ناامیدی از رحمت حق مسئله یاس و ناامیدی گنهکار از رحمت حق و تلقین این معنای خلاف به قلب که وضع من به صورتی است که خداوند هرگز مرا قبول نمی کند برگشتش به این معناست که حضرت حق قدرت بر بخشیدن و عفو مرا ندارد.محدود کردن قدرت حق در اندیشه و فکر در حقیقت تهمت به حضرت او و جناب او را چون مخلوق انگاشتن است و این گونه تفکر نسبت به وجود مقدسی که قدرتش بی نهایت در بی نهایت است گناهی بس عظیم و ستمی بس بزرگ است.قرآن مجید نومیدی از رحمت حق را اندیشه آلوده و فکر ناپاک گمراهان می داند و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون 1 و کسی بجز مردم گمراه از رحمت خداوند نومید نیست.حضرت صادق علیه السلام از قول یکی از حکما نقل می کند که فرموده الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر ناامیدی از رحمت خدا … اندیشه ای به آن اعتنا ندارد چرا که گنهکار که از هر جهت محدود است در برابر دریائی بی نهایت در بی نهایت از رحمت و لطف و کرم و احسان قرار دارد و ناامیدی وی هیچ گونه قابل توجیه نیست.رسول خدا
247 مطلب یافت شد
ارزش دعا به صورت اجتماع
از رحمت خدا از سرمای شدید سردتر است .در روایات و معارف اسلامی ناامیدی و یاس از رحمت خدا از گناهان کبیره به حساب آمده و به ناامید … از رحمت خدا ناامید نمی شود .قرآن مجید اکیدا سفارش می کند که از رحمت خدا مایوس و ناامید مباشید لا تقنطوا من رحمه الله 6 .رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید الفاجر الراجی لرحمه الله تعالی اقرب منها من العابد المقنط 7 . بدکار امیدوار به رحمت خدای بزرگ از عابد ناامید به رحمت خدا نزدیکتر است .امام صادق علیه السلام فرمود الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر 8 . سردی ناامیدی … ناامیدی و یاس به فرموده ی قرآن مجید حال کافران به خداست . . . لا تیئسوا من روح الله انه لا ییئس من روح الله الا القوم الکافرون 5 . از رحمت خدا
استاد انصاریان: بی حجابی برخی عامل انحراف بسیاری از مردم!
از نماز انسان به درگاه الهی پذیرفته شود به برکت آن همه اعمال دیگرش نیز مقبول خواهد شد. سوم. ترک غفلت یعنی ما در هر حالی و در هر مکان و زمانی به یاد خدا باشیم که اگر چنین باشیم هیچگاه حاضر به گناه نخواهیم شد و از خداوند شرم خواهیم کرد.ایشان در ادامه یکی از مهمترین دلایل بی حجابی برخی از زنان را غفلت از یاد خدا دانستند و افزودند اگر آنها بدانند که با این کار موجب انحراف بسیاری از مردم میشوند آنرا ترک میکنند. چهارم. حزن دائمی داشتن و این بدین معناست که مومن در ظاهر باید شادمان باشد ولی در دل هماره نگران اعمال گذشته و عاقبت آینده خویش است چرا که خداوند میفرماید من در دل انسانهای محزون هستم انا اسکن فی قلب محزون .این اندیشمند فرهیخته شب قدر را بهترین فرصت برای کسانی که موفق به هیچیک از چهار گام قبلی در نیل به قرب الهی نشدند دانست و افزود اگر کسی فقط از کرده خویش پشیمان باشد و توبه الهی پیشه کند میتواند درهای آسمان را بر خود باز گشاید؛ چرا که خداوند میفرماید الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یا یرید الله ان یتوب علیکم خداوند هماره قصد قبول کردن توبه بندگانش را دارد و یا این آیه که همگان را از ناامیدی از رحمت
حكايت نمك خوردن و حرمت صاحب نمك
از الطاف حق و رحمت خدا و فیوضات الهی میشود.گناه پرده حفاظت انسان را از عذاب و خواری و رسوایی و افتضاح پاره میکند و عامل فاش شدن اسرار انسان در دنیا و آخرت میشود و زمینه خارج شدن انسان را از مقام بندگی و دور شدن از پرده پوشی حق و غفران و آمرزش خدای مهربان فراهم میآوردبزرگان دین بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام گناهان را به دو دسته تقسیم کردهاند گناهان کبیره و گناهان صغیره.گناهان کبیره به فرموده امام صادق علیه السلام گناهانی است که خدای عز و جل دوزخ را بر آنها واجب ساخته است.انسان اگر از گناهان کبیره خودداری کند و قدم در این لجن زار مهلک نگذارد و دامن انسانیت به این آلودگی نیالاید خداوند مهربان از دیگر گناهانش میگذرد و او را مشمول رحمت و بخشایش خود میفرماید ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریما .اگر از گناهان بزرگی که از آن ها نهی شدهاید دوری گزینید بدیهای شما را از شما میزدائیم و شما را در جایگاهی ارجمند در میآوریم.در کتاب پرقیمت عیون اخبار الرضا از امام هشتم علیه السلام روایت شده که گناهان کبیره عبارت است از 1- به قتل رساندن انسانی که خدا ریختن خونش را حرام کرده. 2- زنا. 3- سرقت. 4- نوشیدن مست کننده. 5- عاق شدن از جانب پدر و مادر. 6- فرار از جنگ. 7- خوردن مال یتیم به ستم. 8- خوردن گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده. 9- ربا. 10- خوردن مال حرام. 11- قمار. 12- کم گذاشتن از پیمانه و ترازو. 13- تهمت به پاکدامن. 14- لواط. 15- ناامیدی
راه علاج و فرار از دورويي چیست ؟
خدا در لوازم و فروع ایمان 3 - نفاق با مردم.تقیه با نفاق فرق میکند بلکه عکس نفاق است به این معنا که عقل و شرع گاهی آن را واجب میدانند. البته تقیه گاهی واجب گاهی مستحب و گاهی حرام است و تقیه عبارت است از پنهان داشتن ایمان قلبی از منکرین حق تا از زیان مالی یا جانی یا آبرویی درامان بماند در صورتی که فاش ساختن عقیده قلبی برای دین و معتقدات درونی انسان نفعی نداشته باشد.قبل از آن که راه علاج نفاق را یادآور شویم به طور خلاصه گناهانی که منجر به نفاق میشود را بازگو کرده تا آنها را بهتر بشناسیم از جمله گناهانی که موجب نفاق میشود گناهان کبیره است که عبارتند از 1 - شرک به خدا 2 - ریاکاری 3 - یاس 4 - ناامیدی از رحمت
نومیدی از درگاه خدا، بالاترین گناه
از رحمت خدا از گناهان کبیره معرفی شده است. وجود مبارک مرحوم کلینی در جلد دوم اصول کافی روایاتش را از اهلبیت نقل کرده که این ناامیدی از رحمت خدا برای بیمار گناه و برای بیمار معصیت از گناهان … از رحمت خداوند دلسرد و ناامید نمیشوند مگر کسانی که دچار ظلمت کفر هستند. مؤمنی که دارای هجرت و دارای کوشش در راه خدا است حق ندارد ناامید بشود حق ندارد نسبت به پروردگار دلسرد بشود و اما کسی که مدتی از عمرش را خطا کرده گناه کرده اشتباه کرده معصیت کرده به او هم حق داده نشده که از رحمت پروردگار دلسرد و ناامید باشد. معنی دلسردی گنهکار و یاس خطاکار و اشتباهکار این است که خدا قدرت بخشیدن من را ندارد خدا قدرت نیرو دادن به من برای جبران گذشته آلودهام را ندارد لذا ناامیدی … خدا و قیامت و انبیا و قرآن و فرشتگان است و الذین هاجروا و آنهایی که برای حفظ دینشان هجرت کردند. آنها در شهری که زندگی میکنند در محلی که زندگی میکنند ایمان خود و زن و بچهشان در معرض خطر است بههمین دلیل از وطن محل و مردم منطقه گذشتند و رو بهجانب دیاری کردند که میدانستند در آن دیار ایمان و اسلامشان حفظ میشود و هجرت کردند. و جاهدوا فی سبیل الله و کسانی که در راه خدا برای خدا زحمت کشیدند رنج بردند کوشش کردند اولئک یرجون رحمت الله اینان به رحمت پروردگار امید دارند باید هم امید داشته باشند. اگر مؤمن مهاجر مجاهد دلسرد از رحمت پروردگار باشد و به خودش تلقین کند واقعا خدا اعمال من ایمان من هجرت من و جهاد من را قبول میکند؟ واقعا خدا من را مورد رحمت قرار میدهد؟ واقعا خدا رقم پاداش برای من میزند؟ بعد میگوید فکرنمیکنم من کجا رحمت خدا کجا من کجا و مغفرت خدا کجا. نومیدی از درگه حقدر سوره مبارکه یوسف پروردگار میفرماید چنین حال منفی مساوی با کفر است یعنی اینقدر دلسردی و ناامیدی
اهمیت دعا
از رحمت خدا از سرمای شدید سردتر است .در روایات و معارف اسلامی ناامیدی و یاس از رحمت خدا … از گناهان کبیره به حساب امده و به ناامید از رحمت خدا وعده قطعی عذاب داده شده.دعاکننده از اینکه دعایش به سرعت به هدف اجابت نرسد نباید دچار یاس و ناامیدی … از رحمت خدا مایوس و ناامید مباشید لا تقنطوا من رحمه الله . 21رسول خدا می فرماید الفاجر الراجی لرحمه الله تعالی اقرب منها من العابد المقنط؛ 22بدکار امیدوار به رحمت خدای بزرگ از عابد ناامید به رحمت خدا نزدیکتر است . امام صادق ع فرمود الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر؛ 23سردی ناامیدی
دعا از نظر استاد انصاريان
از رحمت خدا از سرمای شدید سردتر است . در روایات و معارف اسلامی ناامیدی و یاس از رحمت خدا از گناهان کبیره به حساب امده و به ناامید از رحمت خدا وعده قطعی عذاب داده شده. … تقنطوا من رحمه الله . 21 رسول خدا می فرماید الفاجر الراجی لرحمه الله تعالی اقرب منها من العابد المقنط؛ 22 بدکار امیدوار به رحمت خدای بزرگ از عابد ناامید به رحمت خدا نزدیکتر است . امام صادق ع فرمود الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر؛ 23 سردی ناامیدی … ویژه به هنگام دعا و مناجات و راز و نیاز محبت خاص دارد ناامید و مایوس باشد ناامیدی و یاس به فرموده قران مجید حال کافران به خداست انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون . 20 قران مجید اکیدا سفارش میکند از رحمت خدا
اهمیت دعا
از رحمت خدا از سرمای شدید سردتر است .در روایات و معارف اسلامی ناامیدی و یاس از رحمت خدا … از رحمت خدا مایوس و ناامید مباشید لا تقنطوا من رحمه الله . 21رسول خدا می فرماید الفاجر الراجی لرحمه الله تعالی اقرب منها من العابد المقنط؛ 22 بدکار امیدوار به رحمت خدای بزرگ از عابد ناامید به رحمت خدا نزدیکتر است .امام صادق ع فرمود الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر؛ 23 سردی ناامیدی … از رحمت خدا وعده قطعی عذاب داده شده. دعاکننده از اینکه دعایش به سرعت به هدف اجابت نرسد نباید دچار یاس و ناامیدی شود بنا به ایات و روایات شاید اجابت دعایش مصلحت نبوده احتمالا موقع
اهميّت دعادرنگاه استاد.
از رحمت خدا از سرمای شدید سردتر است.در روایات و معارف اسلامی ناامیدی و یاس از رحمت خدا … از گناهان کبیره به حساب آمده و به ناامید از رحمت خدا وعده قطعی عذاب داده شده.دعاکننده از این که دعایش به سرعت به هدف اجابت نرسد نباید دچار یاس و ناامیدی … از رحمت خدا مآیوس و ناامید مباشید لا تقنطوا من رحمه الله سوره زمر آیه 53 ؛رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید الفاجر الراجی لرحمه الله تعالی اقرب منها من العابد المقنط 13 ؛بدکار امیدوار به رحمت خدای بزرگ از عابد ناامید به رحمت خدا نزدیک تر است.امام صادق علیه السلام فرمود الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر 14 ؛ سردی ناامیدی
گناهان كبيره
از میدان جهاد است در این زمینه خداوند میفرماید و من یولهم یومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الی فئه فقد با بغضب من الله و ماواه جهنم و بئس المصیر 3 و هر کس در هنگامهی جنگ و جهاد در راه خدا به آنان پشت کند و راه فرار در پیش بگیرد سزاوار خشمی سنگین از جانب خدا گردد و جایگاهش دوزخ است و دوزخ بازگشتگاه بدی است مگر این که گریزش برای انتخاب محلی دیگر جهت ادامه نبرد با دشمن یا پیوستن به جمعی تازه نفس از مجاهدان برای حمله به دشمن باشد.و دیگر خوردن ربا و تصرف در مال ربوی است چرا که خداوند بزرگ میفرماید الذین یاکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس کسانی که رباخوار هستند در میان مردم جهت امر معیشتشان در تکاپو نیستند مگر مانند تکاپوی کسی که شیطان او را با تماس خود دچار اختلال روانی کرده است.از گناهان بزرگ جادوگری و سحر است خداوند متعال میفرماید و لقد علموا لمن اشتراه ما له فی الآخره من خلاق قطعا یهود میدانستند هر کس خریدار سحر و جادو باشد و جهت زیان زدن به مردم وارد این کار شوند هیچ بهرهای از رحمت خدا در آخرت ندارند.از دیگر گناهان کبیره زناست خداوند دربارهی آن میفرماید و من یفعل ذلک یلق اثاما 68 یضاعف له العذاب یوم القیامه و یخلد فیه مهانا و هر کس مرتکب زنا شود به کیفر سختی برسد عذابش روز قیامت دو چندان شود و در آن با خوار و سرشکستگی جاودانه خواهد بود.از دیگر گناهان کبیره سوگند دروغ است خداوند نسبت به آن میگوید الذین یشترون بعهد الله و ایمانهم ثمنا قلیلا اولئک لا خلاق لهم فی الآخره .... کسانی که پیمان خدا را که توحید و نبوت و امامت و قرآن است برای رسیدن به مقاصد مادی به بهائی اندک میفروشند برای آنان در آخرت هیچ بهرهای نخواهد بود.از گناهان کبیره خیانت به مردم و کینهورزی به برادران ایمانی است خداوند میفرماید و من یغلل یات بما غل یوم القیامه و هر کس خیانت کند روز قیامت همراه آنچه به آن خیانت کرده بیابد.از گناه کبیره نپرداختن زکات واجب است زیرا خداند متعال فرموده است فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم پس پیشانی و پهلو و پشتشان را با ثروتی که به آن بخل ورزیدند و در آتش دورخ گداخته شده داغ کنند.از گناهان کبیره شهادت به ناحق و کتمان شهادت است خداوند میفرماید و من یکتمها فانه آثم قلبه و کسی که شهادت را کتمان کند تا حق به حقدار نرسد قطعا قلبش گناهکار است.از گناهان کبیره نوشیدن هر نوع مستکننده است خداوند از آن چنان که از پرستش بتان نهی کرده است به شدت نهی نموده است.از کبائر ترک نماز از روی عمد است و نیز از معاصی کبیره هر چیزی است که خداوند از آن به عنوان فریضه یاد کرده است دلیل کبیره بودنش این است که رسول خدا فرمود من ترک الصلاه متعمدا فقد بر من ذمه الله و ذمه رسوله کسی که نماز را از روی عمد ترک کند از امان خدا و پیامبرش بیرون رفته است.از کبائر شکستن عهد و پیمان و قطع رحم است چرا که خداوند بزرگ دربارهی مرتکبین این دو گناه میفرماید لهم اللعنه و لهم سو الدار *برای آنان لعنت و فرجام و دشوار بد سرای آخرت است.امام هفتم میفرماید عمرو بن عبید در حالی که فریادش به گریه بلند بود از محضر امام صادق بیرون رفت و در وقت رفتن گفت کسی که بدون رجوع به شما اهل بیت فتوا دهد و با شما در فضیلت و دانش به نزاع برخیزد به نابودی و هلاکت دچار شده است.و نیز در روایتی که صدوق در عیون اخبار الرضا نقل میکند میگوید فضل بن شاذان از حضرت رضا روایت میکند که آن حضرت در نامهای به مامون عباسی گناهان کبیره را به این صورت برشمردند قتل نفس محترمه زنا سرقت خوردن مشروب مستکننده عاق والدین فرار از جنگ خوردن مال یتیم به ظلم خوردن میته و خون و گوشت خوک و قربانی شده برای بتان بدون ضرورت خوردن ربا خوردن حرام قمار کمفروشی تهمت به زنان پاکدامن مؤمن لواط ناامیدی … از پروندهی شما محو میشود و به عنایت و رحمت حق در جایگاه کریمانهای وارد خواهید شد در این جا لازم است تا جائی که اقتضا دارد به گناهان کبیره و آثار آن در فرد و خانواده و جامعه بپردازم تا با روشن شدن مصادیق کبیره سیئات معلوم شود.اولا از روایات بسیار مهم که برخی از آنها جز روایات صحیحه است به خصوص از روایات نقل شده از حضرت صادق و موسی بن جعفر به صراحت استفاده میشود که منظور از گناهان کبیره در قرآن مجید گناهانی است که خداوند به مرتکب آنها وعدهی آتش داده است الکبائر کل ما اوعد الله علیه النار صاحب کتاب فقهی ماندگار و جاویدان عروه الوثقی علامه فهام مرحوم سیدکاظم یزدی که بحثهای مهم علمای حدیث و فقهای بزرگ را در رابطه با گناهان کبیره مطالعه نموده و در رد ایراد علمی آنان دقت کرده نهایتا به این نتیجه رسیده که دربارهی شناخت کبائر این گونه از نظر علمی و فقهی فتوا دهد. المعصیه هی کل معصیه و رد النص بکونه کبیره. کجمله من المعاصی المذکوره فی محلها او ورد التوعید علیها فی الکتاب او السنه صریحا او ضمنا او ورد فی الکتاب او السنه کونه اعظم من احدی الکبائر المنصوصه او الموعود علیها بالنار او کان عظیمه فی انفس اهل الشرع 1- گناه کبیره هر گناهی است که از جانب شرع به کبیره بودنش تصریح شده مانند پارهای از گناهان که در کتابها روایتی با تکیه بر ورایات صحیحه ذکر شده است.2- گناه کبیره گناهی است در قرآن مجید یا روایت به آن به طور شفاف و روشن یا به صورت کنایه و ضمنی به آن وعده آتش و عذاب داده شده است.3- گناه کبیره گناهی است که در قرآن و روایت از آن به عنوان گناهی بزرگتر از کبیره یاد شده است.4- گناه کبیره گناهی است که نزد اهل ایمان و پایبندان به شریعت اسلامیه کبیره شمرده شده به طوری که انسان یقین حاصل کند که گفته مؤمنان و اهل شرع ریشه در گفتار معصوم دارد.صریحترین روایتی که از روایات محکم و استوار است و یکی از قدیمیترین کتابهای حدیث کتاب با ارزش عیون اخبار الرضا تدوین عالم بزرگ و محدث مورد وثوق علما و فقها شیخ صدوق نقل کرده است روایتی است که حضرت عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد از حضرت رضا از حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام نقل کرده است که موسی بن جعفر میفرماید عمرو بن عبید به محضر مبارک حضرت صادق ع مشرف شد و پس از سلام و نشستن نزد آن حضرت این آیه را قرائت کرد الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش .... سپس ساکت شد حضرت صادق ع به او فرمود علت سکوتت چیست؟ عرضه داشت دوست دارم کبائر را از طریق آیات قرآن بشناسم حضرت فرمود بزرگترین گناه در میان کبائر شریک قرار دادن برای خداست خداوند میفرماید من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه و هر کس برای خدا شریکی به عنوان معبود قرار دهد قطعا خداوند بهشت را بر او حرام میسازد.و بعد از شرک به حق ناامیدی
گناهان کبیره از نگاه امام صادق(ع)
از زبان شما بشنوم که کدامند؟فقال ع نعم یا عمرو اکبر الکبائر الاشراک بالله؛ یقول الله من یـشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه ؛ حضرت فرمودند بزرگترین گناه کبیره شرک به خداوند است چنانکه میفرماید مسلما هرکس به خدا شرک ورزد بیتردید خدا بهشت را بر او حرام کند.وبعده الایاس من روح الله؛ لان الله ـ عزوجل ـ یقول انه لا ییئس من روح الله الا القوم الکافرون؛ و بعد ناامیدی از رحمت
استاد انصاریان تبیین کرد؛ گناهان کبیره از نگاه امام صادق(ع)
از زبان شما بشنوم که کدامند؟ وی گفت فقال ع نعم یا عمرو اکبر الکبائر الاشراک بالله؛ یقول الله من یـشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه ؛ حضرت فرمودند بزرگترین گناه کبیره شرک به خداوند است چنان که میفرماید مسلما هرکس به خدا شرک ورزد بیتردید خدا بهشت را بر او حرام کند. وبعده الایاس من روح الله؛ لان الله ـ عزوجل ـ یقول انه لا ییئس من روح الله الا القوم الکافرون؛ و بعد ناامیدی از رحمت
شفاعت
از حلال و حرام خدا مطلعیم و اگر از ایمان به قیامت و ملائکه و کتب آسمانی بهرهوریم و اگر در مسیر رشد و کمالیم همه و همه از برکت پیامبر و امامان علیهم السلام است و شفاعت آنان در دنیا نسبت به ما در پیشگاه حضرت حق معنایی جز این ندارد به عبارت دیگر اگر ما تنهای از نبوت و امامت بودیم از حقایق بیخبر میماندیم و راه رشد و کمال و ایمان و اسلام و عمل صالح و اخلاق حسنه به روی ما بسته بود ولی اکنون که در کنار نبوت و امامت قرار دادیم از آن همه حسنات برخورداریم و این معنای شفاعت پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به مرحله زندگی دنیایی ماست.در آخرت نیز قضیه شفاعت از همین قرار است به این معنی وقتی ما مؤمن وارد آخرت شویم و تا حدی دارای عمل صالح باشیم و وضع ما نشان بدهد که در دنیا از گناهان خود پشیمان بودیم شفاعت پیامبر و ائمه علیهم السلام به اذن خدا نصیب ما گشته ما را از معطلی و یا هلاکت نجات میدهد.وقتی انسان با مقام توبه وارد محشر شود و حقیقت ایمان در او تجلی داشته باشد و در حد خودش به واجبات عمل کرده باشد و خلاصه قدرت پذیرش واقعیتها و استعداد قبول حقایق در او زنده باشد چرا شفاعت شفیعان نصیب او نگردد.در آیات استغفار که در فصل قبل گذشت خواندید که خداوند در سوره نسا آیه 64 فرمود وقتی گنهکاران پشیمان به خدا رو کنند و به جانب رسول من آمده از او بخواهند برایشان مغفرت کند خدا را تواب و رحیم خواهند یافت مگر در آیات سوره یوسف نخواندید برادران بیدار شده و پشیمان به نزد یعقوب آمده از او خواستند برایشان از خدا طلب مغفرت کند شفاعت در قیامت یا در دنیا معنایی جز این ندارد.شفاعت اسلامی از قبیل پارتی بازیهای دنیا در نزد ستمگران و زورگویان نیست که نتیجهاش تقویت ظالم و گنهکار و ستمکار باشد و مجرم را بر ادامه جرم تشویق و ترغیب نماید بلکه شفاعت در اسلام معالج و سازنده و دستگیر و قطع کننده جرم و گناه است و اگر داستان شفاعت آبروداران در پیشگاه حق چه در دنیا چه در آخرت نبود برای گناهکار جز روح یاس و ناامیدی از رحمت
شفاعت
از حلال و حرام خدا مطلعیم و اگر از ایمان به قیامت و ملائکه و کتب آسمانی بهرهوریم و اگر در مسیر رشد و کمالیم همه و همه از برکت پیامبر و امامان علیهم السلام است و شفاعت آنان در دنیا نسبت به ما در پیشگاه حضرت حق معنایی جز این ندارد به عبارت دیگر اگر ما تنهای از نبوت و امامت بودیم از حقایق بیخبر میماندیم و راه رشد و کمال و ایمان و اسلام و عمل صالح و اخلاق حسنه به روی ما بسته بود ولی اکنون که در کنار نبوت و امامت قرار دادیم از آن همه حسنات برخورداریم و این معنای شفاعت پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به مرحله زندگی دنیایی ماست.در آخرت نیز قضیه شفاعت از همین قرار است به این معنی وقتی ما مؤمن وارد آخرت شویم و تا حدی دارای عمل صالح باشیم و وضع ما نشان بدهد که در دنیا از گناهان خود پشیمان بودیم شفاعت پیامبر و ائمه علیهم السلام به اذن خدا نصیب ما گشته ما را از معطلی و یا هلاکت نجات میدهد.وقتی انسان با مقام توبه وارد محشر شود و حقیقت ایمان در او تجلی داشته باشد و در حد خودش به واجبات عمل کرده باشد و خلاصه قدرت پذیرش واقعیتها و استعداد قبول حقایق در او زنده باشد چرا شفاعت شفیعان نصیب او نگردد.در آیات استغفار که در فصل قبل گذشت خواندید که خداوند در سوره نسا آیه 64 فرمود وقتی گنهکاران پشیمان به خدا رو کنند و به جانب رسول من آمده از او بخواهند برایشان مغفرت کند خدا را تواب و رحیم خواهند یافت مگر در آیات سوره یوسف نخواندید برادران بیدار شده و پشیمان به نزد یعقوب آمده از او خواستند برایشان از خدا طلب مغفرت کند شفاعت در قیامت یا در دنیا معنایی جز این ندارد.شفاعت اسلامی از قبیل پارتی بازیهای دنیا در نزد ستمگران و زورگویان نیست که نتیجهاش تقویت ظالم و گنهکار و ستمکار باشد و مجرم را بر ادامه جرم تشویق و ترغیب نماید بلکه شفاعت در اسلام معالج و سازنده و دستگیر و قطع کننده جرم و گناه است و اگر داستان شفاعت آبروداران در پیشگاه حق چه در دنیا چه در آخرت نبود برای گناهکار جز روح یاس و ناامیدی از رحمت
شفاعت
از حلال و حرام خدا مطلعیم و اگر از ایمان به قیامت و ملائکه و کتب آسمانی بهرهوریم و اگر در مسیر رشد و کمالیم همه و همه از برکت پیامبر و امامان علیهم السلام است و شفاعت آنان در دنیا نسبت به ما در پیشگاه حضرت حق معنایی جز این ندارد به عبارت دیگر اگر ما تنهای از نبوت و امامت بودیم از حقایق بیخبر میماندیم و راه رشد و کمال و ایمان و اسلام و عمل صالح و اخلاق حسنه به روی ما بسته بود ولی اکنون که در کنار نبوت و امامت قرار دادیم از آن همه حسنات برخورداریم و این معنای شفاعت پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به مرحله زندگی دنیایی ماست.در آخرت نیز قضیه شفاعت از همین قرار است به این معنی وقتی ما مؤمن وارد آخرت شویم و تا حدی دارای عمل صالح باشیم و وضع ما نشان بدهد که در دنیا از گناهان خود پشیمان بودیم شفاعت پیامبر و ائمه علیهم السلام به اذن خدا نصیب ما گشته ما را از معطلی و یا هلاکت نجات میدهد.وقتی انسان با مقام توبه وارد محشر شود و حقیقت ایمان در او تجلی داشته باشد و در حد خودش به واجبات عمل کرده باشد و خلاصه قدرت پذیرش واقعیتها و استعداد قبول حقایق در او زنده باشد چرا شفاعت شفیعان نصیب او نگردد.در آیات استغفار که در فصل قبل گذشت خواندید که خداوند در سوره نسا آیه 64 فرمود وقتی گنهکاران پشیمان به خدا رو کنند و به جانب رسول من آمده از او بخواهند برایشان مغفرت کند خدا را تواب و رحیم خواهند یافت مگر در آیات سوره یوسف نخواندید برادران بیدار شده و پشیمان به نزد یعقوب آمده از او خواستند برایشان از خدا طلب مغفرت کند شفاعت در قیامت یا در دنیا معنایی جز این ندارد.شفاعت اسلامی از قبیل پارتی بازیهای دنیا در نزد ستمگران و زورگویان نیست که نتیجهاش تقویت ظالم و گنهکار و ستمکار باشد و مجرم را بر ادامه جرم تشویق و ترغیب نماید بلکه شفاعت در اسلام معالج و سازنده و دستگیر و قطع کننده جرم و گناه است و اگر داستان شفاعت آبروداران در پیشگاه حق چه در دنیا چه در آخرت نبود برای گناهکار جز روح یاس و ناامیدی از رحمت
اميدوارى به خدا
رحمت و آمرزش پروردگار پدیدهای ابدی است که سلامتی حیات باقی انسان را تامین مینماید و ابدیت حقیقتی است که روح آن امید و اطمینان نفس است و خداوند متعال این صفت را از ویژگیهای مؤمنان و مهاجران و مجاهدان راه حق برمیشمرد و میفرماید ان الذین امنوا والذین هاجروا وجهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله والله غفور رحیم 1 یقینا کسانی که ایمان آورده و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.این گروه رزمنده و فرمانبر رسول الله صلی الله علیه و آله به خاطر داشتن استواری در ایمان و هجرت و جهاد مشمول عنایتها و آمرزش الهی میگردند و اگر مرتکب خطاهایی بشوند به خاطر ارزشهایشان مورد بخشش قرار میگیرند. پس هدف امید را باید به سوی خدای منان قرار داد که نجات در آن است.حضرت علی علیه السلام در این باره میفرماید اجعلوا کل رجائکم لله سبحانه و لاترجو احدا سواه فانه ما رجا احد غیر الله تعالی الا خاب. 2 هر چه امید دارید به خدای سبحان داشته باشید و به کسی جز او امید مبندید؛ زیرا هیچ کس به غیر خدای متعال امید نبست مگر آن که ناکام ماند.زیرا امیدهای دروغین انسان را گرفتار ترس حقیقی میکند و به درهای بستهای برمیخورد که چارهای غیر از بازگشت به سوی حق ندارد. امید و رجا در کلام نراقی مرحوم ملا احمد نراقی در فصل بیان صفت رجا مینویسد ضد یاس از رحمت خدا امیدواری به اوست که آن را صفت رجا گویند و رجا عبارت است از انبساط سرور در دل به جهت انتظار امر محبوبی و این سرور و انبساط را وقتی رجا و امیدواری گویند که آدمی بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کرده باشد ... و اگر کسی بعضی اسباب را تحصیل نکرده که حصول محبوب مشکوک فیه باشد آن را آرزو و تمنی گویند مثل آن که تخم را به زمین قابلی افکنند اما در آب دادن کوتاهی و تقصیر نمایند ...طریقه تحصیل آن این است که در اسباب امیدواری تامل کند و آنها را بر دل خود نقش کند و تکرار کند و پیوسته متذکر آنها بوده باشد پس ملاحظه نماید در نعمتهای فراوان و کرامتهای بیپایان که در دنیا به بندگان خود نموده ... 3 در نکوهش صفت ناامیدی … از حوادث دردناک اجتماعی باشد.به این معنا که مفاسد فردی و اجتماعی و جنایتهای نفسی و گروهی در اثر کمبود امنیت اصولی است. آرامش روحی و روانی وقتی به دست میآید که در جامعه انسانی دو اصل حکومت کند 1- اصل ایمان2- اصل عدالتاگر پایههای ایمان به خدا و احساس مسئولیت سست گردد و عدالت اجتماعی جای خود را به ستم و خود محوری بسپارد امنیت حیاتی بشر به خطر میافتد بر همین اساس بیشتر اندیشمندان دینی جهان کوشش خود را برای برچیدن بساط ناامنی و تجاوز به کار بستهاند؛ اما به دلیل فاصله گرفتن سیاست از اصول اخلاقی به ویژه امنیت روانی و آرامش فکری مردم؛ ستمگری در دنیا بیداد میکند.بنابراین تاثیر ایمان در آرامش و امنیت روحی برای هیچ انسانی پوشیده نیست همان گونه که ناراحتی وجدان و تزلزل روانی و سست باوری نوع بشر به خاطر ستم بر نفس و طغیان هوای نفس است. و هم اکنون دنیا هم به این نتیجه رسیده است که در سایه ایمان و نماز و دعا و نیایش انسان به آرامش روحی و جسمی میرسد و در بیمارستانها برای بهبود بیماران دعا و نیایش حق توصیه میشود. پس تا انسان در پرتو ایمان و ولایت حق قرار نگیرد به نفس مطمئنه نمیرسد.حضرت علی علیه السلام در وصف سالکان امنیت روان را مورد توجه قرار میدهد و میفرماید قد احیی عقله و امات نفسه حتی دق جلیله و لطف غلیظه و برق له لامع کثیر البرق فابان له الطریق و سلک به السبیل و تدافعته الابواب الی باب السلامه و دار الاقامه و ثبتت رجلاه بطمانینه بدنه فی قرار الامن و الراحه بما استعمل قلبه و ارضی ربه. 7 همانا عقل خود را زنده کرد و نفسش را میراند به طوری که جسمش باریک و دلش نرم شد و نوری در نهایت فرو زندگی برایش درخشید که راه را برای او روشن کرد و به آن نور راه را پیمود ابواب سلوک او را به در سلامت و خانه اقامت راندند و قدمهایش همراه آرامش تن در جایگاه امن و راحت استوار شد چرا که قلبش را به کار گرفت و پروردگارش را خشنود ساخت.خوف از خدا جایگاهی بزرگ برای امنیت حیاتی انسان است؛ چنانکه حضرت علی علیه السلام فرمود خف الله خوف من شغل بالفکر قلبه فان الخوف مظنه الامن و سجن النفس عن المعاصی. 8 از خداوند چونان کسی بترس که دل خویش را با اندیشه خدا مشغول داشته است؛ زیرا ترس جایگاه امن و بازداشتگاه نفس از گناهان است.ترس و وحشت انسان از پیرامون خود به خاطر نبود ترس از پروردگار است؛ زیرا حق تعالی درگاه خود را محل امن قرار داده و ترس از مقام حق سبب آرامش نفس دوری از شیطان و زندگی در سایه ایمان است.امام صادق علیه السلام فرمود پنج صفت است که هر کس یکی از آنها را دارا نباشد زندگیش پیوسته گرفتار کمبود و فکرش سرگردان و دلش سرگرم است 1- تندرستی2- امنیت3- روزی فراوان و گسترده4- همدم سازگار راوی پرسید منظور از همدم همراه چیست؟ فرمود همسر خوب فرزند نیک دوست صالح.5- آسایش که جامع همه آنهاست. 9 حضرت فیض کاشانی به درگاهش چنین عرضه داشته است بده پیمانه سرشار امشب مرابستان زمن ای یار امشبندارم طاقت بار جدایی مرا از دوش من بردار امشب نقاب من ز روی خویش برگیر بر افکن پرده از اسرار امشبز خورشید جمالت پرده بردار شبم را روز کن ای یار امشببیا از یکدیگر کامی بگیریم فلک درخواب و ما بیدار امشبببالینم دمی از لطف بنشین مرا مگذار بی تیمار امشببه دست خویشتن تیمار من کن مرا مگذار با اغیار امشبنخواهم داشت از دامان جان دست سرفیض است و پای یار امشب پی نوشت ها ______________________________ 1 - بقره 2 218. 2 - غرر الحکم 196 حدیث 3861. 3 - معراج السعاده 149 فصل در بیان صفت رجا. 4 - معراج السعاده 148 صفت سوم یاس از روح الله و ناامیدی از رحمت
استغفار پيامبر صلى الله عليه و آله براى امت
خدا مردم فاسق را هدایت نمیکند.به فرموده حضرت صادق علیه السلام در جملات پایانی روایت اگر کسی پیامبر صلی الله علیه و آله را بشناسد و امر و نهی و سنن و آداب رسول اکرم صلی الله علیه و آله را پیروی کند از استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله بهرهمند خواهد شد بیخبرانی که درخواست اینگونه حاجات را از آبرومندان درگاه خدا منافات با توحید میدانند گرفتار حماقت و بیخردی و جهل به معارف الهی هستند و قرآن و اسلام را نفهمیده و جیرهخوار و نوکر استعمارند 6 .شفاعتمسئله شفاعت در قرآن مجید و روایات و اخبار به عنوان یک اصل مهم اسلامی و در عالم طبیعت به عنوان یک اصل مهم تکوینی مطرح است و انکار هر یک از دو اصل تشریعی و تکوینی ناشی از جهل و بیاطلاعی نسبت به حقایق الهی و مسائل عالی طبیعی و تکوینی است.در عالم طبیعت چه در نظام سماوی چه در عالم جمادی چه در جهان نبات و حیوان موجودات مکمل یکدیگرند و کمبود و نقص موجودی با مایه گذاشتن موجود دیگر در صورتی که موجود اول استعداد و لیاقت و پذیرش خود را از دست نداده باشد قابل برطرف شدن است و این معنای شفاعت در عالم تکوین است.درخت در صورتی که ریشه فعال و زندهای داشته باشد وقتی جفت زمین شود و همبستگی با خاک پیدا کند با شفاعت زمین نیاز خود را نسبت به آب و املاح تامین میکند اما اگر ریشهاش خشک و فعالیت تنه و ساق و برگ و پیوندها و آوندها متوقف شده باشد شفاعت زمین برای او سودی ندارد.طفل با شفاعت سینه مادر مواد لازم را جذب و از شیر که همراه با مواد مورد نیاز بدن اوست استفاده میکند ولی اگر طفل آنقدر مریض و بیحال و در شرف مرگ باشد شفاعت سینه مادر نفعی به حال او ندارد.ما با شفاعت هوا به وسیله دستگاه تنفس از هوای آزاد استفاده کرده و ادامه حیات میدهیم اما اگر دستگاه تنفس ما از کار بیفتد از شفاعت هوا چه سودی عاید ما میگردد.در عالم تشریع هم شفاعت از همین قبیل است. ما اگر از توحید با خبریم از حلال و حرام خدا مطلعیم و اگر از ایمان به قیامت و ملائکه و کتب آسمانی بهرهوریم و اگر در مسیر رشد و کمالیم همه و همه از برکت پیامبر و امامان علیهم السلام است و شفاعت آنان در دنیا نسبت به ما در پیشگاه حضرت حق معنایی جز این ندارد به عبارت دیگر اگر ما تنهای از نبوت و امامت بودیم از حقایق بیخبر میماندیم و راه رشد و کمال و ایمان و اسلام و عمل صالح و اخلاق حسنه به روی ما بسته بود ولی اکنون که در کنار نبوت و امامت قرار دادیم از آن همه حسنات برخورداریم و این معنای شفاعت پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به مرحله زندگی دنیایی ماست.در آخرت نیز قضیه شفاعت از همین قرار است به این معنی وقتی ما مؤمن وارد آخرت شویم و تا حدی دارای عمل صالح باشیم و وضع ما نشان بدهد که در دنیا از گناهان خود پشیمان بودیم شفاعت پیامبر و ائمه علیهم السلام به اذن خدا نصیب ما گشته ما را از معطلی و یا هلاکت نجات میدهد.وقتی انسان با مقام توبه وارد محشر شود و حقیقت ایمان در او تجلی داشته باشد و در حد خودش به واجبات عمل کرده باشد و خلاصه قدرت پذیرش واقعیتها و استعداد قبول حقایق در او زنده باشد چرا شفاعت شفیعان نصیب او نگردد.در آیات استغفار که در فصل قبل گذشت خواندید که خداوند در سوره نسا آیه 64 فرمود وقتی گنهکاران پشیمان به خدا رو کنند و به جانب رسول من آمده از او بخواهند برایشان مغفرت کند خدا را تواب و رحیم خواهند یافت مگر در آیات سوره یوسف نخواندید برادران بیدار شده و پشیمان به نزد یعقوب آمده از او خواستند برایشان از خدا طلب مغفرت کند شفاعت در قیامت یا در دنیا معنایی جز این ندارد.شفاعت اسلامی از قبیل پارتی بازیهای دنیا در نزد ستمگران و زورگویان نیست که نتیجهاش تقویت ظالم و گنهکار و ستمکار باشد و مجرم را بر ادامه جرم تشویق و ترغیب نماید بلکه شفاعت در اسلام معالج و سازنده و دستگیر و قطع کننده جرم و گناه است و اگر داستان شفاعت آبروداران در پیشگاه حق چه در دنیا چه در آخرت نبود برای گناهکار جز روح یاس و ناامیدی از رحمت
بيمارى گناه
اندیشهای به آن اعتنا ندارد چرا که گنهکار که از هر جهت محدود است در برابر دریایی بینهایت در بینهایت از رحمت و لطف و کرم و احسان قرار دارد و ناامیدی وی هیچ گونه قابل توجیه نیست.رسول خدا … از رحمت حقمسئله یاس و ناامیدی گنهکار از رحمت حق و تلقین این معنای خلاف به قلب که وضع من به صورتی است که خداوند هرگز مرا قبول نمیکند برگشتش به این معناست که حضرت حق قدرت بر بخشیدن و عفو مرا ندارد.محدود کردن قدرت حق در اندیشه و فکر در حقیقت تهمت به حضرت او و جناب او را چون مخلوق انگاشتن است و این گونه تفکر نسبت به وجود مقدسی که قدرتش بینهایت در بینهایت است گناهی بس عظیم و ستمی بس بزرگ است.قرآن مجید نومیدی از رحمت حق را اندیشه آلوده و فکر ناپاک گمراهان میداند و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون 4 چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش ناامید میشود؟حضرت صادق علیه السلام از قول یکی از حکما نقل میکند که فرموده الیاس من روح الله اشد بردا من الزمهریر. 5 ناامیدی از رحمت خدا … از اولیای خدا و عرفای شامخ و معلم اخلاق و حقیقت شدند.بیمار باید به این معنی توجه کند که طبیب این بیماری خدا و انبیا و امامان و نسخه علاج قرآن و روایات و راه رسیدن به این طبیبان و نسخههای شفابخش توبه است.چون دانستیم گناه بیماری است و علاج آن صد در صد امکانپذیر است و آیات و روایات خداوند را قبول کننده توبه و رحیم و بخشاینده و غافر معرفی میکند یاس از علاج مساوی با کفر است.انه لاییئس من روح الله الا القوم الکافرون 2 زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مایوس نمیشوند.قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم 3 بگو ای بندگان من که با ارتکاب گناه بر خود زیاده روی کردید از رحمت خدا نومید نشوید یقینا خدا همه گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. عظمت گناه ناامیدی
اوصاف و اعمال شياطين انسى و جنى در قرآن (1)
از رحمت الهی و بهشت در روز قیامت.یا بنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه 6 ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد چنانکه پدر و مادرتان را با فریبکاریش از بهشت بیرون کرد.امر به فحشا و منکر 6- امر به فحشا و منکر در تمام زمینههای اعتقادی اخلاقی عملی.یا ایها الذین آمنوا لاتتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشا و المنکر و لولا فضل الله علیکم و رحمته مازکی منکم من احد ابدا ولکن الله یزکی من یشا و الله سمیع علیم 7 ای مؤمنان از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گامهای شیطان پیروی کند هلاک میشود ؛ زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان میدهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هرگز احدی از شما از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند پاک نمیشد ولی خدا هر که را بخواهد پاک میکند؛ و خدا شنوا و داناست.اگر شیطان را به معنی وسیع کلمه یعنی هر موجود موذی و تبهکار و ویرانگر تفسیر کنیم گستردگی این هشدار در تمام ابعاد زندگی روشن میشود. هرگز این انسان پاکدامن و با ایمان را یک مرتبه نمیشود در آغوش فساد پرتاب کرد بلکه گام به گام این راه را میسپرد گام اول معاشرت و دوستی با آلودگانگام دوم شرکت در مجالس آنان.گام سوم فکر گناه.گام چهارم ارتکاب مصادیق مشکوک و شبهات.گام پنجم انجام گناهان صغیره.و بالاخره در گامهای بعد گرفتار بدترین کبایر میشود درست مانند کسی که زمام خویش را به دست جنایتکاری سپرده او را گام به گام به سوی پرتگاه میبرند تا سقوط کند و نابود گردد. 8 ایجاد سرگرمیهای لهو 7- ایجاد سرگرمیهائی که انسان را از حضرت حق دور کند و وی را از عبادات و طاعات باز دارد به وسیله آرزوها به خصوص آرزوهای فریبنده که قرآن به یمنی تعبیر میکند.یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا 9 شیطان به آنان وعده دروغ میدهد و در آرزوها ی سرابوار میاندازد و جز وعده فریبنده به آنان نمیدهد.راستی این آرزوهای طولانی و دراز و بی پایه که برای رسیدن به همه آن زمانی در اختیار نیست چه بلاها که بر سر جوامع انسانی نیاورده و چه خسارتهای جبران ناپذیری که به حیات انسان نزده است.اگر همه انسانها به پیروی از انبیا و اولیا و امامان معصوم به دنبال خیر دنیا و آخرت بودند از این مشکلاتی که همه انسانها با آن دست به گریبان هستند خبری نبود.هر که از دوست زنده شد جانش نرود دل به باغ و بستانشکشته عشق را که زنده کند بار دیگر نسیم جانانشنیست عاشق که پیش غمزه دوست دیده برهم نهد زپیکانشتا بود نوح ناخدا ای دل چه غم از موج و بحر طوفانشیا مده دل بدست دوست هما یا بنه سر به خط فرمانش رضاقلی خان شیرازی هما چیرگی بر عقل 8- زمینه سازی برای چیره شدن به عقل و مشاعر و احساسات و همه ظاهر و باطن انسان برای دور کردنش از حق و انداختن به راه باطل است.استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله اولئک حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون 10 شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان یقینا همان زیانکارانندرواج قمار و شراب 9- ایجاد دشمنی سخت و شدید در بین مردم به وسیله رواج قمار و شراب و بازداشتن انسان از ذکر حق و نماز و به تعبیر قرآن ایجاد بغضا است.انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضا فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلاه فهل انتم منتهون 11 مسلما شیطان میخواهد با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه سخت اندازد و از یاد خدا و نماز بازتان دارد؛ آیا شما از این امور با همه زیانها وخطراتی که دارد خودداری خواهید کرد؟حضرت رضا علیه السلام در نامهای به مامون نوشتند ایمان ادای امانت و اجتناب از تمام گناهان کبیره است. ایمان معرفت به قلب اقرار به زبان و عمل به ارکان است.مقصود از اجتناب کبایر قتل نفسی است که خداوند حرام کرده و زنا سرقت شرب خمر عقوق والدین فرار از جبهه خوردن مال یتیم به ستم خوردن گوشت میته و خون و گوشت خوک و آنچه برای غیر خدا ذبح شده بدون ضرورت. و خوردن ربا و مال حرام و قمار و کم گذاشتن در ترازو و تهمت به پاکدامن و زنا و لواط و ناامیدی
English