حداقل این است که تمام سختیهای قیامت را در این دنیا نابود میکنم.استاد انصاریان به حکایتی درباره خلوص بینظیر آیتالله نجف آبادی ره اشاره و تصریح … کرد مرحوم آیتالله العظمی حاج سید علی نجف آبادی ره که یکی از بزرگترین علمای شیعه در این قرن اخیر بوده شصت و سه چهار سال داشت که از دنیا رفت ولی … یاد دادن معنای نماز به مردم واجب استوی ادامه داد آیتالله نجف آبادی ره روی اغلب منبرهایی که در خود شهر میرفت یا در اطراف میرفت یک سفارش به طلبهها
14 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: نماز دروازۀ ورود به میلیونها حقیقت/ هرگز زیربار سخن کسانی چون ترامپ و اسرائیل نمی رویم
برنامههاي سوگواري ماه صفر حرم حضرت معصومه(س)
"آیتالله دری نجف آبادی" نیز در شب چهارم ماه صفر قبل از دعای کمیل در شبستان امام خمینی ره سخنرانی خواهد کرد سخنرانی و زیارت عاشورا بعد از نماز
گفتگوی ویژه با استاد انصاریان پیرامون عرفان و تصوف
محضر بزرگانی چون آیتالله حاج شیخ عباس طهرانی حاج آقا حسین فاطمی آیتالله اعتمادی آیتالله العظمی فاضل لنکرانی آیتالله محمدی گیلانی و آیتالله صالحی نجف آبادی
استاد انصاریان: نماز بازدارنده شکایت و گله از پروردگار/ آنچه در آسمانها و زمین است خدا را به بیعیبی و بینقصی ستایش میکنند
بر علما طلبهها و روحانیون واجب است معنای نماز را یاد مردم بدهنداستاد انصاریان گفت در احوالات مرحوم آیتالله العظمی آقا سید علی آقای نجف آبادی
قرآن هدایتگر انسانها
چگونه تربیت شده بودند که بعضی از این عالمان از خانوادهی روضاتیها و چهارسوقیها عالمانی در حد مرجع تقلید بودند یکی از آنها مرحوم آیتالله العظمی حاج سید علی نجف آبادی
بررسی محتوای توبهٔ آدم و حوّا(علیهماالسلام)
حجاب سپری کرده است ولی حجاب جلوی رشدش را نگرفتاستادش خانم امین از برخی مراجع زمانه اجازاتی داشتند و یکی از آن مجیزان مرحوم آیتالله العظمی آقای سید علی آقا نجف آبادی
معرفت زینالعابدین(ع) از علم پروردگار
اهمیت فهم نماز در کلام علمادر احوالات مرحوم آیتالله العظمی آقا سید علی آقای نجف آبادی که هفتاد هشتاد سال پیش از دنیا رفته اینطور نوشتند من نوشتههای
روایت استاد انصاریان از نامه آیتالله خویی
آیتالله خویی با فرح پهلوی و شایعهی اهدای انگشتر به شاه پرداخته است.متن خاطره به این شرح است شاه قبل از انقلاب برای نجات خودش به تکاپو افتاده بود و برای فرونشاندن موج انقلاب نمایندگانی نزد برخی مراجع و حتی خود امام در نجف فرستاد که هیچگاه امام حاضر به ملاقات با نماینده شاه نشد. شاه که اوضاع کشور را نابسامان میدید همسرش فرح را با چادر به نجف فرستاد تا طی ملاقات با مراجع کاری کند که حکومت حفظ شود.مرحوم آیتالله خویی که از مراجع بزرگ و قطب فقاهت شیعه محسوب میگردید بنای ملاقات با فرح را نداشتند ولی بدون اینکه ایشان اطلاعی داشته باشند فرح یک روز صبح به کوفه میرود و به بیت ایشان وارد میشود در میزند و به داخل میورد و میگوید من زن شاه هستم.اینکه چه مسائلی بین ایشان رد و بدل شده است خبری ندارم اما یکی از آقایان محترم به خاطر این ملاقات تلگراف تندی به آیتالله خویی فرستادند و این آیه را نوشتند که اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا نعمتهای دلپذیر خود را که میتوانست سبب آبادی
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریان
آیتالله حاج شیخ عباس طهرانی ملبس به لباس روحانیت شدند. در حوزۀ علمیۀ قم رسائل مکاسب و کفایه را نزد آیات عظام فاضل لنکرانی اعتمادی صالحی نجف آبادی و صانعی فراگرفتند و پس از اتمام سطوح عالیه در درس
میرزای بزرگ احیاگر قدرت فتوا
نجف و کربلا همچون صاحب جواهر آیتالله سید ابراهیم قزوینی آیت اللهشیخ حسن کاشف الغطا و نیز شیخ اعظم آیت الله العظمی شیخ مرتضی انصاری رحمهمالله بهرههای فراوان برد.میرزای شیرازی و شیخ مرتضی انصاریاز جمله مربیانی که در شکلگیری شخصیت کم نظیر میرزای شیرازی تاثیرگذار بودهاند شیخ مرتضی انصاری است. میرزا با پشتکار فراوان در درسهای شیخ شرکت میکرد و از نزدیکان علمی شیخ به حساب میآمد تا آن جا که شیخ مرتضی انصاری بارها گفته بود من درس را برای سه نفر میگویم؛ میرزا محمدحسن میرزا حبیب الله رشتی و آقا حسن تهرانی نجم آبادی
دریای غفران و رحمت پررودگار برای بندگان
نجف بروند و از مراجع و فقها پیشنماز بخواهند مسجدها دوباره به آبادی روزگار گذشته برمیگردد؛ ولی هنوز که عملی نشده است یعنی من دو سال قبل پیشنهاد کردم قول قوی هم دادند که حتما این کار را میکنیم. گفتم هم خرج سنگینی از روی دوش شما برداشته میشود و هم مردم مجبور نمیشوند تندتند امام جماعت عوض کنند و به اداره بیایند و بگویند این را نمیخواهیم آن را میخواهیم؛ این اینطوری شد آن آنطوری شد. خیلی بار از گردن شما برداشته میشود اما الحمدلله هنوز گوش ندادهاند. آن پیشنمازی که از دنیا رفت یا من نبودم یا دو-سهساله بودم. پسر یکی از علمای بزرگ تهران که با آنها هممحلهای بود نقل کرد و گفت سه-چهار نفر به نجف رفتند. مرجع آنوقت مرحوم آیتاللهالعظمی حاجآقا حسین قمی بود که قبل از آقای بروجردی و بعد از مرحوم سید اصفهانی بود. آخوندی را با خودشان بردند -که آخوند باسواد و باوقاری بود- تا مرحوم حاجآقا حسین تاییدش کند و یک کلمه بگوید که میشود پشت سر این آقا نماز خواند سپس او را به تهران بیاورند. چقدر خوب بود که مردم همه کارها را با عالمان بزرگ مورد اعتماد و موثق شهرهایشان هماهنگی میکردند؛ عمری را به سلامت زندگی میکردند. عادت مرحوم آیتالله
یافتن معرفت الله
آیتالله شهید مدرس که از شخصیتهای بنام اسلام است یک عالم فرهیختهای بود. ایشان در دو حوزه هم درس خوانده بود یکی در حوزۀ نجف و یکی هم در حوزۀ اصفهان. ایشان آدم خیلی فوقالعادهای از آب درآمد در برخورد به یک فردی که زبان درستی داشت تشویق شد برود طلبه شود.ایشان آن زمان درآمدی هم نداشت وقتی که آمد اصفهان پنجشنبه جمعه میرفت عملگی میرفت گل میمالید خشت میزد وردست بنا کار میکرد. این دو روز که حوزه تعطیل بود استراحت نمیکرد با همان پول عملگی شد آیتالله مدرس که قبرش در همین استان در شهر کاشمر است و حرم بسیار آباد صحنهای آباد و زائران فراوانی دارد. جزو کسانی هم شد که در صف اول مبارزه با رضاخان بود ولی کمکش نکردند تبعید شد به خاف بعد هم به کاشمر شب بیست و هفتم ماه رمضان هم قبل از افطار دو تا مامور رضاشاه آمدند عمامهاش را پیچیدند دور گردنش و او را کشتند.زبان ایشان ذوالفقار امیرالمؤمنین ع بود. خیلی زبان فوقالعادهای بود یکی از باارزشترین زبانهای روزگار ما زبان مرحوم مدرس بود ترس هم نداشت. علمای تهران قبل از اینکه تبعیدش بکنند به او گفتند آقا بلند شو برو کاخ سعدآباد. خانۀ ایشان در محدودۀ میدان بهارستان بود یعنی آنجایی که ماشین میپیچد برود خیابان پیروزی در یکی از آن کوچهها بود هنوز هم خانهاش هست. علما به او گفتند یک روز بلند شو برو رو در رو با این آدم صحبت کن و این درگیریها خاتمه پیدا کند شاید به نفع این مردم باشد.مدرس میدانست رضاخان مامور انگلیس است با صحبت کردن و با امر به معروف و با نهی از منکر کار درست نمیشود؛ ولی قبول کرد از خانهاش بلند شد آمد سر کوچه یک درشکه خالی داشت میرفت جلوی درشکه را گرفت. صاحب درشکه گفت آقا کجا میخواهی بروی؟ گفت من میخواهم تا سعدآباد بروم. سعدآباد شمران است خیلی دور بود ایشان میدان بهارستان بود.مدرس به درشکهچی گفت چقدر میگیری من را ببری؟ گفت سه ریال سه قران. عصایش را زد به زمین گفت نه درشکهچی رضاخان سه قران نمیارزد من بروم ملاقاتش و برگشت. ایشان خیلی کار کرد با چه؟ با زبانی که وصل به علم و فکر بود. روایت عجیب دربارۀ مبلغان دیندربارۀ ارزش کار زبان پیغمبر اکرم یک روایت عجیبی دارند که من احتمال میدهم اهل سنت هم نقل کردند. یک منبری یک گوینده و یک واعظی را مردم یمن از پیغمبر درخواست کردند که برود یمن به مردم دین یاد بدهد. آن وقت امیرالمؤمنین ع بیست و چهار پنج سالش بود حضرت به امیرالمؤمنین ع ماموریت داد.وقتی که حضرت آمادۀ سفر شد پیغمبر اکرم تا بیرون شهر بدرقه آمد برای امیرالمؤمنین ع ؛ یعنی امت من مبلغ دین اینقدر در دین من ارزش دارد که من با پای پیاده تا بیرون شهر مدینه بدرقهاش میروم. به مبلغین واقعی دین توجه داشته باشید آنهایی که نمیگذارند شما به جهنم بروید آنهایی که درهای بهشت را به روی شما باز میکنند آنهایی که حلال و حرام خدا را برای شما بیان میکنند آنهایی که نمیگذارند دختران و پسران شما بیدین بشوند؛ اینطور آدمها خیلی ارزش دارند.پیامبر وقتی خداحافظی میکرد به امیرالمؤمنین ع فرمود لئن یهدی الله بک رجلا خیر لک مما طلعت علیه الشمس او غربت اصلا شما روایت به این مهمی کم میتوانید پیدا بکنید. ما کم روایت نداریم در باب هدایت گمراه این روایت چشم و چراغ روایات است. حضرت فرمود علی جان اگر خدا به وسیلۀ تو در این سفر در مملکت یمن یک نفر را هدایت کندمن نمیدانم آن زمان یمن چقدر جمعیت داشته بالاخره یک کشور آبادی
عشق به قرآن کريم و امور معنوي
نجف پس از مراسم و طواف در حرم دوست او را کنار کتابخانهای که خود تاسیس کرده بود مکتبه الامام امیرالمؤمنین العامه به خاک سپردند دو کتابخانه در پهلوی هم؛ تا تربت او نیز چونان کتابخانه مطاف دل مشتاقان علم و کتاب باشد و هر محققی هنگام ورود به کتابخانه از آن روح بلند و عاشق بیقرار کتاب الهام گیرد و هر طالب علم و دانشجو زندگی زهد امانت اخلاص استغنا پایداری اصلاح طلبی و چگونگی کار وی را و عشق همواره سوز او را به کتاب و خواندن سرمشق خویش سازد. 35 امینی رفت اما خورشید الغدیر همواره با فروزشی وصف ناپذیر پهنه تاریخ انسان و انسانیت و معرفت و حقیقت را روشن وتابناک نگاه خواهد داشت و جامی از صهبای غدیر بر جان تشنگان فرو خواهد ریخت. سلام بر راهیان کوی ولایت علوی. پینوشتها ________________________________________ 1 . برگرفته از نرم افزار "غدیر" گنجینه معرفت سخنرانی مرحوم حجتالاسلام دکتر هادی امینی در سال 1379 در تبریز. 2 . روزنامه جوان دوشنبه 22 خردادماه 1385 هجری شمسی ص 6. 3 . ز مهر افروخته ناگفتههایی نغز از علامه طباطبایی سید علی تهرانی ص 55. 4 . حماسه غدیر محمدرضا حکیمی ص 427 به نقل از سید حسین خدیو جم. 5 . حماسه غدیر ص 480. 6 . همان ص 480 و 481. 7 . الرحمن آیه 26 و 27. 8 . من لایحضره الفقیه ج2 ص 609؛ التهذیب ج6 ص 95. 9 . عایشه میگوید از نظر سخن و گفتار کسی را شبیهتر از فاطمه علیها السلام به رسولالله صلی الله علیه وآله وسلم ندیدم. فاطمه علیها السلام هرگاه بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد میشد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به او خوشامد میگفت و به سوی او برمیخاست و حرکت میکرد پس دستش را میگرفت و میبوسید و به جای خود مینشاند و هرگاه رسولالله صلی الله علیه وآله وسلم بر فاطمه علیها السلام وارد میشد به او خوشامد میگفت به سوی او برمیخاست و حرکت میکرد دست او را میگرفت و میبوسید. بشاره المصطفی لشیعه المرتضی عمادالدین طبری ص 253. 10 . من لایحضره الفقیه ج2 ص 609؛ التهذیب ج 6 ص 95. 11 . کافی ج 1 ص 193. "امام صادق علیه السلام فرمود خداوند با عزت و جلالت ما را خلق کرد پس خلق ما را نیکو و ما را صورتبندی نمود پس صورتهای ما را نیکو گردانید و ما را نگهبانان خویش در آسمان و زمینش قرار داد. درخت برای ما به سخن آمد و به عبادت ما خداوند با عزت و جلالت عبادت میشود. اگر ما نبودیم خداوند عبادت نمیشد. نیز در بحارالانوار ج 26 ص 260 آمده است "... بنا عرف الله و بنا عبد الله نحن الادلا علی الله و لولانا ما عبدالله..." همچنین در ج 25 ص 4 و 5 آمده است به وسیله عبادت ما خداوند عبادت میشود. اگر ما نبودیم خداوند پرستش نمیشد." 12 . سخنرانی دکتر هادی امینی در سال 1379 تبریز. 13 . حماسه غدیر محمدرضا حکیمی ص 224 و 225. 14 . همان ص 298. 15 . حدیث رویش خاطرات و یادداشتهای حجتالاسلام و المسلمین محمدحسن رحیمیان مرکز اسناد انقلاب اسلامی ص 23. 16 . تاریخ صحیح وفات علامه 12 تیرماه 1349 میباشد. 17 . عبیدالله بن عباس میگوید هنگامی که "انا اعطیناک الکوثر" بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد علی بن ابی طالب7 به ایشان عرض کرد یا رسول الله کوثر چیست؟ فرمود نهری است که خداوند مرا بدان کرامت بخشیده است. علی علیه السلام عرض کرد این نهر شریفی است پس ای رسول خدا6 برای ما توصیفش فرما. فرمود آری ای علی علیه السلام کوثر نهری است که از زیر عرش الهی جاری میشود آبش از شیر سپیدتر از عسل شیرینتر و از کف روی آب نرمتر است. سنگریزههای آن زبرجد یاقوت و مرجان است. گیاه آن زعفران خاک آن مشک بسیار خوشبو و پایههای آن زیر عرش الهی است پس آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم دست خود را بر پهلوی امیرالمؤمنین علیه السلام زد و فرمود ای علی علیه السلام این نهر برای من برای تو و برای دوستداران تو پس از من است... الامالی شیخ طوسی مجلس ثالث ص 69 و 70 18 . برگرفته از سخنرانی مرحوم حجتالاسلام دکتر امینی در سال 1379 تبریز. 19 . برای توضیح بیشتر مراجعه کنید به کتاب شذرات المعارف آیهالله شاه آبادی چاپ بنیاد معارف و علوم اسلامی ص 124. 20 . امتناع رد کردن. 21 . کشکول منبر رضا استادی ص 184 و 185. 22 . پایگاه اطلاع رسانی علوم و معارف اسلام یادداشتهای خطی جنگ 17 ص 61 و 62 احوال مرحوم علامه امینی مجموعه تالیفات حضرت علامه آیتالله
خرید جان و مال مؤمنین
آیتالله العظمی بروجردی دادند یعنی زیر نظر ایشان این کتاب چاپ شد. این کتاب الان مشهد قم نجف تمام مراجعی که درس میدهند سر درس میآورند. کل کتاب هم روایت است یعنی حدود شانزده هزار روایت فقهی در این کتاب است مراجع براساس این روایت این رسالههای عملیه را نوشتند. کتاب وسائل الشیعه .این روایت در جلد سوم بیست جلدی وسائل الشیعه در باب نماز است. روایت با سند است یعنی روایت قابل قبول و غیرقابل رد کردن با سند از امام صادق ع روایت شده کسی در هفتاد هشتاد سال عمرش دو رکعت نماز صبح دو رکعت نماز قبول شده در قیامت ارائه بدهد خداوند از برکت این دو رکعت کل نماز دورۀ عمرش را قبول میکند گرچه نمازهای دورۀ عمرش عیب داشته باشد.بدن وارد نماز شود یا بدن وارد روزه شود. یکی از روایات عجیب در باب روزه این روایت قدسی است که پروردگار میفرماید الصوم لی روزه در میان همۀ عبادات مخصوص خود من است و انا اجزی به من مزد روزه را میدهم کسی دیگر نمیتواند مزد روزۀ شما را بدهد. این که میگوید مال و وجود را میخرم به این شکل است. توصیف بهشت در قرآن و روایاتمال و بدن و شخصیت و موجودیت یک انسانی را خریدی اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم به چه قیمتی؟ بان لهم الجنه توبه 111 به قیمت بهشت. بهشت کجاست که میخواهی به بندهات بدهی که مال و وجودش را خریدی؟ بهشت آدرسش در قرآن است البته برای ما معلوم نیست در سدره المنتهی نجم 14 است.بهشت چیست؟ بهشت جایی است که پهنایش طبق سورۀ آلعمران و حدید پهنای همۀ آسمانها و زمین است هیچ نعمتی در بهشت کم نیست تمام نعمتها کامل است بهشتیان که از این نعمتها استفاده میکنند کم نمیآید تمام هم نمیشود از انسانها منع نمیکنند لا مقطوعه و لا ممنوعه واقعه 33 نه کم میآید و نه قطع میکنند.آنجا چطور از این نعمتها استفاده میکنند؟ پروردگار میفرماید ما تشتهی انفسکم فصلت 31 از هر جایش و هر نعمتی به هر شکلی که خودتان دلتان میخواهد نه من خدا بخواهم من دستور به شما نمیدهم حق داری این قسمت بهشت را استفاده کنی و این قسمت را نه من شما را آزاد میگذارم ما تشتهی انفسکم هر چه که در عالم قیامت میوه و نعمت هست بخواهی برایت آماده است.روایاتمان که این آیات را توضیح میدهند خیلی جالب است. یکی در قصرش نشسته و اشتهایش به گلابی میخورد همین که میل به گلابی پیدا کرد شاخۀ درخت گلابی بهشتی میآید کنار قصرش نمیخواهد بلند شود برود جلو همان جا که نشسته شاخه میآید تا کنارش میوه را میچیند و میخورد تا میچیند دوباره یک گلابی سر جایش میآید و درخت برمیگردد یعنی کل بهشت زنده است طبق آیات قرآن و ان الدار الآخره لهی الحیوان عنکبوت 64 آخرت همه چیزش زنده است حتی جهنم.آن کتابی که آن آقا در فرانسه دربارۀ زندگی برزخیان نوشته که اگر زندگی خوش و راحتی باشد انعکاس اعمال خوبشان است و اگر سخت باشد انعکاس اعمال بد آنهاست؛ این آیه برای سورۀ توبه است و آیات بعدش برزخ را نشان میدهد. من ابتدای آیه را گفتم میتوانید بعد از منبر آیه را تا آخر بخوانید. عاقبت پول جمع کردن برای مسجدو اما زندگی سخت برزخ. بدان کافران متکبران از مسائل الهی ستمگران ظالمان برزخشان نه قیامتشان این است النار یعرضون علیها غدوا و عشیا غافر 46 آتش در برزخ نه در قیامت به آنها ارائه میشود النار یعرضون علیها غدوا و عشیا چون برزخ هم شب دارد و هم روز دارد. واقعا هم همین است.من یک مسجدی ماه رمضان منبر میرفتم حدود بیست و دو سه سالم بود هنوز ازدواج نکرده بودم منبرم را میرفتم. روز بعد از عید فطر هم میرفتم قم سراغ درسم. آن سی شبی که من آنجا منبر میرفتم دو سال منبر رفتم یک پیرمردی بود برای دهاتهای زنجان که مقیم تهران بود. این شبها بلند میشد در صف میگشت و به مردم میگفت پول بدهید برای برق مسجد پول بدهید برای آب مسجد پول بدهید برای آبادی
English