اعمال ناقص در بارگاه رب كامل
اى عزيز ! اعمالى كه از تو براى حضرت دوست صادر مىشود و به گمان تو تمام عيار است ، ممكن است داراى عيوبى باشد كه تو راه به آن نبرده باشى و از نظر تو مخفى مانده باشد .از عطاى سلمى كه يكى از مشاهير اهل حال است نقل شده كه : در اوايل حال ، نساجى داشته و از آن شغل كسب معاش مىنموده .روزى پارچهاى بافت ، پارچهاى كه براى بافت آن وقت بسيار صرف كرده بود و نهايت دقّت را در آن به كار برده بود و اعتقاد داشت در نهايت محكمى و خوبى است .پارچه را به بازار مىبرد و به بزّازى كه متخصّص پارچه و قيمت بود ارائه مىكند ، بزّاز از قيمتى كه عطا در نظر داشت كمتر قيمت مىكند ؛ زيرا عيوبى در پارچه بود كه بزاز به آن اشاره مىكند در حالى كه آن عيوب از ديد عطا دور مانده بود .عطا پس از علم به عيوب ، در وسط بازار ، شروع مىكند به بلند گريه كردن ، بزّاز از كرده پشيمان مىشود و به عطا مىگويد : مرا ببخش به هر قيمتى كه مىخواهى از تو مىخرم ، عطا مىگويد : گريه من از كمى قيمت پارچه نيست ، بلكه از اين است كه من با وجود سعى بسيارى كه در بافت اين پارچه كردهام و به اعتقاد خود آن را بىعيب مىدانستم ، معيوب از آب در آمد و من از عيب آن غافل بودم ، شايد عملهاى من هم مثل اين پارچه پر از عيب باشد و چون روز قيامت به نظر خبير بصير برسد ، عيبهايش ظاهر گردد ، در حالى كه من از آن غافل بودم و آن روز چه كنم ؟!
آيت اللّه بروجردى ، يكى از اعاظم علماى شيعه و فقهاى بزرگ مذهب بود ، شخصيّت ممتاز علمى و عملى ايشان باعث گشت كه در زمان وى ، حوزه علميه قم از چنان عظمتى برخوردار شود كه صداى دانش و مذهب شيعه به بسيارى از كشورها برسد .
امام خمينى رحمهالله براى حضرت آيت اللّه بروجردى رحمهالله اهميّت و احترام خاصى قائل بودند .نقل مىكنند : يك روز عدّهاى از علماى بلاد در محضر آيت اللّه بروجردى جمع بودند ، در برابر ايشان صحبت از خدمات ارزنده آن جناب به ميان آمد و هركسى گوشهاى از برنامههاى پراهميّت ايشان را اعم از پربار كردن فقه ، عظمت دادن به حوزه ، چاپ كتب علمى ، تأسيس دار التّقريب ، ساختن مساجد و مدارس ، فرستادن مبلغ به ممالك خارجى ، گوشزد مىكرد و آن جناب با دقت به آن مسائل گوش مىدادند ، تنها پيرمرد عالمى كه اكثر حضار او را نمىشناختند و معلوم بود از گوشهاى از كشور به ديدن آن جناب آمده ساكت بود .آيت اللّه بروجردى به او فرمودند : شما هم چيزى بگو ، ناگهان پيرمرد با حالى پر از خضوع و انكسار عرضه داشت :أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصيرٌ.حضرت آيت اللّه ، آنچه گفتند به درد شما نمىخورد ، عمل خالص كن كه زرگرى كه بناست اعمال را محك بزند ، بيدار بيدار است .نوشتهاند بهت مجلس را گرفت و به پهناى صورت ، اشك از دو ديدگان حضرت آيت اللّه بروجردى سرازير شد .آرى ، اعمال ما را با عطا و عنايت او چه نسبت است ، اصولاً اعمال ما انسانها قدر و قيمتى ندارد كه در برابر عطاى دوست بتوان از آن حرف زد !!
به قول الهى آن عارف فرزانه و بيدار يگانه :
هرچه جز زندگى عشق فنا
بود فنا عاشقان را غم و اندوه صفا
بود صفا مهر خورشيد به ذرات نكو بود نكو
طاعت ما غلط و نقص و گنه بود گنه
كرم دوست بهما در عوض سعى و عمل
به گدايان زره عشق كرم كرد كرم
با «الهى» اگر از لطف نظر داشت نظر
رحمتش عام به هر شاه و گدا بود گدا
هرچه جز بندگى يار هوا بود هوا
عارفان را الم و درد ، دوا بود دوا
عشق و حيرانى ذرات بهجا بود بهجا
رحمت او كرم و جود و عطا بود عطا
در بر عقل چنين نكته خطا بود خطا
حسن بىحد رخ يار روا بود روا
رحمتش عام به هر شاه و گدا بود گدا
[ وَرُؤْيَتُكَ ذِكْرَكَ لَهُ تُورِثُكَ الرِّيا وَالْعُجْبَ وَالسَّفَهَ والْغِلْظَةَ فى خَلْقِهِ وَاسْتِكْثارِ الطَّاعَةِ وَنِسْيانَ كَرَمِهِ وَفَضْلِهِ ] متوجه باش ذكرى كه نسبت به حق دارى ، به توفيق خود اوست ، مبادا فكر كنى كار تو است كه تو قدرت بر انجام هيچ كارى ندارى ، اگر عنايت و محبت او نباشد ، يك ذكر يا يك ركعت عبادت از دستت بر نخواهد آمد .اگر ذكر خود را ببينى ، به تدريج به ريا و عجب و سفاهت و تندى با خلق دچار خواهى شد و طاعت و ذكرت به نظر زياد خواهد آمد و كرم و فضل حضرت دوست را فراموش خواهى كرد ، آن زمان است كه در پرتگاه سقوط قرار خواهى گرفت و عاقبتِ بدى ، پيدا خواهى كرد . [ وَلا يَزْدادُ بِذلِكَ مِنَ اللّهِ إِلاّ بُعْدا وَلا يَسْتَجْلِبُ بِهِ عَلى مُضِىِّ الْأَيَّامِ إِلاّ وَحْشَةً ] در صورت دچار شدن به ريا و عجب و سفه و غلظت نسبت به خلق ، نتيجهاى جز دورى از حضرت نخواهى داشت و از عمر گذشتهات ، جز وحشت و نفرت حاصل نخواهد ماند . [ وَالذِّكْرُ ذِكْرانِ : ذِكْرٌ خالِصٌ بِمُوافَقَةِ الْقَلْبِ ، وَذِكْرٌ صادِقٌ يَنْفى ذِكْرَ غَيْرِهِ كَما قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله إِنّى لا أُحْصى ثَناءً عَلَيْكَ أَنْتَ كَما أَثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ فَرَسُولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله لَمْ يَجْعَلْ لِذِكْرِهِ مِقْدارا عِنْدَ عِلْمِهِ بِحَقيقَةِ سابِقَةِ ذِكْرِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ مِنْ قَبْلِ ذِكْرِهِ لَهُ ]
English