فارسی
پنجشنبه 04 مرداد 1403 - الخميس 17 محرم 1446
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

حكايتى عجيب در حريّت‏


در تاريخ آمده يزيد يا عامل او در راه سفر حج وارد مدينه شد، به دنبال شخصى از قريش فرستاد، چون به مجلس آن ستمگر آمد به او گفت، به بردگى و بندگيت نسبت به من اقرار كن. اگر خواستم ترا به عنوان غلام حلقه به گوش به فروش مى رسانم، اگر نخواستم به عنوان برده تو را نگاه مى دارم، پاسخ داد به خدا قسم از نظر ريشه و اصالت و حسب و نسب از من بزرگوارتر نيستى، و پدرت در جاهليت و اسلام بهتر از پدر من نبود، و در دين و ايمان خودت از من برتر نيستى، و در خوبى فضيلتى بر من ندارى، با اين همه خصوصيتى كه در من است چگونه به بندگى و غلامى خود نسبت به تو اقرار كنم؟!

ستم گر به او گفت اگر به اين مسئله اقرار نكنى فرمان قتلت را مى دهم، پاسخ داد كشتن من بزرگتر از كشتن حضرت حسين (عليه السلام) نيست،

چون برخورد به اينجا رسيد فرمان قتلش صادر، و به خاطر حفظ حريت و آزادى و اراده و اختيار به فيض باعظمت شهادت رسيد.

اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد:

أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ يَلِدْ عَبْداً وَلا أَمَهً وَإِنَّ النّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرارٌ.

اى مردم، آدميزاد برده و كنيز به دنيا نيامد، به حقيقت كه تمام مردان و زنان آزادند.

و نيز آن حضرت فرمود:

لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللّهُ حُرّاً.

برده كس مباش، در صورتى كه خداوند ترا آزاد آفريده.

بايد توجه داشت كه منظور از آزادى، آزادى وجود انسان از قيد بردگى و عيوديت نسبت به هم نوع، در برابر شهوات و غرائز غلط، و آلودگى هاى اخلاقى است.

انسان وقتى به دنيا مى آيد پاك و پاكيزه، و گوهرى گرانبها، و موجودى والا، و آزاد از بردگى غير، و داراى كرامت نفس، و شرافت وجود، و در يك كلمه آزاد از رذائل و پليديها، و داراى اراده و اختيار است.

هدايت حضرت حق، همراه با عقل و فطرت و نبوت انبياء و امامت امامان و قرآن مجيد، و آگاهان و بينايان، براى بكارگيرى اين آزادى و اراده و اختيار، او را دنبال مى كند، تا در سايه اين همه لطف و عنايت پروردگار از آزادى خود استفاده كند، و به انتخاب امور احسن برخيزد، و از اين راه به سعادت دنيا و آخرت برسد.

انسان اگر توجه به اين معنا نكند، و از هدايت حق روگردان شود، بدون شك گوهر آزادى و اراده و اختيار را در برابر فرعون منشان، و طواغيت زمان و آز و حرص و كبر و حسد و غرائز و شهوات از دست خواهد داد، و برده دنيا و بنده ديگران و عبد شهوات و غرائز، و اسير حرص و طمع خواهد شد، و از نمد كرامت و سعادت، و خير دنيا و آخرت كلاهى نخواهد برد.

آنان كه به هر عمل خلافى دست مى زنند، و به هر شهوت و گناهى خود را آلوده مى كنند، و مطيع و فرمانبر هر كسى مى شوند و نام اين بى قيدى و بى بندوبارى را آزادى مى گذارند برده اى جاهل، و غلامى پست و عبدى ذليل و موجودى بيچاره اند.

اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد:

مَنْ تَرَكَ الشَّهَواتِ كانَ حُرّاً.

آنكه خواسته هاى نامشروع را رها كند آزاد است.

و نيز فرموده:

الدُّنْيا دارُ مَمَرٍّ وَ النّاسُ فيها رَجُلانِ: رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَأَوْبَقَها، وَ رَجُلٌ إِبْتاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَها.

دنيا گذرگاه است و مردم در آن دو دسته اند: آنكه خود را به شهوات و ماديات و آلودگيها فروخت، پس وجودش را در معرض هلاكت و نابودى قرار داد، و آنكه خود را از اين همه خريد، پس وجودش را از هر شرى در دنيا و هر عذابى در آخرت آزاد كرد.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

خَمْسُ خِصال مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ خَصْلَهٌ مِنْها فَلَيْسَ فيهِ كَثيرُ مُسْتَمْتَع: أَوَّلُها الْوَفاءُ، وَالثّانِيَهُ التَّدْبيرُ، وَالثّالِثَهُ الْحَياءُ، وَالرّابِعَهُ حُسْنُ الْخُلْقِ، وَالْخامِسَهُ وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِهِ الْخِصالَ: الْحُرِّيَّهُ.

پنج خصلت است، كسى كه يك خصلت از آن را دارا نباشد در او چيز زيادى نيست كه بتوان از او بهره مند شد، اول آن وفا و دوم آن عاقبت انديشى، و سوم آن حيا، و چهارم خوش خلقى، و پنجم از آن كه همه اين خصلت ها را در انسان جمع مى كند حريّت و آزادى است.

على (عليه السلام) فرمود:

لا يَسْتَرِقَّنَّكَ الطَّمَعُ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللّهُ حُرّاً.

طمع ترا به بردگى نگيرد، در صورتى كه خداوند ترا آزاد آفريده.

و نيز آن جناب فرمود:

مِنْ تَوْفيقِ الْحُرِّ إِكْتِسابُ الْمالِ مِنْ حِلِّهِ.


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تاجری که خانه‌اش را در اختیار زائران قرار می‌داد
ابراهيم عليه السلام و ملك الموت‏
اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏گويد
حکایتی از اثر معجزه‏آساى ادب‏
حکایتی از تواضع فضیل در برابر حق‏
حکایت عيادت حضرت امام محمّد باقر عليه السلام از ...
داستان تأسف ‏بار عقبة بن ابى معيط
آسيه و معبود واقعى
اثر معجزه‏آساى ادب
هر كس تو را شناخت . . .

بیشترین بازدید این مجموعه

با مردم مدارا کن
حكايات دیگری ذوالقرنين‏
داستان تأسف ‏بار عقبة بن ابى معيط
داستان شعوانه و توبه‏
حکایت عيادت حضرت امام محمّد باقر عليه السلام از ...
حکایتی از تواضع فضیل در برابر حق‏
حکایتی از اثر معجزه‏آساى ادب‏
ابراهيم عليه السلام و ملك الموت‏
تاجری که خانه‌اش را در اختیار زائران قرار می‌داد
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^