كشتزار دنيا و دروگاه آخرت
منابع مقاله:
کتاب : زيبائى هاى اخلاق
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
دنيا مزرعه آخرت
از آيات قرآن و روايات استفاده مىشود كه خداى مهربان دنيا را براى بندگانش به منزلهى مزرعه و كشتزار براى آخرت قرار داده است. انسان بايد در سايهى تعاليم وحى و هدايت انبيا و امامان چند روزى كه در دنياست مانند زارعى عاقل و دهقانى بصير بذر ايمان و عمل صالح و حسن خلق را در اين كشتزار بپاشد، و پس از ورود به آخرت بهترين محصول و ميوه را كه رضاى حق و بهشت جاويد است تحصيل كند.
انسان با همهى وجود بايد مواظب باشد زرق و برق امور مادى، و ظاهر دل فريب اجناس و عناصر، او را از زراعت براى آخرت غافل نكند، و به هوا و هوس و شهوات نامناسب دچار ننمايد، و از شاهراه هدايت به دركات انحراف و ضلالت نيندازد، كه اگر چنين شود از وجود او موجودى چون فرعون و قارون و نمرود و شداد و معاويه و يزيد ساخته مىشود كه به چيزى در دنيا جز آدم كشى و غارتگرى و پايمال كردن حقوق انسانها و مخالفت با حقايق و ضدّيت با پيامبران و امامان رضايت نخواهد داد.
آنان كه با بىخبرى از حقايق و جهل به معارف و جداى از هدايت حق زندگى مىكنند، منتهاى آرزو و آخرين هدف و تنها مقصدشان دنياست، و ماوراى آن چيزى را نمىبينند. آنان با چنين انديشهاى يقيناً گرد حقايق نمىگردند، و به شجرهى طيبهى ايمان وصل نمىشوند، و عمل صالحى را انجام نمىدهند، و به مكارم اخلاقى آراسته نمىگردند؛ وجودشان از نظر سيرت و حركات از هر حيوانى حيوانتر و از هر درندهاى درندهتر و از هر شيطانى خبيثتر است.
اينان به خاطر گرايش غلط و اشتباه و باطلشان به دنيا، قلبشان هم چون سنگى سخت و بلكه سختتر از سنگ است كه هيچ بذرى از بذرهاى معنوى و الهى و ملكوتى در قلبشان رشد و نمو نمىكند، بلكه بذرهاى معنوى در قلب آنان تباه و ضايع مىگردد.
اينان به خاطر اين كه از اين حقيقت ناب كه در كلام معصوم آمده كه:
الدُّنيا مَزْرَعَةُ الآخِرَة «1»
. دنيا مزرعهى آخرت است.
غافلند. در شورهزار وجودشان جز بذر گناه و معصيت نمىكارند؛ بذرى كه محصولش خشم و نفرت خدا و عذاب دردناك دوزخ است.
دنيايى كه در قرآن و روايات مذمت شده در حقيقت نگاه اين گونه بىخبران و برداشت اشتباه آنان و انديشهى باطل و غلط ايشان است كه به سبب انحراف در نگاه و برداشت و انديشه عناصر و اجناس و مواد و ابزار را جز در مسير شهوات حيوانى و غرايز نفسانى و هرگونه گناه و معصيت و زشتى و آلودگى به كار نمىگيرند، و خود را به خسارت ابدى و زيان هميشگى دچار مىكنند.
اتصال به چنين دنيايى با چنين نگاه و برداشت و انديشهاى عامل تخريب انسانيت و از دست دادن آخرت آباد و محروم ماندن از فيوضات حضرت رب الارباب و دور شدن از رحمت حق و دچار شدن به پوچى و پوكى و بر باد رفتن استعدادهاى معنوى و سقوط در منجلاب معاصى و ورود به هلاكت ابدى و باز ماندن از سعادت و خوشبختى هميشگى و سرمدى است.
از ديدگاه قرآن و روايات، دنيا مدرسهاى است كه بايد در آن معرفت آموخت؛ خزينهاى است كه بايد در آن گنج سعادت اندوخت؛ خياط خانهاى است كه بايد در آن براى جسم و جان لباس طاعت و عبادت دوخت؛ و گذرگاهى است كه بايد از آن به سوى آخرت كوچيد؛ و مزرعهاى است كه بايد در آن بذر ايمان و عمل و اخلاق كاشت.
|
بدان اى دل اگر هستى تو عاقل |
كه يك دم مىنشايد بود غافل |
|
|
به روز و شب عبادت كرد بايد |
دل و جانت قرين درد بايد |
|
|
از آن بخشيدت اى جان زندگى را |
كه تا بندى كمر مر بندگى را |
|
|
به راه بندگى چون اندر آيى |
به قدر وسع خود جهدى نمايى |
|
|
عبادت را اساس راه دين دان |
عبادت بود مقصودش يقين دان |
|
|
به كارت هرچه آمد ظاهر شرع |
بياموز از فقيهى اصل تا فرع |
|
|
وضو و غسل و اركان طهارت |
تمامت فهم كن اندر عبادت |
|
|
همان حكم نماز و روزهى خويش |
بخوان و فهم كن آن گه بينديش |
|
|
همان حكم زكات و حج يك سر |
اگر مالت بود بر خوان ز دفتر |
|
|
همان حكم حلال و هر حرامى |
همى خوان تا كه يابى نيك نامى |
|
|
ز شخص عالم اين يكسر بياموز |
كه تا روزت شود پيوسته فيروز |
|
|
ز غير حق تبرى كن تو جانا |
كه تا بينا شوى در راه و دانا |
|
قيامت و دروگران
در صحنهى باعظمت قيامت بيش از دو دستهى دروگر وجود ندارد:
1- دستهاى كه نگاهشان به دنيا- زمانى كه در دنيا بودند- نگاهى صحيح و درست بود، و بر پايهى آن نگاه، دنيا را مزرعهى آخرت به حساب آوردند، و به همين سبب همهى توان و همت خود را براى كاشتن بذر ايمان و عمل و اخلاق به كار گرفتند، و در قيامت كِشتهى خود را كه به صورت خشنودى حق و بهشت جلوه مىكند درو مىكنند، و تا ابد از اين محصول شيرين بهره مىگيرند.
2- دستهاى كه نگاهشان به دنيا- زمانى كه در دنيا بودند- نگاهى باطل و نادرست بود و بر پايهى آن نگاه، دنيا را جز خانهاى براى خوش گذرانى و شكم چرانى و شهوت رانى نديدند؛ و به همين خاطر همهى توان و همت خود را براى پاشيدن بذر گناه و معصيت و تجاوز و ستم به كار گرفتند، و در قيامت كِشتهى خود را كه به صورت خشم و نفرت حق و هفت دوزخ آشكار مىشود درو مىكنند، و تا ابد از اين محصول تلخ و ناگوار را با ذلت و خوارى مىچشند، و كسى هم آنان را براى نجات از اين وضع ناهنجار يارى نمىدهد، و دست شفاعت به سويشان دراز نمىكند، و بردارندهى بارى بار آنان را به دوش خود برنمىدارد. چنان كه در قرآن مجيد آمده:
«وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» «2».
و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد.
آرى، قيامت روز عدل و انصاف و حساب و ميزان است، و جز نور اسما و صفات حق و حسنات اخلاقى نورى در آن پرتوافشانى نمىكند. تمام قدرت و همهى شوكت در آن روز در اختيار خداست؛ و خدا در آن روز با همهى بندگانش به عدل و داد و انصاف و لطف و كرم و محبت رفتار مىكند، و كسى را مجبور نمىكند كه براى نجات كسى بارى از گناه آن كس را به دوش خود بردارد، بلكه هر خلافكارى در گرو اعمال خود است، به جز اهل ايمان كه حرّ و آزادند و بارى بر دوش ندارند.
در آن روز تمام وسايل نجات از بدكاران قطع مىشود، و آنان براى رهايى خود از عذاب هيچ وسيلهاى را نمىيابند. ولى اهل ايمان براى نجات سريع خود وسايلى چون ايمان و عمل و به ويژه حسنات اخلاقى و شفاعت شفيعان را در اختيار دارند.
قرآن دربارهى بدكاران كه راهى به هيچ وسيلهاى ندارند مىفرمايد:
«إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ» «3».
آنگاه كه سردمداران (كفر و شرك و سركشان و طاغوتيان و شاهان و قلدران) از پيروانشان بيزارى مىجويند؛ و عذاب را مشاهده كنند، و ميانشان پيوندها (و همهى وسايل نجات) بريده شود.
فرار بدكاران از بدكاران در قيامت
كتابهاى شيعه و اهل سنت از پيامبر روايت كردهاند كه:
مادرى با فرزندش كه هر دو بار گناه سنگين دارند وارد عرصهى قيامت مىشوند. مادرى كه كانون مهر و محبت و عشق ورزى به فرزند است؛
مادرى كه براى پرورش فرزندش حاضر است از شيرهى جانش به فرزند شير دهد؛
مادرى كه براى نجات فرزندش از آسيب و بلا حاضر است خود را به هر آب و آتشى بزند؛
مادرى كه ضرب المثل مهر و محبت است؛
اين مادر در قيامت به فرزندش مىگويد: به ياد دارى نه ماه تو را در شكم خود حمل كردم و دو سال در آغوشم به تو شير دادم و چگونه در هر موقعيتى از تو نگه دارى و حفاظت كردم و براى به ثمر رسيدنت چه رنجهايى را تحمل نمودم، اكنون بيا مقدارى از بار گناه من را به پروندهى خود منتقل كن تا مرا به دوزخ نبرند.
ولى فرزند با شنيدن اين پيشنهاد از مادر مىگريزد و فرار را بر قرار ترجيح مىدهد تا ديگر بار اين پيشنهاد را نشنود!!
آرى، قيامت براى بدكاران روزى است كه:
«يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ* وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ* وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ».
روزى كه [در قيامت] انسان از برادر و پدر و مادر و همسر و فرزندش مىگريزد.
ولى شايستگان در قيامت به سوى يكديگر مىروند و از ديدن و شناخت يكديگر مسرور و شاد مىشوند و با هم در سايهى رحمت حق اجتماع مىكنند.
و آنان كه از سرمايهى معنوى بيشترى برخوردارند از برادران و خواهران دينى خود در پيشگاه حق شفاعت مىكنند و خداى مهربان شفاعتشان را مىپذيرد.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- عوالى اللآلى: 1/ 267، الفصل العاشر، حديث 66؛ بحار الانوار: 70/ 148، باب 124.
(2)- اسراء (17): 15؛ فاطر (35): 18؛ زمر (39): 7.
(3)- بقره (2): 166.
English