هدایت شما را به تمام وظایفی راهنمایی میکند که پروردگار عالم بر عهدهتان گذاشته است.محقق مفسر مترجم علوم قرآنی با اشاره به اینکه قرآن مجید کلاس معرفتی
22 مطلب یافت شد
قرآن، سفرهٔ معرفتی خداوند برای تمام بندگان
قرآن مجید کلاس معرفتی برای مردم عالموقتی قرآن مجید نازل شد این کتاب برای تمام مردم عالم کلاس معرفت شد و انزلنا الیکم نورا مبینا سوره نسا آیه
جستجو در آیات خدا برای کسب معرفت
استاد معرفتیک استادی داشتم که اولین استاد معرفتی من بود نه استاد کلاسی که الف ب یادم داده یا کلاس دوم فارسی و کتابهای دیگر یادم داده استاد اول
هیئت امنای بنیاد قرآن با استاد حسین انصاریان دیدار کردند
معرفتی دعای کمیل هزاران نفر شیعه شدهاند. استاد انصاریان با اشاره به ضعف نظام آموزشی در ترویج معارف دینی و اسلامی تصریح کرد من به وزرای آموزش و پرورش در دولتهای مختلف پیشنهاد دادم که با استفاده از قرآن کریم نهج البلاغه و صحیفه سجادیه توسط متخصصان کتابهای درسی به روز و کارآمد تهیه و تدوین شده و از کلاس
یافتن معرفت الله
راه شناخت خداقرآن مجید شناخت را از سه راه میسر میداند؛ یک راهش این است که انسان با عالمی با دارنده معرفتی مانند انبیا یا ائمۀ طاهرین پیوند بخورد یعنی بشود شاگرد کلاس
عرفه تجلی گاه نیایش
کلاس درس و معرفت پیامبر اعظم ص بود و به گفته مفسران آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بود که بر قلب نازنین آن حضرت نازل شد و نیز در همین روز بود که در سال 10 ه.ق آنگاه که آخرین حج خود را به انجام رسانیدند سخنان تاریخی خود را که حکایت از یک منشور حقوق بین الملل اسلامی می کرد و خط بطلانی بود بر تمامی ارزش های پوشالی جاهلیت در اجتماع باشکوه حجاج بیان داشتند. حضرت سید الشهداع نیز بعد از ظهر روز عرفه سال خروج خود از مکه به جانب سرزمین کربلا همراه با اهل بیت و صحابه از خیمه های خویش در صحرای عرفات بیرون آمدند و روی به دامنه جبل الرحمه نهادند و در سمت چپ کوه رو به جانب کعبه مجمع عارفانه و عاشقانه ای را شکل دادند و کلمات معرفت و خودسازی را زمزمه کردند.بهترین عمل درروز عرفه دعاست و با این که این روز دعاهای فراوانی دارد ولی در این میان دعای عرفه سیدالشهداع به اقتضای مضامین توحیدی معرفتی … کلاس معرفت یا روان درمانی؟نیایش کشش بنده ناتوان و نیازمند به جانب خداوند کریم وتوانا و به منزله مدد جویی از مرکز قدرت تام و منبع نیروی کامل و نامحدود است.موجی است برخاسته از روح آدمی که از همه جا راهی بارگاه خدا می شود نه زمان مخصوصی دارد ونه معبد ویژه ای نیازمند است.اگر ما می بینیم گاه در احادیث و روایات زمان و مکان ویژه ای را برای نیایش تعیین کرده اند نه بدین سبب است که اجابت دعا بسته به روز و شب است بلکه بدین مفهوم است که در آن زمانی که وعده اجابت داده شده استفاده بهره ویژه ای می برد. پس نیایش امری است کاملا روحانی و سبب ابتهاج ملکوتی فرد و شناسه فضیلت هر انسان خداجوی.و همان گونه که برای هر چیزی پایه و ستونی هست که امور مربوط به آن بر اساس همان پایه و ستون تنظیم و استوار می شود و همان گونه که قوام و استواری انسان بستگی به عقل و مخ او دارد عبادت نیز بوسیله مغز و مخ آن استوار است که این معنای همان حدیث نبوی ص است که فرمودند الدعا مخ العباده و نیز موید مضمون همان آیه قرآنی است که استواری عبادت الهی را بسته به دعا و نیایش می داند. اشاره است به آیه 60 غافر نکته دیگر این که چنان که برای پیشرفت هر امری باید عشق و شوقی باشد تا نتیجه مطلوب حاصل آید برای مداومت دعا و نیایش و نتیجه گرفتن از آن هم که همان اجابت است وجود عشق و شوقی پایدار لازم است.جالب توجه این که دعا در سراسر تمدن انسانی و در تمام فرهنگ ها و ادیان واسطه رهایی از گرفتاری ها درماندگی ها تحقق آرزوها و درمان آسیب های روحی و جسمی بوده و به دلیل جایگاه والا و نقش ارزنده آن در زندگی انسان هاست که همه ادیان و مذاهب به آن توجه ویژه داشته و بر لزوم پایبندی پیروانشان به این مساله تاکید ورزیده اند و در عصر ما نیز سخنان دانشمندان و متفکران در خصوص آثار معجزه آسای نیایش و طرح موضوع روان درمانی با دعا و با دیگر تعلیمات و روش های پیامبران الهی از سوی آنان سبب شده است تا مردم کشورهای پیشرفته این ابزار معنوی را نیک بشناسند و به یاری نیایش زندگی خود را بهتر و سودمندتر سازند. آن چنان که کانت فیلسوف آلمانی می گوید به خدا توسل پیدا کنید زیرا به او احتیاج دارید حتی اکر در اثر تربیت آدم لامذهبی بوده به هیچ مشرب دینی پایبند نیستید باز هم دعا به حال شما مفید است ؛ دعا سه اصل روانشناسی را در همه انسان ها زنده می کند اول این که به ما کمک می کند تا ناراحتی ها و گرفتاری هایی را که داریم به زبان آوریم.دوم این که این احساس را در ما زنده می کند که شریک غمی پیدا کرده و تنها نیستیم.سوم این که دعا و نیایش آدمی را به تکاپوی روحی عقلی قلبی و عملی وامی دارد و نخستین گام به سوی عمل است. و جمع بندی این سه مزیت درکلام ویلیام جیمز روانشناس بزرگ معاصر است که می نویسد نیایش و نماز و به دیگر سخن اتصال با روح عالم خلقت و جان جانان کاری است پر اثر و نتیجه آن عبارت است از ایجاد یک جریان قدرت و نیرویی که به طور محسوسی دارای آثار مادی و معنوی است . ولی با همه این نظریات علمی باید گفت فلسفه نیایش در شریعت اسلام برخلاف گمان این فلاسفه و روانشناسان غیرمسلمان فقط به نفس و خاصیت روانی آن در بعد فردی منحصر نبوده بلکه فراتر از آن بعد اجتماعی آن نیز مد نظر است و شاهد این مدعا عبارات نیایش های قرآنی است که به صورت جمع آورده شده اند. ضمن آن که از منظر اسلام دعا و نیایش نباید جای تکاپو و استفاده و بهره بری از اسباب و واسطه ها را بگیرد و شخص را بی نیاز از مجاهدت و بذل تلاش های پیگیر و لازم و مفید در نیل به اهداف مشروعش بسازدو درصدد آن برآید که همه نیازمندی ها و گرفتاری های زندگی خود را به ص&رف دعا برطرف کند و مایحتاج حیات خود را با ابزار دعا به چنگ آورد بلکه ما وقتی دعاهای انبیای و اولیای خدا را در برگ برگ آیات کلام الله مجید مورد توجه قرار می دهیم آنچه می بینیم عمده اش درخواست ها و موضوعات مهم در راستای تکامل معرفتی
حرکت نهصد و پنجاه ساله
معرفتی و تقوایی حیات طیبه است که معمارش پروردگار عالم میباشد. حکایت نامۀ جوانی در آستانۀ گناه ایام شعبان چند سال قبل در شهری دعوت داشتم آن وقتی که توانم خوب بود. بنا شد شبجمعه در آن شهر دعای کمیل خوانده بشود. مردم بزرگواری مثل شما در آن جلسه شرکت میکردند که اهل حال بودند و رابطه و اتصالشان با سیدالشهدا ع قوی بود. بین آنها افرادی بود که غیر از عید فطر و عید قربان طول سال را روزه بودند. وضع خوب و مناسبی داشتند و فقیر و تهیدست نبودند و اغلب مشکل اقتصادی چندانی نداشتند. در تاریکی کمیل که هیچ نوری در مجلس نبود و چراغی هم روشن نبود حتی یک شمع هم جلوی من روشن نبود؛ چون من از کلاس
حقيقت دوم: معرفت و آگاهى در گرسنگى
کلاس درس برود و گوش بدهد و تغذیه علمی شود. معرفت الهامی این است که کاری انجام دهد که لیاقت پیدا کند که خدا بدون معلم یک بخشی از علم را به انسان الهام نماید.راه رسیدن به معرفت کسبی و الهامی کمخوری میباشد. ائمه میفرمایند لایدخل حکمه جوفا ملا بطنا 3 حکمت الهی به باطن کسی که دائم شکم او پر است وارد نمیشود. من اخلص لله اربعین صباحا کسی که چهل شبانه روز در همه چیز نه فقط در نیت در عمل لقمه اخلاق برخورد خالص شود جرت من قلبه علی لسانه ینابیع الحکمه 4 ما از گرسنگان و کم خوراکها مسائل عظیمی را میدانیم از طریق روایات و حکایاتی که از زندگی آنها بیان شده است. قناعت مرحوم شیخ انصاری روزی هم درس شیخ انصاری در نجف به شیخ گفت ما مانند تو درس نخواندیم و استاد ندیدیم شیخ فرمود چرا؟ او گفت پس تو چرا شیخ انصاری شدی و ما ماندیم شما جاده را رفتی و ما ماندیم شما صاحب بیان مرجعیت تالیف و نورانیت باطن شدی و ما بیبهره ماندیم. ایشان فرمودند یک روز در کاشان میخواستیم ناهار بخوریم پول هر دو نفر ما به اندازه خرید یک نان بود بیشتر هم نداشتیم جنابعالی به من فرمودید این عطارها و بقالهای نزدیک مدرسه ما را میشناسند برای ما احترام قائل هستند نسیه هم به ما میدهند. من نمیتوانم نان خالی بخورم میخواهم حلوا و ارده کاشان نسیه کنم. من به تو گفتم به همین نان خالی قناعت کن.اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور معرفت بینی نه اینکه نخور؛ یعنی از آن چیزی که اضافهتر است نخور نیازی هم به نسیه نداریم. تو قبول نکردی رفتی و حلوا را نسیه کردی و آوردی من حتی لبه نانی که حلوا به آن مالیده شده بود نخوردم ما نخوردیم و شیخ انصاری شدیم تو خوردی و هیچ چیزی نشدی.روزه به انسان زمینه میدهد و او را برای کسب تعلیمات الهی یا الهامی مستعد میکند. نمونه تعلیمات الهی را میتوان در مساجد و مجالس مشاهده کرد که مردم با داشتن ضعف گرسنگی تشنگی گرما و ترافیک سنگین شهر و راههای دور به مساجد میآیند روزه به آنها حوصله شوق و توفیق میدهد از گوشه و کنار شهر میآیند و دو ساعت از وقت خود را برای تعلیمات الهی صرف میکنند و هر روز عالمتر از دیروز از مسجد بیرون میروند و یقینا شما در قیامت صف دوم قرار خواهید داشت. شما در حد خود عالم هستید. اما اگر شرایط معنوی روزه رعایت شود واقعا قلب شما آماده گرفتن حکمت الهامی خواهد بود من خیلی از لطائف و نکاتی که آموختم از همین افرادی که حکمت الهی به آنها عنایت شده یاد گرفتم. و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا پس ارزش روزه به کاربرد علمی و حکمتی و معرفتی
تحليل گفتمان ادبي خطبه هاي حضرت زينب(س)
کلاس صورت می گیرد متفاوت است. از تعاریف ذکر شده چنین بر می آید که گفتمان پدیده ای است زبانی متاثر از اجتماع و نوع و کیفیت آن از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت دارد. 3. تحلیل گفتمان تحلیل گفتمان معادل Analys Discourse است که معادل فارسی آن سخن کاوی تحلیل کلام و تحلیل گفتار می باشد. تحلیل گفتمانی یک گرایش مطالعاتی بین رشته ای است که از اواسط دهه 1960 تا اواسط دهه 1970 در پی تغییرات گسترده علمی – معرفتی
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریان
کلاس درس معارف و حیانی است که دارای مطالب ارزنده و تاثیرگذار و با آرایش هنرمندانه است در حقیقت جایگاه مبلغ واقعی مشخص شده و در این عرصه افراد بی مایه و بی سواد جایگاهی نخواهند داشت . اما ثمرۀ سال ها تلاش او در درس و بحث و توسل به ساحت مقدس ائمه معصومین ع و کسب فیض از زیارت بارگاه فاطمه معصومه س و بهره مندی از اساتید اخلاق و عرفان زاویۀ دید و معرفتی
مهمترین بدقولی های انسان به خدا
معرفتی آدمی دارد که حتی در برابر آفریدگار خود نیز حاضر به رعایت عهد و پیمان خود نبوده و بارها زیر قولش می زند اگر فرزندی صالح به ما دهی به یقین از شاکران خواهیم بودیکی از مهمترین عهد شکنی های انسان در برابر خداوند را می توان این آیه شریفه معرفی کرد که بیشتر افراد آن را در زندگی خود تجربه می کنند و از خداوند متعال فرزندی درخواست می کنند و هرچه به پایان دوران بارداری نزدیک می شوند دست به دعا و مناجات برداشته و از خداوند می خواهند تا فرزندی صالح و سالم به آنان عنایت کند امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند وایاک ... ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک... فان الخلف یوجب المقت عند الله والناس؛بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو می شود هو الذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها فلما تغشاها حملت حملا خفیفا فمرت به فلما اثقلت دعوا الله ربهما لئن آتیتنا صالحا لنکونن من الشاکرین اوست کسی که همه شما را از یک فرد آفرید; و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد حملی سبک برداشت که با وجود آن به کارهای خود ادامه می داد; و چون سنگین شد هر دو از خدایی که پروردگارشان است خواستند اگر فرزند صالحی به ما دهی به یقین از شاکران خواهیم بود. الاعراف 189 اما هنگامی که فرزند سالم و تندرست متولد شد زیر قولشان می زنند و عهد و پیمان خود را به کلی فراموش می کنند و می گویند اگر فرزند ما سالم است به پدر و مادرش رفته است.اگر فرزند ما زیباست به برادرش رفته است.اگر فرزند ما تندرست است به دلیل تغذیه خوب و مناسب مادر بوده است و انگار نه انگار که خداوند این فرزند سالم و تندرست را به آنان عنایت کرده است. فلما آتاهما صالحا جعلا له شرکا فیما آتاهما فتعالی الله عما یشرکون اما هنگامی که خداوند فرزند صالحی به آنها = پدران و مادران از نسل آدم داد موجودات دیگر را در این موهبت مۆثر دانستند; و برای خدا در این نعمت که به آنها بخشیده بود همتایانی قائل شدند; خداوند برتر است از آنچه همتای او قرار می دهند الاعراف 190 اگر پولدار شویم به فقیران کمک می کنیمیکی دیگر از بدقولی های انسان که خداوند متعال آن را در آیات الهی بیان می کند این است که آدمی در دوران فقر مدام از خداوند می خواهد که به او ثروتی عنایت کند به این شرط که اگر او ثروتمند شد به فقیران و مستمندان کمک خواهد کرد و منهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن و لنکونن من الصالحین و از آنان کسانیاند که با خدا عهد کردهاند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد. توبه 75 اما جالب این جاست که همین فرد وقتی از فضل و رحمت خداوند بهره مند می شود و ثروتی در اختیار او گذاشته می شود قول و قرار های خودش را با خداوند به کلی فراموش می کند فلما آتاهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون پس چون از فضل خویش به آنان بخشید بدان بخل ورزیدند و به حال اعراض روی برتافتند. التوبه 76 اگر مشکلاتم حل شود آدم خوبی می شومقبل از کنکور خداوندا اگر امسال در کنکور قبول شوم آدم خوبی می شوم.بعد از کنکور واقعا کلاس
اهمیت معرفت و شناخت الهی
کلاس معرفت و شناخت است. عجیب است که این را از ائمۀ ما پرسیدهاند و در روایاتمان هم میبینیم. آنها عقل کامل و جامع و شعاع عقل کلی جهان هستی بودند. این حرف من هم دلیل دارد 1500 سال است که در کشورهای عربی دانشمندی نتوانسته یک نامه شبیه نامۀ امیرالمؤمنین ع بسازد یا یک خطبه شبیه خطبهاش بیاورد و یا یک کلمۀ قصار شبیه حکمتهای نهجالبلاغه بگوید. حضرت حدود یازدههزار حکمت دارد که نصفه خط یک خط یا یک خط و نیم است و کسی تا حالا نمونهاش را نساخته است. این دلیل بر این است که اینها عقل کل بودند.شما درسهایی را که امام صادق ع در مدینه دادند در کتابهایمان نگاه کنید. مسائلی که راجعبه شیمی و فیزیک نور و شکست آن یا ساختمان بدن گیاهان و حیوانات دارند؛ امام صادق ع آسیا و اروپا را نگشته و به آفریقا نرفته بود همۀ دریاها و موجودات را هم ندیده بود؛ اما هر جا نظر داده آن نظر تا الآن زنده مانده و باطل نشده است. معلوم میشود که عقل کل است. -کسب معرفت برترین عملوقتی به ائمۀ ما میگویند بالاترین و برترین عمل در این دنیا چیست که ما انجام بدهیم تنها یک جواب دادهاند. به کتابها مخصوصا اصول کافی نگاه کنید؛ فرمودهاند برترین عمل رفتن بهدنبال معرفت است. ارزانفروشترین آدم دنیاعزیزانم اگر آدم به حقایق اولیای خدا یا خودش معرفت نداشته باشد ارزانفروشترین آدم دنیا میشود. من یکی دو آیه راجعبه حضرت یوسف ع بخوانم؛ نمیخواهم توضیح بدهم. هشت نه ساله بود بیدار شد و به پدرش گفت انی رایت احد عشر کوکبا والشمس والقمر رایتهم لی ساجدین سورۀ یوسف آیۀ 4 دیشب خواب دیدم که یازده ستاره یک خورشید و ماه به من سجده کردند. یعقوب ع پیغمبر بود و از گذشته و آینده آگاه بود. با این خواب آیندۀ یوسف را تا آخر دید و به او گفت وکذلک یجتبیک ربک ویعلمک من تاویل الاحادیث ویتم نعمته علیک سورۀ یوسف آیۀ 6 مطابق این خوابی که دیدی وکذلک یعنی اینگونه اینچنین در آینده جز انتخابشدههای خدا خواهی شد. خدا دانش خاصی از حقایق را به تو خواهد داد و تمام نعمتهایش را در همین دنیا برای تو کامل خواهد کرد.فرض کنید اگر بنا باشد یوسف ع فروخته شود چقدر میارزد؟ بعضی از تابلوها الماس و گنجهایی در دنیا هست که میگویند کسی نمیتواند قیمتگذاری کند؛ آیا میشود یوسف را قیمتگذاری کرد که عبدالله است؟ قرآن میگوید انه من المخلصین کم حرفی نیست قرآن میگوید یوسف ایها الصدیق سورۀ یوسف آیۀ 46 ؛ اما کاروانی که هیچ معرفتی
ارزش و عظمت ماه رمضان
کلاس درس برود و گوش بدهد و تغذیه علمی شود. معرفت الهامی این است که کاری انجام دهد که لیاقت پیدا کند که خدا بدون معلم یک بخشی از علم را به انسان الهام نماید.راه رسیدن به معرفت کسبی و الهامی کمخوری میباشد. ائمه میفرمایند لایدخل حکمه جوفا ملا بطنا 7 حکمت الهی به باطن کسی که دائم شکم او پر است وارد نمیشود. من اخلص لله اربعین صباحا کسی که چهل شبانه روز در همه چیز نه فقط در نیت در عمل لقمه اخلاق برخورد خالص شود جرت من قلبه علی لسانه ینابیع الحکمه 8 ما از گرسنگان و کم خوراکها مسائل عظیمی را میدانیم از طریق روایات و حکایاتی که از زندگی آنها بیان شده است. قناعت مرحوم شیخ انصاریروزی هم درس شیخ انصاری در نجف به شیخ گفت ما مانند تو درس نخواندیم و استاد ندیدیم شیخ فرمود چرا؟ او گفت پس تو چرا شیخ انصاری شدی و ما ماندیم شما جاده را رفتی و ما ماندیم شما صاحب بیان مرجعیت تالیف و نورانیت باطن شدی و ما بیبهره ماندیم. ایشان فرمودند یک روز در کاشان میخواستیم ناهار بخوریم پول هر دو نفر ما به اندازه خرید یک نان بود بیشتر هم نداشتیم جنابعالی به من فرمودید این عطارها و بقالهای نزدیک مدرسه ما را میشناسند برای ما احترام قائل هستند نسیه هم به ما میدهند. من نمیتوانم نان خالی بخورم میخواهم حلوا و ارده کاشان نسیه کنم. من به تو گفتم به همین نان خالی قناعت کن.اندرون از طعام خالی دارتا در آن نور معرفت بینی 9 نه اینکه نخور؛ یعنی از آن چیزی که اضافهتر است نخور نیازی هم به نسیه نداریم. تو قبول نکردی رفتی و حلوا را نسیه کردی و آوردی من حتی لبه نانی که حلوا به آن مالیده شده بود نخوردم ما نخوردیم و شیخ انصاری شدیم تو خوردی و هیچ چیزی نشدی.روزه به انسان زمینه میدهد و او را برای کسب تعلیمات الهی یا الهامی مستعد میکند. نمونه تعلیمات الهی را میتوان در مساجد و مجالس مشاهده کرد که مردم با داشتن ضعف گرسنگی تشنگی گرما و ترافیک سنگین شهر و راههای دور به مساجد میآیند روزه به آنها حوصله شوق و توفیق میدهد از گوشه و کنار شهر میآیند و دو ساعت از وقت خود را برای تعلیمات الهی صرف میکنند و هر روز عالمتر از دیروز از مسجد بیرون میروند و یقینا شما در قیامت صف دوم قرار خواهید داشت. شما در حد خود عالم هستید. اما اگر شرایط معنوی روزه رعایت شود واقعا قلب شما آماده گرفتن حکمت الهامی خواهد بود من خیلی از لطائف و نکاتی که آموختم از همین افرادی که حکمت الهی به آنها عنایت شده یاد گرفتم. و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا 10 پس ارزش روزه به کاربرد علمی و حکمتی و معرفتی
ولادت حضرت زینب(س)
معرفتی است که او را وا می دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست.زینب س در سنگر عبادتامام سجاد ع عمه ام زینب س در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد و رنج های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دل داری زنان داغدار او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی کرد حتی در بعضی منزلگاه ها می دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی به صورت نشسته نمازهای خود را می خواند و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن نداشت... 3 کار عبادت و شب زنده داری زینب س قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا ع هم از وی می خواهد خواهرم در نماز شب خود مرا از دعا کردن فراموش مکن . 4 به راز و نیاز و به سوز و گدازتو گویی که زهرا بود در نماززینب س قهرمان صبرشگفت نیست که او را ام المصائب مادر مصیبت ها لقب داده اندکوه های اندوه می آمد و زینب صبورانه همه را تحمل می کرد.مگر مصیبت جدش رسول خدا ص ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا س زلزله کوچک در روح او بود؟مگر داغ پدری همچون علی ع کم مصیبتی بود که زینب شاهدش بود؟مگر لب های مسموم و جگر پاره پاره و پیکر تیرباران شده برادر مظلومش امام مجتبی ع قضیه ساده ای بود؟حادثه عظیم کربلا شهادت برادرش حسین ع و عباس و دیگر آل ابی طالب و نیز فدا شدن دو پسرش محمد و عون در رکاب سیدالشهدا مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟چه صبری در دل او نهفته بود؟پا به پای برادرش در صحنه های کربلا حضور داشت؛ به راستی سزاست که برادر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی وی سازد.امروز مگر نه این است که در جامعه ما هم زنان دلیر و صبور که مادر و خواهر و همسر شهید شدند از زینب س الگو و سرمشق می گیرند؟ مگر درس های عاشورایی زینب تمام شدنی است؟کلاس
ولادت حضرت زینب(س)
معرفتی است که او را وا می دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست. زینب س در سنگر عبادت امام سجاد ع عمه ام زینب س در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد و رنج های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دل داری زنان داغدار او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی کرد حتی در بعضی منزلگاه ها می دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی به صورت نشسته نمازهای خود را می خواند و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن نداشت... 3 کار عبادت و شب زنده داری زینب س قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا ع هم از وی می خواهد خواهرم در نماز شب خود مرا از دعا کردن فراموش مکن . 4 به راز و نیاز و به سوز و گداز تو گویی که زهرا بود در نماز زینب س قهرمان صبر شگفت نیست که او را ام المصائب مادر مصیبت ها لقب داده اند کوه های اندوه می آمد و زینب صبورانه همه را تحمل می کرد. مگر مصیبت جدش رسول خدا ص ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟ مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا س زلزله کوچک در روح او بود؟ مگر داغ پدری همچون علی ع کم مصیبتی بود که زینب شاهدش بود؟ مگر لب های مسموم و جگر پاره پاره و پیکر تیرباران شده برادر مظلومش امام مجتبی ع قضیه ساده ای بود؟ حادثه عظیم کربلا شهادت برادرش حسین ع و عباس و دیگر آل ابی طالب و نیز فدا شدن دو پسرش محمد و عون در رکاب سیدالشهدا مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟ چه صبری در دل او نهفته بود؟ پا به پای برادرش در صحنه های کربلا حضور داشت؛ به راستی سزاست که برادر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی وی سازد. امروز مگر نه این است که در جامعه ما هم زنان دلیر و صبور که مادر و خواهر و همسر شهید شدند از زینب س الگو و سرمشق می گیرند؟ مگر درس های عاشورایی زینب تمام شدنی است؟ کلاس
ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه بیستم – (متن کامل + عناوین)
کلاس علم است. حالا یا ملائکه تعلیم میدهند یا پروردگار عالم خودش تعلیم میدهد. انبیا و ائمه علیهمالسلام را چه کسی تعلیم داد؟ حضرت جواد هفت ساله در کجا درس خوانده بود که در یک مجلس سی هزار مساله را بدون عیب جواب داد 12 چه کسی به یک بچه هفت ساله یاد داده بود که در مقابل بزرگترین علمای زمان در یک مجلس سی هزار مساله را جواب دهد. این ظرفیت علمی این مختصر بودن لوح محفوظ این مختصر بودن قلم این خلاصه امام مبین کتاب مبین این خلاصه ام الکتاب که از آدم با برنامه و علم ادم الاسمآ کلها حرکت کرده و از وجود هر کسی به اندازه حفظ لیاقت ظهور کرده است. وقتی نوبت به ابراهیم میرسد. قرآن مجید میفرماید وکذ لک نری ابر هیم ملکوت السمـو ت والارض 13 حقایق تمام آسمانها و زمین را به ابراهیم ارائه دادیم و او هم گرفت این صفحه چه صفحهای است چقدر قلم الهام خدا روی این صفحه میتواند بنویسد؟ سفر حج امام مجتبی علیهالسلامامام مجتبی علیهالسلام داشتند مکه میرفتند اسبها و شترها و قاطرهای جوان در کاروان بود بعضی از آنها هم ملک خود حضرت مجتبی علیهالسلام بود اما امام علیهالسلام از دم در اتاقشان در مدینه با پای بی جوراب به طرف خانه خدا حرکت کردند حدود نود فرسخ بیست و پنج بار هم این سفر را آمدند هر بار هم پیاده برای اینکه به مردم دنیا بگویند حواستان جمع باشد که کجا میروید جایی که انتخاب شده از جانب خدا به احترام آنجا حاضر نشد با پای کفش دار برود.در بیابان به محلی رسیدند امام نشستند فرمودند پایم درد گرفته و یک مقدار هم ورم کرده به یک نفر فرمودند یک مقدار برو جلوتر پشت این تپهها یک ده است از گیاهان بیابان روغن درست میکنند و این روغن برای پا درد و خواباندن ورم پا خیلی مفید است. نگو برای چه کسی میخواهم چون ممکن است مرا بشناسد و پول نگیرد پولش را بده گفت آقاجان اینجا دهی نیست. امام فرمود اینجا یک دهی است و یک عربی هم هست از گیاهان روغن درست میکند بگو چشم و بلند شو بروبلند شد رفت. عرب بیابانی را دید یک ظرف هم دستش بود به او گفت پماد پا دستت است؟ گفت بله گفت یک بیمار داریم یک مقدارش را بده گفت مریضتان کیست؟ گفت چکار داری یک کاروانی هستیم داریم مکه میرویم یک نفرمان پا درد گرفته ورم پا گرفته یک خورده روغن به ما بفروش گفت مریضت کیست؟ گفت وجود مبارک حضرت مجتبی علیهالسلام است گفت روغن را به تو نمیدهم قافله کجاست خودم بیایم زانوی ادب بزنم اول چهره پاک پسر فاطمه را تماشا کنم و بعد خودم میدانم چکار کنم گفت بیا برویم. آمد و روغن را به حضرت داد حضرت فرمود پولش را بگیر گفت پول نمیخواهم برای همسرم دعا کنید که راحت بزاید مادر بماند و بچه هم بماند فرمود بلند شو برو خانه که خانمت پسر زاییده و هردو سالم هستند و بچهات هم در آینده از شیعیان واقعی اهل بیت پیغمبر است خوشحال شد و رفت.یک بی معرفتی
ابعاد شخصیتی عقیله بنیهاشم
معرفتی ایشان دارد. نکته قابل توجه این است که پس از این گفتوگو حضرت علیعلیه السلام فرمودند محبتی که من به شما دارم محبتی است که در زیر مجموعه عشق و محبتخدا قرار دارد و من به خاطر خدا شما را دوست دارم. باید به این نکته مهم توجه داشت که محبتبر دو نوع است محبتهای طولی و محبتهای عرضی محبت عرضی همان عشق و علاقهای است که انسان نسبتبه چیزی یا کسی پیدا میکند و غیر از آن عشق در دل او چیزی دیگری وجود ندارد. اما محبتهای طولی در طول این محبت قرار دارند. مثلا انسان آثاری که از محبوب خود دارد آن را دوست میدارد و به کتابی که محبوب نوشته یا نقاشی که او کشیده علاقه دارد اما این بدین معنی نیست که دیگر با این محبتها و علاقهها به محبوب بیعلاقه شود. مرحله برتر عشق پرستش است. اگر آدمی دلباخته خدا شود غیرخدا در دلش جایی ندارد و اگر پدر مادر همسر و فرزندان را دوست دارد اگر به صحنههای طبیعت علاقهمند شود به خاطر خداست و در طول محبت پروردگار متعال قرار دارد و به این معنی نیست که چون عشق خدا در دل ایجاد شد باید پرونده علاقههای دیگر را بستبلکه باید آن علاقهها را در مسیر عشق خدا قرار داد. مقطع دوم زندگانی ایشان از زمان ازدواج یعنی ۱۲ سالگی شکل میگیرد. ما میبینیم که حضرت پس از ازدواج از دامان وحی جدا نمیشوند و طوری برای زندگی خود برنامهریزی کردهاند که بیشتر اوقات خود را در محضر پدر و برادران هستند و از وجود آن معصومان بهرهمند میگردند. در سفرهای متعدد حضرت علیعلیه السلام امام حسنعلیه السلام و امام حسینعلیه السلام حضرت زینبعلیها السلام حضور دارند و به تعبیری میتوان اینگونه نتیجه گرفت که خانواده حضرت زینب همراه ایشان و این بانوی بزرگوار همراه ولایتبودهاند. با توجه به اینکه شوهر حضرت زینبعلیها السلام عبدالله بن جعفر از مردان بزرگوار و عالم بودهاند این نکته کاملا قابل درک است. مقطع سوم زندگانی عقیله بنیهاشم که بیشتر میتوان ابعاد باطنی ایشان را در این مقطع به تصویر کشاند از زمانی است که همراه امام حسین به سوی کربلا حرکت میکند. زمانی که خیمهها را میگسترانند خیمه حضرت زینب بین خیمه امام حسینعلیه السلام و امام سجادعلیه السلام است. از سویی محافظ عاطفی امام حسینعلیه السلام است و از سوی دیگر به پرستاری امام سجادعلیه السلام میپردازد. در واقعه عاشورا هم نقلی در تاریخ است که حضرت زینب اولین نفری بودند که خود را به شهدا کربلای میرساندند تا به امام حسینعلیه السلام از لحاظ عاطفی روحیه بدهند و در هنگام اسارت هم سپر بلای امام سجادعلیه السلام بودند هرگاه دشمن قصد جان امام سجادعلیه السلام را دارد در مقابل دشمن میایستد و از امام خود محافظت میکند. دیدار لطفا بفرمایید نقش حضرت فاطمهعلیها السلام در تربیتحضرت زینبعلیها السلام چگونه بوده است؟ خانم درویشی من برای پاسخ به این سؤال از فرمایش حضرت امامقدس سره کمک میگیرم که فرمودند حضرت زهراعلیها السلام در خانه محقر خود فرزندانی را تربیت کردهاند که هستی مدیون آنهاست. حضرت زهراعلیها السلام بسیار ادهزیستبودند. در همان خانه محقر خود فرزندان را با روحی متعالی پرورش دادند روحی مستعد آماده و متعالی برای انجام وظیفه و پذیرفتن حقیقت. نمونه آن صحنهای است که در تاریخ ذکر شده است. حضرت فاطمه زهراعلیها السلام در روزهای آخر عمر شریفشان از دختر سه یا چهارساله خود حضرت زینب میخواهند که بقچهای را بیاورد و در آنها کفنهای یکایک اهلبیتعلیهم السلام را به ایشان نشان میدهد و حتی میفرماید که برادرت حسینعلیه السلام کفن ندارد؟ و از وقایع عاشورا برای ایشان مسائلی را بازگو میکند. پذیرش این مسائل برای دختران سه - چهار ساله بسیار دشوار است مگر اینکه روحی والا و لطیف و دلی دریایی داشته باشد. و خاندان عصمت این روح والا را در دل فرزندان خود کاشتهاند. نکته دیگر اینکه حضرت زینب هفت معصوم از پیامبر تا امام باقرعلیه السلام را درک کرده است و همین میتواند برای درک عظمت آن حضرت کافی است. او درسهای بسیاری از رفتار علوی فاطمی میآموزد. احترام به پدر حمایت از ولایت را از مادرش یاد میگیرد. میبیند که مادر چگونه پدر را مورد خطاب قرار داده و میگوید روحی لروحک الفدا و نفسی لنفسک الوقاع روح و جان من فدای تو باد. این سخن تنها بیانگر یک جمله عادی که همسری به همسرش میگوید نیست. بلکه از روح والا و بلندی که در این جمله وجود دارد پیداست که حضرت زهراعلیها السلام خود را فدایی ولایت میداند این را زینب میبیند و میآموزد. حضرت زینبعلیها السلام کلاس
تواضع و آثار آن - جلسه سوم - (متن کامل + عناوین)
کلاس درس برود و گوش بدهد و تغذیه علمی شود. معرفت الهامی این است که کاری انجام دهد که لیاقت پیدا کند که خدا بدون معلم یک بخشی از علم را به انسان الهام نماید.راه رسیدن به معرفت کسبی و الهامی کمخوری میباشد. ائمه میفرمایند لایدخل حکمه جوفا ملا بطنا 3 حکمت الهی به باطن کسی که دائم شکم او پر است وارد نمیشود. من اخلص لله اربعین صباحا کسی که چهل شبانه روز در همه چیز نه فقط در نیت در عمل لقمه اخلاق برخورد خالص شود جرت من قلبه علی لسانه ینابیع الحکمه 4 ما از گرسنگان و کم خوراکها مسائل عظیمی را میدانیم از طریق روایات و حکایاتی که از زندگی آنها بیان شده است.______________________________ 1 - مجادله 58 11؛ تا خدا مؤمنان از شما را به درجهای و دانشمندانتان را به درجاتی عظیم و باارزش بلند گرداند. 2 - بحار الانوار 75 453 باب 33؛ نوادر المواعظ و الحکم 444؛ عده الداعی؛ اوحی الله تعالی الی داود علیه السلام یا داود- انی وضعت خمسه فی خمسه- و الناس یطلبونها فی خمسه غیرها فلا یجدونها- وضعت العلم فی الجوع و الجهد- و هم یطلبونه فی الشبع و الراحه فلا یجدونه- وضعت العز فی طاعتی- و هم یطلبونه فی خدمه السلطان فلا یجدونه- و وضعت الغنی فی القناعه- و هم یطلبونه فی کثره المال فلا یجدونه- و وضعت رضای فی سخط النفس- و هم یطلبونه فی رضا النفس فلا یجدونه- و وضعت الراحه فی الجنه- و هم یطلبونها فی الدنیا فلا یجدونها. 3 - عوالی اللآلی 1 425 المسلک الثالث فی احادیث رواها الشیخ؛ و قال علیه السلام لا تدخل الحکمه جوفا ملی طعاما. 4 - بحار الانوار 67 242 باب 54 الاخلاص و معنی قربه تعالی؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام بالاسناد الی دارم عن الرضا عن آبائه علیه السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله ما اخلص عبد لله عز و جل اربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه. روایت دیگری به این مضمون آمده جامع الاخبار 94 الفصل الثانی و الخمسون فی اللسان؛ و قال علیه السلام من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه. قناعت مرحوم شیخ انصاری روزی هم درس شیخ انصاری در نجف به شیخ گفت ما مانند تو درس نخواندیم و استاد ندیدیم شیخ فرمود چرا؟ او گفت پس تو چرا شیخ انصاری شدی و ما ماندیم شما جاده را رفتی و ما ماندیم شما صاحب بیان مرجعیت تالیف و نورانیت باطن شدی و ما بیبهره ماندیم. ایشان فرمودند یک روز در کاشان میخواستیم ناهار بخوریم پول هر دو نفر ما به اندازه خرید یک نان بود بیشتر هم نداشتیم جنابعالی به من فرمودید این عطارها و بقالهای نزدیک مدرسه ما را میشناسند برای ما احترام قائل هستند نسیه هم به ما میدهند. من نمیتوانم نان خالی بخورم میخواهم حلوا و ارده کاشان نسیه کنم. من به تو گفتم به همین نان خالی قناعت کن.اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور معرفت بینی 1 نه اینکه نخور؛ یعنی از آن چیزی که اضافهتر است نخور نیازی هم به نسیه نداریم. تو قبول نکردی رفتی و حلوا را نسیه کردی و آوردی من حتی لبه نانی که حلوا به آن مالیده شده بود نخوردم ما نخوردیم و شیخ انصاری شدیم تو خوردی و هیچ چیزی نشدی.روزه به انسان زمینه میدهد و او را برای کسب تعلیمات الهی یا الهامی مستعد میکند. نمونه تعلیمات الهی را میتوان در مساجد و مجالس مشاهده کرد که مردم با داشتن ضعف گرسنگی تشنگی گرما و ترافیک سنگین شهر و راههای دور به مساجد میآیند روزه به آنها حوصله شوق و توفیق میدهد از گوشه و کنار شهر میآیند و دو ساعت از وقت خود را برای تعلیمات الهی صرف میکنند و هر روز عالمتر از دیروز از مسجد بیرون میروند و یقینا شما در قیامت صف دوم قرار______________________________ 1 - سعدی شیرازیخواهید داشت. شما در حد خود عالم هستید. اما اگر شرایط معنوی روزه رعایت شود واقعا قلب شما آماده گرفتن حکمت الهامی خواهد بود من خیلی از لطائف و نکاتی که آموختم از همین افرادی که حکمت الهی به آنها عنایت شده یاد گرفتم. و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا 1 پس ارزش روزه به کاربرد علمی و حکمتی و معرفتی
بازخوانی جریان های ادبی - اجتماعی سیره ی فرا زمانی رهبری امت
کلاس های درس و بحث کشیده می شد تا اینکه بر اثر مجاهدت دوازده نسل پیاپی امامان و یاران آن ها مبانی نظری توحید و لوازم آن از ولایت تا معاد پی ریزی شد.ظاهرا این آن چیزی بود که در این سیر تکاملی بر عهده ی امام گذارده شده بود و مابقی چیزی است که باید امت بر عهده گیرد آن گونه که خود را مهیا و شایسته پیروی از معصوم سازد.اما نکته ی مهم این است که این سیر تکاملی در ورای آموخته ها و یادگیری های یک نسل هدایت می شود؛ پس باید سیستمی یادگیرنده و هویت بخش طراحی شود که قابلیت انتقال معانی و آموخته ها را داشته باشد.به نظر می رسد که آغاز این حرکت با نماد کتاب التزام و رهبران اولی الامر بر تفسیر آن و اصرار بر این معنی پرده از این راز برمی دارد که این سیر اصلاحی ماهیتا سیری زبان شناختی است. این اصلاحات با سیر در زبان آغاز گشته و استمرار یافته است و تحولی فرهنگی را رصد می کند که مقصد آن تحقق شهر عدل صالحان است.در اینجا مفهوم شهر مفهومی در التزام با تمدن و فرهنگ است؛ زیرا توسعه ی برج و بارو بدون فرهنگ و زبان فقط به ایجاد مجموعه ای ساختمان می انجامد و شهر به وجود نمی آورد.قابل تامل است که در میان نمادهای این دوره های پیاپی مهم ترین و پایدارترین نمادها نمادهای زبانی بوده اند؛ نمادهایی که گاه به صورت مکتوب و گاه به صورت شفاهی به جامعه ی بشری ارائه می شدند و بلوغ تدریجی آن را سبب می شدند.نتیجه ی بحث ــ رابطه ی انتظار با تحول در ساحت زبان و بلوغ عامهدر امتداد نمادهای بعثت نبوی حکومت علوی صلح حسنی قیام حسینی مناجات امام سجاد و دروس و مباحثات امام باقر امام صادق و سایر ائمه ی اطهار علیهم السلام به نظر می رسد که نمادهای عصر ظهور باید از تکامل یافتگی بیشتری برخوردار باشند.برای مثال ساخت زبان مورد استفاده باید از قوتی فوق تصور مردم دوره های پیشین برخوردار باشد؛ ساختی که بتواند عمیق ترین معانی مورد نظر خلقت را به اذهان بشر متبادر سازد و مقاصد حقیقی معصوم را در معرض فهم عامه قرار دهد. با تامل بر سیر ابلاغ پیام از بعثت تا غیبت ملاحظه می شود که شکل مبارزه به تدریج از میدان جنگ به عرصه های بحث و مجادله ی علمی کشانیده شد و جهاد در عرصه های علمی نیز همانند جهاد در میدان رزم مورد توجه پیروان اهل بیت قرار گرفت. البته این به معنی نفی ضرورت انسجامی نظامی و اقتدار سپاهیان در دوره های آینده نیست؛ اما به نظر می رسد که آنچه باید اتفاق بیفتد چیزی در ورای این ظواهر هر چند مهم و اجتناب ناپذیر است. این سیر سیری معرفتی
تهران هیئت سجادیه نازی آباد دهه سوم محرم 94 سخنرانی هفتم
کلاس اول تا دوازده میسازد خب این یک خیری است که با مردنش تمام نمیشود این ادامه دارد یعنی رشته این خیر و آثارش وارد قیامت میشود.خب این اسمش خیر دنیا و آخرت است هم بازگشت آثارش در دنیا برایش بوده هم بازگشت آخرتی در آخرت برایش است عنوان یک روایت را در خیر و شر که پیغمبر میفرماید خیر دنیا و آخرت حالا شرش را اینجا نمیگوید جای دیگر میگوید من برایتان میخوانم عربی را یعنی متن گفتار رسول خدا را در جلسه بعد توضیح میدهم با کمک خدا. با توفیق خدا.اربع من اوتیهن فقد اوتی خیر الدنیا و الآخره چهار چیز در این دنیا به هر کسی عطا بشود چهار چیز بداند که خیر دنیا و اخرت بهش عطا شده یعنی آثار این چهار خیر هم برای دنیایش است هم برای آخرتش است گفتم توضیحش برای جلسه بعد فقط متن گفتار رسول خدا را بخوانم که جلسه نورانی بشود چون امام هادی میفرماید سخن پیغمبر و ائمه نور است کلامکم نور هم جلسه را نورانی میکند هم دل آدم را نورانی میکند.اربع من اوتیهن فقد اوتی خیر الدنیا و الآخره بدنا صابرا خیلی جالب است صبر برای روح است برای روان است اما اینجا پیغمبر میفرماید بدنا صابرا و لسانا ذاکرا و قلبا شاکرا چهارمی هم که هم خیر دنیای ادم است هم آخرت زوجه صالحه یک همسر یک خانم پاک پاکدامن با عفت شوهر دار امین شوهر حافظ آبروی شوهر چنین زنی هم خیر دنیا و آخرت انسان است. چهار تا خیلی جالب است بدنا صابرا و لسانا ذاکرا و قلبا شاکرا و زوجه صالحا.یکی از این زنها را برایتان مثل بزنم که از بچگی تا حالا صد دفعه شنیدید باز هم آدم میشنود لذت میبرد شاد میشود زهیر ابن قین به مدیر کاروانش قافلهاش گفت ما اتفاقی امسال از مکه که داریم میرویم بیرون میگویند کاروان حسین ابن علی هم دارد میرود بیرون ما داریم میرویم کوفه او هم دارد میرود کوفه به حملهدارش گفت هر جا حسین ابن علی قافلهاش پیاده شد برای نماز نهار شام خواب تو رد شو که ما با حسین روبرو نشویم. خوشم نمیآید گفت چشم.زهیر آدم توانمندی بود نظامی بسیار قوی بود آمدند آمدند هر جا مدیر کاروان زهیر دید ابی عبدالله پیاده شد این قافله را تند حرکت داد که به قول زهیر با حسین روبرو نشود اتفاقی یک جا اینها پیاده شدند ابی عبدالله هم آمد همانجا پیاده شد باور از بخت ندارم که تو مهمان منی خیمه سلطنت آنگاه فضای درویش نمیتوانستند سریع جمع و جور کنند و بروند مجبور بودند سه چهار ساعت بمانند تا کارها درست شود و حرکت کنند سفره نهار را انداختند زهیر با همسفرهای مکهاش سر سفره است حالا یا داشتند میخوردند یا لقمه اول را که برداشت پرده خیمه رفت کنار من زهیر؟ زهیر کدامهایتان هستید؟ زهیر گفت من هستم کاری داری؟ گفت که عجب حسین ابن علی امام حسین میخواهد تو را ببیند گفت من با حسین ابن علی کاری ندارم عذر میخواهم نمیآیم زوجه صالحه خانمش هم جوان بود خودش هم جوان بود چهل و پنجاه سالش بود از پشت پرده خیمه زنانه خانمش که دوستش هم داشت گفت زهیر حالا من فارسی میکنم واقعا خجالت نمیکشی؟ پسر فاطمه زهرا پسر امیر المومنین پسر پیغمبر از تو دعوت کرده بروی ملاقاتش نمیآیم؟ بلند شو خیلی کار زشتی است با هم رفیق بودند با زن عاشق و معشوق بودند گفت خانم ناراحت نشو باشد میروم و میآیم گفت سفره باشد من بروم ببینم چه کار دارد برگردم نهار بخورم ما دیگر از این به بعد را در هیچ کتابی هیچ خبری نداریم که در این ملاقات بین سلطان دنیا و آخرت و زهیر چی رد و بدل شد.ای کاش میدانستیم نمیدانیم ننوشتند به قول ما تهرانیها درز نکرد فقط میدانیم از پیش ابی عبدالله که آمد به کسانش گفت کل این دو سه تا چادر من و سفره و اثاث را از جا بکنید و بیاورید بغل ابی عبدالله چادر بزنید این را میگویند زوجه صالحه اما زنی که به من بگوید بابا یک سال است عرق ریختی جان کندی حالا آخوندها بهت میگویند سه میلیون خمس درآمد باقیماندهات میشود گوش به اینها نده میخواهند بگیرند خودشان بخورند اگر ما هم خورده بودیم پس این حوزههای علمیه چطور سرپا شد؟ پس این همه مرجع تقلید از کجا درست شد این همه مفسر قران از کجا کی ما میخواهیم بخوریم؟این زوجه شریره است اما همسر زهیر زوجه صالحه است خب به خانمش گفت که این ملاقاتی که من با ابی عبدالله داشتم من چند روز دیگر بیشتر زنده نیستم چه معرفتی
English