شناخت در اختیار انسان قرار گیرد و چون آنچه در اختیار همه ی انسانهاست کافی نیست پس باید راه دیگری وجود داشته باشد.به هر حال تردیدی نیست که علم انسان های عادی بسیار محدود است.قبلا گفتیم که قرآن برای انسان از یک نظر دو نوع علم قائل است علم عادی و علم غیر عادی.دانش عادی آنست که چه حصولی و چه حضوری در اختیار همه ی انسانهاست.علم غیر عادی دانشی ست که ویژه ی برخی انسانهاست ایضا چه حضوری و چه حصولی.علم نبوت از انواع علوم غیر عادی است که در اختیار پیامبران قرار می گیرد و از آنها به دیگران انتقال می یابد.اما اینکه حقیقت … شناخت حق و تکلیف استفاده کرد و آنچه در این زمینه اهمیت فراوان دارد همین سه قوه است و قوای دیگر چندان تاثیری در این مسائل ندارند.و اما توضیح کلمه ی افئده کلمه فؤاد که در قرآن مترادف با قلب بکار می رود در اصل به معنای عضو مخصوصی در بدن انسان یا حیوان است که نقش تلمبه در جریان خون و تصفیه ی آن را به عهده دارد و معمولا در سمت چپ سینه قرار دارد ولی در عرف به معنای مرکز ادراکات و عواطف و احساسات بکار می رود.و اما ارتباط بین معنای لغوی و عرفی آن شاید ناشی از اینجاست که عرف مردم تصور می کرده اند که ادراک و احساس با این اندام خاص ارتباط دارد و قرآن کریم نیز بر مبنای همین اصطلاح عرفی آنرا بکار برده است حج46 فانها لا تعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور .دیدگان کور نیستند بلکه دلهایی کورند که در سینه هاست.ممکن است گفته شود که این یک رابطه ی توهمی ست چرا قرآن تلویحا آن را امضا کرده است؟ در پاسخ می توان گفت چون قرآن به زبان مردم نازل شده است طبق اصطلاح مردم سخن می گوید و معنای آن امضای آنچه مردم واقعیت می پنداشتند نیست می فرماید چشم سرتان را نمی گویم که کور می شود بلکه چشم دلتان را می گویم کور می شود که در سینه هایتان است.نیز می توان گفت منظور از صدر و سینه صدر و سینه ی جسمانی نیست بلکه منظور از دل قوه ی مدرک است و منظور از صدر باطن انسان.زیرا ما عادت کرده ایم که چون بخواهیم به باطن اشاره کنیم می گوییم درون سینه.لقمان23 ان الله علیم بذات الصدور .خداوند به درون سینه ها داناست چون سینه مخفی ترین جای بدن است و محفظه ای است که با استخوانهای اطراف احاطه شده است. پس در حقیقت … حقیقت نفس نسبت داد علم حضوری ست کار روح مشاهده ی واقعیت است و این مرتبه والاتر از ادراک مفاهیم است.به هر حال ذهن ما آشنا با این معناست که برای هر نوع فعلی که از روح سر می زند قوه ی خاصی منظور می شود.با این دید وقتی کلمه ی قلب را مورد مطالعه قرار می دهیم با توجه به موارد استعمال و بر طبق این اصطلاح باید گفت قلب قوه ی خاصی نیست چون چیزهای گوناگونی بدان نسبت داده شده است که از جهت ماهیت با هم متفاوت اند یکدسته از آنها انفعال است و دسته ی دیگر فعل .افعال نیز انواع متفاوتی دارند.پس قلب عبارتست از نفس انسان از آن نظر که دارای ادراکات و احساسات و عواطف است.حتی انتخاب و اختیار نیز در قرآن به قلب نسبت داده شده است بقره225 لا یؤاخذ کم الله باللغو فی ایمانکم و لکن یؤاخذکم بما کسبت قلوبکم .خدا شما را بواسطه سوگندهای سر زبانی مؤاخذه نمی کند ولی در آنچه دلهاتان بر می گزیند مورد مؤاخذه قرار می گیرید.احزاب5 و لیس علیکم جناح فیما اخطاتم به و لکن ما تعمدت قلوبکم و کان الله غفورا رحیما .اگر در چیزی خطا کرده اید باکی نیست اما آنچه دلهاتان به عمد برگزیده مورد مؤاخذه خواهید بود و خدا بخشایشگر مهربان است.پس اگر بگوییم با توجه به موارد استعمال قرآن قلب مترادف است با آنچه در فلسفه به نام روح یا نفس نامیده می شود گزاف نیست.تنها چیزی که می توان گفت که به نفس نسبت داده می شود و به قلب نسبت داده نمی شود افعال بدنی ست.نفس قوه ای عامل دارد که بدن را به حرکت وا می دارد و این به قلب نسبت داده نشده است. پس هر چیزی که نوعی ادراک در آن ملحوظ است یا خود علم و معرفت و یا کیفیت های علمی همه به قلب نسبت داده می شود اما چیزی که بهیچ صورت ادراک در آن راه ندارد به قلب نسبت داده نمی شود. احساسات و عواطف هم توام با ادراک است محبت را نیز آدمی درک می کند .پرسش با توجه به اهمیت قلب چرا در آیه ای که از سوره ی انسان نقل شد از آن نام برده نشده است؟ و می فرماید فجعلناه سمیعا بصیرا ؟ .به علاوه در آیه ی 78 از سوره ی نحل چرا نخست سمع و پس بصر را ذکر فرموده است؟ و بعد از همه افئده را؟پاسخ معمولا فعالیتهای قلب به دنبال فعالیتهای چشم و گوش است.نخست چیزی را می بینیم یا می شنویم سپس قلب عقل در مورد آن می اندیشد کار عقل و قلب معمولا مترتب بر کار چشم و گوش است.عدم ذکر آن در آیه نیز شاید از آنروست که خواسته است تنها از چیزهایی که ابزار ابتدایی شناخت
2,143 مطلب یافت شد
سعادت انسان در پرتو شناخت پنج حقیقت
شناخت را در حد خودش حالا نه در حد یک مرجع تقلید نه در حد یک حکیم بزرگ و نه در حد یک فیلسوف نه در حد جلسات فیضیه و درسهای مسجد اعظم قم و نجف چنین دستوری به ما ندادهاند بلکه در حد همین جلسات فرا بگیرد و این پنج موضوع را در حد همین جلسات بشناسد به گنج سعادتی میرسد که دنیا از زمان آدم تا حالا بهدنبال آن بوده و نرسیده است مگر آنهایی که این پنج حقیقت
شناخت سه حقيقت؛ خدا، قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله
باید قرآن را که نازل شده شناخت؛ این چیست که پروردگار عالم آن را از عمق علم خود آشکار کرده است؟این واقعا یک مشت الفاظ عربی است؟ یا علم حکمت فلسفه حقیقت
شناخت سه حقيقت؛ خدا، قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله
در نگاه تربيتى، اولين آيه در سوره ابراهيم عليه السلام است. بعد از «بِسْمِ اللَّهِ» جالب اين است كه آيات، با رحمانيت و رحيميت شروع مى‏شود. اين افق طلوع نگاه تربيتى خدا در قرآن است.
«كِتابٌ أَنْزَلْنا...
شناخت سه حقيقت؛ خدا، قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله
در نگاه تربيتى، اولين آيه در سوره ابراهيم عليه السلام است. بعد از «بِسْمِ اللَّهِ» جالب اين است كه آيات، با رحمانيت و رحيميت شروع مى‏شود. اين افق طلوع نگاه تربيتى خدا در قرآن است.
«كِتابٌ أَنْزَلْنا...
طلوع چند حقیقت در پرتو شناخت خدا و بزرگ داشتن او
است که از افق وجودش طلوع میکند؛ یعنی این شناخت و بزرگ دانستن عامل طلوع آن چند حقیقت است.حالا اگر تازهواردی سؤال بکند چگونه … عرف الله ؛ کسی که هر کسی میخواهد باشد مرد و زن پیر و جوان شهری و دهاتی خدا را بشناسد و وجود مبارک او را بزرگ بدارد نتیجه این شناخت و بزرگ دانستن حضرت او چند حقیقت … شناخت خداست. ب بزرگ داشتن پروردگار و عظمها و خدا را بزرگ بداند. چطوری بزرگ بداند؟ این آفرینش را که نگاه میکند به قول امیرالمؤمنین ع عظم الخالق فی انفسهم خدا در درونشان بزرگ مینماید و صغر ما دونه فی اعینهم و هرچه غیر از خداست در چشمشان کوچک مینماید. حس میکنند فقط یک بزرگ در هستی است آنهم خداست. طلوع چند حقیقت
شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
شناخت حقیقت خداوند بدون شناخت حقیقت نبوت و امامت و شناخت این حقیقتها بدون شناخت آن حقیقت ممکن نیست. … پس باید اهل شناخت حقیقت بود واز رهگذر آن به شناخت وظائف و تحصیل و تامین سعادت رسید. … بنابراین نه مبد هستی را شناخته اند و نه بر مبنای آن به شناخت وظائف انسانی رسیده اند. حقیقت
شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
شناخت حقیقت خداوند بدون شناخت حقیقت نبوت و امامت و شناخت این حقیقتها بدون شناخت آن حقیقت ممکن نیست.بزرگترین فیلسوف و متکلم اگر در شناخت برخی … بنابراین نه مبد هستی را شناخته اند و نه بر مبنای آن به شناخت وظائف انسانی رسیده اند.حقیقت علم آن است که انسان را به معرفت حق و حقیقت رهنمون شود … از حقائق اعتقادی و برنامه های عملی ناتوان باشد جاهل است و بزرگترین دانشمند دینی اگر در شناخت حقیقت امامت ناتوانی کند نه عالم است و نه متعلم.
شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
شناخت حقیقت خداوند بدون شناخت حقیقت نبوت و امامت و شناخت این حقیقتها بدون شناخت آن حقیقت ممکن نیست.بزرگترین فیلسوف و متکلم اگر در شناخت برخی … بنابراین نه مبد هستی را شناخته اند و نه بر مبنای آن به شناخت وظائف انسانی رسیده اند.حقیقت علم آن است که انسان را به معرفت حق و حقیقت رهنمون شود … از حقائق اعتقادی و برنامه های عملی ناتوان باشد جاهل است و بزرگترین دانشمند دینی اگر در شناخت حقیقت امامت ناتوانی کند نه عالم است و نه متعلم.
شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
شناخت حقیقت خداوند بدون شناخت حقیقت نبوت و امامت و شناخت این حقیقتها بدون شناخت آن حقیقت ممکن نیست.بزرگترین فیلسوف و متکلم اگر در شناخت برخی … بنابراین نه مبد هستی را شناخته اند و نه بر مبنای آن به شناخت وظائف انسانی رسیده اند.حقیقت علم آن است که انسان را به معرفت حق و حقیقت رهنمون شود … از حقائق اعتقادی و برنامه های عملی ناتوان باشد جاهل است و بزرگترین دانشمند دینی اگر در شناخت حقیقت امامت ناتوانی کند نه عالم است و نه متعلم.
شناخت خدا مبنای شناخت وظائف انسان
شناخت حقیقت خداوند بدون شناخت حقیقت نبوت و امامت و شناخت این حقیقتها بدون شناخت آن حقیقت ممکن نیست.بزرگترین فیلسوف و متکلم اگر در شناخت برخی … بنابراین نه مبد هستی را شناخته اند و نه بر مبنای آن به شناخت وظائف انسانی رسیده اند.حقیقت علم آن است که انسان را به معرفت حق و حقیقت رهنمون شود … از حقائق اعتقادی و برنامه های عملی ناتوان باشد جاهل است و بزرگترین دانشمند دینی اگر در شناخت حقیقت امامت ناتوانی کند نه عالم است و نه متعلم.
دل بستگی به دنیا یعنی چه؟
شناخت دنیا است. آدمی نباید زیور دنیا را با حقیقت آن اشتباه کند؛ زیرا همین اشتباه مانع شناخت حقیقت دنیا میشود. … دین در دیدگاه امام علی ع دین نخستین منبع شناخت دنیا است؛ زیرا هیچ کس بهتر از خداوند دنیا را نمیشناسد. یکی از اهداف بعثت انبیا نیز شناساندن حقیقت … آرزوی دراز نه تنها مانع شناخت حقیقت دنیا است عقل را نیز در هر امری ناکار میکند بدانید که آرزوهای دراز عقل را غافل میکند و یاد خدا را به فراموشی
راهی برای رفع مشکلات روحی و معنوی
این عبارت بیان می کند که اگر کسی خودش را شناخت خداوند را نیز شناخته است و از ظاهر آن این مساله قابل برداشت است که شناخت خدا در شناخت حقیقت انسان … این عبارت بیان می کند که اگر کسی خودش را شناخت خداوند را نیز شناخته است و از ظاهر آن این مساله قابل برداشت است که شناخت خدا در شناخت حقیقت انسان … حقیقت برای هدفی بالاتر با میل خود مبارزه می کنیم و آن هدف بالا همان انجام دستور خداوند و کسب رضای خداست. این کار باعث می شود توجه ما از خوردن و آشامیدن تا حدودی به اهداف متعالی تر عطف شده و همین امر زمینه توجه به خداوند را مهیا می کند.یکی از راه های وصول به سعادت و شاید بهترین راه راه معرفت نفس می باشد. یعنی انسان از طریق شناخت
اولين گام برای انسان شدن چيست؟
انسان با شناخت حقیقت خود به حس پرستش و زیبایی خواهی آگاهی می یابد و در نهایت به زیبا و جمال مطلق میرسد.
وظايف انسان در واجبات
میفرماید از انسانی که در مقام به دست آوردن فضیلت یعنی علوم مادی و ظاهری است ولی از انجام واجبات الهیه روی گردان است تعجب میکنم چنین انسانی از شناخت حقیقت
گوهر وجود زن از ديدگاه اسلام
اگر در همه قرآن مجید برای نشان دادن اصل آفرینش زن و هویت شخصی او جز آیهی چهارم نسا نبود برای شناخت حقیقت خلقت او بس بود یا ایها الناس اتقوا ربکم
وظايف انسان در واجبات
میفرماید از انسانی که در مقام به دست آوردن فضیلت یعنی علوم مادی و ظاهری است ولی از انجام واجبات الهیه روی گردان است تعجب میکنم چنین انسانی از شناخت حقیقت
نیایش هنگامى كه ستمى به او مى رسید یا از ستمگران كارى كه خوش نمى داشت مى دید
. ― و ای کسی که در شناخت حقیقت اخبار ایشان به گواهیهای گواهان احتیاج ندارد. ― و ای کسی که یاریش به ستمزدگان نزدیک است ― و ای کسی که مددکاریش
روش کشف زبان قرآن
یعنی به دور از هر گونه ابهام و غبار آلودگی است و خود معیار جدایی حق از باطل برای تمام کسانی است که در پی شناخت حقیقت اند. 12 د- شناخت زبان قرآن
ندای خونخواهی امام حسین(ع) در عصر ظهور
ندای مظلومیت امام حسین ع ندایی است که بهوسیله آخرین حجت الهی به گوش همه جهانیان خواهد رسید و زمینه را برای شناخت حقیقت برچیده شدن ظلم و استقرار
English