در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی بر اساس فرهنگ حق در آیات پایانی سورهی مبارکهی بقره و در آیات اوائل سورهی نسا بحثی مفصل که در سایر تفاسیر شیعه و سنی سابقه نداشته مطرح شد ولی در این آیه و قسمتی از آیات بعد نکات بسیار مهمی ذکر شده که لازم است توضیح داده شود.زنان چون مردان مخلوق و مملوک حضرت حق هستند و نیم از مسائل حیات و زندگی مرهون وجود آنان است.زنان در صورتی که در جایگاه خاص خودشان قرار داشته باشند اولا مایهی سعادت و نشاط و تحرک شوهر در امور مثبت هستند ثانیا بار سنگین شوهرداری و حمل و تربیت فرزند و قوام دادن به خانه و زندگی و حفظ حقوق خانه و خانواده را به دوش میکشند و برای همسر خود تکیهگاهی مناسب و حافظ او از گناه و نگاه … در شهوات حراماند.آنان کانون شگفتآوری از محبت و منبعی از مهربانی و دلسوزی و عنصری با ارزش برای تشکیل زندگی با شرکت مرداناند.اموال زنان چه ذاتا از خودشان باشد که از پدر و مادرشان به ارث بردهاند یا از راه هبه و بخشش یا از طریق کار مشروع مانند خیاطی گلدوزی معلمی هنر مثبت به دست آورده باشند یا شوهر به عنوان مهریه به آنان تملیک نموده یا بخششی جهت ادامه زندگی از طرف شوهر به آنان صورت گرفته باشد محترم است و بدون رضایت آنان احدی حق تصرف در آن اموال را ندارد.آنان گاهی مانند مردان دچار اشتباه جزئی در زندگی میشوند که بر شوهران واجب اخلاقی است از آنان گذشت کنند و زندگی را به آنان تلخ نکنند که تلخ کردن زندگی بر زنان کاری نامشروع و ظلم به بنده حق و ستم به انسانی است که کمتر میتواند از خود دفاع کند.از آنجا که مرد توقع دارد در اشتباهاتش مورد گذشت زن قرار گیرد و نمیخواهد زندگی بر او تلخ شود همین حال را نیز زن دارد متوقع است که اشتباهاتش مورد گذشت واقع شود و زندگی بر او تلخ نگردد.مرد ابدا آزاد نیست هر تصمیمی که بخواهد و هر کاری که میلش باشد ظالمانه در حق زن به جریان بیندازد مرد و زن از نظر حقیقت خلقت و انسان بودن یکی هستند و در ذات آفرینش تفاوتی با هم ندارند او را ضعیف شمردن و برده خود دانستن و این که مرد در هر کاری نسبت به زن آزاد است اموری نامشروع و ضد حق و برخلاف انسانیت و مخالف فرهنگ پاک اسلام است.مرد و زن وظیفه دارند برای استحکام پایههای زندگی بکوشند و زمینه عشق و محبت به یکدیگر را فراهم نمایند و از جدال و گفتگوی بیمنطق بپرهیزند و بویژه در این زمینه بخاطر سلامت روح فرزندانشان لازم است فضای خانه را آرام نگاه
568 مطلب یافت شد
حرمت ارثبرى مرد از زن در شرايط خاص
در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی بر اساس فرهنگ حق در آیات پایانی سورهی مبارکهی بقره و در آیات اوائل سورهی نسا بحثی مفصل که در سایر تفاسیر شیعه و سنی سابقه نداشته مطرح شد ولی در این آیه و قسمتی از آیات بعد نکات بسیار مهمی ذکر شده که لازم است توضیح داده شود.زنان چون مردان مخلوق و مملوک حضرت حق هستند و نیم از مسائل حیات و زندگی مرهون وجود آنان است.زنان در صورتی که در جایگاه خاص خودشان قرار داشته باشند اولا مایهی سعادت و نشاط و تحرک شوهر در امور مثبت هستند ثانیا بار سنگین شوهرداری و حمل و تربیت فرزند و قوام دادن به خانه و زندگی و حفظ حقوق خانه و خانواده را به دوش میکشند و برای همسر خود تکیهگاهی مناسب و حافظ او از گناه و نگاه … در شهوات حراماند.آنان کانون شگفتآوری از محبت و منبعی از مهربانی و دلسوزی و عنصری با ارزش برای تشکیل زندگی با شرکت مرداناند.اموال زنان چه ذاتا از خودشان باشد که از پدر و مادرشان به ارث بردهاند یا از راه هبه و بخشش یا از طریق کار مشروع مانند خیاطی گلدوزی معلمی هنر مثبت به دست آورده باشند یا شوهر به عنوان مهریه به آنان تملیک نموده یا بخششی جهت ادامه زندگی از طرف شوهر به آنان صورت گرفته باشد محترم است و بدون رضایت آنان احدی حق تصرف در آن اموال را ندارد.آنان گاهی مانند مردان دچار اشتباه جزئی در زندگی میشوند که بر شوهران واجب اخلاقی است از آنان گذشت کنند و زندگی را به آنان تلخ نکنند که تلخ کردن زندگی بر زنان کاری نامشروع و ظلم به بنده حق و ستم به انسانی است که کمتر میتواند از خود دفاع کند.از آنجا که مرد توقع دارد در اشتباهاتش مورد گذشت زن قرار گیرد و نمیخواهد زندگی بر او تلخ شود همین حال را نیز زن دارد متوقع است که اشتباهاتش مورد گذشت واقع شود و زندگی بر او تلخ نگردد.مرد ابدا آزاد نیست هر تصمیمی که بخواهد و هر کاری که میلش باشد ظالمانه در حق زن به جریان بیندازد مرد و زن از نظر حقیقت خلقت و انسان بودن یکی هستند و در ذات آفرینش تفاوتی با هم ندارند او را ضعیف شمردن و برده خود دانستن و این که مرد در هر کاری نسبت به زن آزاد است اموری نامشروع و ضد حق و برخلاف انسانیت و مخالف فرهنگ پاک اسلام است.مرد و زن وظیفه دارند برای استحکام پایههای زندگی بکوشند و زمینه عشق و محبت به یکدیگر را فراهم نمایند و از جدال و گفتگوی بیمنطق بپرهیزند و بویژه در این زمینه بخاطر سلامت روح فرزندانشان لازم است فضای خانه را آرامنگاه دارند و در برابر دید فرزندان احترام یکدیگر را رعایت نمایند و عشقورزی به یکدیگر راآشکار کنند و شخصیت خود را حفظ نمایند.برای مرد نسبت به زن تسلط قرار داده نشده تا بتواند با همسرش به صورت سلطان ستمگر نسبت به زیر دستش و اربابوار نسبت به رعیتش رفتار کند زن اولا امانت خدا در اختیار شوهر است ثانیا سرمایهی عظیمی در زندگی مرد است ثالثا بر عهدهی مرد از حقوق لازم و واجبی برخوردار است که مرد باید آن حقوق را تحت هر شرایطی رعایت نماید.دربارهی جایگاه زنان روایات فراوانی در کتابهای حدیث میخوانیم که نمونهی آنها را در هیچ فرهنگی نمیتوانیم سراغ بگیریم.رسول خدا میفرماید الدنیا متاع و خیر متاعها المره الصالحه جهان هم چون متاع و مایهی بهرهوری است و بهترین مایهی بهرهوری آن زنان نیکوسیرت و شایستهاند.امام صادق دربارهی زنان شایسته یعنی آن زنانی که در همهی شئون زندگی در جایگاه مخصوص به خود قرار دارند و منبعی از درستی و کرامت هستند میفرماید فاما صالحتهن فلیس خطرها الذهب و الفضه هی خیر من الذهب و الفضه مقام و مرتبه اینگونه زنان در زندگی چون طلا و نقره نیست اینان از طلا و نقره برترند و هیچ جواهر پر ارزشی در برابر آنان ارزش و بها ندارد.و در حدیثی دیگر میفرماید اکثر الخیر فی النسا بیشترین خیر و برکت و مایههای ارزشی در وجود زنان است.با وجود این حقایق در بخش اول آیه مورد بحث خداوند مهربان که خیرخواه همهی مردان و زنان است به مردان هشدار جدی میدهد چنانچه زندگی با همسرتان را خوش ندارید و او را با محروم نمودن از همهی حقوق و به ویژه حق زناشوئی در خانهی خود نگاه
آموزشی نوین به کودکان در مرکز «من عاشق قرآنم» مالزی + عکس
در آزمونهای مختلف و برنامههایی مانند درست کردن کیک آموزههای قرآن را یاد میگیرند.به گفته فیض سحری بنیانگذار این مرکز هدف آن ایجاد فضایی مثبت مفرح و مناسب برای سنین کودکی جهت آموزش قرآن به کودکان است.علاوه بر بهکارگیری روشهای آموزشی دیداری شنیداری و حسی حرکتی این مرکز برای توسعه هوش عاطفی کودکان نیز تلاش میکند.فیض سحری به تحقیقی که از سوی یک پژوهشگر مسلمان در غرب انجام گرفته اشاره میکند که نشان میدهد چگونه رفتار و واکنش والدین نسبت به کودکان در جریان نماز خواندن بر دیدگاه آینده آنها در مورد مسئله عبادت تاثیر میگذارد.وی با تاکید بر اهمیت ایجاد ذهنیت مثبت و خوشایند در مورد امور اعتقادی در کودکان امیدوار است که روشهای آموزشی این مرکز بتواند به کودکان برای داشتن خاطراتی خوش و احساساتی مثبت نسبت به قرآن کریم کمک کند.سحری میگوید این امر میتواند بهصورت مستقیم به کودکان برای ارتباط برقرار کردن با قرآن و انس آنان با کلام الهی کمک کند. اگر آنها به قرآن به سان یک کتاب بیگانه نگاه نکنند احتمال اینکه در زندگی
افسردگی - ریشه ها و چاره ها
زندگی تحلیل منطقی و قابل قبولی نداشته باشند در مقابل این ضربهها از پا درمیآیند و مقاومت خود را از دست میدهند.و . کمبود محبتبعضیها دچار کمبود محبت میشوند احساس میکنند که جایی در دل افراد ندارند و در خانواده و نزد فامیل و دوستان از موقعیت مناسب برخوردار نیستند. این نیز ضربه روحی دیگری است. شاید هم رفتار نسنجیده دیگران با فرد عامل پیدایش این حس شده باشد.ز . غصههای بیجابعضی هم دچار اندوه و غصه برای چیزهاییاند که یا ارزش غصه خوردن ندارد یا درباره آنها کاری از دست انسان برنمیآید و اندوه و غصه راهگشا نیست. این خودخوریها و حسرتها و اندوهها توانسوز است. به فرموده علی ع اندوه روح و جان را درهم میفشرد و طومار انبساط و نشاط را در هم میپیچد . ۳ و در سخن دیگر فرموده است غصه بدن را ذوب میکند . ۴ اینها و نمونههایی از این دست را میتوان ریشههای بروز افسردگی دانست. اما درمان چارههااگر گفتهاند شناخت درد نیمی از درمان است درست است. و اگر بگوییم شناخت ریشهها نیمی از چارههاست نیز گزاف نگفتهایم. هرچند با شناختی که از ریشهها به دست آمد خود به خود راه حل و درمان هم روشن میشود لیکن نگاهی گذرا به همان درمانها به صورت مشخص مفید است. از این رو میتوان بخشی از درمانهای افسردگی را به صورت زیر برشمرد ۱ . همنشینی و دوستی با انسانهای با ایمان با نشاط امیدوار و با انگیزه.۲ . تقویت شناخت خود از فلسفه حیات و تحلیل درست از زندگی.۳ . توکل داشتن بر خدا و او را تکیهگاه خود در مشکلات و رنجها قرار دادن.۴ . قراردادن معاد در چشمانداز زندگی و باز کردن حسابی برای مرحله پس از مرگ و تقویت این اعتقاد که میوه باغ زندگی را در نشاه آخرت باید چید و منزلگاه اصلی سرای جاوید است و هر نفس و هر گام ما را به آن هدف نزدیکتر میسازد.۵ . بهرهگیری از دعا توسل نیایش و تقویت رابطه معنوی با خدا و عبادت کردن و حضور بیشتر در مسجدها و محافل دینی و مجالس با حال اخلاقی و مذهبی.۶ . خدا را راهگشا در نهایت همه بنبستها دیدن یعنی اصلا به بن بست عقیده نداشتن و خدا را همدم و یاور و پشتیبان و ساماندهنده امور دیدن. در دعای مکارم الاخلاق از حضرت سجاد ع چنین میخوانیم خداوندا اگر محزون شدم تو تکیهگاه منی و اگر محروم گردم تو امدادگر منی؛ اگر دچار حادثهای شوم تو پناه منی؛ آنچه را از دست دهم تو جایگزین میسازی و آنچه خراب و تباه شود تو اصلاح و بازسازیاش میکنی و هرچه را نپسندی تغییر میدهی... . ۵ ۷ . آفتها مصیبتها و حوادث را آزمایش الهی دانستن و آنها را موجب برخورداری از پاداش خدا دیدن و بر آنها صبر کردن و صبوری را یک فضیلت بزرگ شمردن.۸ . نسبت به آنچه قدرت تغییرش را نداریم تسلیم بودن و رضایت داشتن و نسبت به آنچه قدرت تغییرش را داریم شجاعت اقدام داشتن و فرق میان این دو مورد را بازشناختن.۹ . پرهیز از غصه و اندوه خوردن بر امور ناچیز و بیارزش بویژه آن جا که غصه و غم هیچ مشکلی را حل نمیکند. خود را آماده ساختن برای آن که ناملایمات زندگی را در خود حل کنیم و در مصاف با مشکلات از پا درنیاییم و شاکر باشیم که وضع بدتر از این نیست.روزی اگر غمی رسدت تنگدل مباش***رو شکر کن مباد که از بد بتر شودای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت***این شام صبح گردد و این شب سحر شود.۱۰ . شکستها را نردبان ترقی و پیروزی ساختن و با الهام و درس گرفتن از ناکامیها و شناخت رمز و راز یک شکست آن را به عاملی برای رشد تبدیل ساختن.۱۱ . داشتن دفتری برای ثبت و ضبط موفقیتها کامیابیها و نقاط مثبت و امیدبخش در زندگی.۱۲ . داشتن آلبومی و دفتری برای نوشتن و نگهداشتن عکسها تابلوها خط نوشتهها اشعار و سخنان امیدبخش و انگیزهآفرین و تداعی کننده نقاط قوت و نشاط در زندگی.۱۳ . رفتن به مسافرت ورزش و تفریحات سالم شرکت در برنامههای جمعی دید و بازدیدهای دوستانه یا خانوادگی.۱۴ . نظم دادن به زندگی و سلیقه دادن به اتاق و محل کار و لوازم منزل و وسایل مورد استفاده.۱۵ . پرهیز از بیکاری به هر نحوی خود را به کار مشغول ساختن نوشتن تعلیم جلسه گذاشتن تربیت نیرو کارهای دستی مشغولیات ذهنی مطالعه کتابهای مفید و قصههای نشاطآور و امیدبخش.۱۶ . مطالعه قرآن و مواعظ و حکمتها؛ چرا که به فرموده حضرت رسول ص روشنی این دلها یاد خدا و تلاوت قرآن است . ۶ در سخنان حضرت علی ع نیز آمده است دلت را با موعظه زنده بساز . ۷ اینها نشان میدهد که حیات و نشاط دل و جان در سایه معنویات و پند و حکمت و تلاوت و عبادت خداست.۱۷ . نگاه
مراحل سير معنوى
مثبت چه منفی از غفلت در میآیند و در حلقه نورانی حرکت عقلی قرار میگیرند. وقتی به خود میآیند نگاهی به خود و به گذشته و آینده و به جایی که در آن زندگی میکنند میاندازند در این نگاهها که حرکت عقلی و نوری است با پروردگار پیوند میخورند سخر لکم الیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخر ت بامره ان فی ذ لک لایـت لقوم یعقلون یا عالم را نگاه
استوارترین فرصت شیطان را بشناسید!
مثبت نشاط انگیز و امیدوار کننده در زندگی برای تسلیم نشدن در برابر عوامل منفی ساخته ذهن و احساس های یاس آور ناشی از دشواری ارتباط با فرد جامعه یا طبیعت دانست. امام علی علیه السلام می فرماید خوش گمانی از بهترین صفات انسانی و پربارترین مواهب الهی است .به خدا خوش بین باشیمیکی از صفات پسندیده انسان خوش بین بودن به خداوند است یعنی امید و باور به تحقق وعده های الهی... امام رضا علیه السلام می فرماید گمان خود را به خدا نیکو سازید که او می فرماید من با گمان بنده مومن هستم؛ اگر گمانش خوب باشد من نیز با وی آن گونه عمل کنم و اگر گمان بدی داشته باشد عمل من نیز طبق همان خواهد بود. به خود خوش بین نباشیمدر معارف اسلامی این قسم از خوش بینی ناپسند است زیرا کسی که به خود خوش بین باشد در خود نقصی نمی یابد و به تکبر و خودبینی مبتلا می گردد. مولای متقیان می فرماید مومن صبح نمی کند و در شبانگاه داخل نمی شود مگر آن که نفسش نزد او متهم است .امام صادق علیه السلام خداوند بزرگ می فرماید بنده با ایمان خود را در هیچ حالی قرار نمی دهم مگر آن که همان را برای او مفید و خیر قرار داده باشم. پس باید به قضا و آن چه من خواسته ام راضی باشد. هر که نقص خویش را دید و شناختاندر استکمال خود ده اسبه تاختهمچنین امام تاکید می فرماید اطمینان و خودبینی به نفس از استوارترین فرصت های شیطان می باشد . البته این سخن به معنای عدم اعتماد به نفس نیست. خوش بینی به خود مذموم است زیراغفلت از نقص ها و محدودیت هاست ولی اعتماد به نفس کشف قابلیت ها برای ترمیم کاستی ها و جبران ضعف هاست و پسندیده می باشد.به دیگران خوش بین باشیمنگاه خوش بینانه به اطرافیان و نزدیکان از توصیه های دین اسلام است. فرد مسلمان وظیفه دارد کار و رفتار دیگران را حمل بر صحت کند. امام علی علیه السلام می فرماید هرگز به سخنی که از کسی صادر می شود گمان بد مبر در حالی که می توانی توجیه صحیحی برای آن بیابی. هرگز خوش بینی ساده لوحی نیستهرگز مثبت اندیشی به معنای ساده اندیشی و ساده لوحی نیست. ساده لوحی بر پایه بی مسئولیتی است بر خلاف خوش بینی که آگاهانه و مسئولانه است. مومن در عین حال که به دیگران حسن ظن دارد زیرک و با هوش است تا هیچ کس از او سو استفاده ننماید. برای همین اسلام به هوشیاری در انتخاب شریک و سند نوشتن و گواه گرفتن در بسیاری از معاملات تاکید کرده است. جالب این که طولانی ترین آیه قرآن درباره ضرورت تنظیم قرارداد همراه با شاهد گرفتن در هنگام داد و ستدهای مدت دار است. بقره282 چگونه خوش بینی را در خود تقویت کنیم؟برای ایجاد خوش بینی و تقویت آن راه کارهایی وجود دارد که به مهم ترین آنها اشاره می کنیم شناخت زیان های بدبینییادآوری زیان های فردی و اجتماعی منفی نگری می تواند انسان را به مثبت نگری سوق دهد هر چند منفی نگری به طور موقت در تسکین حس انتقام یا خودخواهی ما موثر است ولی در واقع زیان های غیر قابل جبرانی در پی دارد که هیچ عقل سلیمی از آنها استقبال نمی کند.تقویت ایمان به خداوندبرای رسیدن به مثبت نگری تکیه گاه فکری لازم است و آن چیزی جز ایمان به خدا نیست. کسی که به خدا و روز جزا اعتقاد داشته باشد زندگی برای او معنا پیدا می کند. استاد مطهری می گوید روح به ایمان و اعتقاد و تکیه گاه محکمی احتیاج دارد که در کارها به او توکل کند و امیدوار باشد که وی را در کارها مساعدت می نماید. اینها همه به منزله مواد لازمی است که برای مزاج روح لازم است و اگر تعادل و توازن به هم بخورد دیگر هیچ چیز نمی تواند خوشی و آرامش به انسان بدهد.احساس رضایت از زندگیاین مساله عنصری تعیین کننده در مثبت نگری است و در سایه ایمان به خدا به دست می آید. امام صادق علیه السلام می فرماید نگاه
قرآن و قلب مثبت
در زندگی جنبه کاربردی مثبت دارد روی کرده و به آنچه غیر خدا و بیارتباط به خداست پشت نموده و صاحبش را با کمک فرهنگ الهی به سوی مقام قرب و لقا و به جانب رضایت حق میبرد به راستی پاداشی جز بهشت عنبر سرشت ندارد و ازلفت الجنه للمتقین غیر بعید هذا ما توعدون لکل اواب حفیظ من خشی الرحمن بالغیب و جا بقلب منیب و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک میکنند بیآن که فاصلهای با آنان داشته باشد به آنان میگویند این همان است که در دنیا به شما وعده داده شد این جایگاه رفیع برای هر کسی است در دنیا به سوی خدا باز میگشته و حافظ و نگهبان عهد و پیمان الهی و حقوق خدا و مردم بوده است همان کسی که در نهان از خدای رحمان میترسید و دلی رجوع کننده به سوی خدا آورده است.عبرت آموختن و پند گرفتن از سرگذشتهای شیرین و مثبت و تلخ و منفی ملتها گذشته آثار تربیتی شگرفی در وجود انسان دارد سرگذشتها برای مطالعه کنندگان و شنوندگان زنگ بیدارباش و هشداری بس مؤثر در حیات آدمیان است سرگذشتها درس زندگی برای قافله انسانی است انسانها میتوانند از امور مثبت زندگی گذشتگان و خصلتهای منفی و روشهای غلط آنان پند گرفته خود را به جهات مثبت که منبع منافع است بیارایند و خیمه حیات را از جهات منفی که مایه زیان و خطر است پاک نگاه
قرآن و قلب مثبت
در زندگی جنبه کاربردی مثبت دارد روی کرده و به آنچه غیر خدا و بیارتباط به خداست پشت نموده و صاحبش را با کمک فرهنگ الهی به سوی مقام قرب و لقا و به جانب رضایت حق میبرد به راستی پاداشی جز بهشت عنبر سرشت ندارد و ازلفت الجنه للمتقین غیر بعید هذا ما توعدون لکل اواب حفیظ من خشی الرحمن بالغیب و جا بقلب منیب 2 و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک میکنند بیآن که فاصلهای با آنان داشته باشد به آنان میگویند این همان است که در دنیا به شما وعده داده شد این جایگاه رفیع برای هر کسی است در دنیا به سوی خدا باز میگشته و حافظ و نگهبان عهد و پیمان الهی و حقوق خدا و مردم بوده است همان کسی که در نهان از خدای رحمان میترسید و دلی رجوع کننده به سوی خدا آورده است.عبرت آموختن و پند گرفتن از سرگذشتهای شیرین و مثبت و تلخ و منفی ملتها گذشته آثار تربیتی شگرفی در وجود انسان دارد سرگذشتها برای مطالعه کنندگان و شنوندگان زنگ بیدارباش و هشداری بس مؤثر در حیات آدمیان است سرگذشتها درس زندگی برای قافله انسانی است انسانها میتوانند از امور مثبت زندگی گذشتگان و خصلتهای منفی و روشهای غلط آنان پند گرفته خود را به جهات مثبت که منبع منافع است بیارایند و خیمه حیات را از جهات منفی که مایه زیان و خطر است پاک نگاه
دین داری با نشاط !
در آدمی نشاط ایجاد می کند. بهار با طراوت صبح با لطافت طبیعت با ظرافت آبشارهای زیبا طلوع و غروب دلنشین خورشید گل های رنگارنگ دیدار دوستان و ... همه و همه شادی آفرین و مسرت بخش است.یکی از مهم ترین عوامل سلامت جامعه شادی است و بدون شادابی و نشاط فعالیت های انسان به نتیجه مطلوب نمی رسد.میان شادی و زندگی رابطه ای مستقیم وجود دارد. یعنی کسی که در ظاهر و باطن شاد است چهره ای گشاده دارد و از رفتاری خوشایند برخوردار است امیدواری و پویایی و تفکر منطقی بر وجودش حکم فرماست. شادی تصمیم گیری را در عرصه های مختلف بر انسان آسان می سازد و بهره مندی از قدرت فکر و عقل را برای او راحت تر می نماید.انسانی که با اتکا به خداوند شاداب و با نشاط است اولا از زندگی خویش لذت می برد و ثانیا وجودش برای دیگران ارزشمند تلقی می شود. در نتیجه هم شادی موجب زندگی موفق می شود و هم زندگی موفق در شادابی انسان اثر دارد و این رابطه مستقیم و دو طرفه است .شادی چیست؟شادمانی عبارتست از پروراندن عالی ترین صفات و خصایص انسانی .شادی یعنی بالندگی نشاط و حرکت بدون احساس اضطراب و افسردگی و اندوه. شادی یک نوع احساس رضایتمندی است که موجب سلامتی جسم و روح انسان می شود.وقتی جسم و روح سالم باشد بی تردید عقل و خرد نیز عملکردهای سالمی را برای زندگی انسان تدارک می بیند.استاد مطهری نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می داند که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات است.باید توجه داشت که شادی و نشاط هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی مقوله بسیار اثرگذاری است. جامعه ای که از نشاط برخوردار نباشد جامعه ای کم تحرک ناامید و بدون انگیزه خواهد بود و پیامدهای منفی را به دنبال خواهد داشت.انواع شادی1- شادی های واقعی عمیق و تعالی بخش این شادی در وجود انسان نهادنیه می شود و از لذت های حقیقی بدست می آید مانند شادی راز و نیاز عاشقانه با خدا و ابراز عشق واقعی انسان ها به یکدیگر که شادی های پایدار ایجاد می کند.2- شادی های گذرا که به سبب هیجانات موقت و عوامل ساختگی و فعالیت های ظاهری بوجود می آید مانند شادی حاصل از موسیقی های زیان بار.اصول شاد زیستناولین گام به سوی شادی تغییر نوع نگاه و تفکر ما نسبت به زندگی است. کسانی که زندگی را زیبا می بینند شاداب تر هستند.انسانی که با اتکا به خداوند شاداب و با نشاط است اولا از زندگی خویش لذت می برد و ثانیا وجودش برای دیگران ارزشمند تلقی می شود. برای شاد بودن انجام بعضی کارها ضروری است از جمله 1- در زندگی هدف مثبت … در کار و زندگی داشته باشید.3- نیمه پر لیوان را ببینید و دائما نعمت هایی که دارید برای خود مرور کنید.4- با افراد خوب موفق و با نشاط ارتباط برقرار کنید.5- با جسم خود به مهربانی رفتار کنید ورزش کنید و تفریح داشته باشید.6- از خوبی های دیگران قدردانی کنید.7- ارزش های خود را بشناسید و به راحتی آنها را فراموش نکنید. 8- قدر زمان حال را بدانید و شادی خود را موکول به آینده و رسیدن به خواسته هایتان نکنید.اگر قرار داد شادی شما موکول به دستیابی به اهداف تان باشد در صورت نرسیدن به آن هدف شادی را تجربه نخواهید کرد. پس هم اکنون با همین امکاناتی که دارید شاد باشید. 9- فعالیت مثبتی برای خود تعریف کنید تا احساس مفید بودن داشته باشید.10- خاطرات شیرین و رویدادهای خوش زندگی تان را برای خود و دوستانتان تعریف کنید.شادی و نشاط از نگاه دینگفته شد که شادابی و طراوت سبب سلامتی روح و جسم انسان می شود هر چیزی که سلامتی انسان را به دنبال داشته باشد و موجب پویایی عقل و ذهن انسان شود تا عملکرد فرد در زندگی بهبود یابد مورد قبول و حمایت دین است. چرا که بدون پویایی عقل زندگی از رشد و حرکت باز می ایستد و این با هدف آفرینش سازگار نیست. بنابراین چون دین از منبع لایزال حیات سرچشمه می گیرد پیام آن هم حیات واقعی است و تمام هستی از منظر دین در جنبش و حرکت و بالندگی است و این کاملا با شادابی و نشاط نوع بشر سازگار است. اینکه ناامیدی از گناه کبیره شمرده می شود بدان جهت است که ناامیدی انسان را از حرکت باز می دارد. یعنی اولا انسان به شادی نیاز دارد و ثانیا ادیان در ذات خود حرکت زا و شادی آفرین هستند. به این جهت در حالات هیچیک از بزرگان دین افسردگی و ناامیدی دیده نمی شود. احادیث بسیاری از معصومین علیهم السلام به دست ما رسیده است که تاکید بسیاری بر شادی و نشاط و سر زندگی دارد. امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند " المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قبله " " مومن شادی اش در چهره اش نمایان و اندوهش در دل پنهان است. هم چنین پیامبر گرامی اسلام در ضمن حدیثی فرموده اند نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. میان شادی و زندگی رابطه ای مستقیم وجود دارد. یعنی کسی که در ظاهر و باطن شاد است چهره ای گشاده دارد و از رفتاری خوشایند برخوردار است امیدواری و پویایی و تفکر منطقی بر وجودش حکم فرماست. در واقع شادی جزئی از دین داری است. بعضی تصور می کنند که نمی توان هم دین دار بود و هم شادمان استاد مطهری می گوید این خلاف نظریه اسلام است. یکی از مختصات دین اسلام این است که همه نیازهای روحی جسمی مادی و معنوی انسان را در نظر گرفته است.دین راه رسیدن به شادی پایدار را نیز معرفی می کند. نداشتن نگرانی و اضطراب و غم و اندوه و رسیدن به اطمینان قلبی اساس و مبنای هر نوع شادی است و این نمی شود مگر با ایمان به قدرت مطلقی که سرچشمه همه نیکی هاست.شادی در قرآنشادی در قرآن از ریشه " فرح " گرفته شده ست. " فرح " عبارتست از لذت قلب و روح از رسیدن به آنچه که میل دارد.در آیه 170 سوره مبارکه آل عمران خداوند می فرماید فرحین بما آتاهم ؛ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند.این شادمانی به خاطر فضل و بخشش الهی است که از آن به عنوان فضیلت اخلاقی یاد شده است. این نوع شادی از بهترین انواع شادی هاست. هم چنین در سوره رعد آیه 6 خداوند می فرماید قل بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون ؛ بگو به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند زیرا این دو از هر چه می اندوزند بهتر است . در این آیه خداوند خطاب به بنده اش تاکید می کند که شاد باش مفهوم شادی مجموعا 25 بار با الفاظ مختلف در قرآن آمده است.* آیا شادی اندازه دارد؟دین اسلام اجازه هر نوع شادی را به شرط اینکه با موازین و احکام الهی منافات نداشته باشد و گناه و فساد به دنبال نداشته باشد داده است. امام علیه السلام سرگرمی های لذت بخش و هدف دار را توصیه می نماید که در آن لذائذ دنیوی نصیبی برای کامیابی باشد و مراقبت شود که در آن به مردانگی و شرافت شما آسیبی نرسد و دچار اسراف و تند روی نشود.تفریح و سرگرمی های لذت بخش انسان را در اداره زندگی یاری می کند و انسان با کمک آن توان انجام فعالیت های فردی اجتماعی را می یابد. معنویت و ارتباط با خداوند بالاترین انرژی مثبت
عرفان اسلامي: شرح مصباح الشريعه (جلد 2)
در قرآن و روایات و عاقبت غافلان و تبعات غفلت از یاد خدا آثار مثبت و مراقبه نفس از نگاه قرآن و سنت مورد بحث و بررسی تحلیلی قرار گرفته است. در مبحث مربوط به نفس و مراتب آن نویسنده به دیدگاه های ملاصدرا و علامه مجلسی در باره نفس و نسبت آن با عقل پرداخته و خطرات پیروی از هوی نفس و غرایز نفسانی را گوشزد می نماید. تبیین جایگاه دین در زندگی
معرفى الگوهاى قرآنى
در دنیا از زندگی طبیعی برخوردار بودند و محرومیتی از مواهب الهیه در حد خود نداشتند در میان جامعه زندگی میکردند اهل دنبال کردن معیشت ازدواج خانه و زندگی بودند رشتههای کسب حلال داشتند و انسانهایی نبودند که برای سالم هزینه کردن عمر از همه ببرند گوشهنشین شوند و تنها به عبادت خو داشته باشند و به یک رشته از عبادت قناعت کنند بلکه انسانهای جامعی بودند که خود را بر سر سفره پروردگار از همه عنایات بهرهمند میکردند و اهل محروم کردن خود از الطاف خدا نبودند و فکر غلطی برای رشد و کمال نداشتند و میدانستند که هیچگاه حرکت به سوی پروردگار با محروم کردن خود از طیبات و رزق الهی و از حرکتهای مثبت همراه نیست.ابوذر الگویی برای هزینه صحیح عمریکی از آن چهرهها که به عنوان سرمشق میشود به او نگاه
حرمت ارث برى مرد از زن در شرايط خاص
در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی بر اساس فرهنگ حق در آیات پایانی سورهی مبارکهی بقره و در آیات اوائل سورهی نسا بحثی مفصل که در سایر تفاسیر شیعه و سنی سابقه نداشته مطرح شد ولی در این آیه و قسمتی از آیات بعد نکات بسیار مهمی ذکر شده که لازم است توضیح داده شود.زنان چون مردان مخلوق و مملوک حضرت حق هستند و نیم از مسائل حیات و زندگی مرهون وجود آنان است.زنان در صورتی که در جایگاه خاص خودشان قرار داشته باشند اولا مایهی سعادت و نشاط و تحرک شوهر در امور مثبت هستند ثانیا بار سنگین شوهرداری و حمل و تربیت فرزند و قوام دادن به خانه و زندگی و حفظ حقوق خانه و خانواده را به دوش میکشند و برای همسر خود تکیهگاهی مناسب و حافظ او از گناه و نگاه … در شهوات حراماند.آنان کانون شگفتآوری از محبت و منبعی از مهربانی و دلسوزی و عنصری با ارزش برای تشکیل زندگی با شرکت مرداناند.اموال زنان چه ذاتا از خودشان باشد که از پدر و مادرشان به ارث بردهاند یا از راه هبه و بخشش یا از طریق کار مشروع مانند خیاطی گلدوزی معلمی هنر مثبت به دست آورده باشند یا شوهر به عنوان مهریه به آنان تملیک نموده یا بخششی جهت ادامه زندگی از طرف شوهر به آنان صورت گرفته باشد محترم است و بدون رضایت آنان احدی حق تصرف در آن اموال را ندارد.آنان گاهی مانند مردان دچار اشتباه جزئی در زندگی میشوند که بر شوهران واجب اخلاقی است از آنان گذشت کنند و زندگی را به آنان تلخ نکنند که تلخ کردن زندگی بر زنان کاری نامشروع و ظلم به بنده حق و ستم به انسانی است که کمتر میتواند از خود دفاع کند.از آنجا که مرد توقع دارد در اشتباهاتش مورد گذشت زن قرار گیرد و نمیخواهد زندگی بر او تلخ شود همین حال را نیز زن دارد متوقع است که اشتباهاتش مورد گذشت واقع شود و زندگی بر او تلخ نگردد.مرد ابدا آزاد نیست هر تصمیمی که بخواهد و هر کاری که میلش باشد ظالمانه در حق زن به جریان بیندازد مرد و زن از نظر حقیقت خلقت و انسان بودن یکی هستند و در ذات آفرینش تفاوتی با هم ندارند او را ضعیف شمردن و برده خود دانستن و این که مرد در هر کاری نسبت به زن آزاد است اموری نامشروع و ضد حق و برخلاف انسانیت و مخالف فرهنگ پاک اسلام است.مرد و زن وظیفه دارند برای استحکام پایههای زندگی بکوشند و زمینه عشق و محبت به یکدیگر را فراهم نمایند و از جدال و گفتگوی بیمنطق بپرهیزند و بویژه در این زمینه بخاطر سلامت روح فرزندانشان لازم است فضای خانه را آرامنگاه دارند و در برابر دید فرزندان احترام یکدیگر را رعایت نمایند و عشقورزی به یکدیگر راآشکار کنند و شخصیت خود را حفظ نمایند.برای مرد نسبت به زن تسلط قرار داده نشده تا بتواند با همسرش به صورت سلطان ستمگر نسبت به زیر دستش و اربابوار نسبت به رعیتش رفتار کند زن اولا امانت خدا در اختیار شوهر است ثانیا سرمایهی عظیمی در زندگی مرد است ثالثا بر عهدهی مرد از حقوق لازم و واجبی برخوردار است که مرد باید آن حقوق را تحت هر شرایطی رعایت نماید.دربارهی جایگاه زنان روایات فراوانی در کتابهای حدیث میخوانیم که نمونهی آنها را در هیچ فرهنگی نمیتوانیم سراغ بگیریم.رسول خدا میفرماید الدنیا متاع و خیر متاعها المره الصالحه 1 جهان هم چون متاع و مایهی بهرهوری است و بهترین مایهی بهرهوری آن زنان نیکوسیرت و شایستهاند.امام صادق دربارهی زنان شایسته یعنی آن زنانی که در همهی شئون زندگی در جایگاه مخصوص به خود قرار دارند و منبعی از درستی و کرامت هستند میفرماید فاما صالحتهن فلیس خطرها الذهب و الفضه هی خیر من الذهب و الفضه 2 مقام و مرتبه اینگونه زنان در زندگی چون طلا و نقره نیست اینان از طلا و نقره برترند و هیچ جواهر پر ارزشی در برابر آنان ارزش و بها ندارد.و در حدیثی دیگر میفرماید اکثر الخیر فی النسا بیشترین خیر و برکت و مایههای ارزشی در وجود زنان است.با وجود این حقایق در بخش اول آیه مورد بحث خداوند مهربان که خیرخواه همهی مردان و زنان است به مردان هشدار جدی میدهد چنانچه زندگی با همسرتان را خوش ندارید و او را با محروم نمودن از همهی حقوق و به ویژه حق زناشوئی در خانهی خود نگاه … مثبت گردد.آری زن در کنار مرد خانه بندهای از بندگان خدا و امانتی از امانات حضرت حق است و مرد باید همواره با چنین هویتی به او نظر کند و باید از خدمات مرد در تامین زندگیاش از مسکن و پوشاک و خوراک و استراحت و امنیت که حقوق واجبهای از زن بر عهدهی مرد است بهرهمند شود.وای بر مردی که به سبب عصبیت جاهلی و از روی خشم و کینه و غفلت و شرارت بر زن سختگیری کند و زندگی را بر او تنگ نماید و وی را از حقوقش محروم کرده و بر او ظلم و ستم روا دارد و رفاه و راحت و عیش را از او سلب نماید چنین مردی باید به انتظار انتقام و جریمه و عکسالعمل حضرت حق باشد زیرا خداوند وعده داده که انتقام مظلوم را از ظالم بگیرد و به فرمودهی امیرمؤمنان ع روز ظالم از روز مظلوم که مورد ظلم ظالم بوده بدتر و سختتر است.مرد باید توجه داشته باشد که دیگر انسانها هم مانند خود او دارای جهات ضعف و منفی بوده و نباید از زن توقع مقام عصمت و شخصیتی داشت که از همهی عیوب و نواقص پاک باشد.گذشت و مدارا و بردباری و صبر و حوصله و بدی را با نیکی تلافی کردن همه وقت و همه جا باید بکار گرفته شود که بکار گرفتن صفات پسندیده و اخلاق حمیده سبب استواری نظام خانواده و عبادت خدا و موجب رحمت و مغفرت حضرت حق برای مرد و زن است.اسلام خواهان حاکمیت عشق و محبت و مودت و رحمت بر فضای خانواده است و از مرد و زن میخواهد به خاطر آرامش و امنیت خودشان و مصون ماندن کودکانشان از لطمات روحی و روانی و فکری و اخلاقی حقوق یکدیگر را با نرمی و محبت رعایت کنند تا از آثار عظیم رعایت حقوق یکدیگر و اخلاق حسنه بهرهمند شوند و با چنین فضائی که بر زندگی دنیائی خود حاکم میکنند سبب آبادی آخرتشان شوند و به رضایت حق و بهشت عنبر سرشت در جهان آخرت زیر سایه رحمت و عنایت حق دست یابند.المیزان تفسیر قرآن به قرآن و متکی به روایات و مباحث عقلی و اجتماعی میگوید محیط خانه و خانواده باید کانون عشق و صفا باشد تا خستگیها در این محیط جائی نداشته باشد و بیمهریها چون موش وحشی رشتهها را نجود و از هم نگسلد و فرزندان در آن محیط در سایهی عشق و محبت پرورش یابند. و زن و شوهر با الهام از قوانین حیات بخش اسلام و فرهنگ سعادتساز حق زندگی مسرت بخش و بهشتی داشته باشند.با چنین شکلی از زندگی روح مودت و رحمت و عشق و محبت بر اعضا خانواده سایه میاندازد و آنان را از سلامتی و هم آهنگی و پیشرفت برخوردار خواهد کرد فرزندان این نوع خانوادهها انسانهائی دلسوز و مهربان و عنصرهائی پرکار و متعهد نسبت به جامعه و سایر امور بار خواهند آمد و چنان چه روح ناسازگاری در میان زن و شوهر حاکم گردد و هر دقیقه نزاع و درگیری و تلخی رخ نشان دهد علاوه بر این که زندگی جهنمی و پر آشوبی را باید سپری کنند فرزندان چنین خانوادهای که صحنههای نامناسب برخوردهای پدر و مادر خود را میبینند انسانهائی شرور و خطرناک ببار خواهند آمد و مزاحم فرد و جامعه شده به امنیت مردم لطمه سختی خواهند زد.باز هم لازم است این معنا به مرد توجه داده شود که زن امانت خدا و گل خوشبوی گلستان هستی برای شوهر است که با هزار آرزو و دنیائی امید از خانهی پدر و مادر به خانهی شوهر هجرت نموده تا ارضای عواطف و غرائز و احساسات طبیعی خود را در آغوش پر مهر شوهر بیابد و در کنار او احساس امنیت نماید و فرزندانی نیکو سیرت و با شخصیت به دست آورد. شوهر باید در حفظ و پرورش این گل زیبا و معطر و امانت الهی کمال همت و انسانیت را بکار گیرد تا علاوه بر انجام تکالیف دینی و اجتماعی از آثار شیرین و گرانبار برخورد صحیح با همسر بهرهمند گردد.به چند نمونه از برنامههای سعادتبخش اسلام در این زمینه توجه کنید و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه .... 3 از نشانههای قدرت و حکمت و رحمت خدا این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان آرامش یافته و انس بگیرید و در میان شما دوستی و مهربانی برقرار کرد.در این آیهی شریفه زن عامل آرامش و آسایش شوهر بیان شده و با توجه به دو واژهی مودت و رحمت که در آیه آمده است باید رابطه زن و شوهر بر اساس عشق و مودت و مهربانی و دلسوزی باشد و ریشه این ارزشها از ایمان به خدا و قیامت و حسابرسی دقیق روز محشر الهام بگیرد زیرا هوسهای زودگذر و محبتهای موسمی که از نگاه
استاد حسین انصاریان: فسادهای اقتصادی نتیجه بیتوجهی به حلال و حرام است
در جمع مردم کاشان سخنرانی میکرد با استناد به سخن دانشمندان علوم طبیعی انقراض هر نوع از موجودات زنده را خسارتی سنگین به طبیعت و فضای زندگی در این جهان دانست و وظیفه انسان را بهرهمندی از این فضا و استفاده صحیح در مسیر تجارت پر سود آخرتی بیان کرد.وی با استناد به آیات و روایات خصوصا روایت الدنیا متجر اولیا الله و نیز آیه شریفه هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم دنیا را تجارتخانه و انسان را کاسبی هدفمند در این تجارتخانه معرفی کرد که با استفاده صحیح از ابزار زندگی به مقام حبیباللهی میرسد.استاد انصاریان در ادامه به تشریح چهار تجارت پرسود و با منفعت اشاره کرد و افزود انسان در فضای تجارتخانه دنیا باید به چهار کسب مشغول باشد نخست کسب معرفت برای شناخت توحید و قیامت واهداف خود است؛ دوم کسب عبادت؛ سوم کسب خدمت به خلق و چهارم کسب معاش حلال که سه مورد آخر محصول شیرین و ارزشمند کسب معرفت است.وی در ادامه با اعتراض به فضای فاسد اخلاقی و اقتصادی بخشی از بسترهای جامعه ضمن توجهدادن مردم به حقایق مثبت عالم و سفارش به دور نگاه
بخشى از آثار نجات و رهائى
در همه زمینههای مثبت فکری و علمی و انسانی و اخلاقی و اعتقادی به وجود آیند.فرعونیان با کمک فرهنگ مادی خود و با یاری گرفتن از اندیشههای خائنانه عالمانی که غلام حلقه بگوش آنان و در خدمت مطامع و شهوات آنان قرار داشتند سالیان طولانی آزادی و استقلال بنیاسرائیل را لگدکوب کردند و همه را در عین این که در خانههایشان و در کوچه و بازار زندگی میکردند و میگشتند به اسارت گرفتند و اختناقی هولناک را بر آنان حاکم کردند تا به صورت انسانهایی فقط در طریق خدمت به فرعونیان در آیند و تن به سختترین کارها بدهند و مشقتبارترین امور را تحمل کنند و از همه نعمتهای معنوی محروم و از نظر مادی هم به اندازه بخور و نمیر آن هم به دست فرعونیان به آنان برسد و هیچگونه آزادی و استقلالی نداشته و جرات حرکت و قیام بر ضد ستمکاران در آنان بمیرد.با دقت در سطور گذشته و نظری به ارزش آزادی و استقلال و آثار آن معلوم میشود که جمله پربار و پر معنای و اذ نجیناکم من آل فرعون چه میگوید و چه نعمت بینظیری از جانب حضرت حق به بنیاسرائیل عطا شد نعمتی که مادر همه نعمتها و ریشه همه کرامتهاست. ضمیر جمع نا در نجیناکم در برابر ضمیر مفرد انعمت* که در آیات گذشته بود اذکروا نعمتی التی انعمت* نشان از عظمت نعمت آزادی و استقلال دارد که خدای عظیم به بنیاسرائیل عنایت کرد به حق که در این آیه شریفه باید ضمیر جمع به کار میرفت زیرا که نعمت آزادی و استقلال گوئی همه نعمتهاست و بدون آن خیال میکنی که هیچ نعمتی در اختیار انسان نیست.بحث در آزادی و استقلال و آثار آن از مهمترین و گستردهترین مباحث است که جا دارد همه جوانب آن بررسی شود و تک تک آثارش بیان گردد و ارزش و قیمت آن که در راس همه ارزشهاست به جامعه تفهیم شود و حتی دیگر ملتها را نیز با این حقیقت و آثارش آشنا نمود.روایات بسیار بسیار مهمی که در رابطه با ظهور منجی عالم و عدلگستر جهان وجود مبارک امام دوازدهم ع در معتبرترین کتابهای شیعه و اهل سنت نقل شده و نزدیک به شش هزار روایت است از بخش قابل توجهی از آن استفاده میشود که برترین و بالاترین کار حضرت مهدی ع نجات جهانیان از حکومتهای مستبد ظالم و ستمگری است که آزادی و استقلال مردم را لگدمال کرده و آنان را به اسارت گرفته و راه هر گونه رشدی را چه در زمینههای مادی و چه در امور معنوی بر آنان بستهاند و به این خاطر یکی از القاب مهم آن حضرت منجی است.در سایه حکومت الهی آن ذخیره خداست که فساد تحمیل شده بر انسان و سفرههای عیش و نوش حاکمان و مستبدان و غارتگری غارتگران و اختناق ایجاد شده و حکومتهای زورگو و قلدر برچیده میشود و فضائی الهی از آزادی و استقلال بر کره زمین چیره میگردد که جهانیان با استشمام در آن فضا عقولشان تا نقطه کمال رشد میکند و نور چراغ فطرتشان شدت و قوت میگیرد و بیداری و بصیرتشان به اوج میرسد و همه استعدادهای خدادادی آنان شکوفا میگردد و امنیت در سایه آن حکومت به جائی میرسد که مشهور است گرگ و میش کنار هم زندگی میکنند و با هم از یک چشمه آب میخورند.بنیاسرائیل در آن فضای اختناق و زیر شکنجههای فرعونیان و در جو حکومت پلیسی فرعون و دار و دستهاش و در کنار کارهای بسیار سنگین و مشقتبار و در عین این که همه لحظات زندگی را به تلخی و سختی میگذراندند برای نجات خود در تلاش بودند و با دلگرمی و امید به آینده و انتظار فرج و گشایش میزیستند و به یاری و نصرت خدا چشم دوخته بودند و میدانستند که این وضع نکبتبار و این زندگی رقتبار ماندنی نیست و نهایتا با امید و تلاش مثبت و ایمان و اعتقاد به خدا ستمکار از پای در میآید و مستضعف بر بالای خبازه او حکومت عدل برپا میکند و از اسارت نجات یافته به فضای با برکت آزادی و استقلال میرسد این امید و تلاش و میدانستند این انتظار فرج و امید به نجات در سایه تلاششان مورد عنایت حق قرار میگیرد و با تایید و لطف خدا و نگاه
حكايتي از استاد در انگليس
در انگلستان زندگی میکرد کنار دست من بود. حال او در رکوع مثل حال کسی بود که در صحرای عرفات صورت روی خاک گذاشته یا از شوق یا خشیت خدا گویا دارد نفسش بند میآید. در سجده بلند ذکر نمیخواند؛ خیلی آرام ولی با یک طنین محزون ذکر سبحان ربی الاعلی و بحمده میگفت و اشکهایش در سجده روی زمین میافتاد.میدانیم که تشهد نماز بر 5 حقیقت توحید عبودیت رسالت و دعای مثبت و امنیت استوار است؛ اما آیا هیچگاه در عمر خود در عمق نماز فرو رفتهاید؟ یا یک سلسله الفاظ عربی را روی زبانمان گذراندیم. یک روز بعد از نماز نشسته بودم او را نگاه
تقوا و همدلی راه نزدیکی به امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)
در معرض تباهی و از دست رفتن است. برای اینکه بتوانیم به امام زمان عج خود نزدیک شویم باید دلها را آماده کرده و دریچه ی دل را به سویی ببریم که پاکیها و صداقت ملکهمان شود.اینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیمشناخت امام عصر در روابط اجتماعیاینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیم. وقتی که در حال تعامل اجتماعی هستیم گفت و شنود ما باید طوری باشد که دلها را به هم گره بزند. بعضیها دل دوستان و فامیل خود را میشکنند و آنها را از موقعیتی که دارند خارج مینمایند مسلمین را به جان هم میاندازند و باعث ایجاد جدایی در جامعه میشوند. وقتی رابطهی بین خانواده ها زیاد شود و بین آنها دوستی به وجود آوریم و این ارتباطات بر پایهی صداقت و صلح و راستی باشد. رسیدگی به مشکلات جامعه نیاز به تلاش و کوشش فراوان همه دارد تا رفاه و آسایش برقرار شود؛ یعنی اقشار مختلف مردم برای برپایی نظم و ثبات در جامعه تلاش کنند. وقتی مردم نگاه مثبت
استاد انصاریان: حیات طیبه ثمره طهارت قلب و عمل صالح است/ بهشت پاداش خویشتنداران و خودنگهداران
در برابر آن مشکلات و سختیها نشان داد اولین پیامبر اولواالعزم الهی حضرت نوح ع بود.وی گفت همه شئون زندگی انبیای الهی برای مردم تا قیامت درس است. کلمه اسوه دو بار در قرآن کریم ذکر شده که بهمعنای سرمشق است؛ یعنی واقعا اگر کسی بخواهد دنیا و آخرت آبادی داشته باشد با درسگرفتن از زندگی انبیا در حد خودش و بهاندازه گنجایش خودش میتواند یک دنیای آباد داشته باشد. دنیای آباد از دیدگاه قرآن قصر و صد مغازه و چندصد هکتار زمین و ویلا و گرانترین ماشین نیست؛ بلکه دنیای آباد از نگاه قرآن یک دنیای پاک است که در سوره مبارکه نحل آمده است من عمل صالحا کسی که کوشش مثبت
آثار شوم اعتقادات باطل
در ظاهر و باطن تنهایی و آشکار رام میسازد. وجدان مذهبی قوهای است که آدمی را با مراقبت و بیداری آشنا میسازد به گونهای که هرگز دچار خواب غفلت نمیشود و دانایی است که هیچ موضوعی از نظرش مخفی نمیماند.وجدانی که انسان به وسیله آن نحوه تنظیم زندگی را فرامیگیرد؛ آنگاه در تمام کارها سعی میکند که مبدا توانای خویش را راضی نگاه داشته و در نتیجه تمام اعمالش نیک گردد؛ یعنی دیگر تظاهر خدعه و خیانت نکرده و در ادای هیچ حقی قصور روا نداشته و از هیچ واجبی روی برنمیتابد.در این صورت او در زندگی راحت و همیشه در رفاه و سلامت است؛ اما اگر این نظم در زندگی انسان مبدل به پراکندگی شود و این قدرت رو به ضعف گراید معلوم نیست زندگی در چه مسیری قرار خواهد گرفت.راستی اگر نظام عالم وجود گسیخته شود اگر قدرت جاذبهای که سیارات را به یکدیگر مرتبط ساخته و این همه افلاک را در صحنه گیتی به سیر و حرکت واداشته از بین برود چه پیش میآید؟اگر نظم اتم که اساس و مبنای عالم بر آن استوار شده است گسیخته شود و اگر هسته مرکزی اتم که الکترونها به طور دائم و مستمر به دور آن میگردد نابود شود چه خواهد شد؟آیا غیر از هرج و مرج و گمراهی نتیجه دیگری خواهد داشت؟وضع نسل جدید در عدم توجه به دین واقعی اسلام عینا مانند اتم شکافته شدهای است که هسته آن نابود شده و الکترونها دیوانهوار از یکدیگر گسیخته و آزاد شدهاند و با یکدیگر در حال تصادم و زد و خوردند و به هرچه برسند آن را نابود میکنند.هسته مرکزی در دستگاه حیات بشر چیزی جز عقیده نیست.هسته در ساختمان اتم عبارت است از نیروی مثبت
تقوا و همدلی راه نزدیکی به امام زمان (عجلالله تعالیفرجهالشریف)
در روابط اجتماعیاینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیم. وقتی که درحال تعامل اجتماعی هستیم گفت و شنود ما باید طوری باشد که دلها را به هم گره بزند. بعضیها دل دوستان و فامیل خود را میشکنند و آنها را از موقعیتی که دارند خارج مینمایند مسلمین را به جان هم میاندازند و باعث ایجاد جدایی در جامعه میشوند. وقتی رابطهی بین خانواده ها زیاد شود و بین آنها دوستی به وجود آوریم و این ارتباطات بر پایهی صداقت و صلح و راستی باشد. رسیدگی به مشکلات جامعه نیاز به تلاش و کوشش فراوان همه دارد تا رفاه و آسایش برقرار شود؛ یعنی اقشار مختلف مردم برای برپایی نظم و ثبات در جامعه تلاش کنند. وقتی مردم نگاه مثبت
تقوا و همدلی راه نزدیکی به امام زمان (عج)
در روابط اجتماعیاینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیم. وقتی که درحال تعامل اجتماعی هستیم گفت و شنود ما باید طوری باشد که دلها را به هم گره بزند. بعضیها دل دوستان و فامیل خود را میشکنند و آنها را از موقعیتی که دارند خارج مینمایند مسلمین را به جان هم میاندازند و باعث ایجاد جدایی در جامعه میشوند. وقتی رابطهی بین خانواده ها زیاد شود و بین آنها دوستی به وجود آوریم و این ارتباطات بر پایهی صداقت و صلح و راستی باشد. رسیدگی به مشکلات جامعه نیاز به تلاش و کوشش فراوان همه دارد تا رفاه و آسایش برقرار شود؛ یعنی اقشار مختلف مردم برای برپایی نظم و ثبات در جامعه تلاش کنند. وقتی مردم نگاه مثبت
English