تاکید کرد این افراد انسان های متکبری نبودند که مانند ابلیس در برابر خدا قد علم کرده و مقابل حق بایستند و به دلیل آنکه تکبر نداشتند به تمام منابع حقیقت … منابع دوازده گانه سعادت انسان را تضمین می کندوی اضافه کرد اتصال به این دوازده منبع تجارتی است که نهتنها ضرری در این تجارت نیست بلکه کل آن سود است مانند سلمان ابوذر مقداد میثم و تمام خوبان به دلیل همین اتصال است و ریشه و اساس این اتصال تواضع مقابل حق است.این پژوهشگر علوم قرآنی در ادامه سخنان خود گفت و الذین جاهدوا فینا سوره عنکبوت آیه 69 کسانی که خودشان را برای خود من خدا هزینه میکنند لنهدینهم سبلنا همه راههای فیوضات را به روی او باز میکنم انسان کمی کمک می کند ولی خداوند دریاوار به انسان کمک میدهد که یقین آراستگی بردباری و کرامت پیدا کند؛ یعنی خدا هم وارد ساختن انسان میشود.استاد انصاریان در تعریف خدا دریاوار توحید افزود یعنی یک نفر را مستقل در دخالت در امور و بقیه موجودات عالم را ابزار دستش بدانید که با آن ابزار تمام برنامهها را در جهت نفعدهی قرار بدهد که این یاری خداست.وی اضافه کرد شیخ صدوق ره چند روایت خیلی ناب در کتاب توحیدش نقل میکند؛ پیوند با خدا که معبودی غیر از او وجود ندارد. مستقلی غیر از او در این عالم وجود ندارد و هرچه غیر از او هست ابزار دست اراده و قدرت اوست. ثمن بهشت توحید و لا اله الا الله استوی یادآور شد ثمن الجنه لا اله الا الله توحید ثمن و قیمت بهشت است و این توحید یعنی لا اله هیچ معبودی در این عالم وجود ندارد الا الله ؛ پس هیچکس را نپرست مقابل کسی خم نشو و خودت را هزینه غیرخدا نکن که همهاش ضرر است و این قیمت بهشت است.نویسنده کتاب ارزشمند جایگاه انسان در نظام آفرینش با اشاره به روایتی از امام باقر ع افزود لیس شی الا و له شی یعدله هیچچیز در عالم نیست مگر اینکه مثل خودش برابر و هموزن دارد الا الله عزوجل مگر یکنفر که برابر و هموزن ندارد و آنهم پروردگار است. در عالم برای توحید اعتقادی و اشکی از ترس عظمت خدا هیچ هم وزنی نیستاستاد انصاریان در ادامه این حدیث گفت فانه لا یعدله شی و لا اله الا الله و یک حقیقت
1,717 مطلب یافت شد
استاد انصاریان: توحید نخستین منبع اتصال به خیر و نور/ انسان از لحاظ وجودی سرمایه دارترین موجود در عالم هستی است
توحید، حقیقتی بیهمانند در عالم هستی
همین که تکبر نداشتند به تمام منابع حقیقت وصل شدند و از طریق آن اتصال فیوضات الهی را به خودشان انتقال دادند بزرگ و عظیم ولیالله و عبدالله شدند … منابع حقیقتاین تواضع چقدر عالی است در روایات معراجیه است که پیغمبر ص میفرمایند خدا در شب معراج با صدای خودش با من حرف زد ازجمله به من گفت یا احمد هل تدری متی یکون لی العبد عابدا حبیب من میدانی این انسان ساخت من چه موقع بنده واقعی من است؟ این خیلی زیباست خدا این سؤال را از من کرد من به پروردگار گفتم نه نمیدانم. فرمود پس گوش بده تا تو را به این حقیقت
چند ماجرا از دينداران واقعى
در حقیقت چنین دیندارانی منابع برکات پروردگار در جامعه انسانی هستند که گاهی شعاع وجودشان محدودۀ زمان و مکان ملتی را که در آن زندگی میکنند در مینوردد
مهرورزى نتيجه معرفت
هماهنگی همه حرکات ظاهر و باطن با قرآن مجید و نبوت و امامت در حقیقت هماهنگی با منابع مهر و رحمت و عشق و محبت است .
حركت بر پايه معرفت
منابع پر فیض اسلام و توجه و دقت در فرهنگ نبی با کرامت اسلام و اهل بیت پاک آن حضرت و تعقل و تدبر در کتاب سراسر نور اسلام یعنی قرآن کریم میسر خواهد بود که حقایق عالم را با اتصال به این چشمههای پر فضیلت میتوان درک کرد و به شناخت حقیقی و معرفت واقعی دست یافت . مهرورزی نتیجه معرفت دقت در پهن دشت هستی و موجودات آن و اندیشه و تفکر در قرآن که وحی الهی است و تعقل و تفکر نسبت به پیامبران و رسالتشان ما را به این معنا آگاه میکند که همه و همه جلوه رحمت خدایند و خدا میخواهد انسان به گونهای حرکت کند که نهایتا وجودش مطلع الفجر رحمت بینهایت حق شود .به همین دلیل لازم است انسان قرآن و نبوت و امامت را که جلوههای رحمتند بشناسد و حرکاتش را بر اساس خواستههای حق و پیامبران و امامان جهت دهد تا رحمت رحیمیه از همه جوانب وجودش در دنیا و آخرت ظهور کند .انسانها از همه نعمتهای حق باید به گونهای استفاده کنند که آن نعمتها که جلوه رحمت عاماند پس از مصرف شدنشان به وسیله انسانها تبدیل به رحمت خاص به نفع آنان شود این خواسته خدا ازانسان است خواستهای که برای انسان نسبت به آن تعهدآور و مسئولیتزاست .به عبارت دیگر خدای رحیم ـ که همه هستی و امور ظاهری و در یک کلمه مجموعه آفرینش رحمت و مهر اوست و قرآن و پیامبران و امامان جلوههای کامل رحمت و مهر اویند ـ میخواهد انسان در عین این که مختار و آزاد است از این اختیار و آزادی بهره مثبت برده در سایه عقل و خرد با هماهنگ کردن حرکاتش با قرآن و نبوت و امامت هم کانونی از مهر و محبت شود و هم کاسب مهر و رحمت و محبت خدا گردد .جهان و همه موجوداتش سفره روزی خدا و همه نعمتهایش ظهور مهر خداوندی است و انسان در این جهان و سر این سفره نعمت چند روزی مهمان خداست که باید در این مهمانی ادب و شرایط مهمان بودن را که همانا گذران عمر و استفاده کردن از نعمتها بر اساس هماهنگی با خواستههای صاحب جهان و مالک سفره است رعایت کند و کارگاه وجودش را از طریق تغذیه از سفره نعمتها تبدیل به کانون مهر و محبت نسبت به حق و به خلق نماید و در عبادت خدا ـ که مهرورزی عملی نسبت به اوست ـ و خدمت به خلق ـ که مهرورزی عملی نسبت به آنان است ـ تا لحظه آخر عمر بکوشد و از پل مرگ با خیالی آسوده و دستی پر از عبادت و خدمت وارد جهان ابدی گردد و برای همیشه بر سر سفره بینهایت حق که در بهشت به عنوان پاداش برای عابدان خادم آماده شده بنشیند .هماهنگی همه حرکات ظاهر و باطن با قرآن مجید و نبوت و امامت در حقیقت
عظمت دریای وجود امیرالمؤمنین(ع)
کسی که میخواهد حقیقتی را بیان کند خودش باید قدرت عقلی و علمی خیلی بالاتری داشته باشد تا آن حقیقت را معرفی کند. منابع
بصیرت در آموزه های قرآن
حقیقت رجعت به دنیا پیش از قیامت یا پس از آن درخواستی است که از سوی کوردلان واقعی مطرح می شود. آنان زمانی به اهمیت و ارزش بصیرت دست یافته اند که فرصت ها از دست رفته است. از این رو خداوند درخواست ایشان برای رجعت به دنیا برای دست یابی به بصیرت را به تمسخر می گیرد؛ زیرا این درخواست بصیرت زمانی بیان می شود که کار از کار گذشته است. سجده آیه ۱۲ در مسایل دنیوی نیز کوردلانی از منافقان و مشرکان و کافران هنگامی که در دام قانون و مجازات می افتند و پرده های ضخیم فریب رسانه ای به کنار می رود و ظواهر رنگ می بازد و حقایق آشکار می شود خواهان بازگشت به میدان زندگی برای دست یابی به بصیرت می شوند در حالی که این زمان زمان مجازات است و نمی توان آنان را بی تنبیه و مجازات به جامعه باز گرداند. به هر حال بصیرت چنان که دیده شده از چنان ارزش و جایگاهی در زندگی بشر برخوردار است که هر کسی می بایست اهتمام و توجه ویژه خود را به آن مبذول داشته و با بهره گیری از ابزارها و عوامل بصیرت زا به سوی دست یابی به آن کشیده شود. خداوند در آیات ۵۰ سوره انعام و ۲۴ سوره هود و ۱۶ سوره رعد و ۱۹ سوره فاطر از بدیهی بودن برتری بصیرت در زندگی بشر نسبت به کوردلی و نابینایی و توجه به ظواهر به جای حقایق و بواطن سخن گفته است تا انسان ها را به ارزیابی و سنجش وادار نماید. در این آیات بارها و بارها این نکته تکرار می شود که آیا کوری و بینایی یکسان است؟ هر کسی به سادگی می تواند دریابد که بینایی در برابر کوری تا چه اندازه تفاوت فاحشی دارد. بنابراین هر انسانی باید نسبت به کشف حقایق نیز این گونه اهتمام داشته باشد. از این رو پیامبر گرامی ص پیروان خویش را به بصیرت و روشن دلی دعوت می کند تا از کوری در سطوح میانی و عالی نیز رهایی یابند. یوسف آیه ۱۰۸ ● ابزارهای بصیرت برای این که انسان به بصیرت دست یابد لازم است از همه ابزارها و فرصت هائی که خداوند در اختیار او نهاده بهره گیرد. بی گمان برای شناخت هر چیزی خداوند ابزارهای شناختی حسی و غیرحسی قرار داده است. انسان به طور طبیعی با ابزارهای حسی و غیرحسی می تواند به شناخت ها در سطوح مختلف دست یابد. از شناخت ظاهری گرفته تا شناخت ژرفی که برخی از آن به چشم برزخی یاد می کنند همه و همه با ابزارهای حسی و غیرحسی شروع می شود. خداوند بارها تاکید کرده که همه ابزارهای رشد و بالندگی انسان برای او فراهم است و انسان فقط باید در این باره تلاش و جهاد کند و از فرصت ها و ابزارها به درستی بهره گیرد تا به همه مقاصد عالی چون متاله شدن و خدایی گونه شدن تا خلافت الهی و تقرب به قاب قوسین او ادنی دست یابد. چشم و گوش و دیگر حواس ظاهری همان گونه که واقعیت ظاهری و وجودی چیزها و امور را به آدمی می آموزد مهم ترین منبع شناخت حقایق هستی نیز می باشد؛ زیرا فطرت آدمی تا زمانی که سالم باشد و او شخصیت متعادلی داشته باشد از طریق همین حواس ظاهری نیز می تواند حقایق را در مراحلی بالاتر به دست آورد. در این میان قلب آدمی نیز به کمک وی می شتابد و ادراک در سطوح مختلف را فراهم می آورد. این گونه است که انسان همه ابزارها و منابع
بر لوح سبز
در حالی که اگر این به اصطلاح پژوهشگران تاریخی خالی از هرگونه غرض سیاسی و تنها به انگیزه دستیابی به حقیقت به منابع و کتاب هایی که در سال های نزدیک
بر لوح سبز
در حالی که اگر این به اصطلاح پژوهشگران تاریخی خالی از هرگونه غرض سیاسی و تنها به انگیزه دستیابی به حقیقت به منابع و کتاب هایی که در سال های نزدیک
حرارت شور حسینی در جان شیعیان
همچنین با مراجعه به منابع روایی نیز میتوان به این حقیقت دست یافت؛ زیرا در روایتی رسول خاتم ص به حضرت زهرا س فرمود این جلسات تا روز قیامت پابرجاست
استاد انصاریان: دنیا تجارت خانه مؤمنین/ معرفت انسان به خویشتن دروازه تمامی ارزشهاست
خانه مؤمنین استاین استاد اخلاق ادامه داد مسیر خودشناسی از طریق قرآن یا روایات یا از یک عالم واجد شرایط محقق می شود که فرد برای یافتن حقیقت از این منابع
درباره علم فقه توضيح دهيد؟
بر نفع امت من حفظ کند خداوند او را فقیه و عالم محشور کند".ج علوم مورد نیازبرای شکل گیری علم فقه و تسلط فقیه بر منابع فقهی نیاز به تحصیل برخی از علوم دیگر است که در حقیقت
مایه نجات از هر بدى!
و اینها همگی حقیقت و مرز توکل اند منابع سایت حوزهسایت اسلام کوئیستفرآوری آمنه اسفندیاری
غرض از نزول قرآن
ذوالجلالکاتش وسواس را و غصه را زان سخن بنشاند و سازد دوا علامه جعفری در شرح این ابیات میگوید یکی از پردههای ضخیمی که به روی دین و منابع و شؤون آن افتاده و مردم را از این حقیقت
غرض از نزول قرآن
ذوالجلالکاتش وسواس را و غصه را زان سخن بنشاند و سازد دوا علامه جعفری در شرح این ابیات میگوید یکی از پردههای ضخیمی که به روی دین و منابع و شؤون آن افتاده و مردم را از این حقیقت
حضرت يحيى و حق گويى
اکثر مورخان مسلمان و نیز منابع معروف مسیحی جریان جگر خراش شهادت حضرت یحیی را به خاطر بیان حق و اظهار حقیقت بر ضد طاغوت زمان خود دانسته اند و
حضرت يحيى و حق گويى
اکثر مورخان مسلمان و نیز منابع معروف مسیحی جریان جگر خراش شهادت حضرت یحیی را به خاطر بیان حق و اظهار حقیقت بر ضد طاغوت زمان خود دانسته اند و
حضرت یحیى و حق گویى
اکثر مورخان مسلمان و نیز منابع معروف مسیحی جریان جگر خراش شهادت حضرت یحیی را به خاطر بیان حق و اظهار حقیقت بر ضد طاغوت زمان خود دانسته اند و
عترت؛ وارثان برگزيده ي قرآن (3)
حقیقت و نهایت همانی است که حفظ شریعت بدان وابسته است و الا مستلزم دور و تسلسل خواهد بود. اشکال یاد شده در احتمال دوم نیز پیدا می شود و افزون بر این چه بسا ناقلان در مراحل بعدی عمدا یا سهوا دست از نقل بردارند و در نتیجه تواتر را مخدوش سازند. همچنین احکام و معارفی که به صورت متواتر نقل شده باشند محدودند و همه ی احکام شریعت را بیان نمی کنند.فرضیه ی اجماع نیز نادرست است؛ زیرا اولا اجماع به خودی خود و بدون استثنا به رای معصوم حجیت و اعتبار ندارد؛ ثانیا احکام اجماعی در شریعت اسلام محدود است و دربرگیرنده ی همه ی احکام شریعت نیست. فرضیه ی خبرهای واحد نیز تمام نیست؛ زیرا حجیت شرعی آنها ثابت نشده است. رای و قیاس نیز حجیت شرعی ندارد ظنی و خطاپذیر است. بدین جهت یگانه فرض درست حفظ شریعت با پیشوایی معصوم است؛ زیرا در این صورت رای او به دلیل عصمت از هرگونه خطایی مصون است و می توان با آن دیگر آرا و اقوال درباره ی تفسیر قرآن و تبیین شریعت را ارزیابی کرد. 24 بدیهی است که تحقق این آرمان به صورت مطلوب بدون برخورداری شخص از علم و عصمت علمی در فهم منابع … منابع دین اسلام به ویژه قرآن تاکید کرده اند هرچند طبیعی است که اشتراکاتی هم با یکدیگر خواهند داشت. دو تقریر از دلیل عقلی گفته شده است که عبارتند از عترت علت مبقیه ی شریعت جاودانگی شریعت اسلام .تقریر اول عترت علت مبقیه ی شریعتبرهان نیازمندی باقی به علت مبقیه در استمرار حیات خود از ادله عقلی و وجدانی است. مطابق این برهان هر امر باقی تکوینی و تشریعی نیازمند علت مبقیه است. 1 شیخ بهایی آیه ان الله یمسک السماوات و الارض ان تزولا فاطر 41 همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند را دلیل سمعی بر نیازمندی باقی در بقا به علت مبقیه دانسته است. 2 برخی از مفسران نیز ربوبیت الاهی را علت مبقیه ی وجود ممکنات عالم هستی تفسیر کرده اند. 3 برخی در آیین اسلام نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را علت محدثه و ولایت امام علی علیه السلام را علت مبقیه ی رحمت الاهی بر بندگان تفسیر کرده اند. 4 از این برهان در مباحث اصول فقه نیز در بررسی احکام استفاده شده است. 5 1.تبیین تقریر اول چنین است که بقای اسلام تا پایان تاریخ مراد الاهی است و بر خداوند حکیم ضرورت دارد برای تحقق مقصود خویش لوازم آن را تمهید کند. عترت نبوی ساز و کار منطقی تحقق مراد الاهی در ابقای شریعت اسلام است. در توضیح این تقریر باید گفت که اسلام از منظر تاریخی دو مرحله ی ایجادی و ابقایی دارد و طبیعی است در هر مرحله ای عامل ایجاد و ابقا باشد که از آن دو به عنوان علتهای موجده و مبقیه یاد می شود. مقصود از علت موجده یا محدثه عاملی است که در تاسیس و ایجاد دین در جامعه انسانی نقش اصلی را داشته است و پدیداری دین را به وی نسبت می دهند. مراد از علت مبقیه عامل یا مجموعه عواملی است که دین وجود یافته را به همان شاکله ی اصلی خود حفظ و حراست کند و تا پایان دنیا قرائت صحیح و جامع از دین را در اختیار مخاطبان ادوار مختلف بعدی قرار دهد. هر دینی که ادعای ابقا و جاودانگی داشته باشد نیازمند این دو علت ایجادی و ابقایی است. در اسلام علت محدثه شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علت مبقیه عترت ایشان است. وجود مبلغ و آورنده ی دین به منزله ی علت محدثه برای قوانین الاهی است و وجود حافظ به منزله ی علت مبقیه است. عقل حکم قطعی مستقلی در این نتیجه دارد و برای حافظ دین افزون بر عصمت از خطا و زلل عاری بودن وی از سهو و نسیان را نیز شرط می داند و این مستلزم آگاهی پیشین وی از حقیقت … منابع شریعت است که عبارت از کتاب و سنت باشد. خلاف این دلیل عقلی موجب انهداف قوانین الاهیه می گردد و شریعت اسلام وضعیتی همانند شرایع سابقه پیدا می کند که بر اثر تحریف مبطلین و تاویل منحرفین اصالت خود را از دست دادند. برخی وجود علت مبقیه را آکد از علت محدثه دانسته اند. در این نگاه حفظ نظام بر طبق قوانین الاهیه در امور معاد و معاش عموم مردمان که مدنی بالطبع و محتاج به معاملات و مناکحات هستند با کمال شهوات نفسانیه و اختلاف آرا و طبایع ایشان صورت نپذیرد مگر به وجود حافظ و ولی در امور دین و دنیا بالنسبه به سوی کافه عباد خصوصا اگر آن قوانین الاهیه مبتنی باشد بر بقا و دوام و استمرار الی یوم القیامه. نیاز این قوانین الاهیه به سوی حافظ و ولی فی کل عصر و زمان آکد است از جهتی از خود مبلغ چه آنکه زمان وجود مبلغ و بقای او در دنیا نیست مگر زمان قلیلی و بعد از انقضای زمان مبلغ اگر ولی و حافظ شرع او نباشد هر آینه منهدم خواهد به اندک زمانی اوضاع شرعیه ی او به تشکیک مشککین و تحریف مبطلین شیرازه ی شرع او گسیخته خواهد شد و ثمرات تبلیغ و ثمرات رسالت او پیچیده خواهد شد. 6 2. خداوند تضمین علت مبقیه شریعت اسلام را با ارجاع به عترت نبوی در روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد تاکید قرار داده و تمهیدات لازم را با واسطه شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تعلیم معارف کتاب و سنت به عترت و مصونیت بخشی آنان از سهو و نسیان در این عرصه انجام داده است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی امام علی علیه السلام را به سینه ی خود چسبانید و گفت پروردگار مرا امر فرموده است که خود را به تو نزدیک گردانم و تو را از خود دور نگردانم و علوم خود را به تو تعلیم نمایم و سزاوار است که حفظ نمایی و فراموش نکنی.زمانی که آیه ی و تعیها اذن واعیه الحاقه 12 و گوشهای شنوا آن را نگاه دارد نازل شد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند خواست که آن را گوش علی علیه السلام قرار دهد و دعایش مستجاب شد و امام علی علیه السلام از آن پس چیزی را فراموش نکرد. 7 پس این تصور نادرست است که برای هرکسی یا هر طایفه ای پیامبری بیاید و دوباره دین ابلاغ شده پیشین را برای آنان تکرار کند. این هیچ ضرورت عقلی و اقتضای منطقی ندارد.در آیه ی و یقول الذین کفروا لو لا انزل علیه آیه من ربه رعد 7 و آنان که کافر شده اند می گویند چرا نشانه ای آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است ؟ نیز مردود تلقی شده و به دنبال آن از مدل انما انت منذر و لکل قوم هاد رعد 7 ای پیامبر تو فقط هشداردهنده ای و برای هر قومی رهبری است استفاده شده است.در این آیه جمله لکل قوم هاد بر جمله انما انت منذر عطف شده است و به همین جهت به دو نوع فعالیت اشاره می کند. یک قسم آن انذار است که توسط شخص پیامبر و با دریافت وحی از جانب خداوند به همراه ادعای نبوت و دعوت مردم به سوی حق انجام می شودو قسم دیگر آن هدایت است که بدون هیچ گونه ادعایی به دریافت وحی و دعوت و نبوت و تنها با راهنمایی مردم در همان راه معرفی شده از جانب پیامبر صورت می پذیرد. به عبارت دیگر منذر علت محدثه و ایجادکننده ی مسیر هدایت است یعنی با معرفی و ترسیم صراط مستقیم مردم را به آن دعوت می کند و هادی علت مبقیه و نگه دارنده ی مسیر است یعنی با حفظ دین و پاسداری از شریعت مردم را در پیمودن همان راه هدایت و ارشاد و راهبری می کند. عده ای از مفسران برآنند که مراد از صفت منذر و هادی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و معنای آیه آن است که تو بیم دهنده و هدایت کننده همگان هستی؛ ولی این تفسیر برخلاف ظاهر آیه مورد بحث است؛ زیرا واو در آغاز جمله لکل قوم هاد آن را از جمله پیشین انما انت منذر جدا کرده است. بنابراین مفهوم آیه چنین است که دوگونه دعوت کننده به سوی حق وجود دارد نخست دعوت کننده ای که کارش انذار است و دیگری دعوت کننده ای که کارش هدایت است و تفاوت میان انذار و هدایت آن است که هدف از انذار آن است که گمراهان از بیراهه درآیند و در متن صراط مستقیم قرار گیرند؛ ولی هدف از هدایت آن است که مردم پس از قرار گرفتن در راه رهنمون گردند و رو به سوی مقصد اصلی راه بپیمایند. در حقیقت
تأثيرنمازبروسواس
شیطان را اطاعت می کند؟”در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین ع روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله لا اله الاالله و لا حول و لا قوه الا باالله می باشد که در حقیقت
English