برای دهان دندان گلو و ریه حرف زدی گفت نمیتوانم نکشم او عقل و علم داشت اما عقل و علمش بازدارنده نبود؛ زیرا عقل همه حقایق را درک نمیکند و علم هم بازدارندگی … علم عقل و اندیشه داشتند ولی ایستادند و زندهزندهسوختن این جمعیت را تماشا کردند و رقصیدند و خندیدند دوران خودتان هم که میبینید چه خبر است و چطوری میکشند میدانید در پادگان موصل سههزار سرباز جوان را ردیف کردند و کشتند یکی از دوستان ما با زن و دو بچهاش در سامرا بود. به سامرا حمله شد و آنها نتوانستند فرار کنند. جلوی چشمش زن و بچههایش را سر بریدند و خودش را تکهتکه کردند. خیلی از اینها هم اروپایی درسخوانده و دانشگاهدیده بودند. لعنت به این درس و دانشگاهها با اینجور دانشجو تربیتکردن آنها عقل دارند ولی عقلشان هدایتگر کامل نیست و قدرت بازدارندگی … بازدارندگی را میفهمیدند. انبیا آمدهاند که انسانها جاده را گم نکنند و به آنها چراغ هدایت بدهند که به بهشت بروند. اهلبیت علیهمالسلام آمدهاند که ما را به عالیترین راه صراط اقوم هدایت کنند. بیان درد امروز بشر در یک آیهخیلی این آیه عجیب است انگار همین امروز برای کل مردم غرب و بدنه ملت ایران نازل شده. پروردگار در آیه 146 سوره اعراف میفرماید ان یروا سبیل الرشد لا یتخذوه سبیلا . 8 انسانها راه درست و قرآن را میبینند نبوت و ولایت اهلبیت علیهمالسلام را خوب میفهمند اما راه هدایت و کمال را انتخاب نمیکنندعقل علم
30 مطلب یافت شد
آثار خوف و خشیت از خدا در زندگی
مائده آیه ۲۸ چنین ترسی که عامل بازدارندگی می باشد ترسی مطلوب است.بنابراین علم و آگاهی انسان به مقام خویش و عظمت و کبریایی خداوند واین که او بر
آثار خوف و خشیت از خدا در زندگی
مائده آیه ۲۸ چنین ترسی که عامل بازدارندگی می باشد ترسی مطلوب است. بنابراین علم
آثار خوف و خشیت از خدا در زندگی
مائده آیه ۲۸ چنین ترسی که عامل بازدارندگی می باشد ترسی مطلوب است. بنابراین علم
دعاهاى اوست درباره ى توبه و طلب توفیق آن از خداى تعالى
علم توست؛ علمی که فراموشی بدان راه ندارد. پس در برابر آنها به صاحبانش جایگزینی عطا کن و گران باری اش را از دوش من بردار و سنگینی اش را سبک گردان و مرا از این که مانند آنها را انجام دهم به عصمت خود نگاه دار 20. خدایا من به توبه ی خویش جز به نگهداری تو وفادار نمی مانم و از گناهان جز به قدرت تو باز نمی ایستم. پس به لطف خود چنان که باید نیرومندم کن و در سایه ی بازدارندگی
آثار عبادت و بندگی
علم بازدارنده نیست. عقل هم بازدارنده نیست. اما عبادت اگر با شرایط آن انجام بگیرد بازدارنده است. بازدارندگی نماز از گناهیکی از عبادات نماز است که باید با شرایط بیانشدۀ آن انجام بگیرد.
دعا هنگام گرفتاری و ناراحتی
علم به نظام احسن آن ها یکایک را در مجرای اصلی خود قرار داده است. پس موجودات به محض وجوب مصلحت در خارج یافت شوند؛ بدون آن که هیچ حاجتی به قول داشته باشند و با نداشتن مصلحت لازم متحقق نمی شوند بدون این که به نهی و بازدارندگی … علم به نظام احسن آن ها یکایک را در مجرای اصلی خود قرار داده است. پس موجودات به محض وجوب مصلحت در خارج یافت شوند؛ بدون آن که هیچ حاجتی به قول داشته باشند و با نداشتن مصلحت لازم متحقق نمی شوند بدون این که به نهی و بازدارندگی … علم به نظام احسن آن ها یکایک را در مجرای اصلی خود قرار داده است. پس موجودات به محض وجوب مصلحت در خارج یافت شوند؛ بدون آن که هیچ حاجتی به قول داشته باشند و با نداشتن مصلحت لازم متحقق نمی شوند بدون این که به نهی و بازدارندگی
غیبت؛ آثار و راه های مبارزه
بازدارندگی را ایفا کند. از این رو خداوند در همین آیه به حقیقت و باطن غیبت توجه داده تا به عنوان مانع عمل کند.هم چنین توجه به علم و آگاهی خداوند از گفته های انسان نیز
غیبت؛ آثار و راه های مبارزه
بازدارندگی را ایفا کند. از این رو خداوند در همین آیه به حقیقت و باطن غیبت توجه داده تا به عنوان مانع عمل کند.هم چنین توجه به علم و آگاهی خداوند از گفته های انسان نیز
جایگاه حیا در زندگی
بازدارندگی است.اما در عین حال انسان در طول زندگی خود با مسائلی برخورد می کند که نمی داند که باید در آن جا حیا پیشه کند یا واقعا جای حیا کردن نیست. در همین راستا باید گفت که حیا بستگی به اهداف عالیه اخلاقی انسان دارد و رعایت اعتدال در آن عقلانی بوده اما افراط و تفریط در آن سزاوار نیست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به همین نکته توجه داده و فرموده اند حیا دو گونه است حیای خردمندانه و حیای احمقانه. حیای خردمندانه دانش است و حیای احمقانه نادانی کافی ج 2 ص 106 حیای عقل آن است که انسان از روی عقل احساس حیا کند؛ مثل حیا هنگام ارتکاب گناه و یا حیا در مقابل کسانی که احترامشان لازم است و این حیا علم
نهضت الهى سيدالشهدا(ع) ،در مقابله با ظلم
علم می کنند و با قدرت آنان را سرکوب می سازند و از گناهکاران مصر متنفرند و برای اظهار نفرت از آنان در صورت لزوم چهره درهم می کنند و... نامیدن اینان به افراد خشن صحیح نیست. 2. خشونت در عرصه سیاست و حکمرانی؛ در این عرصه به افرادی که فقط با توسل به زور سرکوب و تحمیل و بدون منطق دعوت و جذب برای تصاحب حاکمیت اقدام می کنند و در تداوم حاکمیت نیز به همین شیوه ها متوسل می شوند خشن گفته می شود و این شیوه خشونت آمیز است. اما چنانچه با منطق و دعوت و جذب اقدام شد و موانعی سر راه تبلیغ قرار گرفت توسل به قهر برای رفع آن خشونت نیست همچنان که اگر حاکمیت محقق مورد تهدید افراد خشن قرار گرفت سرکوب آن قهر و خشونت نیست یا اگر خشونت هم نام بگیرد جایز و بلکه لازم است. 3. خشونت در عرصه قانونگذاری ؛ یعنی قانونگذار در جعل قانون رعایت تناسب جرم و مجازات را نکرده باشد و بدون وجود جهات تنبیهی و عبرت آموزی برای جرم کوچکی مجازات بسیار سختی قرار داده باشد. چنین خشونتی نیز در هیچکدام از احکام و حدود اسلام نیست زیرا در این احکام و حدود تناسب جرم و کیفر و جنبه های بازدارندگی
انتخاب خانه در بهشت یا جهنم
علم به همۀ علل سعادت و شقاوت. حضرت نفرمودهاند من بر شما طلب این معرفت را واجب کردهام؛ زیرا واجب نبوی نیست؛ بلکه فرمودهاند طلب العلم فریضه . در قرآن و روایات لغت فریضه فقط در ارتباط با پروردگار عالم است.آنچه پیغمبر ص یا ائمه علیهمالسلام واجب کردهاند به صورت امر است؛ یعنی فرمودهاند وجبت علیکم یا لزم لکم . در روایات پیغمبر ص تا امام عسکری علیهمالسلام سابقه ندارد که بگویند این فریضۀ ماست ؛ چراکه فریضه ویژۀ پروردگار است. طلب العلم فریضه یعنی دنبال معرفترفتن واجب الهی است. چرا خدا طی این جاده را بر انسانها واجب کرده است؟ زیرا خدا ارحمالراحمین اکرمالاکرمین لطیف بعباده و ودود است و از بس که عاشق بندگانش است میخواهد آنها به خیر دنیا و آخرت برسند. خدا به دلیل ارحمالراحمین بودنش طلب معرفت را واجب کرده تا مردم در دنیا زندگی سالمی داشته باشند و راحت از دنیا بروند؛ در برزخ نیز شاد و در آخرت زندگی راحتی داشته باشند. متاسفانه خیلی از بندگانش زیر بار این فرایض الهی نمیروند؛ زیرا دوست ندارند یا قبول ندارند یا حوصله ندارند امروزه نوددرصد انسانهای کرۀ زمین از فرایض الهی روگردان هستند نماز بازدارندۀ از فحشا و منکراتیکی از فرایض پروردگار نماز است. نماز معدنی است که از دل آن در دنیا سلامت نیت عمل و اخلاق درمیآید؛ چنانکه در قرآن فرموده ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر . 2 معنای آیه این نیست که اگر نماز بخوانید من شما را از فحشا و منکر بازمیدارم؛ بلکه خدا بازدارندگی
منطق حسينى رويارو با خشونت و خودكامگى اموى
علم می کنند و با قدرت آنان را سرکوب می سازند و از گناهکاران مصر متنفرند و برای اظهار نفرت از آنان در صورت لزوم چهره درهم می کنند و... نامیدن اینان به افراد خشن صحیح نیست.2. خشونت در عرصه سیاست و حکمرانی؛ در این عرصه به افرادی که فقط با توسل به زور سرکوب و تحمیل و بدون منطق دعوت و جذب برای تصاحب حاکمیت اقدام می کنند و در تداوم حاکمیت نیز به همین شیوه ها متوسل می شوند خشن گفته می شود و این شیوه خشونت آمیز است. اما چنانچه با منطق و دعوت و جذب اقدام شد و موانعی سر راه تبلیغ قرار گرفت توسل به قهر برای رفع آن خشونت نیست همچنان که اگر حاکمیت محقق مورد تهدید افراد خشن قرار گرفت سرکوب آن قهر و خشونت نیست یا اگر خشونت هم نام بگیرد جایز و بلکه لازم است.3. خشونت در عرصه قانونگذاری ؛ یعنی قانونگذار در جعل قانون رعایت تناسب جرم و مجازات را نکرده باشد و بدون وجود جهات تنبیهی و عبرت آموزی برای جرم کوچکی مجازات بسیار سختی قرار داده باشد. چنین خشونتی نیز در هیچکدام از احکام و حدود اسلام نیست زیرا در این احکام و حدود تناسب جرم و کیفر و جنبه های بازدارندگی
استاد انصاریان: اعتقاد به معاد، محرک قوی انسان برای عمل صالح، کار خیر، و خدمت به بندگان خداست
بازدارندگی ایمان بسیار کاربرد دارد و دیگر اینکه شبانه روز ده بار به ما واجب شده که قیامت را با قلب و دل بگوئیم.این مفسر برجسته قرآن کریم با بیان اینکه قیامت صددرصد قیامت جسمانی است عنوان کرد معاد معاد جسمانی است یک وقت گول این سایتها و مقالات و این مسائل انحرافی را نخورید یعنی گوش به زنگ کتاب خدا و اهل بیت ع باشید که قرآن و روایات اهل بیت ع درباره معاد چه میگویند مخصوصا دقت کنید که کتاب خدا درباره معاد چه میگوید.استاد انصاریان ادامه داد از اول قرآن تا آخر قرآن نزدیک هزار آیه درباره معاد است. یک آیه تحت عنوان معاد روحانی در قرآن نداریم. معاد از ابتدای شروعش با همین جسم و همین جان است. بنابراین چنین عنوانی را ما در قرآن نداریم که معاد روحانی است و جسم بازگشتی ندارد. این یکی از دروغهای شاخدار است که به علوم بشری تحمیل شده است از شروع قیامت معاد جسمانی است یعنی انسان به همین صورتی که در دنیا بوده وارد قیامت میشود.این استاد اخلاق حوزه علمیه قم در ادامه به روایاتی درباره معاد اشاره کرد و گفت فرزند بزرگ مرحوم علامه امینی ره که من با او ارتباط داشتم و سه ماه که میآمد ایران پیشش میرفتم. یک بار بحث علامه مجلسی شد من به ایشان گفتم در خدمت به مکتب اهل بیت آدم کمنظیری است. گفت پدرم علامه امینی بارها به من گفت مجلسی به اندازه یک پیغمبر غیر اولوالعزم به دین اهل بیت ع خدمت کرده است. شما جلد ششم و هفتم و هشتم کتاب بحارالانوار را در باب معاد ببینید اگر یک روایت از ائمه طاهرین یا از رسول خدا پیدا کردید که معاد روحانی بوده است.وی تاکید کرد پس ما با همین وجود با همین جسم و روح اول شروع قیامت وارد قیامت میشویم بعد جلد هشتم محجه البیضا فیض را ببینید که بسیار خواندنی است فیض بسیار در باب معاد روایت دارد اما یک روایت در این محجه البیضا ندارد که معاد روحانی است در کتاب علم
مؤلفههاي قدرت سياسي از ديدگاه قرآن کريم (1)
علم زمینهساز به دست گرفتن قدرت است. ایشان میفرماید اگر خداوند از عالمان و دانشمندان پیمان نگرفته بود ستمکار را برنتابند و به یاری ستمدیده بشتابند هر آینه ریسمان خلافت را به گردنش میانداختم و رها میکردم ؛ 52 همچنین ایشان اشاره دارد سزاوارتر به امر حکومت کسی است که به آن تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر. 53 پینوشتها 1.اعراف 10.2.احمدبن محمد فیومی؛ مصابحالمنیر؛ ج 2 ص 577.3.عبدالله جوادی آملی؛ حق و تکلیف در اسلام؛ ص 286.4. برای تفصیل این مباحث ر.ک عبدالله ابراهیم الناصر و همکاران؛ النظام الاقتصادی الاسلامی.5.ساحت دیگر این بحث بازدارندگی
اعجاز حقوقی قرآن کریم
بازدارندگی تشریع قصاص توجه می دهد. اساس قانون گذاری در قرآن رعایت مصالح و مفاسد است و مصلحت سنجی از جمله مهم ترین مبانی و معیارهای آرای حقوقی قرآن است. در اندیشه دین داران و آنان که قرآن را کتاب آسمانی می دانند احکام قوانین حقوق و ضوابط ارتباط افراد با همدیگر و افراد با اجتماع و دولت همگی دارای حکمت و فلسفه خاصی است؛ چرا که در اندیشه این افراد خداوند عالم و حکیم است و لازمه علم
راههای دست یابی به تقوا
بازدارندگی اجتماعی جنایت فراهم آید و کسی در جامعه به خود اجازه قتل ندهد. بقره آیه۱۷۹ به هرحال در آموزه های قرآنی میان عدالت و تقوا ارتباط تنگاتنگی وجود دارد چنان که در همین آموزه ها میان عقل و عواطف ارتباطی خاص موردنظر و توجه است.● اخلاص راه رسیدن به تقوااز دیگر راه هایی که شخص می تواند به تقوا دست یابد اخلاص در عمل است. ازنظر قرآن اخلاص دو نقش اساسی در زندگی بشر بازی می کند؛ هم موجب می شود تا شخص خود را به تقوا برساند و هم زمینه گرایش مردمان به دین و دینداری را فراهم می آورد؛ زیرا با اخلاص است که فرد تنها برای رضای خدا عمل می کند و رفتارش را بر پایه آموزه های وحیانی سامان می دهد. این مساله موجب می شود که ناظر بیرونی فرد را درستکار یابد و رفتار پسندیده وی نسبت به دیگران موجب جلب و جذب آنان به دین و دین داری گردد. در حقیقت او با عمل خویش مردمان را به دین می خواند نه با زبانی که گاه با عملش تفاوت دارد. شعرا آیه ۱۰۹ تا ۱۲۷ و نیز همان آیه ۱۴۴و ۱۴۵ پیروی از آموزه های قرآن و حرکت در صراط مستقیم انعام آیه ۱۵۳ برپایی نماز طه آیه ۱۳۲ بهره گیری از الهامات و امدادهای الهی شمس آیه ۸ و شعرا آیه۱۳۲و ۱۳۴ پذیرش انذارهای الهی انعام آیه۵۱ پرداخت حقوق دیگران از مهریه و غیرمهریه بقره آیه۲۳۷ توجه به حسابرسی الهی آل عمران آیه ۱۹۹و ۲۰۰ و مسایلی از این دست خود بستری اساسی برای ایجاد تقوا در شخص است که می بایست بدان ها توجه شود. همه آن چه را که قرآن به عنوان زمینه های بروز تقوا در شخص بیان می کند به امور و مسایلی باز می گردد که می توان از آن به عمل بر پایه آموزه های وحیانی و عرف و عقل یاد کرد. این گونه است که می توان گفت که تقوای الهی چیزی جز عمل به دانش و شناخت نیست؛ دانشی که بر خاسته از گزاره ها و آموزه های وحیانی و عقلانی و عرف پسندیده عقلایی است. بنابراین تقوا همان عمل است و کسی نمی تواند مدعی وجود تقوا شود درحالی که به دانش و علم
پيامدهاي ترک نماز
علم کافی به اهمیت آن ها نداشته باشد و از تاثیر آن در پیشرفت و تکامل زندگی غافل باشد ممکن است همین امر نوعی سستی در او ایجاد کند. در صورتی که اگر او از هدف خلقت خویش آگاه باشد و ویژگی های دنیایی که اکنون در ان زندگی می کند بشناسد و زندگی در جهان دیگر و ارتباط بین آن دو را باور داشته باشد قطعا از گذر عمر و سستی خود وحشت خواهد نمود و تلاش خواهد کرد. تا هنگامی که فرد عبادت را فقط تکلیف اجباری بداند و از تاثیر فراگیر آن غافل باشد انگیزه ای برای انجام دادن آن نخواهد داشت.عدم شناخت پروردگار و احسان های او طبعا عدم احساس وظیفه در مقابل او و سپاس گزاری از نعمت های او را در پی دارد؛ قرآن برای توجه به این امر می فرماید نعمت های خداوند را ذکر و یادآوری کنید. 7 زیرا در این صورت حقیقت شایسته ی عبادت و سپاس گزاری بودن حق معلوم خواهد شد.2- کسالت و تنبلی این مسئله به جهل و نادانی فرد برمی گردد و حاصل توجه به لذات حیوانی خور و خواب است. ممکن است فردی تا حدی آگاهی داشته باشد اما به علت سستی ناشی از تن پروری و شهوت و آسایش طلبی توان تحمل رنج و زحمت عبادت و نماز را نداشته باشد و امامان ما همواره از این خصایص به خداوند پناه برده اند اللهم انی اعوذ بک من الکسل و الفشل.......؛ 8 پروردگارا به تو پناه می برم از تنبلی و سستی. 3- گناه یک عامل اساسی در عدم گرایش به نماز یا عدم توفیق در اقامه ی نماز حقیقی که در عرفان اسلامی و معارف دینی بر آن تاکید شده است عامل گناه و اثر بازدارندگی
تاثیر نماز در تثبیت حالات انسانی و عرفانی
بازدارندگی از بدی ها و زشتی ها را دارد نمی تواند به اندازه یک نمازگزار واقعی که عملا از زشتی ها و بدی ها در همه چهره های آن بیزار است کارساز باشد. چهره هایی که آثار نماز را در وجود و رفتار خود بروز و ظهور می دهند سازنده بودن نماز را عملا نشان می دهند و در یک آموزش طبیعی و ناخودآگاه به دیگران می آموزند که نماز می تواند انسان های کاملی را بپرورد. در قرآن مجید برای تاکید پیرامون جایگاه نماز این شیوه بیش از سایر شیوه ها مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها اصولا نتایج نماز و نیایش را با علم
مصادیق معروف و منكر
بازدارندگی از منکر را داشته باشد.اما نکته دوم که ارتباط مستقیم با با سخن ما دارد این که عالم به معروف و منکر باشد؛ یعنی از منظر شرعی و عقلی قدرت بازشناسی خوب را از بد داشته باشد. اما وقتی کسی قادر به شناخت معروف و منکر نیست نمی تواند و نباید به آن اقدام کند. بنابراین امام علیه السلام در ادامه سخن به آیه 104 سوره آل عمران استشهاد می کنند و می فرمایند دلیل بر این مطلب ؛ فرموده خدا در قرآن است .برای کسانی که با ادبیات زبان عرب آشنایی دارند مطلب و استشهاد امام علیه السلام بسیار زیبا و روشن است ؛ چون کلمه من که در آیه شریفه آمده است برای تبعیض است ؛ و بر این اساس ترجمه آیه چنین است که از جمع شما مسلمین ؛ بعضی باید دعوت به خیر کنند و این عده کسانی اند که خود به معروف و منکر وقوف و آشنایی کامل داشته باشند.امام علیه السلام بعد از ذکر آیه می فرمایند این حکم حکم اختصاصی برای یک گروه است ؛ نه برای همه مسلمان ها. بعد امام علیه السلام به آیه دیگری از آیات قرآن استشهاد می کنند و می فرمایند این حکم فقط به امت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختصاص ندارد بلکه در امم قبل از آن مثل امت حضرت موسی علیه السلام نیز سابقه داشته است ؛ چرا که در قرآن می فرماید از میان امت موسی علیه السلام گروهی بودند که مردم را به سوی حق هدایت می کردند یعنی خدا فقط به آنها اجازه داده بود که به هدایت خلق بپردازند.امام علیه السلام در ادامه سخن می فرمایند قرآن نمی گوید هدایت کردن بر همه امت موسی علیه السلام واجب بود بلکه عده ای برگزیده این وظیفه را برعهده داشتند که یقینا واجد شرط اول یعنی علم
English