روضه فقط محرم و صفر بود فاطمیه رجبیه و... نبود و روی آن پارچه یا اباعبدالله مینویسید و مردم مثل مور و ملخ میریزند. ما در این کلیساها یک نفر را نمیتوانیم به گریه بیندازیم؛ اگر گناهان عمرشان را به رخشان بکشیم و اینها را تحریک بکنیم اصلا هنر گریاندن یک نفر را نداریم. درحالیکه شما وقتی با آن یا اباعبدالله مردم را جمع میکنید دین را به آنها یاد میدهید آخر سخنرانیتان با حالت تواضع و آرامآرام هم که السلام علیک یا اباعبدالله بگویید چقدر راحت مردم را میگریانید این دین با اباعبدالله شما ضمانت شده است و از بین نمیرود. مردم تا میتوانید برای اباعبدالله ع خرج کنید. لزوم کمک به مجالس عزاداری امام حسین ع کسی که فکر کنم سیسالش هم نشده است ایام خاص مثل عرفه ماه رمضان دعای کمیل و احیا پای منبرم میآید و کمکهای خوبی هم به جلسات ما میکند. دیروز یا پریروز از مسئول جلسۀ صبح پرسیدم فلانکس پیدایش نیست؛ تلفن بزن که بیاید. گفت اتفاقا روز اول محرم تلفن زدم و گفتم روضه شروع شده است. گفت نمیتوانم بیایم. گفتم چرا؟ گفت چند روز است چهلپنجاه میلیون تومانم را برداشتهام خیلی گشتهام تا منطقۀ فقیرنشینی را پیدا کردهام که روضۀ درستوحسابی بخوانند؛ گفتهام آنجا ده شب بهترین واعظ و مداح را دعوت بکنند و شام بدهند که آنها هم از سفرۀ اباعبدالله ع فیض ببرند. هیچکس هم نمیداند این کار را میکنم؛ گفتهام کسی پول میدهد و شما این کار را بکنید. خودم هم گوشهای مینشینم حال میکنم. ببینید به منطقهای رفته که با مقداری پول حسینی نگه دارد این جوانی است که هدایت شده و خدا دستش را گرفته. میگویند مگر هرکسی لیاقت دارد پشتوانۀ کار اباعبدالله ع بشود؟ من میگویم بله. نگویید لیاقت ندارد رد و طرد نکنید؛ همه لیاقت دارند اما گاهی این لیاقت را تعطیل میکنند که حیف است گاهی هم این لیاقت را تعطیل نمیکنند. معنای مالکیت و ربوبیت خدا در سوره فاتحه رب یعنی مالک تربیتکننده؛ آنهم چه مالکی که در عرض هفتهشت ثانیه چهار بار ربوبیت خودش را با رحمانیت و رحیمیت به ما القا میکند و ترس ما را از مالک یوم الدین میریزد میگوید تو که عبادت میکنی و من هم که رحمان و رحیم هستم پس دغدغهای برای روز قیامتت نداشته باش. تو که غیر المغضوب علیهم ولا الضالین هستی و بخیل در پول طمعکار و حرامخور نیستی پس از قیامت خودت نترس. میدانی در قیامت با چه کسی رودررو هستی؟ با بسم الله الرحمن الرحیم و الرحمن الرحیم . اصلا نماز دنیایی از عواطف لطایف عنایات و فیوضات پروردگار است. من همیشه وقتی که نماز صبح و ظهر میخوانم در دعایم به پروردگار میگویم خدایا تا لحظۀ آمدن ملکالموت خودت مواظب من باش که از نماز کسل نشوم. من برای تو نماز میخوانم. خدایا من را از فیوضات نماز رحمانیت رحیمیت مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین خودت بهرهمند کن. نماز شاهکلید زندگی است. حضرت ابراهیم ع انجامدهندۀ تمام تکالیف الهیاین خدا میگوید من ابراهیم ع را با تمام تکالیف لازم درگیر کردم. به عبارت دیگر من که مالک مربی رحمان رحیم دوباره رحمان رحیم مالک یوم الدین و الحمد لله رب العالمین هستم تمام تکالیف لازم برای یک انسان را به ابراهیم ع ارائه کرد و گفتم این تکلیف مالی است این تکلیف زن و بچه به عهدۀ توست این تکلیف بدن عقل و فطرت توست و این تکلیف تو در مقابل مردم عبادات و آیندگان؛ با شوقوذوق قبول کرد. بعداز قبولکردن چهکار کرد؟ فاتمهن 10 تمام اجزای تکالیف الهیه را بدون کمکردن ارائه کرد. به او گفتم حالا که تمام اجزای تکالیف را ارائه کردی لیاقت یافتی که تو را بهعنوان سرمشق برای ناس تا آخرین نفری که تا روز قیامت خلق میکنم و با مردن او قیامت برپا میشود قرار بدهم که اگر بندگانم میخواهند راه نجات را طی بکنند به تو اقتدا بکنند. امام حسین ع وارث حضرت ابراهیم ع سؤال حالا ابراهیم ع کجاست؟ او که نیست فرهنگ دین و سرمشق او کجاست؟ میخواهم به او اقتدا بکنم چهکار بکنم؟ وظیفه ما را برایمان روشن کردهاند؛ السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله 11 به حسین ع اقتدا کن گویی به ابراهیم ع اقتدا کردهای. چرا؟ زیرا مقام فاتمهن و انی جاعلک للناس اماما کاملا در وجود ابیعبدالله ع طلوع دارد؛ به روش منش دین و خود ایشان اقتدا کن. اقتدای به حسین ع اقتدای به ابراهیم ع نوح ع موسی ع عیسی ع پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع است. روضه وداع
53 مطلب یافت شد
غصب، گناهی گردنگیر
اینکه آدم با دست خودش و برای هیچوپوچ جهنم برود خیلی حیف است روضه وداع امام حسین ع وداع زینب کبری س با ابیعبدالله ع خیلی سنگین است زینب کبری س
نماز، تکلیف موردعلاقۀ امام حسین(ع)
امام حسین ع تنها راه نجاتمن مصیبت و روضه میخوانم اما نمیتوانم آن را تمام کنم؛ دیگر توان و تحملم کم شده است. اگر به خودم فشار میآورم بهخاطر شماست. شما توقع دارید من روضه بخوانم که توقع خیلی باارزشی است. امشب روی این منبر پیغمبر ص میگویم که خدا میداند به هیچ نماز روزه ۱۳۰ جلد کتابی که نوشتهام درسهایی که خواندهام و درسهایی که در قم دادهام اصلا امیدوار نیستم؛ همۀ امید من به ابیعبدالله ع است. امید یقینی دارم و میگویم بالاخره قیامت گوشهای که با گردنکج ایستادهایم ما را صدا میکنند؛ زیرا عادت دارند. به حر فرمودند ارفع راسک 15 قیامت به ما هم میفرمایند سرت را بلند کن. روضه وداع
فهم تسبیح خدا
روضه وداع امام حسین ع هر بار یک نهیب با محبت به شکم ذوالجناح که میزد ذوالجناح خیز برمیداشت.
اسلم بن عمرو بردهاى برتر از همه آزادگان
حسین علیه السلام بود و چون حضرت از مدینه به سوی مکه حرکت کرد ملازم رکاب آن حضرت شد و با آن بزرگوار از مکه به کربلا آمد تا در روز عاشورا به شرحی که میآید به شرف شهادت نایل آمد و بر کرامت همه آزادگان جهان افزود.در کتاب بحر اللئالی و روضه الاحباب آمده چون این غلام وفادار و برده خریداری شده که از همه آزادگان برتر بود در طلب اذن جهاد به محضر حضرت حسین علیه السلام آمد.حضرت فرمود از فرزندم سید سجاد علیه السلام اجازه جهاد بخواه.آن سعادتمند دنیا و آخرت از امام سجاد علیه السلام اذن جهاد خواست و با اهل حرم وداع
اسلم بن عمرو برده اى برتر از همه آزادگان
حسین علیه السلام بود و چون حضرت از مدینه به سوی مکه حرکت کرد ملازم رکاب آن حضرت شد و با آن بزرگوار از مکه به کربلا آمد تا در روز عاشورا به شرحی که می آید به شرف شهادت نایل آمد و بر کرامت همه آزادگان جهان افزود .در کتاب بحر اللئالی و روضه الاحباب آمده چون این غلام وفادار و برده خریداری شده که از همه آزادگان برتر بود در طلب اذن جهاد به محضر حضرت حسین علیه السلام آمد .حضرت فرمود از فرزندم سید سجاد علیه السلام اجازه جهاد بخواه .آن سعادتمند دنیا و آخرت از امام سجاد علیه السلام اذن جهاد خواست و با اهل حرم وداع
برده آزاد
حسین علیه السلام بود و چون حضرت از مدینه به سوی مکه حرکت کرد ملازم رکاب آن حضرت شد و با آن بزرگوار از مکه به کربلا آمد تا در روز عاشورا به شرحی که می آید به شرف شهادت نایل آمد و بر کرامت همه آزادگان جهان افزود .در کتاب بحر اللئالی و روضه الاحباب آمده چون این غلام وفادار و برده خریداری شده که از همه آزادگان برتر بود در طلب اذن جهاد به محضر حضرت حسین علیه السلام آمد .حضرت فرمود از فرزندم سید سجاد علیه السلام اجازه جهاد بخواه .آن سعادتمند دنیا و آخرت از امام سجاد علیه السلام اذن جهاد خواست و با اهل حرم وداع
شهادت کاروان ابیعبدالله(ع)، نهایت سلوک الیالله
حسین ع است؛ اگر دلتان میخواهد داد بزنید. امام صادق ع به پروردگار گفتند خدایا این مردان و زنانی که برای حسین ما فریاد میکشند و ارحم تلک الصرخه التی کانت لنا رحمتت را به این نالهها نازل کن. دعای امام مستجاب است زینالعابدین ع چهل سال داد میکشیدند؛ اگر شیرخوارهای بغل زنهای مدینه در کوچه میدیدند کنار خاک مینشستند و ناله میزدند؛ برای خرید یک ذره گوشت میرفتند وقتی قصاب را میدیدند که میخواهد گوسفندی را رو به قبله سر ببرد جلو میآمدند و میگفتند به این گوسفند آب دادهای؟ دل به دریای بلا در کربلا میزد حسین ×××××××××× عشقبازان خداجو را صلی میزد حسینگرچه نقش پرچمش هیهات من الظله بود ××××××××× باز طرحی تازه از قالوا بلی میزد حسینسیر در معراج قرب حضرت معبود داشت ×××××××××× تا قدم در راه تسلیم و رضا میزد حسینوای حسین جان قلبم میایستد تا نریزد خون پاک اصغرش روی زمین ××××××××××× آسمان عشق را رنگ خدا میزد حسینچشم در چشم علیاکبرش وقت وداع ×××××××××× بوسه بر آیینه ایزدنما میزد حسیندست ساقی را که میبوسید در دریای خون ×××××××××× بر سر ملک دو عالم پشتپا میزد حسینسهچهار ساعت دیگر به آتش زدن خیمهها مانده و الآن خیمهها آرام است؛ وقتی عباس ع رفت دیگر همه ناامید شدند خیمه گلهای یاسین را که آتش میزدند ×××××××× خیمه بر جان و دل اهل ولی میزد حسینخط آخرش را هم بخوانم هر کاری میخواهید بکنید؛ به شما اجازه دادهاند امام صادق ع میفرمایند زدن به صورت پاره کردن یقه و فریاد زدن برای حسین ما نهتنها عیبی ندارد بلکه باید انجام بگیرد. سبزپوشان فلک فرشتگان دیدند با فریاد سرخ ×××××××× از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسیندستوپا میزد -وداع جانسوز امام با اهلبیتصبح به من گفتند که روضه … روضه کامل خواند اینهایی که میخواهم بگویم خاک در دهان من چطوری بگویم؟ تک مانده بود جلوی لشکر بود که یکمرتبه ذوالجناح را دواند و خودش را نزدیک آب رساند نگذاشتند آب بخورد و یک تیر به صورت او زدند. تیر را زدند بعد همه با هم فریاد زدند حسین به خیمههایت حمله شد برگشت و دید دروغ گفتهاند دم خیمه آمد و با آن صدای الهیاش که قربان صدایت بروم با یک دنیا عاطفه صدا زد علیکن منی السلام خانمها خواهرها و دخترها من هم میروم و کار من هم دیگر تمام است. همه بیرون ریختند و به دورش حلقه زدند. خانمها راه دادند و بچهها و دخترهای کوچک جلو آمدند این دستهای کوچک را به رکاب بابا گرفته بودند و میگفتند بابا میخواهی به کجا بروی؟نمیدانم چطوری بچهها را آرام کرد فکر نمیکنم بچهها آرام شده باشند زنها بچهها و دخترها دور او جمع شده بودند و صحن با هرچه توان داشتند ناله میزدند و لطمن وجوههن و به صورتشان خراش میزدند. امام به آنها نگاه میکرد و اشک میریخت. چه بلایی به سرتان آمد فقال لهن مهلا فرمودند گریه نکنید و لطمه نزنید فان البکا عماکم الآن گریه نکنید یکساعت دیگر گریه کنید؛ آنوقت که در میدان ریختید و وضع من را دیدید گریه کنید. -بیتابی زینب س در وداع
فلسفه گریه بر امام حسین(ع)
امام حسین علیه السلام اولیای دین مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت زهرا علیها سلام را خوشحال می کند. شاد کردن دل ایشان مانند مرحمی است که بر دل ایشان گذاشته می شود. مجالس روضه از این جهت خیلی مهم است.گریه بر امام حسین علیه السلام شاه بیت اعمال است. دستگاه امام حسین نقطه اتصال خوبی برای وصل شدن به خداست. امید بزرگان و علمای ما به همین روضه ها و توسل ها بوده است.چرا گریه؟چرا ما بر اباعبدالله علیه السلام اشک می ریزیم؟1. چون سید الشهدا علیه السلام مظهر اعتقادات ماست امامت جز لاینفک دین ماست؛2. چون امام حسین علیه السلام مظهر فضیلت است ما بر فقدان این همه فضایل اشک می ریزیم؛3. گریه می کنیم به خاطر این که دلمان برای اباعبدالله می سوزد که حتی شیرخواره اش را با تیر سه شعبه سیراب کردند. چون ایشان مظلوم واقع شدند.سید بن طاوس می فرماید اگر به ما فرمان عزاداری نمی دادند عاشورا جشن داشت. بعد حفظ عاشورا جشن دارد اما بعد مصیبتی آن چنین نیست. اگر تیر به دست کسی بخورد شما متاثر می شوید. چگونه ممکن است جلوی چشم انسان بچه ای قطعه قطعه شود آدم ساکت بنشیند و به حال او اشک نریزد. این گریه ها گریه ضعف نیست گریه بیچارگی نیست این است که گریه بر امام حسین این قدر ثواب وارد شده است.خود امام حسین هم گریه کردخود پیامبر و اهل بیت علیهم السلام همه بر ایشان گریه و عزاداری و توسل پیدا می کردند. حتی خود امام حسین علیه السلام هم گریه کرده است.مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید آیا خود امام حسین علیه السلام هم گریه کرده است یا نه؟ بعد می فرماید حتما این کار را کرده است؛ چون گریه کردن بر اهل بیت علیهم السلام از افضل عبادات است. بعد جاهایی را که امام گریه کردند را ذکر می کند. اول بار در روز دوم محرم بود که اهل بیت علیهم السلام وارد صحرای کربلا شدند. حضرت خیلی گریه کردند و گفتند خدایا من به تو پناه می برم از گرفتاری و بلا.جای دیگری که ایشان گریه کردند زمانی بود که فرزندش حضرت علی اکبر علیه السلام اذن میدان گرفتند. آقا یک نگاهی به قد و قامت علی انداختند و به قدری منقلب شدن که محاسنشان به طرف آسمان را گرفتند و شروع کردند به اشک ریختن.جای دیگری که گریستند زمانی بود که یادگار برادرش حضرت قاسم اجازه میدان گرفتند. آقا به یاد برادرش افتادند و قاسم را در آغوش گرفتند و بسیار گریه کردند. حضرت قاسم که نابالغ بود آنقدر دست و پای عمویش را بوسید تا عمو را راضی به رفتن کرد.جای دیگری که آقا گریست زمانی بود که حضرت کنار نهر علقمه آمد و چشمش به بدن قطعه قطعه برادرش قمر بنی هاشم حضرت عباس علیه السلام افتاد. می گویند دشمن تا آن موقع گریه بلند آقا را ندیده بود. بلند بلند آقا گریه کردند.یکی دیگر از جاهای که حضرت خیلی گریه کردند موقعی بود که با بی بی سکینه می خواستند خداحافظی کنند. آن قدر گریه کردند که حالشان منقلب شد. آقا دختر کوچکش را در آغوش گرفت و با گریه فرمودند دخترم با این اشک هایت دل بابایت را آتش نزن.یکی دیگر از جاهایی که آقا خیلی گریه کردند زمان وداع
تهران/ حسینیۀ هدایت/ دهۀ اوّل محرّم/ پاییز 1395هـ.ش. سخنرانی سوم
حسین پاداش سوم را امام صادق میفرمایند هر سه را ا مام صادق میگوید پاداش سوم محال است گریهکن بر حسین ما در قیامت از شفاعت ما محروم بشود شما نمیخواهد در قیامت دنبال ما بگردید آنجا سخت است که ما را پیدا کنید ما خودمان دنبال شما میآییم. و وفیت کل نفس ما عملت آیه روشن اسرارش هم روشن شد شما صبحانه خوردید و آمدید دارید گریه میکنید؟ بله همۀ ما صبحانه خوردیم. اما گریۀ بر ابی عبدالله چقدر قیمت دارد که سید بن طاووس از امام صادق علیه السلام نقل میکند امام صادق که نزدیک زمان زین العابدین بود سید بن طاووس در نقل مطالب خیلی آخوند محتاطی است جدم زین العابدین چهل سال روزها را روزه گرفت و شبها را برای عبادت غیر از یک مقدار خواب بیدار بود. تمام گریههایش را چهل سال برای ابی عبدالله با روزه و با عبادت نیمه شب قاطی کرد. این برای ماه رمضان نیست امام صادق میگوید هر روز روزه میگرفت گریۀ روزش سر جایش بود. اول افطار خادمش سفره میانداخت غذا را میگذاشت آب هم میگذاشت میگفت خب روز گرم مدینه روزه بوده خادم میرفت ده دقیقه دیگر میآمد میدید که غذا دست نخورده آب دست نخورده میگفت جانم فدایت پنجاه شصت درجه روز گرم بوده خب غذا میل کنید آب بخورید امام میگفتند خادم افطار کنم؟ پدر من را با شکم گرسنه کشتند. خادم آب بخورم؟ من که خودم کربلا بودم لبهای پدرم از تشنگی ترکیده بود آب بخورم؟ وقد قتل علی رسول الله عطشانا . خادم التماس میکرد غذای آبکی بود امام برمیداشت امام صادق میگویند و میآورد تا دم در اینقدر اشکها در غذا میریخت و غذا را پس میداد آب را برمیداشت اینقدر اشک در آب میریخت و آب را پس میداد شما امروز دارید با زین العابدین همکاری میکنید. بارک الله الان پاداشتان طبق آیۀ 72 ثبت است رحمت مغفرت شفاعت. والله من نمیتوانم خیلی توضیح بدهم من هر سال روز سوم یک روضۀ دیگر دربارۀ حضرت سکینه خواندم امسال چندبار به من گفتند که روضۀ حضرت رقیه س بخوان چشم ولی سن من و طاقت من را هم حساب بکنید در روضه خواندناولا از کتابهای قرن هفتم تا الان- هشتصد سال- کتابهای قرن به قرن را نگاه کردم. امام حسین بین سه و چهار ساله این دختر را داشته و این یقینی است. این برای اصل مسئله وقت وداع
پاداش گريه بر حضرت امام حسين(عليهالسلام)
امام صادق علیه السلام فرمود من ذکر الحسین عنده فخرج من عینه من الدموع مقدار جناح ذباب کان ثوابه علی الله عز وجل ولم یرض له بدون الجنه 1 .آن که حسین را نزد او یاد کنند از دیدگانش به اندازه بال مگس اشک بیاید ثوابش بر خداوند عز و جل است و کمتر از بهشت برای او رضایت نمیدهد.راوی میگوید امام صادق علیه السلام فرمود ... من انشد فی الحسین بیتا فبکی واظنه قال او تباکی فله الجنه 2 .آن که برای حسین علیه السلام شعری بگوید پس گریه کند و گمان کنم حضرت فرمود یا خود را شبیه گریه کننده سازد مزدش بهشت است.امام ششم علیه السلام در روایتی فرمود من ذکره فبکی فله الجنه 3 .آن که حسین علیه السلام را یاد کند و گریه کند مزدش بهشت است. زیارت حضرت حسین علیه السلامراوی میگوید از حضرت صادق علیه السلام شنیدم قبر الحسین... روضه من ریاض الجنه منه معراج الی السما فلیس من ملک مقرب ولا نبی مرسل الا وهو یسال الله تعالی ان یزور الحسین ففوج یهبط وفوج یصعد 4 .قبر حسین باغی از باغهای بهشت است از آنجا محل عروج به آسمان است ملک مقرب و نبی مرسلی نیست مگر این که از خداوند زیارت حسین را میخواهد پس دستهای برای زیارت فرود میآیند و گروهی بعد از زیارت بالا میروند.حضرت صادق علیه السلام فرمود رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و امامان علیهم السلام برای زائر حسین علیه السلام دعا میکنند.امام ششم علیه السلام به معاویه بن وهب فرمود ... ومن یدعوا لزواره فی السما اکثر ممن یدعو لهم فی الارض 5 .... و آنان که برای زائران حسین در ملکوت دعا میکنند بیش از دعا کنندگان در زمین هستند.حضرت صادق علیه السلام فرمود چهار هزار ملک غبار آلوده کنار قبر حسین هستند تا قیامت بر او گریه میکنند سرپرست آنان فرشتهایست بنام منصور زائری به جانب زیارت نمیرود مگر این که او را استقبال میکنند؛ و وداع
عزت حسینی و عظمت عاشورا
امام حسین علیه السلام بیعت بگیرند تا در توطئه های ناجوان مردانه خود توفیقی به دست آورند . امام بدون هیچ درنگ و تاملی خطاب به عبدالله بن زبیر که آینده ای مبهم و دو راهی خطرناکی را در مقابل خویش مشاهده می کرد و نظر امام را در خصوص بیعت با یزید جویا شده بود - فرمود من هرگز با او بیعت نمی کنم . زیرا یزید مرد شرابخوار سگ باز آلوده به انواع معاصی و ستم ها و غرق در آلودگی و تباهی می باشد و شایسته خلافت و لایق زمامداری مسلمانان نخواهد بود و با همین اندیشه و عزم راسخ حاکم مدینه ولید را ملاقات می کنم . امام که آشفتگی را در چهره عبدالله بن زبیر ملاحظه می نمود . با اراده ای راستین و درک راه مقاومت و مبارزه برای حفظ حیات دینی جامعه به وی یاد آور شد من کسی نیستم که زیر بار ذلت بروم و با بی تدبیری خود را به آ سانی در پنجه دشمن اسلام و قرآن گرفتار سازم . آنگاه نزد حاکم مدینه رفت و به وی تفهیم نمود من حسینم و به راه امویان نه تنها گرایشی ندارم بلکه به حکم مسئولیت شرعی و دینی و مقام ولایت موظف به مبارزه و مخالفت با ناپاکان مسلمان نما هستم . و چون خواست از نزد وی برود مروان که در آنجا حضور داشت با غرور خاصی ولید را خطاب کرد و گفت دست از او مدار اکنون فرصت مناسبی است که یا از او بیعت گیری یا کارش را یکسره نمایی . امام با شنیدن نغمه های شوم مروان بر آشفت و او را با نهایت کوچکی و پستی خطاب کرد و فرمود ای فرزند بدکاری نه تو و نه ولید هیچ کدامتان نمی توانید مرتکب چنین کشتاری شوید . حال که سخن بدین جا رسید گوش کن تا برایت حقیقت را بگویم مائیم خاندان نبوت و رسالت فرشتگان آسمانی در خانه ما رفت و آمد می نمودند و خدای بی همتا ما را در آفرینش هستی مقدم داشت و مهر خاتمیت بر خاندان ما زد . یزید مردی فاسق و قاتل و گناه کار است و مثل من با مثل او هرگز بیعت نمی کند .مروان و ولید که در انتظار چنین مقاومتی از جانب سالار شهیدان نبودند در برابر اقتدار معنوی امام حسین علیه السلام مبهوت ماندند و آن حضرت بی درنگ بودن آن که فرصتی به آن نابکاران بدهد محل اقامت ولید را ترک نمود . با این همه مروان آرام نگرفت و در فکر نقشه ای بود تا با اجرای آن امام سوم را به بیعت با یزید وادار نماید . به همین دلیل تصمیم گرفت بار دیگر با امام رو به رو شود و آخرین نغمه های شوم خود را از حلقوم خویش خارج نماید . او در دیداری خطاب به حسین بن علی علیه السلام گفت ای اباعبدالله من تو را نصیحت می کنم نصایح مرا گوش کن و بپذیر و با یزید بیعت کن که برای دین و دنیایت بهتر است . امام در جوابش با صراحت و شهامت فرمود با اسلام باید وداع کرد هنگامی که رهبری امت اسلامی به عهده فردی چون یزید ناپاک گذارده شود . به خدا قسم از جدم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمود رهبری بر آل ابوسفیان حرام است . 26 محمد حنفیه فرزند دیگر امیرمؤمنان علیه السلام خدمت امام حسین علیه السلام رسید و از سر خیرخواهی به آن حضرت توصیه نمود که برای خودداری از بیعت با یزید به جای دور دست رود و مردم را به یاری فراخواند و بدین ترتیب از جنگی نابرابر و کشته شدن بپرهیزد .امام در جوابش فرمود برادرم به خدا سوگند اگر در تمام دنیا هیچ پناهگاهی نباشد هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد . 27 بدین گونه با وجود همه توصیه ها در ماندن و بیعت نمودن با یزید و یا رفتن و گریختن از پیش دشمنان امام حسین علیه السلام در تدارک نهضتی بود که برای همیشه به همگان درس عزت آموزد .پی نوشت ها 1 . لسان العرب ابن منظور ذیل عز .2 . الفردات فی غریب القرآن راغب اصفهانی ذیل عز .3 . مجمع البیان لعلوم القرآن فضل بن حسن طبری ج 3 ص 193 .4 . ر . ک اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد سعید الخوری الشرتونی اللبنانی ذیل عز .5 . منافقون8 .6 . بحارالانوار ج 44 ص 198 .7 . المیزان فی تفسیرالقرآن طباطبایی ج 17 ص 20 .8 . همان ص 22 و 23 .9 . فاطر10 .10 . جاثیه37 .11 . نسا139 .12 . ر . ک آل عمران118 .13 . روضه
بیست و هشتم صفر سالروز وفات نبی مکرم اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع)
امام حسین علیه السلام با اسود بن ابی الا سود از در درآمد برادر بزرگوار خود را در برگرفت و سر مبارک او را و میان دو دیده اش را بوسید و نزد او نشست و راز بسیار با یکدیگر گفتند پس اسود گفت انا لله وانا الیه راجعون. گویا که خبر فوت امام حسن علیه السلام به او رسیده است پس حضرت امام حسین علیه السلام را وصی خود گردانیده اسرار امامت را به او گفت و ودائع خلافت را به او سپرد و روح مقدسش به ریاض قدس پرواز کرد در روز پنجشنبه آخر ماه صفر در سال پنجاهم هجری و عمر مبارکش در آن وقت چهل و هفت سال بود و در بقیع مدفون گردید.و موافق روایت شیخ طوسی و دیگران چون امام حسن علیه السلام مسموم شد و آثار ارتحال از دنیا بر آن جناب ظاهر گشت امام حسین علیه السلام بر بالین آن حضرت حاضر شد و گفت ای برادر چگونه می یابی خود را؟ حضرت فرمود که می بینم خود را در اول روزی از روزهای آخرت و آخر روزی از روزهای دنیا و می دانم که پیشی بر اجل خود نمی گیرم و به نزد پدر و جد خود می روم و مکروه می دارم مفارقت تو و دوستان و برادران را و استغفار می کنم از این گفتار خود بلکه خواهان رفتنم برای آنکه ملاقات جد خود رسول خدا و پدرم امیرالمو منین و مادرم فاطمه زهرا و دو عم خود حمزه و جعفر را صلوات الله و سلامه علیهم خدا عوض هر گذشته است و ثواب خدا تسلی دهنده هر مصیبت است و تدارک می کند هرچه را فوت شده است همانا دیدم ای برادر جگر خود را در طشت و دانستم کدام کس این کار با من کرده است و اصلش از کجا شده است اگر به تو بگویم با او چه خواهی کرد؟ حضرت امام حسین علیه السلام گفت به خدا سوگند او را خواهم کشت . امام حسن علیه السلام فرمود پس ترا خبر نمی دهم به او تا آن که ملاقات کنم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ولیکن ای برادر وصیت نامه مرا بنویس به این نحو وصیت نامه امام حسن علیه السلام این وصیتی است از حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام به سوی برادر خود حسین بن علی علیه السلام. وصیت می کنم که گواهی می دهم به وحدانیت خدا که در خداوندی شریک ندارد و اوست سزاوار پرستیدن ودر معبودیت شریک ندارد و در پادشاهی کسی شریک او نیست و محتاج به معین و یاوری نیست و همه چیز را او خلق کرده است و هر چیز را او تقدیر کرده و او سزاوارترین معبودین است به عبادت و سزاوارترین محمودین است به حمد و ثنا هر که اطاعت کند او را رستگار می گردد و هرکه معصیت و نافرمانی کند او را گمراه می شود و هر که توبه کند به سوی او هدایت می یابد پس وصیت و سفارش می کنم ترا ای حسین در حق آنها که بعد از خود می گذارم از اهل خود و فرزندان خود و اهل بیت تو که درگذری از گناهکاران ایشان و قبول کنی احسان نیکوکاران ایشان را و خلف من باشی نسبت به ایشان و پدر مهربان باشی برای آنها و آنکه دفن کنی مرا با حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله و سلم همانا من احقم به آن حضرت و خانه او از آنهائی که بی رخصت او داخل خانه او شده اند و حال آنکه حق تعالی نهی کرده است از آن چنانچه در کتاب مجید خود فرموده یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم . پس به خدا سوگند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم رخصت نداد ایشان را در حیات خود که بی اذن داخل در خانه او شوند و هم رخصتی به ایشان نرسید بعداز وفات آن حضرت ولکن ما ماذونیم و رخصت داریم تصرف نمائیم در آنچه از آن حضرت به میراث به ما رسیده است ؛ پس ای برادر اگر آن زن مانع شود سوگند می دهم ترا به حق قرابت و رحم که نگذاری در جنازه من به قدر محجمه از خون بر زمین ریخته شود تا حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کنم و نزد او مخاصمه نمایم و شکایت کنم به آن حضرت از آنچه بعد از او از مردم کشیدم . و موافق روایت کافی وغیره فرمود پس جنازه مرا حمل دهید به بقیع و در نزد مادرم فاطمه علیهاالسلام مرا دفن کنید. چون از وصایای خویش فارغ گردید دنیا را وداع کرده به سوی بهشت خرامید.ابن عباس گفت که چون آن حضرت به عالم بقا رحلت فرمود امام حسین علیه السلام مرا و عبدالله بن جعفر و علی پسر مرا طلبید و آن حضرت را غسل داد و خواست که در روضه
سید و سالار شهيدان حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام
حسین علیه السلامنسبت به سالار شهیدان نیز نکاتی از زیارت حضرت را یادآور میشوم باشد که در آیینه این نکات بتوانیم گوشهای از شخصیت حضرت را که دریایی بیساحل است تماشا کنیم.سلام بر تو ای خازن و نگهبان علوم و اسرار کتاب مسطور ای وارث علوم تورات و انجیل و زبورسلام بر تو ای امین رحمان ای شریک قرآن ای نگهبان دین ای باب حکمت خداوند عالمیانسلام بر تو ای باب تواضع و طاعت که هرکه از آن وارد شود از هر بلا ایمن است.درود بر تو ای صندوق علم خدا ای محل سر حق ای خون خدا و پسر خون خدایا ابا عبدالله چون خون پاکت به زمین ریخت سرادق عرش و ارواح خلایق به لرزه آمد و آسمان و زمین و ساکنان بهشت و موجودات دریا و خشکی برایت گریه کردند.گواهی میدهم وجودت در منتهای پاکی و از ریشه طهارت و پاکیزگی است.تو امر به قسط و عدل فرمودی و به آن دو حقیقت دعوت کردی 1 .سلام بر تو ای بزرگ جوانان اهل بهشت ای آن که رضا و خوشنودی تو و سخط و غضبت از خشنودی و غضب خداستسلام بر تو ای امین خدا حجت حق ای باب الله ای دلیل به سوی خدا و دعوت کننده به الله ای آن که حلال خدا را حلال دانستی و حرام حق را حرامحساب کردی نماز برپا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی و بر اساس حکمت و موعظه حسنه به راه خدا دعوت نمودی 2 سلام بر تو ای ابا عبدالله ای حجت خدا در روی زمین و شاهد و گواه حق بر خلق درود خداوند بر امام شهید و کشته ستم و پیشوای اهل زهد و عبادت.سلام بر امام نیکوکار امام راضی به قضای حق امام پاکیزه و باتقوا هادی و مهدی اسیر رنج و مصائب. گریه بر حضرت حسین علیه السلامامام صادق علیه السلام فرمود من ذکر الحسین عنده فخرج من عینه من الدموع مقدار جناح ذباب کان ثوابه علی الله عز وجل ولم یرض له بدون الجنه 3 .آن که حسین را نزد او یاد کنند از دیدگانش به اندازه بال مگس اشک بیاید ثوابش بر خداوند عز و جل است و کمتر از بهشت برای او رضایت نمیدهد.راوی میگوید امام صادق علیه السلام فرمود ... من انشد فی الحسین بیتا فبکی واظنه قال او تباکی فله الجنه 4 .آن که برای حسین علیه السلام شعری بگوید پس گریه کند و گمان کنم حضرت فرمود یا خود را شبیه گریه کننده سازد مزدش بهشت است.امام ششم علیه السلام در روایتی فرمود من ذکره فبکی فله الجنه 5 .آن که حسین علیه السلام را یاد کند و گریه کند مزدش بهشت است. زیارت حضرت حسین علیه السلامراوی میگوید از حضرت صادق علیه السلام شنیدم قبر الحسین... روضه من ریاض الجنه منه معراج الی السما فلیس من ملک مقرب ولا نبی مرسل الا وهو یسال الله تعالی ان یزور الحسین ففوج یهبط وفوج یصعد 6 .قبر حسین باغی از باغهای بهشت است از آنجا محل عروج به آسمان است ملک مقرب و نبی مرسلی نیست مگر این که از خداوند زیارت حسین را میخواهد پس دستهای برای زیارت فرود میآیند و گروهی بعد از زیارت بالا میروند.حضرت صادق علیه السلام فرمود رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و امامان علیهم السلام برای زائر حسین علیه السلام دعا میکنند.امام ششم علیه السلام به معاویه بن وهب فرمود ... ومن یدعوا لزواره فی السما اکثر ممن یدعو لهم فی الارض 7 .... و آنان که برای زائران حسین در ملکوت دعا میکنند بیش از دعا کنندگان در زمین هستند.حضرت صادق علیه السلام فرمود چهار هزار ملک غبار آلوده کنار قبر حسین هستند تا قیامت بر او گریه میکنند سرپرست آنان فرشتهایست بنام منصور زائری به جانب زیارت نمیرود مگر این که او را استقبال میکنند؛ و وداع
زیارت حضرت حسین (علیه السلام)
روضه من ریاض الجنه منه معراج الی السما فلیس من ملک مقرب ولا نبی مرسل الا وهو یسال الله تعالی ان یزور الحسین ففوج یهبط وفوج یصعد .قبر حسین باغی از باغ های بهشت است از آنجا محل عروج به آسمان است ملک مقرب و نبی مرسلی نیست مگر این که از خداوند زیارت حسین را می خواهد پس دسته ای برای زیارت فرود می آیند و گروهی بعد از زیارت بالا می روند .حضرت صادق علیه السلام فرمود رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا و امامان علیهم السلام برای زائر حسین علیه السلام دعا می کنند .امام ششم علیه السلام به معاویه بن وهب فرمود . . . ومن یدعوا لزواره فی السما اکثر ممن یدعو لهم فی الارض. . . . و آنان که برای زائران حسین در ملکوت دعا می کنند بیش از دعا کنندگان در زمین هستند .حضرت صادق علیه السلام فرمود چهار هزار ملک غبار آلوده کنار قبر حسین هستند تا قیامت بر او گریه می کنند سرپرست آنان فرشته ایست بنام منصور زائری به جانب زیارت نمی رود مگر این که او را استقبال می کنند ; و وداع
تآملی درعزت حسینی و عظمت عاشورا
امام خیر و یمن و عز و فخر; 25 یعنی حسین بن علیعلیهما السلام چراغ هدایت کشتی نجات و پیشوای سعادت و خجستگی و امام عزت و افتخار است . مساله عاشورا یک نزاع عادی و معمولی میان حاکمی فاسد و رهبری فداکار نبود بلکه حضرت اباعبداللهعلیه السلام به عنوان بزرگترین پاسدار اسلام نابمحمدی موقعیتحاکم بر اسلام و مسلمین را به گونهای میبیند که اگر اقدامی سریع انجام نگیرد زحمات رسول اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فداکاریهای امیرمؤمنانعلیه السلام تلاشهای فاطمه زهراعلیها السلام و امام حسن مجتبیعلیه السلام و یاران آن بزرگواران خنثی خواهد گردید . یزید و مزدوران اموی در شهر پیامبر چنین خواستهاند که قبل از انتشار خبر هلاکت معاویه و پیدایش عکس العمل های مردم در باره گذشتههای معاویه و شومی خلافتبه ناحق یزید از امام حسینعلیه السلام بیعتبگیرند تا در توطئههای ناجوانمردانه خود توفیقی به دست آورند . امام بدون هیچ درنگ و تاملی خطاب به عبدالله بن زبیر که آیندهای مبهم و دو راهی خطرناکی را در مقابل خویش مشاهده میکرد و نظر امام را در خصوص بیعتبا یزید جویا شده بود - فرمود من هرگز با او بیعت نمیکنم . زیرا یزید مرد شرابخوار سگ باز آلوده به انواع معاصی و ستمها و غرق در آلودگی و تباهی میباشد و شایسته خلافت و لایق زمامداری مسلمانان نخواهد بود و با همین اندیشه و عزم راسخ حاکم مدینه ولید را ملاقات میکنم . امام که آشفتگی را در چهره عبدالله بن زبیر ملاحظه مینمود . با ارادهای راستین و درک راه مقاومت و مبارزه برای حفظ حیات دینی جامعه به وی یاد آور شد من کسی نیستم که زیر بار ذلتبروم و با بیتدبیری خود را به آ سانی در پنجه دشمن اسلام و قرآن گرفتار سازم . آنگاه نزد حاکم مدینه رفت و به وی تفهیم نمود من حسینم و به راه امویان نه تنها گرایشی ندارم بلکه به حکم مسئولیتشرعی و دینی و مقام ولایت موظف به مبارزه و مخالفتبا ناپاکان مسلمان نما هستم . و چون خواست از نزد وی برود مروان که در آنجا حضور داشتبا غرور خاصی ولید را خطاب کرد و گفت دست از او مدار اکنون فرصت مناسبی است که یا از او بیعتگیری یا کارش را یکسره نمایی . امام با شنیدن نغمههای شوم مروان بر آشفت و او را با نهایت کوچکی و پستی خطاب کرد و فرمود ای فرزند بدکاری نه تو و نه ولید هیچ کدامتان نمیتوانید مرتکب چنین کشتاری شوید . حال که سخن بدینجا رسید گوش کن تا برایتحقیقت را بگویم مائیم خاندان نبوت و رسالت فرشتگان آسمانی در خانه ما رفت و آمد مینمودند و خدای بیهمتا ما را در آفرینش هستی مقدم داشت و مهر خاتمیتبر خاندان ما زد . یزید مردی فاسق و قاتل و گناهکار است و مثل من با مثل او هرگز بیعت نمیکند . مروان و ولید که در انتظار چنین مقاومتی از جانب سالار شهیدان نبودند در برابر اقتدار معنوی امام حسینعلیه السلام مبهوت ماندند و آن حضرت بیدرنگ بودن آن که فرصتی به آن نابکاران بدهد محل اقامت ولید را ترک نمود . با این همه مروان آرام نگرفت و در فکر نقشهای بود تا با اجرای آن امام سوم را به بیعتبا یزید وادار نماید . به همین دلیل تصمیم گرفتبار دیگر با امام رو به رو شود و آخرین نغمههای شوم خود را از حلقوم خویش خارج نماید . او در دیداری خطاب به حسین بن علیعلیه السلام گفت ای اباعبدالله من تو را نصیحت میکنم نصایح مرا گوش کن و بپذیر و با یزید بیعت کن که برای دین و دنیایتبهتر است . امام در جوابش با صراحت و شهامت فرمود با اسلام باید وداع کرد هنگامی که رهبری امت اسلامی به عهده فردی چون یزید ناپاک گذارده شود . به خدا قسم از جدم رسول اکرمصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمود رهبری بر آل ابوسفیان حرام است . 26 محمد حنفیه فرزند دیگر امیرمؤمنانعلیه السلام خدمت امام حسینعلیه السلام رسید و از سر خیرخواهی به آن حضرت توصیه نمود که برای خودداری از بیعتبا یزید به جای دور دست رود و مردم را به یاری فراخواند و بدین ترتیب از جنگی نابرابر و کشته شدن بپرهیزد . امام در جوابش فرمود برادرم به خدا سوگند اگر در تمام دنیا هیچ پناهگاهی نباشد هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد . 27 بدین گونه با وجود همه توصیهها در ماندن و بیعت نمودن با یزید و یا رفتن و گریختن از پیش دشمنان امام حسینعلیه السلام در تدارک نهضتی بود که برای همیشه به همگان درس عزت آموزد . پی نوشت 1 . لسان العرب ابن منظور ذیل عز . 2 . الفردات فی غریب القرآن راغب اصفهانی ذیل عز . 3 . مجمع البیان لعلوم القرآن فضل بن حسن طبری ج 3 ص 193 . 4 . ر . ک اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد سعید الخوری الشرتونی اللبنانی ذیل عز . 5 . منافقون8 . 6 . بحارالانوار ج 44 ص 198 . 7 . المیزان فی تفسیرالقرآن طباطبایی ج 17 ص20 . 8 . همان ص 22 و 23 . 9 . فاطر10 . 10 . جاثیه37 . 11 . نسا139 . 12 . ر . ک آلعمران118 . 13 . روضه
شهادت کودک شیر خواره ی ابا عبدالله الحسین(ع)، حضرت علی اصغر(ع)
امام هنگام وداع آخرشان به ام کلثوم سفارش کردند که خواهر تو را به رعایت کودک شیرخواره ام که بیش از شش ماه از عمرش نگذشته سفارش می کنم. خواهر گفت برادر این طفل سه شبانه روز است بی شیر و تشنه است اگر امکان دارد شربت و آبی برای او فراهم شود. حضرت شش ماه را در آغوش گرفت به سوی مردم رفت وقتی برابر مردم قرار گرفت فرمود ای مردم برادران اولاد و یاران مرا کشتید غیر از این کودک برای من کسی نمانده و هو یتلظا عطشا من غیر ذنب این بچه بدون گناه مانند ماهی از آب بیرون افتاده از شدت تشنگی دو لبش را به هم می زند آبی به او بدهید اگر به من رحم نمی کنید به این ششم ماه رحم کنید. ای مردم شیر در سینه ی مادر این بچه خشک شده است. امام در حال سخن گفتن بود که حرمله تیری به گلوی طفل زد. عبارت مقاتل می گوید فذبح الطفل من الورید الی الورید و من الاذن الی الاذن ذبح یعنی سر بریده شده. چنان که سبط ابن جوزی که از علمای اهل سنت است در کتابش می گوید سر طفل در آغوش امام حسین از بدن جدا شد امام خون گلوی بریده ی شش ماه را با کف دست به طرف آسمان می پاشید و می گفت خدایا بر این مردم شاهد باش اینان نذر کرده اند که احدی از نسل پیغمبر را باقی نگذارند. در کتاب نفس المهموم مرحوم محدث قمی است که امام گریه کرد و گفت اللهم احکم بیننا و بین قوم دعونا لینصرونا فقتلونا خدایا بین ما و بین این مردم که ما را دعوت کردند که ما را یاری کنند اما ما را کشتند داوری کن. فنودی من الهوا صدایی شنید یا حسین دعو بچه ات را رها کن فان له مرضع فی الجنه ما برای او دایه ای در بهشت قرار دادیم. امام در حال شکایت بودند که محدث قمی می نویسد حسین نامی تیر به سوی خود حضرت حسین انداخت که لب حضرت را شکافت و خون جاری شد. حضرت در حال گریه گفت اللهم اشکوا الیک مایفعل بی و باخوتی و ولدی و اهل بیتی خدایا به تو شکایت می کنم از آن چه با من و برادران و فرزندان و خانواده ام این مردم انجام دادند. این در همان وقتی بود که کودک سر بریده در آغوش امام بود. سپس کودک را به سینه گرفت به خیمه برگشت در حالی که سکینه از حضرت استقبال کرد گفت پدر امیدوارم که برادرم را سیراب کرده باشی. ظاهرا حضرت شش ماهه ی شهید را زیر عبا پنهان کرده بودند. چون سکینه ندید فکر می کرد بچه را سیراب کرده اندو در آغوش پدر زیر عبا خواب است. حضرت فرمود دخترم این برادر تو است که با تیر دشمنان سر از بدنش جدا شد. در کتاب روضه
استاد حسین انصاریان؛ آیت الله میلانی به جای موعظه بامنش تبلیغ میکرد
حسین انصاریان به مناسبت همایش نکوداشت مرحوم میلانی ره به پرسش هایی در رابطه با شخصیت این عالم پارسا پاسخ دادند.متن سئوالات و پاسخ های استاد انصاریان بدین شرح است با تشکر از اینکه فرصتی حاصل شد تا در خدمت شما باشیم در ابتدا از آغاز آشنایی خود با آیت الله بفرماید.یک بار در ایامی که هنوز طلبه نبودم به مشهد مشرف شدم؛ نماز های ظهرم را در حرم امام رضا ع پشت سر آقا شیخ غلام حسین و نمازهای مغرب و عشا را نیز در صحن نو به آقای میلانی اقتدا می کردم. اولین باری که در نماز ایشان شرکت کردم کثرت جمعیت و حضور تعداد زیادی از علمای مشهد توجه من را به خود جلب کرد. علت کثرت جمعیت رابطه ای معنوی و قلبی بود که مردم با دیدن چهره ایشان که پوشیده از علم نورانیت ادب وقار و عظمت بود حاصل می شد.بعدها که وارد حوزه علمیه شدم نیز در ابتدای طلبگی به عنوان واعظ همراه با هیاتی از تهران به مشهد رفتم که در آن موقع نیز چندبار در نماز ایشان شرکت کردم البته برای اولین بار به خاطر آشنایی مختصری که با آیت الله یثربی امام جمعه کاشان داشتم همراه ایشان به منزل آیت الله میلانی رفتم و از نزدیک با ایشان صحبت کردم. وقتی که آیت الله میلانی فهمیدند من منبری هستم توسط فرزندشان در خواست کردند تا در دعای ندبه که در منزلشان برگزار می شود سخنرانی کنم.این آشنایی باعث شد تا در تابستان ها که ایام تعطیل حوزه علمیه قم بود به مشهد رفته و در درس ایشان شرکت کنم آیت الله میلانی همانند حوزه نجف درس خود را در شب برگزار می کرد. در آن زمان درس ایشان در مسجد گوهرشاد بود و من کتاب البیع مکاسب را نزد وی خواندم. لذا همان مدت زمان اندک شاگردی آیت الله میلانی از افتخاراتی است که نصیب من شد؛ در این مدت نیز به آداب اخلاقی بی نظیر مرحوم میلانی پی ببرم؛ ایشان بسیار مودب به آداب اخلاقی بود.در عرفان عملی در سلسله مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانیآیت الله میلانی غیر از علوم عربی علوم فقهی علوم اسلامی در عرفان عملی نیز در سلسله مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی بود ایشان شاگرد آقا سید علی شوشتری بوده و این سلسله به آخوند ملا محمد بهاری همدانی سید احمد کربلائی و مرحوم قاضی میرسد.حالات عرفانی و سیرو سلوکییکی از ویژگی های آیت الله میلانی که نه تنها من نقل میکنم بلکه خیلیها نقل میکردند حالات عرفانی ایشان بود که در اثر تزکیه نفس و ریاضتهای شرعی به این درجه رسیده بود بنابراین معلوم می شود اولیای الهی راه به فضاهایی دارند که دیگران ندارند و نمونه کاملی هستند که می توانند الگوی دیگران باشند.از ویژگی های دیگر ایشان این بود که محبت فراوانی به اهل بیت ع داشتند و همواره مهر و محبت به امام رضا ع در گفتار و رفتار ایشان قابل مشاهده بود.حالت احتضار و فوت آیت الله میلانیدر تابستان سال1354 که ایشان از دنیا رفتند من در اردکان یزد منبر می رفتم. در آنجا از طریق رادیو و روزنامه فهمیدیم که فوت کردند لذا به مشهد رفتم و در منزل شان با فرزندان آیت الله میلانی هم صحبت شدم آقا سید محمدعلی یکی از فرزندان ایشان وقتی من را دید به یاد خاطرات گذشته افتاد و خیلی گریه کرد. از وی پرسیدم پدر شما چه جوری از دنیا رفت؟ گفت بعد از این که از دکترهای تهران جوابی نگرفتیم پدر را به مشهد آوردیم و به خاطر آب و هوای طرقبه وی را به آنجا بردیم. چند روزی ایشان حالت کما داشتند اما ساعت های ده و یازده صبح روز سومی که به نظر می آمد در کما هستند چشم شان را باز نموده و شروع به صحبت کرده و به من گفتند محمد علی بیا و برایم مصیبت وداع زینب کبری س را در گودال قتلگاه بخوان من هم شروع به ذکر مصیبت کردم و ایشان هم گریه می کردند وسط روضه
رويکرد احساسي - عاطفي به واقعه عاشورا در ايران(1)
امام حسین ع و یاران و خاندانش انسان های مظلوم و پاکباخته ای بودند که در کمال تنهایی غربت و بی کسی در دام سپاه یزید گرفتار شده به فجیع ترین وضع کشته و یا اسیر شده اند و کشندگان آنان از بدترین مردمان هستند که حتی بر طفل شیرخوار امام ع هیچ ترحمی نکردند؛ بنابراین در این رویکرد بعد جانسوزی و سوگوارانه واقعه از یک سو و بعد ددمنشی و وحشی گری دشمن از سوی دیگر مورد توجه و تاکید است از این رو برخی از مصائب و گرفتاری ها در جریان این واقعه همچون تشنگی غربت و اسیری و ... و برخی موضوعات و محورها همانند وداع های امام ع با یاران و خاندانش گریه های حضرت و ... چنان که به تفصیل به برخی از گزارش های آن در ادامه پرداخته می شود- بسیار اغراق آمیز گزارش شده تا جایی پنداشته می شود که حادثه ای به این سترگی و کم نظیری در تاریخ اسلام در امور یاد شده و مانند آن خلاصه می شود؛ به تعبیر یکی از اندیشمندان معاصر در این گونه قرائت به گونه اغراق آمیزی تنها صفحه سیاه این واقعه مطهری 1372 ص 121 یعنی مصائبی که امام حسین ع و یاران و خاندانش تحمل کردند و جنایاتی که در حق آنان از سوی دشمن روا داشته شد. در پیشگاه خواننده و شنونده روایت می شود و به هیچ رو و یا چندان به ابعاد دیگر این حادثه از جمله بعد حماسی این حادثه به معنای درست آن به صورت مستقل و جدا از برداشت احساسی- عاطفی توجه چندانی نمی شود.پیشینه قرائت درباره پیشینه و چرایی و چگونگی این قرائت باید گفت آغاز و پیدایش این قرائت با آغاز این واقعه همراه است؛ زیرا کدام واقعه ای حزن برانگیزتر از واقعه عاشورا که تک تک یاران و مردان خاندان امام حسین ع از طفل شیرخوارش تا فرزند و برادران جوانش در پیش دیدگانش کشته شدند و افزون بر آنکه خود کشته شد به این بسنده نشد و بدنش لگدکوب اسبان شد و بدتر از آن سر خود و یارانش از تن جدا و بر نیزه زده شده شهر به شهر و آبادی به آبادی گردانده شد و به این اکتفا نشد و چوب بر لب و دندان آن سر بریده زده شد و به این قناعت نشد و خیمه های خاندانش غارت شد و بدتر از آن خاندانش را اسیر کرده شهر به شهر گرداندند. آیا حافظه تاریخ واقعه ای به این دلخراشی و جان سوزی درباره با فضیلت ترین انسان های کره خاکی که مورد ستم و تجاوز بدترین و پست ترین انسان های عصر خود قرار گرفته باشند به خاطر دارد؟ بر این اساس از همان ابتدای حادثه این بعد از واقعه عاشورا مورد توجه شاهدان عینی واقعه از جمله امام سجاد ع و بعدها امامان معصوم دیگر ع و مورخان کهن تاریخ عاشورا بوده و - چنان که نگاشته خواهد شد - گزارش های متعدد و گوناگونی از جمله چگونگی شهادت طفل شیرخوار حضرت علی اکبر و حضرت قاسم ع وداع امام ع با برخی از یاران و بنی هاشم و ... اما کوتاه و عاری از هر گونه مبالغه و اغراق درباره ابعاد مختلف این قرائت ارائه کرده اند؛ اما با قرار گرفتن گرد و غبار زمان بر این واقعه به سبب وجود زمینه ها و عواملی به تدریج این قرائت منبسط تر و فربه تر شده که در ادامه از آن سخن گفته می شود.شاخص ها و ویژگی های این قرائت اگرچه با تبیینی که درباره این قرائت بیان شد درونمایه و جوهره این قرائت مشخص شد اما به سبب استواری این قرائت بر یک سلسله مولفه ها و عناصر از شاخص ها و ویژگی های نیز برخوردار است که بر اساس گزارش های مستند منابع دوران مورد بحث در ذیل به آنها پرداخته می شود 1. افراط در نقل گزارش ها و حکایات غیر معتبر تاریخی محرک احساسات و عواطف یکی از ابعاد وجودی انسان بعد احساسی و عاطفی وی است که در برابر حوادث ناگوار و دلخراش احساسات و عواطف وی تحریک شده از خود واکنش نشان می دهد؛ چنان که اشاره شد بعد حزن انگیز و مصیبت بار واقعه عاشورا سبب گردیده در قرون مورد بحث برداشت و قرائت از این بعد به شیوه مجعول و بسیار افراطی مورد توجه و تاکید محافل و مجالس روضه
تآملی درعزت حسینی و عظمت عاشورا
حسین بن علیعلیهما السلام چراغ هدایت کشتی نجات و پیشوای سعادت و خجستگی و امام عزت و افتخار است . مساله عاشورا یک نزاع عادی و معمولی میان حاکمی فاسد و رهبری فداکار نبود بلکه حضرت اباعبداللهعلیه السلام به عنوان بزرگترین پاسدار اسلام نابمحمدی موقعیتحاکم بر اسلام و مسلمین را به گونهای میبیند که اگر اقدامی سریع انجام نگیرد زحمات رسول اکرمصلی الله علیه وآله وسلم فداکاریهای امیرمؤمنانعلیه السلام تلاشهای فاطمه زهراعلیها السلام و امام حسن مجتبیعلیه السلام و یاران آن بزرگواران خنثی خواهد گردید . یزید و مزدوران اموی در شهر پیامبر چنین خواستهاند که قبل از انتشار خبر هلاکت معاویه و پیدایش عکس العمل های مردم در باره گذشتههای معاویه و شومی خلافتبه ناحق یزید از امام حسینعلیه السلام بیعتبگیرند تا در توطئههای ناجوانمردانه خود توفیقی به دست آورند . امام بدون هیچ درنگ و تاملی خطاب به عبدالله بن زبیر که آیندهای مبهم و دو راهی خطرناکی را در مقابل خویش مشاهده میکرد و نظر امام را در خصوص بیعتبا یزید جویا شده بود - فرمود من هرگز با او بیعت نمیکنم . زیرا یزید مرد شرابخوار سگ باز آلوده به انواع معاصی و ستمها و غرق در آلودگی و تباهی میباشد و شایسته خلافت و لایق زمامداری مسلمانان نخواهد بود و با همین اندیشه و عزم راسخ حاکم مدینه ولید را ملاقات میکنم . امام که آشفتگی را در چهره عبدالله بن زبیر ملاحظه مینمود . با ارادهای راستین و درک راه مقاومت و مبارزه برای حفظ حیات دینی جامعه به وی یاد آور شد من کسی نیستم که زیر بار ذلتبروم و با بیتدبیری خود را به آ سانی در پنجه دشمن اسلام و قرآن گرفتار سازم . آنگاه نزد حاکم مدینه رفت و به وی تفهیم نمود من حسینم و به راه امویان نه تنها گرایشی ندارم بلکه به حکم مسئولیتشرعی و دینی و مقام ولایت موظف به مبارزه و مخالفتبا ناپاکان مسلمان نما هستم . و چون خواست از نزد وی برود مروان که در آنجا حضور داشتبا غرور خاصی ولید را خطاب کرد و گفت دست از او مدار اکنون فرصت مناسبی است که یا از او بیعتگیری یا کارش را یکسره نمایی . امام با شنیدن نغمههای شوم مروان بر آشفت و او را با نهایت کوچکی و پستی خطاب کرد و فرمود ای فرزند بدکاری نه تو و نه ولید هیچ کدامتان نمیتوانید مرتکب چنین کشتاری شوید . حال که سخن بدینجا رسید گوش کن تا برایتحقیقت را بگویم مائیم خاندان نبوت و رسالت فرشتگان آسمانی در خانه ما رفت و آمد مینمودند و خدای بیهمتا ما را در آفرینش هستی مقدم داشت و مهر خاتمیتبر خاندان ما زد . یزید مردی فاسق و قاتل و گناهکار است و مثل من با مثل او هرگز بیعت نمیکند . مروان و ولید که در انتظار چنین مقاومتی از جانب سالار شهیدان نبودند در برابر اقتدار معنوی امام حسینعلیه السلام مبهوت ماندند و آن حضرت بیدرنگ بودن آن که فرصتی به آن نابکاران بدهد محل اقامت ولید را ترک نمود . با این همه مروان آرام نگرفت و در فکر نقشهای بود تا با اجرای آن امام سوم را به بیعتبا یزید وادار نماید . به همین دلیل تصمیم گرفتبار دیگر با امام رو به رو شود و آخرین نغمههای شوم خود را از حلقوم خویش خارج نماید . او در دیداری خطاب به حسین بن علیعلیه السلام گفت ای اباعبدالله من تو را نصیحت میکنم نصایح مرا گوش کن و بپذیر و با یزید بیعت کن که برای دین و دنیایتبهتر است . امام در جوابش با صراحت و شهامت فرمود با اسلام باید وداع کرد هنگامی که رهبری امت اسلامی به عهده فردی چون یزید ناپاک گذارده شود . به خدا قسم از جدم رسول اکرمصلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که فرمود رهبری بر آل ابوسفیان حرام است . 26 محمد حنفیه فرزند دیگر امیرمؤمنانعلیه السلام خدمت امام حسینعلیه السلام رسید و از سر خیرخواهی به آن حضرت توصیه نمود که برای خودداری از بیعتبا یزید به جای دور دست رود و مردم را به یاری فراخواند و بدین ترتیب از جنگی نابرابر و کشته شدن بپرهیزد . امام در جوابش فرمود برادرم به خدا سوگند اگر در تمام دنیا هیچ پناهگاهی نباشد هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد . 27 بدین گونه با وجود همه توصیهها در ماندن و بیعت نمودن با یزید و یا رفتن و گریختن از پیش دشمنان امام حسینعلیه السلام در تدارک نهضتی بود که برای همیشه به همگان درس عزت آموزد . نویسنده غلامرضا گلی زواره پی نوشت 1 . لسان العرب ابن منظور ذیل عز . 2 . الفردات فی غریب القرآن راغب اصفهانی ذیل عز . 3 . مجمع البیان لعلوم القرآن فضل بن حسن طبری ج 3 ص 193 . 4 . ر . ک اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد سعید الخوری الشرتونی اللبنانی ذیل عز . 5 . منافقون8 . 6 . بحارالانوار ج 44 ص 198 . 7 . المیزان فی تفسیرالقرآن طباطبایی ج 17 ص20 . 8 . همان ص 22 و 23 . 9 . فاطر10 . 10 . جاثیه37 . 11 . نسا139 . 12 . ر . ک آلعمران118 . 13 . روضه
English