ای روح الله چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت با بغض اهل گناه و با دشمنی ایشان رضای الهی را طلب کنید سخن آخرامام حسین علیه السلام تجسم عینی و واقعی مقام رضا تسلیم … و ادبیات عرفان اسلامی همراه بودن عناصری همچون رضا تسلیم درد و رنج در مسیر سیر الی الله موضوعی ضروری و اجتناب ناپذیر است. 1 عارفان طریق برای قرب الی الله و دستیابی به مقامات صعب العبوری می بایست با بهره مندی از شاخص رضایتمندی از خدای متعال تمام سختی های مسیر بندگی را به جان بخرند و ذره ای در این خصوص شکوه و ناراحتی به خود راه ندهند. سیره و رفتار امام حسین علیه السلام در کربلا همچون تابلویی است که در آن اوج عرفان اسلامی را می توان به نظاره نشست.امام حسین علیه السلام فاتح قله اطمینان و رضایتمندی از خدادر احادیث مشخصی از منابع روایی و تفسیری سوره مبارکه فجر به نام سوره ی امام حسین علیه السلام شهرت یافته است. منابع تفسیری و روایی رابطه ای زیبا بین محتوای این سوره و امام حسین علیه السلام برقرار کرده اند. از جمله اینکه در روایتی از امام صادق علیه السلام این چنین بیان شده است ابن فرقد از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت به اصحاب خود فرمود سوره ی فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید چرا که این سوره به امام حسین علیه السلام اختصاص دارد. ابو اسامه عرض کرد چگونه این سوره به آن حضرت اختصاص دارد؟ فرمود مگر نشنیدی قول خدای تعالی را یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی؟ . این آیه درباره حسین بن علی علیه السلام است؛ چرا که او صاحب نفس مطمئنه ی راضیه ی مرضیه است . 2 حضرت عیسی بن مریم به حواریین فرمود کاری کنید که نزد خدا محبوب گردید و به خدا نزدیک شوید. گفتند ای روح الله چگونه در نزد خدا محبوب شویم و به او نزدیک گردیم؟ گفت با بغض اهل گناه و با دشمنی ایشان رضای الهی را طلب کنیدبه اذعان مفسران قرآن و روایاتی که در منابع تفسیر ذکر شده مصداق اتم و اکمل نفس مطمئنه وجود مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام است. امام حسین علیه السلام در مسیر بندگی و سیر الی الله با صبر و تحمل سختی ها در آرامش بی مثالی قرار داشت. آرامشی که او را برای انجام تکالیف الهی مصمم تر می کرد. هر چند کسانی که از این شاخص دینی و عرفانی برخوردار نبودند و از این آرامش و اطمینان خاطر بهره ای نداشتند 3 سعی داشتند حضرت را از ورود در مسیر کرب و بلا باز دارند ولی امام حسین علیه السلام ابراهیم گونه برای غلبه حق علیه باطل به وعده ی الهی اطمینان خاطر داشت. روحیه رضایتمندی از خدا از جمله آثار ارزشمند ایمان به خدای متعال و از لوازم محبت به باری تعالی است؛ کما اینکه قرآن کریم در خصوص رابطه ایمان و اطمینان و آرامش واقعی می فرماید الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ سوره رعد آیه28 بدانید تنها با ذکر خدا دلها آرام می گیرد. کسانی که به این مقام
چون از ظالمان عالم ستمى به وى مى رسید یا از آنان ناپسندى مى دید به این دعا با خدا راز و نیاز و شكایت مى كرد
عطا کن و از چون و چرا منزه فرما که عالیتر از مقام رضا و تسلیم … و دعای مرا از کرم به مقام اجابت رسان و شکوه ام را از جور ظالم به رفع آن مقرون ساز و غم و رنجم را از ظلم او برطرف گردان و به شادی مبدل ساز ̶ ای خدای من و مرا مبتلا به یاس و ناامیدی از کیفر آن ظالم و انتقام و دادخواهی خود از او مگردان و آن ظالم را هم مبتلا به ایمنی از کیفر خود مساز تا بر ظلم و ستم مصر و متجری بر من شود یعنی ای خدا کیفر آن ظالم را آن قدر به تاخیر می نداز که من از انتقامت از او در دنیا در ایام حیاتم ناامید شوم و او هم از کیفر و انتقام تو ایمن گردد و بر ظلم و جور من ادامه دهد و من از صبر و تحمل آن ناتوان شوم بلکه زودتر از او انتقام بکش تا مرا از رفع ظلم او شاد سازی و او را توبه دهی و از عصیان و ظلم بر من برهانی و موفق به ترک ظلم گردانی و به آن بیدادگر به زودی کیفر ظلمی که وعده به ظالمان دادی به او بفهمان تا به آن کیفر متنبه شود و از ظلم و ستم پشیمان گردد و بر من هم کرم کن و وعده ای که برای اجابت دعای مظلومان مضطر داده ای آن وعده را انجاز فرما. ̶ پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاکش و مرا موفق بدار که آنچه در قضا و قدر خود از سود و زیان بر من مقدر فرموده ای به جان و دل بپذیرم و به هر چه تو از نفع و ضرر که هر دو خیر و صلاح من است بر من حکم و تقدیر کردی مرا به آن راضی و خشنود ساز یعنی خدایا هر چه در عالم تقدیر بر من مقدر فرموده ای چه در ظاهر نفع و سود من باشد یا زیان و ضرر به حقیقت هر دو خیر و حکمت و مصلحت است مرا در آن تقدیر مقام رضا و تسلیم
مراحل روزه خصوص
زمینههای عبادی به ما عنایت کند.به قول الهی آن عارف دل سوخته خداوندا چو دادی گوهر جان عطا کن تاج علم و گنج ایمان بجانم پرتو صدق و صفا بخش مقام صبر و تسلیم و رضا
راز خلقت دركلام امام حسين عليه السلام
و رسولانت را تکذیب کردند به دنیا نیاوردی ولیکن زمانی به وجود آوردی که از برکت پیشوای توحید خاتم پیامبرانت مقام هدایت را که در علم ازلیت مقرر بود بر من میسر فرمودی و در این عصر هدایت مرا پرورش دادی و از این پیش هم پیوسته با من نیکویی و مهربانی کردی و به نعمت فراوانم متنعم ساختی تا آنگاه که آفرینشم را به مشیت خود از آب نطفه فرمودی و در ظلمات سه گانه بطن و مشیمه و رحم در میان لحم و دمم مسکن دادی نه مرا از کیفیت خلقتم آگاه ساختی و نه کاری در آفرینشم به من واگذار کردی تا آن که مرا به آن رتبه معرفت و هدایت علم ازلی با خلقت کامل و آراسته به دنیا آوردی و در گهواره که کودکی ناتوان بودم مرا از هر آسیب و خطر حفظ کردی و از شیر مادر غذای گوارا روزیم نمودی و قلوب دایگان را به من مهربان ساختی مادران مهربان را برای محافظتم از آسیب جن و انس برگماشتی و از عیب و نقصان خلقتم را پیراستی.به هر حال بسی بلند مرتبه و خدای مهربانی پس آنگاه که زبانم به سخن گشودی نعمت بی حدت بر من تمام کردی و در هر سال به تربیتت فزونتر شدم و خلقتم مقام کمال یافت و قوای جسم و جانم به حد اعتدال رسید پس حجت خود را بر من الزام نمودی و معرفت خود را به قلبم الهام فرمودی و در عجایب حکمتهای خویش عقلم را حیران ساختی و مرا بیدار و هوشیار کردی تا در آسمان و زمین بدایع مخلوقاتت را مشاهده کنم و مرا به یاد خود و شکر نعمتهای بیحد خویش متذکر ساختی و طاعت و عبادتت را بر من فرض نمودی و فهم دانش و علوم و حقایقی که پیامبرانت به وحی آوردند به من عطا فرمودی و روح مرا برای پذیرفتن اسرار آمادگی دادی و به سعه صدر دریافتن مقام رضا و تسلیم
راز خلقت دركلام امام حسين عليه السلام
و رسولانت را تکذیب کردند به دنیا نیاوردی ولیکن زمانی به وجود آوردی که از برکت پیشوای توحید خاتم پیامبرانت مقام هدایت را که در علم ازلیت مقرر بود بر من میسر فرمودی و در این عصر هدایت مرا پرورش دادی و از این پیش هم پیوسته با من نیکویی و مهربانی کردی و به نعمت فراوانم متنعم ساختی تا آنگاه که آفرینشم را به مشیت خود از آب نطفه فرمودی و در ظلمات سه گانه بطن و مشیمه و رحم در میان لحم و دمم مسکن دادی نه مرا از کیفیت خلقتم آگاه ساختی و نه کاری در آفرینشم به من واگذار کردی تا آن که مرا به آن رتبه معرفت و هدایت علم ازلی با خلقت کامل و آراسته به دنیا آوردی و در گهواره که کودکی ناتوان بودم مرا از هر آسیب و خطر حفظ کردی و از شیر مادر غذای گوارا روزیم نمودی و قلوب دایگان را به من مهربان ساختی مادران مهربان را برای محافظتم از آسیب جن و انس برگماشتی و از عیب و نقصان خلقتم را پیراستی.به هر حال بسی بلند مرتبه و خدای مهربانی پس آنگاه که زبانم به سخن گشودی نعمت بی حدت بر من تمام کردی و در هر سال به تربیتت فزونتر شدم و خلقتم مقام کمال یافت و قوای جسم و جانم به حد اعتدال رسید پس حجت خود را بر من الزام نمودی و معرفت خود را به قلبم الهام فرمودی و در عجایب حکمتهای خویش عقلم را حیران ساختی و مرا بیدار و هوشیار کردی تا در آسمان و زمین بدایع مخلوقاتت را مشاهده کنم و مرا به یاد خود و شکر نعمتهای بیحد خویش متذکر ساختی و طاعت و عبادتت را بر من فرض نمودی و فهم دانش و علوم و حقایقی که پیامبرانت به وحی آوردند به من عطا فرمودی و روح مرا برای پذیرفتن اسرار آمادگی دادی و به سعه صدر دریافتن مقام رضا و تسلیم
ازلال
مقام قرب و همنشینی با فرشتگان و آرامش و سکونت باطن و مقام مسجودیت و منزلت معنوی بیرون انداخت و در جاده هبوط قرار داد. هبوطهبوط از نظر لغت به معنای فرود و نزول و از جایگاهی مرتفع به جایگاهی پست و پائین آمدن یا از منزلتی عظیم به مرتبهای حقیر سقوط کردن است ولازمه آن هبوط جسمی تنها و مادی محض نیست بلکه به معنای سقوط و فرود آمدن معنوی هم هست و احتمالا هبوط در آیه شریفه به همین معنا باشد.در ضمن باید توجه داشت که هبوط از نظر شدت و ضعف دارای مراتبی است و نسبت به هر هبوطکنندهای معنائی متناسب با خود او را دارد.هبوط نسبت به آدم براساس عقوبت و کیفر و مجازات به خاطر خوردن از شجره ممنوعه نیست زیرا دلیل استوار و برهان متین قائم است که اولا نهی ارشادی مرتکبش را مستحق کیفر نمی کند ثانیا همه جا از دست رفتن منفعت و لذت به ویژه اگر مادی باشد از قبیل عقوبت و کیفر نیست ثالثا بر پیامبران و اولیا خاص حق و مقربان درگاه در هیچ حالی و هیچ زمانی ارتکاب قبیح و عملی که موجب عقوبت و عذاب از قبیل عذاب استیصال در دنیا که ویژه طاغیان است و عذاب آخرت که مخصوص کافران و معاندان است جایز نیست و پیامبران و اولیا خاص حق حتی فکر و خیالشان هم گرد عملی که موجب کیفر است نمی گردد و هر نابخرد و جاهلی و عالم نمائی چنین اعمالی که سبب مجازات و جریمه است بر پیامبران و اولیا حق روا بدارد از آنان که منبع اجرای همه خیرات است و مولد همه منافع و آئینه صفات علیا و اسما حسنای حق بودند به زشتی یاد کرده و به حضرت حق که در قرآن مجید از آنان به عنوان مخلصین یاد نموده تهمت و افترا بسته است کلماتی از قبیل عصی غوی نسی لم نجدله عزما ظلم که در آیات قرآن به آدم نسبت داده شده همه و همه بدون شک و تردید در ارتباط با نهی ارشادی است که حضرت آدم با ارتکاب آن مستحق کیفر و عذاب نشد.هبوط صورت گرفته برای آدم براساس حکمت و تدبیر حضرت حق و تغییر مصلحت برای هدف بالاتری نسبت به سکونت در بهشت معهود بوده و آن به این خاطر تحقق یافت که آدم و نسلش در شروع زندگی در روی زمین آراسته به بالاترین نعمت و برترین فضیلت که نعمت به دوش کشیدن بار امانت و تکلیف و مسئولیت و عبادت رب و خدمت به خلق گردد و همه استعدادهایش شکوفا شود و به رشد عالی انسانی و کمالات آدمی از برکت اجرای تکالیف الهیه برسد و از پی آن با به دست آوردن مقام تسلیم و رضا
زندگى مصون از شيطان
مقام قرب و همنشینی با فرشتگان و آرامش و سکونت باطن و مقام مسجودیت و منزلت معنوی بیرون انداخت و در جاده هبوط قرار داد.هبوطهبوط از نظر لغت به معنای فرود و نزول و از جایگاهی مرتفع به جایگاهی پست و پائین آمدن یا از منزلتی عظیم به مرتبهای حقیر سقوط کردن است ولازمه آن هبوط جسمی تنها و مادی محض نیست بلکه به معنای سقوط و فرود آمدن معنوی هم هست و احتمالا هبوط در آیه شریفه به همین معنا باشد.در ضمن باید توجه داشت که هبوط از نظر شدت و ضعف دارای مراتبی است و نسبت به هر هبوطکنندهای معنائی متناسب با خود او را دارد.هبوط نسبت به آدم براساس عقوبت و کیفر و مجازات به خاطر خوردن از شجره ممنوعه نیست زیرا دلیل استوار و برهان متین قائم است که اولا نهی ارشادی مرتکبش را مستحق کیفر نمی کند ثانیا همه جا از دست رفتن منفعت و لذت به ویژه اگر مادی باشد از قبیل عقوبت و کیفر نیست ثالثا بر پیامبران و اولیا خاص حق و مقربان درگاه در هیچ حالی و هیچ زمانی ارتکاب قبیح و عملی که موجب عقوبت و عذاب از قبیل عذاب استیصال در دنیا که ویژه طاغیان است و عذاب آخرت که مخصوص کافران و معاندان است جایز نیست و پیامبران و اولیا خاص حق حتی فکر و خیالشان هم گرد عملی که موجب کیفر است نمی گردد و هر نابخرد و جاهلی و عالم نمائی چنین اعمالی که سبب مجازات و جریمه است بر پیامبران و اولیا حق روا بدارد از آنان که منبع اجرای همه خیرات است و مولد همه منافع و آئینه صفات علیا و اسما حسنای حق بودند به زشتی یاد کرده و به حضرت حق که در قرآن مجید از آنان به عنوان مخلصین یاد نموده تهمت و افترا بسته است کلماتی از قبیل عصی غوی نسی لم نجدله عزما ظلم که در آیات قرآن به آدم نسبت داده شده همه و همه بدون شک و تردید در ارتباط با نهی ارشادی است که حضرت آدم با ارتکاب آن مستحق کیفر و عذاب نشد.هبوط صورت گرفته برای آدم براساس حکمت و تدبیر حضرت حق و تغییر مصلحت برای هدف بالاتری نسبت به سکونت در بهشت معهود بوده و آن به این خاطر تحقق یافت که آدم و نسلش در شروع زندگی در روی زمین آراسته به بالاترین نعمت و برترین فضیلت که نعمت به دوش کشیدن بار امانت و تکلیف و مسئولیت و عبادت رب و خدمت به خلق گردد و همه استعدادهایش شکوفا شود و به رشد عالی انسانی و کمالات آدمی از برکت اجرای تکالیف الهیه برسد و از پی آن با به دست آوردن مقام تسلیم و رضا
حضرت به این دعا جهت دفع كید و مكر دشمنان به درگاه خدا راز و نیاز مى كرد
و آن بردباری که شتاب در عذاب بدکاران نکند ̶ این است مقام کسی که معترف است که تو نعمتت را بر او تمام کردی در حد کامل به او احسان فرمودی و او در مقابل نعمتها به جای ادای شکر و سپاس تقصیر و ناسپاسی کرد و گواهی می دهد نزد حضرتت که در حق خود ظلم نمود و نفس قدسی خویش را به واسطه ترک طاعتت ضایع و باطل ساخت و از راه سعادت منحرف گردید ̶ ای خدای من اینک با توسل به محمد مصطفی ص که مقامش نزد حضرتت بسی رفیع و منیع است و با توسل به علی مرتضی که روشنی بخش قلوب اهل ایمان است به درگاه حضرتت تقرب می جویم و به واسطه این دو بزرگوار رو به سوی تو آوردم که مرا از شر نفس و شیطان و فساد و فتنه آخر زمان و ظلم و حسد و کینه شرار خلق در امان خود پناه بخشی که این پناه دادن من بر تو آسان است کاری مشکل در جنب قدرت کامل و گران در برابر توانائی بی حد و پایان حضرتت نخواهد بود که تو را بر هر چیز و همه ی امور عالم قدرت توانائی است ̶ باری ای خدای من از رحمت نامنتهایت و توفیق بخشی پاینده ابدیت چیزی به من عطا فرما که آن وسیله عروج و صعود من به مقام رضا و خشنودی تو گردد و به بهشت قدس رضوان و مقام رضا و تسلیم
نگاهی به عرفان اسلامی
خواهـد پرشورترین عـشق را نسبت به مولا پیاده کـند و در این زمـینه از هـیچ کوششی نمی نشیـند کسـی که می خواهـد در هـمه اعمال و رفتارش تسلیم حـق باشد و قلبش آراسنه به مقام رضا
فرازی از زیارت جامعه کبیره - ترجمه حضرت استاد حسین انصاریان
واجباتش را بیان فرمودیدو حدودش را بر پا داشتیدو قوانین احکامش را پخش نمودیدو روش او را انجام دادیدو در این امور از جانب خدا به مقام رضا دررسیدیدو تسلیم قضای او گشتید و
استاد انصاريان:صبر يعني ايستادگي شديد در برابر جريانات ضد خدا .
است افزود صبر به معنای واقعی ایستادگی در این جهت است که نگذارید به دین اسلام کرامت انسان آزادی انسان و به ارزشهای اسلامی او زخمی زده شود.وی تصریح کرد سه مورد یقین مقام رضا و مقام تسلیم
توجه پیامبران به سیدالشّهدا علیه السلام
مقام و منزلت هر نبی و ولی ای به مقدار توجه او به مقام نورانیت است و رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- و ائمه ی اطهار- علیهم السلام- به وراثت از آن حضرت به لحاظ توجه تام به آن مقام اشرف و افضل از همه ی پیامبران- علیهم السلام- هستنددر روایات بسیاری است که سیدالشهدا- علیه السلام- از اول خلقت آدم- علیه السلام- تا خاتم انبیا- صلی الله علیه و آله و سلم- مورد توجه خداوند انبیا و اوصیا- علیهم السلام- قرار گرفته و آنان از وی یاد نموده اند. 1 این چه خصیصه ای است که نه تنها پیش از ولادتش که پس از ولادت و شهادت او معصومان- علیهم السلام- درباره ی او سخن ها گفته اند؟نه تنها در لسان معصومان- علیهم السلام- که بعد از شهادت او همه ی موجودات مادی و مجرد؛ جن انس و ملایکه؛ زمین و زمان و. .. بر او گریسته و او را به تعظیم یاد می کنند؟در زیارات و روایاتی که درباره ی سیدالشهدا- علیه السلام- وارد شده است جریان تاثر موجودات عالم از واقعه ی شهادت آن حضرت از جایگاه خاصی برخوردار است به گونه ای که در کمتر زیارتی از سیدالشهدا- علیه السلام- است که به این مساله اشاره نشده باشد مثلا در زیارت عاشورا- که از معروف ترین زیارت های امام حسین - علیه السلام- است- می خوانیم یا ابا عبدالله لقد عظمت الرزیه و جلت المصیبه بک علینا و علی جمیع اهل السموات و الارض. 2 یا ابا عبدالله سوگ و مصیبت تو بر ما و بر همه ی اهل آسمان ها و زمین عظیم و سنگین است.این فصل پیرامون خصائص سیدالشهدا- علیه السلام- که یکی از آن ها موضوع تاثر و حزن موجودات نسبت به وی می باشد منعقد شده است؛ تا از این طریق خوانندگان محترم نظری اجمالی به مقام و منزلت آن بزرگوار داشته باشند.تاثیر توجه به مقام نورانیت در اعمالاگر چه مقام و منزلت هر نبی و ولی ای به مقدار توجه او به مقام نورانیت است و رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- و ائمه ی اطهار- علیهم السلام- به وراثت از آن حضرت به لحاظ توجه تام به آن مقام اشرف و افضل از همه ی پیامبران- علیهم السلام اما باید توجه داشت که توجه هر انسانی به مقام نورانیت و ولایت خویش آثاری در ظاهر شدن اعمال عبادی قلبی و جوارحی او دارد که اگر مقتضای ظهور آن به حسب موقعیت زمانی در او ایجاد شود و بتواند آن آثار را در مرحله ی عمل ظاهر سازد به هر اندازه که بتواند و یا شرایط اقتضا کند برای او در بهشت و عالم اعلی مقام و منزلت حاصل خواهد شد؛ زیرا با توجه به کتاب و سنت آن چه در آخرت به هر کس داده می شود به حساب پیاده کردن داشته ها و کمالات فطری و ظهور دادن اعمال در این عالم است؛ نه به حساب داشته و مستقر بودن بر فطرت توحید و ولایت.در این قاعده فرقی بین نبی و ولی و دیگر مؤمنان- که به پیروی از آنان دارای کمالات می شوند- نیست. مثلا تسلیم و توکل و رضا
در این دعا امام علیه السلام هنگامى كه شدت و سختى و امور مشكل بر آن بزرگوار رو مى آورد به این دعا به درگاه خداى متعال راز و نیاز مى كرد
و رضا و خشم و ضرر و نفع به آن واجب قیام کنم یعنی در تمام حالات وارده بر من با رضا و خشنودی از تو به شکر نعمت و ادا طاعتت بپردازم . ̶ پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاکش و سینه ام را چنان از حسد پاک و منزه ساز و از مرض رشک و حسد سلامتم دار که بر هیچیک از خلق تو بر هر نعمتی که به فضل و کرم به آنها عطا کرده ای حسد نورزم تا آنکه به جای حسد غبطه و امید به کرمت داشته باشم و هیچ نبینم نعمتی از نعمتهائی که به خلق خود عطا کردی از نعم دینی و دنیوی و حسن عاقبت و یا تقوی که بهترین نعم الهی است یا وسعت و دارائی یا نعمت و آسایش هیچ نبینم جز آنکه بهتر از آن نعمت را به لطف و عنایت حضرتت امیدوار باشم و تنها از تو یگانه خدای بی شبه و شریک و بی مثل و مانند فوق آن نعمت را طلب کنم . ̶ پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاکش و محافظت از خطا و گناه نصیب من فرما و از لغزش در کار دنیا و آخرتم محفوظ دار چه در حال شوق و رضا و چه در حال خشم و غضب تا نشاط و تالم هر دو نزدم یکسان باشد یعنی در هر حال در مقام تسلیم … و رضا و میل دلم را در آنچه از جانب تو بر من می رسد قرار ده که بهر چه تو بر من مقدر کنی راضی و خشنود و شاد خاطر باشم و به تقدیر و رضای تو خورسند بوده و پسندم آنچه را جانان پسندد و در آنچه مرا روزی کردی و رزق تن و جانم قرار دادی و در هر چه مرا مالک آن گردانیدی و آنچه به من انعام فرمودی در همه خیر و برکت قرار ده و مرا به لطف و کرمت از هر چه ناشایسته و ناروا است در همه حالات محفوظ دار و عیب و زشتیهایم پنهان ساز و هم از جمیع خطرات و رنج و بلا و ناگواریهای عالم نگهداری کن و در جوار رحمتت پناه ده. ̶ پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاکش و آنچه از تکالیف که بر من الزام کردی و هر چه از انواع طاعات بر من فرض و واجب قرار دادی مرا بر ادای همه موفق گردان و به عنایت خود از من قبول فرما یا اگر کسی از مخلوقاتت را بر ذمه ی من حقی است و من ضعیف و ناتوان از ادا آن باشم هم از جهت قوای بدنی و ضعف و سستی قدرت بر ادای آن نداشته و هم از توسعه مالی و ثروت قادر نباشم چه دین در خاطرم باشد و یا آن را فراموش کرده باشم ̶ که همه آن دیون را تو ای خدا بر من به شماره حساب آورده ای و خود من فراموش کرده ام پروردگارا تو از عطای بزرگ خویش و خزینه های بسیار که نزد تو است کرم کن و همه آن دین هایم را ادا فرما که البته تو آن کریمی که رحمتت واسع و بی نهایت است دیونم را همه را ادا فرما تا دیگر ای خدا روز قیامت هنگام ملاقات با تو بر ذمه ی من هیچ از آن دین باقی نماند که بخواهی یا به حسناتم تقاص از من کنی و حسناتم را به آن ذیحق دهی یا آنکه سیئاتش را بر سیئاتم مضاعف گردانی یعنی از گناهان او بکاهی و به گناهان من بیفزائی که تقاص حق او شود ̶ خدایا درود فرست بر محمد و آل پاکش و شوق و رغبت در عمل خالص برای تو که ذخیره ی آخرتم شود نصیبم گردان تا من نور صدق و صفای آن عمل خالص را در قلب خود مشاهده کنم و تا آنکه زهد در دنیا و لذات عاجل فانی آن در روحم غلبه کند و تا آنکه اعمال حسنه و هر کار نیکو را با عشق و شوق به جای آرم و از کردار زشت و اعمال قبیح از خوف قهر تو ایمنی یابم و نوری در باطنم عطا فرما که آن نور عقل و علم و معرفت و ایمانست تا بدان نور عقلی الهی که بصیرت باطن و روشنی شمع محفل دل است میان مردم با علم و حکمت رفتار و سلوک کنم و به آن نور در ظلمات عالم طبیعت به راه سعادت هدایت یابم و در شک و شبهات شیاطین انسی و جنی به آن نور الهی روشنی طلبم و حق را از شک و شبهات باطل تمیز دهم ̶ خدایا درود فرست بر محمد و آل پاکش خوف و اندوه و غم روز وعده عقاب را نصیب و روزیم گردان و شوق و نشاط روز وعده ثواب را به قلبم عطا فرما تا حدی که لذت و اجر و ثوابی که از تو به دعا می طلبم در نفس خود بیابم و حزن و اندوه عقابی که از آن به حضرتت پناه می برم در خود احساس کنم تا آنکه لذت و توجه به ثواب آخرت که بهشت ابد و شهود جمال سرمد است مرا به طاعت مشتاق سازد و حس غم و اندوه عقاب و قهر و عذاب الهی که آتش دوزخ و الم فراق است مرا از عصیان دور گرداند ̶ ای خدا تو آنچه را که امر دنیا و آخرت مرا اصلاح می کند کاملا می دانی و من خود ابدا نمی دانم زیرا علم تو به مصالح امور خلق محیط است نه غیر تو پس بار الها در انجام حوائجم لطف و مهربانی کن. ̶ پروردگارا درود فرست بر محمد و آل پاکش و تو از لطف و کرمت هنگامی که من در مقام شکر گزاری از نعمتهایت که به من عطا کرده ای در حال آسایش و سختی و صحت و بیماری تقصیر کردم و ادا شکر و سپاست ننمودم در آن هنگام معرفت حق و فهم حقیقت را نصیب و روزیم گردان تا بدان فهم و معرفت در نفس خود روح مقام رضا و تسلیم
اقسام روزه
زمینههای عبادی به ما عنایت کند.به قول الهی آن عارف دل سوخته خداوندا چو دادی گوهر جان عطا کن تاج علم و گنج ایمان بجانم پرتو صدق و صفا بخش مقام صبر و تسلیم و رضا
English