خداوند ۱۶ مقتضی درخواست آمرزش از او ۱۷ ۲-امید به رحمت خدا ۱۸ ۳-ایمان ۱۹ فرشتگانی که حاملان عرشند… برای مؤمنان استغفار میکنند… ۲۰ ۴-توبه پذیری خدا … توبه درخواست لقا خدا و درک وصل او است ولی در استغفار درخواست آمرزش خود و رفع موانع و حجابها است. ۹ ۴- توبه مختص به گنهکار است که حقیقتا از عمل خود پشیمان است و لکن استغفار دعا است بمعنی طلب مغفرت. ۱۰ شرایط استغفارحضرت علی علیه السلام فرمودند میدانی معنای استغفار چیست؟ استغفار درجه والا مقامان است و دارای شش معنا است اول- پشیمانی از آنچه گذشت دوم- تصمیم به عدم بازگشت سوم- پرداختن حقوق مردم چنانکه خدا را پاک دیدار کنی که چیزی بر عهده تو نباشد چهارم- تمام واجبهای ضایع ساخته را به جا آوری پنجم- گوشتی که از حرام بر اندامت روییده با اندوه فراوان آب کنی چنانکه پوست به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید. ششم- رنج طاعت را به تن بچشانی چنانکه شیرینی گناه را به او چشانده بودی. پس آنگاه بگویی استغفر الله ۱۱ علامه طباطبایی ره استغفار را مشروط به توبه و عمل صالح دانسته است ۱۲ و میفرمایند استغفار کسی مؤثر است که نخواهد آن عمل زشت را هم چنان مرتکب شود. ۱۳ پس استغفار به درگاه خداوند زمینه نزول برکاتی را فراهم می کند اما این حکم شامل مشرکین ۱۴ نمی شود. استغفار کردن برای منافقان به دلیل کفر و فسق آنها بیاثر میباشد.آیه ای ۱۵ خطاب به رسول گرامی ص میفرماید چنانچه در باره منافقان طلب عفو و آمرزش نمائی و یا از این درخواست صرف نظر کنی یکسان است و چنانچه هفتاد بار برای آنان طلب عفو و مغفرت نمائی پروردگار آنها را نخواهد آمرزید؛ زیرا مغفرت و آمرزش عبارت از محو گناه است و تیرهگی آن از صحیفه روان گناهکار زایل شود و صفا یابد.زمینه های استغفارآنچه زمینه استغفار می شود به قرار ذیل میباشد ۱-آگاهی از آمرزش پذیری
94 مطلب یافت شد
آیا توبه با عدل خدا می سازد؟
نزد امامیه یکی از پایه های دین شمرده شده است در خصوص عدالت پروردگار مسائل گوناگونی قابل طرح است از جمله می توان به عدم تنافی میان عدل خدا و توبه پذیری … حضرتش اشاره نمود؛ در نوشتار حاضر استاد مهدی امینیان کوشیده است تا بدین شبهه پاسخ دهد که آیا عدل خدا نافی توبه پذیری اوست یا خیر؟طرح مسئله
سازگاری توبه با عدل خدا
حضرتش اشاره نمود؛ در نوشتار حاضر استاد مهدی امینیان کوشیده است تا بدین شبهه پاسخ دهد که آیا عدل خدا نافی توبه پذیری اوست یا خیر؟ ● طرح … نزد امامیه یکی از پایه های دین شمرده شده است در خصوص عدالت پروردگار مسائل گوناگونی قابل طرح است از جمله می توان به عدم تنافی میان عدل خدا و توبه پذیری
بخش پایانی
توبه در قلب به صورت ندامت و پشیمانی از ارتکاب معصیت تحقق می یابد و در جوارح و اعضای بدن به صورت کف نفس و خودداری از معصیت تجی می کند و در زبان به صورت جمله استغفار آشکار می شود. و لذا امام علیه السلام آن حقیقت را در هر سه ناحیه از نواحی وجود خویش ارائه کرده و به پیشگاه خدا عرضه می دارد خدایا من از حیث قلب و جان نادم از گناهم و از حیث اعضای بدن تارک معصیتم و از جنبه لسان و زبان نیز استغفارکننده ام. دو نکته 1- قضیه شرطیه در اینجا به معنای تحقق حتمی و قطعی جزا به کار رفته است چنانکه ارباب بیان نیز تجویز کرده اند. 2- اولیت در اول المنیبین کنایه از سرعت در مقام امتثال امر توبه است. یعنی بیدرنگ دست به توبه می زنم و بی هرگونه توقف و تاخیر رو به تو می آورم. اللهم فکما امرت بالتوبه و ضمنت القبول و حثثت علی الدعا و وعدت الاجابه فصل علی محمد و آله و اقبل توبتی و لا ترجعنی مرجع الخیبه من رحمتک. انک انت التواب علی المذنبین و الرحیم للخاطئین المنیبین. بار الها پس همچنانکه امر به توبه فرموده و قبول آن را ضمانت کرده ای و بر دعا تحریص و ترغیب نموده وعده اجابت داده ای حال بر محمد و آل وی رحمت فرست و توبه مرا بپذیر و مرا با نومیدی از رحمتت بازمگردان. چه آنکه تو- آری تو- بر گنهکاران نظر بازگشت به لطف و عنایت داشته و نسبت به خطاپیشگان توبه کار رحیم و مهربان می باشی. شرح و توضیح صفت تواب از جمله صفات الهیه است در قرآن کریم و لسان ائمه معصومین علیهم السلام همچنانکه بنده به صفت تواب وصف می شود که ان الله یحب التوابین همچنین خداوند منان نیز به صفت تواب وصف می گردد و توبه به ذات اقدس او نیز نسبت داده می شود چنانکه در این آیات آمده است الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم آیا ندانسته اند که خداوند- آری او- توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و اینکه خداوند- آری او- تواب رحیم یعنی توبه پذیر مهربان است. ... فتاب علیکم انه هو التواب الرحیم سپس خداوند توبه شما را پذیرفت. زیرا او تواب رحیم است. ... و استغفره انه کان توابا از خداوند طلب آمرزش کن. زیرا او تواب است. توبه انسان محفوف به دو توبه از خداست نکته جالب اینکه خداوند رحیم بر اساس رحمت سابقه اش در امر توبه نیز سبقت بر بنده می گیرد یعنی ابتدا خداوند منان نظر لطف و مرحمت به بنده مذنب فرموده و او را موفق به توبه از گناه می گرداند و سپس مجددا توبه ی او را مقبول درگاه خود قرار داده آن را می پذیرد. و در نتیجه توبه ی انسان میان دو توبه ی از خدا قرار می گیرد توبه ای سابق بر توبه ی انسان که توبه ی توفیق است و توبه ای لاحق بر توبه ی وی که توبه ی غفران و عفو از گناهان است. منتها توبه ی خدا به معنای بازگشت به رحمت است و توبه انسان به معنای بازگشت به عبودیت. در این آیه شریفه می فرماید ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم سپس خداوند توفیق توبه داد بر آنان تا توبه کنند. چه آنکه خداوند- آری او- تواب رحیم است. آیه شریفه نشان می دهد که توبه توفیق از خدا آغاز شد تا متخلفان از جهاد توبه آورند. و در آیه دیگر می فرماید ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم سپس بزودی توبه می کنند. و همینانند که خداوند توبه شان را می پذیرد. اینجا توبه خدا را مترتب بر توبه مجرمان نشان می دهد. یعنی پس از اینکه گنهکاران توبه کنند توبه غفران خدا به سوی آنان متوجه گردیده توبه آنها را می پذیرد. آری انسان بر اساس فقر وجودی همه جانبه ای که دارد هم در توفیق توبه و هم در پذیرش توبه نیازمند رحمت شامله حضرت رب رحیم می باشد. تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد توبه پذیری
رحمت حق به انسان در قرآن
خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید . ولولا فضل الله علیکم ورحمته فی الدنیا والاخره لمسکم فی ما افضتم فیه عذاب عظیم.و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید عذابی بزرگ به شما می رسید . ولولا فضل الله علیکم ورحمته وان الله رؤوف رحیم .و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید . . . . ولولا فضل الله علیکم ورحمته ما زکی منکم من احد ابدا . . .. . . . و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هرگز احدی از شما از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند پاک نمی شد . . .مساله فضل و رحمت در قرآن کریم بسیار گسترده و پربار مطرح شده است تا جایی که نیازمند یک تفسیر مستقل است با یک نگاه گذرا بر فهرست این دو حقیقت می بینیم که نود و هفت بار فضل و دویست و نود بار رحمت در آیات کتاب حق مطرح است .تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجملدر آیه شصت و چهارم سوره بقره جزای شرط چنین آمده است لکنتم من الخاسرین .اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود یقینا از زیانکاران بودید .و در سوره نسا جزای شرط به این صورت ذکر شده است لاتبعتم الشیطان الا قلیلا. اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود همه شما جز اندکی پیروی از شیطان می کردید .و در سوره مبارکه نور آیه بیست و یکم جزای شرط اینگونه آمده است ما زکی منکم من احد ابدا اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود یک نفر از شما توفیق تزکیه و پاکی نمی یافت .ولی در دو آیه از آیات سوره نور جزای شرط ذکر نشده است و به عبارت دیگر بیان نکرده که اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود چه پیامدی در زندگی شما داشت . گاهی سکوت باعث اهمیت و ابهت بیشتر می شود و احتمال های زیادی را در ذهن خواننده برمی انگیزد که هر کدام مفهوم تازه ای به آن سخن می دهد .مثلا در آیه 10 سوره نور ممکن است جزای شرط چنین باشد اگر فضل و رحمت الهی نبود پرده از روی کار شما برمی داشت یا به شتاب شما را مجازات و هلاک می کرد یا اگر فضل و رحمت خدا نبود چنین احکام دقیق و حساب شده ای را برای تربیت شما انسان ها مقرر نمی داشت.در تفسیر شریف المیزان جواب شرط به صورت جامع نقل شده است می فرماید تقدیر آیه چنین است لولا ما انعم الله علیکم من نعمه الدین وتوبته لمذنبیکم وتشریع الشرایع لنظم امور حیاتکم ازمتکم الشقوه واهلکتکم المعصیه والخطیئه واختل حیاتکم بالجهاله .اگر نعمت هایی که خدا به شما عنایت کرده است مانند نعمت دین و توبه پذیری
گنهكاران و قدرت بر توبه
خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی از همهی گناهانش آراسته میکند.گنهکار باید این معنا را آگاه باشد که اگر به ترک گناه و شستشوی درون و برونش برنخیزد و عصیان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار مینماید و جریمه و عقوبت سنگینی را بر او بار خواهد کرد.خدای بزرگ در قرآن مجید بدین گونه خود را معرفی میکند غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب... .خداوند بخشندهی گناه و پذیرندهی توبهی گنهکار و دارای عقابی شدید است.امام معصوم در دعای افتتاح بدین صورت خداوند را معرفی مینماید وایقنت انک ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه واشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمه.یقین و باور دارم که تو مهربانترین مهربانانی در جای عفو و رحمت و شدیدترین عقاب کنندگانی در محل عقاب و انتقام.خداوند مهربان در قرآن مجید به گنهکاران اعلام نموده قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم .به بندگانم آنان که بر خود اسراف کردند بگو از رحمت خدا ناامید نباشید خداوند تمام گناهان را میآمرزد همانا او آمرزندهی مهربان است.بنابراین با توجه به توبه پذیری
گناهکاران و قدرت بر توبه
خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده می شود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصه ی گناه بیرون می آید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک می گردد .گنهکار نمی تواند ادعا کند نمی توانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد .آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشه دار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری می کند می تواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیت هایی که به آن گرفتار است خودداری نماید .عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمی شدند .گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبه پذیر توبه اش را قبول می کند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار می دهد و پرونده ی سیاهش را به سپیدی چشم پوشی از همه ی گناهانش آراسته می کند .گنهکار باید این معنا را آگاه باشد که اگر به ترک گناه و شستشوی درون و برونش برنخیزد و عصیان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار می نماید و جریمه و عقوبت سنگینی را بر او بار خواهد کرد .خدای بزرگ در قرآن مجید بدین گونه خود را معرفی می کند غافر الذنب وقابل التوب شدید العقاب . . . .خداوند بخشنده ی گناه و پذیرنده ی توبه ی گنهکار و دارای عقابی شدید است .امام معصوم در دعای افتتاح بدین صورت خداوند را معرفی می نماید وایقنت انک ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه واشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمه یقین و باور دارم که تو مهربانترین مهربانانی در جای عفو و رحمت و شدیدترین عقاب کنندگانی در محل عقاب و انتقام .خداوند مهربان در قرآن مجید به گنهکاران اعلام نموده قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم . به بندگانم آنان که بر خود اسراف کردند بگو از رحمت خدا ناامید نباشید خداوند تمام گناهان را می آمرزد همانا او آمرزنده ی مهربان است .بنابراین با توجه به توبه پذیری
گنهکاران و قدرت بر توبه
خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده می شود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصه ی گناه بیرون می آید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک می گردد .گنهکار نمی تواند ادعا کند نمی توانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد .آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشه دار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری می کند می تواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیت هایی که به آن گرفتار است خودداری نماید .عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمی شدند .گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبه پذیر توبه اش را قبول می کند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار می دهد و پرونده ی سیاهش را به سپیدی چشم پوشی از همه ی گناهانش آراسته می کند .گنهکار باید این معنا را آگاه باشد که اگر به ترک گناه و شستشوی درون و برونش برنخیزد و عصیان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار می نماید و جریمه و عقوبت سنگینی را بر او بار خواهد کرد .خدای بزرگ در قرآن مجید بدین گونه خود را معرفی می کند غافر الذنب وقابل التوب شدید العقاب . . . 1 . خداوند بخشنده ی گناه و پذیرنده ی توبه ی گنهکار و دارای عقابی شدید است .امام معصوم در دعای افتتاح بدین صورت خداوند را معرفی می نماید وایقنت انک ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه واشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمه یقین و باور دارم که تو مهربانترین مهربانانی در جای عفو و رحمت و شدیدترین عقاب کنندگانی در محل عقاب و انتقام .خداوند مهربان در قرآن مجید به گنهکاران اعلام نموده قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم 2 . به بندگانم آنان که بر خود اسراف کردند بگو از رحمت خدا ناامید نباشید خداوند تمام گناهان را می آمرزد همانا او آمرزنده ی مهربان است .بنابراین با توجه به توبه پذیری
از دعاهاى آن حضرت است در ذكر توبه و درخواست توفیق آن
نهان و آشکار بدی هایم و گذشته و حال لغزش هایم به درگاهت توبه می کنم توبه کسی که دیگر به فکر گناهی نمی افتد و در اندیشه بازگشت به هیچ خطایی نمی باشد. o ای خدا تو در آیه محکم کتابت فرموده ای که تو به بندگانت را می پذیری
هنگام ذكر توبه و درخواست توبه به درگاه اله عالم به این دعا با خدا راز و نیاز مى كرد
خدا من تمام این سخنانی که به درگاهت عرض کردم چنان نیست که اعمال بد خود را نمی دانم و یا گذشته و سابقه افعال زشتم را فراموش کرده ام لیکن برای آن این اظهارات را می کنم که آسمان و هر که در آن آفریده شده و زمین و هر که به روی آن وجود دارد همه ناله پشیمانی مرا بشنوند و فریاد و التجا مرا به توبه و انابه به درگاه کرمت بنگرند ̶ که شاید از آنان که در آسمان و زمینند کسی به رحمتت بر حال زار من و موقف سخت و حال پریشان من ترحم کند یا بر احوال و اهوال قلب فکارم رقت آرد و عطوفت کند تا از او به دعائی در حق خود نائل شوم که آن دعای او از دعاهای من نزد تو بهتر پذیرفته شود و زودتر مستجاب شود تا کسی از آن اهل آسمان و زمین که شفاعتش به پیشگاه حضرتت از شفاعت من محکمتر است و مقبولتر شفاعت او از قهر و غضبت موجب نجات من گردد و سبب فوز و کامیابی من به مقام رضا و خشنودی تو شود یعنی ای خدا من می دانم که گناه و خطایم بسیار است و هیچ سوابق اعمال زشتم را فراموش نکرده و لذا قابل آن نیستم که به درگاهت دعا کنم و به اجابت رسد اما این همه دعا و التماس به گفتار گوناگون به درگاهت از آن می کنم که شاید از اهل آسمان و زمین فرشتگان رحمت و بندگان با صدق و حقیقت ناله و فریاد و فغانم برخی بشنوند و به حالم ترحم کنند و بر من دعائی و شفاعتی به درگاهت کنند که در حق من پذیرفته شود و موجب رضا و خشنودی حضرتت از من گردد و مرا به سعادت ابد نائل سازد و کشتیم به ساحل نجات و فیروزی رساند با آنکه همان ترحم و رقت قلب و عطوفت خلق هم رشحه ای از دریای رحمت بی انتهای تو و از منبع اسم رئوف و رحیم تست پس نظرم به ترحم خلق نیز چشم به رحمت واسعه ی تست نه طمع به خلق که بی افاضه و احسان تو خلق آسمان و زمین همه فقیر الذات ربطی الوجود معدوم الهویه اند و لا مدبر و لا مقدر و لا موثر فی الوجود الا الله تعالی شانه و سلطانه ̶ ای خدا اگر ندامت و پشیمانی از گناه توبه است و بازگشت به درگاه تست من از همه عالم نادم و پشیمان ترم که بیش از همه بر سختی عقابت آگاهم و اگر عزم ترک معصیت انابه و رجوع است به آن درگاه باز من اول انابه کننده به حضرتت خواهم بود که من صبح و شام به درگاهت به لابه و انابه مشغولم و اگر استغفار و طلب آمرزش از حضرتت موجب محو گناهانست من هم از مستغفران و آمرزش طلبان درگاه توام. ̶ ای خدا چنانکه بندگان گنهکار را امر به توبه فرمودی و قبول توبه آنها را ضمانت کردی و خلق را ترغیب و تحریص به دعا نمودی و به آنان وعده اجابت کردی پس ای خدا درود فرست بر محمد و آل پاکش و توبه ی مرا هم به کرمت قبول فرما و مرا به محل محرومی و ناامیدی از درگاه رحمت بی انتهای خود بازمگردان که همانا توئی که بسیار و بی نهایت بر بندگان گناهکارت توبه پذیری
گروههای متنوع آیات در مورد شفاعت
بدین وسیله نشان دهد که جز از راه حق گرایی و حق پذیری و ایمان و راستی و انجام کارهای شایسته و آراستگی به منش و روش انسانی و اخلاقی و توبه و اصلاح و جبران راهی برای نجات و درخور شفاعت شدن نیست؛ چرا که فلسفه شفاعت زدودن بلای یاس از رحمت خدا
نطفه يا مبدأ پيدايش انسان
خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید . ولولا فضل الله علیکم ورحمته فی الدنیا والاخره لمسکم فی ما افضتم فیه عذاب عظیم.و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید عذابی بزرگ به شما می رسید .ولولا فضل الله علیکم ورحمته وان الله رؤوف رحیم .و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است به کیفرهای بسیار سختی دچار می شدید . . . . ولولا فضل الله علیکم ورحمته ما زکی منکم من احد ابدا . . ... . . و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هرگز احدی از شما از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند پاک نمی شد . . .مساله فضل و رحمت در قرآن کریم بسیار گسترده و پربار مطرح شده است تا جایی که نیازمند یک تفسیر مستقل است با یک نگاه گذرا بر فهرست این دو حقیقت می بینیم که نود و هفت بار فضل و دویست و نود بار رحمت در آیات کتاب حق مطرح است .تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجملدر آیه شصت و چهارم سوره بقره جزای شرط چنین آمده است لکنتم من الخاسرین .اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود یقینا از زیانکاران بودید . و در سوره نسا جزای شرط به این صورت ذکر شده است لاتبعتم الشیطان الا قلیلا. اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود همه شما جز اندکی پیروی از شیطان می کردید . و در سوره مبارکه نور آیه بیست و یکم جزای شرط اینگونه آمده است ما زکی منکم من احد ابدا اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود یک نفر از شما توفیق تزکیه و پاکی نمی یافت .ولی در دو آیه از آیات سوره نور جزای شرط ذکر نشده است و به عبارت دیگر بیان نکرده که اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود چه پیامدی در زندگی شما داشت . گاهی سکوت باعث اهمیت و ابهت بیشتر می شود و احتمال های زیادی را در ذهن خواننده برمی انگیزد که هر کدام مفهوم تازه ای به آن سخن می دهد .مثلا در آیه 10 سوره نور ممکن است جزای شرط چنین باشد اگر فضل و رحمت الهی نبود پرده از روی کار شما برمی داشت یا به شتاب شما را مجازات و هلاک می کرد یا اگر فضل و رحمت خدا نبود چنین احکام دقیق و حساب شده ای را برای تربیت شما انسان ها مقرر نمی داشت.در تفسیر شریف المیزان جواب شرط به صورت جامع نقل شده است می فرماید تقدیر آیه چنین است لولا ما انعم الله علیکم من نعمه الدین وتوبته لمذنبیکم وتشریع الشرایع لنظم امور حیاتکم ازمتکم الشقوه واهلکتکم المعصیه والخطیئه واختل حیاتکم بالجهاله .اگر نعمت هایی که خدا به شما عنایت کرده است مانند نعمت دین و توبه پذیری
توبه آغوش رحمت - بحث سوم - قسمت اول (متن کامل +عناوین)
خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی از همهی گناهانش آراسته میکند.گنهکار باید این معنا را آگاه باشد که اگر به ترک گناه و شستشوی درون و برونش برنخیزد و عصیان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار مینماید و جریمه و عقوبت سنگینی را بر او بار خواهد کرد.خدای بزرگ در قرآن مجید بدین گونه خود را معرفی میکند غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب... 1 .خداوند بخشندهی گناه و پذیرندهی توبهی گنهکار و دارای عقابی شدید است.امام معصوم در دعای افتتاح بدین صورت خداوند را معرفی مینماید وایقنت انک ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه واشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمه.یقین و باور دارم که تو مهربانترین مهربانانی در جای عفو و رحمت و شدیدترین عقاب کنندگانی در محل عقاب و انتقام.خداوند مهربان در قرآن مجید به گنهکاران اعلام نموده قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم 2 .به بندگانم آنان که بر خود اسراف کردند بگو از رحمت خدا ناامید نباشید خداوند تمام گناهان را میآمرزد همانا او آمرزندهی مهربان است.بنابراین با توجه به توبه پذیری
زندگی بهاری با یاد مهدی (ع)
خدا ص در حدیثی دیگر می فرمایند الروح و الراحه و الفلح و الفلاح و النجاح و البرکه والعفو و العافیه والمعافاه والبشری و النضره و الرضا و القرب والقرابه والظفر والتمکین والسرور و المحبه من الله تبارک و تعالی علی من احب علی بن ابی طالب ع و والاه وائتم به و اقر بفضله و تولی الاوصیا من بعده وحق علی ان ادخلهم فی شفاعتی و حق علی ربی ان یستجیب لی فیهم و هم اتباعی و من تبعنی فانه منی. 6 آسایش و راحت کامیابی و رستگاری و پیروزی برکت عفو و تندرستی و عافیت بشارت و خرمی و رضایتمندی قرب و خویشاوندی یاری و پیروزی و توانمندی و شادی و محبت از سوی خداوند متعال بر کسی باد که علی بن ابیطالب ع را دوست بدارد. ولایت او را بپذیرد به او اقتدا کند. به برتری او اقرار نماید و امامان پس از او را به ولایت بپذیرد و بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم و بر پروردگار من است که دعای مرا درباره ی آنان بپذیرد و آنان پیروان من اند و هر که از من پیروی کند از من است. اصل امام زمان شناسی شرط مسلمان زیستن و مسلمان مردن اسلام آوردن به معنای تسلیم شدن در برابر اوامر الهی و سر تعظیم فرود آوردن به درگاه اوست و چون تکلیف اصلی بندگان درک و رسیدن به این حقیقت است خداوند آخرین دین آسمانی خود را اسلام قرار داده و فرمود و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه... 7 هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند هرگز از او پذیرفته نخواهد شد... اسلام و تسلیم در برابر حق تا آنجا اهمیت دارد که * خداوند همه ی مؤمنین را به تسلیم مطلق شدن در برابر خودش 8 و نیز مسلمان مردن 9 فرمان می دهد.* انبیای الهی خود را مسلمان و پیشگامان اسلام پذیری و تسلیم شدن در برابر خدا معرفی می کرده اند 10 و برگزیدن این شیوه را دستورالهی می شمردند. 11 * همچنین انبیای الهی به عنوان یکی از مهمترین سفارشات و وصیت ها فرزندان و امت خود را به مسلمان زیستن و مسلمان مردن سفارش می کردند. قرآن می فرماید و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون. 12 و ابراهیم و یعقوب در لحظات آخر عمر فرزندان خود را به آیین اسلام وصیت کردند که فرزندان من خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است شما جز به آیین اسلام از دنیا نروید. * و مردان الهی نیز آخرین آرزویشان مسلمان انتقال یافتن از دنیا بوده است چنانچه سحره ی فرعون پس از توبه
بخش هفتم
موضوع وعده توبه پذیری خداو عفو از سیئات اشاره به این آیه شریفه است و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون و او کسی است که توبه را از بندگان می پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه را به جا می آورید می داند. و همچنین گفتار آن حضرت در موضوع دوست داشتن خدا … توبه را از بندگانت می پذیری و از گناهان درمی گذری و توبه کاران مداوم را دوست می داری. حال آنچنانکه وعده فرموده ای توبه ام را بپذیر. و بر حسب ضمان خویش از گناهانم درگذر. و همچنانکه ملتزم شده ای محبتت را برای من لازم گردان برای همیشه دوستم بدار . شرح و توضیح اضافه محکم به کتاب ممکن است از باب اضافه صفت به موصوف باشد یعنی قرآنی که متقن و استوار است و از راهیابی هرگونه اختلال و اضطراب به ساحت اقدسش در امان است. چنانکه خود می فرماید کتاب احکمت آیاته قرآن کتابی است که آیاتش متقن و محکم شده است. و محتمل است از باب اضافه نوع به جنس یا اضافه قسم به مقسم بوده و اشاره به انقسام آیات قرآن به دو قسم محکم و متشابه باشد که باز در خود قرآن آمده است هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات او خدا
بازگشت به حق (1)
توبه آغوش رحمت نوشته حضرت استاد حسین انصاریان گنهکاران و قدرت بر توبههیچ مادری در جهان هستی فرزند خود را گنهکار نزاییده و کودک رحم را عاصی و خطاکار به دنیا نیاورده.کودک در حالی قدم به عرصهگاه حیات میگذارد که از علم و دانش و تفکر و اندیشه خالی است و از آنچه در اطرافش میگذرد کاملا بیخبر است.طفل وقتی وارد فضای این جهان میشود جز گریه کردن و مکیدن شیر چیزی نمیداند آن هم از گریه و مکیدن شیر در لحظات اول در عین اینکه ناله میزند و شیر میخورد غافل است. غرایز و احساسات و شهوات او به تدریج وارد میدان فعالیت میشود و آنچه را باید برای برپا کردن خیمهی حیات تعلیم بگیرد از اطرافیان خود و فعل و انفعالات طبیعی یاد میگیرد.همچنانکه بدن او در طول زندگی در معرض انواع بیماریها قرار میگیرد فکر و روحش و نفس و قلبش نیز در معرض خطا و اشتباه میرود و در عمل و اخلاق مبتلای به گناه میگردد بنابراین گناه همچون بیماری بدن عارضی است نه ذاتی.بیماری بدن و جسم او با دارویی که طبیب تجویز میکند معالجه میشود فکر و روح و نفس بیمارش نیز با اجرای دستورات حضرت حق درمان میپذیرد.گنهکار با عرفان به وضع خویش و معرفت به حلال و حرام خدا با رجوع به طبیب روحانی و دستور العمل گرفتن از او برای توبه از گناه آماده میشود و با امید و دلگرمی به رحمت حضرت حق از عرصهی گناه بیرون میآید و همچون روزی که از مادر متولد شده پاک میگردد.گنهکار نمیتواند ادعا کند نمیتوانم توبه کنم زیرا کسی که قدرت بر گناه دارد بدون شک قدرت بر توبه هم دارد.آری انسانی که توانایی بر خوردن و آشامیدن رفتن و آمدن گفتن و شنیدن ازدواج و کسب و کار ورزش و ریاضت مسافرت و معاشرت و زور آزمایی دارد و اگر طبیبی به خاطر بیماری خاصش او را از بسیاری از غذاها و نوشیدنیها پرهیز دهد او از ترس ریشهدار شدن بیماری با کمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشیدنیها خودداری میکند میتواند از گناهانی که به آن دچار است بپرهیزد و از معصیتهایی که به آن گرفتار است خودداری نماید.عذر هیچ گنهکاری در عدم قدرت بر توبه در پیشگاه حضرت حق قابل قبول نیست اگر قدرت بر توبه برای اهل گناه نبود از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمیشدند.گنهکار باید این حقیقت را باور کند که در هر شرایطی و در هر موقعیتی قدرت بر ترک گناه را دارد و بر اساس آیات قرآن خداوند مهربان و توبهپذیر توبهاش را قبول میکند و گناهانش را گرچه به عدد ریگ بیابان باشد در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار میدهد و پروندهی سیاهش را به سپیدی چشمپوشی از همهی گناهانش آراسته میکند.گنهکار باید این معنا را آگاه باشد که اگر به ترک گناه و شستشوی درون و برونش برنخیزد و عصیان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار مینماید و جریمه و عقوبت سنگینی را بر او بار خواهد کرد.خدای بزرگ در قرآن مجید بدین گونه خود را معرفی میکند غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب... 1 .خداوند بخشندهی گناه و پذیرندهی توبهی گنهکار و دارای عقابی شدید است.امام معصوم در دعای افتتاح بدین صورت خداوند را معرفی مینماید وایقنت انک ارحم الراحمین فی موضع العفو والرحمه واشد المعاقبین فی موضع النکال والنقمه.یقین و باور دارم که تو مهربانترین مهربانانی در جای عفو و رحمت و شدیدترین عقاب کنندگانی در محل عقاب و انتقام.خداوند مهربان در قرآن مجید به گنهکاران اعلام نموده قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم 2 .به بندگانم آنان که بر خود اسراف کردند بگو از رحمت خدا ناامید نباشید خداوند تمام گناهان را میآمرزد همانا او آمرزندهی مهربان است.بنابراین با توجه به توبه پذیری
رضايت و خشنودی خدا در چیست و چگونه خداوند از انسان راضی می شود؟
خدا را کسب کرده باشد از سویی می دانیم همه انسان ها از لحاظ معرفت و شناخت ایمان و معنویت اطاعت و تسلیم پذیری عملی فرمان الهی یکسان نیستند خداوند از چهارده معصوم علیهم السلام راضی و خشنود است چنان که از سلمان و ابوذر و مقداد نیز راضی و خشنود است.اما میزان و نسبت رضایتمندی خداوند به میزان عمل آنان از لحاظ کمیت و کیفیت و اخلاص و معرفت آنان بستگی دارد. از سویی می دانیم برخی اعمال از ویژگیهای برتر و ممتازی برخوردارند به گونه ای که می توان آنها را به عنوان اصول و ریزه کاری های جلب رضایت و خشنودی خداوند دانست. باید به قرآن که زبان خداوند است مراجعه نمود و از زبان او کشف کرد که انجام چه کارهایی موجب جلب رضایت حضرتش می گرد. رضایت وخشنودی خدا در بیش از سی آیه بیان شده است.به برخی از آیات که تقریبا در بردارنده محتوای بقیه آیات و بیان کننده همه ویژگی هایی است که رضایت خداوند را جلب می کند اشاره می شود.رضوان و رضایت خدا شامل کسانی میگردد که 1 - ایمان به خدا و قیامت داشته باشند.2 - خانه و وطن خویش را برای حفظ دین شان رها کنند و هجرت نمایند.3 - با مال جان خویش در راه خدا جهاد نمایند.4 - پیوسته پیرو رسول خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باشند.5- رضایت خدا را در صدق و راستی گفتار و عمل باید جست و جو کرد.رابطه تقوا و جلب رضایت خدارعایت تقوا در همه کارها مخصوصا حق الناس موجب رضایت و خشنودی خداوند است اما چون تقوا دارای مراتب و درجات است قران رضایت خداوند را برای تقوا پیشگانی بیان می کند که دارای شش صفت ممتاز باشند 1 - آنان که در برابر گفتار و کردار خویش به شدت احساس مسئولیت می کنند و از کیفر گناهان خویش بیمناکند و پیوسته می گویند پروردگارا ما ایمان آورده ایم. پس ما را بیامرز از عذاب آتش رهایی بخش2 - تقوا پیشگانی که صبر و استقامت و پشتکار در طاعت خدا و ترک حرام و لذت های نامشروع و تمامی مصایب و مشکلات را پیشه خویش ساخته اند.3 - آنان که از نفاق دورغ تقلب و خیانت بدورند و راست گو و درست کردارند.4 - آنان که در راه بندگی و عبودیت خدا خاضع و فروتن هستند.5 - آنان که از نفاق مال و جان خویش دریغ نمی ورزند و با اشتیاق آن چه را دارند انفاق می کنند.6 - آمرزش طلبان سحر خیزی که به یاد خدا در سحر گاهان به پا می خیزند و در پیشگاه با عظمتش استغفار و طلب آمرزش می کنند.شکر نعمت و خشنودی خدادر برخی آیات آمده که خداوند از کفران نعمت ناخشنود است و شکر نعمت های مادی و معنوی موجب جلب رضایت خدا می گردد.عملی که موجب رضایت خداوند از حضرت اسماعیل علیه السلام شدقرآن در مورد حضرت اسماعیل علیه السلام می فرماید اسماعیل همواره مورد رضایت و خشنودی پروردگارش بود چه این که او خوش قول و صادق الوعد بوده و پیوسته خانوده اش را به نماز و زکات توصیه می نمود. مریم 55 در سوره توبه … خدا و پیامبر هستند. سوره توبه آیه 71 و 72 رضایت و خشنودی خدا در حزب اللهی شدن استحزب اللهی شو تا خدا از تو راضی گردد و از مواهب و الطاف خویش تو را بهره مند سازد تا تو نیز از او خوشحال و خشنود گردی. در دو آیه از حزب الله و در یک آیه از حزب الشیطان سخن به میان آمده است. در سوره مجادله دو حزب مذکور و ویژگی های طرفداران آن ها بیان شده و با هم مقایسه گشته است.خداوند رضایت و خشنودی خویش را از حزب الله در این سوره بیان کرده است. به بیان دیگر خداوند به رغم میل غوغاسالاران دور از فرهنگ قرآن روزگار ما جامعه را به دو طیف خودی و غیر خودی یا حزب الله و حزب الشیطان تقسیم نموده و به مؤمنان هشدار داده است که جمع میان محبت خدا و محبت دشمنان خدا در یک دل ممکن نیست. باید از میان آن دو یکی را برگزید هیچ گروهی را نمی یابی که ایمان به خدا و قیامت داشته باشد و در عین حال با دشمنان خدا و رسول اظهار دوستی نماید هر چند آنان پدران فرزندان برادران یا خویشان آنها باشند. مجادله 22 محبت به پدران و فرزندان و اقوام بسیار خوب است و نشانه زنده بودن عواطف انسانی است اما هنگامی که این محبت رو در روی محبت خدا قرار می گیرد ارزش خود را از دست می دهد.زمانی خداوند از شما رضایت دارد و از عملکرد شما خشنود می گردد که حب و بغض ها و دوستی و دشمنی ها را برای خدا خالص کنید. امام صادق علیه السلام می فرماید کسی که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمنی می کند و برای خدا می بخشد ایمانش کامل است. الکافی- ط دار الحدیث جلد 3 صفحه 322 در سوره ممتحنه می فرماید اگر شما مسلمانان برای رضای خدا و خشنودی او هجرت کردید و جهاد نمودید پس با دشمنان خدا و دشمنان خودتان هرگز طرح دوستی نریزید. ممتحنه 1 حزب اللهی کیست و چه ویژگی هایی دارد؟وقتی دانستیم خشنودی خدا در حزب اللهی شدن است باید بدانیم حزب اللهی شدن نیازمند چه صفاتی است و حزب اللهی کیست؟ حزب اللهی را از راه اعتقادات و عملکردها و وضع ظاهرشان باید شناخت. آن ها کسانی هستند که 1 - خدا خط ایمان را بر صفحه دل شان نوشته است.2 - توسط روح مورد تایید و تقویت قرار گرفته اند.3 - ویژگی بارز و ممتاز حزب اللهیان ولایت پذیری
نظر اسلام درباره سایر ادیان چیست ؟
خدا است. یعنی تمام واقعیتش انتساب به حق است.2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکی است.3ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.4ـ واقعیت های این جهان درجه تنزل یافته و مرتبه نازله واقعیات جهانی دیگر است که جهان غیب نامیده میشود.ـ این جهان ماهیت "به سوی اویی" دارد؛ یعنی همان طور که از اوست به سوی او هم هست... .6ـ جهان دارای نظام متقن علی و معلولی و سببی و مسببی است. فیض الهی و قضا و قدر او به هر موجودی تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان می یابد... .ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه ای که هستند از نور هدایت برخوردارند.8ـ بعد از این جهان جهانی دیگر است... .9ـ روح انسان حقیقتی جاودانه است.10ـ انسان ها به حسب خلقت مساوی آفریده شده اند تنها ملاک فضیلت علم جهاد و تقوا است.11ـ انسان ها به حسب اصل خلقت از یک سلسله استعدادهای فطری از جمله فطرت دینی و اخلاقی برخوردارند.12ـ به حکم این که هر فردی بالفطره انسان متولد میشود. در هر انسانی استعداد توبه و بازگشت و پند پذیری
تواضع در برابر خداوند
خدا 10 و یا من تحمد الی خلقه بحسن التجاوز و یا من عود عباده قبول الانابه و یا من استصلح فاسدهم بالتوبه و یا من رضی من فعلهم بالیسیر و یا من کافی قلیلهم بالکثیر و ای آن که باگذشت نیکویش ستوده بودنش را به مخلوقش مینمایاند و بندگان را به پذیرفتن توبه عادت میدهد و اصلاح شدن تباه کارشان را به توبه میخواهد و ای آن که از عمل بندگان به اندکش خشنود است و عمل اندک آنان را پاداش فراوان میدهد. پاداش فراوان در برابر عمل اندکعبادت بندگان در همه شبانه روز؛ نتواند پاسخ شکرانه یکی از نعمتهای کوچک حضرت حق را ادا کند. پس خداوند منان از بندگان خود انتظار حقیقی ادای حق خویش را ندارد؛ زیرا هیچ کسی توانایی برگزاری حقوق الهی را به فراخور شان الله تبارک و تعالی را دارا نمیباشد مگر به مقام عصمت رسیده باشد.دریای فضل و رحمت گسترده خداوند هم بسیار انسانهای گناهکار و کافر و منافق و جاهل را هم فرا گرفته است و ساحل نجات و آغوش بازگشت را با کمترین بهانه باز گذاشته است تا عدهای که گمراه و سرگردانند به دامان پرمحبت و لطف او باز گردند.الطاف بی شمار و ناپایان را بر سر بندگان میباراند تا بنده ذلیل جسارت عرضه حال به محضر ربوبی داشته باشد؛ و بگوید انا الذی من آنم که چنین و چنانم این اجازه تشریفی از سوی ذات اقدس خداوند به بندگان از والاترین نعمتهای اوست که شرافت و شخصیت به انسان میدهد و او را به بندگی حق امیدوار میسازد.از آن جا که دایره تکالیف الهی وسیع است و حضرت حق به قدر توان و طاقت انسان وظیفه طلب میکند و حرج و سختی در ادای عبادت و امور شرعیه را شایسته بندگان مؤمن نمیداند و رافت و رحمت او بر غضب و عذابش پیشی دارد؛ بنابراین به کمترین اطاعت و بندگی با عنایت به مقدار تحمل آنان رضایت میدهد و پاداشی چندین برابر در انجام حسنات و اعمال خیر عطا میفرماید و گناهان را با کمترین تنبه و توبه میبخشاید از این رو پنج نوبت نماز یک بار حج واجب و یک ماه روزه وپرداخت خمس و زکات مال و ... از جمله تکالیفی هستند که پیامبر عظیم الشان در معراج به مقدار طاقت تخفیف آن را از محضر الهی دریافت کرده است و در عوض خداوند پاداش بسیار آنها را به امت محمد صلی الله علیه و آله هدیه نموده است.گاهی آسان پذیری
از کجا بفهميم که دین ما بهترین دین است؟
خدا است. یعنی تمام واقعیتش انتساب به حق است.2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکی است.3ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.4ـ واقعیت های این جهان درجه تنزل یافته و مرتبه نازله واقعیات جهانی دیگر است که جهان غیب نامیده میشود.ـ این جهان ماهیت به سوی اویی دارد؛ یعنی همان طور که از اوست به سوی او هم هست... .6ـ جهان دارای نظام متقن علی و معلولی و سببی و مسببی است. فیض الهی و قضا و قدر او به هر موجودی تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان می یابد... .7ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه ای که هستند از نور هدایت برخوردارند.8ـ بعد از این جهان جهانی دیگر است... .9ـ روح انسان حقیقتی جاودانه است.10ـ انسان ها به حسب خلقت مساوی آفریده شده اند تنها ملاک فضیلت علم جهاد و تقوا است.11ـ انسان ها به حسب اصل خلقت از یک سلسله استعدادهای فطری از جمله فطرت دینی و اخلاقی برخوردارند.12ـ به حکم این که هر فردی بالفطره انسان متولد میشود. در هر انسانی استعداد توبه و بازگشت و پند پذیری
English