عالم داراى نظام منظمى است. ميلياردها سال است كه مردم گندم مىكارند، گندم در مىآيد، جو مىكارند، جو در مىآيد. اشتباهى در اين نظام هستى پيدا نمىشود كه عدس بكارند، جو در بيايد. اگر زنا، ربا و گناهان را بكارند، بهشت در نم...
507 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: تکذیب آیات الهیه، اثر تداوم بر گناه/ معدهٔ نفس هرگز سیر نخواهد شد!
تکذیب آیات الهیه اثر تداوم بر گناه استمحقق مفسر مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی دو نکته مهم در خصوص گناه را عنوان و ادامه داد تکذیب آیات الهیه … اثر تداوم بر گناه است؛ به عبارت دیگر تداوم گناه کثرت گناه و پیدرپی شدن گناه کار انسان را به جایی میرساند که آیات الهیه را تکذیب میکند و توحید
نتيجه شوم عصيان و تجاوز
به این خاطر فطرتشان رنگ باخت و از حالات انسانی محروم شدند و در ظلمات متراکم حیوان صفتی افتادند و نهایتا به این نتیجه شوم دچار گشتند که تکذیب آیات … خداست ذلک بانهم کانوا یکفرون بآیات الله.و از پی افتادن در شهوات و تکذیب آیات حق به ظالمانهترین کار و زشتترین عمل که کشتن پیامبران است اقدام … انکار دائم عامل خوردن داغ ذلت و مسکنت و گرفتار شدنشان به خشم الهی گشت ذلک اول اشاره به ذلت و مسکنت آنان و خشم خدا بر ایشان است که عاملش تکذیب آیات
ستمگران، دورترین مردم از فهم قرآن
هستند و هم مجرم " پس ستمگرتر از آنکه دروغی بر خدا ساخته و یا آیه های او را تکذیب کرده و دروغ شمرده کیست؟ به راستی که مجرمان بزه کاران رستگار نمی شوند ". یونس ۱۷ تاکید خداوند بر کسانی است که دروغ بر خدا بسته و آیات … انعام ۲۱ بر طبق این آیه افترا و دروغ بستن به خدا و تکذیب آیات الهی ظالمانه ترین کار نام گرفته است که باعث محرومیت کامل از فهم قرآن می شود. ۲ … جهالت خود به قرآن و حقایق قرآنی روی آورند و از شفا رحمت و هدایت قرآنی بهره مند شوند. ۴ آنکه در عین آگاهی و اعتراف به حقانیت آیات خدا به تکذیب آیات
كفر ورزى و انكار آيات
به آزادی شهوات و به دست آوردن مال و منال دنیا حق را در همه زمینه هایش پنهان میدارند و از اقرار و اعتراف به آن امتناع میکنند و نهایتا آیات حق را تکذیب … هدایت الهی و دلسوزی پیامبران از هبوط به درآیند و به ملکوت و عرصه لقای حق صعود کنند.اینان با این کبر و غرور و آلودگی و فساد و کفرورزی و تکذیب آیات
امر قرآن به سير و سفر
دولتها و اقوامی بیفتد که از نظر مالی و سیاسی و قدرت و قوت و طول عمر فوقالعاده برجسته بودند ولی با این همه نعمت که بر سر سفره آنان بود به تکذیب آیات
امر قرآن به سير و سفر
دولتها و اقوامی بیفتد که از نظر مالی و سیاسی و قدرت و قوت و طول عمر فوقالعاده برجسته بودند ولی با این همه نعمت کهبر سر سفره آنان بود به تکذیب آیات
امر قرآن به سير و سفر
دولتها و اقوامی بیفتد که از نظر مالی و سیاسی و قدرت و قوت و طول عمر فوقالعاده برجسته بودند ولی با این همه نعمت که بر سر سفره آنان بود به تکذیب آیات
غوغاى شكمپرستى و طوفان شهوت
خداست ذلک بانهم کانوا یکفرون بآیات الله.و از پی افتادن در شهوات و تکذیب آیات حق به ظالمانهترین کار و زشتترین عمل که کشتن پیامبران است اقدام … به این خاطر فطرتشان رنگ باخت و از حالات انسانی محروم شدند و در ظلمات متراکم حیوان صفتی افتادند و نهایتا به این نتیجه شوم دچار گشتند که تکذیب آیات … انکار دائم عامل خوردن داغ ذلت و مسکنت و گرفتار شدنشان به خشم الهی گشت ذلک اول اشاره به ذلت و مسکنت آنان و خشم خدا بر ایشان است که عاملش تکذیب آیات
غوغاى شكم پرستى و طوفان شهوت
خداست ذلک بانهم کانوا یکفرون بآیات الله.و از پی افتادن در شهوات و تکذیب آیات حق به ظالمانهترین کار و زشتترین عمل که کشتن پیامبران است اقدام … به این خاطر فطرتشان رنگ باخت و از حالات انسانی محروم شدند و در ظلمات متراکم حیوان صفتی افتادند و نهایتا به این نتیجه شوم دچار گشتند که تکذیب آیات … انکار دائم عامل خوردن داغ ذلت و مسکنت و گرفتار شدنشان به خشم الهی گشت ذلک اول اشاره به ذلت و مسکنت آنان و خشم خدا بر ایشان است که عاملش تکذیب آیات
توبه واجب فورى است
ثم کان عاقبه الذین اساؤا السوای ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن .آنگاه عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند به جایی رسید که به تکذیب آیات … آیات شدندگناه جذام وار ایمان و عقیده اخلاق و شخصیت کرامت و انسانیت گنهکار را میخورد و برنامهی حیات آدمی را به جایی میرساند که آلوده به تکذیب آیات … آیات قرآن و معارف الهیه گناه بیماری است آن هم بیماری قابل علاج و برای علاج این بیماری طبیبانی چون خداوند کریم پیامبران و امامان و عالمان ربانی است که بیمار برای درمان خود باید به این طبیبان مراجعه نماید و به نسخهی آنان عمل کند تا از بیماری شفا گرفته به عرصهی باعظمت صحت و سلامت باز گردد و در کاروان عباد شایستهی حق قرار گیرد.بیمار گناه باید به این حقیقت توجه داشته باشد همانگونه که به وقت ظهور بیماری تن باشتاب و عجله برای درمان بیماری به طبیب مراجعه میکند تا علاوه بر اینکه از درد رهایی یابد بیماری ریشه در بدن ندواند و مزمن و غیرقابل علاج نشود نسبت به درمان بیماری گناه هم باید عجله و شتاب به خرج دهد و به سرعت بر اساس نسخهی حق وارد مدار نورانی توبه و انابه شود تا سایهی شوم گناه و ظلمت معصیت و شر شیطان و هوای نفس از خیمهی حیات رخت بربندد و نور قبولی توبه و انابه و ضیا رحمت و مغفرت و روشنایی صحت و سلامت بر فضای زندگی بتابد.گنهکار به محض بیرون آمدن از چاه غفلت و توجه به وضع ناهنجار خویش و احساس این معنا که در برابر آن همه لطف و احسان و کرم و نعمتهای حق عمر خود را در شبانه روز به جای منور نمودن به نور طاعت و عبادت و خدمت و محبت به خلق به تاریکی و سیاهی معصیت و خطا و گناه آلوده نموده واجب است با تمام گناهان درونی و برونی ترک رابطه کند و از بندگی شیطان و هوا دست بردارد و به حضرت حق رجوع نموده با قرار گرفتن در صراط مستقیم حیا و شرمندگی و عبادت و بندگی و خدمت به عباد خدا گذشتهی خود را جبران نماید.این واجب از نظر فقهی و شرعی واجب فوری است یعنی همان لحظه توجه گنهکار به گناه و اینکه با چه وجود مقدسی به مخالفت برخاسته و نعمت چه منعمی را تبدیل به گناه و معصیت کرده و در برابر چه مولای کریمی به مبارزه و جنگ برخاسته و رو در رو با چه وجود مهربانی شده بدون معطلی و وقفه و منهای به تاخیر انداختن درمان درد باید توبه کند و ریشهی گناه را در سرزمین وجود خود با حرارت ندامت و آتش حسرت بسوزاند و زبالهی فحشا و منکرات را از صفحهی جان و تن و قلب و روح پاک نماید و از این راه مغفرت و رحمت حضرت محبوب را از افق وجود خود طلوع دهد که به تاخیر انداختن توبه به امید آینده بدون شک نوعی گناه و صورتی از معصیت و امن از مکر الهی است و ماندن در این حالت از گناهان کبیره است.حضرت عبد العظیم حسنی از حضرت جواد علیه السلام از حضرت رضا علیه السلام از موسی بن جعفر علیه السلام از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که در پاسخ عمرو بن عبید که از حضرت پرسید گناهان کبیره کدام است؟ و امام تمام گناهان کبیره را از قرآن مجید برای او بیان کرد از جملهی کبائر فرمود امن از مکر الله است.گنهکار برای توبه و انابه حق ندارد تعیین زمان کند و برنامهی رجوع به حق را موکول به آینده نماید و علاج درد و درمان بیماری را در ایام پیری و سستی به خود نوید دهد.چه ضمانتی برای اهل گناه وجود دارد که به آیندهای که به آن چشم دوختهاند برسند؟ چه کسی به شخص جوان تعهد داده که جوانی را پشت سر گذاشته به پیری برسد؟ از کجا که به هنگام غفلت از حق و آلوده بودن به گناه و غرق بودن در شهوات ناگهان مرگ در نرسد؟چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و رجوع در آینده دادند ولی به آینده نرسیدند.چه بسیار جوانان آلوده دامنی که به خود گفتند فعلا تا جوانیم از شهوات و لذایذ بهرهمند شویم و به وقت پیری توبه کنیم ولی مرگ در همان زمان جوانی گریبان آنان را گرفت.چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و بازگشت به حق دادند ولی تکرار گناه و ادامهی معصیت نفس آنان را به اسارت هوا و شیطان برد و روح گنهکاری در آنان ثابت و پابرجا گشت و قدرت و قوت توبه از دست آنان رفت و هرگز موفق به انابه و رجوع به حضرت محبوب نشدند علاوه بر آن بر اثر کثرت گناه و تداوم معصیت و تراکم خطا و سنگینی ظلمت و دوری شدید از حق و جدایی و فراق از طاعت دچار تکذیب
توبه ، واجب و فوری است
آنگاه عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند به جایی رسید که به تکذیب آیات حق برخاستند و دچار مسخره کردن آن آیات شدند گناه جذام وار ایمان و عقیده … اخلاق و شخصیت کرامت و انسانیت گنهکار را می خورد و برنامه ی حیات آدمی را به جایی می رساند که آلوده به تکذیب آیات خدا شود و سر از مسخره کردن انبیا … آیات قرآن و معارف الهیه گناه بیماری است آن هم بیماری قابل علاج و برای علاج این بیماری طبیبانی چون خداوند کریم پیامبران و امامان و عالمان ربانی است که بیمار برای درمان خود باید به این طبیبان مراجعه نماید و به نسخه ی آنان عمل کند تا از بیماری شفا گرفته به عرصه ی باعظمت صحت و سلامت باز گردد و در کاروان عباد شایسته ی حق قرار گیرد .بیمار گناه باید به این حقیقت توجه داشته باشد همانگونه که به وقت ظهور بیماری تن باشتاب و عجله برای درمان بیماری به طبیب مراجعه می کند تا علاوه بر اینکه از درد رهایی یابد بیماری ریشه در بدن ندواند و مزمن و غیرقابل علاج نشود نسبت به درمان بیماری گناه هم باید عجله و شتاب به خرج دهد و به سرعت بر اساس نسخه ی حق وارد مدار نورانی توبه و انابه شود تا سایه ی شوم گناه و ظلمت معصیت و شر شیطان و هوای نفس از خیمه ی حیات رخت بربندد و نور قبولی توبه و انابه و ضیا رحمت و مغفرت و روشنایی صحت و سلامت بر فضای زندگی بتابد .گنهکار به محض بیرون آمدن از چاه غفلت و توجه به وضع ناهنجار خویش و احساس این معنا که در برابر آن همه لطف و احسان و کرم و نعمت های حق عمر خود را در شبانه روز به جای منور نمودن به نور طاعت و عبادت و خدمت و محبت به خلق به تاریکی و سیاهی معصیت و خطا و گناه آلوده نموده واجب است با تمام گناهان درونی و برونی ترک رابطه کند و از بندگی شیطان و هوا دست بردارد و به حضرت حق رجوع نموده با قرار گرفتن در صراط مستقیم حیا و شرمندگی و عبادت و بندگی و خدمت به عباد خدا گذشته ی خود را جبران نماید .این واجب از نظر فقهی و شرعی واجب فوری است یعنی همان لحظه توجه گنهکار به گناه و اینکه با چه وجود مقدسی به مخالفت برخاسته و نعمت چه منعمی را تبدیل به گناه و معصیت کرده و در برابر چه مولای کریمی به مبارزه و جنگ برخاسته و رو در رو با چه وجود مهربانی شده بدون معطلی و وقفه و منهای به تاخیر انداختن درمان درد باید توبه کند و ریشه ی گناه را در سرزمین وجود خود با حرارت ندامت و آتش حسرت بسوزاند و زباله ی فحشا و منکرات را از صفحه ی جان و تن و قلب و روح پاک نماید و از این راه مغفرت و رحمت حضرت محبوب را از افق وجود خود طلوع دهد که به تاخیر انداختن توبه به امید آینده بدون شک نوعی گناه و صورتی از معصیت و امن از مکر الهی است و ماندن در این حالت از گناهان کبیره است .حضرت عبد العظیم حسنی از حضرت جواد علیه السلام از حضرت رضا علیه السلام از موسی بن جعفر علیه السلام از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که در پاسخ عمرو بن عبید که از حضرت پرسید گناهان کبیره کدام است ؟ و امام تمام گناهان کبیره را از قرآن مجید برای او بیان کرد از جمله ی کبائر فرمود امن از مکر الله است .گنهکار برای توبه و انابه حق ندارد تعیین زمان کند و برنامه ی رجوع به حق را موکول به آینده نماید و علاج درد و درمان بیماری را در ایام پیری و سستی به خود نوید دهد .چه ضمانتی برای اهل گناه وجود دارد که به آینده ای که به آن چشم دوخته اند برسند ؟ چه کسی به شخص جوان تعهد داده که جوانی را پشت سر گذاشته به پیری برسد ؟ از کجا که به هنگام غفلت از حق و آلوده بودن به گناه و غرق بودن در شهوات ناگهان مرگ در نرسد ؟چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و رجوع در آینده دادند ولی به آینده نرسیدند .چه بسیار جوانان آلوده دامنی که به خود گفتند فعلا تا جوانیم از شهوات و لذایذ بهره مند شویم و به وقت پیری توبه کنیم ولی مرگ در همان زمان جوانی گریبان آنان را گرفت .چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و بازگشت به حق دادند ولی تکرار گناه و ادامه ی معصیت نفس آنان را به اسارت هوا و شیطان برد و روح گنهکاری در آنان ثابت و پابرجا گشت و قدرت و قوت توبه از دست آنان رفت و هرگز موفق به انابه و رجوع به حضرت محبوب نشدند علاوه بر آن بر اثر کثرت گناه و تداوم معصیت و تراکم خطا و سنگینی ظلمت و دوری شدید از حق و جدایی و فراق از طاعت دچار تکذیب
مادرِ بتها، بت نفس شماست
اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا .بر اساس آیات سورههای مائده انعام رعد مؤمنون قصص شوری جاثیه محمد پیروی از هوای نفس موجب تکذیب آیات
مادر بت ها بت نفس شماست
بر اساس آیات سوره های مائده انعام رعد مومنون قصص شوری جاثیه محمد 4 پیروی از هوای نفس موجب تکذیب آیات کتب آسمانی گمراهی جدایی از ولایت خدا فساد
مادرِ بت ها ، بت نفس شماست
اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه وکان امره فرطا 3 .بر اساس آیات سوره های مائده انعام رعد مومنون قصص شوری جاثیه محمد 4 پیروی از هوای نفس موجب تکذیب آیات
توبه چه گناهى بخشیده نمى شود؟ اگر گناهى مکرر باشد چطور؟
به بیان دیگر گناه و آلودگی همچونبیماری خوره به جان انسان می افتد و روح و ایمان را می خورد و از بین می برد و کار به جایی می رسد که سر از تکذیب آیات
پایبندی به ارزشهای اخلاقی؛ ازدیاد برکات الهی
دانسته می فرماید “اگر اهل شهرها و روستاها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند مسلما برکات آسمان و زمین را به رویشان می گشودیم لکن آیات ما را تکذیب … دانسته می شود که تکذیب آیات الهی و مخالفت با دستورات خداوند در زوال برکات و نعمت های الهی تاثیر بسزایی دارد؛ همچنانکه در آیه۴۱ سوره روم می فرماید
گناه و راه درمان آن (2)
کان عاقبه الذین اساؤا السوای ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن 2 .آنگاه عاقبت کسانی که کارهای زشت انجام دادند به جایی رسید که به تکذیب آیات … آیات شدندگناه جذام وار ایمان و عقیده اخلاق و شخصیت کرامت و انسانیت گنهکار را میخورد و برنامهی حیات آدمی را به جایی میرساند که آلوده به تکذیب آیات … آیات قرآن و معارف الهیه گناه بیماری است آن هم بیماری قابل علاج و برای علاج این بیماری طبیبانی چون خداوند کریم پیامبران و امامان و عالمان ربانی است که بیمار برای درمان خود باید به این طبیبان مراجعه نماید و به نسخهی آنان عمل کند تا از بیماری شفا گرفته به عرصهی باعظمت صحت و سلامت باز گردد و در کاروان عباد شایستهی حق قرار گیرد.بیمار گناه باید به این حقیقت توجه داشته باشد همانگونه که به وقت ظهور بیماری تن باشتاب و عجله برای درمان بیماری به طبیب مراجعه میکند تا علاوه بر اینکه از درد رهایی یابد بیماری ریشه در بدن ندواند و مزمن و غیرقابل علاج نشود نسبت به درمان بیماری گناه هم باید عجله و شتاب به خرج دهد و به سرعت بر اساس نسخهی حق وارد مدار نورانی توبه و انابه شود تا سایهی شوم گناه و ظلمت معصیت و شر شیطان و هوای نفس از خیمهی حیات رخت بربندد و نور قبولی توبه و انابه و ضیا رحمت و مغفرت و روشنایی صحت و سلامت بر فضای زندگی بتابد.گنهکار به محض بیرون آمدن از چاه غفلت و توجه به وضع ناهنجار خویش و احساس این معنا که در برابر آن همه لطف و احسان و کرم و نعمتهای حق عمر خود را در شبانه روز به جای منور نمودن به نور طاعت و عبادت و خدمت و محبت به خلق به تاریکی و سیاهی معصیت و خطا و گناه آلوده نموده واجب است با تمام گناهان درونی و برونی ترک رابطه کند و از بندگی شیطان و هوا دست بردارد و به حضرت حق رجوع نموده با قرار گرفتن در صراط مستقیم حیا و شرمندگی و عبادت و بندگی و خدمت به عباد خدا گذشتهی خود را جبران نماید.این واجب از نظر فقهی و شرعی واجب فوری است یعنی همان لحظه توجه گنهکار به گناه و اینکه با چه وجود مقدسی به مخالفت برخاسته و نعمت چه منعمی را تبدیل به گناه و معصیت کرده و در برابر چه مولای کریمی به مبارزه و جنگ برخاسته و رو در رو با چه وجود مهربانی شده بدون معطلی و وقفه و منهای به تاخیر انداختن درمان درد باید توبه کند و ریشهی گناه را در سرزمین وجود خود با حرارت ندامت و آتش حسرت بسوزاند و زبالهی فحشا و منکرات را از صفحهی جان و تن و قلب و روح پاک نماید و از این راه مغفرت و رحمت حضرت محبوب را از افق وجود خود طلوع دهد که به تاخیر انداختن توبه به امید آینده بدون شک نوعی گناه و صورتی از معصیت و امن از مکر الهی است و ماندن در این حالت از گناهان کبیره است.حضرت عبد العظیم حسنی از حضرت جواد علیه السلام از حضرت رضا علیه السلام از موسی بن جعفر علیه السلام از حضرت صادق علیه السلام روایت میکند که در پاسخ عمرو بن عبید که از حضرت پرسید گناهان کبیره کدام است؟ و امام تمام گناهان کبیره را از قرآن مجید برای او بیان کرد از جملهی کبائر فرمود امن از مکر الله است 1 .گنهکار برای توبه و انابه حق ندارد تعیین زمان کند و برنامهی رجوع به حق را موکول به آینده نماید و علاج درد و درمان بیماری را در ایام پیری و سستی به خود نوید دهد.چه ضمانتی برای اهل گناه وجود دارد که به آیندهای که به آن چشم دوختهاند برسند؟ چه کسی به شخص جوان تعهد داده که جوانی را پشت سر گذاشته به پیری برسد؟ از کجا که به هنگام غفلت از حق و آلوده بودن به گناه و غرق بودن در شهوات ناگهان مرگ در نرسد؟چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و رجوع در آینده دادند ولی به آینده نرسیدند.چه بسیار جوانان آلوده دامنی که به خود گفتند فعلا تا جوانیم از شهوات و لذایذ بهرهمند شویم و به وقت پیری توبه کنیم ولی مرگ در همان زمان جوانی گریبان آنان را گرفت.چه بسیار گنهکارانی که به خود نوید توبه و بازگشت به حق دادند ولی تکرار گناه و ادامهی معصیت نفس آنان را به اسارت هوا و شیطان برد و روح گنهکاری در آنان ثابت و پابرجا گشت و قدرت و قوت توبه از دست آنان رفت و هرگز موفق به انابه و رجوع به حضرت محبوب نشدند علاوه بر آن بر اثر کثرت گناه و تداوم معصیت و تراکم خطا و سنگینی ظلمت و دوری شدید از حق و جدایی و فراق از طاعت دچار تکذیب
اسامى و اوصاف قيامت
شیطانی خود پایبند بودند و اکنون هم بیشتر آنان شریرترین مردم روی زمین هستند و از منش و رفتارشان در هر عصری معلوم میگردد که دچار کفر باطنی و تکذیب آیات
قيامت روز تنهائى كافران و منكران
شیطانی خود پایبند بودند و اکنون هم بیشتر آنان شریرترین مردم روی زمین هستند و از منش و رفتارشان در هر عصری معلوم میگردد که دچار کفر باطنی و تکذیب آیات … عقیدتی قائلند که آتش دوزخ جز چند روزی به ما نمیرسد.اینان باید بدانند که با گناهان بسیار بزرگی که در آیات گذشته اعلام شد مرتکب شدند و هنوز هم در میان آنان جریان دارد چون پیمانشکنی تکذیب
English