لطفا منتظر باشید

جزاى معادل تكذيب آيات‏

عالم داراى نظام منظمى است. ميلياردها سال است كه مردم گندم مى‏كارند، گندم در مى‏آيد، جو مى‏كارند، جو در مى‏آيد. اشتباهى در اين نظام هستى پيدا نمى‏شود كه عدس بكارند، جو در بيايد. اگر زنا، ربا و گناهان را بكارند، بهشت در نمى‏آيد، بلكه به آتش تبديل مى‏شود. اگر خوبى‏ها را بكارند، بهشت مى‏شود: «جَزَآءً وِفَاقًا* إِنَّهُمْ كَانُواْ لَايَرْجُونَ حِسَابًا» اين‏ها فكر نمى‏كردند روزى به نام روز قيامت برسد و من آنان را به محاكمه دعوت كنم و بگويم: چرا مجموعه نعمت‏هاى مرا در گناه هزينه كرديد؟ پس بايد به جهنم برويد. حساب آن روز را نمى‏كردند، چون مست، تاريك، غافل و در هيجان شهوات بودند: «وَ كَذَّبُواْ بَايتِنَا كِذَّابًا»
با تمام وجود، علناً همه حقايقى كه به وسيله انبيا، ائمه عليهم السلام و قرآن بيان كردم، انكار كردند و گفتند: اين حرف‏ها دروغ و ساختگى است.
 عمق مفهوم تكذيب آيات‏
چه كسى اين همه قدرت علمى دارد كه مانند قرآن را بسازد؟ پروردگار در سوره اسراء مى‏فرمايد:
 «قُل لَئِن اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَ الْجِنُّ عَلَى‏ أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هذَا الْقُرْءَانِ لَايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ‏وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا»
اگر همه جنّ و انس دست به دست هم بدهند، نمى‏توانند مانند قرآن را بياورند. ما چند كلمه عربى خوانده‏ايم، آن وقت اين هنر را داريم كه مانند قرآن را بسازيم؟ اگر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز ميليون‏ها سال زنده بودند، يك آيه مانند قرآن نمى‏توانستند بسازند. ما سواد درك حقيقت يك آيه را نداريم، چگونه اين حرف‏ها را بسازيم؟ «جاحظ» بسيار دانشمند بود. مى‏گويد: كسى بخواهد اميرالمؤمنين عليه السلام را قبول كند، با همين نيم خطى كه از دهان مبارك ايشان طلوع كرده است، حضرت را قبول مى‏كند؛ «قيمةُ كلِّ امرى‏ء مايُحْسِنُه» قيمت هر مرد كارى است كه آن را نيكو انجام مى‏دهد. جاحظ مى‏گويد: دهانِ تمام دهان‏داران عالم الكن مى‏ماند اگر بخواهند چنين حرفى را بزنند. اين معجزه است. كسى قدرت آوردن مانند نصف خطبه «نهج البلاغه» را ندارد.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه