فارسی
دوشنبه 31 ارديبهشت 1403 - الاثنين 11 ذي القعدة 1445
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

اميد در قرآن‏

 

نوشته: استاد حسین انصاریان

 

فَلَوْلَا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ ] «1».

و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زيانكاران بوديد.

[وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ] «2».

و خدا به بندگان مهربان است.

[وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ] «3».

و خدا به توفيق خود به سوى بهشت و آمرزش دعوت مى كند، و آياتش را براى

______________________________
(1)- بقره (2): 64.

(2)- بقره (2): 207.

(3)- بقره (2): 221.

مردم بيان مى فرمايد تا متذكّر شوند.

[وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ] «1».

و يقيناً خدا از آنان در گذشت؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و بردبار است.

[فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً] «2».

پس اينانند كه اميد است خدا از آنان درگذرد و خدا همواره گذشت كننده و بسيار آمرزنده است.

[فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ] «3».

بگو: پروردگارمان صاحب رحمتى گسترده است.

[قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ ] «4».

به كسانى كه كافرند بگو: اگر از كفر خود بازايستند [و به اسلام روى آورند] گناهان [ى چون جنگ با پيامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، ومنع كردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ] از آنان بخشيده خواهد شد.

[إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ] «5».

خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى كند.

[قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ

______________________________
(1)- آل عمران (3): 155.

(2)- نساء (4): 99.

(3)- انعام (6): 147.

(4)- انفال (8): 38.

(5)- توبه (9): 120.

يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ] «1».

بگو: اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه ] بر خود زياده روى كرديد! از رحمت خدا نوميد نشويد، يقيناً خدا همه گناهان را مى آمرزد؛ زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است؛

اميد در روايات

عَنْ جُنْدَبِ الغِفارى أَنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: إِنَّ رَجُلًا قالَ يَوْماً وَاللّهِ لا يَغْفِر اللّهُ لِفُلانٍ، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: مَنْ ذَا الَّذى تَألى على أَنْ لا أَعْفُوَ لِفُلانٍ؟ فَإِنّى قَدْ غَفَرْتُ لِفُلانٍ وَأَحْبَطْتُ عَمَلَ الْمُتَألّى بِقَوْلِهِ لا يَغْفِرَ اللّهُ بِفُلانٍ «2».

ابوذر غفارى از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله نقل مى كند: مردى يك روز گفت: به خدا قسم خدا فلانى را نمى بخشد، خداوند فرمود: چه كسى قسم خورد كه من فلانى را نمى بخشم؟ حتماً او را آمرزيدم و عمل آن قسم خورده را به خاطر آن كلمه بى جايى كه گفته بود حبط كردم.

«شيخ مفيد» به اسنادش از ابو جعفر طايى واعظ و او از وهب بن مُنَبَّه نقل مى كند:

قَرأتُ فى زَبُورِ داوُد اسْطُراً مِنْها ما حَفِظْتُ وَمِنْها ما نَسَيْتُ، فَما حَفِظْتُ قَوْلُهُ يا داوُدُ! اسْمَعْ مِنِّى ما اقُولُ مَنْ اتانى وَهُوَ يُحِبُّنى ادْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ يا داوُدُ! اسْمَعْ مِنّى ما اقُولُ وَالْحَقُّ مَنْ أتانىِ وَهُوَ مُسْتَحْى مِنْ الْمَعاصِى الَّتى عَصانى بِها غَفَرْتُها لَهُ

______________________________
(1)- زمر (39): 53.

(2)- بحار الأنوار: 6/ 4، باب 19، حديث 3؛ الأمالى، شيخ طوسى: 58، المجلس الثانى.

وَانْسَيْتُها حافِظِيْهِ يا داوُدُ اسْمَعْ مِنّى ما اقُولُ، وَالْحَقُّ اقُولُ مَنْ أتانى بِحَسَنَةٍ واحِدَةٍ ادْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ قال داوُدُ: يا رَبِّ وَما هذهِ الْحَسَنَةُ؟ قالَ مَنْ فَرَّجَ عَنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ فَقالَ داوُدُ: الهى بِذالِكَ لايَنْبَغى لِمَنْ عَرَفَكَ انْ يَنْقَطِعَ رَجاءَ مِنْكَ.

جملاتى در زبور داود خواندم، قسمتى از آن را از ياد بردم و جملاتى از آن را به ياد دارم، آنچه به ياد دارم اين است: هركس به من وارد شود در حالى كه علاقه مند به من است او را به بهشت مى برم، اى داود! كلامم را بشنو كه حق است كسى كه بر من وارد شود و از گناهانى كه كرده خجالت زده است او را ببخشم و گناهانش را از ياد محافظانش ببرم. اى داود! از من بشنو كه قول من حق است، هركس با يك خوبى بر من وارد گردد، او را به بهشت مى برم، داود گفت: اين خوبى و حسنه چيست؟ فرمود: گره اى از كار بنده مسلمانى گشوده باشد، داود گفت: پروردگار من به همين عنايات تو است كه هركس تو را شناخت سزاوار نيست اميدش از تو قطع گردد!! «1»

عَنْ أَبى بَصيرٍ قالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرَ عليه السلام يَقُولُ: إِذَا دَخَلَ أَهْلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ بِأَعْمالِهِمْ فَأَيْنَ عُتَقاءُ اللّهِ مِنَ النّار.

ابى بصير مى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: زمانى كه اهل بهشت به خاطر اعمالشان وارد بهشت شوند، پس آزادشدگان خدا از آتش جهنّم كجايند؟

إِنَّ اللّهَ أَوْحى إِلى نَبِيِّهِ عليه السلام إِنّى أَجْعَلُ حِسابَ أُمَّتِكَ إِلَيْكَ فَقالَ: لا يا رَبِّ أَنْتَ أَرْحَمُ بِهِمْ مِنّى فَقالَ: إِذَنْ لا أُخْزيكَ فِيهم «2».

______________________________
(1)- وسائل الشيعة: 16/ 62، باب 83- وجوب الندم على الذنوب، حديث 21798؛ الأمالى، شيخ طوسى: 106، المجلس الرابع.

(2)- محجّة البيضاء: 7/ 259.

خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب فرمود: در قيامت حساب امّتت را به تو واگذار مى كنم، عرضه داشت: الهى تو به آنان مهربانترى از من. خطاب رسيد: من تو را در ميان آنان سرشكسته نمى كنم. (كنايه از اين كه از آنان دستگيرى مى كنم).

عَنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبائِهِ عليهم السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ اللّهُ: إِنّى لَأَسْتَحْيى مِنْ عَبْدى وَأَمَتى يَشيبانِ فى الإسْلامِ ثُمَّ أُعَذِّبُهُما «1».

امام صادق عليه السلام از پدرانش از نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند نقل مى كند كه خداوند فرمود: من از بنده ام چه مرد چه زن كه در اسلام پير شده اند حيا مى كنم به عذاب گرفتارشان كنم.

دَخَلَ صلى الله عليه و آله عَلى رَجُلٍ وَهُوَ فى النَّزْعِ فَقالَ: كَيْفَ تَجِدُكَ؟ قالَ: أَجِدُنى أَخافُ ذُنُوبى وَأَرْجُو رَحْمةَ رَبّى فَقال صلى الله عليه و آله مَا اجْتَمَعا فى قَلْبِ عَبْدٍ فى هذا الْمَوْطِنِ إِلّا أَعْطاهُ اللّهُ ما رَجا وَآمَنَهُ مِمّا يَخافُ «2».

رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى وارد شد كه در حال جان دادن بود، فرمود: تو را چگونه ببينم؟ عرضه داشت: در ترس از گناهانم و اميد به رحمت پروردگارم، حضرت فرمود: در اين هنگامه اين دو در دل مؤمن قرار نمى گيرد مگر اين كه خداوند به سبب اين دو واقعيّت با بنده اش عمل مى كند، به آنچه اميد دارد مى رسد و از آنچه مى ترسد به او ايمنى مى دهد.

قالَ عَلِىٌّ عليه السلام لِرَجُلٍ أَخْرَجَهُ الْخَوْفُ إِلَى القُنُوطِ لِكِثْرَةِ ذُنُوبِهِ: يا هذا يَأْسُكَ مِنْ

______________________________
(1)- نوادر راوندى: 7؛ بحار الأنوار: 6/ 7، باب 19، حديث 14.

(2)- محجّة البيضاء: 7/ 253.

رَحْمَةِ اللّهِ أَعْظَمُ مِنْ ذُنوبِكَ «1».

امير مؤمنان به مردى كه زيادى گناهش او را به نااميدى كشيده بود فرمود:

نااميدى تو از رحمت الهى از گناهانت بزرگتر است.

عَنْ أَبى جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: إِنَّ آدَمَ عليه السلام قالَ: يا رَبِّ سَلَّطْتَ عَلَىَّ الشَّيْطانَ وَأَجَرَيْتَهُ مِنّى مَجْرَى الدَّمِ فَاجْعَلْ لى شَيْئاً فَقالَ: يا آدَمُ جَعَلْتُ لَكَ أَنَّ مَنْ هَمَّ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ بِسَيِّئَةٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ فَإِنْ عَمِلَها كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةٌ، وَمَنْ هَمَّ مِنْهُمْ بِحَسَنَةٍ فَإِنْ لَمْ يَعْمَلْهَا كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَإِنْ هُوَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشَراً قالَ: يا رَبِّ زِدْنى قالَ:

جَعَلْتُ لَكَ أَنَّ مَنْ عَمِلَ مِنْهُمْ سَيِّئَةً ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ قالَ: يا رَبِّ زِدْنى قالَ:

جَعَلْتُ لَهُمُ التَّوْبَةَ وَبَسَطْتُ إِلَيْهِمْ التَّوْبَةَ حَتّى تَبْلُغَ النَّفَسُ هذِهِ «2».

امام باقر عليه السلام مى فرمايد: آدم به حضرت حق عرضه داشت: شيطان بر من تسلّط دارد و چون خونى كه در بدن من روان است به من راه دارد، برنامه اى براى من قرار بده، پروردگار فرمود: عنايت من به شما آدميان اين است كه هرگاه گناهى را نيّت كنيد من در نامه شما نمى نويسم، اگر به آن نيّت عمل كرديد نوشته مى شود و هركدام از شما اراده كار خيرى كرديد مى نويسم اگرچه عمل نكنيد ودر صورت عمل ده برابر مى نويسم، عرضه داشت: عنايت بيشترى به من بفرما، خطاب رسيد: چنانچه پس از گناه توبه كنيد من توبه شما را قبول مى كنم واز كرده هاى بد شما گذشت مى نمايم، عرض كرد: عنايت بيشترى نيازمندم، خطاب رسيد: براى شما توبه را قرار دادم و برنامه توبه بر شما آن

______________________________
(1)- محجّة البيضاء: 7/ 253.

(2)- الكافى: 2/ 440، باب فيما اعطى اللّه عزوجل آدم، حديث 1، وسائل الشيعة: 16/ 86، باب 93- باب صحة التوبة؛ بحار الأنوار: 6/ 18 باب 20، حديث 1.

چنان گسترده كردم كه تا هنگام خروج روح از بدن توبه را مى پذيرم.

عَنْ أَبى عَبدِاللّهِ عليه السلام قالَ: مَرَّ عيسَى بنُ مَرْيَمَ عليه السلام عَلى قَوْمٍ يَبْكُونَ فَقالَ: عَلَى ما يَبكى هؤُلاءِ فَقيلَ يَبْكُونَ عَلى ذُنُوبِهِمْ قالَ فَلْيَدْعُوها يُغْفَرْ لَهُمْ «1».

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: عيسى بن مريم عليه السلام بر گروهى گذشت كه گريه مى كردند فرمود: اينان براى چه مى گريند، به آن حضرت گفته شد براى گناهانشان، فرمود: دعا كنند تا خدا آنان را بيامرزد.

قالَ صلى الله عليه و آله: إِنَّ رَجُلًا يَدْخُلُ النّارَ فَيَمْكُثُ فيها أَلْفَ سَنَةٍ يُنادى يا حَنّانُ فَيَقُولُ اللّهُ تعالى جِبْرئيلَ: اذْهَبْ فَأْتِنى بِعَبْدى قالَ فَيَجى ءُ بِهِ فَيُوقِفُهُ عَلى رَبِّهِ فَيَقُولُ اللّهُ:

كَيْفَ وَجَدْتَ مَكانَكَ، فَقالَ: شَرُّ مَكانٍ قالَ: فَيَقُولُ رُدُّوهُ إِلى مَكانِهِ، قالَ فَيَمْشى وَيَلْتَفِتْ إِلى وَرائِهِ فَيَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلى أَىِّ شَي ءٍ تَلْتَفِتْ فَيَقُولُ: لَقَدْ رَجَوْتُ أَنْ لا تُعيدَنى إِلَيْها بَعْدَ إِذْ أَخْرَجْتَنى مِنْها فَيَقُولُ اللّهُ تَعالى إِذْهَبُوا بِهِ إِلَى الجَنَّةِ «2».

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: مردى به جهنّم مى رود و دو هزار سال در آنجا فرياد مى كند: يا حنّان يا منّان، پروردگار به جبرئيل مى فرمايد: برو بنده مرا از جهنّم بياور. او را مى آورد. خطاب مى رسد: جايت را چگونه ديدى؟

عرضه مى دارد: بدترين جايگاه، خطاب مى رسد: او را به همان جا ببريد، در حالى كه او را مى برند به عقب نظر مى كند، خطاب مى رسد: دنبال چه هستى؟

عرضه مى دارد: اميد به اين داشتم كه مرا دوباره به جهنّم نبرى، فرمان مى رسد:

او را به بهشت هدايت كنيد!!».

______________________________
(1)- الأمالى، شيخ صدوق: 495، المجلس الخامس والسبعون؛ بحار الأنوار: 6/ 20، باب 20، حديث 7.

(2)- محجّة البيضاء: 7/ 254.

لمّا قالَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله: لَوْ تَعْلَمُونَ ما أَعْلَمُ لَضَحِكْتُمْ قَليلًا وَلَبَكَيْتُمْ كَثيراً وَلَخَرْجْتُمْ إِلَى الصُّعْداتِ تَلْدِمُونَ صُدُورَكُمْ وَتَجْأَرُونَ إِلَى رَبِّكُمْ فَهَبَطَ جِبْريلُ فَقالَ: إِنَّ رَبَّكَ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ: لِمَ تَقْنُطُ عِبادى فَخَرَجَ فَرِحاً وَبَشَّرَهُمْ «1».

زمانى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله به اصحاب فرمود: اگر بدانيد آنچه را من مى دانم كم مى خنديد و زياد گريه مى كنيد و هر آينه به روى خاكها و تپّه ها رفته و از شدّت ناراحتى به سينه خود چنگ زده و لطمه مى زنيد و با كمال ذلّت به خداى خود استغاثه مى بريد، ناگهان جبرئيل نازل شد و عرضه داشت: خداوند مى فرمايد: چرا بندگان مرا نا اميد مى كنى؟!! پيامبر صلى الله عليه و آله از مسجد در حالى كه خوشحال بود خارج شد و اصحاب خود را به رحمت الهى و عنايت حضرت بارى بشارت داد.

عَنْ ابى جَعْفرٍ عليه السلام قالَ: وَجَدْنا فى كِتابِ عَلىٍّ عليه السلام انَّ رَسُولَ اللّهِ قالَ وَهُوَ عَلى مِنْبَرِهِ: وَالَّذى لاالهَ الّا هُوَ ما اعْطِىَ مُؤمِنٌ قَطُّ خَيْرَ الدُّنْيا والاخِرَةِ الّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللّهِ وَرَجائِهِ لَهُ وَحُسْنِ خُلْقِهِ والْكَفَّ عَنْ اغْتِيابِ الْمُؤمِنينَ، والَّذى لا إلهَ إلّاهُوَ لا يُعَذِّبُ اللّهَ مُؤْمِناً بَعْدَ التَّوْبَةِ والاسْتِغْفارِ إلّا بِسُوءِ طَنِّهِ بِاللّهِ وَتَقْصيرِهِ مِنْ رَجائِهِ وَسُوءِ خُلْقِهِ واغْتِيابِهِ لِلْمُؤمِنينَ، وَالَّذى لا إلهَ إلّاهُوَ لا يَحْسُنُ ظَنَّ عَبْدٍ مُؤمِنٍ بِاللّهِ إلّاكانَ اللّهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤمِنِ؛ لأَنَّ اللّهَ كَريمٌ بِيَدِهِ الْخَيْراتُ يَسْتَحىِ أنْ يَكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤمِنُ قَدْ أحْسَنَ بِهِ الظَّنُّ ثُمَّ يُخْلِف ظَنَّهُ وَرَجاءَهُ فَأَحْسَنُوا بِاللّهِ الظَّنَّ وَارْغَبُوا إلَيْهِ «2».

امام باقر عليه السلام مى فرمايد: در كتاب على عليه السلام ديديم كه رسول اللّه صلى الله عليه و آله در منبر

______________________________
(1)- محجّة البيضاء: 7/ 254.

(2)- الكافى: 2/ 71، باب حسن الظن باللّه عزوجل، حديث 1.

فرمود: قسم به آن كه غير از او خدايى نيست هرگز خير دنيا و آخرت نصيب مؤمنى نمى شود، مگر به گمان نيك و اميد به فضل خدا و نيكى اخلاقش و خوددارى از غيبت مؤمنان و قسم به خدايى كه غير از او خدايى نيست مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى كند؛ مگر به گمان بدى كه به حق و كوتاهى داشتنش از اميد به رحمت حق و سوء خلق و غيبتش از مؤمنان به خدايى كه غير از او خدايى نيست. گمان عبد به خدا هرگاه گمان نيك باشد خداوند با او برابر گمانش معامله مى كند؛ زيرا خدا كريم است و نيكى ها به دست اوست، حيا مى كند كه عبد به او حسن ظن بورزد و او با بنده اش برخلاف ظنّ و اميدش معامله نمايد. گمان نيك به خدا ببريد و به حضرت او رغبت كنيد.

فى الْحَديثِ أَنَّ أَعْرابيّاً قالَ: يا رَسُولَ اللّهِ مَنْ يَلى حِسابَ الْخَلْقِ؟ فَقالَ: اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالَى قالَ: هُوَ بِنَفْسِهِ؟ قَالَ: نَعَمْ فَتَبَسَّمَ الأَعْرابِىُّ فَقال رَسُولُ اللّهُ صلى الله عليه و آله:

مِمَّ ضَحِكْتَ يا أَعْرابِىُّ؟ فَقالَ: إِنَّ الْكَريمَ إِذا قَدَرَ عَفا، وَإِذا حاسَبَ سامَحَ فَقالَ النَبِىُّ صلى الله عليه و آله صَدَقَ الأَعْرابِىُّ أَلا لا كَريمَ أَكْرَمُ مِنَ اللّهِ تَعالى هُوَ أَكْرَمُ الأَكْرَمينَ ثُمَّ قالَ: فَقَّهَ الأَعْرابِىُ «1».

عربى به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: فردا حساب مردم با كيست؟ فرمود: با خداى تبارك و تعالى، عرضه داشت: با خود اوست؟ فرمود: آرى، عرب خنديد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: براى چه خنديدى؟ عرض كرد: كريم به هنگام قدرت، گذشت مى كند و زمان حساب سهل انگارى مى نمايد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

اعرابى راست گفت، بدانيد كريمى كريمتر از خدا نيست و اوست بخشنده ترين بخشندگان، سپس فرمود: اعرابى به نهايت فهم رسيد.

______________________________
(1)- محجّة البيضاء: 7/ 262.

اين روايات نمونه اى از روايات زيادى است كه سلوك حق را با بندگان خود نشان مى دهد كه به حكم

«الاسلام يجبّ ما قبله» «1»

، از گناهان هفتاد ساله كافرى كه ايمان آورده درمى گذرد، چنان كه در قرآن مى فرمايد:

[قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ ] «2».

به كسانى كه كافرند بگو: اگر از كفر خود بازايستند [و به اسلام روى آورند] گناهان [ى چون جنگ با پيامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، ومنع كردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ] از آنان بخشيده خواهد شد.

هم چنين به محض اين كه ساحران زمان فرعون گفتند: [آمنا] از تمام گذشته هاى آنان درگذشت و اصحاب كهف را با وجود سابقه كفر و شقاوت به محض اين كه به حقيقت توحيد دست يافتند قبول كرد و به آنان كرامت و عزّت عطا فرمود.

و اين گونه آيات و روايات محكم و متين است كه انسان را به خداوند عزيز اميدوار مى كند. آياتى كه در آن شكّى نيست و انسان از آن آيات كه وحى الهى است، يقين حتمى داشته و اميدش بر پايه يقين استوار مى گردد. اين است كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: والرجاء فرع اليقين.

براستى كه اين جمله، جمله استوارى است.

اين همه فضل و عنايت خدا را، انسان به خود و موجودات مى بيند و رفتار خدا را با بندگان خود مى نگرد و اين همه آيات و رواياتى كه نشانگر عنايت حق به بندگان

______________________________
(1)- اسلام بر اعمال قبل از اسلام غلبه مى كند، مستدرك الوسائل: 7/ 448، حديث 8625؛ بحار الأنوار: 81/ 316، باب 18.

(2)- انفال (8): 38.

است نظر مى كند؛ چگونه به يقين نرسد و چرا يقين پيدا نكند كه او هم اگر به پيشگاه رحمت و عنايت الهى پناه ببرد پناهش مى دهند و در درياى رحمت بى نهايت و فضل بى پايان غرقش مى كنند.

 

 منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد یک 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

اعمال ماه ذی‌القعده
ابلیس یا شیطان؟ کدام واژه صحیح است؟
روایتی از امام صادق(ع) درباره تهمت
رابطه بین استاد و شاگرد در امور تربیتی
حورالعین در برزخ یا قیامت؟
راهکار بدست آوردن يقين
فضیلتی که ثمره‌اش دوام نعمت است!
چرا خدا به شیطان مهلت داد؟
چه کسانی مورد رحمت خدا قرار نمی گیرند؟
خلقت آدم و حوا و نسل آنان‏

بیشترین بازدید این مجموعه

شخصيت علمي حضرت امام رضا عليه‌السلام
جانبازی وفداکاری در میدانهای جهاد امام علی (ع)
آفرينش انسان، تربيت و پرورش، تكفّل روزى‏
اسرار زیارت امام رضا (ع)
رابطه بین استاد و شاگرد در امور تربیتی
عابس بن شبيب شاكرى‏
روزشمار واقعه‌ كربلا در یک نگاه
پاسدار حریم ولایت
سوره ای از قران جهت عشق و محبت
متن دعای معراج + ترجمه

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^