امیرالمؤمنین ع یک گناه را هم بر انسان نمیپسندند حتی اگر صغیره باشد؛ چه برسد به گناهان کبیرهای که خداوند در قرآن به انجامدهندهاش وعده عذاب داده است. پس این محبتی که در فرمایش پیغمبر ص است یک محبت محرک است؛ یعنی محبت مرده نیست بلکه محبت و عشقی زنده است. این محبت به انسان توان و قدرت میدهد که خودش را در حد خودش با صفات و ارزشهای معشوق آراسته کند. این محبت محبت بسیار باارزشی است وقتی من اهل گناه و آلودگی بودم و اکنون که امیرالمؤمنین ع را شناختهام با قلب و عملم با او در رابطه قرار گرفتهام دیگر نمیتوانم بهطرف گناه قدم بردارم. مدام عشقم میکشد بهطرف ارزشهایی بروم که در امیرالمؤمنین ع بوده است؛ عشقم میکشد حرکت کنم و خودم را بهگونهای قرار بدهم که امیرالمؤمنین ع هم به من محبت داشته باشند.چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی ××××× که یکسر مهربانی دردسر بی -نشانۀ محب واقعیامام باقر ع میفرمایند ادعای محبت ارزشی ندارد بلکه دل باید از نظر عشق … امیرالمؤمنین ع برای شناخت وجود مبارک امیرالمؤمنین ع که در تاویل آیه شریفه مرج البحرین از او به دریا تعبیر شده دریا جایی است که هنوز کسی به اسرار اعماق و کثرت موجوداتش پی نبرده است. حضرت زینالعابدین ع در یکی از دعاهایشان فرمودهاند یا من فی البحار عجائبه ای خداوندی که شگفتیهای آفریدههای تو در دریاست. ما نمیتوانیم به عظمت دریای وجود مبارک امیرالمؤمنین ع و شگفتیهایی پی ببریم که خدا در این دریا قرار داده است. اگر مستقلا بخواهیم وارد شناخت یا شناساندن حضرت بشویم یقینا کار ما نیست؛ چون اهل منطق قاعدهای دارند و میگویند معرف باید اجلای از معرف باشد. کسی که میخواهد حقیقتی را بیان کند خودش باید قدرت عقلی و علمی خیلی بالاتری داشته باشد تا آن حقیقت را معرفی کند. منابع مورد نیاز برای شناخت امیرالمؤمنین ع ما برای شناخت امیرالمؤمنین ع باید به چند منبع مراجعه کنیم -قرآن کریماول قرآن است؛ یقینی است که بخش مهمی از آیات علم ایمان جهاد و هجرت درباره امیرالمؤمنین ع نازل شده است. تا جایی که دانشمندان اهلسنت کتاب مستقلی بهنام الآیات نازله فی علی دراینزمینه دارند. -روایات اهلبیت علیهمالسلام بعد از قرآن هم باید به روایاتی مراجعه کنیم که از رسول خدا ص و ائمه طاهرین علیهمالسلام درباره ایشان رسیده است. -زیارات نظامدادۀ ائمه علیهمالسلام بعد از روایات باید به زیارتهایی مراجعه کنیم که ائمه ما برای حضرت نظام دادهاند. -مراجعه به آثار رسیده از امیرالمؤمنین ع بعد از زیارتها هم برای شناخت علم اندیشه فکر و گسترش عظمت او باید به نهجالبلاغه و آثاری مراجعه کنیم که از حضرت در غیر از نهجالبلاغه به ما رسیده است. مقام امیرالمؤمنین ع در کتب اهلسنت-محبت امیرالمؤمنین ع پاککنندۀ گناهانآیات نازلشده بیش از سیصد آیه است که میتوانید در مجالس مختلف از گویندگان دانشمند و عالم بشنوید. من روایاتی را برایتان نقل میکنم که کمتر گفته میشود و کمتر هم شنیده شده است. اهلسنت کتابی شانزدهجلدی بهنام کنزالعمال دارند که نویسنده این کتاب در حدیث 320-321 از وجود مبارک رسول خدا ص با سند نقل کرده است. رسول خدا ص فرمودهاند حب علی بن ابیطالب یاکل الذنوب کما تاکل النار الحطب محبت به امیرالمؤمنین ع گناهان را میخورد و از پرونده انسان پاک میکند چنانکه آتش هیزم را میخورد و خاکستر میکند. -محبت محرک محبتی بسیار ارزشمندالبته باید به این نکته توجه داشت که طبع عشق … امیرالمؤمنین ع گره بخورد و محب باید به وجود مقدس او اقتدا کند. وقتی این برنامه تحقق پیدا کند بهطور یقین گناهان گذشته در پرونده با آتش عشق علی ع خاکستر میشود و آدم در آینده هم مصونیت پیدا میکند تا قدم در اموری
671 مطلب یافت شد
عاشقانههای خدا و بندگانش در شب قدر
بیقراری همام در عشق به امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع یک عاشق ویژهای داشت که کمالات و ارزشهای امیرالمؤمنین ع را درک کرده و بهصورت بیقرار عاشق … یک روز به خدمت امیرالمؤمنین ع میآید دربارهاش نوشتهاند کان رجلا عابدا مردی بود که با همه وجودش بنده پروردگار بود و عشق امیرالمؤمنین ع هم به او … سوزندهایم کشته عشقیم و به او زندهایمآتش عشق از من دیوانه پرس کوکبه شمع ز پروانه پرس بیداردلی همام و تقاضای او از امام ع این حرف این عاشق بود که نامش همام است؛ یعنی یک انسان بسیار کوشا و فعال در عبادت خدا و عشق به اولیای خدا. به امیرالمؤمنین
شناخت کامل امیرالمؤمنین(ع) از معشوق حقیقی
همانطور که نان و آب هوا و نور رزق ماست پیغمبر ص هم میگویند عشق به اهلبیت من که امیرالمؤمنین ع در راسشان است رزق است. … امیرالمؤمنین ع به زیبایی بینهایت پروردگاردر این شناخت وجود مقدس او وجود حضرت حق را زیبایی بینهایت دیده و این زیبایی بینهایت عشق قلب علی ع … ع بود که فهرستش را چند شب قبل عرض کردم و توضیحش باقی ماند. معرفت به خداوند و براساس این معرفت عشق به خداوند؛ معرفت به معاد عشق و شوق به معاد؛ معرفت به قرآن عشق به قرآن؛ معرفت به نبوت پیغمبر و خود پیغمبر عشق به پیغمبر؛ معرفت به عبادتالله و خدمت به خلقالله عشق به عبادت و عشق به خدمت به خلق خدا. این رشتههای معرفت و محبت در وجود مبارک امیرالمؤمنین
ولایت امیرالمؤمنین(ع)، حصار و قلعۀ پروردگار
ارزش عاشق و اقتداکنندۀ به امیرالمؤمنین ع بهراستی عشق به علی ع چقدر در وجودشان داغ بوده که به دست پا و زبان میگفتند اگر میخواهی در راه عشق علی … امیرالمؤمنین ع فرمودند وجود من هم عشق به توست و این عشق یکطرفه نیست. اگر یکطرفه باشد شما سودی نمیکنید. … عشق علی ع برسد و در کوفه سر دار برود. اگر ابیعبدالله ع آمدند سلام من را به ایشان برسان. امسلمه گفت بگویم چه کسی به تو سلام رساند؟ میثم گفت بگو میثم آمده بود. امسلمه گفت اللهاکبر تو میثم هستی؟ میثم هنوز در زمان پیغمبر ص بهدنیا نیامده بود؛ امسلمه گفت میثم خیلی از شبها که پیغمبر ص پیش من بود میدیدم زارزار گریه میکنند و تو را دعا میکنند. -رزق و یاری پروردگار بهسبب وجود هفت نفرآیا ما شما را دعا نمیکنیم؟ شما اگر ما را یادتان برود باز ما برای شما دعا میکنیم. در این کتاب از قول امیرالمؤمنین
طلوع هشت حقیقت بر قلب بندگان محبوب
امیرالمؤمنین ع عاشق شیعه بودند. این را بدانید ما روایاتی داریم که از عشق امیرالمؤمنین ع به شیعه بهخاطر خصوصیاتی که دارد خبر میدهد. … عشق امیرالمؤمنین ع به شیعیانحتما این حکایت را شنیدهاید؛ روزی به امیرالمؤمنین ع خبر دادند که یک مار سمی خطرناک یکی از شیعیان خوبتان را نیش زده … امیرالمؤمنین هست عمل میکند و تا حدی هم از گناهان مخصوصا از گناهان کبیره کنارهگیری میکند. همه شیعیان که کامل نیستند امام صادق ع میفرمایند اگر میخواهید شیعه را بشناسید به حسن و حسین علیهماالسلام نگاه کنید. آنها شیعه علی ع هستند. بعد از آنها هم سلمان ابوذر مقداد عمار ابوالهیثمبنتیهان و عبداللهبنابیرافع شیعه علی ع و در راس شیعیان امیرالمؤمنین ع هستند. امام صادق ع میفرمایند حضرت مجتبی و ابیعبداللهالحسین علیهماالسلام ملاک شناخت شیعه هستند. حالا امیرالمؤمنین ع چقدر عاشق حسن و حسیناند؟ چقدر عاشق سلمان مقداد و عمار بودند؟ اینقدر عاشق بودند که وقتی عمار در نودسالگی در جنگ صفین شمشیر و نیزه و تیر خورد افتاد و جان داد و به امیرالمؤمنین ع که خودشان یک طرف دیگر لشکر صفین مشغول جنگ بودند خبر دادند عمار شهید شد جنگ را رها کردند و باعجله آمدند. وقتی به عمار رسیدند پیاده شدند و روی زمین جبهه نشستند. سر عمار را به دامن گرفتند صورت و سر خودشان را به جانب عالم بالا برداشتند و با اشک چشم گفتند ملکالموت تو که تا روی زمین برای گرفتن جان عمار آمدی میآمدی و جان مرا هم میگرفتی. من بعد از عمار دیگر زندگی را میخواهم چهکارشیعه فیالجمله نه بالجمله و کامل فیالجمله یعنی تا حدی به حقایق ایمان دارد تا حدی عمل دارد تا حدی تقوا دارد و تا حدی هم کنارهگیری از گناهان را دارد معشوق امیرالمؤمنین ع است و به زمان هم کاری ندارد که شیعه در چه زمانی باشد همین الآن که شما 1500 سال با امیرالمؤمنین ع فاصله دارید وجود امیرالمؤمنین ع الآن در عالم برزخ از عشق
جلوههایی از شخصیت امیرالمؤمنین(ع)
؛ اگر به من بگویند که دنیا تشنه است و فرهنگ علی باید تبلیغ بشود بگویم این یکی را معذرت میخواهم؛ پس آن علاقه به علی ع در این آدم چه معنایی دارد؟ عشق و محبت امیرالمؤمنین … ع میفرمایند عشق او به علی ع مرز نداشت. او شهید ویژهای در پیشگاه خداست. حجاج گفت دست راست و پای چپ او را قطع کنید دست و پا قطع شد و خون میریخت حجاج گفت یک ناسزا به علی بگو تا تو را پانسمان کنند؛ بعد برو و بقیه عمرت را هم زندگی کن. باز گفت من عاشق علی ع هستم و حرف بدی به علی ع نمیزنم. این بار حجاج گفت اره بیاورید دست چپ و پای راستش را هم قطع کنید. یحیی همانجا شهید شد. -عشق به امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین ع برادرانم و خواهرانم آیهای که قرائت میکنم زمانی که نازل شده است امیرالمؤمنین ع هنوز بیست سال نداشتند. خدا در این آیه به پیغمبر ص میگوید الذین کفروا لست مرسلا سوره رعد آیه 43 حرف کفار این است که تو از جانب خدا فرستاده نشدهای؛ به آنها بگو کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب بین من و شما دو شاهد است که میگوید من پیغمبر هستم؛ یکی خدا و دیگری هم کسی است که علم کتاب نزد اوست. اینجا دیگر من ندارد و آیه نمیگوید کسی که یکخرده از علم کتاب پیش اوست؛ بلکه میگوید کسی که کل علم کتاب پیش اوست. آیا برای شما بس نیست که خدا و علیبنابیطالب ع شاهد نبوت من باشد که کل علم کتاب پیش اوست؟ این برای علم زمان هفدههجده سالگی امیرالمؤمنین ع است که اصلا آدم بهتزده میشود؛ اما لحظه درگذشت پیغمبر ص که آنوقت 30-33 ساله بودند چه شد؟ رسول خدا ص ایشان را صدا کردند و گفتند علی جان گوشت را کنار دهان من بگذار. پیغمبر ص در بستر افتاده بودند حضرت خم شدند و گوش مبارکشان را کنار دهان پیغمبر ص گذاشتند. هفتهشت ثانیه طول نکشید که بلند شدند. -اتصال امیرالمؤمنین ع به علماللهبعد از دفن پیغمبر ص به حضرت گفتند پیغمبر ص در آن لحظه چه گفتند؟ فرمودند یکمیلیون در علم به روی من باز کردند. این غیر از علمی است که در هفدههجده سالگی داشتند. در حقیقت رسول خدا ص ایشان را به علمالله وصل کردند و این غیر از علمی است که وقف ذات خودش و پیش خودش است. رسول خدا ص امیرالمؤمنین را به علمالله وصل کردند و برای همین است که حضرت به مردم اعلام کردند هرچه میخواهید قبل از آن بپرسید که از دنیا بروم؛ من جواب بلد نیستم ندارم. نصیحتهای بینظیر و دریاوار امیرالمؤمنین ع اما جنبه نصیحتگری امیرالمؤمنین ع چگونه بود؟ نهجالبلاغه که یک دریاست هشت برابر نهجالبلاغه را هم چاپ کردهاند؛ آن هشتتا هم نامهها سخنرانیها و کلمات قصارشان است. کتابی هم در شش جلد بهنام غررالحکم در زمان صفویه نوشته شده که حدود یازدههزار کلمه حکمتآمیز است. غیر از همه اینها امیرالمؤمنین ع بعد از پیغمبر ص در مقام نصیحت نمونه نداشتند. یک نصیحتش را بگویم؛ چون ما امروز نمیتوانیم از همه میوههای این باغ بچینیم و از هر شجره طیبهشان یک میوه میچینیم. -بهترین نوع زندگی در نظر امیرالمؤمنین ع یک نفر به امیرالمؤمنین ع گفت چگونه زندگی کنیم؟ بارکالله به او سؤال خیلی عالیای است حضرت فرمودند ان تعبد الله بقدر حاجتک الیه بهاندازهای که به خدا نیازمند هستی عبادت کن. و ان تعصیه بقدر صبرک علی النار بهاندازهای که طاقت جهنم را داری گناه کن. و ان تعمل لدنیاک بقدر عمرک فیها بهاندازه همین هفتادهشتاد سال برای معاشت تلاش کن. و ان تعمل لآخرتک بقدر بقائک فیها و برای آخرتت بهاندازهای که ماندگار هستی کار کن. شیوه حکومتداری امیرالمؤمنین ع امیرالمؤمنین ع در مقام انتخاب استاندار و فرماندار هم در این عالم غوغا کردهاند کمیلبنزیاد نخعی عثمانبنحنیف انصاری از نمونههای از استاندارانش هستند. در حقیقت حضرت به حاکمان هر کشوری میگویند که جمعیت بیتالمال دین و فرهنگ یک استان را به دست هر کسی ندهید؛ شما را در قیامت بیچاره میکنند. به عثمان فرمودند اگر ظلمی در دورترین نقطه کشور اتفاق بیفتد غیر از اینکه در پرونده ظالم مینویسند در پرونده تو هم مینویسند. چرا یک شخص ظالم یا دزد برای یک استان فرستادهای؟خودشان در انتخاب استاندار غوغا کردهاند کمیل و عثمانبنحنیف آدم کمی نبودند. مالکاشتر در راس همه استاندارانش است که وقتی خبر شهادتش به کوفه رسید در منبر گفتند مردم مادری را در روزگار سراغ ندارم که مانند مالک را بزاید. جایگاه مالک برای من جایگاه من برای پیغمبر ص بود. اللهاکبر از این تربیت همچنین گفتند مالک با شهادت تو یک کشور چراغانی شد که کشور معاویه است؛ یک کشور هم کمرش شکست که مملکت من بود.حضرت وقتی میخواستند مالک را به مصر بفرستند در اول عهدنامهای که برایش نوشتند این جمله را نوشتند امره بتقوی الله مالک من به تو دستور میدهم که تقوا را کنار پروردگار مراعات کنی؛ هیچچیز را جابهجا نکنی و هر چیزی را سر جای خودش قرار بدهی. و ایثار طاعته و اتباع ما امر به فی کتابه مالک اطاعت از خدا را بر همهچیز مقدم بدار و قرآن مجید دستورالعمل تو در استانداری و زندگیات باشد. این شکل حکومت امیرالمؤمنین ع است. عشق
کسب معرفت، مقدمۀ قرب الهی
امیرالمؤمنین ع خطاب به کمیلامیرالمؤمنین ع مطلب فوقالعادهای دربارۀ معرفت خطاب به کمیلبنزیاد نخعی دارند. کمیل اهل یمن و از قبیلۀ مالک اشتر بود؛ نوشتهاند چند نفر از یاران امیرالمؤمنین ع از رازداران حضرت بودند که کمیل یکی از آنها بود؛ یعنی آن علوم ویژهای که همه طاقتش را نداشتند کمیل از آنهایی بود که طاقت و تاب آن علوم ویژه را داشت و امیرالمؤمنین ع هم بیدریغ به آنها انتقال میداد. این افراد کم بودند ولی هرکدامشان یک دنیا بودند. نودساله بود که بهخاطر عشق … امیرالمؤمنین ع به اعدام محکوم شد و سر مبارکش را در آن سن از بدن جدا کردند. همان جا هم که شهید شد دفنش کردند که الآن حرم و صحن وسیعی دارد. از همان زمان دفن او شخصیتهای بزرگی در آنجا دفن شدند و پیش از کمیل هم بزرگانی مانند خباببنارت در همان قطعه زمین دفن هستند. من شب جمعهای با هفت هشت نفر کنار قبر کمیل و خود ضریح بودم که به من پیشنهاد شد دعای کمیل بخوانم. آنجا دعای کمیل خوانده شد؛ البته خبر ندارم که آن دعای کمیل پخش شده است یا نه کمیل راوی این دعای باعظمت کمیل است. وی در کنار امیرالمؤمنین ع به یک چهرۀ معتبر مشهور الهی و ملکوتی تبدیل شد. علتش هم این بود که کمیل معرفت جامعی به امیرالمؤمنین ع داشت. حالا اگر بخواهید بدانید عظمت معرفت چقدر است؛ کسی که اهل معرفت است در راه عشق
آیات عظمای پروردگار در زمین
امیرالمؤمنین ع است. اینها نشانههای خدا در راه توحید هستند که دوهزار سال پیش از خلقت عالم با توحید بیگانه نبودهاند و وقتی هم که خدا آنها را در دنیا آورد سفرشان من الحق الی الحق ادامه داشت. لذا کسی زبان خدا را مثل اینها در این عالم نمیفهمد.آشنا داند صدای آشنا ××××××× آری آری جان فدای آشنا -پاکسازی شرط اصلی فهم آیات الهیمن وقتی بیگانه باشم چهچیزی از قرآن میفهمم؟ من باید در این حوزه و عرصه وارد شوم خودم را پاکسازی بکنم تا یک کلمه بفهمم. پروردگار عالم دراینزمینه جدیدا واقعا به من لطف خاصی کرد و توفیق ویژهای داد تا رسالهای نوشتم. این رسالهام تازه تمام شده و سلوک بهسوی خدا نام دارد. موضوع رساله این است که اگر بخواهیم این جاده را برویم و به قرب و لقای او برسیم باید چهکار بکنیم؟ این رساله غیر از رسالههای سلوکی است که تاکنون نوشته شده است. بعضی از این رسالهها خیلی علمی بعضی هم کاربردی نیست و فقط نظری است. درحالیکه همه این رساله قابلعمل است؛ هم علل کمکدهنده به حرکت در این رساله هست و هم علل مانع بودن در حرکت در این راه است. -پربارترین و عظیمترین سفرهاسیر اینها من الله الی الله من الرب الی الرب من الرحیم الی الرحیم و من الحق الی الحق بود؛ یعنی هیچ سفری در این عالم پربارتر و عظیمتر از این سفر نبود. چنان به او ایمان داشتند که بهخاطر آشنا بودنشان از او به او سفر میکردند. لذا امیرالمؤمنین ع برای اینکه خدا را با دلیل نشان بدهند و بگویند این دلیل نشانه و علامت بر وجود توست بههیچعنوان بهسراغ میلیاردها نشانه نرفتهاند و نگفتهاند بنا دلیل بر بنا درخت دلیل بر کشاورز یا صنعت دلیل بر صنعتکار است. اصلا در طول عمرشان بهسراغ این دلایل نرفتند دلیل حضرت بر وجود خدا این بود یا من دل علی ذاته بذاته ای کسی که خودت دلیل بر وجود خودت هستی. فهم این هم خیلی مشکل است من که اصلا نمیفهمم تعارف و شکستهنفسی هم نمیکنم. یکی از دوستانم میگفت که برای چه به من میگویی شکستهنفسی نکن؟ نفس من پیش من نیست از اولی که من وارد زندگی شدهام نفس من پیش شیطان است؛ من چطوری او را بشکنم؟ اگر دست خودم بود آن را میشکستم. -خداوند دلیل بر وجود خودشحضرت میفرمایند ای کسی که دلیل بر تو خودت هستی؛ این یعنی چه؟ درک آن خیلی مشکل یا محال است کسی به امیرالمؤمنین ع بگوید که دلیل بر وجود خدا چیست؟ ایشان هم بگویند خود خدا دلیل بر وجودش است. شما ببینید امیرالمؤمنین ع چه فهمی از توحید داشتهاند که میفرمایند دلیل او خود اوست. دلیل آفتاب چیست که آفتاب است؟ خود آفتاب دلیل آفتاب است؛ آفتاب آمد دلیل آفتاب . این ایمان یقین فهم و علم امیرالمؤمنین ع است وقتی امیرالمؤمنین ع 23-24 ساله بودند پیغمبر ص فرمودند اگر ایمان علی را به یک جرم و عنصر قابل وزن کردن تبدیل کنند آن را از صندوق قلب علی دربیاورند و در کفه ترازو بگذارند تمام جهان را هم در کفه دیگر بگذارند ایمان علی بر کل جهانیان سنگینی میکند. این حرفها برای روزگار پیغمبر ص است که البته دیگران هم غیر از ما نقل کردهاند. این آیتاللهالعظمی و آیتاللهالکبری است؛ به علی شناختم من به خدا قسم خدا را . این داستان از عجایب داستانهای عالم هستی است. یا رب به که این نکته توان گفت ×××××× که وحدت از کوی علی یافته راه صمدی رااین معنی نشانه است و این نشانهگذاریها کار خود پروردگار در راه توحید است؛ اگر آدم با اندیشه در نشانهها به این توحید برسد آنوقت چهچیزی بهدست میآورد به خواست خدا فردا با خواندن یک آیه برایتان عرض میکنم که مسئله اندیشه در کنار نشانهها مطرح است؛ آنهم اندیشه همواره و بیقطع. کلام آخر؛ غروب خورشید ملکوت و هستی در هجدهسالگیدر بیشتر منابع گفته میشود که این خورشید ملکوت و هستی در هجدهسالگی غروب کرده است. باید میماند باید حادثه سقیفه پیش نمیآمد و میماند تا علومی که خدا به او افاضه کرده بود سالهاس سال به بشریت انتقال بدهد؛ اما نگذاشتند اینقدر زجر روحی و بدنی به او دادند که در اوج جوانی غروب کرد. همین روزها وقتی حضرت مجتبی ع و ابیعبدالله ع وارد منزل شدند اسما خواهش کرد که وارد اتاق مادر نشوند. اسما مادر محمدبنابیبکر است و زن بسیار شایستهای بود. پسر او هم از چهرههای ویژه و خاص بود که در راه عشق
ویژگیهای برجستهی امام علی(علیه السلام)
خلوتگری عشق علی ع امیرالمؤمنین ع با همهی عظمت و بزرگی به درگاه خدا رومیآورد و با او خلوت و زمزمه میکرد.
ایمانِ عارفانِ اهل معرفت
امیرالمؤمنین ع و حرم ابیعبدالله ع میروید؟ همۀ ما دوسه نفر بهتمان برد که چرا آقا شیخ محمد به این شخص درسخوانده که نمازش هم شلوغ است گفت زندیق؟ چیزی نگفتیم و برگشتیم. حملات رضاخان که شروع شد ایشان از لباس روحانیت درآمد و کتشلواری و کراواتی شد. یک جلسه هم برای جوانهای شهر ما گذاشت. ایشان میگفت هر تعداد جوان که در آن زمان بیدین شد بهوسیلۀ این فرد بیدین شد. بعضیها معرفت دارند و در نور معرفت آن چیزی را میبینند که باید ببینند. حافظ میگوید به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید****که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلهااین دیگر خبر عینی یقینی و واقعی دارد. خبرداران در همۀ دورهها بودهاند الآن هم هستند. خدا باید لطف کند و اینها را به ما بشناساند. من فکر نمیکنم اگر خودمان دنبال کنیم بتوانیم راحت آنها را ببینیم. جایگاه رسیدن به معرفت و شناخت خداوند اللهم عرفنی نفسک خدایا معرفت به خودت را به من بده. فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اگر نور توحید را در قلب من نتابانی من به پیغمبرت معرفت پیدا نمیکنم. اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اگر پیغمبرت را به من نشناسانی من چراغ راه را نخواهم شناخت. اللهم عرفنی حجتک این چراغ را به دستم بده. فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی من اگر چراغ دستم نباشد گمراه میشوم و دینم را میبازم. اینقدر جایگاه معرفت بالاست. -ابزار علم و معرفتما در این عمر کوتاه وظیفه داریم که با کمک گوش چشم و قدرت درک و خرد به معرفت وصل شویم. این آیه خیلی آیۀ جالبی است والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا سورۀ نحل آیۀ 78 من شما را از رحم مادر به دنیا آوردم در حالی که هیچ معرفتی نداشتید و هیچ حقیقتی را نمیشناختید. وجعل لکم السمع والابصار والافئده سه وسیله به شما دادم گوش چشم و قدرت درک. چرا این سه حقیقت را به شما دادم؟ لعلکم تشکرون برای اینکه بفهمید و معرفت پیدا کنید. تشکر در اینجا یعنی معرفت پیدا کنید؛ چون این سه ابزار ابزار علم و معرفت است. درست ببینید؛ یعنی چشمتان را با آن قدرت درک پیوند بزنید و با آن به یک برگ درخت نگاه کنید. یک برگ نه میلیاردها؛ همان یک برگ را که نگاه کنی فریادت بلند میشودبرگ درختان سبز در نظر هوشیار****هر ورقش دفتری است معرفت کردگار این برای چشم است اما برای گوشت؛ میلیاردها نفر در این کرۀ زمین حرف زدهاند. یکبار هم تو بنشین و حرف میلیاردها نفر را نه بلکه حرف 124هزار نفر و چهارده نفر بعد از آنها را گوش کن و عقلت را هم دنبال گوشت قرار بده؛ آن وقت این حرفها باورت میشود و قبول میکنی. دهاتی ایرانی هم که باشی با گوشت که این حرفها را شنیدی و فهمیدی حق است قبول میکنی و سلمان میشوی. بیابانگرد ربذه و چوپان دهبیست تا گوسفنددار هم که باشی اگر بروی و این حرفها را بشنوی و فکر کنی ابوذر غفاری میشوی. با گوشت بشنو و فکر کن؛ آن وقت بلال و عمار و مالک اشتر میشوی. آنها هم وقتی بچه بودند مثل ما بودند؛ سلمان و ابوذر و مالک اشتر نبودند. گوش هزینه کردند و معرفت و نور پیدا کردند. -اولیای الهی صاحبان معرفت و شناخت عینیبعضی از آنها در آن نور حقیقت را میدیدند نه اینکه فقط میشناختند؛ یعنی یک شناخت علمی و عینی داشتند و میدیدند. در روایات و کتابهای مهم و قابل توجه ما آمده میثم تمار در کوفه به حبیببنمظاهر برخورد کرد. میثم یک خرمافروش ایرانی بود. حبیب به میثم گفت میثم من میبینم که شخصی را بهجرم عشق
استاد انصاریان در روز شهادت امیرالمؤمنین(ع) عنوان کردند؛ داستانهایی از کرامت و اخلاق زیبای مولای متقیان
امیرالمؤمنین ع فرمودند ذاذان مردی ایرانی بود که صدای بسیار زیبایی داشت؛ روزی امیرالمؤمنین ع از کنار این فرد میگذشتند که متوجه شعرخوانی او شدند؛ فرمودند که ذاذان چرا قرآن نمیخوانی؟ گفت من ایرانی هستم. حضرت علی ع در گوش او عبارتی خواندند و مقداری آب دهان مبارکشان را در دهانش ریختند و آن فرد به یک مرتبه حافظ کل قرآن کریم شد. سالها بعد شخصی نزد امام باقر ع میرسد و از حقیقت داشتن داستان این مرد ایرانی سؤال میکند؛ امام باقر ع میفرمایند او راست میگوید مطلبی که امیرالمؤمنین در گوش او گفتند استعاذه به اسم اعظم الله بود.استاد انصاریان با بیان اینکه انصاف داشتن و پرداخت حقوق مردم در برخی موارد کار بسیار سختی است ابراز کردند امیرالمؤمنین حضرت علی ع در روایتی هفت خصلت برای مؤمن شمردند که یکی از آن خصلتها انصاف داشتنش در برابر تمامی انسانها است.ایشان با اشاره به داستانی از انصاف یک دزد سیاه چهره خاطرنشان کردند دزدی سیاه چهره دزدی کرده بود و نزد امیرالمؤمنین ع اقرار به دزدی خود کرد؛ آنقدر اعتراف به دزدی خود کرد تا امیرالمؤمنین ع به عنوان حاکم دین چهار انگشتش را قطع کردند؛ او دست قطع شده خود را بالا گرفت و در بازار به حرکت درآمد و فریاد زد که دست من را امیرالمؤمنین امام المتقین یعسوب الدین سید الوصیین قطع کرده است امیرالمؤمنین ع به سبب این انصاف دزد به فرزندشان امام حسن ع فرمودند که برو عموی سیاه چهرهات را بیاور . آن دزد هنگامی که نزد امیرالمؤمنین ع آمد عشقش به امام علی ع را علت تعریف کردن از ایشان یاد کرد و گفت که اگر شما بدن مرا قطعه قطعه هم بکنی من عشقم به شما را از دل بیرون نمیکنم امیرالمؤمنین هم دست او را زیر عبا برده و دعایی کردند و دست آن فرد به روز اولش بازگشت.استاد حوزه علمیه قم افزودند همه محبان اهلبیت معصومین ع اهل بهشتند اما هنگام جان دادن و در برزخ امکان عذابهای فراوانی برای آنان وجود دارد. این عذابها از لحظه جان دادن تا برزخ به سبب ایراد در نماز و روزه و عبادات نیست بلکه عذابهای ما به عدم رعایت مسائل اخلاقی و نیز رعایت نکردن حقوق دیگران باز میگردد.ایشان با بیان اینکه امیرالمؤمنین علی ع سراسر رحمت و عشق
بهشت ابد، بهای قلب سلیم
مراقبت از قلب در برابر تلنگر شیطاناین قلب سلیم است قلبی مثل قلب شما که عشق خدا عشق پیغمبر ص عشق امیرالمؤمنین ع و عشق اهلبیت علیهمالسلام مخصوصا … امیرالمؤمنین ع وارد محل عمومی شدند. پیغمبر اکرم ص فرمودند علی جان به تشییع جنازه برویم؟ گفت آقا هرچه شما بفرمایید پیغمبر ص فرمودند دو نفری میرویم؛ نصفه راه من و تو جلوی تابوت و نصفه راه هم عقب تابوت را به دوش میگیریم. جنازه را به بقیع آوردند. مردم گفتند آقا حالا میخواهیم غسل و کفن کنیم. حضرت فرمودند شما نمیخواهد غسلش بدهید. در غسالخانه به امیرالمؤمنین ع فرمودند شما آب بریز و من غسلش میدهم. خیلی سنگین است رحمتللعالمین و بالاترین عبدالله گفت که من با دست خودم غسلش میدهم وجود مبارک امیرالمؤمنین ع هم بنا شد با دست خودشان آب بریزند. وقتی غسل تمام شد اطرافیانش یک بغچه آوردند؛ اما پیغمبر ص فرمودند کفن نمیخواهد بعد پیراهن عربیشان را درآوردند و مرده را کفن کردند عبایشان هم پیچیدند و خودشان داخل قبر گذاشت. بعد بیرون آمدند و گفتند حالا خودتان لحد بچینید و خاک بریزید. به امیرالمؤمنین ع هم فرمودند برویم. وقتی از قبرستان بیرون آمدند پیغمبر ص به علی ع فرمودند از من بپرس که چرا اینقدر من به این مرده احترام کردم او یک آدم باربر بود که از مغازهها با روی دوشش میگذاشت و از یک مغازه به مغازه دیگر میبرد. وقتی وارد جمعیت شدیم من فقط به قلب این مرده نگاه کردم نه به دست و پا نه شکم نه چشم نه گوش و زبان و دیدم که عشق … عشق ابیعبدالله ع در آن موج میزند قلب سلیم است؛ البته اگر شیطان تلنگر به آن نزند و راه دل را به روی حسد کبر بخل ریا و دورویی باز نکند. لذا ما از اول عمرمان تا شب و روز مرگمان به قول امیرالمؤمنین
استاد حسین انصاریان: زلف قبولی اعمال و عبادات به تصفیه قلب از پلیدیها گره خورده است
نفری بیان داشتهاند که از صاحبان اسرار امیرالمؤمنین ع بوده است.استاد انصاریان ابراز کردند خدای متعال توفیق ویژهای به کمیل بن زیاد نخعی عنایت کرد که در تاریخ ماندگار شد؛ چراکه وی صاحب روایت فوق و اسرار امیرالمؤمنین ع بوده و در آخر نیز به سبب همین عشق
اهمیت اندیشه و تفکر در اسلام
عشق امیرالمؤمنین ع به نماز اول وقتشما میدانید که امیرالمؤمنین ع از نظر بدنی هم قدرت اول بود. … امیرالمؤمنین ع 27 ساله بودند. ایشان در زمان درگذشت پیغمبر سی سال داشتند و خیبر برای سال هفتم هجری است. حضرت چفت در قلعه را گرفتند خیلی سریع در را از چهارچوب و لولا کندند و وارد چالهای شدند که بین ارتش اسلام و خیبر بود. در را بلند کردند و گفتند با اسب و بار و بنه و اسلحه از اینجا رد بشوید من عین پل نگه میدارم. همین انسان بچههایش امام مجتبی ابیعبدالله زینب امکلثوم و قمربنیهاشم علیهمالسلام میدیدند که وقتی آفتاب به نصفالنهار میرسید و وقت ظهر بود اگر وضو داشت به نماز میایستاد. حضرت در نماز رابطهاش با همه هستی قطع میشد و فقط به معشوق وصل بود. محال بود که در نمازشان به فکر خانه زن و بچه مغازه کشاورزی حکومت و کشور باشند و اینها فکرشان را مشغول کند نمازشان این بود سود تو سرمایه سودای منگر بشکافند سرا پای منجز تو نجویند در اعضای من اما اگر وضو نداشتند و میخواستند وضو بگیرند بچهها این قدرت بدنی و روحی را میدیدند که وقتی دستش را به آب میزند و روی صورت بریزد مثل بیدی که باد به آن میوزید میلرزید و نفسگیر میشد و تا دم مردن میآمد. حالا بچههای حضرت این وضعیت را میدانستند؛ یک نفر که این را ندیده بود میگفت علی جان چه شده است؟ حضرت میگفتند نمیدانی وقت ملاقات جمال ازل و ابد قدرت ابدی حکمت بینهایت و رحمت فراگیر رسیده است. خدا به من انسان ضعیف مسکین حقیر ذلیل مستکین اجازه داده است که نیمساعت با او حرف بزنم. ندیدهای؟ نمیدانی؟ عروج مؤمن بهسوی پروردگار با نمازمن چرا تا حالا از این حال در نماز غافل بودهام؟ چرا نماز مرا تکان و حرکت نمیدهد؟ مگر پیغمبر ص نفرمودهاند الصلاه معراج المؤمن 4 نماز عروجدهنده مؤمن به پیشگاه مبارک پروردگار عظیمالشان عالم است؟ آخوند ملاعبدالله از علمای بزرگ کمنظیر زمان شاه عباس صفوی بود که در اصفهان زندگی میکرد. محال بود که ایشان نماز صبح ظهر و عصر مغرب و عشا را اول وقت نخواند؛ هیچچیزی در زندگی آخوند بازدارنده او از نماز اول وقت نبود. شما هم کم نیاورید کاسبی در تهران نزدیک پاساژ پلاسکو بود که ظاهرش خیلی امروزی و به قول معروف فکل کراواتی بود و صورتش را هم میزد. او پای منبر من میآمد. گاهی هم با من هم صحبت میشد و من هم واقعا دوستش داشتم. البته نزدیک مغازهاش دهه سوم محرم برای ظهر به منبر میرفتم؛ چون آن مسجد برنامهای برای شب نداشت. آنجا محل زندگی مردم نبود و منبرهایشان ظهر بود. من نمیدانستم مغازهاش کجاست ولی میدانستم همان خیابان نزدیک پلاسکوست. او الآن ازدنیا رفته است و بعد از فوتش برای من تعریف کردند منزل او شمران بود و ماشین نداشت. عاشق نماز جماعت صبح بود. نماز صبح را که با جماعت میخواند به خانه میآمد و صبحانه میخورد. بعد هم سوار اتوبوس میشد و به محل کسبش میآمد. ظهر هم به مسجد هدایت نزدیک مغازهاش میآمد و نماز جماعت میخواند. ساعت پنجشش بعدازظهر هم در مغازه را به تناسب ایام بهار تابستان پاییز و زمستان میبست و همانجا در میدان مخبرالدوله سوار اتوبوسهای شمران میشد. همیشه گوشش آماده بود و تا صدای اللهاکبر از یک مسجد در راه بلند میشد پیاده میشد و به مسجد میرفت. نمازش را به جماعت میخواند و وقتی اوراد و اذکارش تمام میشد به ایستگاه اتوبوس میآمد اتوبوس دیگری سوار میشد و به خانهاش میرفت. چرا همه حوصله نماز و عشق
همت بلند و رسیدن به بهشت ابدی
امیرالمؤمنین ع مالک اشتر شد. او که بیمعرفت مالک اشتر نشد وقتی به وجود ارزشها و جایگاه امیرالمؤمنین ع در دنیا و آخرت معرفت پیدا کرد عاشق شد و در این عشق بهشدت مجذوب امیرالمؤمنین … امیرالمؤمنین ع بالای منبر مسجد کوفه بین جمعیت فرمودند مادر دیگری را سراغ ندارم که مانند مالک به دنیا بیاوردامیرالمؤمنین ع از آینده خبر داشتند. نهجالبلاغه حضرت نشان میدهد که پرونده گذشته و آینده عالم تا برپاشدن قیامت پیش ایشان بوده. حضرت در نهجالبلاغه به مردم میفرمایند فاستنطقوه 3 قرآن را به گفتن دربیاورید تا برای شما حرف بزند. و لن ینطق اما قرآن مجید آیات صامت است و با شما حرف نمیزند. و لکن اخبرکم عنه پس بیایید تا با این علمی که دارم به شما از قرآن خبر بدهم. الا ان فیه علم ما یاتی و الحدیث عن الماضی تمام آینده و وقایع گذشته عالم و دوا دائکم داروهای بیماریهای شما فکری نفسی و روانی و نظم ما بینکم آنچه نظام درست زندگی شما را برپا میکند در قرآن هست و من از آنها خبر دارم. این علم امیرالمؤمنین ع است. امیرالمؤمنینی که از آینده خبر دارند بهدرستی میگویند تا قیامت مادری را سراغ ندارم مانند مالک را بزاید این نتیجه معرفت عشق … ع میفرمایند عشق و محبت میوه معرفت است. ما نمیتوانیم مردم را بدون معرفت به محبتورزی به یک حقیقت دعوت بکنیم. اگر بخواهیم مردم را به عشقورزی به یک حقیقت دعوت کنیم اول باید حقیقت را به آنها بشناسانیم یا اگر خود مردم بخواهند عاشق واقعیتی بشوند باید آن واقعیت را بشناسند. وقتی واقعیت را بشناسند زیباییها و جایگاه واقعیت را یا در عالم یا در زندگی خودشان بفهمند محبت ایجاد میشود. محبت گلی است که از سرزمین معرفت شکفته میشود. اگر معرفت نباشد یقینا نوبت به محبت نخواهد رسید. مردم دنیا چون گل و زیباییهایش را میشناسند آن را دوست دارند و چون اشیایی را که به آن نیاز دارند میشناسند به آن محبت میورزند. درواقع بدون شناخت امکان محبت وجود ندارد. مردم بدون معرفت عاشق اهلبیت علیهمالسلام نمیشوند بدون معرفت محبت پدید نمیآید. ابتدا باید اهلبیت علیهمالسلام را شناساند و جایگاه و آثارشان را در زندگی دنیا و آخرت انسان بیان کرد سپس گل محبت بعد از این معرفت شکفته خواهد شد. معرفت منحصربهفرد مالک اشتر به امیرالمؤمنین
علت انتخاب امام
عشق دانشمند مسیحی به امیرالمؤمنین ع دانشمندی در بیروت بود که پارسال در 92-93سالگی فوت کرد. … امیرالمؤمنین ع است. مرحوم آیتاللهالعظمی حکیم در نجف برای این کتاب جشن مفصلی گرفت و نویسنده آن را دعوت کرد و به او جایزه داد. کتاب بالایی است. این نویسنده مسیحی مارونی است که بر اثر عشق … امیرالمؤمنین ع پیغمبر ص و خدا بود امامت به فرزند کوچک ایشان موسیابنجعفر علیهماالسلام رسید.علیابنجعفر علیهماالسلام خیلی آدم خوبی بود. وقتی دید برادر کوچکترش امام شد تا آخرین لحظه عمر حضرت مطیع صددرصد موسیابنجعفر علیهماالسلام بود. بعد از ایشان نیز که علیابنجعفر علیهماالسلام پنجاهشصت سال داشت صددرصد و بدون چونوچرا مطیع امام هشتم ع پسر برادرش بود؛ یعنی حق مامومبودنش را ادا میکرد. بعد از شهادت امام هشتم ع علیابنجعفر علیهماالسلام پیرمرد نودسالهای شده بود که محاسن سفید و قد خمیده داشت و چون از امام ششم ع موسیابنجعفر علیهماالسلام و حضرت رضا ع علم دین گرفته بود در مسجد پیغمبر ص برای هفتادهشتاد دانشجو درس میداد. او روبهدر ورودی حرم پیغمبر ص مینشست و شاگردها پشتبهدر بودند. یک روز شاگردها دیدند استاد با این قد خمیده و ضعف مثل اسپند از جا پرید شاگردها را شکافت و دم در مسجد آمد خم شد و دست بچه هفتسالهای را بوسید و با یک دنیا ادب مقابل او ایستاد. آدم به ذهنش میآید که پیرمرد خرف شده بعد از اینکه آن بچه رفت از استاد پرسیدند علت این کار چیست علیابنجعفر علیهماالسلام فرمود این بچه هفتساله امام زمان من حضرت جوادالائمه ع است. اگر خدا این لیاقت را در من میدید که امام شوم مقام امامت را به من میداد؛ من لیاقت ندارم و باید ماموم باشم ادای وظیفه مردم مقابل تکالیف الهیآیا همین حال را هفتادمیلیون مردم ایران دارند؟ چه تعدادشان برابر ائمه طاهرین علیهمالسلام و امامت انبیای خدا تکبر ندارند و اگر امام جوانی را ببینند با محاسن سفیدشان خم میشوند و دستش را میبوسند چه برسد به اینکه تمام دستورات امام را که واجب است اجرا بکنند.خوب شد که ما امام نشدیم. اگر امام میشدیم خرابکاریمان خیلی زیاد بود؛ چون تحملش را نداشتیم. امامت ریاست معنوی عظیمی در دنیا و آخرت است؛ خدا به آدم بگوید جاعلک للناس اماما تو از حالا تا قیامت امام مردم هستی باد در دماغ آدم نیفتد و او را منمیت نگیرد تواضع آدم زخم نخورد و... . چرا ابراهیم ع را انتخاب کردم؟ چون قبل از انتخاب او را با تمام تکالیف روبهرو کردم و گفتم عملکردن اینها بر عهده توست. فاتمهن او هم تمامش را بهطور کامل انجام داد. هر تکلیفی را بامعرفت همت عشق
سیمای پیامبر اکرم(ص) در نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین علی ع در نهجالبلاغهمقدمهشناخت حقیقت و ابعاد شخصیت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی ص برای انسانهای عادی بهطور کامل میسور نیست. گستره دانش بشر به کرانه وجود آن حضرت نمیرسد و عقاب اندیشه آدمی را توان پرواز بر فراز قلههای عظمت معنوی و انسانی او نیست. رسول خدا ص آینه تمامنمای جمال و جلال الهی و برگزیده پروردگار برای هدایت انسانهاست؛ چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم آن حضرت را رحمه للعالمین و صاحب خلق عظیم معرفی فرموده است.با وجود این ناتوانی از آنجا که پیامبر اکرم ص اسوه حسنه و کاملترین الگوی انسانیت است انسان مؤمن وظیفه دارد در حد توان خود برای شناخت شخصیت سیره و فضایل آن حضرت بکوشد و معرفت خویش را به محبت دلدادگی و پیروی عملی از ایشان پیوند بزند.یکی از مطمئنترین راههای شناخت پیامبر ص مراجعه به سخنان کسی است که از نزدیکترین افراد به آن حضرت پرورشیافته دامان او و همراه وی در دشوارترین مقاطع زندگی بوده است؛ یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ع .علی ع از برجستهترین استعدادهای انسانی عمیقترین معارف و والاترین کمالات برخوردار بود و شخصیتی داشت که او را از تعصبات نژادی احساسات سطحی خودمحوری مقامطلبی و جاذبههای دنیوی رها ساخته بود. افزون بر این رابطهای که آن حضرت از دوران کودکی با رسول خدا ص داشت موجب شده بود شناخت او از پیامبر شناختی عمیق و کمنظیر باشد.ازاینرو این پرسش اساسی مطرح میشود که شخصیت پیامبر اکرم ص از منظر امیرالمؤمنین ع چگونه ترسیم شده است و علی ع چه ابعادی از شخصیت آسمانی رسول خدا ص را برجسته ساخته است؟مرور سخنان امام علی ع بهویژه در نهجالبلاغه نشان میدهد آن حضرت با وجود عظمت بیمانند شخصیت خود در برابر فضایل و کمالات رسول خدا ص با نهایت خضوع و محبت سخن میگوید. هرگاه نام پیامبر به میان میآید بیان علی ع سرشار از عشق … امیرالمؤمنین ع در سوگ پیامبر اکرم ص رحلت پیامبر اکرم ص یکی از بزرگترین مصیبتهای تاریخ بشریت است؛ زیرا با رحلت آن حضرت جهان انسانیت از حضور آخرین پیامبر الهی و دریافت مستقیم وحی محروم شد.عمق این مصیبت را بیش از همه کسانی درک میکردند که معرفت بیشتری نسبت به رسول خدا داشتند و در میان آنان چه کسی نزدیکتر و آگاهتر از امیرالمؤمنین علی ع بود؟ازاینرو اندوه علی ع در فراق پیامبر اندوهی بسیار عمیق و جانکاه است.امام ع خطاب به رسول خدا میفرماید پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا با مرگ تو رشتهای پاره شد که با مرگ هیچکس دیگر چنین نشد؛ رشته نبوت گسست و نزول وحی و اخبار آسمانی پایان یافت. سپس میفرماید مصیبت تو دیگر مصیبتدیدگان را به شکیبایی واداشت و همه مردم را در غم تو یکسان ساخت. اگر تو ما را به صبر فرمان نداده و از بیتابی نهی نکرده بودی آنقدر اشک میریختم تا چشمه اشکم خشک شود و این درد برای همیشه در جانم باقی میماند؛ با این حال همه اینها در برابر مصیبت تو ناچیز است. و با نهایت دلدادگی میافزاید پدر و مادرم فدای تو باد؛ ما را نزد پروردگارت یاد کن و در خاطر خویش نگه دار. 24 ۱۷. مصیبتی که هیچ مصیبتی با آن برابر نیستامام علی ع هنگام دفن پیکر مطهر رسول خدا ص میفرماید صبر در برابر هر مصیبتی نیکوست مگر در فراق تو؛ و بیتابی در هر مصیبتی ناپسند است مگر در اندوه مرگ تو. مصیبت تو بزرگ است و هر مصیبتی پیش و پس از آن در برابرش ناچیز است. 25 این سخنان تنها بیان عاطفه شخصی علی ع نیست بلکه نشاندهنده جایگاه بیبدیل رسول خدا ص در منظومه هدایت الهی است.فقدان پیامبر برای امیرالمؤمنین به معنای پایان یک رابطه عاطفی ساده نبود بلکه پایان دورهای بود که در آن زمین مستقیما با وحی آسمانی ارتباط داشت.امام ع درباره لحظات غسل و دفن رسول خدا میفرماید گویی در و دیوار خانه در سوگ او فریاد میزدند. گروهی از فرشتگان فرود میآمدند و گروهی دیگر به آسمان میرفتند و گوش من از صدای آرام آنان که بر پیامبر نماز میخواندند پر شده بود تا آن هنگام که او را در حجرهاش دفن کردم. 26 ۱۸. شیوه درود فرستادن علی ع بر رسول خدا ص شیوه دعا و صلوات امیرالمؤمنین ع بر رسول خدا خود یکی از زیباترین جلوههای محبت و معرفت او نسبت به پیامبر است.امام ع در یکی از دعاهای خویش میفرماید پروردگارا برای پیامبر خود در سایه لطف خویش جایگاهی گسترده قرار ده و از فضل و کرمت پاداش او را فراوان گردان. خدایا بنای آیین او را از هر بنایی برتر و مقام او را نزد خویش گرامیتر ساز. نور او را کامل گردان و پاداش رسالتش را پذیرش شهادت و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده. سپس برای امت پیامبر چنین دعا میکند بار خدایا ما را با پیامبرت در نعمتهای جاودان زندگی خوش آرزوهای برآورده خواستههای تحققیافته نهایت آرامش و اطمینان و همراه با مواهب ارزشمند گرد آور. 27 این تعابیر نشان میدهد که عشق
سرمایۀ عشق اهلبیت در قیامت(ع)
امیرالمؤمنین ع شد.خباب امیرالمؤمنین ع را در مکه دید که آنوقت امام حدود سیزده سال داشت. این آدم چشمدار به پیغمبر ص مؤمن شده بود و توانست زیباییهای پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع را درک و لمس بکند و بفهمد که مایۀ نجات دنیا و آخرت همین زیباییهاست. خدا از زشتی خوشش نمیآید ان الله جمیل یحب الجمال 6 او عاشق زیبایی است. او با این عشق … ع دربارۀ خباب فرمود طوبی لمن ذکر المعاد 10 خوش به حال همه نیست بلکه خوش به حال آنکه در معاد زندگی میکند. یادش است در این خانه که اسمش دنیاست مسافر و مهمان است این چند روز هم تکلیف مهمان این بوده که بندۀ محبوب باشد و برود. و عمل للحساب خوش به حال آنکه برای قیامتش کار میکند. و قنع بالکفاف و رضی عن الله خوش به حال آنکه مال حرام در زندگیاش نیست و از خدا راضی است و گله ندارد. این عشق زنده و تحرکآور است. خدایا در برابر این سرمایۀ عشق و محبتی که به ما دادی از تو متشکریم. اول برای ما زمینهسازی کردی که زیباییهای خودت و اولیائت مخصوصا وجود مبارک ابیعبدالله ع را درک بکنیم و عاشق بشویم.ما و دل ما چقدر قیمت دارد؟ خدا میداند. دل ما زمزم کعبه باطن است این زمزم یک چشمۀ جاری است چشمهاش هم اشک ماست. منبع آبی که از چشم ما سرازیر میشود عشق است که تمام نمیشود. شب و روز گریه میکنیم کل سال گریه میکنیم در نماز و حرم گریه میکنیم دور هم گریه میکنیم ولی تمام نمیشود. عشق پایان ندارد خدا در مورد انسانی که عشق ندارد میگوید فهی کالحجاره او اشد قسوه 11 دل این شخص سنگ است. محبت حسین ع راهگشای ورود به بهشتدورنمایی از ارزش این عشق را برایتان بگویم. من کنار حرم امیرالمؤمنین … عشق امکان نداشت. من جلوی چشمم همه نوع خطری را ببینم احتمال بدهم سر خودم هم بیاید ولی پیش پیغمبر ص و علی بروم و بگویم من خادم و نوکر و تسلیم شما هستم. این معنی اسلم راغبا است.هجرت در راه خدا و هاجر طائعا وقتی پیغمبر ص هجرت کرد خباب هم فقط براساس اطاعت از خدا هجرت کرد. معنای هجرت در آن زمان چیست؟ یعنی خانه و اثاث و مغازهات را بگذاری و با یک پیراهن بروی؛ چون نمیگذاشتند مالت را ببری خانه و مغازهات را هم نمیخریدند. این عاشقان چقدر از پول آزاد بودند خدا میفرماید ومن یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا وسعه ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله ورسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله وکان الله غفورا رحیما 9 این مهاجران اگر در راه میمردند پاداششان فقط بر عهدۀ خودم است.قناعت به حلال قنع بالکفاف برای شیعهبودن همین بس که حضرت بالای سر قبرش فرمود از اولی که مؤمن شده تا الان که در 73سالگی دفنش کردیم یک لقمه حرام از گلوی این شخص به شکمش نریخته است. چقدر بلا و داغ دیدرضایت از خداوند و رضی عن الله همیشه نسبت به خدا شاد بود. خوارج بچۀ خباب را کشتند شکم عروسش را پاره کردند و کودک هفتماهه را درآوردند دو تا مچ کودک را گرفتند و چرخاندند و زدند به دیوار سنگی بچه متلاشی شد و عروس را هم کشتند. امیرالمؤمنین ع
امیرالمؤمنین(ع)، امیر و رئیس شیعیان
امیرالمؤمنین ع ابنعباس در ادامه روایت میگوید و ما ذکر علیا الا بخیر این جملهاش را نمیتوانم بگویم و آن را باید با طلای 24 عیار نوشت. علمای گذشته میگفتند که شایسته است این مطلب با قلم نور بر چهره حور نوشته بشود. ابنعباس میگوید من همه قرآن را میدانم و خواندهام معانی و تفسیرش را هم میدانم. خیر در این جمله نکره است و این نکره از نظر ادبیات عرب در سیاق نفی است. معنای جمله این است در قرآن نسبت به امیرالمؤمنین ع فقط و فقط خوبی و خیر گفته شده است؛ چون امیرالمؤمنین ع خیر محض است نه اینکه اهل خیر است. در واقع تمام ظاهر و باطن عقل فکر روح اعضا و جوارح حرکات بچهها ازدواج و عبادتش خیر محض است. امیرالمؤمنین ع و شیعیان حقیقی در شمار فائزوناکنون برایتان یقینی باشد که وجود مبارک رسول خدا ص 23 سال در موقعیتهای گوناگون خطاب به امیرالمؤمنین ع فرمودند یا علی انت و شیعتک هم الفائزون . حضرت نفرمودهاند تو بهتنهایی؛ اگر میگفتند تو تنها ما دردمان میآمد. رفیقی در تهران داشتم گاهی آیه و روایت میخواند و میگفت اگر خدا این بخش آن را نگفته بود من دق میکردم؛ اگر آیه را میخواندم و این تکهاش نبود من سکته میکردم؛ اگر این قطعه از روایت نبود و بقیهاش بود من سکته میکردم. خیلی شیعه و نورانی بود رسول خدا ص در این روایت میفرمایند علی جان تو در این مسئله خیلی شریک داری؛ تو و پیروان تو یعنی آنکه واقعا خودش را مصمم و آماده کرده است و کاری هم به شرایط و حوادث زمان گرانی قحطی جنگ صلح و اینکه دولتی خوب است یا بد ندارد. آنچه برای او مهم است اقتدای به تو در هر شرایطی است. شما میدانید ابوذر در چه شرایطی قرار گرفت؟ شما میدانید ابوذر جز چهار نفری است که بارها خدا به جبرئیل فرمود به پیغمبر بگو سلام مرا به ابوذر برسان شما میدانید ابوذر به جرم عشق
امیرالمؤمنین(ع)، صورت انسانی رحمت پروردگار
امیرالمؤمنین ع بوده است از این دو منبع نقل میکند. زرارهبناعین از برجستهترین چهرههای زمان امام صادق ع و امام باقر ع است حمرانبناعین که این روایت را نقل کرده است امام صادق ع دربارهاش میگوید من و پدرم امام باقر ع وقتی در محشر وارد شدیم به حمران میگوییم که پیش ما بیاید من یک دستش را میگیرم و یک دستش را هم پدرم امام باقر ع میگیرد در دستمان نگه میداریم تا خدا هرجا ما را برد او را هم با خودمان ببریم. -قرار پروردگار با بندگانحمرانبناعین زراره و ابنعباس در آیه فلولا فضل الله علیکم ورحمته لکنتم من الخاسرین نقل کردهاند این رحمتی که خدا میگوید اگر در زندگی شما نبود دچار خسارت دنیا و آخرت میشدید امیرالمؤمنین علیبنابیطالب ع است.من هم امیرالمؤمنین ع و هم علیبنابیطالب ع گفتم؛ در روایت ابنعباس امیرالمؤمنین ع است؛ در روایت امام باقر ع که زراره نقل میکند و امام صادق ع که حمران نقل میکند هر دو امام میگویند این رحمته که خدا میفرماید اگر به شما عنایت نمیکردم کل دنیا و آخرتتان بر باد بود علیبنابیطالب ع است. خداوند هم قرار گذاشته است که بدون علی بدون جواز علی و بدون گذرنامه امضاشده علی ع احدی را نه آب کوثر بدهد و نه به بهشت ببرد. این قرار پروردگار است -اثر عشق
English