در آیات ابتدایی سوره بقره نیز مطالبی در مورد قرآن کریم و اتقان این کتاب الهی ایمان به غیبت و متعلقات آن مفهوم اقامه نماز و حقیقت انفاق و ایمان
65 مطلب یافت شد
چرا عده ای با قرآن مومن می شوند و عده ای نه؟!
موعظه تناسب برقرار می کند و به میزان باورش آن را می پذیرد.علاوه بر آن به دلیل این که محتوای موعظه هدایت فرد است نیازمند به باورهای الهی است که در قرآن متعلقات
ایمان و تأثیر آن بر مبادی رفتار
است می رهاند و ایمن می کند.۲ـ سید محمدحسین طباطبائی تفسیر المیزان ج ۱ ص ۴۳.۳ـ محمدباقر مجلسی بحارالانوار ج ۱۹ ص ۷۲.۴ـ برای ایمان متعلقات دیگری همچون صفات الهی … متعلقات ایمان را می توان در توحید نبوت و معاد۴ خلاصه کرد که اساسی ترین آنها ایمان به الله است که اگر جامع و کامل باشد ایمان به دو اصل دیگر را نیز تامین می کند.۵۱ قلبی بودن ایمان هر حقیقتی که داشته باشد با ساحتی از انسان در ارتباط است که قلب ۶ نامیده می شود. قلب قرارگاه ایمان است و تا به روی چنین حقیقتی گشوده نشود ایمان حاصل نخواهد شد. حضرت علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه ;۷ استواری ایمان بنده به استواری قلب اوست.۲ درجه پذیری حقیقت ایمان تشکیکی و دارای مراتب است. ایمان حقیقتی نیست که تنها متصف به هست و نیست باشد بلکه اگر وجود داشته باشد می تواند هستی های مختلف بپذیرد.۸آثار و دستاوردهای ایمان تابعی است از شدت و ضعف آن; البته هر مرتبه ایمان آثار و لوازم خود را می نمایاند. ایمان تقویت و کاستی می پذیرد. طبق این ویژگی یک مرتبه ایمانی را می توان به سوی مرتبه ای دیگر سپری کرد. قرآن کریم این ویژگی ایمان را چنین تبیین می کند و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون انفال ۲ ; چون آیات الهی
همه موجودات در خدمت انسان
انسان مرکب وجود خود را- که به تعبیر اهل حال براق انسانیت برای رسیدن به معراج معنوی است و آن مرکب و براق عبارت از جسم و متعلقات آن از قبیل شکم و شهوت است- با قواعد الهی
هدف خلقت فرشتگان چیست؟
الهی و آیهای از آیات پروردگار جهان میباشد و خود یک راه مهمی برای شناخت پروردگار بوده تا انسان بهتر بتواند پروردگار خویش و قدرت لایزال او را درک کرده و به او ایمان بیاورد. 2 . شکی نیست که عالم دنیا و عالم بشریت و انسانیت عالمی است مادی و محسوس که محکوم به قوانین امکانی میباشد و از طرفی ذات اقدس پروردگار فوق عالم امکانی و عاری از هرگونه تعینات مادی میباشد و ارتباط مستقیم عالم ماده به ذات اقدس پروردگار ممکن نیست روی این جهت خداوند ملائک و فرشتگان را آفرید که از طرفی محسوس و مقبول عالم امکانی و از طرفی هم محسوس ذات اقدساله باشد تا بدینوسیله بتوان بین این دو عالم ایجاد رابطه نمود و فرشتگان پیام آور پروردگارشان بسوی بشر میباشند. 3 . شکی نیست که ارزش و ابهـت هر قدرت و مقامی در گرو عظمت و حشمت و جبروتی است که آن قدرت از خود نشان میدهد و هر سلطان و صاحب اختیاری بدون متعلقات
جهاد در مکتب سیدالشهدا(ع)
الهی از هیچ امری مضایقه نکرد. وجود نورانی حضرت اباعبدالله ع نه تنها تمامی هستی و متعلقات خود را در راه احیای سنت رسول خدا ص بذل نمود؛ بلکه در مواجهه با دشمنان و ستیزهجویان
چرا و چگونه بايد در برابر خدا و بندگان خضوع داشت؟
اگر کسی بداند اصل وجود و تمام متعلقات آن همگی از خدا است نسبتبه خداوند تواضع می ورزد و در این صورت رفعت و کبریایی و بی نیازی را از آن خداوند می داند. تواضع در برابر خدا به طرق مختلف انجام می گیرد 1- برای خود حقی قائل نشدن 2- تسلیم بودن در برابر مقدرات الهی
چرا و چگونه بايد در برابر خدا و بندگان خضوع داشت؟
اگر کسی بداند اصل وجود و تمام متعلقات آن همگی از خدا است نسبت به خداوند تواضع می ورزد و در این صورت رفعت و کبریایی و بی نیازی را از آن خداوند می داند. تواضع در برابر خدا به طرق مختلف انجام می گیرد 1- برای خود حقی قائل نشدن 2- تسلیم بودن در برابر مقدرات الهی
آراستگی به اخلاق دینی، لازمهٔ اتصال به رحمت پروردگار
ج اعضا و جوارح آدمی و متعلقات الهیآن چیزی هم که مربوط به اعضا و جوارح است واجبات الهی است؛ حالا چه مالی و چه بدنی. … الهی در پرتو انجام عاشقانه و خالصانه فرامین الهیپروردگار برای رسیدن من به رحمت یک سلسله دستوراتی برای قلبم باطنم حالم و اعضا و جوارحم داده است که اگر من این دستورات را به قصد خلوص عاشقانه و با همت در این سی-چهل سال؛ البته اگر چهل-پنجاه سال بمانم. حالا بعضیها که بیستسالگی میروند بعضیها هجدهسالگی میروند بعضیها پنجاهسالگی میروند. پیغمبر ص فرمودهاند و در روایات است که چراغ عمر اکثر امت من بین شصت و هفتاد خاموش میشود. در این چند ساله کم که امیرالمؤمنین ع در نهجالبلاغه میفرمایند عمرت را طولانی نبین؛ اگر طولانی ببینی گول میخوری. عمر هم طولانی نیست و خیلی سریع میگذرد.دوران بقا چو باد نوروز گذشت××××× روز و شب ما به محنت و سوز گذشتتا چشم نهادیم بههم صبح دمید××××× تا چشم گشودیم ز هم روز گذشت الف پیوند قلب با متعلقات
شرح عبارت «قَدْ خَلَعَ سَرابيلَ الشَّهَواتِ» از خطبه 86 نهج البلاغه | بخش اول
فتنه و کبر میافتید و اگر خواسته هایتان و متعلقاتش الهی نباشد در غرور میافتید.برخورد الهی با جنس زن و برخورد الهی با فرزندان و با ثروت و با مرکب و کل خواستهها در زمینۀ متعلقات … الهی جواب خدا را نمیتوانم بدهم چون این طور بیرون رفتن پایمال کردن زحمات همۀ انبیا و ائمه است. در حوزۀ من نباید این کار صورت بگیرد گفت قبول کرد با اینکه خود ایشان هم از نظر قیافه و زندگی و هیکل و پول چیزی کم نداشت بالاخره طلاق گرفت و بعد با یکی آمریکا رفتند.خبری از آنها ندارم بعد از آن هم ازدواج نکردم. گفتم خدایا من بخاطر تو صبر میکنم این امات نفسه است این زین للناس حب الشهوات است. گفت با اینکه او را میخواستم دیدم خدا نمیخواهد من با این باشم خیلی هم طلاقش برای من تلخ بود.فرزند و پول هم همین است الخیل المسومه و الانعام هم همین است. این متعلقات … الهی از مشرق وجود نفس طلوع کرد.آنان با خواستههای هماهنگ با پروردگار عالم تمام درجات و منازل عمل صالح و اخلاق حسنه اعتقاد و ایمان را طی کردهاند. منظور فقط حرف قد است که امام نفس اینها را آلودۀ به یک خواستۀ خلاف خدا هم نمیداند چون هم قد دارند و هم خلع دارند. این پیراهنهای شهوات را از درونشان و قلبشان کندند؛ این برنامه کندن تمام پیراهنهای شهوات از درون خود است که آنان را از تمام حجابهای ظلمانی بیرون کشید.در سورۀ مبارکۀ انعام است اممن کان میتا این میت میتۀ عقلی است یا کسی است که دچار مرگ قلبی است یعنی باطن یک ذره نور ندارد؛ پیوندی با حقایق عالم ندارد او من کان میتا فاحییناه با چه احییناه با نبوت انبیا و امامت امامان و با قرآن و با تفکر خودش که ما زمینهاش را فراهم کردهایم. این احیا احیا اجباری نیست چون هدایت اجباری هیچ منفعتی برای هدایت شده ندارد خود او هم در قرآن میگوید فلو شا الله لهداکم اجمعین اگر بنا به اجبار بود که شما یک گمراه هم در عالم پیدا نمیکردید. هدایت اجباری که سودی ندارد کاری که من کردهام نمیشود گردن عبد گذاشت.خوب احیاهم به این وسائل کم است مثله فی الظلمات داستان برای آدمی است که نه در یک تاریکی و نه در دو تاریکی از این جا به بعد جمع است. نمیدانیم از دو به بالا منظور پروردگار چند ظلمت است و چند نوع ظلمت است کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها نمیخواهد از همۀ حجابها در بیاید.حجابهای ظلمانی که همان خواستههای نامعقول است که جلوی تابش هر نوری را میگیرد حتی اگر آدم بخواهد با خواستههای پشت این حجاب زندگی میکنند و وقتی نخواست که شروع جهاد اکبر است نور میتابد و همین یک ذره نوری که انسان در باطن خودش داشته باشد عامل حرکت به جانب حقیقت خواهد شد.شهوات قد خلع سرابیل الشهوات در کتاب خدا هم بصورت جمع آمده شهوات هم به صورت مفرد و معنیاش را که عرض کردهام. حالا چند تا آیه در این باب چه جمع و چه مفردش ملاحظه کنید. آل عمران آیۀ 14 از مهمترین آیات قرآن کریم است و میفرماید والله عنده حسن المآب عاقبت بخیری و کمال زندگی و بازگشت نیکو فقط پیش پروردگار است. ارزشها فقط پیش پروردگار است. از آنجا باید بخواهد با توجه به این جملۀ آخر در توضیح جملۀ اول زین للناس حب الشهوات باید فاعل زین در این آیۀ شریفه پروردگار نباشد حالا آن که به نظر ما آرایش میشود یا عوامل خارجی است یا عوامل درونی است. یا از خود ما است یا کسی اینقدر شیرین برایمان حرف میزند که ما را نسبت به آن مطلبی که محور حرفش است وادار میکند و هوس پیدا کند که برای بدست آوردنش راه بیافتیم. حالا فرقی نمیکند چه عوامل برونی باشد فرهنگهای بیرونی باشد منازلی باشد که آدم با چشمش ببیند و به شدت به هوس بیافتد بالاخره زین یک فاعلی دارد که پروردگار بیان نکرده شاید به خاطر فراوانی فاعل باشد. للمؤمنین هم نمیگوید میفرماید للناس چون مؤمنین واقعی به قول پروردگار آدمهای گول خوری نیستند که کسی بیاید با آرایش دادن صندلی یا آرایش دادن پول یا آرایش دادن خانه آنان به هوس بیاندازد و آنان برای بدست آوردنش به آتش بیندازند. نه آنها یک زندگی معقولی دارند حالا یا زندگیشان در فضای بسط است یبسط الرزق لمن یشا یا در فضای قدر و محدود است و یقدر اگر مؤمن در بسط است؛ غوغا میکند و این بسط زندگی برای توشۀ آخرت است چون بخیل هم نیست اضافههای درآمد را از قرآن یاد گرفته که چه کار کند با تمام ابرازهای مادی آخرت معنوی آباد میسازد یعنی معمار زرنگی است. مؤمن میفهمد عناصر و ابزاری که پروردگار در اختیارش گذاشته با اینها چه بسازد. آدم روشن بین است اصلا روشن فکران عالم اینها هستند که در کشور ما به اشتباه غرب زده را روشنفکر میگویند. آنها فی الظلمات هستند؛ کجای فکرشان روشن است. زین للناس حالا هر فاعلی که اغلب تفاسیر آن را غیر خدا میدانند. مرحوم علامه طباطبایی که خیلی مصر است که فاعل غیر خداست که چنین نفرمودهاند ولی از والله عنده حسن المآب میفهمیم که این والله عنده را با تمام مسائل قبل از خودش به مقابله انداخته زین للناس حب الشهوات شهوات در اینجا خود پروردگار معنی میکند. موضوعهای خواستههای از شهوات است که در اینجا آن متعلقات
كاملترين ايمان
الهی و امامان بزرگوار دوستی و رفاقت و محبت برقرار شده و به مسئولیتهایش که در کتاب آسمانی و سخنان انبیا و اولیا تجلی دارد آشنا میشود و به این معنی واقف میگردد که دنیا خانه عمل و کار و آخرت مرکز حیات ابدی و برداشت محصولی است که در دنیا دانه آن را کاشته است.با چنین سیری و سفری که عقل و فطرت و وجدان و نظام هستی و فرمایشهای پاک انبیا انسان را بدرقه میکنند موضوعات مربوط به ایمان و حقایق شیرین مربوط به عقد قلبی و خلاصه آنچه را که انسان برای تامین سعادت ابدی و سلامت سرمدی لازم دارد و از آن به عنوان متعلقات … الهی است.کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه 4 مردم در ابتدای تشکیل اجتماع گروهی واحد و یک دست بودند و اختلاف و تضادی در امور زندگی نداشتند پس از پدید آمدن اختلاف و تضاد خدا پیامبرانی را مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت و با آنان به درستی و راستی کتاب را نازل کرد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داوری کند.با انبیای خود به حق و راستی کتاب فرستاد تا در موارد نزاع و اختلاف فقط و فقط دین خدا به عدالت حکمفرما باشد. آری انبیا با ابلاغ وحی به وسیله فرشته حق مبعوث به رسالت شدند و به همراه خود کتاب و دستور آوردند تا مردم به وظایف و مسئولیتهای خود آشنا شوند و به خوبیها رو آورده از بدیها رو بگردانند و در موارد نزاع و اختلاف داوری حق را در بین خود بپذیرند.از آیات گذشته مسئله خدا قیامت فرشتگان کتاب نبوت معلوم شد. این پنج حقیقت از متعلقات
درس تفسیر قرآن - جلسه یکصد و سی و یکم
همه اینها وقتی علم به پروردگار و دیگر متعلقات ایمان آورد چه کار میکند؟ آدم را دلبسته میکند چون هر چه میبیند زیبائی است به قول مرحوم الهی استاد
عوامل خوشبختی در دنیا و آخرت
میکنند چرا بار گناه بردارم و ببرم؟ با چه تحملی چه طاقتی چه جواب و عذر و بهانهای این بار را در دادگاه الهی ببرم چهکار باید کرد؟ بدانم که لحظهبهلحظه عمرم اعمال و اخلاقم حساب میشود. متعلقات
تفاوت دنيا و آخرت
الهی به آنان است پس در آخرت هم مشمول چنین الطافی خواهند بودبه هر حال, اگر کسی به وجود عالم آخرت به عنوان عالمی کاملا مستقل ازدنیا باور داشته باشد و اعمال نیک و بدی که در اینجا انجام می دهد را موئثر در نعمتهای و عذابهای آن عالم نداند به معادی که یکی از اصول اعتقادی ادیان آسمانی می باشد ایمان نیاورده است زیرا قوام این اصل, به پاداش و کیفر اعمال دنیوی است و به همین جهت, عالم دنیا بازار و تجارتخانه یا مزرعه آخرت, نامیده شود که در این جا باید به تلاش و کشت و کار پرداخت و درآمد و محصول پایدارش را باید در آنجا دریافت کرد. 3 و مقتضای براهین معاد بیانات قرآنی نیز همین است و نیازی به توضیح ندارد.نعمتهای دنیا موجب سعادت اخروی نمی شودبعضی دیگر می پنداشتند که مال و فرزند و سایر وسایل عیش و نوش دنیا, موجب راحتی و آسایش آخرت هم خواهد بود و شاید دفن کردن سیم و زر و گوهرهای گرانبها و حتی مواد غذائی همراه مردگان, ناشی از چنین پنداری بوده است .قرآن کریم, تاکید می کند که نه مال و فرزند به خودی خود و صرف نظر از رفتار مربوط به آنها موجب تقرب به خدای متعال می شود.4 و نه در جهان آخرت, سودی به کسی می بخشد, 5 و اساسا این گونه روابط و اسباب دنیوی گسسته می شود 6 و هر کسی داراییها و متعلقات
ایمان
آراستگی به فضایل اخلاقی و سیر معنوی را فراهم می سازد؟ اصلی ترین متعلقات ایمان بر پایه آنچه در قرآن و سنت معصومان ـ علیهم السلام ـ آمده به قرار زیر است. یک. ایمان به عالم غیب قرآن کریم یکی از شروط بهره مندی و هدایت یابی از کتاب الهی … الهی و جوار قرب معنوی است و از سوی دیگر بر اساس آنچه در قرآن و روایات آمده است مبدا و مفتاح همهصفات پسندیده نفسانی و نیکی های رفتاری ایمان است. 2 . ماهیت ایمان اگرچه در باب حقیقت و ماهیت ایمان اختلاف نظرهایی در میان متکلمان مسلمان وجود دارد ولی ویژگی های مهم آن بدین قرار است اولا ایمان عبارت است از تصدیق و اذعان قلبی که نوعی صفت و حالت نفسانی نسبت به یک امر است. بنابراین با صرف شناخت و معرفت متفاوت است. 5 ثانیا جایگاه تحقق ایمان نفس و قلب است و اگرچه آثاری قولی و فعلی دارد تحقق حقیقت آن متوقف بر قول یا عمل نیست. ثالثا نسبت میان اسلام و ایمان عام و خاص مطلق است؛ یعنی هر مؤمنی مسلمان است ولی ممکن است برخی از مسلمانان فقط در ظواهر تسلیم حق باشند. 3 . اصناف و درجات ایمان اولا در یک تقسیم ایمان به دو نوع مستقر و مستودع و عاریه ای تقسیم می شود. قرآن کریم می فرماید و هو الذی انشاکم من نفس واحده فمستقر و مستودع قد فصلنا الآیات لقوم یفقهون و او همان کسی است که شما را از یک تن پدید آورد. پس برای شما قرارگاه و محل امانتی مقرر کرد . بی تردید ما آیات خود را برای مردمی که می فهمند به روشنی بیان کرده ایم. 6 امام کاظم ـ علیه السلام ـ در تفسیر این آیه می فرماید ایمان مستقر ایمانی است که تا روز قیامت ثابت و ماندگار است و ایمان مستودع ایمانی است که قبل از مرگ خداوند آن را از انسان باز می ستاند. 7 امام علی ـ علیه السلام ـ نسبت به انواع ایمان می فرماید برخی از ایمان ها در دل ها برقرار است و برخی دیگر میان دل ها و سینه ها عاریت و ناپایدار؛ تا روزگار سرآید ـ و مرگ درآید ـ پس اگر از کسی بیزارید او را واگذارید تا مرگ بر سر او آید آنگاه از او بیزار بودن یا نبودن شاید. 8 ثانیا حقیت ایمان دارای مراتب و درجات و قابل نقصان و کاهش است. قرآن کریم و روایات علاوه بر تاکید بر این حقیقت سرشارند از عباراتی که اسباب زیادی یا نقصان ایمان را بیان می دارند. از جمله در قرآن کریم آمده است انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون مؤمنان همان کسانی اند که چون خدا یاد شود دل هاشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند. 9 و امام صادق ـ علیه السلام ـ به یکی از پیروان خود فرمود ای عبدالعزیز به راستی که ایمان ده درجه است به مانند نردبان که می بایست پله پله از آن بالا رفت پس کسی که دارای دو درجه از ایمان است به آنکه دارای یک درجه است نباید بگوید تو را ایمانی نیست و همین طور دومی به سومی تا به دهمی برسد و آن را که در درجه پایین تر از تو است نباید ساقط از ایمانش پنداری که اگر چنین باشد آنکه در درجه بالاتر از تو است می بایست تو را ساقط پندارد. بلکه پایین تر از خود را که دیدی با مهربانی به درجه خودت برسان و آنچه را که تواناییش را ندارد بر او بار مکن که کمرش خواهد شکست و به حق کسی که دل مؤمنی را بشکند بر او لازم است که جبرانش کند و بهبودش بخشد. 10 شیخ صدوق درکتاب خصال در پایان این روایت می افزایند که مقداد در درجه هشتم و ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم از ایمان بودند. البته باید توجه داشت که تعیین ده درجه برای ایمان در این روایت به مفهوم انحصار در ده مرتبه نیست بلکه مراد صرفا بیان بسیاری درجات ایمان است. از همین رو در روایات دیگر درجات کمتر یا بیشتری نیز برای ایمان شمرده اند. 11 4 . متعلقات
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
الهی و رضای اوست . آنان بر اساس تعصب غضب منافع شخصی دفاع از خود و متعلقات خود حرکت نمیکنند .
ضرورت و خاستگاه دین از دیدگاه قرآن
الهی در برابر علوم بشریابزار کسب علوم بشری عقل حس و یا تجربه است. با ابزار حسی میتوان محسوسات و وقایع طبیعی و تجربی را درک کرد. ابزار حسی محدود به جسم و متعلقات … متعلقات جسم را نیز در بر نمیگیرد. عقل نیز با توسل به معلومات گذشته و محسوسات به معلومات جدیدی دست مییابد و از درک مفاهیم بلند عاجز و ناتوان است.جناب صدر المتالهین; در این باره میفرماید از این بپرهیز که بخواهی با عقل ناتوان و دلیل مزیف 18 خود حقایق معاد و احوال قیامت را درک کنی. درک این امور فقط از راه اخبار شارع و ایمان به غیب میسر است و بس. 19 قرآن به عنوان منبع اصلی دین در حوزه رسالت خود بسیار جامع است 20 و از بیان هر چیزی که در هدایت انسان نقش داشته باشد کوتاهی نکرده است. تبیانا لکل شی 21 ؛ تبیین کننده هر چیزی است. بنابراین دیدگاه در مجموع قرآن علاوه بر یک کتاب تشریعی کتابی علمی نیز به شمار میرود. برخی از مفسران و بزرگان برای اثبات مدعای خود به آیاتی از قبیل ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی 22 و ما فرطنا فی الکتاب من شی 23 ولا رطب ولا یابس الا فی کتاب مبین 24 استناد جستهاند.در پارهای از روایات پیامبر عظیمالشان ص و اوصیای ایشان بر این موضوع شهادت دادهاند. در حدیثی از رسول خدا ص موضوع هدایتگری و بیان همه مسائل در نیل به سعادت معنوی انسان اینگونه بیان شده است قرآن رهنمایی است که راه را نشان میدهد. قرآن کتاب تفصیل و روشنگری و تحصیل حقایق است. جداکننده میان حق و باطل است. ظاهری دارد و باطنی. ظاهرش حکم و دستور خداست و باطنش علم خداوند متعال. پس ظاهر آن محکم و استوار است و باطنش ژرفایی دارد و ژرفایش نیز ژرفایی دارد. شگفتیهایش بیشمارند و عجایب و غرایبش کهنه و تمام نمیشوند. چراغهای هدایت و پرتوگاههای حکمت در قرآناند و برای کسی که انصاف داشته باشد راهنمایی به سوی معرفت و شناخت است. 25 بر طبق روایات امام صادق ع قسم یاد کردهاند که هیچ امری درباره سعادت و حتی احتیاجات و نیازهای انسان نبوده است مگر آنکه به بهترین وجه در کتاب مقدسی همچون قرآن نازل شده است. 26 امام علی ع در نهجالبلاغه میفرماید خداوند تبارک و تعالی آنگاه پیامبرش ص را از این جهان خاکی به عالم ملکوت واصل ساخت که از ابلاغ احکام و هدایت قرآن به خلق فراغت یافته بود. پس خداوند را آنگونه بزرگ بدارید و تعظیم کنید که خود او بیان کرده است؛ زیرا حکمی از دین خود را بر شما پنهان نگذاشت و هیچ مطلبی را که مورد رضایت و خشنودیش باشد فروگذار نکرده است؛ جز اینکه نشانی آشکار و آیهای محکم که به واسطه آن انذار داده و یا به سوی آن دعوت کند برایش قرار داد. پس رضایت و خشم و قانون او درگذشته و حال و آینده درباره همه یکسان است. 27 از نظر عقلی جامعیت قرآن اقتضا میکند که دستورات آن متغیر نبوده دستخوش تحولات زمان قرار نگیرد. در مجموع باید خاطر نشان ساخت که اگر یافتهها و دستاورد تمامی اندیشمندان و عالمان جهان با گنجهایی همچون قرآن کریم صحیفه سجادیه و کلام ناب امیرمؤمنان علی ع در نهجالبلاغه قیاس شود به صراحت خواهیم دید که تمامی علم بشر از گذشته تاکنون هرگز نمیتواند همسنگ و برابر با این میراث ارزشمند اسلامی قرار گیرد.به طور مثال آنچه علوم پزشکی امروز در جهان غرب بدان دست یافته است ذات باری تعالی هزار و چهارصد سال پیش در لوحی محفوظ بدان اشاره فرموده است. امروزه برخی اندیشمندان غربی میگویند که آب سرد برای اعصاب و سلامتی انسان بسیار مفید است. در حالی که در متن قرآن کریم به این موضوع اشاره شده است. آنگاه که حضرت ایوب ع بیمار شد خطاب آمد که با کف پای خود بر روی زمین بیابان بزن تا زمین بشکافد و از زیر پایت چشمهای درآید که آب آن خنک است؛ این آبی است برای شستشو ارکض برجلک هذا مغتسل بارد 28 براین اساس میتوان گفت جامعه اسلامی به عنوان اجتماعی دینمحور مهمترین پشتوانه برای اجرای حدود الهی
یقین، ریشهٔ درخت پربار ایمان
الهی بیان فرمودهاند که توضیح دو خصلت آنها یعنی لا خوف علیهم ولا هم یحزنون سوره یونس آیه 62 را در حدی شنیدید. خصلت سوم آنها هم یعنی الذین آمنوا در شبهای گذشته توضیح داده شد. اولیای خدا پیش از اینها ایمان آورده و مؤمن شدهاند به قول حضرت رضا ع و همینطور امیرالمؤمنین ع و پیغمبر ص قلبشان به متعلقات
فوائد اسماء الله
الهی آمنی من فلان خدا او را ایمن می گرداند از شر او. 31 الحفیظ کسی که 998 مرتبه بگوید الحفیظ از هر خوف و هراسی ایمن می گردد ولو در موضع خطرناک برود و این اسم مبارک امانست از غرق شدن و گوینده ی آن همیشه محفوظ است و دعای او زود اجابت می گردد. 32 و ایضا این اسم برای حفظ مال و بدن و سائر متعلقات
استقامت بندگان در برابر مصائب و تکالیف الهی
الهی عاشقان شما و در انجام همه کارهایتان یار شما هستیم. فی الحیاه الدنیا وفی الآخره در دنیا کنارتان بودیم در آخرت هم کنارتان هستیم. فیها ما تشتهی انفسکم وقتی بهشت را در اختیارتان گذاشتند آنچه خودتان دلتان میخواهد از نعمتها بهره ببرید. ولکم فیها ما تدعون هرچه در بهشت بخواهید مخصوص شماست. جای شما در محل دیگری از بهشت است اما طبق آیه ولکم فیها ما تدعون هرچه درخواست کنید فوری برایتان حاضر است؛ مثلا درخواست میکنی و میگویی خدایا من میخواهم یک شبانهروز پیش ابیعبدالله ع پیغمبر ص یا قمربنیهاشم ع بروم درخواست شما سریع حاضر است. د پذیرایی غفور رحیم از اهل استقامتتمام بهشت و تمام آن متعلقات
English