لطفا منتظر باشید

حكايت سمره

مردى در مدينه از مردم به نام سَمره خانه‏اى خريد كه سمره درفروش خانه درخت خرماى وسط حياط آن خانه را از فروش استثنا كرد و آن را براى خود نگاه داشت .  سمره هر روز براى ديدن درخت خرمايش به خانه فروخته شده مى‏آمد و مزاحم مالك خانه مى‏شد .  مالك خانه به رسول خدا صلي الله عليه و آله شكايت برد ، رسول خدا صلي الله عليه و آله سمره را خواست و به او فرمود : اين درخت را به مالك خانه بفروش ، سمره از فروش امتناع كرد ، حضرت فرمود : من به خاطر فروش اين خانه درختانى را در بهشت براى تو ضمانت مى‏كنم ، سمره باز هم از فروش درخت امتناع نمود و رسول خدا صلي الله عليه و آله نهايتاً براى آزاد شدن مالك خانه قاعده معروف « لا ضرر ولا ضرار فى الاسلام » را فرمود يعنى هيچ حكم ضررى در اسلام وجود ندارد . سمره سنگ دل و بى‏محبّت مى‏خواست از مزاحمت نسبت به ديگران دست برندارد ولى پيامبر صلي الله عليه و آله با بيان آن قاعده كه به مالك اجازه مى‏داد درخت را از ريشه درآورد و به كوچه بيندازد تا سمره درختش را هر كجا كه مى‏خواهد انتقال دهد ، شر او را از سر صاحب خانه دور كرد1 .سمره بى‏مهر و محبّت نسبت به برترين و بهترين مخلوق آفرينش ، حضرت ختمى مرتبت صلي الله عليه و آله بى‏ادبى روا داشت و از اطاعت آن حضرت روى گردانيد .  سمره بى‏مهر و محبّت ، خود را با اختيار خود از درختان بهشتى محروم كرد و در برابر مهر و رحمت خداى عزيز با دست خود به صورت مانع و سدى رخ نمود .

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه