سه گروه قارى قرآن
امام باقر عليه السلام مردم را در رابطه با قرآن به سه گروه تقسيم مىكند كه دو گروه آنان را مردود مىشمارد و يك گروه ديگر را به حقيقت اهل قرآن معرفى مىنمايد.
آن حضرت مىفرمايد:
«قُرَّاءُ القُرآنِ ثَلَاثَةٌ: رَجُلٌ قَرَأَ القُرانَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً وَاسْتَدَرَّ بِهِ المُلُوكَ وَاستَطَالَ بِهِ عَلَى النّاسِ، وَرَجُلٌ قَرَأَ القُرآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ، وَضَيَّعَ حُدُودَهُ وَأَقَامَهُ إقَامَةَ القِدْحِ فَلَا كَثَّرَ اللَّهُ هؤلَاءِ مِنْ حَمَلَةِ القُرآنِ، وَرَجُلٌ قَرَأَ القُرانَ فَوَضَعَ دَوَاءَ القُرآنِ عَلى دَاءِ قَلْبِهِ، فَأَسْهَرَ بِهِ لَيْلَهُ، وأَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَقَامَ بِهِ فِى مَسَاجِدِهِ وَتَجَافى بِهِ عَنْ فَرَاشِهِ فَبِأولَئِكَ يَدْفَعُ اللَّهُ العَزيزُ الجَبَّارُ البَلَاءَ وَبِأُولَئِكَ يُديلُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الأَعْدَاءِ وَبِأُولَئِكَ يُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الغَيْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَاللَّهِ لَهَؤُلاءِ فِى قُرّاءِ القُرانِ أعَزُّ مِنْ الكِبْرِيتِ الأحْمَرِ».
قاريان قرآن سه نفرند: يكى مردى است كه قرآن مىخواند ولى قرآن را به عنوان كالا، براى پر كردن جيب خود انتخاب مىكند و به وسيله قرآن از سران دولتها آنچه بخواهد مىدوشد و به سبب كتاب خدا بر مردم بزرگى و گردن فرازى مىكند.
و ديگر مردى است كه قرآن مىخواند، حروفش را حفظ مىكند و حدودش را ضايع مىنمايد و آن را چون تير بدون كمان بر پا مىدارد [به حلال و حرام و واجبات و برنامههاى آن مطلقاً عمل نمىكند] خدا مانند اينان را بر حاملان قرآن نيفزايد. و مردى است كه قرآن مىخواند، پس داروى قرآن را براى درمان بيمارىهاى روحى بر قلب مىگذارد و به وسيله قرآن شبش را براى عبادت بيدار مىماند و روزش را به روزه سپرى مىكند، و در سايه قرآن در مساجد به عبادت مىپردازد و از رختخواب استراحت، كناره مىگيرد، پس به خاطر اينان است كه خداى عزيز و جبار بلا را از مردم دفع مىكند و از بركت اينان است كه خدا از دشمنان انتقام مىگيرد و براى اينان است كه خدا از آسمان باران نازل مىكند، به خدا سوگند اينان در قاريان قرآن از كبريت احمر كميابترند.
آرى؛ قاريان حقيقى قرآن ابتدا قلب خود را با آيات كتاب خدا عيارگيرى مىكنند چون از طريق معرفت به آيات، به بيمارىهاى قلبى خود از قبيل حسد، حرص، كينه، بخل، طمع، ريا و... آگاه شوند، به وسيله توجه به آيات و ياد خدا و قيامت با كمك آيات و نهايتاً با بكار گرفتن آيات و به فرموده امام باقر عليه السلام با گذاردن داروى قرآن بر قلبشان، قلب را از بيمارىهاى مربوط به آن درمان مىكنند، و آن را افق طلوع توحيد و يقين به آخرت نموده و با زدودن رذائل، آن را جايگاه حسنات مىنمايد. هنگامى كه قلب به اين صورت درمان شود، شب انسان شب مردان خدا گردد،
|
شب مردان خدا روز جهانافروز است |
روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست |
|
شب مردان خدا شب راز و نياز، شب مناجات، شب استغفار، شب انديشه و تفكّر در آفرينش جهان، شب مطالعه و قرائت قرآن و به صورت ناشناس هنگام يارى رساندن به آبرومندان و تهيدستان و محتاجان است. پس از درمان قلب، روز انسان، روز رفتن دنبال معيشت حلال، روز حل مشكلات مردم، روز روزهدارى و روز زيارت اولياى خدا مىگردد.
پس از نورانيت قلب از بركت اتصال به قرآن، مساجد به وسيله انسان آباد شده و تبديل به كلاس درس و تبليغ معارف حقه و حوزه جاذبه براى اجتماع مردم و به ويژه جوانان مىشود.
پس از آن كه قلب به وسيله قرآن حرم خدا مىشود، بستر استراحت از انسان خالى مىگردد و آدمى عاشقانه در مسير عبادت و خدمت به خلق قرار گرفته، از ساعات و لحظات عمرش براى كسب رضايت حق بهرهمىگيرد و به قلهاى از ارزش و بركت و خير و منفعت مىرسد كه خدا شر دشمنان را به وسيله او از سر ملت اسلام دفع مىكند و بلاها را بخاطر او از جامعه برمىگرداند و از آسمان براى آبادى دنياى مردم باران نازل مىكند.
انسان با توجه به آيات قرآن و معرفت به حقايق و دقايق و اشارات و لطائف آن، براى تقويت عقل و جان و روح و روان و تأمين حيات معنوى و دفع زيانهاى احتمالى، سر از پا نشناخته در عالم باطن به دنبال انبيا عليهم السلام و امامان عليهم السلام مىرود و در عالم ظاهر دست به دامن اولياى خدا زده، به رفاقت و همنشينى با آنان برمىخيزد و در اين زمينه همه وجود خود را از چشمه معنوى وجود آن چهرههاى ملكوتى سيراب مىنمايد و به تدريج با تكيه بر ايمان به خدا و يقين به قيامت و عمل به فرائض بيان شده در قرآن و نَفَس همنشينان بصير و اهل اللَّه، در راه اسلام و ايمان و عبادت و خدمت چون كوه راسخ، استوار و پا برجا مىشود و از هجوم همه فتنهها و خطر فرهنگ شياطين در حريم امن و امان قرار مىگيرد، چنانكه در شأن اميرالمؤمنين على عليه السلام آمده است كه:
«كُنْتَ كَالجَبَلِ الرّاسِخِ لَاتُحَرِّكُكَ العَوَاصِفُ».
تو مانند كوهِ پابرجايى كه بادهاى تند و طوفانها تو را از جاى در نمىبرد.
English