او دید مگر میشود به این راحتی نفس تربیتشده مطمئنه را که هرچه سید احمد غذای پاک اخلاقی و معنوی بوده در کام این نفس ریخته حاضرش کرد که روی این … میخواهی چهکار؟ با این هزار میلیارد و دوهزار میلیارد چند تا لباس میخواهی بگیری و بپوشی؟ تجلی نفس مطمئنه در گودال کربلااین نفس رهاشده بود؛ اما نفس تربیتشده
18 مطلب یافت شد
انسان، باارزشترین شاخهٔ درخت هستی
این نفس تربیتشده است. … -نفس تربیتشده ابوذرحتما شنیدهاید که ابوذر در تبعیدش به بیابان ربذه؛ من به آنجا رفتهام.
نفس انسان، سکویی برای پرواز یا سقوط او
درگیری ذهنی هشامبنحکم و سؤال از امام صادق ع نفوسی که صاحبانش پرده ظلمت به روی آنها نکشیدهاند ینظر بنور الله این چشمی که به نفس تربیتشده و پاکشده … نفس انسان دارند که چنین جملهای یا نزدیک به این جمله در هیچ مکتب و مدرسهای نیست. علتش هم این است که پیغمبر اکرم ص امیرالمؤمنین ع را عینالله نامیدهاند. او میبیند ولی با چشم الهی نور پروردگار و خداوند میبیند. روایت در بحارالانوار و از رسول خدا ص است و برای خانقاه نیست. از این نمونه مطالب که در کتابهای خانقاهی هم هست برای خودشان نیست؛ یا برای انبیا یا برای اهلبیت علیهمالسلام است. بعضیها فکر میکنند آنها خیلی دستشان پر است اما اینطور نیست. -نگاه مؤمن با کمک نور خداوندرسول خدا ص میفرمایند المؤمن ینظر بنور الله مؤمن با کمک نور خدا میبیند. ب سر کلمه نور به فرمایش ادیبان عرب ب استعانت است. بیش از چهل سال پیش من در همدان مهمان حدودا سهنفر از اولیای خدا بودم که تربیتشدگان نفسداران گذشته آن منطقه بودند و تقریبا راه و رسم تربیتیشان به آخوند ملاحسینقلی همدانی میرسید. وی از شاگردان رده اول درس شیخ اعظم شیخ انصاری است که همه نظر داشتند بعد از شیخ مسند مرجعیت حق ایشان است؛ اما صاحب نفسی اهل شوشتر به نام سید علی شوشتری که شیخ تربیتشده
خطرات هوای نفس در زندگی انسان
این نفس تربیتشده استایشان میگوید زمانی از طرابلس برای حج رفتم. من در بیابان پیاده بودم و پیاده به مکه میرفتم.
دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
نفس ملاحسینقلی همدانیملاعبدالصمد عارف مدرسه اهلبیت علیهمالسلام بوده نه عارف ادعایی؛ خودش هم ادعا نداشت و اهل مرید جمع کردن هم نبود. ملاحسینقلی همدانی هم از این صنف بود که سیدعلی به او گفت خدا تو را برای مرجعیت خلق نکرده بلکه تو را برای تربیت نفوس آفریده بنشین و تا آخر عمرت آدم تربیت کن؛ ایشان هم قبول کرد. چقدر خوب است که آدم حرف مردان خدا را بهراحتی بپذیرد و قبول کند. ملاحسینقلی همدانی خیلیها را هم تربیت کرد و رشته مرحوم سید احمد کربلایی و مرحوم آقاشیخ محمد بهاری و مرحوم علامه طباطبایی به ملاحسینقلی همدانی میرسد. اینها بیواسطه یا با واسطه تربیتشده
اولیای خاص خداوند، پردازشگران حقیقی بشر
تربیتشده امام است. کلام آخر؛ آبادتر از کوی تو ای دوست ندیدماین نفس بداندیش به فرمانشدنی نیست ××××××××××× این کافر بدکیش مسلمانشدنی نیستجز خضر طریقت که در این راه
تهران حسینیه حضرت قاسم دهه دوم صفر 94 سخنرانی دوم
تربیتشده او هستم. بسیار انسان فوق العادهای بود.من کم دیدم نمونهاش را تا حالا من دوازده سالم بود از دنیا رفت ولی شش سال این به من نفس میزد من آن وقت نمیفهمیدم احتمالا
تهران مسجد رسول اکرم دهه سوم محرم 94 سخنرانی هفتم
به چه دلیلی به کدام حقی براساس چه قانون شرعی آمدید و به مردمی که تربیتشده جاهلیت بودند بعد از مرگ پیغمبر رای دادید که دین مردم دنیای مردم آخرت مردم دست این آقا باشد این آقا چه علمی داشته؟ چه طهارت باطنی داشته؟ چه نفس
قرآن، سند حقایق عالم
تربیتشده مسجد و محراب بود. خلاصه جای دیگر که اینطوری بار نیامده بود . زندگیاش را از شهر مرو کشید و آورد تهران. تهران هم خیلی با علمای شهر قاتی شد. آنوقت تهران عالمان خیلی فوقالعادهای داشت؛ صاحب نفس
قرآن سند حقایق عالم
تربیتشده مسجد و محراب بود. خلاصه جای دیگر که اینطوری بار نیامده بود. زندگیاش را از شهر مرو به تهران آورد. در تهران هم با علمای شهر خیلی قاتی شد. تهران در آنوقت عالمان خیلی فوقالعادهای داشت؛ صاحب نفس
اصفهان/ بیتالأحزان/ دههٔ دوم ذیالقعده/ تابستان 1396هـ.ش./ سخنرانی هشتم
تربیتشده موسیبنجعفر و امام صادق است. شخصا بزاز بود. هارون به قاضی بغداد امر کرد که برو او را بگیر و مغازهاش را مصادره کن جنسهایش هم همه را ببر این آدم افرادی را که پول برای موسیبنجعفر میآورند میشناسد؛ ببین چه کسانی هستند مامور بفرست تا همه آنها -سیتا چهلتا پنجاهتا- را بگیرند. اولا آمدند و مغازه را مصادره کردند جنسها را بردند خودش هم دستبند زدند و به زندان بردند. خانوادهاش اولین کاری که کردند ایشان هرچه از امامان شنیده بوده سمعت سمعت خودم شنیدم اینها را نوشته بود و نود جلد شده بود همه را بردند و در دجله ریختند و آب برد که گیر نیفتد.ستمکاران و تربیتشدگان هوای نفس
عمل، باارزشترین گوهر دریای علم
نفس را به ما هم میداد؛ در زندگیکردن بینفس به آدم هیچ خوش نمیگذرد. باارزشترین گوهر دریای علمروایت را یادتان نرود من هم یادم نرفته که جابر به امام باقر ع گفت از اقیانوسهای علمت بهترین و باارزشترین گوهرش را دربیاور و به من بده. امام باقر ع فرمودند جابر باارزشترین گوهر دریای علم من این است عمل کن ؛ بعد هم و ساکت شدند. در آیات قرآن هم به این مسئله اشاره شده و ایمان و عمل صالح با هم ذکر شدهاند؛ چنانکه در این آیه میفرماید ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا سوره مریم آیه 96 . همچنین در این آیه میفرماید ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار سوره بروج آیه 11 .خوشا آنانکه الله یارشان بی ××××××××× بحمد و قل هو الله کارشان بیخوشا آنانکه دائم با تو باشند ×××××××× بهشت جاودان بازارشان بی کلام آخر؛ بیتابی سکینه س در آخرین دیدار با پدرمرکب تربیتشده
تجلی فیوضات الهی، منوط به رفع موانع
تربیتشده در ایل و در عشیره کلهر در جوانیاش به یک مرد خدا برخورد میکند و انقلاب حال پیدا میکند. ای کاش انسان در هر برخورد مثبتی در پیداکردن انقلاب حال معطل نشود. خیلیها در تحقق انقلاب حال معطل شدند و مردند و به فیوضات پروردگار نرسیدند. -انقلاب حال حربنیزید ریاحیشما ببینید سیهزار نفر هشت روز در برابر قویترین ابزار انقلاب حال قرار داشتند معطل ماندند تا به دست مختار نابود شدند و دوزخی شدند؛ اما از این سیهزار نفر یکنفر انقلاب حال پیدا کرد و حربنیزید ریاحی شد. با یقین ما در زیارت اصحاب ابیعبدالله ع او را از اولیا و اصفیای خدا میخوانیم. چه مدت طول کشید تا از اولیای خدا شد؟ نصف روز هم طول نکشید؛ چون اول طلوع آفتاب آمد و در پیشگاه ولی خدا که صاحب همهجور نفس
نظام خانواده در اسلام - جلسه بیست و چهارم – (متن کامل + عناوین)
تربیتشده با وجود بستگی تو به آن مادر توقع خطا از تو نمیرفت.من در بحث گذشته به تفصیل درباره مادر و وظایف او مطالبی را عرضه کردم در این قسمت نیازی به توضیح بیشتر نمیبینم و در مباحث گذشته راجع به حلال و حرام و رزق طیب و طاهر مسائلی را متذکر شدم مسئله تاثیر وجود معلم و اطوار و اخلاق او در فرزندان مردم هم از نظر کسی پوشیده نیست.آنچه در این گفتار توضیح بیشتر لازم دارد تاثیر وضع پدر در اخلاق و اعمال و تربیت فرزند است.پدر در درجه اول باید به تربیت دینی و اخلاق و دانش اندوزی فرزند توجه کند و در مرحله دیگر با همسرش آنچنان زندگی کند که شیرینی حیات را در کام فرزندان تلخ نکند و در جهت دیگر با تمام وجود مواظب باشد که لقمهای از حرام سر سفره اهل بیت و فرزندانش نبرد.در روایات اهل بیت آمده چند طایفه بیحساب وارد عذاب میشوند یکی از آنها پدرانی هستند که به تربیت دینی و اخلاقی فرزندانشان توجه نداشتند.خداوند متعال تمام انسانها را برای رسیدن به مقام خلافت از خدا هدایت دانش بصیرت و نهایتا ورود به بهشت خلق فرموده.این خود مردم هستند که با دست خود زمینه عذاب خود را فراهم میکنند. امیرالمؤمنین علیه السلام گریه میکند پس از اینکه در معرکه جمل جنگ به نفع امیرالمؤمنین تمام شد و آتش برنامه سرد گشت حضرت به میان کشتگان دشمن آمد و با دیدن آنان زار زار گریستکاری که از هیچ نظامی پیروزی در تاریخ بشر سابقه ندارد علت گریه حضرت را پرسیدند فرمود اینان که اسلام را پذیرفتند اهل نماز و روزه و عبادت بودند باید به بهشت میرفتند دلم از این میسوزد که بر خلاف حق به جنگ با امام معصوم برخاستند و به پیروی از هوای نفس
خودشناسی، عامل سودمندی انسان
نفس استعمار یا پول- خواست مرا بخرد میگویم قیمت من این نیست که تو میخواهی به من بدهی قیمت من بهشت است اگر میتوانی کلید بهشت را بده؛ البته آنهم دست کسی نیست و دست خداست. اگر خودم را بشناسم ارزانفروشی نمیکنم.حالا سؤال اول که از کجا آمدهام قرآن این را خیلی زیبا و باحال جواب میدهد. انشاالله فردا شب سعی میکنم چهار پنج سؤال را تا شب جمعه خیلی مختصر از طریق قرآن و روایات تمام کنم که چیزی از این بحث نماند. یادی از همۀ شهدای جنگ تحمیلیشب سهشنبه است من یادم است تکجلسهای داشتم که شبهای سهشنبه بود و دنباله نداشت؛ نه شب قبلش بود و نه شب بعدش. بچههایی در آن شبهای سهشنبه شرکت میکردند که یاد همهشان بهخیر حدود هزارتای آنها شهید شدند و تعداد اندکی از آنها ماندند که من آنها را دهه عاشورا و شبهای ماه رمضان میبینم اما وقتهای دیگر خیلی نمیبینم. البته چیزی هم از آن جلسه باقی نماند. یکمشت عاشق نترس و باتقوا بودند که من در هشت سال جنگ هم تقریبا بهدنبال اینها به جبهه رفته بودم و بیشتر عملیاتها با اینها بودم. آنها شهید شدند؛ اما بمبارانی گلولهای خمپارهای به ما نخورد. نمیدانم مرا میشناختند که به من نمیخوردند من زنده ماندم اما خیلی داغ دیدم داغهای خیلی سخت خدایا همه آنها را با حسینت محشور کن. کلام آخر؛ آخرین وداع سکینه س با پدر یکی از ذکر مصیبتهایی که آن شبها روی اینها خیلی اثر عمیقی داشت حالا من آنوقت علتش را نمیفهمیدم و بعدا فهمیدم خیلی از اینها که شهید شدند دختر سه چهار ساله در خانه داشتند. اولین بچهشان بود شهید شدند و بزرگ شدن بچههایشان را ندیدند؛ اما وقتی میخواندم میدیدم که میسوزند.از اینجا هم میخواندم که ابیعبدالله ع در آخرین لحظهای که میخواهد برود و دیگر برنمیگردد خیلی آرام و با محبت به شکم ذوالجناح رکاب اعلامی زد که حرکت کند؛ اما اسب عربی تربیتشده
نگاه پیغمبر(ص) به مردم عالم
تربیتشده را یک نهیب بامحبت میزدم از جا میپرید؛ چرا دوسه بار به آن نهیب میزنم و حرکت نمیکند؟ یکخرده از روی زین بلند شد و خم شد دید دختر سیزدهسالهاش سکینه س آمده و دو تا دست اسب را بغل گرفته نمیگذارد اسب برود. این پدر بامحبت پیاده شد و روی زمین نشست عزیزش را بغل گرفت و در دامن نشاند و میدان حرفزدن به او داد. دختر گفت بابا از صبح تا حالا که به میدان رفتهای برگشتهای؛ این بار هم برمیگردی؟ امام فرمودند نه عزیزدلم این بار دیگر برنمیگردم. دختر گفت بابا حالا که میخواهی بروی و برنگردی میشود یک درخواست بکنم؟ فرمودند بله عزیزدلم؛ درخواستت را بگو. گفت بابا خودت ما را به مدینه برگردان. ما نمیخواهیم همسفر شمر و خولی و سنان بشویم. امام به کنایه فرمودند عزیزدلم لو ترک القطا لنام یعنی سکینه من همه راهها را به رویم بستهاند. حالا هم اگر بخواهم شما را برگردانم دیگر یاری برایم نمانده است. سپس فرمودند دخترم درخواستی از من کردی و نشد جواب بدهم. حالا من از تو درخواست دارم. دختر بلند شد و سر بابا را به سینه گرفت صورت بابا را بوسید و گفت بابا از من چه میخواهی؟ فرمودند سکینه جان میخواهم در برابر چشم من اینقدر اشک نریزی. گریه تو قلب مرا آتش میزند. نمیدانم امام چطوری با بچهشان خداحافظی کردند دختر دیگر بابا را ندید تا روز یازدهم که دید عمهاش یک بدن قطعهقطعه را روی دامن گذاشته است و دارد جان میدهد. عمتی هذا نعش من 17 این بدن کدامیک از این 72 نفر است؟ بدن سر و لباس نداشت؛ جای سالمی نداشت عمه فرمود عزیزدلم این بدن پدرت حسین ع است. سکینه س خودش را روی سینه بابا انداخت و گلوی بریده را بغل گرفت. دیگر بدن را رها نکرد تا وقتی همه را سوار کردند. هرکاری کردند دیدند از گودال بیرون نمیآید. دخترداراها یا کسانی که نوه دختر دارید چطوری بقیهاش را بگویم؟ فاجتمعت عده من الاعراب 18 یک مشت اوباش طاغی در گودال ریختند و بچه را با تازیانه زدند و میگفتند بدن پدرت را رها کن او را از روی بدن کشیدند. دعای پایانیخدایا گریه بر ابیعبدالله ع را از ما و نسل ما نگیر. خدایا به ما سلامت روح و نفس
گلپایگان مسجد حجتالاسلام ربیعالثانی 1395 سخنرانی هفتم
تربیتشده یمن کمیلبنزیاد نخعی است که در سن نودسالگی حجاج به جرم عشق امیرالمؤمنین سرش را از بدن جدا کرد و تکان هم نخوردگفت از علی دست بردار تو را نمیکشم. گفت میمانم که من را بکشی من همه وجودم علی است من اصلا امکان ندارد از علی جدا بشوم و هیچچیزی نمیتواند من را از علی جدا کند.اولینباری که کمیل شنیده شده دعا بهوسیله همین کمیل است. اینجور هم نقل میکند و این در کتابخانه آستان قدس هم هست. میگوید شب جمعه بود من هم هیچ خبری نداشتم که امشب علی میخواهد چهکار بکند. دیدم در تاریکی مطلق یعنی یکدانه شمع هم روشن نبود. مولای من این کمیلخواندن است کمیلهایی که من میخوانم بازی پول است و نه کمیل. گفت مولای من در تاریکی مطلق صورتش را روی خاک گذاشت و به حال سجده تا آخر دعا در سجده بود ناله زد گریه کرد خاک زیر صورتش گل شد. تمام که شد سرش را بلند کرد. من هم به خودم اجازه ندادم که بروم به او چیزی بگویم؛ اما صبح مثلا حدود هفت و هشت و نه و ده محضر امیرالمؤمنین رفتم و گفتم آقا این دعایی که دیشب خواندید میشود بگویید تا من بنویسم؟ فرمودند بله برو قلم و کاغذ بیاور آمدم بغل دستشان نشستم کلمهبهکلمه و شمرده گفت و من هم نوشتم؛ چون این آقا باعث پخش این دعا شد دعا در مردم و در شیعه بهنام ایشان معروف شد. دعا دعای امیرالمؤمنین است ولی دیگر به دعای کمیل شهرت پیدا کرد. وقتی که حضرت کلمه به کلمه گفت و من نوشتم. تمام که شد به من فرمودند کمیل این دعا را شب پانزدهم شعبان بخوان چون شب پانزدهم شعبان بوی قدر میدهد. نتوانستی شب جمعه بخوان. کمیل این دعا را هر شب جمعه بخوان؛ اگر نشد سالی یکبار شب جمعه بخوان؛ اگر نشد در مدت عمرت یکبار این دعا را بخوان و بمیر و با این دعا آن طرف برو این دعا را ترک نکنکمیل این دعا چهارتا خاصیت دارد. حالا یکی دوتا را من با چشم خودم دیدم. داستان این دعا در دوره عمر خود من داستان بسیار عجیبی است و من عجایب این دعا و دیدههایم را خیلی نقل نکردهام ولی این دعا را هزار صفحه شرح زدهام و هشتنهبار هم چاپ شده است. کمیل این دعا چهارتا خاصیت دارد یک تغفر آنچه گناه بین خودت و خدا داری اگر این دعا را بخوانی تمام که بشود از جا بلند نشدهای خدا آن گناهان را میبخشد. گناهان بین خودت و خدا نه اینکه حالا صدمیلیون مال مردم و مال یتیم را خوردم با دعای کمیل پاک شود نه شیعه هم که اهل این حرفها نیست حرامخور نیست شیعه اگر گناهانی داشته باشد یک گناهان مختصری است. کمیل اینقدر قدرت دارد که گناه را پاک بکند. تغفر و تنصر کمیل خدا با این دعا تو را یاری میکند و در مشکلات در سختیها کمکت میدهد تا مشکل حل بشود. وترحم کمیل با این دعا مورد رحمت خدا قرار میگیری. چهارم وترزق . تغفر تنصر ترحم ترزق در یک شهر بزرگی که مرکز استان است تابستان بود و آنوقت هم من درحال جوانی بودم و نفس
تهران حسینیهٔ شهدا دههٔ سوم رجب 1396 سخنرانی سوم
نفس میکشند نفسشان آدم را تاریک میکند نفسشان آدم را از خدا میبرد نفسشان آدم را کسل میکند؛ اینکه برابر روایات جلالالدین در این دیوانش میگوید ای بسا ابلیس آدمرو یعنی به شکل آدم آدمرو یعنی به شکل آدم . ای بسا ابلیس آدمرو که هست پس به هر دستی نباید داد دست گاهی لمس هم آدم را تاریک میکند؛ لمس یعنی آدم به یک کسی دست میدهد و این دیگر در عرفان عملی ثابت شده است. ظاهرا آدم خوبی است اما آدم تاریک میشود. نفسش به آدم میخورد و تاریک میشود. چرا پیغمبر میفرمایند جوانی و مردی که به دختر نامحرم به زن نامحرم دست بدهد عرش خدا به لرزه میآید چرا؟ چون ظلمت این دستدادن بسیار پرفشار است و عرش را به لرزه میآورد؛ چون این دستدادن مقدمه لذتبردن مقدمه ایجاد محبت مقدمه ارتباط مقدمه زناست بیخودی که پیغمبر نمیگویند عرش به لرزه میآید. من نمیدانم عرش یعنی چه ولی در کلام رسول خداست؛ حالا این دستدادن عرش را به لرزه میآورد خود زناکردن چهچیزی را به لرزه میآورد؟ و کارهای دیگرخب خدا میگوید دین در ابتدای سخن شنیدید خدا میگوید دین پیش من اسلام است؛ یعنی هر دین دیگری در این عالم بعد از قرآن و پیغمبر باشد قبول ندارم و پیش من هم نیست ساخت بشر است. نسخهای که برای این دین به شما دادم شفا درمانکننده است. آن دکتر را یادتان باشد که گفتم مریضی که همهچیزش بههم ریخته بود؛ یعنی خونش گناهکار شده بود قلبش گناهکار شده بود ظاهرش انحراف پیدا کرده بود و دکتر گفت نسخه را عمل بکنی سالم میشوی و سیسال دیگر هم زندگی میکنی؛ اگر نکنی میمیری پروردگار میگوید این نسخهای که من دادم درمانکننده است. پیغمبر میگویند عباد الله انتم کالمرضاه شما مثل بیماران بدنی هستید که دکتر رفته و دکتر تشخیص داده دکتر نسخه داده دکتر هم گفته اگر به نسخه من عمل بکنی همه انحرافات بدنت درست و هدایت میشوند؛ خونت هدایت میشود قلبت هدایت میشود درست میشود و سالم میشوی. عباد الله انتم کالمرضاه و رب العالمین کالطبیب نسخه طبیب قرآن است و این نسخه صد درصد کامل است؛ پس چرا جامعه ما جامعه ناقص گناهکار فاسد در آن زنا هست مال مردمخوری هست ظلم هست؟ تقصیر این دین است یا تقصیر من است که نسخه را عمل نکردهام؟ به اسلام چه؟بعضیها میگویند اگر این دین کارهای بود اوضاع اینجوری نبود دین که کارهای هست ما دنبال دین نیستیم؛ وگرنه دین که کارهای هست شما سراغ دیندارانی برو که هنوز در ایران کم نیستند هنوز کم نیستند. من یک دوستی دارم همین یکی دو ماه پیش آمد که ماشینش را پارک بکند البته من نبودم و بعد پدرش برایم گفت. آمد ماشینش را در پارکینگ خانه پارک بکند یک آقایی یک موتور آورده بود و موتورش را کاملا در مرز پارک حق این آقا گذاشته بود. این جوان هم پشت فرمان ماشینش را خیلی بادقت پارک کرد ولی یک تق مختصری صدا آمد؛ پایین آمد و دید که یک گوشه ماشینش به چراغ خطر عقب موتور خورده و یک تکه چراغ شکسته ولی ماشین خودش هیچچیزی نشده است. یک نامه با خودکار از جیبش درآورد اسمش و تلفنش را نوشت و روی موتور گذاشت؛ چون نمیدانست موتور برای کیست و موتور برای اهل آن خانه نبود؛ چون کسی در آن آپارتمانها موتور نداشت نوشت من آمدم پارک کنم دقت هم کردم و اینجور شد؛ این آدرس من این تلفن من به من زنگ بزنید تا من بیایم و پول چراغ و پول نصب چراغ را به شما بدهم. این اسلام در این جوان است. موتور را آن شخص بد پارک کرده ولی این دغدغه دارد که نکند این یکذره چراغی که شکسته من آدرسم را ندهم و نیاید پولش را بگیرد در قیامت گرفتار بشوم اسلام که نسخهاش کامل است اسلام که نسخهاش جامع است اسلام که عیبی ندارد اسلام نقصی ندارد.من یک روایتی را هم از وجود مقدس موسیبنجعفر بخوانم خیلی روایت نابی است و فکر نکنم شنیده باشید. زمان حضرت کشور محتاج یک شیعه تربیتشده
English