در برابر ماهوارهها و تهاجم فرهنگی مقاوم باشیم و باورهای خود را از فرهنگ قرآن و اهل بیت بگیریم آسیبهای اجتماعی کمتر میشوند.حضرت استاد انصاریان در جلسه درس تفسیر قرآن خود در مدرسه فیضیه قم ضمن برشمردن گروههایی در تاریخ که درباره مرگ و عالم آخرت نظر دادهاند بیان داشتند گروهی که متاسفانه تاثیرات زیادی در جهان داشتهاند و دارای پیروان زیادی هم بودهاند اعتقادی به معاد و عالم آخرت ندارند و مرگ را پایانی برای انسان میدانند این گروه عامل بسیاری از فجایع جنگها نابسامانیها و انحرافات در اجتماعات شدهاند و در برنامه ریزیهای کلان خود نیز این دیدگاه غلط را دخیل کردهاند که نتیجه آن این جنگها تجاوزات استعمارها و تضییع حقوق مردم مظلوم در جایجای دنیا شده است زیرا اگر به مرگ و معاد اعتقاد داشتند به این نکته پی میبردند که اگر در این دنیا ظلمی کنند قطعا پاسخ آن را در آخرت خواهند گرفت.اما گروهی دیگر که اعتقاد خود را از اسلام گرفتهاند و با نگاه دینی و اسلامی به آخرت می نگرند به معاد اعتقاد دارند و دچار ظلم و تجاوز نمیشوند این گروه میدانند که مرگ عدم نیست بلکه جدایی بین بدن و روح است و جدایی انسان و دنیا.معظمله در ادامه افزودند اگر نگاه اسلامی به مقوله فرهنگ داشته باشیم و فرهنگ خود را از اهل بیت و قرآن بگیریم قطعا فساد و آسیبهای اجتماعی کمتر شده و جامعه شکوفا میشود.حضرت استاد انصاریان با تاکید بر این مطلب که باید با ارتباط با قرآن و اهل بیت خود را در برابر تهاجمات و فسادها و آلودگیها مقاوم نمود و برای رسیدن به سعادت در مقابل گناه ایستادگی
141 مطلب یافت شد
خوردن مال حرام چه ربطي به قساوت قلب و اثر نكردن موعظه دارد؟
در بین عوامل خوردن مال مردم یافت نشد. البته خوردن مال مردم اگر از مصادیق گناه و نافرمانی خدا باشد باعث تجری و ایستادگی در برابر خدا و خواه هاخواه باعث دوری از خدا و عناد و لجاجت می
صبر و شكيبائى
در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن جزع بیتابی از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است. علاوه بر زندگی مادی در زندگی معنوی نیز این مساله وجود دارد. اگر انسان در برابر نفس سرکش و هوا و هوسها و زرق و برق دنیا و جاذبههای گناه ایستادگی … نمیرسد.از این رو علمای علم اخلاق صبر را به سه دسته تقسیم میکنند 1- صبر بر اطاعت یعنی شکیبایی در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد.2- صبر بر معصیت یعنی ایستادگی در برابر انگیزههای نیرومند و محرک گناه … در برابر آنچه میگویید از خداوند یاری میطلبم 3- و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را به یادآور که همه از صابران بودند.4- خضر گفت تو هرگز نمیتوانی با من شکیبایی کنی ولی موسی قول داد که شکیبا خواهم بود .5- .. گروهی از بنی اسرائیل گفتند امروز ما توانایی مقابله با جالوت و سپاهیان او رانداریم اما آنها که به روز رستاخیز ایمان قوی داشتند گفتند چه بسیار گروههای کوچکی که به فرمان خدا بر گروههای عظیمی پیروز شدند و خداوند همراه با صابران و یار استقامت کنندگان است.6- ای پیامبر صبر کن آن گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند و برای عذاب آنان شتاب مکن هنگامی که وعدههای عذاب را که به آنها داده شده مشاهده کنند احساس میکنند که گویی فقط ساعتی از یک روز در دنیا توقف داشتند7- پس صبر کن صبری جمیل و زیبا خالی از هر گونه ناسپاسی .8- ای کسانی که ایمان آوردهاید در برابر مشکلات و مصائب و هوسهای سرکش .استقامت کنید و در برابر دشمنان نیز پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت نمائید و از خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید9- ای افرادی که ایمان آوردهاید از صبر و استقامت و نمازکمک بگیرید زیرا خداوند با صابران است.10- بگو ای بندگان من که ایمان آوردهاید از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید برای کسانی که در این دنیا نیکی کردهاند پاداش نیکی است و زمین خدا وسیع است اگر تحت فشار سران کفر بودید مهاجرت کنید که صابران اجر و پاداش خود را بیحساب دریافت میدارند 11- فرشتگان در قیامت به آنان میگویند. سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان چه نیکوست عاقبت آن سرا ی جاویدان 12- آری آنها عباد الرحمن هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیبایی و صبرشان به آنان پاداش داده میشود و در آن با تحیت و سلام روبهرو میشوند13- قطعا همه شما امت محمد را با چیزی از ترس گرسنگی و خسارت اموال و جانهاو میوهها آزمایش میکنیم به استقامت کنندگان در برابر آزمایشها بشارت پیروزی وپاداش بزرگ ده14- ...آنها که یکدیگر را به حق سفارش کردند به شکیبایی و استقامت توصیه نمودندتفسیر و جمعبندی الگوهای صبر و اسطورههای مقاومتدر میان پیامبران الهی که هر یک ویژگی خاصی از فضایل اخلاقی را به صورت درخشانتر دارا بودند حضرت ایوب علیه السلام به عنوان پیامبر صبور شناخته میشود. اوالگوی صبر و مقاومت در برابر مشکلات بود به همین دلیل حالات او در سوره ص موقعی که مسلمانان در مکه تحت فشار شدید قرار داشتند به عنوان یک سرمشق بزرگ نازل شد و به مسلمانان درس صبر و استقامت داد.درست است که نام یا سرگذشتحضرت ایوب علیه السلام در چندین سوره از قرآن آمدهاست ولی مشروحتر از همه در سوره ص دیده میشود که نخستین آیه مورد بحث ازآیات همان سوره است. در آیه 44 سوره ص آمده است ما ایوب را شکیبا یافتیم چه بنده خوبی بود که بسیار بازگشت کننده به سوی خدا بود ..انا وجدناه صابرا نعم العبد انه اواب .حضرت ایوب علیه السلام به عنوان یک آزمون بزرگ گرفتار مصائب عظیمی شد تا درجه شکرگزاری او آشکار گردد و به مقام قرب پروردگار نزدیکتر شود.او که اموال زراعت و گوسفندان فراوان و فرزندان برومند و لایق و متعدد داشت در یک آزمون بزرگ همه چیز حتی فرزندان خویش را از دست داد و خود نیز به بیماری شدیدی مبتلا شد.آن حضرت چنان بیمار گشت که از شدت درد به خود میپیچید و بدینسان اسیر ودر بند بستر بیماری و درد گردید ولی هیچ یک از این امور از شکر او نسبت به درگاه خداوند نکاست.زخم زبانهای زیادی از دوست و دشمن شنید مصیبتی که شاید بالاترین مصائب بود گاهی عباد و راهبان بنیاسرائیل به دیدنش میآمدند و به صراحت میگفتند تو چه گناه عظیمی کردهای که به این عذاب الیم گرفتار شدهای؟ ولی آن حضرت باز رشته صبر را از کف نمیداد و چشمه زلال شکر و سپاس الهی را به کفران و ناشکری آلوده نمیساخت. تنها کاری که کرد این بود که بعد از مدتی طولانی به پیشگاه خداوند عرضکرد بار پروردگاراشیطان مرا به رنج و عذاب افکند و انتظار گشایش تنها از تو دارم و اذکر عبدنا ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب .هنگامی که این پیامبر عظیمالشان تمام مراحل این آزمایش بزرگ را پشت سرگذاشت و با کوهی از صبر و استقامت در برابر مصائب بزرگ ایستادگی
صبـــر؛ ضرورتی برای آرامش و کمال
در برابر هواست. به عبارت دیگر صبر پایداری انگیزه دینی در برابر انگیزه های مخالف است. بعضی افعال به انسان کمک می کنند تا به کمال اخلاقی و قرب خداوند نایل شود و برخی مانع و مزاحم کمال او هستند. پس باید از افعالی که مزاحم کمال ما هستند خودداری کنیم و به عبارت دیگر در برابر انگیزه های این گونه افعال مقاومت نماییم؛ یعنی صبر کنیم. انگیزه هایی که انسان را به کارهای معارض با کمال دعوت می کنند سه نوعند ۱ برخی از آنها انسان را به شکایت از قضای الهی و اظهار ناخرسندی از آن دعوت می کنند. ۲ برخی از آنها انسان را دعوت به انجام افعالی خلاف کمال او می سازد. ۳ امیال و هواهای نفسانی است که انسان را به درک لذات ممنوع وادار می سازد.● صبر بر معصیت؛ برترین صبرهاثواب و فضیلت صبر بر معصیت به مراتب افزون تر از ثواب و فضیلت صبر بر طاعت است و ثواب و فضیلت صبر بر طاعت به مراتب بالاتر از ثواب و فضیلت صبر بر مصیبت می باشد. پیامبر ص مراتب صبرهای سه گانه رابدین صورت بیان فرموده اند کسی که در مصیبت صبر کند و با صبر نیکویش شدت آن را از سر بگذراند خداوند برای او سیصد درجه می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله آسمان و زمین است و کسی که بر طاعت صبر کند خداوند برای او ششصد درجه می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا عرش است و کسی که بر گناه صبر کند خداوند نهصد درجه برای او می نویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا منتهای عرش است. ● آثار صبربرخی از مهمترین آثار صبر به شرح زیر می باشد ۱ صبر و ظفر قرین هم اند. امیرالمؤمنین ع می فرمایند انسان شکیبا پیروزی را از دست نمی دهد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد. ۲ انسان صبور از ارتکاب گناهانی همچون جزع بر قضای خداوند ایمن است و بر صبوری خود پاداش می گیرد امیرالمؤمنین ع می فرمایند اگر شکیبایی کنی حکم خدا بر تو جاری می شود و پاداش داده می شوی و اگر بی تابی کنی باز هم تقدیر خدا بر تو جاری است ولی گناهکاری. ۳ کسی که صبر می کند خداوند دعای او را مستجاب می کند و جبران مصیبت او را می کند. ۴ صابران که بر طاعات و معاصی شکیبایی می کنند آخرتی نیکو دارندو پاداش های بی حساب خداوند بر آنان می بارد. ۵ صبر در برابر بلایا باعث رشد انسان و ترقی او در مراتب کمال است. ۶ صبر بر طاعت و معصیت انسان را بهشتی می کند. ۷ صبر باعث تبدیل مصائب به لطف و رحمت خداوند آسودگی خاطر از حساب آخرت و دخول در بهشت می گردد.● رابطه صبر و ایمانرابطه ایمان و صبر دو طرف دارد از یک سو ایمان نظری سازنده صبر است و از سوی دیگر بدون صبر ایمان عملی تحقق نمی یابد. صبر از مهمترین ارکان ایمان است چرا که در حدود ۷۰ آیه در قرآن در این باره سخن گفته شده است و در حدیث نبوی صبر نیمی از ایمان شمرده می شود. امام علی ع فرموده اند ایمان بر چهار ستون استوار است صبر و یقین و عدل و جهاد. صبر مقاومت در برابر هر انگیزه ای است که انسان را از خداوند دور می کند؛ بنابراین تخلق به هر یک از اخلاقیات ایمانی نیازمند صبر است زیرا در اخلاق ایمان و خلق نیکو با معیار اثر گذاری آن در تقرب انسان به خداوند نیکو شمرده می شود و در برابر هر خلق نیکو نیازمند پایداری و تمرین و ممارست است. بنابراین ایمان به معنای معرفت و یقین به خداوند و اسمای حسنای او شرط ضروری و مقدمه لازم صبر است. از طرف دیگر ایمان علاوه بر اقرار زبانی و معرفت یقینی مشتمل بر عمل به ارکان نیز می باشد و عمل به مقتضای معرفت خود نیازمند صبر و مقاومت است. در نتیجه می توان گفت بدون صبر ایمان کامل که التزام عملی به دین خداست امکان پذیر نیست.● راه های تحصیل صبرراه های تحصیل صبر را می توان این گونه خلاصه کرد ۱ تقویت معرفت و یقین به خداوند و حکمت و خیرخواهی او ۲ توجه به آثار مثبت صبر ۳ توجه به این که ملکه صبر شرط توفیق به انجام تکالیف و پرهیز از گناهان است و همه کارهای انسان با صبر به نتیجه خواهد رسید ۴ کسی که شکیبایی می کند افزون بر آنکه آخرتی نیکو دارد زندگی دنیای او نیز آرام و موفقیت آمیزتر است. اندیشیدن به این واقعیت نیز انسان را به شکیبایی راغب می سازد ۵ ممارست برای تحصیل صبر ۶ اندیشیدن به عواقب و نتایج سو ناشکیبایی.● سخن پایانیصبر علاوه بر زندگی مادی در زندگی معنوی نیز وجود دارد اگر انسان در برابر نفس سر کش و هوس ها و زرق و برق دنیا و جاذبه های گناه ایستادگی … در برابر عوامل منفی قادر به ایستادگی نیست. به همین دلیل کلید اصلی پیروزی ها صبر و شکیبایی است. افراد سست اراده و کم حوصله و کم استقامت بسیار زود از میدان حوادث می گریزند یا در برابر حجم مشکلات زانو می زنند. در حالات علمای بزرگ مذهبی و دانشمندان علوم دیگر که به اختراعات و اکتشافات بزرگی نایل شدند چیزی که بیش از هر چیز دیگر می درخشد صبر و استقامت آنهاست.● تعریف صبرصبر در لغت به معنای حبس و بازداشتن است. هر گاه کسی خویشتن را از فعلی اختیاری باز دارد صبر کرده است. بنابراین صبر را در معنای عام آن می توان این گونه تعریف کرد باز داشتن خود از عملی که مانع رسیدن به هدف و یا موجب تاخیر در رسیدن به هدف می شود. صبر در این معنا خود به خود فضیلتی اخلاقی نیست بلکه مقاومتی است که ناشی از تسلط فرد بر خویشتن است. این مقاومت در صورتی از لحاظ اخلاقی فضیلت خواهد بود که هدف شخص صابر کمال اخلاقی و تقرب به خداوند باشد و صبر در برابر چیزی صورت گیرد که با کمال اخلاقی و تقرب خداوند در تعارض و تقابل باشد.● اقسام صبرپیامبر اعظم ص انواع سه گانه صبر را به شرح زیر معرفی می نمایند شکیبایی بر سه قسم است شکیبایی در مصیبت و شکیبایی بر طاعت و شکیبایی از گناه
علل و عوامل پایداری در دین
در برابر مشکلات و سختی ها باز پس می زنند. دین و اخلاق همواره در حیات فکری و معنوی بشر نقش اساسی و مهمی داشته اند ولی به تناسب شرایط جامعه و بروز موانع میزان پایبندی افراد به دین و اخلاق دچار شدت و ضعف می شود. حال این سؤالات مطرح می شود که ابعاد و نشانه های پایداری در دینداری چیست؟ عوامل موثر در ایجاد یا رسیدن به پایداری در دین چیست؟ نویسنده مطلب کوشیده است در این باره توضیحاتی ارائه نماید. اینک با هم مطلب را از نظر می گذرانیم ۱ منشا پایداریانسان در مسیر زندگی خود گرفتار وسوسه های شیطانی مختلفی می شوند که ثبات و قرار را از او می گیرد ایمان را متزلزل می کند اراده را سست می نمایند قدم ها را نااستوار می سازند و دلش را مضطرب و پریشان خاطر می گردانند. این عدم ثبات و پایداری عاقبتش چیزی جز تباهی و هلاکت نیست. یاد خداوند منشا نجات انسان از تردید و دودلی بی قراری و بی تابی است که دل را استحکام می بخشد و قدم ها را استوار می گرداند.۲ پای بندی به مقررات دینی و اخلاقپایبندی به مقررات دین و اخلاق نخستین نشانه نیرومندی در دینداری و اخلاق است فردی که در دینداری نیرومند است در همه احوال خود را مقید و پایبند به مقررات و احکام دین می داند.۳ عدم نقض میثاق الهیمیثاق در اصل به معنای طناب و ریسمانی است که اسیران جنگی یا حیوانات را با آن می بندند. افراد دیندار به علت ایمانی که دارند به عهدی که با خدا بسته اند پایبندند از خدا و رسول او اطاعت کرده و در راه وفای به عهد ایستادگی و مقاومت می کنند و حاضرند در این راه جان خویش را فدا کنند.۴ وفای به عقودعقود جمع عقد در اصل به معنای جمع کردن اطراف یک چیز محکم است و به همین مناسبت گرده زدن دو سر طناب را با هم عقد می گویند. افراد دیندار و اخلاق مدار پس از بستن هرگونه عقد و عهدی حرمت عهد و پیمان خود را نگه می دارند و عهدشکنی نمی کنند زیرا با نقض عهد و پیمان عدالت اجتماعی از بین می رود و در جامعه هرج و مرج به وجود می آید. در پایبندی به مقررات دین مخصوصا جائی که با منافع شخصی انسان در تضاد است ایمان و اخلاق و تقوای الهی بیشترین اثر را دارد و به همین علت است که قرآن در معرفی افراد با ایمان پای بندیشان به عهد و پیمان را ذکر می کند. در روایات نیز وارد شده که سلامت دین انسان در گرو وفای به عهد اوست.حضرت علی ع در پای بندی خود به قوانین الهی می فرماید به خدا قسم اگر اقلیم های هفت گانه را با تمام آنچه در آن است به من دهند تا که پوسته جویی را از دهان مورچه ای باز گیرم هرگز چنین نخواهم کرد.از تامل در بیانات این امام بزرگوار استفاده می شود که آن حضرت به قدری به مقررات دین به همراه اخلاق و آداب نیکو پای بند بود که حاضر می شد در این راه انواع سختی ها و مشقت ها را تحمل نماید اما لحظه ای در حفظ آیین الهی مسامحه و سهل انگاری نکند.۵ قاطعیت در اجرای حدود قاطعیت در اجرای حدود شرع یکی دیگر از نشانه های نیرومندی در دینداری است فردی که در دینداری نیرومند است اگر در منصب حاکمان و کارگزاران دولت اسلامی قرار گیرد باید بدون در نظر گرفتن منافع خود و تنها با انگیزه الهی و با قاطعیت تمام احکام الهی را اجرا نماید و با تساهل و سهل انگاری مانع از اجرا و تعطیلی احکام خدا نشود به ویژه اگر دین امور مربوط به اقامه حق و دفاع از مظلوم و سرجای نشاندن ستمکاران باشد.۶ استقامتیکی از نشانه های دینداری و اخلاق اسلامی پایداری و ایستادگی در برابر مشکلات و ناملایمات و گناه
چگونه گناه نکنیم؟
شنیدید بخشی از آیات قرآن کریم و روایات اهلبیت درباره گناه علت گناه آثار گناه در زندگی دنیای انسان و هنگام مرگ و برزخ و قیامت است. علت گناه را دو شب توضیح دادم. ایستادگی در برابر
دنیا؛ میدان تمرین بندگی از نگاه امام علی(ع)
در برابر خداونددر دعای کمیل میخوانیم انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین ؛ من بنده ناتوان خوار کوچک نیازمند و درمانده تو هستم. 13 این اعتراف بیان حقیقت وجود انسان در برابر پروردگار است.چه کسی میتواند مانند امیرالمؤمنین علی ع عبادت کند؟ چه کسی توان بندگی حضرت زهرا س حضرت ابراهیم ع امام حسین ع و دیگر اولیای بزرگ الهی را دارد؟قرآن کریم نیز درباره ضعف انسان میفرماید یرید الله ان یخفف عنکم وخلق الانسان ضعیفا ؛ خداوند میخواهد بر شما آسان بگیرد؛ زیرا انسان ناتوان آفریده شده است. 14 از سوی دیگر خداوند هیچ انسانی را فراتر از توان او مکلف نمیکند لا یکلف الله نفسا الا وسعها ؛ خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش تکلیف نمیکند. 15 بنابراین اعمال هر انسان متناسب با ظرفیت توان و شرایط او سنجیده میشود.طلب عفو و مدارا از پروردگارانسان مؤمن در عین تلاش برای انجام وظایف خود همواره از خداوند درخواست عفو و گذشت دارد.امام سجاد ع در صحیفه سجادیه به خداوند عرضه میدارند خدایا اگر بخواهی ما را ببخشی از فضل توست و اگر عذابمان کنی به عدالت توست... ما توان تحمل عدالت تو را نداریم و بدون عفو تو برای هیچیک از ما نجاتی نیست. 16 این نگاه انسان را میان دو حقیقت نگاه میدارد مسئولیت در عمل و امید به رحمت.نه میتوان به بهانه رحمت خدا از بندگی دست کشید و نه باید چنان به نقص اعمال خود نگریست که از رحمت پروردگار ناامید شد.مرشد چلویی و مناجات در باز کن مرحوم حاجمرشد چلویی با نام میرزا احمد عابد نهاوندی و تخلص ساعی از چهرههای شناختهشده اهل معرفت و شعر بود. او در بازار تهران طباخی داشت و به پند و اندرز مردم میپرداخت. 17 بخش مهمی از اشعار او در حادثه آتشسوزی از میان رفت و مجموعه باقیمانده اشعارش بعدها با عنوان دیوان سوخته شهرت یافت.در یکی از اشعار مناجاتی او آمده است در باز کن من مرد گلچین نیستم این مصرع تصویری زیبا از حال بندهای است که میداند سرمایهای همانند اولیای بزرگ الهی ندارد اما به کرم خداوند امیدوار است.گویی بنده میگوید من گلهای فراوانی از اعمال بزرگ در دست ندارم که به پیشگاهت بیاورم اما زیبایی بندگان برگزیده تو را دوست دارم و به آنان عشق میورزم؛ پس با من از سر فضل و رحمت رفتار کن.امروز تمرین فردا مسابقهامیرالمؤمنین علی ع پس از معرفی دنیا بهعنوان میدان تمرین میفرمایند و غدا السباق ؛ و فردا روز مسابقه است. 18 تا زمانی که انسان در دنیاست فرصت دارد خود را بسازد اشتباهاتش را جبران کند اخلاق خود را اصلاح نماید و بر سرمایه معنوی خویش بیفزاید.اما قیامت زمان ظهور نتیجه این تلاشهاست.کسانی که دنیا را فرصت رشد دانسته و در مسیر کسب علم پاک کردن دل از رذایل اخلاقی آراستن جان به فضایل و دستیابی به قلب سلیم تلاش کردهاند ثمره تمرین خود را خواهند دید.از همین رو مؤمن باید تا آخرین لحظه عمر به تمرین بندگی ادامه دهد و هر روز گامی به خداوند نزدیکتر شود.روزه؛ یکی از برترین تمرینهای بندگییکی از عالیترین نمونههای تمرین در دنیا روزهداری در ماه مبارک رمضان است.خداوند فرموده است الصوم لی و انا اجزی به ؛ روزه برای من است و من خود پاداش آن را میدهم. 19 روزه تنها تحمل گرسنگی و تشنگی نیست؛ بلکه مدرسهای برای تقویت صبر اراده تقوا و کنترل خواستههای نفسانی است.مؤمن در ماه رمضان میآموزد که حتی در برابر خواستههای حلال خود نیز هنگامی که فرمان خدا اقتضا کند ایستادگی نماید. این تمرین میتواند او را برای مقاومت در برابر گناه
زينب (سلام الله علیها) قهرمان صبر
در برابر مصیبتها و بلاها ایستادگی کند و اگر فرصتی دست میداد او را از حوادث ناگواری که برای او اتفاق میافتاد آگاه میکرد; برای مثال وقتی که زینب با زبان شیرین کودکانه خوابی را که دیده بود برای پیامبر تعریف کرد آن را به گونهای تعبیر نمود که جلوهای از آینده مصیبتبار او میباشد این رؤیا را در تاریخ چنین میخوانیم ای رسول خدا دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از شدت باد به این سو و آن سو افتادم تا این که به درختبزرگی پناه بردم ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم . دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد . برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم آن شاخه نیز از شدت باد درهم شکست . در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم . پیامبر با شنیدن خواب زینب بسیار گریست و فرمود درختی که اولین بار به آن پناه بردی جد تو است که به زودی از دنیا میرود و دو شاخه بعد پدر و مادر تو هستند که آن ها هم از دنیا میروند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنان دنیا تاریک میگردد . ۶ زینب س در مکتب مادر حضرت زهرا س مدتی پس از رحلتحضرت رسول ص از دنیا رفت . بانوی بزرگ اسلام هرچند نتوانست دختر شش سالهاش را به همه نکتهها و دقایق دینی آشنا سازد اما درسهایی به او یاد داد که در آینده رهنمون او در بسیاری از وقایع و حوادث شد به او آموخت در هیچ حالی نباید خدا را از یاد برد و اگر ضرورت اقتضا کرد برای حفظ دین از تندباد بدعتها و تحریف ها باید امر به معروف و نهی از منکر را پیشه سازد و با زبانی فصیح و غرا گمراهان را به اصل دین فراخواند و دشمنان حق و حقیقت را رسوا نماید و اگر بایست همه نامرادیها و دشواریهای روزگار را به دوش کشد . با رفتارش به او تفهیم کرد که باید به همسرش احترام بگذارد و فرزندانش را با خدا و آیین اسلام الفت دهد و اسباب آسایش خانواده را فراهم آورد .زینب در مکتب علی ع و امام حسن ع زینب در جوار علی ع و امام حسن ع بهرههای معنوی فکری بسیار یافت و آن چه را از مادر و جدش فرا گرفته بود فراتر و گستردهتر از این دو بزرگوار به ویژه علی ع آموخت . حال برای این که به تاثیر این آموزشها و تعلیم در شکلگیری خصیتحضرت زینب پی ببریم به چند مورد از فضائل و خصائل ایشان اشاره میکنیم ۱ - علم و آگاهی زینب س در خانهای رشد و تربیتیافت که اهل آن همگی از علم و دانش الهی بهره داشتند و به ذره ذره هستی آگاه بودند . مسلما پرورش یافتن در چنین خانوادهای - که همگی اولوالعلم و راسخان در علمند - ابواب دانش را به رویش گشوده و او را جرعه نوش چشمه علم خدایی کرده است . او از لحاظ علمی به درجهای رسید که امام زین العابدین علیهالسلام دربارهاش میفرماید انتبحمدالله عالمه بلا معلمه فهمه غیر مفهمه; ۷ عمه جان تو بحمدالله زن دانشمندی هستی که رنج معلم و مدرسه را نچشیدهای و فهمیدهای میباشی که به تو علم و درایت نیاموختند . ۲ - صبر و پایداری زینب س در پرتو عنایت و توجه آلعبا بر دشواریها و سختیها صبر کرد رنجها و مصیبتهایی را تحمل نمود که اگر بر کوههای استوار و راسخ نازل میشد از هم فرو میپاشید . ۸ صبر زینب از نوع صبری نبود که هر فرد زبون و ناتوانی به آن تن میدهد بلکه صبری خداپسندانه و هدفدار و اندیشیده بود . وی میدانست این نوع صبر با ایمان رابطه تنگاتنگ دارد و مؤمنی که صابر نباشد پیوسته ایمان و تقوایش متزلزل خواهد بود و انسان تا صبور نباشد نمیتواند در بندگی خدا ایستادگی کند و در برابر شیطان و هواهای نفسانی و گریز از گناه
زینب (سلام الله علیها); جلوه ای از صبوری
در برابر مصیبتها و بلاها ایستادگی کند و اگر فرصتی دست میداد او را از حوادث ناگواری که برای او اتفاق میافتاد آگاه میکرد; برای مثال وقتی که زینب با زبان شیرین کودکانه خوابی را که دیده بود برای پیامبر تعریف کرد آن را به گونهای تعبیر نمود که جلوهای از آینده مصیبتبار او میباشد این رؤیا را در تاریخ چنین میخوانیم ای رسول خدا دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از شدت باد به این سو و آن سو افتادم تا این که به درختبزرگی پناه بردم ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم . دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد . برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم آن شاخه نیز از شدت باد درهم شکست . در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم . پیامبر با شنیدن خواب زینب بسیار گریست و فرمود درختی که اولین بار به آن پناه بردی جد تو است که به زودی از دنیا میرود و دو شاخه بعد پدر و مادر تو هستند که آن ها هم از دنیا میروند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنان دنیا تاریک میگردد . 6 زینب سلام الله علیها در مکتب مادر حضرت زهرا سلام الله علیها مدتی پس از رحلتحضرت رسول صلی الله علیه واله از دنیا رفت . بانوی بزرگ اسلام هرچند نتوانست دختر شش سالهاش را به همه نکتهها و دقایق دینی آشنا سازد اما درسهایی به او یاد داد که در آینده رهنمون او در بسیاری از وقایع و حوادث شد به او آموخت در هیچ حالی نباید خدا را از یاد برد و اگر ضرورت اقتضا کرد برای حفظ دین از تندباد بدعتها و تحریف ها باید امر به معروف و نهی از منکر را پیشه سازد و با زبانی فصیح و غرا گمراهان را به اصل دین فراخواند و دشمنان حق و حقیقت را رسوا نماید و اگر بایست همه نامرادیها و دشواریهای روزگار را به دوش کشد . با رفتارش به او تفهیم کرد که باید به همسرش احترام بگذارد و فرزندانش را با خدا و آیین اسلام الفت دهد و اسباب آسایش خانواده را فراهم آورد . زینب در مکتب علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام زینب در جوار علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام بهرههای معنوی فکری بسیار یافت و آن چه را از مادر و جدش فرا گرفته بود فراتر و گستردهتر از این دو بزرگوار به ویژه علی علیه السلام آموخت . حال برای این که به تاثیر این آموزشها و تعلیم در شکلگیری خصیتحضرت زینب پی ببریم به چند مورد از فضائل و خصائل ایشان اشاره میکنیم 1 - علم و آگاهی زینب سلام الله علیها در خانهای رشد و تربیتیافت که اهل آن همگی از علم و دانش الهی بهره داشتند و به ذره ذره هستی آگاه بودند . مسلما پرورش یافتن در چنین خانوادهای - که همگی اولوالعلم و راسخان در علمند - ابواب دانش را به رویش گشوده و او را جرعه نوش چشمه علم خدایی کرده است . او از لحاظ علمی به درجهای رسید که امام زین العابدین علیهالسلام دربارهاش میفرماید انتبحمدالله عالمه بلا معلمه فهمه غیر مفهمه; 7 عمه جان تو بحمدالله زن دانشمندی هستی که رنج معلم و مدرسه را نچشیدهای و فهمیدهای میباشی که به تو علم و درایت نیاموختند . 2 - صبر و پایداری زینب سلام الله علیها در پرتو عنایت و توجه آلعبا بر دشواریها و سختیها صبر کرد رنجها و مصیبتهایی را تحمل نمود که اگر بر کوههای استوار و راسخ نازل میشد از هم فرو میپاشید . 8 صبر زینب از نوع صبری نبود که هر فرد زبون و ناتوانی به آن تن میدهد بلکه صبری خداپسندانه و هدفدار و اندیشیده بود . وی میدانست این نوع صبر با ایمان رابطه تنگاتنگ دارد و مؤمنی که صابر نباشد پیوسته ایمان و تقوایش متزلزل خواهد بود و انسان تا صبور نباشد نمیتواند در بندگی خدا ایستادگی کند و در برابر شیطان و هواهای نفسانی و گریز از گناه
درمان تجملخواهى
مادران نباید در برابر تجمل خواهی و زینت طلبی جوانانشان ایستادگی کنند بلکه باید آنان را با زبان خوش و اخلاقی پسندیده و گفتاری منطقی نصیحت کنند که مبادا جمال ظاهر و زینت خواهی آنان سبب دوری از معنویت و تحصیل معرفت و اشتغال به امور بیهوده و افتادن در دامن شهوات و ارتباط با اهل گناه
درمان تجمل خواهى
مادران نباید در برابر تجمل خواهی و زینت طلبی جوانانشان ایستادگی کنند بلکه باید آنان را با زبان خوش و اخلاقی پسندیده و گفتاری منطقی نصیحت کنند که مبادا جمال ظاهر و زینت خواهی آنان سبب دوری از معنویت و تحصیل معرفت و اشتغال به امور بیهوده و افتادن در دامن شهوات و ارتباط با اهل گناه
امام صادق (ع) و گروهی از متصوفه
در خود به خوردن گوشت می دید یا مهمانی برایش می رسید یا دیگران را محتاج می دیداز گوشت آنها استفاده می کرد و اگر می خواست به دیگران بدهدبرای خودش نیز برابر دیگران سهمی منظور می کرد. چه کسی از اینها زاهدتر بود؟پیغمبر درباره آنان چیزها گفت که همه می دانید.هیچ گاه این اشخاص تمام دارایی خود را به نام زهد و تقوا از دست ندادند و از این راهی که شما امروز پیشنهاد می کنید که مردم از هر چه دارند صرف نظر کنند و خود و عائله خود را در سختی بگذارند نرفتند. من به شما رسما این حدیث را که پدرم از پدر و اجدادش از رسول خدا نقل کرده اند اخطار می کنمرسول خدا فرمود عجیب ترین چیزها حالی است که مؤمن پیدا می کندکه اگر بدنش با مقراض قطعه قطعه بشود برایش خیر و سعادت خواهد بودو اگر هم ملک شرق و غرب به او داده شود باز برایش خیر و سعادت است. خیر مؤمن در گرو این نیست که حتما فقیر و تهیدست باشدخیر مؤمن ناشی از روح ایمان و عقیده اوستزیرا در هر حالی از فقر و تهیدستی یا ثروت و بی نیازی واقع شودمی داند در این حال وظیفه ای دارد و آن وظیفه را به خوبی انجام می دهد.این است که عجیب ترین چیزها حالتی است که مؤمن به خود می گیردکه همه پیشامدها و سختی و سستی ها برایش خیر و سعادت می شود. نمی دانم همین مقدار که امروز برای شما گفتم کافی است یا بر آن بیفزایم؟ هیچ می دانید که در صدر اسلامآن هنگام که عده مسلمانان کم بودقانون جهاد این بود که یک نفر مسلمان در برابر ده نفر کافر ایستادگی کندو اگر ایستادگی نمی کرد گناه
حكايتى در رزق
در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم میآمیزد و ریشه و ساقه را با گل و میوه ارتباط میدهد. کدام جامعه با آلودگی به گناه خیانت نفاق و دزدی و ستم و تنبلی و مانند آنها میتواند آباد و پربرکت باشد.کدام جامعه با از دست دادن روح تعاون و همکاری میتواند زمینهای خرم و سرسبز و وضع اقتصادی مرفهی داشته باشد.کدام جامعه مردمش با آلودگی به انواع هوسها و دامهای شیطانی میتواند نیرومند در برابر دشمنان ایستادگی
حكايتى در رزق
در برابر دعوتش روی میگرداندند؛ آمده است فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا* یرسل السمآ علیکم مدرارا* و یمددکم بامو ل و بنین و یجعل لکم جنت و یجعل لکم انهرا پس به آنان گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.* تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد* و شما را با اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغها و نهرها قرار دهد استغفار که در آیه فوق به عنوان کلید گشایش رزق و روزی مطرح میشود از پیوندهای عمیق معنوی حق با گسترش امور مادی انسان است که در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم میآمیزد و ریشه و ساقه را با گل و میوه ارتباط میدهد. کدام جامعه با آلودگی به گناه خیانت نفاق و دزدی و ستم و تنبلی و مانند آنها میتواند آباد و پربرکت باشد.کدام جامعه با از دست دادن روح تعاون و همکاری میتواند زمینهای خرم و سرسبز و وضع اقتصادی مرفهی داشته باشد.کدام جامعه مردمش با آلودگی به انواع هوسها و دامهای شیطانی میتواند نیرومند در برابر دشمنان ایستادگی
شجاعت حسين (ع) از زبان امام زمان (عج )
در برابر نیزه و شمشیر ایستادگی کردی و لشکر نابکار را طعمه شمشیر قرار دادی و چون علی مختار با ذوالفقار به گروه کفار وارد شدی و پیکار را ادامه دادی و چون دیدند دلی استوار و سری نترس دارد نیرنگ برایت نهادند و با نامردی و بدخویی با تو جنگیدند و آن ملعون به لشکر خود دستور داد آب را از تو بریدند و شتابان با تو جنگیدند و تیر بر تو باریدند و چنگال رباینده بر تو گشودند نه رعایت پیمان کردند و نه در کشتار یاران و غارت آنها از گناه
امام روشنایی ها (ولادت امام هادی علیه السلام)
در برابر گروه جبریهیکی از گروه های اسلامی که از قدیم انحراف فکری داشتند گروه جبریه بودند. آنها می گفتند انسان ها در اعمال خود اختیار ندارند و آنچه انجام می دهند به آن مجبورند. امامان علیهم السلام از جمله امام هادی علیه السلام در برابر این عقیده بی اساس ایستادگی کردند و با استدلال و منطق آن را رد نمودند. آن حضرت در این باره می فرماید کسی که به جبر معتقد است معنایش این است که خداوند بندگان خود را به گناه
درمان تجمل خواهى
مادران نباید در برابر تجمل خواهی و زینت طلبی جوانانشان ایستادگی کنند بلکه باید آنان را با زبان خوش و اخلاقی پسندیده و گفتاری منطقی نصیحت کنند که مبادا جمال ظاهر و زینت خواهی آنان سبب دوری از معنویت و تحصیل معرفت و اشتغال به امور بیهوده و افتادن در دامن شهوات و ارتباط با اهل گناه
راه سرخ و راه سبز
در برابر مشرکان و منافقان ایستادگی کرده اند و با آن ها جنگیده اند. اوج این ایستادگی و استواری در روز عاشورا دیده شد روزی که نادانی و ناجوان مردی به اوج خود رسید و تاریخ شرمنده شد. هنگام ظهور امام زمان عج نیز خوبان و نیکان در برابر ستم گران می ایستند و حق و باطل به شکلی دیگر به چشم می اید. این دو نهضت در خاورمیانه رخ می دهد. مدینه شهر پیامبرراه سرخ امام حسین ع با یزید بیعت کرد چرا که یزید گناه
به ماه روزه ميهمان خداييم
در بین راه است این طلیعه راه است.وظیفه بعدی این است که و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم وقتی که برگشتند مردم را بترسانند ؛ از جهنم از عاقبت تلخ گناه بترسانند. بگویند گناه واقعا آتش است و واقعا سم است. سخنرانی کردن کتاب نوشتن و تدریس گوشه ای از کار حوزه هاست.اینها ابزار کار است. فرمود لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم ممکن است یک کسی مایه علمی داشته باشد اما چون آن طهارت روح در او نیست این توان را ندارد که مردم را از عاقبت گناه بترساند گناه از هر سمی بدتر است. هروئین تاثیرش مگر چقدر است؟ ده سالی بیست سالی با انسان درگیر است بعد بدن را از پا در می آورد و دیگر هیچ اما گناه که از این قبیل نیست ثم لایموت فیها ولا یحیی اعلی 14 این طور نیست که حالا اگر آلوده شد بتواند نجات پیدا کند نظیر هروئین نیست نظیر انفجارهای دیگر نیست که با مردن تمام بشود ثم لایموت فیها ولا یحیی است. چنین خطری است. چیزی که از چشم دور است از حس و عقل عادی عرف دور است باید تعبدا پذیرفت. به تعبیر لطیف مرحوم میرداماد آدم باید این کلام وحیانی را درجان خود جا بدهد. آن وقت باورش می شود که این گناه هم سم است و دیگر در خلوت و جلوت دست به گناه نمی زندوظیفه حوزه ها این نیست که فقیه بشوند حکیم بشوند مفسر بشوند؛ این بین راه و ابزار کار است وظیفه اساسی این است ولینذروا قومهم ادا رجعوا الیهم. باید بروند انذار کنند. این چنین نیست که بگویند حالا که امکانات هست وضع ما خوب است گروه پژوهشی و تحقیقی هست ما همین جا می مانیم و تامین می شویم حوزه برای این نبود که مشکل مالی کسی حل بشود تا کسی بگوید من که اینجا می مانم و تحقیق می کنم و نیاز مالی ندارم چرا بروم؟ این تعهدی است که از ما گرفته اند.از ما تعهد گرفته اند که برویم همان طوری که یک مقام مسئول سوگند یاد می کند ما هم وقتی وارد حوزه شدیم در محضر ذات اقدس اله مثل اینکه سوگند یاد کردیم. کسی که وارد حوزه علمیه می شود نظیر عالم ذر یک پیمانی دارد یک الست بربکم دارد یک قالوا بلی دارد. کسی که اینجا آمد ذات اقدس اله می گوید تفقه ثم انذر چنین نیست که ما آمدیم اینجا مهمان ولی عصریم در کنار سفره آن حضرت سالیان متمادی مهمان آن حضرت هستیم این درسها را بخوانیم بعد بگوییم حالا ماه مبارک رمضان اینجا بنشینیم پژوهش بکنیم از این کتابها زیاد نوشته اند.در هر چند قرن چند نفری می آیند حرف تازه می زنند. بررسی کنید این هزار کتاب یا دو هزار کتابی که نوشته شده حرف تازه در کدام کتابهاست؟ خیلی کم اتفاق می افتد علامه طباطبایی علامه امینی پیدا بشود؛ همین حرفهایی را که ما اینجا می نشینیم می نویسیم باید به مردم بگوییم باید به مردم برسانیم. بعد در فراغت دیگر این کتابها را هم می شود نوشت. این کتابهایی که ماها می نویسیم مثل جواهر که نیست از این کتابها فراوان است. در فرصتهای دیگر هم می شود نوشت وظیفه اصلی ما آن قالوا بلی است.وقتی که آمدیم حوزه به ما گفتند تفقه ثم انذر قالوا سمعنا و اطعنا فرمود باید انذار بکنند. یعنی اگر رسول گرامی را ذات اقدس اله فرمود قم فانذر . قم نه یعنی پاشو قیام کن نه یعنی بایست؛ یعنی ایستادگی کن آن که نشسته حرف می زند ایستاده است و ایستادگی می کند. آن که ایستاده وقت تلف می کند نشسته است فرمود قم فانذر. ایستادگی کن در برابر
قرآن و وسعت رزق
در برابر دعوتش روی میگرداندند؛ آمده است فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا* یرسل السمآ علیکم مدرارا* و یمددکم بامو ل و بنین و یجعل لکم جنت و یجعل لکم انهرا 7 پس به آنان گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.* تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد* و شما را با اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغها و نهرها قرار دهد استغفار که در آیه فوق به عنوان کلید گشایش رزق و روزی مطرح میشود از پیوندهای عمیق معنوی حق با گسترش امور مادی انسان است که در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم میآمیزد و ریشه و ساقه را با گل و میوه ارتباط میدهد. کدام جامعه با آلودگی به گناه خیانت نفاق و دزدی و ستم و تنبلی و مانند آنها میتواند آباد و پربرکت باشد.کدام جامعه با از دست دادن روح تعاون و همکاری میتواند زمینهای خرم و سرسبز و وضع اقتصادی مرفهی داشته باشد.کدام جامعه مردمش با آلودگی به انواع هوسها و دامهای شیطانی میتواند نیرومند در برابر دشمنان ایستادگی
English